الله: آموزگار بزرگ بیرحمی، خشونت و کین خواهی
فیروز نجومی

 

 

اعدام در ملا  عام و یا مخفیانه در سیاهچالهای ولایت، بیک امر عادی و واقعیتی روز مره تبدیل شده است. مردم به پیکر جوان و یا جوانانی که از دکل جرثقیل آویزان شده اند، خوی گرفته و به تماشای مراسم اعدام چه شتابان که نروند، گویی که جشن و سروری بزرگ در راه است. اگرچه متهمین سیاسی و دگر اندیشان را در خفا، پشت درهای بسته و در تاریکی، دور از چشم بستگانشان بدار آویخته، جسم بی جانشانرا خود به خاک می سپارند.

 

در حکومت اسلامی، همچنانکه هیچ بلند مقامی را نمیتوان مسئول نتایج تدبیر و مدیریت سیاست و یا برنامه ای شناخت، هیچ کس را هم نمیتوان مسئول اعدام ها دانست، مسئول بالاترین شکل بیرحمی و خشونت و انتقام ستانی. آیا غرض از این کشتار در پیش چشمان پیر و جوان، زن و مرد و کودک، بخشی از معماری یک جامعه اسلامی ست، جامعه ای، الگو برای بشریت؟ چه هدف ولائی؟

 

تردید، اما، بخود راه نده که آیت الله ها، علما و فقها برهبری ولی فقیه، مظهر دین و قدرت، از نتایج ناخواسته و پیش بین ناشده پروژه جامعه اسلامی، که تاکنون سخت مصیبت بار و ویران کننده بوده است، بی خبراند. چه نهایتا نه آنها بلکه الله، «خداوندی که بجز او هیچ کس دیگری نیست، مسئول شناخته میشود، بویژه مسئول بالاترین شکل بیرحمی و خشونت و کین خواهی.  یعنی که بدار آویختن جوانانی که بدرستی معلوم نیست جرم و گناهشان چگونه به ثبت رسیده است و در کدام داده گاه محاکمه و محکوم گردیده اند.

 

خانم نرگس محمدی، یکی از فعالین حقوق بشرنقل میکند که وقتی پرونده چهار جوان کرد را که در اواخر اسفند ماه سال گذشته اعدام شدند، بعنوان وکیل مدافع، پرونده های آنان تنها حاوی یک برگ بود و آنهم حکم اعدام ، نه کیفر خواستی، نه نسخه ای از بازجویی ها و بازپرسی ها خبری بود، چنانکه گویی حفظ حق و حقوق محکوم، تشریفاتی زائد و بی معنی ست.  چرا که پاسدار و بازرس و بازجو و قاضی همه خود را نهایتا در برابر ولی فقیه مسئول میدانند، مقام و مرتبه ای که خود را در برابر هیچکس مسئول نمیداند و به هیچ بنده ای پاسخی نگوید.. عوامل ولی فقیه وقتی متهم به  "محاربه "  را به دار میآویزند، نفسی برضایت بر آرند که از حق و حقوق الله دفاع میکنند، از یکتایی و یگانگی او نه از حق و حقوق ملت. آنها در واقع به ملت خیانت میکنند تا در خدمت الله در آیند.

 

واقعیت اما آنست که از زمانی که متهم در چنگال پاسداران دین گرفتار آمده و برگهای پرونده روی هم تلنبار و متهم در سکوی شکنجه و زیر ضربات مشت و لگد و شلاق مورد بازجویی قرار میگیرد، الله حضور دارد. بازجو مگر میتواند بدون ایراد «بنام خدایی که مهربان و بخشنده و یا "الرحمان و الرحیم" است تازیانه خود را بر تن محارب فرود آورد؟ بازجو احساس میکند که با هر ضربه شلاقی که بر پیکر محارب وارد میآورد، گامی به دروازه بهشت نزدیک تر میشود. به این دلیل است که سخت و بیرحمانه میزند، میکوبد و تجاوز میکند. اگر رسول الله، سر بیش از 700 یهودی را بجرم محاربه بر زمین می افکند، چه ایرادی بر شکنجه و اعدام محارب خواهد بود؟ مثلا آیا معلوم شد مسئول قتل جوان تنومندی همچون ستار بهشتی، و یا خانم ژاله کاظمی، چه کسی بوده است و چگونه بقتل رسیده اند؟ اینها و صدها مورد جنایات دیگر همچون قتل عام زندانیان سیاسی در سال 67 که تعدادشان را بیش از 4000 تن تخمین زده اند و یا قتل های زنجیره ای، بدست کسانی عملی شده است که به "جهاد" و "شهادت " در راه تحصیل رضایت الله،، اعقاد دارند. چون زندگی ابدی در کنار حوری های بهشتی در انتظارشان هست، دست خود را بهر جنایتی آلوده میکنند. هم در این دنیا پاداش دریافت میگیرند و رستگار میشوند و هم در آخرت. همچنانکه شاه امامان، امام حسین برای تحصیل خشنودی الله تن به شهادت داد . بدون تردید وقتی بازجوی معروف حسین شریعتمداری، رئیس تف لیس ولایت،  آمپول هوا را به سعیدی سیرجانی تذریق میکرد که نفس را در سینه اش حبس کند، میدانست که دست به جهاد مقدس میزند. چه افتخاری بالاتر از این. بی جهت نیست که در ردیف  یکی از بزرگترین شیپور زنان ولایت در آمده است.

 

بگذریم که بعضا، از پیامبر اسلام، عیسی مسیح میسازند، چنانکه گویی همیشه به زبان صلح و دوستی سخن گفته است، نه بیرحمی، نه خشونت و نه انتقام ستانی، نه تننبه و مجازات را بر  "بندگانی " که از تسلیم و اطاعت سرباز میزده اند، روا داشته است. چه، خدایی که او را بعنوان رسول خود برگزیده است، الله،، الرحمن و الرحیم است. بسیاری فراموش میکنند که این الله است که خود را چنین مینامید. که خدایی که بی همتا و یکه تاز میدان است، میتواند بهر گونه که اراده کند  خود را به توصیف در آورد. در غیر اینصورت چگونه الله میتواند بندگان خود را به تسلیم و اطاعت فرا بخواند. در صورت سرپیچی از اراده و فرمان الله است که در می یابیم خداوند بخشنده مهربان، دوزخی را مالک است که انسانهای خطاکار را به دردناک ترین تنبیه و مجازات، یعنی عذاب تا ابد محکوم مینماید. عذاب "الیم " را الله بارها در قرآن  با جزئیات و دقت بسیار توضیح و توصیه میکند. باینترتیب برخلاف صفاتی که بخود نسبت میدهد،  لله آموزگار بزرگ خشونت و انتقام ستانی ست.

 

تحلیل گران و ناظران، اکثر اعدامهایی که در حکومت اسلامی واقع میشوند، بدرستی اعدام های "سیاسی " خوانده اند. چرا که  در سوی اهدافی همچون حفظ و تداوم ساختار قدرت از طریق ایجاد رعب و وحشت، صورت میگیرند. اعدام در ملا عام، نمایش اقتدار و بی اعتنایی به حق و حقوق بشر است، مخابره پیامی ست به مردم مبادا یکبار دیگر به جوشش و خروش برخیزند و دهان باعتراض بگشائید. که ترس و هراس در دل مردم افکنند و آنها را چون سی و چند سال  گذشته خاموش و ساکت،  نگاه دارند.

 

اما، اعدام ها، قبل از آنکه سیاسی باشند، اعدام هایی هستند دینی. شاید یا آوری این نکته لازم باشد که در اعدام های سیاسی، خدا در مجازات و تنبیه محکوم، بویژه اعدام بشر بدست بشر دیگری، دخالتی ندارد. در حالیکه در اعدام های دینی، خدا  نقش اصلی را بازی میکند. آیت الله های حاکم به احکامی که الله در قرآن صادر فرموده است رجوع میکنند و  مبدا تصمیمات، سیاست ها و برنامه های خود از جمله اعدام قرار میدهند. مهم نیست که در قانون بشری چه چیزی مقرر گشته است.

 

 حکومت ولایت خود را مستلزم به قوانین و احکامی نموده است که ریشه در شریعت و کتاب آسمانی و مقدس قرآن دارد، نه در خواست معطوف به عدالت ملت. این است که در حکومت اسلامی قانون و احکام قضایی و گذراندن مراحل قانونی ، تشکیل پرونده و بازجویی و اثبات جرم در دادگاه در حضور هیئت منصفه، همه یک تشریفات زائد و بی معنایی بشمار میآیند، نه روش عقلانی در سوی حفظ حق و حقوق محکوم..

 

 در زمان شاه خون سرکشان و دگر اندیشان و مخالفان به پای تخت شاهی  ریخته میشد، امروز  به پای منبر ولایت، جلوه الله، جانشین امام زمان، باید ریخته گردد. در آن دوران اعدام بد و اسفناک و غم آور بود و نسبتا معدود، بویژه در مقایسه با شرایط کنونی. اما، در حکومت اسلامی اعدام یک امر مقدس محسوب میشود و بفرمان الله است که باحرا در میاید. حکومت اسلامی اصلا نگران گسترش قتل و جنایت، خشونت و انتقام ستانی در سطح جامعه نیست. چرا که استفاده از ابزار خشونتبار اعدام نه تنها بازدازنده جرمی نیست بلکه  در دامن زدن به نا امنی و قتل و جنایت نقش اساسی بازی میکند. یعنی که در طی 36 سال گذشته برغم تعداد روز افروزن اعدام ها، خشونت و انتقام ستانی بنا بر گزارشهای رسمی روند صعودی داشته است که خود دال بر این واقعیت است که اعدام نه تنها در باز داشتن جرائم جنایی، تاثیری نداشته است  بلکه یکی از دلایل بسیار مهم گسترش آن بوده است.

 

در تعجب هستم که چه میشد اگر الله، پای خود را از این جهان بیرون میکشید و بشر را آزاد میگذارد که بر اساس اراده و میل خود زندگی بگذراند و به پیروان خود بجای خشونت و کین خواهی، انسانخواهی و آزادی میاموخت، آیا  امام خمینی و جانشین او خداوندگار خامنه ای، دست بقتل عام و کشتار و جنگ و خونریزی میزدند و جهاد و شهادت را سرلوحه زندگی خود قرار میدادند؟

 

آنچه اینجا باید بآن توجه داشت این واقعیت است که این اعدام ها بدست شاهان فاسد و سست عنصر و آلوده به آفت قدرت صورت نمیگیرد بلکه بدست کسانی اجرا میشود که خود جلوه ی الله و پیغمبر و امامان معصوم اند. پاک و مطهرند و مظهر زهد و تقدس و تقوا. حکم اعدام، بدست قضات خود فروخته و بمنظور خشنودی شاه، صادر نمیشود، بلکه بامضای مردان خدا باجرا در میاید، مردانی که زندگی خود را به تمامی، وقف ستایش و حمد الله میکنند. از این مردان هرگز عملی بر نخیزد که مورد تایید و تصدیق الله نباشد، چه مجتهد باشند و چه مقلد، چه آیت الله ای  که احکام اعدام را امضا میکند، چه آن بسیجی که قمه بر کشد و بر پیکر معترض فرود آورد. یعنی که بیرحمی، خشونت و انتقام ستانی وقتی باوج خود میرسد که در پاسخ به خواست و میل اراده خداوند یکتا و یگانه، الله صورت میگیرد. هرچه تعهد و مسئولتیت نسبت به الله شدید و محکمتر، تقلیل انسان به حیوان، بیشتر و عمیق تر، حیوانی زبان بسته، دست بسته و چشم بسته که همچون یک گوسفتند قربانی میتوان سرش را از تن  جدا نمود.

 

ارزشهایی که نظام عدالت اسلامی بر آن قرار گرفته است، بیرحمی، خشونت و انتقام ستانی، هم اکنون از انحصار حکومت اسلامی برهبری آیت الله ها بیرون آمده است. آیت الله ها دیگر یکه تاز میدان نیستند. هم اکنون ما شاهد ظهور الگوی بیرحمی، خشونت و انتقام ستانی، در فرقه های مختلف خلافت گرای جنبش های اسلامی هستیم.  داعشی ها، النصره ها و بوکوحرامها و دیگر جنبشهای اسلامی در کلام الهی همان ارزشهایی را یافتند که حکومت اسلامی وجود و بقای خود را مدیون آنها ست. یعنی که صرفنظر از گرایش های مخالف و متقاوت در درون اسلام،  همه آنان شیفته بازگشت به دوران رسالت اند، دورانی که جنگ و غارت و چپاولگری مرسوم و   بیرحمی، خشونت و انتقام ستانی شیوه ی  زندگی بوده است. زمانیکه امام خمینی بر منبر قدرت جلوس یافت، به پیاده سازی ارزشهای دوران رسالت ویا دروران عشیرتی، پرداخت. داعشی ها نیز همچون آیت الله ها با بر افراشتن پرچم الله به دوران رسالت بازگشته، گردن زدن و سوزاندن اسیران و فروش زنان اسیر بعنوان غنائم جنگی بکار میگیرند که نظام تسلیم و اطاعت و یا دیین الله اسلام را  توسعه و گشترش دهند. جنبش های اسلامی، همچون حکومت اسلامی نشان داده اند، در دفاع از خدای رحمان و رحیم دست بهر جنایتی میزنند. هم اکنون هر ده و شهری که بدست دولت خلیفه اسلام میافتاد، مردم آن دیار خانه و زندگی را رها نموده آورگی را بر زندگی در زیر سلطه داعشی ها ترجیح میدهند.

 

آنان که تا کنون به دست الله  بر دار مجازات آویخته شده اند به جرگه  قهرمانان ملت پیوسته اند. آنها ستارگانی هستند که تا ابد در تاریخ ایران میدرخشند. اما حکومت ولایت باید آگاه باشد که از دل آئین الله است که محارب زاده میشود و باید انتظار لحظه ای باشد که مردم ایران در تایید و تصدیق راه قهرمانان ملت فریاد بر آورند که ما هم محاربیم.

 

فیروز نجومی

 

Firoz Nodjomi

fmonjem@gmail.com

firoznodjomi.blogpost.com

rowshanai.org

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

فیروز نجومی

فهرست مطالب فیروز نجومی  در سایت پژواک ایران 

* مناظره روبهان
* رئیس جمهور چکاره ست؟
*انتخابات را به خاکسپاری رژیم جنایتکار تبدیل کنیم!
*انتخابات خوب است!‏
*حقیقت را باید گفت!‏
* از یکتا پرستی تا ‏کثرت خواهی
*ندای وجدان
*ویرانی بزرگ!‏
*از دین گریزی تا دین ستیزی
*سالروز نکبت و مصیبت ‏
*دگرگون سازی ارزش ‏ها!‏
*گفتمان رفسنجانی، گفتمان ریاکاری
*حقیقت نهائی!‏
*دیفروشان دیروز فرمانروایان امروز
*شاه گور خود کند و ولی فقیه گورکن خویش شود و دین!
*‎ ‎ دین مست باده قدرت !‏
*براندازی متولیان دین
*چیره شدن «عرب بر عجم» ‏ و آغاز نگون بختی ایرانیان
* آزادی و گریز از مسئولیت
* سرگذشت غم انگیز آزادی
*بازگشت بدوران رسالت ‏ و گره زدن دین به قدرت
*در چرائی نامگذاری الله و آغازیدن با نام او!‏
*عاشورا: اسطوره یا واقعیت
*بوی گند تقدس
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*عاشورا و قتل عام در زندانها
*محمد بشر بشیر و یا ‏‎ ‎خشم و خشونت و شمشیر
*«پافشاری بر نفاق» و عدالت اسلامی!
*جنگ شیعه وسنی:‏ اختلاف تاریخی یا دسیسه غربی؟
*خشونت هنجاری مقدس در قاموس اسلام
*کشتار جمعی در زندانها بجرم «ارتداد»
*تدبیرچیست؟
*بنام انسان و آزادی
*خشونت و گفتمان توحیدی
*پشت خمیده و بار سنگین دین و قدرت!
*امنیت و آزادی
*فقط آزادی
*شریعت اسلامی در ستیز با خودفرمانی
*معاشقه اسلام ناب محمدی با علم و تکنولوژی
* آزادیخواهی و باز تولید منش دیکتاتوری!
*اسلام در پیشگاه تاریخ
*بیگانگی ما از خود
* امریکا ستیزی یا اسلام ستیزی؟
*دشمن و دو قطبی شدن جامعه
* از درگیریهای کلامی تا امریکا ستیزی و فریبکاری
* امید کوکبی، قهرمان نافرمانی
*ظهور نیروی نامحسوس و امنیت اخلاقی
* تا کی؟
*رمز بقای نظام فرمانروایی و فرمانبری
*خائن کیست؟
*نقشه رذیلانه امریکا: «تزریق تقکر خاصی به نخبگان»
*آیا بجز ولی فقیه کسی دیگری هم هست؟
*نه به اخلاق اطاعت و فرمانبری!
*نفی حق گزینش: فروکاستی انسان به حیوان
* تن بخفت نباید داد
*انتخابات: طبل تو خالی
*رابطه دین با قدرت در امتداد تاریخ
*«جامعه ایران به کدام سو در حال حرکت است؟»
*انتخابات یعنی چه؟
*بدامن چه کسی پناه باید برد؟
*رهایی و ترک کیش اهریمنی
*بخندیم یا گریه کنیم؟
*از طلبگی تا خدایی و مسئله جانشینی!
*شمشیر ذوالفقارم آرزوست
*جور دیگری زندگی باید کرد
*بیان درد مشترک و یا صدور کیفرخواست علیه غرب؟
*اندر شکست دین جهاد و شهادت
*عاشورای پاریس
*آزادی را باید پرستید
*ولی فقیه، شاه نیست، مظهر دین است
*جامعه تک کتابی!
*عاشورا: شهادت یا خشونت؟
*کفر گرایی: راه رهایی و آزادی
*تقدس از جهل بر میخیزد
*قوم لوط، اخلاق انحرافی و خروج امام عج از غیبت
*اینهم شد خدا؟
*امنیت در سایه ولایت
*سردار حاج قاسم سلیمانی: سردار استبداد مضاعف دین و قدرت
*ز روز بلا باید دست بر سر گیریم
*فریبکاری مضاعف
*استبداد و آگاهی طبقاتی
*من مسلمانم، طرفدار رژیم دین هم نیستم!
*رهایی، آیا یک توهم است؟
*وای اگر دین نبود!
*خوار داشت انسان و قدسی سازی خشونت
*بر فراز منبر ولایت و یا خلافت؟
*الله: آموزگار بزرگ بیرحمی، خشونت و کین خواهی
*رمضان: زمینه ساز نظام فرمانروایی و فرمانبری
*دین ستیزی و یا قدرت ستیزی!
*جامعه بورژوازی و یا جامعه اسلامی فرا طبقاتی؟
* تاملی چند در باره جنبش عبور از ولایت!
*روحانیت: از حوزه تا حکومت
*کیست گورکن دین؟
*غنی سازی هسته ای بچه قیمتی؟
*شمشیر در نهان دین
*فرخنده: قهرمان جهالت ستیز
*دینمداری یا انسانمداری کدام یک اهریمنی ست؟
* دیکتاتوری و شریعت اسلامی
*سپاه پاسداران: سپاه ولایت و یا ملت
*توفان دیگری در راه است!
*ولایت دشمن اصلی ملت
*در خدمت و خیانت به اسلام و یا به ملت؟
*عدالت اسلامی!
*رهایی از دین یا جدایی آن از سیاست؟
*همزادی علم الله با قدرت
*«نه» بر تسلیم و اطاعت
*حصر و یا محاکمه: ولی فقیه بر سر دو راهی!
*تابوی هسته‌ای: نگاه ایدئولوژی یا نگاه اسلامی؟
*فرد و حکومت خدا
*قتلگاه سعیدی سیرجانی: «منزل آرام و مجلل در شمال شهر تهران»
* سعیدی سیرجانی به تاریخ پیوست
*آقای ظریف، ایران هراسی نه، اسلام هراسی!
*مذاکرات هسته ای: اراده ولایت یا اراده ملت؟
*امر به معروف، نهی از منکر و فرا رسیدن دوران کفر!
*امام حسین: اسطور ه یا انسانی زمینی؟
*جنایتکار کیست؟
*«امر به معروف با اسید نمیشه»
*دفاع مقدس یا شکست مفتصحانه ؟
*اسلام هراسی: خدمت و یا خیانت
*حقیقت نه بمب
*فریبخوردگان اکنون با ید به جنگ با الله برخیزند
*اسلام: دین رحمت و یا خشونت؟
*حکومت اسلامی: آبستن آزادی و استقلال و خود آئینی
*بازگشت اسلام به اصل خود
*توصیه ولایت: حفظ آرامش روانی !
*انفجار روابط جنسی در زیر زمین !
*هم ولایت و هم ریاست، هردو از دروغگویانند
*اسلحه ات را بر زمین بگذار ای مومن!
*نه حماس، نه اسرائیل
*شلاق، مجازات نا فرمانی و یا روزه خواری؟
*اعتدال، خدعه ای اسلامی
*«راه اندازی کلینک خشم در تهران»
*ما داعشی ها را خوب می شناسیم!
*حکومت اسلامی واژگون گردد، اگر زن حجاب از سر برگیرد
*بهشت با شلاق ؟
*از خاک سپاری مردگان در انقلاب مصر تا بازگشت آنان بزندگی در حکومت اسلامی
*سردار سرلشگر جعفری، سردار اسلام
*نبود آزادی و وحدت جنایت و عدالت در حکومت اسلامی
*زوگیری در فضای مجازی
*بازی دین و قدرت
*چهره کریه حکومت دین را بنگر
*زورگیری در اسارتگاه اوین
*یکتا و یگانه، تنها ولی فقیه است، بجز او هیچکس دیگری نیست!
*دین خصم آشتی ناپذیر آزادی
*پیام نوروزی خداوندگار خامنه ای : آزادی، بی آزادی
*دیو دو شاخ
*آزادی مسئولانه یا آزادی در فرمانبری؟
*22 بهمن: تاسیس استبداد مضاعف دین و قدرت
*انقلاب اسلامی: گریز از آزادی
*الله: مهربان و بخشنده و یا کین خواه و کیفر دهنده؟
*حال باید پرسید...
*از سلطه افکنی تا سلطه ستیزی
* قرآن، دین، قدرت، ما و آنها ؟
*تأملی چند در باره حکومت اسلامی و رهایی از آن
*بمناسبت اربعین: امامت یا خلافت؟ کدام حاکم است بر ما؟
*مماشات با دین بس!
*اسلام دین بیگانه با انسان
*فساد از اسلام بر میخیزد یا از قدرت؟
*مرگ بر غنی سازی هسته ای
*دیپلماسی ولایت و دفن حقوق بشر
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*از سلطه ستیزی تا دریوزگی
*بنگر، خداوند غرقه در خون است!
*باید رستم را فرا خواند
*خلع دین از حکومت
*مرگ بر آمریکا: رمز مقاومت مردم یا رمز بقای حکومت ارتجاع؟
*ستیز با شیطان بزرگ ستیز است با آزادی
*الله اکبر: دین یا سیاست؟
*طبل توخالی
*«نرمش قهرمانانه» یا حرکت مذبوحانه؟
*حرمت شکنی روحانیت
*زایش خدا: نفی انسان و آزادی
*گره هسته ای، وسیله است نه هدف، دینی ست نه سیاسی
*گفتمان اعتدال و آشتی اسلام با جهان سکولار!
*رمز و راز وزارت: شایستگی و لیاقت یا تسلیم و اطاعت از ولایت؟
*بوی فریبکاری به مشام میرسد
*تا ولایت هست، سیه روزی و تیره بختی هم هست
*گفتمان ولایت: وارونگی حقایق و بهانه جویی های احمقانه
*تیشه بر ریشه فقاهت، تیشه بر بنیان قدرت است
*آبادی بدون ویرانی؟ نه حقیقت، نه آزادی
*رمضان: بیداری وجدان و یا وجدان فرمانبر؟
*از خداوند خامنه ای ست که بوی گند برمیخیزد
*رئیس جمهور منتخب: باز تاب اراده ولایت و یا تبلور اراده ملت؟
*انتخابات و یا آفرینش حماسه سیاسی؟
*گفتمان ولایت، گفتمان تحقیر و توهین به ملت
*گفتمان انتخابات
*دلشوره انتخابات
*صداقت هرگز نه از دین برخیزد و نه از قدرت
*کارنامه ولایت و یا ریاست جمهوری؟
*رمز رهایی از دیکتاتوری
*احکام شریعت لغو و قیامت اعلام کنید
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*بازی هسته‌ای و اسطوره جهاد و شهادت
*جنگ عدالت با آزادی
*سکولاریسم از ستیز با دین گذر میکند
*هفت سین، بدون دال بیگانه: سال نو، دین نو
*ظهور امام چهاردهم
*الله، خدای یکتا و یگانه مرد است و مردانه میاندیش
*قدسی سازی خشونت، رمز بقای نظام ولایت
*اسلام دین بیگانه با انسان
*آقای رئیس جمهور
*دین را باید بدادگاه بکشانیم
*حکومت راهزنان و غارتگران
*کدام انتخابات؟ چه قانونی؟
*یورش به دفاتر روزنامه ها و زور گیری روزنامه نگاران
*حاکم یا محکوم، کدامیک زور گیر است؟
*نظام ولایت، نظام قانون گریز و قانون شکن
*تاج شاهی بر سر خداوند خامنه‌ای
*دین و یا قدرت، کدامیک دشمن ملت ایران است ؟
*نظام ولایت، نظام فریب و خیانت
*از حجره و حوزه، تا کاخ نشینی و فرمانروایی
*حکومت اسلامی، حکومت فریبکاران
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*عاشورا : از تحمیق تا تطمیع و از امام تا یزید
*پیام عاشورا: کین خواهی و خشونت، تسلیم و اطاعت
*عاشورا و اسطوره سازان حرفه ای
*دو معضل نیروی های انتظامی: بر خورد با ماهواره ها و بد حجابی
*براندازی دین تازیان بومی : خوش خیالی و یا واقع بینی؟
*مسئول تحریمات: دشمنی با اسلام یا غنی سازی هسته ای؟
*براندازی نظام ولایت از براندازی فقاهت، مظهر دین میگذرد
*جهاد و شهادت جنایت است و در خصومت با انسانیت
*حرف قرآن، حرف قدرت است
*پیش بسوی انسان و آزادی
*چشم بند ان ، کاریکاتور ی که مقدس را موهن ساخت
* ما عاشق امامان خود هستیم!
*از دینداری تا غیرتمداری
*کدام بحران؟
*بازگشت دوران تازیان مهاجم
* بحساب دین یا بحساب ملت
*حکومت اسلامی، بازنده ی بزرگ در اجلاس جنبش عدم تعهد.
*ولایت جلوه ی الله
*الله، بازیگر اصلی
*بوی گند ارشاد
*براندازی ولایت از رهایی از یو غ الله میگذرد.
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*از کدام دین است که سخن میرانید؟
*حکومت ولایت، حکومت الله ست
*چرا باید با نام الله آغاز کنیم؟
*روحانیت دشمن ملت
*الله و جدایی جنسیت ها
*اسلام: دین فرمانروایی و فرمانبری
*خمینی الله را کشته است
*حجاب در ستیز و خصومت با عفاف