دیپلماسی ولایت و دفن حقوق بشر
فیروز نجومی

در آستانه مذاکرات هسته ای ژنو 3، بار دیگر حضرت ولایت در مصلای تهران که برای سرریز کردن آن با سیاهی لشگر و آفرینش رعب و وحشت بنا گردیده است، طبق گزارش های منتشر شده با بیش از 50 هزار فرمانده بسیجی، دیدار کرد و نشان داد که چرا او همچون الله، خداوند  یکتا و یگانه است، چه او تواناست که در یک لحظه هم  سری به صحرای کربلا بزند و هم  وارد اینجا و اکنون گردد، و در صحنه مذاکره هسته ای و مبارزه با "استکبار جهانی " حضور یابد، مبارزه ای که با گسیل انبیا آغاز گردید و با پیامبر اسلام، آورنده حقیقت نهایی و غایی،  پایان گرفت که امامت و سپس ولایت آغاز گردیده تا  احکام الله را بر سراسر جهان جاری سازد. حضرت ولایت به گذشته باز میگردد، به گذشته ای  اسطوره ای که سپاهیان را برای به هلاکت رساندن دشمنان آماده نماید و از ان جا  بسوی آینده بر جهد، آینده ایکه تمام چراغ های مملکت را اورانیومی که بدست پاک مسلمانان معصوم پرست غنی شده است روشن گردد.
 
حضور خداوند خامنه ای در برابر امواج فرماندهان بسیجی، یکه و تنها بر فراز جایگاهی بلند و برتر، به راستی خیره کننده تر از همیشه بود، صحنه ای بی نظیر و حماسی، فرمانروایی از تبار مقدسین در برابر انبوهی از فرمانبران جان فشان. نظیر آنرا شاید بتوان در کره شمالی مشاهده نمود. با این تفاوت که ماشین حزبی ست و ایدئولوژی، دین گریزی ست که نظام فرمانروایی و فرمانبری را در کره سازمان داده است. البته که ما را به یاد هیتلر هم می اندازد که در برابر هزاران هزار نظامی سخنان آتشین ایراد میکرد و آنها را در جا میخکوب میکرد. حال اگر سخنان آتشین و گفتمان تهدید و تحریک و خشم برانگیز حضرت ولایت را نیز بر آن بیفزایی، بعید بنظر میرسد که طرفداران را به هلهله و شادی و ندارد و هراس در دل دشمنان خود نی اندازد. بهمین دلیل هم، این دیدار خیره کننده ی فرمانروا با فرمانبران نیز، طراحی و معماری شده است برای نمایش یکی بودن ولایت با ملت.
 
اما، آنچه در خطبه آتش بر افروز  حضرت ولایت جالب توجه است آن است که اینبار وقتی به صحرای عاشورا سر زد، سراغ حسین مظلوم نرفت. نه از مصیبتی سخن راند که قرنها دل مردم ایران را پر از درد و شرم ساخته است، درد و شرمی  که گویی تنها با خود زنی و خود آزاری، تسکین می یابد و نه بر شمر بیرحم که سر امام را از تن جدا ساخته بود لعن و نفرین فرستاد.
 در از ای روضه خوانی و اشک گیری،  بنا بر دلایلی نا معلومی، خداوند گار خامنه ای، زینب کبرا، خواهر کوچک امام حسن، که سر پرستی خانواده نبوت را پس از حسین بعهده گرفته بود،از سوراخ تاریخ بیرون کشید. چه، بنا بر قول فقیه اگر زینب کبرا نبود، ماجرای عاشورا ممکن بود  به خاموشی گراید، خون حسین در رگ های زمان جریان نیابد و درخت تنومند اسلام بخشکد. وی زینب کبری و دفاع او از حقانیت خاندان پیامبر در دربار یزید را حتی مهمتر از عاشورا میخواند و در وصف کنش قهرمانانه زینب میگوید : "حضرت زینب مانند قله استواری ایستاد و درس و الگو و پیشوا و پیشرو شد. "
 
به سادگی نمیتوان گمانه زنی کرد که چرا حضرت ولایت، زینب کبرا را عمدتا برای مردان جنگی،  الگو و پیشوا قرار میدهد، نه شاه شهیدان، امام حسین را؟ آیا منظورش بر انگیختن غیرت مردانه بسیجی ها بوده است؟ آیا این بدان معناست که اسلام چنان شان و منزلت والایی برای زن قائل است که میتواند "درس و الگو و پیشوا و پیشرو" شود؟ و یا اینکه زینب، ماورای جنسیت است و یک موجود فرا زمینی؟ همینقدربس که بیاد داشته باشیم زینب یک زن معمولی نبوده است. او نوه پیامبر است، از خاندانی که الله خود زیر بال و پر خود پرورش داده است. میگویند، زینب نامی ست که الله  بواسطه جبرئیل برای خواهر کوچک حسین ارسال داشته است. چه کسی میتواند مثل زینب باشد؟ ولی تبعیت از او در این زمان حساس است که پشت "استکبار، "  پشت قدرتهای فرعونی که در قرآن بدان اشاره شده است بلره در میاورد.
 
البته تحلیلگران داخلی و خارجی به این بخش از سخنان خداوندگار خامنه ای، بخش دینی آن و یا بیرون کشیدن زینب کبرا از روزنه تاریخ، توجه ای تمیکنند، چنانکه گویی زبان دین، زبان اسطوره ای و حماسی، باز تابنده سیاست و قدرت نیست و بآن ربط چندانی ندارد. حال آنکه در این بخش گفتمان دینی است که حضرت ولایت پیام خود را به دشمنانی که در پشت میز مذاکزه می نشینند و آنانی که در حاشیه قرار دارند مخابره میکند. چه در این بخش از گفتمان خود، حضرت ولایت جهان اسلام را مخاطب قرار میدهد. او از اسلامی سخن میراند که سلطه ستز است و نماد ان نیز خاندان نبوت ازجمله زینب کبری است که در خونخواهی حسین مظلوم به خوار سازی  و تحقیر دربار یزید میپردازد با شهامتی وصف نشدنی. حضرت ولایت، "عزت زینب " را با "عزت اسلام " یکی میخواند، گفتمانی کفر آمیز نزد سنی ها. اما، او سلحشوران جهان اسلام را فرامیخواند که زینب کبرا را الگوی خود قرار دهند و در فروپاشی بارگاه استکبار که مظهر آن امروز آمریکا است به اسلام استکبار ستیز بپیوندند.
 
روشن است که حضرت ولایت، تنها الگوی استکبار ستیزی بدست نمیدهد بلکه پیامی هم برای طرفهای مذاکره بویژه غربی ها برهبری آمریکا مخابره میکند، که او نیز کارت برافروختن آتش جنگ فرقه ای را که هم اکنون در منطقه شعله ور است، در دست دارد.  که هزینه ادامه تحریمات اقتصادی و عدم شناسایی حق غنی سازی هسته ای، دامن زدن به جنگ های فرقه ای در سراسر منطقه است. یکی ساختن اسلام با خاندان نبوت، سخنی نیست که به دل سلفی ها و وهابی، بویژه عربستان سعودی رقیبب ثروتمند و پر نفوذ ولایت، خوش بنشیند و خشم آنها را بر نیانگیزد.  او  گسترش جنگهای فرقه ای در سراسر منطقه را از توانایی ها و کارت برنده در دست خود میداند. به این ترتیب حضرت ولایت به تحکیم مواضع ماموران مذاکره کنندگان خود میپردازد، تا امتیاز بگیرند و عقب نشینی نکنند. او از زبان دین و موضع قدرت سخن میراند، از زبان زنی که نماد "صدق" و "مقاومت. " است. که او میتواند جهان اسلام را دچار بی ثباتی و بی نظمی نماید، شرایطی که غربیها از آن بیزارند.
 
اما، حضرت ولایت کام بسیاری از اعراب مستاصل و منفعل را نیز سخت شیرین می سازد. با تحقیر و خوار سازی دشمن در بخش سیاسی خطبه خود، مرزهای نزاکت را هم در میشکند و با خشم و ابراز تنفری ناگفتی، نخست وزیر اسرائیل را "سگ هار نجس " صیهونیست ها میخواند. البته در   دفاع از جمهوری اسلامی بعنوان یک کشور پر مهر و عطوفت که به تمام مردم دنیا از جمله مردم آمریکا عشق میورزد و مردم گونا گون را دوست میدارد. چه درست میگوید و چقدر در عمق صداقت، که به مردم جهان، بخصوص دشمنان آمریکا عشق میورزد، اما، چیزی جزتنفر و خشونت برای اکثریت مردم ایران احساس نمیکند. معلوم نیست که این 50 هزار فرماندهان بسیج، برای جنگ با آمزیکا سازماندهی و بخرج ملت تجهیز یافته ایند ویا برای نگاهداری یک زندان بزرگ و گسترده ای مثل سر زمین ایران؟ خداوند خامنه ای به مردم ایران چنان عشق میورزد که روزی نیست که آنها را به خفت و ذلت نکشاند و چندین سر بر دار مجازات نیاویزد، بویژه ولایت ستیزان از جمله کردهای جوان.
 
حضرت ولایت در ادامه سخنانش، رهبران کشور فرانسه را نیز بسختی ملامت و باعث سرافکندگی مردم رفرانسه خواند، رهبرانی که استقلال فرانسه را به پشیزی میفروشند. آنگاه حضرت ولایت تیغ برنده شریعت اسلام را بر گردن آمریکا نهاد که چه شیطنت ها در طول تاریخ مرتکب نشده است. که آمریکا نماد "استکبار " است، استکباری که البته اسلام در برابر ان ایستاده است. خط باطل بر "برتر بینی " آن کشیده است، عارضه ای که هم سیاهان را به بردگی کشیده است و هم برجهان سلطه  افکنده است. در امور کشورها دخالت میکند و مال و ثروت کشورها را به غارت میببرند. از تسلیم به حرف حق سرپیچی میکنند. دست به جنایت میزند و آنرا نیز توجیه میکند. آمریکا نماد استکبار است. کاری که بسر بومیان آوردند شرم بشریت است. بر  سر مردم ژاپن بمب اتم ریختند. در حالی که جنگ خاتمه یافته بود. در عراق دست به آدم کشی زدند. در زندان ابو غریب چه جنایات شرم آوری که مرتکب نشدند. ویتنام را بخاک و خون کشاندند. سیاهان را شکار میکردند و در غل و زنچیر برای بردگی به آمریکا میبردند. فریب کارند. از حقوق بشر سخن میرانند ولی هواپیما مسافربری ایران را با بیش از 300 مسافر منفجر میکنند. در هنگام جنگ با ایران چه کمکها که به صدام نرساندند(نقل به مضمون).
 
حضرت ولایت، مظهر شریعت و اخلاق زینب کبرا، در حالی آمریکا را محکوم به جنایت میکند که از آستین گشاد قبای مبارکش خون میچکد. او دست خود را به خون فرزندان ملت خود آلوده میکند که نظم و قوانین شریعت و یا قانونمندی های اسارت و بندگی را بر جامعه حاکم گرداند. آرزوی این رهبر، مقدس آن است که ای کاش میتوانست به صحرای عاشورا باز میگشت و میتوانست به لب های تشنه "عبا عبدالله " آب برساند. آرمان او آرمان زندگی در گذشته است، در آن گذشته ی خون آلود عاشورا. از آن نمیتواند دل برگیرد. بی جهت نیست که تکرار این بازگشت در هر سال، در فرهنگ ما عمیقا نهادین کشته است. چه الگویی که ولایت  به ملت ارائه میدهد نهایتا  به ساختار نظام فرمانروایی و فرمانبری ختم شود. حتی زینب کبرا اگر دهان به نفرین یزید بر میگشاید، بنا بر قول ولایت، نتیجه "صدق " است بمعنای "دل را صادقانه به راه خدا سپردن." که نمیتواند معنایی بجز تسلیم و اطاعت متبارد به ذهن کند. در غیر اینصورت، حضرت ولایت چگونه میتوانست بر مسند فرمانروایی، همچون خدای یکتا و یگانه بانک بر آورد که از جانب ملتی سخن میگوید که زبان ش را از بیخ بیرون کشیده است.
 
صدای زینب کبرا از آن زمانهای دور بگوش حضرت ولایت میرسد، اما، صدای مادر بهشتی، صدای هزاران هزار مادران و پدار انی که فرزندان آنان بدست جلادان رژیم مقدس اسلامی به هلاکت رسیده اند به گوشش نمیرسد. او حتی صدای فرزندان میر حسین موسوی و زهرا رهنورد و همسر حجت الاسلام مهدی کروبی را پس از هزار روز  حصر نشنیده میگیرد.  آیا معلوم است که موسوی و کروبی به چه جرمی متهم شده اند؟ در آمریکا، برغم تمام زشتی هایی که حضرت ولایت بر شمردند، به دشواری میتوان به موردی بر خورد نمود که کسی را بجرمی نا معلوم و نا مشخصی، بدون محاکمه و بدون وکیل مدافع، یکهزار روز در حصر نگاه دارند. نیز هرگز به موردی بر نمی خوری که انسانی در ملا عام بدار مجازات آویخته شود. و یا دانشوران و دانشمندان را به جرم عدم همکاری با "حاکمیت " برای سالهای نامعلومی در زندان نگاه دارند. و یا هر کس که به رئیس جمهور نه بگوید، و یا حتی اهانت کند، نوع دیگری بیاندیشد و بزیید و یا مقاله و یا گزارشی، بنویسد، در دست بازجو های مقدس  گرفتار بشوند. نه در آمریکا گشت های ارشادی و امر به معروف به اذیت و آزار زنان مبپردازند و بجرم غیر قانونی بد حجابی آنها را مورد اهانت و تحقیر قرار میدهند. آمریکا بسی پلید و شر زا، اما به حق و حقوق مردم خود تجاوز نمیکند. چنگال خود را در گلوی کسی نمی نهد و زبانش را از حلقوم اش بیرون نمیکشد.
 
آموزگار بزرگ اخلاق، خداوندگار خامنه بر آن تصور است که با توسل به گفتمان تهدید و تحریک، و علم کردن مسئله غنی سازی هسته ای، میتواند، حقایق را در پشت پرده نگاه بدارد. خوب میداند که بجز راندن سودای غنی سازی بیشتر از سه و نیم درصد، از سر راهی دیگری در پیش ندارد. در همین گفتمان خشونت بار نیز در حالیکه تمام روزنه ها را مسدود میسازد و در را از جلو مهر و موم میکند، دروازه عقب را میگشاید که میتوان آنرا تعبیری از «نرمش قهرمانانه» دانست، رهنمود دیپلماسی ولایت که خو چنین به تفسیر آن میپردازد:
 
"نرمش قهرمانانه به معنای مانور هنرمندانه برای دست یافتن به مقصود است. معنایش این است که به هر شکلی و به هر نحوی هست، سالک راه خدا در هر نوع سلوکی به سمت آرمانهای گوناگون و متنوع اسلامی که حرکت می کند باید از شیوه های متنوع استفاده کند برای رسیدن به مقصود.".
 
آیا این همان تاکتیک قدیمی «هدف، وسیله را توجیه میکند» که به انقلابیون چپ نسبت میدهند نیست؟ آیا این توجیه سازش با ابزار لفاظی نیست؟ اما باید اعتراف کرد که مذاکره کنند گان ولایت هم اکنون امتیاز خود را از غرب، بویژه آمریکا اخذ کرده اند: سکوت در باره حقوق بشر در ایران. بدون امضای این توافقنامه در زیر میز، مذاکرات هسته ای در روی میز هرگز تا سازش مرحله ای و قدم به قدم کشیده نمیشد. آری آمریکا نگران حقوق بشر در ایران نیست. ریاست جمهوری اوباما با سابقه ای درخشان در باب دفاع از حقوق بشر و آزادی، به پایان نمیرسد. اوباما نگران غنی سازی هسته ای هم نیست. او نگران دست یابی حکومت دین به اسلحه اتمی ست. منافع ملی آمریکا با دست یابی به اسلحه اتمی سازگار نیست.  
 
اما، واقعیت آن است تا زمانیکه ملت ایران بپا بر نخیزد و به فعالیت های هسته ای نه بگوید، دیپلماسی ولایت همچون یک سریال تلویزیونی ادامه خواهد یافت و درد را موقتا تسکین دهد. تنها مردم ایران هستند که میتوانند به این بازی خسارت بار پایان بخشند.
 
فیروز نجومی
 
Firoz Nodjomi
fmonjem@gmail.com

منبع:پژواک ایران


فیروز نجومی

فهرست مطالب فیروز نجومی  در سایت پژواک ایران 

* پس از مرگ ولایت، مرگ روحانیت! [2017 Sep] 
*روحانیت باید برود!  [2017 Sep] 
* مسئولیت و شریعت اسلامی  [2017 Aug] 
* حوزه های علمیه را به موزه های تاریخ بسپاریم!  [2017 Aug] 
*بازدارندگی و زوال روحانیت! [2017 Aug] 
*کیست دشمن ملت و خصم آزادی؟  [2017 Aug] 
* آزادی زن ‏ و فرو پاشی رژیم دین  [2017 Jul] 
*اندر انتظار فروپاشی نظام اسلامی  [2017 Jul] 
*دین تازیان و معضل عقب ماندگی [2017 Jul] 
*شرم مضاعف و ضرورت آزادی  [2017 Jul] 
*رای خدا در برابر رای مردم [2017 Jun] 
*ولایت: گورکن الله!  [2017 Jun] 
*زنده باد کفر  [2017 Jun] 
*انتخابات و ‏نیروی ‏براندازنده ‏‏«کفر»  [2017 May] 
* مناظره روبهان [2017 May] 
* رئیس جمهور چکاره ست؟ [2017 Apr] 
*انتخابات را به خاکسپاری رژیم جنایتکار تبدیل کنیم! [2017 Apr] 
*انتخابات خوب است!‏ [2017 Apr] 
*حقیقت را باید گفت!‏ [2017 Apr] 
* از یکتا پرستی تا ‏کثرت خواهی [2017 Apr] 
*ندای وجدان [2017 Mar] 
*ویرانی بزرگ!‏  [2017 Mar] 
*از دین گریزی تا دین ستیزی [2017 Feb] 
*سالروز نکبت و مصیبت ‏  [2017 Feb] 
*دگرگون سازی ارزش ‏ها!‏  [2017 Jan] 
*گفتمان رفسنجانی، گفتمان ریاکاری [2017 Jan] 
*حقیقت نهائی!‏  [2017 Jan] 
*دیفروشان دیروز فرمانروایان امروز  [2016 Dec] 
*شاه گور خود کند و ولی فقیه گورکن خویش شود و دین!  [2016 Dec] 
*‎ ‎ دین مست باده قدرت !‏ [2016 Dec] 
*براندازی متولیان دین  [2016 Dec] 
*چیره شدن «عرب بر عجم» ‏ و آغاز نگون بختی ایرانیان [2016 Nov] 
* آزادی و گریز از مسئولیت  [2016 Nov] 
* سرگذشت غم انگیز آزادی [2016 Nov] 
*بازگشت بدوران رسالت ‏ و گره زدن دین به قدرت  [2016 Oct] 
*در چرائی نامگذاری الله و آغازیدن با نام او!‏  [2016 Oct] 
*عاشورا: اسطوره یا واقعیت  [2016 Oct] 
*بوی گند تقدس  [2016 Oct] 
*دعوت به امام عج و ظهور دجال  [2016 Sep] 
*عاشورا و قتل عام در زندانها [2016 Sep] 
*محمد بشر بشیر و یا ‏‎ ‎خشم و خشونت و شمشیر [2016 Sep] 
*«پافشاری بر نفاق» و عدالت اسلامی! [2016 Sep] 
*جنگ شیعه وسنی:‏ اختلاف تاریخی یا دسیسه غربی؟  [2016 Aug] 
*خشونت هنجاری مقدس در قاموس اسلام [2016 Aug] 
*کشتار جمعی در زندانها بجرم «ارتداد» [2016 Aug] 
*تدبیرچیست؟ [2016 Aug] 
*بنام انسان و آزادی [2016 Jul] 
*خشونت و گفتمان توحیدی  [2016 Jul] 
*پشت خمیده و بار سنگین دین و قدرت! [2016 Jul] 
*امنیت و آزادی [2016 Jul] 
*فقط آزادی [2016 Jul] 
*شریعت اسلامی در ستیز با خودفرمانی [2016 Jun] 
*معاشقه اسلام ناب محمدی با علم و تکنولوژی [2016 Jun] 
* آزادیخواهی و باز تولید منش دیکتاتوری!  [2016 Jun] 
*اسلام در پیشگاه تاریخ [2016 Jun] 
*بیگانگی ما از خود  [2016 May] 
* امریکا ستیزی یا اسلام ستیزی؟ [2016 May] 
*دشمن و دو قطبی شدن جامعه [2016 May] 
* از درگیریهای کلامی تا امریکا ستیزی و فریبکاری [2016 May] 
* امید کوکبی، قهرمان نافرمانی [2016 May] 
*ظهور نیروی نامحسوس و امنیت اخلاقی [2016 Apr] 
* تا کی؟  [2016 Apr] 
*رمز بقای نظام فرمانروایی و فرمانبری [2016 Apr] 
*خائن کیست؟ [2016 Apr] 
*نقشه رذیلانه امریکا: «تزریق تقکر خاصی به نخبگان» [2016 Mar] 
*آیا بجز ولی فقیه کسی دیگری هم هست؟  [2016 Mar] 
*نه به اخلاق اطاعت و فرمانبری!  [2016 Mar] 
*نفی حق گزینش: فروکاستی انسان به حیوان [2016 Mar] 
* تن بخفت نباید داد [2016 Feb] 
*انتخابات: طبل تو خالی  [2016 Feb] 
*رابطه دین با قدرت در امتداد تاریخ [2016 Feb] 
*«جامعه ایران به کدام سو در حال حرکت است؟» [2016 Feb] 
*انتخابات یعنی چه؟ [2016 Jan] 
*بدامن چه کسی پناه باید برد؟  [2016 Jan] 
*رهایی و ترک کیش اهریمنی [2016 Jan] 
*بخندیم یا گریه کنیم؟  [2016 Jan] 
*از طلبگی تا خدایی و مسئله جانشینی!  [2016 Jan] 
*شمشیر ذوالفقارم آرزوست [2015 Dec] 
*جور دیگری زندگی باید کرد  [2015 Dec] 
*بیان درد مشترک و یا صدور کیفرخواست علیه غرب؟ [2015 Dec] 
*اندر شکست دین جهاد و شهادت [2015 Nov] 
*عاشورای پاریس [2015 Nov] 
*آزادی را باید پرستید [2015 Nov] 
*ولی فقیه، شاه نیست، مظهر دین است [2015 Nov] 
*جامعه تک کتابی! [2015 Oct] 
*عاشورا: شهادت یا خشونت؟ [2015 Oct] 
*کفر گرایی: راه رهایی و آزادی [2015 Oct] 
*تقدس از جهل بر میخیزد  [2015 Oct] 
*قوم لوط، اخلاق انحرافی و خروج امام عج از غیبت  [2015 Oct] 
*اینهم شد خدا؟ [2015 Sep] 
*امنیت در سایه ولایت [2015 Sep] 
*سردار حاج قاسم سلیمانی: سردار استبداد مضاعف دین و قدرت [2015 Sep] 
*ز روز بلا باید دست بر سر گیریم [2015 Sep] 
*فریبکاری مضاعف [2015 Aug] 
*استبداد و آگاهی طبقاتی [2015 Aug] 
*من مسلمانم، طرفدار رژیم دین هم نیستم! [2015 Aug] 
*رهایی، آیا یک توهم است؟ [2015 Aug] 
*وای اگر دین نبود! [2015 Aug] 
*خوار داشت انسان و قدسی سازی خشونت [2015 Jul] 
*بر فراز منبر ولایت و یا خلافت؟ [2015 Jul] 
*الله: آموزگار بزرگ بیرحمی، خشونت و کین خواهی [2015 Jul] 
*رمضان: زمینه ساز نظام فرمانروایی و فرمانبری [2015 Jun] 
*دین ستیزی و یا قدرت ستیزی! [2015 Jun] 
*جامعه بورژوازی و یا جامعه اسلامی فرا طبقاتی؟ [2015 Jun] 
* تاملی چند در باره جنبش عبور از ولایت! [2015 May] 
*روحانیت: از حوزه تا حکومت [2015 May] 
*کیست گورکن دین؟ [2015 Apr] 
*غنی سازی هسته ای بچه قیمتی؟ [2015 Apr] 
*شمشیر در نهان دین [2015 Apr] 
*فرخنده: قهرمان جهالت ستیز [2015 Mar] 
*دینمداری یا انسانمداری کدام یک اهریمنی ست؟ [2015 Mar] 
* دیکتاتوری و شریعت اسلامی [2015 Mar] 
*سپاه پاسداران: سپاه ولایت و یا ملت [2015 Mar] 
*توفان دیگری در راه است! [2015 Feb] 
*ولایت دشمن اصلی ملت [2015 Feb] 
*در خدمت و خیانت به اسلام و یا به ملت؟ [2015 Feb] 
*عدالت اسلامی! [2015 Feb] 
*رهایی از دین یا جدایی آن از سیاست؟ [2015 Jan] 
*همزادی علم الله با قدرت [2015 Jan] 
*«نه» بر تسلیم و اطاعت [2015 Jan] 
*حصر و یا محاکمه: ولی فقیه بر سر دو راهی! [2015 Jan] 
*تابوی هسته‌ای: نگاه ایدئولوژی یا نگاه اسلامی؟ [2014 Dec] 
*فرد و حکومت خدا [2014 Dec] 
*قتلگاه سعیدی سیرجانی: «منزل آرام و مجلل در شمال شهر تهران» [2014 Dec] 
* سعیدی سیرجانی به تاریخ پیوست [2014 Dec] 
*آقای ظریف، ایران هراسی نه، اسلام هراسی! [2014 Dec] 
*مذاکرات هسته ای: اراده ولایت یا اراده ملت؟ [2014 Nov] 
*امر به معروف، نهی از منکر و فرا رسیدن دوران کفر! [2014 Nov] 
*امام حسین: اسطور ه یا انسانی زمینی؟ [2014 Nov] 
*جنایتکار کیست؟ [2014 Oct] 
*«امر به معروف با اسید نمیشه» [2014 Oct] 
*دفاع مقدس یا شکست مفتصحانه ؟ [2014 Oct] 
*اسلام هراسی: خدمت و یا خیانت [2014 Oct] 
*حقیقت نه بمب  [2014 Oct] 
*فریبخوردگان اکنون با ید به جنگ با الله برخیزند [2014 Sep] 
*اسلام: دین رحمت و یا خشونت؟ [2014 Sep] 
*حکومت اسلامی: آبستن آزادی و استقلال و خود آئینی [2014 Sep] 
*بازگشت اسلام به اصل خود [2014 Sep] 
*توصیه ولایت: حفظ آرامش روانی !  [2014 Aug] 
*انفجار روابط جنسی در زیر زمین ! [2014 Aug] 
*هم ولایت و هم ریاست، هردو از دروغگویانند [2014 Aug] 
*اسلحه ات را بر زمین بگذار ای مومن! [2014 Aug] 
*نه حماس، نه اسرائیل [2014 Aug] 
*شلاق، مجازات نا فرمانی و یا روزه خواری؟  [2014 Jul] 
*اعتدال، خدعه ای اسلامی [2014 Jul] 
*«راه اندازی کلینک خشم در تهران» [2014 Jul] 
*ما داعشی ها را خوب می شناسیم! [2014 Jul] 
*حکومت اسلامی واژگون گردد، اگر زن حجاب از سر برگیرد [2014 Jun] 
*بهشت با شلاق ؟ [2014 Jun] 
*از خاک سپاری مردگان در انقلاب مصر تا بازگشت آنان بزندگی در حکومت اسلامی  [2014 Jun] 
*سردار سرلشگر جعفری، سردار اسلام [2014 Jun] 
*نبود آزادی و وحدت جنایت و عدالت در حکومت اسلامی [2014 May] 
*زوگیری در فضای مجازی [2014 May] 
*بازی دین و قدرت [2014 May] 
*چهره کریه حکومت دین را بنگر [2014 May] 
*زورگیری در اسارتگاه اوین [2014 Apr] 
*یکتا و یگانه، تنها ولی فقیه است، بجز او هیچکس دیگری نیست! [2014 Apr] 
*دین خصم آشتی ناپذیر آزادی [2014 Apr] 
*پیام نوروزی خداوندگار خامنه ای : آزادی، بی آزادی [2014 Apr] 
*دیو دو شاخ [2014 Mar] 
*آزادی مسئولانه یا آزادی در فرمانبری؟ [2014 Mar] 
*22 بهمن: تاسیس استبداد مضاعف دین و قدرت [2014 Feb] 
*انقلاب اسلامی: گریز از آزادی [2014 Feb] 
*الله: مهربان و بخشنده و یا کین خواه و کیفر دهنده؟ [2014 Feb] 
*حال باید پرسید... [2014 Jan] 
*از سلطه افکنی تا سلطه ستیزی [2014 Jan] 
* قرآن، دین، قدرت، ما و آنها ؟ [2014 Jan] 
*تأملی چند در باره حکومت اسلامی و رهایی از آن [2014 Jan] 
*بمناسبت اربعین: امامت یا خلافت؟ کدام حاکم است بر ما؟ [2013 Dec] 
*مماشات با دین بس!  [2013 Dec] 
*اسلام دین بیگانه با انسان [2013 Dec] 
*فساد از اسلام بر میخیزد یا از قدرت؟  [2013 Dec] 
*مرگ بر غنی سازی هسته ای  [2013 Nov] 
*دیپلماسی ولایت و دفن حقوق بشر [2013 Nov] 
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز [2013 Nov] 
*از سلطه ستیزی تا دریوزگی [2013 Nov] 
*بنگر، خداوند غرقه در خون است! [2013 Nov] 
*باید رستم را فرا خواند [2013 Nov] 
*خلع دین از حکومت [2013 Oct] 
*مرگ بر آمریکا: رمز مقاومت مردم یا رمز بقای حکومت ارتجاع؟ [2013 Oct] 
*ستیز با شیطان بزرگ ستیز است با آزادی [2013 Oct] 
*الله اکبر: دین یا سیاست؟ [2013 Oct] 
*طبل توخالی [2013 Sep] 
*«نرمش قهرمانانه» یا حرکت مذبوحانه؟ [2013 Sep] 
*حرمت شکنی روحانیت  [2013 Sep] 
*زایش خدا: نفی انسان و آزادی [2013 Sep] 
*گره هسته ای، وسیله است نه هدف، دینی ست نه سیاسی [2013 Aug] 
*گفتمان اعتدال و آشتی اسلام با جهان سکولار! [2013 Aug] 
*رمز و راز وزارت: شایستگی و لیاقت یا تسلیم و اطاعت از ولایت؟ [2013 Aug] 
*بوی فریبکاری به مشام میرسد [2013 Aug] 
*تا ولایت هست، سیه روزی و تیره بختی هم هست [2013 Aug] 
*گفتمان ولایت: وارونگی حقایق و بهانه جویی های احمقانه [2013 Jul] 
*تیشه بر ریشه فقاهت، تیشه بر بنیان قدرت است [2013 Jul] 
*آبادی بدون ویرانی؟ نه حقیقت، نه آزادی [2013 Jul] 
*رمضان: بیداری وجدان و یا وجدان فرمانبر؟ [2013 Jul] 
*از خداوند خامنه ای ست که بوی گند برمیخیزد [2013 Jun] 
*رئیس جمهور منتخب: باز تاب اراده ولایت و یا تبلور اراده ملت؟ [2013 Jun] 
*انتخابات و یا آفرینش حماسه سیاسی؟ [2013 Jun] 
*گفتمان ولایت، گفتمان تحقیر و توهین به ملت [2013 Jun] 
*گفتمان انتخابات [2013 May] 
*دلشوره انتخابات [2013 May] 
*صداقت هرگز نه از دین برخیزد و نه از قدرت [2013 May] 
*کارنامه ولایت و یا ریاست جمهوری؟ [2013 May] 
*رمز رهایی از دیکتاتوری [2013 Apr] 
*احکام شریعت لغو و قیامت اعلام کنید [2013 Apr] 
*دعوت به امام عج و ظهور دجال [2013 Apr] 
*بازی هسته‌ای و اسطوره جهاد و شهادت [2013 Apr] 
*جنگ عدالت با آزادی  [2013 Apr] 
*سکولاریسم از ستیز با دین گذر میکند [2013 Mar] 
*هفت سین، بدون دال بیگانه: سال نو، دین نو [2013 Mar] 
*ظهور امام چهاردهم [2013 Mar] 
*الله، خدای یکتا و یگانه مرد است و مردانه میاندیش [2013 Mar] 
*قدسی سازی خشونت، رمز بقای نظام ولایت [2013 Mar] 
*اسلام دین بیگانه با انسان  [2013 Feb] 
*آقای رئیس جمهور [2013 Feb] 
*دین را باید بدادگاه بکشانیم [2013 Feb] 
*حکومت راهزنان و غارتگران [2013 Feb] 
*کدام انتخابات؟ چه قانونی؟ [2013 Feb] 
*یورش به دفاتر روزنامه ها و زور گیری روزنامه نگاران [2013 Feb] 
*حاکم یا محکوم، کدامیک زور گیر است؟ [2013 Jan] 
*نظام ولایت، نظام قانون گریز و قانون شکن [2013 Jan] 
*تاج شاهی بر سر خداوند خامنه‌ای [2013 Jan] 
*دین و یا قدرت، کدامیک دشمن ملت ایران است ؟ [2013 Jan] 
*نظام ولایت، نظام فریب و خیانت [2012 Dec] 
*از حجره و حوزه، تا کاخ نشینی و فرمانروایی [2012 Dec] 
*حکومت اسلامی، حکومت فریبکاران [2012 Dec] 
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز [2012 Dec] 
*عاشورا : از تحمیق تا تطمیع و از امام تا یزید [2012 Dec] 
*پیام عاشورا: کین خواهی و خشونت، تسلیم و اطاعت  [2012 Nov] 
*عاشورا و اسطوره سازان حرفه ای [2012 Nov] 
*دو معضل نیروی های انتظامی: بر خورد با ماهواره ها و بد حجابی [2012 Nov] 
*براندازی دین تازیان بومی : خوش خیالی و یا واقع بینی؟ [2012 Nov] 
*مسئول تحریمات: دشمنی با اسلام یا غنی سازی هسته ای؟ [2012 Oct] 
*براندازی نظام ولایت از براندازی فقاهت، مظهر دین میگذرد [2012 Oct] 
*جهاد و شهادت جنایت است و در خصومت با انسانیت [2012 Oct] 
*حرف قرآن، حرف قدرت است [2012 Oct] 
*پیش بسوی انسان و آزادی  [2012 Oct] 
*چشم بند ان ، کاریکاتور ی که مقدس را موهن ساخت  [2012 Sep] 
* ما عاشق امامان خود هستیم! [2012 Sep] 
*از دینداری تا غیرتمداری [2012 Sep] 
*کدام بحران؟ [2012 Sep] 
*بازگشت دوران تازیان مهاجم [2012 Sep] 
* بحساب دین یا بحساب ملت [2012 Sep] 
*حکومت اسلامی، بازنده ی بزرگ در اجلاس جنبش عدم تعهد.  [2012 Sep] 
*ولایت جلوه ی الله [2012 Aug] 
*الله، بازیگر اصلی [2012 Aug] 
*بوی گند ارشاد [2012 Aug] 
*براندازی ولایت از رهایی از یو غ الله میگذرد.  [2012 Aug] 
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی  [2012 Aug] 
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی [2012 Aug] 
*از کدام دین است که سخن میرانید؟ [2012 Aug] 
*حکومت ولایت، حکومت الله ست [2012 Jul] 
*چرا باید با نام الله آغاز کنیم؟ [2012 Jul] 
*روحانیت دشمن ملت [2012 Jul] 
*الله و جدایی جنسیت ها [2012 Jul] 
*اسلام: دین فرمانروایی و فرمانبری [2012 Jul] 
*خمینی الله را کشته است [2012 Jun] 
*حجاب در ستیز و خصومت با عفاف  [2009 Jan]