عاشورا: شهادت یا خشونت؟
فیروز نجومی

قرنها است که ما ایرانیان در روز عاشورا، روزی که امام سوم در صحرای کربلا در میدان نبرد با لشگریان خلافت همراه 72 تن  به هلاکت میرسد، به چنان سوکی می نشینیم که گویی خون حسین را در جلوی چشمانمان در همین جا و هم اکنون ریخته اند. بوی خون امام حسین همه جا به مشام میرسد. در این روز سراسر غم و اندوه، ماتم و افسردگی، مردم بطور جمعی به تنبیه و مجازات خود می پردازند. مردان در دسته های گوناگون همآهنگ با صدای جانسوز نوحه خوان که در وصف امام و لحظه غلتیدن او در خون ناله سر میدهد، دستان را به هوا پرتاب نموده و سخت بر سینه خود میکوبند و یا همراه سنج و دهل، زنجیر بر پیکر خود فرود میآورند.عزاداران حسین، بعضا، تن و جسم خود را مورد خشم و خشونت قرار میدهند. تن خویشتن را با ابزار برنده و کوبنده زخمین و خونین نموده و از خود انتقام می ستانند. بعبارت دیگر، عاشورا روز انتقام ستانی از خود و خوار داشت تن بوده و هنوز هم هست. چه افسوس و صدها بار افسوس که آنان آن فرصت را نیافته اند که در رکاب امام به شهادت برسند.
 
شیفتگان امام حسین بخود خشم و خشونت را روا میدارند چون قادر به پیمودن راه حسین، فرو نهادن زندگی، ترک تن و دنیای مادی نیستند. که بیشتر شیفته ی زندگی اند تا نیستی. مقاتله حسین در کربلا پیروان خود را دچار، احساس شرم و گناه میکند، شرمسار که آنها، گناهکاران زنده اند و امام حسین، معصوم و مظلوم از این جهان رخت بر بسته است. امام پرست شرمسار است که نمیتواند تن را که بی ارزش و آلوده به غرایز و هوای نفسانی ست رها نموده در پیروی از امام،  هستی را نهاده برای تحصل خداوند یکتا و یگانه تن بشهادت بدهد .  این است که تن را مورد مجازات قرار میدهد، آنرا زخمین میسازد و از آن انتقام میکشد چون تن و نیازهای تنی او را به این جهان زشت و زودگذر وابسته ساخته است.
 
تا قبل از انقلاب 1375 روایت میشد که امام حسین نه برای کسب قدرت بلکه ماموریت الهی داشته است که با خون خود درخت نو نهال اسلام را آبیاری سازد. که او در کمال رضا و خشنودی خود را تماما به اراده الله، نه تسلیم نموده و شربت شیرین شهادت را نوشیده بوده است. امام حسین  مقام ولایی را در میان تمام امامان دار میبود به آن دلیل که نماد تسلیم و اطاعت بود، الگویی که همه پیروان امام باید رهنمای راه خود قرار میدادند. "برضای تو راضی ام" سخنانی که نقل شده است از امام که  در آخرین لحظات زندگی در حالیکه در خون خود غلتیده بوده است بزبان رانده است، پیوسته بر فراز منبر مورد ثنا و ستایش قرار میگرفت. یعنی که تسلیم و اطاعت پیوسته از برجسته ترین خصال امام حسین شناسایی میشد. اگرچه این تصویر از امام حسین در تمام اعصار میتواند در خدمت قدرت قرار و هماکنون بسته بشرایط نیز از آن نیز بهره برداری میشود. باین وجود، پس از انقلاب تصویر دیگری نیز از امام وارد در ادبیات سیاسی گردید که عاشورا الگوی سلطه ستیزی ترسیم میکرد، الگویی که شکل دهنده گفتار و کردار حکومت اسلامی برهبری ولایت بوده و هست. همین چندی پیش یک بحث حوزه ای بین ولایت فقیه و کارگزار برگزیده اش، حجت الاسلام حسن روحانی در گرفت مبنی بر مقابله و یا مذاکره با آمریکا، با شیطان بزرگ در تطابق است با روش امام حسین. که آیا بنا بر دعوی رئیس جمهور، امام حسین برای اجتناب از جنگ به صلح و مذاکره پرداخته است و یا بنا بر قول ولایت مقاومت و مقابله به مذاکره و بده بستان با خلیفه  ترجیح داده شده است؟
 
روشن است که مراسم عاشورا، بویژه زمانیکه بدست ساختار قدرت و بنفع بقا و تداوم سلطه استبداد مضاعف دین و قدرت برگزار میشود و در خدمت سلطه در میآید نمیتواند در همان حال تبلور سلطه ستیزی هم باشد. هم اکنون ولی فقیه، بر اریکه قدرت نشسته است و تمامی ابزار قهر و خشونت در دست او تمرکز یافته است، آیا او جانشین امام حسین است و یا جانشین خلیفه یزید؟ اگر امام حسین نتوانست لشگر یزید را شکست دهد و خود بر جایگاهش جلوس کند، جانشینان وی، ولایت اول و دوم، خمینی و خامنه ای، 36 سال است که با قدرت همآغوش گردیده اند. حال به تبعیت از امام حسین  مردم باید در برابر کدام قدرت به مقاومت بر خیزیند و بارگاه ظلم و ستم کدام ظالم و ستمگر  را باید ویران سازند، دستگاه خلافت و یا حکومت ولایت را؟ آیا اگر امام حسین بریزد پیروز میشد، جامعه ای را بنا میساخت در الگوی آرمانشهر ولایت، سراسر تبعیض و نابرابری، غارت و چپاولگری، خشونت و خونریزی، تنبیه و مجازات، قصاص و انتقام ستانی؟
 
اما، گویا برای تحلیل گرخبر آنلاین، چندان مهم نیست که چه کسی بر مسند قدرت نشسته است، چنانکه گویی که ولایت از تبار امامت نیست و راه روش امامان را در پیش نگرفته است. برغم حکومت ولایت که گفته میشود همان ولایت رسول الله است، تحلیلگر آنلاین به باز آفرینی عاشورا بمثابه یک الگوی سلطه ستیز مپردازد که تنها با ابزار "شهادت" میتواند به منزل مقصود برسد، شهادتی که امام حسین باستقبال آن شتافت و خود را جاودانه نمود. چرا که شهادت او شهادتی بوده است هدفمند: دفاع از ائین اسلامی. این معنا را البته نویسنده خبر آنلاین از  تحلیل اندیشه های دکتر علی شریعتی در باره عاشورا استخراج نموده است یعنی از منبعی که اقتدار و اعتبار آن چند و چون ندارد.
 
 او مینویسد که دکتر شریعتی  شهادت را پر ارج ترین کنش انسانی میداند، کنشی از سر ایمان و آگاهی، از سر عشق به آزادی و مهربانی. وی شهادت را تنها اسلحه برنده و پیروز در دفاع از اسلام و شریعت اسلامی بر میشمرد که نماد آن کسی نیست مگر امام حسین. نویسنده آنلاین میگوید که شریعتی بر آن بود که شهادت حسین  بر خلافت خط بطلان کشیده و در امامت جان تازه دمیده و خود را نامیرا نموده است. که حسین با خون خود درخت اسلام را تا ابد آبیاری نموده است. این است که شریعتی شهادت حسین را در عاشورا خوب مردن تعریف میکند، بآن دلیل که یک انتخاب است: برگزیدن نیستی و دل بر کندن از زندگی تنی و مادی. برای شریعتی شهادت یک امر آرمانی ست و البته  ارجح است بر بقا و هستی. خوب مردن، مرگی ست متمایز از مرگ مردم عادی، چون انتخابی نیست، سرنوشتی ست اجتناب ناپذیر، بنابراین، نمیتواند برخوردار از معنی خاصی باشد. طبیعی ست، اگر در تبعیت از امام شهید، آرزوی خوب مردن در سر میپرورانیم که مرگ خود را پر از معنی و مفهوم بنماییم، باید راه امام سوم را برگزینم و به استقبال مرگ بشتابیم و با شهادت خود درخت تنومند اسلام، دین الله را بقا بخشیم، همچنانکه تحلیلگر اندیشه شریعتی یاد آوری میکند که:
 
با سلاح شهادت است که امام حسین به رویا رویی با یزید، مظهر باطل می ‏شتابد و با شهادت خویش بر آنها پیروز می ‏شود و با شهادت خود دین الله را یاری کرده است؟  سیدالشهداء سمبل و الگوی خوب مردن (شهادت) در همه اعصار است(خبر آنلاین).
 
سوال وسوسه بر انگیز آنست که در شرایط کنونی با "سلاح شهادت" با کدام باطل باید به مبارزه بپردازیم؟ مضافا، بدرستی معلوم نیست که آیا علی شریعتی و تحلیلگر او آگاه هستند که وقتی از شهادت سخن میگویند، از چه کنش خشونتبار و حیوانی سخن میرانند؟ آیا آنها آگاه هستند که زشترین کنش انسان، جنگ و خونریزی ست.؟ که شهادت از راه دیگری امکان پذیر نیست مگر  خونریزی. که شهادت بوقوع نمی پیوندد اگر دست خود بخون دیگری آغشته نکنی، اگر تا آخرین نفس و تا آخرین قطره خون خود، خون دیگری را نریزی. که بشهادت هرگز نرسی اگر زنده ای را بشهادت نرسانی.
 
گمان میرود که شریعتی و تحلیگر افکار او، شهادت امام حسین را شبیه شهادت سقراط و یا عیسی مسیح، میپندارند، چنانکه گویی امام حسین با دست خالی به میدان جنگ رفته و بوسه های عشق و مهربانی بسوی دشمنان خود پرتاب میکرده است. گویا فراموش کرده اند که امام حسین شمشیر کشیده و سر های بسیاری را بر زمین افکنده است. که او تا آخرین قطره های خون خود، خون دیگران را ریخته است. مسلم است که اگر خلافت تسلیم امامت شده بود و یا بالعکس، خونی ریخته نمی شد و سری بر زمین افکنده نمیگردید. به فرض که حسین و یزید بر سر قدرت به جنگ یکدیگر نرفته و حسین گام به قتلگاه کربلا ننهاده بود،  آیا خشم الله را بر می انگیختند و بنیان آئین اسلام را متزلزل میساختند؟ در چنین صورتی آیا الله سربلند از این داستان خروج نمی یافت و امام حسین در گمنامی چشم از این جهان بر می بست؟ آیا خداوندی که برای تثبیت آئین اسلام، مسلمان را مکلف میدارد به  شهادت به معنای حقیقی ریختن خون دیگری تا آخرین قطره خون خویش، خداوندی بیرحم و سفاک نیست، خداوندی که انسانها را مثل حیواناتی میبیند، درنده و تشنه ریختن خون یکدیکر. زیبا و مقدس و خیر و نیک شمردن شهادت، شکوه و عظمت بخشیدن به خشونت است و یا آنچه حیوانی ترین است در وجود و هستی انسانی. چه، هیچ شهادتی نیست که به بغض و کینه، به کین خواهی و انتقام ستانی نکشد. قرنها است که امامت و خلافت خون یکدیگر را بر پای الله ریخته اند و هنوز هم  میریزند.  همچنانکه هم اکنون منطقه در آتش این دشمنی دیرینه میسوزد.
 
تحلیلگر اندیشه ی علی شریعتی، با قدسی نمودن شهادت، بر قهر و خشونت، بر کین خواهی و انتقام ستانی نیز آب طهارت میریزد و آنرا وظیفه ای تاریخی بشمار میآورد.  وی نقل میکند  که امام حسین، در واپسین لحظات زندگی در حالیکه در خون خود علتیده بود به تنها چیزی که می اندیشده است چیزی نبوده است  مگر انتقام ستانی، انتقام از کسانی که او و همه یاران و اعضای خانواده اش را بقتل رسانده بودند. وی میافزاید که امام حسین
 
پس از این که همه عزیزانش را در خون می ‏بیند و جز دشمن کینه توز و غارتگر در برابرش نمی ‏بیند - فریاد می ‏زند که: «آیا کسی هست که مرا یاری کند و انتقام کشد؟
 
تحلیل گر اندیشه شریعتی در ادامه میافزاید که:
 
این «سؤال»، سؤال از تاریخ فردای بشری است و این پرسش، از آینده است و از همه ماست و این سؤال، انتظار حسین را از عاشقانش بیان می‏کند و دعوت شهادت او را به همه کسانی که برای شهیدان حرمت و عظمت قائلند، اعلام می ‏نماید.
 
آیا این بدان معنا ست که تا ابد باید دست به خشونت  و کین خواهی بزنیم تا به امام حسین گفته باشیم که نگران نباشد. که به فراخوان او به شهادت  پاسخ مثبت میدهیم و انتقام خون او را میگریم و یزیدهای زمان را بخاک خون میکشیم؟  فرو نهادن هستی و پیوستین به نیستی و مرگ و نابودی پاسخ تحلیل گر به تاریخ است. سقراط و مسیح نیز به شهادت میرسند. اما، آنها زندگی خود را نهادند تا بتوانند به دیگران هستی ببخشند. اما شهادت امام حسین را نمیتوان در ردیف این شهادت ها قرار داد. چرا که شهادت حسین نفی زندگی ست، همان زندگی ای که حسین پرستان دو دستی بدان  چسبیده اند و در مسند قدرت قرار گرفته و از امتیازات آن هم بسیار لذت میبرند. بازتاب شهادت حسین را باید در تاریخ و جامعه ای مشاهد نمود که در تقدس شهادت امام حسین هرگز شک و تردیدی بخود راه نداده است، چنانکه گویی شهادت او هرگز آلوده به انگیزه قدرت نبوده است و اگر او بجای یزید می نشست، مدینه فاضله اسلامی ای بنیان میگذارد که در آن دیگر کسی مرتکب خطا و گناه و جرم و جنایت نمیگردید. چه با پیاده ساری قواعد و مقررات شریعت اسلامی عدالت بر قرار خواهد گردید، و همگان در تسلیم و اطاعت رها و آزادند، همچنانکه حضرت ولایت چنین مدینه ای را در کشورما بنا گذارده است. نظام ولایت جزیره ی آرامی ست در دریای طوفانی، اکنده است از صلح و صفا و آزادی.
 
فیروز نجومی
Firoz Nodjomi

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

فیروز نجومی

فهرست مطالب فیروز نجومی  در سایت پژواک ایران 

*رای خدا در برابر رای مردم
*ولایت: گورکن الله!
*زنده باد کفر
*انتخابات و ‏نیروی ‏براندازنده ‏‏«کفر»
* مناظره روبهان
* رئیس جمهور چکاره ست؟
*انتخابات را به خاکسپاری رژیم جنایتکار تبدیل کنیم!
*انتخابات خوب است!‏
*حقیقت را باید گفت!‏
* از یکتا پرستی تا ‏کثرت خواهی
*ندای وجدان
*ویرانی بزرگ!‏
*از دین گریزی تا دین ستیزی
*سالروز نکبت و مصیبت ‏
*دگرگون سازی ارزش ‏ها!‏
*گفتمان رفسنجانی، گفتمان ریاکاری
*حقیقت نهائی!‏
*دیفروشان دیروز فرمانروایان امروز
*شاه گور خود کند و ولی فقیه گورکن خویش شود و دین!
*‎ ‎ دین مست باده قدرت !‏
*براندازی متولیان دین
*چیره شدن «عرب بر عجم» ‏ و آغاز نگون بختی ایرانیان
* آزادی و گریز از مسئولیت
* سرگذشت غم انگیز آزادی
*بازگشت بدوران رسالت ‏ و گره زدن دین به قدرت
*در چرائی نامگذاری الله و آغازیدن با نام او!‏
*عاشورا: اسطوره یا واقعیت
*بوی گند تقدس
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*عاشورا و قتل عام در زندانها
*محمد بشر بشیر و یا ‏‎ ‎خشم و خشونت و شمشیر
*«پافشاری بر نفاق» و عدالت اسلامی!
*جنگ شیعه وسنی:‏ اختلاف تاریخی یا دسیسه غربی؟
*خشونت هنجاری مقدس در قاموس اسلام
*کشتار جمعی در زندانها بجرم «ارتداد»
*تدبیرچیست؟
*بنام انسان و آزادی
*خشونت و گفتمان توحیدی
*پشت خمیده و بار سنگین دین و قدرت!
*امنیت و آزادی
*فقط آزادی
*شریعت اسلامی در ستیز با خودفرمانی
*معاشقه اسلام ناب محمدی با علم و تکنولوژی
* آزادیخواهی و باز تولید منش دیکتاتوری!
*اسلام در پیشگاه تاریخ
*بیگانگی ما از خود
* امریکا ستیزی یا اسلام ستیزی؟
*دشمن و دو قطبی شدن جامعه
* از درگیریهای کلامی تا امریکا ستیزی و فریبکاری
* امید کوکبی، قهرمان نافرمانی
*ظهور نیروی نامحسوس و امنیت اخلاقی
* تا کی؟
*رمز بقای نظام فرمانروایی و فرمانبری
*خائن کیست؟
*نقشه رذیلانه امریکا: «تزریق تقکر خاصی به نخبگان»
*آیا بجز ولی فقیه کسی دیگری هم هست؟
*نه به اخلاق اطاعت و فرمانبری!
*نفی حق گزینش: فروکاستی انسان به حیوان
* تن بخفت نباید داد
*انتخابات: طبل تو خالی
*رابطه دین با قدرت در امتداد تاریخ
*«جامعه ایران به کدام سو در حال حرکت است؟»
*انتخابات یعنی چه؟
*بدامن چه کسی پناه باید برد؟
*رهایی و ترک کیش اهریمنی
*بخندیم یا گریه کنیم؟
*از طلبگی تا خدایی و مسئله جانشینی!
*شمشیر ذوالفقارم آرزوست
*جور دیگری زندگی باید کرد
*بیان درد مشترک و یا صدور کیفرخواست علیه غرب؟
*اندر شکست دین جهاد و شهادت
*عاشورای پاریس
*آزادی را باید پرستید
*ولی فقیه، شاه نیست، مظهر دین است
*جامعه تک کتابی!
*عاشورا: شهادت یا خشونت؟
*کفر گرایی: راه رهایی و آزادی
*تقدس از جهل بر میخیزد
*قوم لوط، اخلاق انحرافی و خروج امام عج از غیبت
*اینهم شد خدا؟
*امنیت در سایه ولایت
*سردار حاج قاسم سلیمانی: سردار استبداد مضاعف دین و قدرت
*ز روز بلا باید دست بر سر گیریم
*فریبکاری مضاعف
*استبداد و آگاهی طبقاتی
*من مسلمانم، طرفدار رژیم دین هم نیستم!
*رهایی، آیا یک توهم است؟
*وای اگر دین نبود!
*خوار داشت انسان و قدسی سازی خشونت
*بر فراز منبر ولایت و یا خلافت؟
*الله: آموزگار بزرگ بیرحمی، خشونت و کین خواهی
*رمضان: زمینه ساز نظام فرمانروایی و فرمانبری
*دین ستیزی و یا قدرت ستیزی!
*جامعه بورژوازی و یا جامعه اسلامی فرا طبقاتی؟
* تاملی چند در باره جنبش عبور از ولایت!
*روحانیت: از حوزه تا حکومت
*کیست گورکن دین؟
*غنی سازی هسته ای بچه قیمتی؟
*شمشیر در نهان دین
*فرخنده: قهرمان جهالت ستیز
*دینمداری یا انسانمداری کدام یک اهریمنی ست؟
* دیکتاتوری و شریعت اسلامی
*سپاه پاسداران: سپاه ولایت و یا ملت
*توفان دیگری در راه است!
*ولایت دشمن اصلی ملت
*در خدمت و خیانت به اسلام و یا به ملت؟
*عدالت اسلامی!
*رهایی از دین یا جدایی آن از سیاست؟
*همزادی علم الله با قدرت
*«نه» بر تسلیم و اطاعت
*حصر و یا محاکمه: ولی فقیه بر سر دو راهی!
*تابوی هسته‌ای: نگاه ایدئولوژی یا نگاه اسلامی؟
*فرد و حکومت خدا
*قتلگاه سعیدی سیرجانی: «منزل آرام و مجلل در شمال شهر تهران»
* سعیدی سیرجانی به تاریخ پیوست
*آقای ظریف، ایران هراسی نه، اسلام هراسی!
*مذاکرات هسته ای: اراده ولایت یا اراده ملت؟
*امر به معروف، نهی از منکر و فرا رسیدن دوران کفر!
*امام حسین: اسطور ه یا انسانی زمینی؟
*جنایتکار کیست؟
*«امر به معروف با اسید نمیشه»
*دفاع مقدس یا شکست مفتصحانه ؟
*اسلام هراسی: خدمت و یا خیانت
*حقیقت نه بمب
*فریبخوردگان اکنون با ید به جنگ با الله برخیزند
*اسلام: دین رحمت و یا خشونت؟
*حکومت اسلامی: آبستن آزادی و استقلال و خود آئینی
*بازگشت اسلام به اصل خود
*توصیه ولایت: حفظ آرامش روانی !
*انفجار روابط جنسی در زیر زمین !
*هم ولایت و هم ریاست، هردو از دروغگویانند
*اسلحه ات را بر زمین بگذار ای مومن!
*نه حماس، نه اسرائیل
*شلاق، مجازات نا فرمانی و یا روزه خواری؟
*اعتدال، خدعه ای اسلامی
*«راه اندازی کلینک خشم در تهران»
*ما داعشی ها را خوب می شناسیم!
*حکومت اسلامی واژگون گردد، اگر زن حجاب از سر برگیرد
*بهشت با شلاق ؟
*از خاک سپاری مردگان در انقلاب مصر تا بازگشت آنان بزندگی در حکومت اسلامی
*سردار سرلشگر جعفری، سردار اسلام
*نبود آزادی و وحدت جنایت و عدالت در حکومت اسلامی
*زوگیری در فضای مجازی
*بازی دین و قدرت
*چهره کریه حکومت دین را بنگر
*زورگیری در اسارتگاه اوین
*یکتا و یگانه، تنها ولی فقیه است، بجز او هیچکس دیگری نیست!
*دین خصم آشتی ناپذیر آزادی
*پیام نوروزی خداوندگار خامنه ای : آزادی، بی آزادی
*دیو دو شاخ
*آزادی مسئولانه یا آزادی در فرمانبری؟
*22 بهمن: تاسیس استبداد مضاعف دین و قدرت
*انقلاب اسلامی: گریز از آزادی
*الله: مهربان و بخشنده و یا کین خواه و کیفر دهنده؟
*حال باید پرسید...
*از سلطه افکنی تا سلطه ستیزی
* قرآن، دین، قدرت، ما و آنها ؟
*تأملی چند در باره حکومت اسلامی و رهایی از آن
*بمناسبت اربعین: امامت یا خلافت؟ کدام حاکم است بر ما؟
*مماشات با دین بس!
*اسلام دین بیگانه با انسان
*فساد از اسلام بر میخیزد یا از قدرت؟
*مرگ بر غنی سازی هسته ای
*دیپلماسی ولایت و دفن حقوق بشر
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*از سلطه ستیزی تا دریوزگی
*بنگر، خداوند غرقه در خون است!
*باید رستم را فرا خواند
*خلع دین از حکومت
*مرگ بر آمریکا: رمز مقاومت مردم یا رمز بقای حکومت ارتجاع؟
*ستیز با شیطان بزرگ ستیز است با آزادی
*الله اکبر: دین یا سیاست؟
*طبل توخالی
*«نرمش قهرمانانه» یا حرکت مذبوحانه؟
*حرمت شکنی روحانیت
*زایش خدا: نفی انسان و آزادی
*گره هسته ای، وسیله است نه هدف، دینی ست نه سیاسی
*گفتمان اعتدال و آشتی اسلام با جهان سکولار!
*رمز و راز وزارت: شایستگی و لیاقت یا تسلیم و اطاعت از ولایت؟
*بوی فریبکاری به مشام میرسد
*تا ولایت هست، سیه روزی و تیره بختی هم هست
*گفتمان ولایت: وارونگی حقایق و بهانه جویی های احمقانه
*تیشه بر ریشه فقاهت، تیشه بر بنیان قدرت است
*آبادی بدون ویرانی؟ نه حقیقت، نه آزادی
*رمضان: بیداری وجدان و یا وجدان فرمانبر؟
*از خداوند خامنه ای ست که بوی گند برمیخیزد
*رئیس جمهور منتخب: باز تاب اراده ولایت و یا تبلور اراده ملت؟
*انتخابات و یا آفرینش حماسه سیاسی؟
*گفتمان ولایت، گفتمان تحقیر و توهین به ملت
*گفتمان انتخابات
*دلشوره انتخابات
*صداقت هرگز نه از دین برخیزد و نه از قدرت
*کارنامه ولایت و یا ریاست جمهوری؟
*رمز رهایی از دیکتاتوری
*احکام شریعت لغو و قیامت اعلام کنید
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*بازی هسته‌ای و اسطوره جهاد و شهادت
*جنگ عدالت با آزادی
*سکولاریسم از ستیز با دین گذر میکند
*هفت سین، بدون دال بیگانه: سال نو، دین نو
*ظهور امام چهاردهم
*الله، خدای یکتا و یگانه مرد است و مردانه میاندیش
*قدسی سازی خشونت، رمز بقای نظام ولایت
*اسلام دین بیگانه با انسان
*آقای رئیس جمهور
*دین را باید بدادگاه بکشانیم
*حکومت راهزنان و غارتگران
*کدام انتخابات؟ چه قانونی؟
*یورش به دفاتر روزنامه ها و زور گیری روزنامه نگاران
*حاکم یا محکوم، کدامیک زور گیر است؟
*نظام ولایت، نظام قانون گریز و قانون شکن
*تاج شاهی بر سر خداوند خامنه‌ای
*دین و یا قدرت، کدامیک دشمن ملت ایران است ؟
*نظام ولایت، نظام فریب و خیانت
*از حجره و حوزه، تا کاخ نشینی و فرمانروایی
*حکومت اسلامی، حکومت فریبکاران
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*عاشورا : از تحمیق تا تطمیع و از امام تا یزید
*پیام عاشورا: کین خواهی و خشونت، تسلیم و اطاعت
*عاشورا و اسطوره سازان حرفه ای
*دو معضل نیروی های انتظامی: بر خورد با ماهواره ها و بد حجابی
*براندازی دین تازیان بومی : خوش خیالی و یا واقع بینی؟
*مسئول تحریمات: دشمنی با اسلام یا غنی سازی هسته ای؟
*براندازی نظام ولایت از براندازی فقاهت، مظهر دین میگذرد
*جهاد و شهادت جنایت است و در خصومت با انسانیت
*حرف قرآن، حرف قدرت است
*پیش بسوی انسان و آزادی
*چشم بند ان ، کاریکاتور ی که مقدس را موهن ساخت
* ما عاشق امامان خود هستیم!
*از دینداری تا غیرتمداری
*کدام بحران؟
*بازگشت دوران تازیان مهاجم
* بحساب دین یا بحساب ملت
*حکومت اسلامی، بازنده ی بزرگ در اجلاس جنبش عدم تعهد.
*ولایت جلوه ی الله
*الله، بازیگر اصلی
*بوی گند ارشاد
*براندازی ولایت از رهایی از یو غ الله میگذرد.
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*از کدام دین است که سخن میرانید؟
*حکومت ولایت، حکومت الله ست
*چرا باید با نام الله آغاز کنیم؟
*روحانیت دشمن ملت
*الله و جدایی جنسیت ها
*اسلام: دین فرمانروایی و فرمانبری
*خمینی الله را کشته است
*حجاب در ستیز و خصومت با عفاف