آزادی و گریز از مسئولیت
فیروز نجومی

 

مطلب حاضر ادامه مطلب مختصر و کوتاهی ست در باره "سرگذشت غم انگیز آزادی" که بطور جداگانه انتشار یافته است. مطلب گذشته باینجا رسید که سرکوب آزادی پیوند ناگسستنی دارد با مسئولیت گریزی. چه، نبود آزادی، ساختار دین و قدرت را نسبت به بروز فساد در پی و بن اش بی اعتنا میکند. فساد از همه گونه ای در لابلای نهادها و سازمانهای اداری و مالی و تجاری و فرهنگی و بالاخره در تمام سطوح جامعه نفوذ نموده و همه چرخهای آنرا هماهنگ باهم به لنگ میاندازد، گویی که غبار پیری بر جبین نظام نشسته است. در حالیکه زمانی بس به درازا خواهد کشید تا نظام ولایت نفس آخر را برآرد. درحکومتی که دین، قدرت را در دست دارد، نبود آزادی و گریز از مسئولیت، از نوع امراضی هستند که کشنده نیستند اما زمین گیراند.  همه وزارتخانه ها، نهاد ها و سازمانهای اداری، دارای وزیر و ریئس و مدیراند، اما در صورت پیدایش کژی و کاستی باید با چراغ دستی در پی شناسایی مسئول بهر سوراخ و سنبه ای سرک بکشی که در نبود آزادی تفحص و تحقیق، فعالیتی ست پر هزینه.  وگرنه چه ساده میتوان نشان داد که نهادهای گرداننده جامعه بر اساس حفظ منافع روحانیت سامان یافته است و بس. درست است که ولایت است و جمهوریت و یا "حاکمیت " و دولت، اما، واقعیت آن است که هر دو ادامه نظام ولایت را نهایتا "اوجب واجبات" میدانند.

 

عباس پالیزدار، عضو هیئتِ تحقیق و تفحص مجلس هفتم، وقتی رانت خواری و فساد مالی آیت الله های مقدس را در 1387 افشا نمود، مجبور بود هزینه آشکار سازی حقیقت را با دهسال زندان بپردازد. صدها بلکه هزاران نمونه دیگر از این نوع غارت ها را میتوان برشمرد، اما، در این مختصر نمیگنجد. حال اگر لحظه ای فرض را بر این بگذاریم که عباس پالیزدار را ده سال از زندگی محروم و تنبیه و مجازات نمیکردند، آیا آن پنجاه مرد مقدسی که پالیزدار از آنان نام برده بود، می توانستند از پاسخگویی بگریزند؟ تنها در یک صورت پاسخ مثبت است، آنهم تنها در زمانی که پالیزدار را خاموش سازند و خاموش هم ساختند.

 

یعنی که تا زمانیکه آزادی را سرکوب میکنند میتوانند حقیقت را پنهان بدارند. همه حکومتهای استبدادی از هرگونه تظاهری از آزادی به وحشت میافتند، خیلی زود شمشیر بر میکشند که از حقیقت بگریزند. اما، استبداد مظاعف دین و قدرت از بدو حضورش در صحنه، برای آزادی شمشیر کشیده است، چون خود را مسئول بامیال و احکام الله میدانسته است و تاکنون نیز توانسته است از زیر بار هر مسئولیتی شانه خالی بدارد. بتازگی سعید مرتضوی، یکی از بزرگترین دشمنان آزادی که مرتکب بزرگترین جنایتها گشته است، اخیرا در دادگاه های نظام اسلامی به 300 ضربه شلاق محکوم گردیده است. نه اینکه این جزای آن جنایت های بزرگ، مثل مرگ ژاله کاظمی، عکاس خبری و کشتار و شکنجه قهرمانان کهریزک بلکه بجرم یکی از دزدی ها از خزانه ملت بوده است. در اینجا سرکوبگر آزادی را مسئول و مجرم، هرچند ناچیز، میشمارند که آزادی را هرچه بیشتر کوبیده تا هرچه بهتر بتوانند از مسئولیت گندی که بسراسر کشور زده اند پا بگریز بگذارند. با سرکوب آزادی البته میتوان از آشکار شدن حقیقت جلوگیری کرد و بر فضاحت قاری ویژه خدا خامنه ای، سعید طوسی دوستدار پسران نوجوان را در پرده انکار پیچید. اما، این فساد از یک مرض زمین گیر کننده به یک ویروس سرطانی تبدیل میکند که بسرعت رشد میکند. 

 

این، بدان معناست که همچنانکه دشمنی و خصومت با آزادی در بینش مجتهد و فقیه نهادین است، گریز از مسئولیت نیز در قاموس فقاهت ساختاری ست. فقها، علما و مجتهدین بزرگ مصون از مسئولیت اند چون آنان بری از خطا و گناهکاری اند. دایم در حال "اعتکاف" و "ریاضت" اند و تن باسارت داده اند، چگونه میتوانند مسئولیت پذیر باشند؟ بی مسئولیتی آیت الله ها، فقها و علمای حاکم، از مسئولیت در برابر الله سرچشمه میگیرد، از تعهد و التزام مطلق  بشریعت او. ولی فقیه و پیروان ش خود را پیامبران دوران مدرن میدانند و همان وظایف و مسئولیت ها را بعهده دارند که پیامبر اسلام بدوش گرفته بوده است: هدایت بندگان الله، بسوی رستگاری از راه تسلیم و اطاعت و فرمانبری از "احکام" ی که الله از آسمانها به رسول خود مخابره کرده است. چه مسئولیتی با لاتر از این مسئولیت الهی. همچنانکه محمد بفرمان الله شمشیر بر کشید وسر آنان که از تسلیم به یگانگی الله سرباز زدند، بر زمین افکنده "معصوم " و مصون از مسئولیت شناخته میشود، امام خمینی و همراهانش نیز که بیش از 4000 نفر را قتل عام کرده اند، خطا ناپذیر و مصون از هرگونه مسنولیتی شناسایی شده اند. عاملان کشتار 67 در زندانها از جمله اعضای "کمیته مرگ" نه تنها سخنی از ندامت و یا اشتباه بزبان نیآرند، به آن جنایت بی سابقه در میان جنایات بیشمار دیگری که مرتکب شده اند، بخود میبالند و افتخار میکنند که بخاک و خون کشیدن جوانان این مملکت لحظه ای خواب از چشمانش ربوده نشده است. آنها هنوز مراتب بلندی در ساختار دین و قدرت در اشغال خود دارند. حجت الاسلام مصطفی پور محمدی، طلبه ای که در سن 20 سالگی یکی از اعضای کمیته مرگ بوده است هم اکنون وزیر دادگستری جمهوری اسلامی ست.

 

بعبارت دیگر، آیا کسی تا کنون رسول الله و کسانی که خود را جانشیان ان او میدانند، مسئول بر زمین افکندن سران بی گناهانی شناخته اند که از تسلیم و اطاعت خود داری کرده اند. خیر، چرا که پیامبر اسلام خود فرمانروایی بود فرمانبرالله، بفرمان الله و دفاع از یکتایی او بود که دست بخشونت میزد. بنابراین پیامبر اسلام "معصوم" است  و مصون از مسئولیت؟ مسئول الله است. بهمین دلیل است که پیامبران دوران، ما مثل اعضای گروه مرک و یا رئیس قوه قضائیه، گروه داعشی ها و بوکوحرامها و یا صعودی ها و دیگر کشور های مسلمان با برپا داشتن دار مجازات در ملا عام و جدا ساختن سر از تن انسانها در برابر چشم جهانیان، بسرکوب آزادی می پردازند و دست خود را به بدترین جنایات آلوده میکنند. در برابر الله است که خود را مسئول میدانند، نه در برابر بندگان الله. مردان زاهد و مقدس، با آویختن هر انسانی بدار مجازات، آزادی را بدار مجازات میآویزند که از مسئولیت جنایاتی که مرتکب شده اند، از خون بیگناهانی که ریخته اند و از تخریب و ویرانی ای که در کشور بوجود آورده، بگریزند.

 

اکر به خطبه خوانیهای حضرت ولایت و امام جمعه ها بر فراز منبر قدرت و درسهای فقهی نظر افکنی، دریابی که پیامبران این قرن، طلبه ها و آیت الله های برخاسته از حوزه های علیمه هستند که پیوسته خود را ناظر بر اعمال و کردار گفتار مسئولین کشور میدانند. در خطبه های خود همیشه مسئولین را مورد خطاب و مواخذه قرار میدهند. بانها توپ تشر میزنند و مورد شماتت قرار میدهند که چرا در عملی سازی قواعد و مقررات شریعت اسلامی سهل انگاری میکنند. چرا فی المثل در مبارزه با "بد حجابی، " بقول فرشته مقرب، آخوند جنتی، مسئولین "شل " میایند. چرا جلوی فساد و فحشا را نمگیرند. چرا با رانت خواری و رشوه گیری مبارزه نمیکنند. این در حالی ست که همه آنان از اقتدار تصمیمی گیری به آن اندازه بر خوردارند که ازغارت های بزرگ ثروت ملت، صدها بار غنی از غنی تران شده و ثروت عظیمی را انباشته نموده اند.

 

اخیرا، آقای رئیس جمهور بار دیگر در دفاع از "آزادی" مخاطبی را قرار میدهد که وظیفه اصلی ش کشتار آزادی ست، رئیس قوه قضائیه، صادق لاریجانی، که "چرا قلمها را میشکنید" و نمی گذارید که "آزادی مسئولانه،" بر قرار شود تا کشور از آن بهره ور گردد، چنانکه گویی آزادی مسئولانه هم شد آزادی. چه این واژه،  بی مسئولیتی را در آزادی می بیند. طلبه ای که لباس دو لایه ای بتن دارد، لباس جمهوریت و روحانیت، بر این باور است که اگر افسار بآزادی بزند آنرا مسئول ساخته است حال آنکه از آزادی است که مسئولیت بر میخیزد نه از محدود ساختن و مشروط ساختن و یا باصطلاح مسئول ساختن آن. آیا کسی میتواند آزادی را مسئولانه کند بدون آنکه دشمن آشتی ناپذیر آزادی باشد.

 

 خدا خامنه ای، که فرمانروای کل و نهایی جامعه است، جامعه ای که هیچ چیز در آن بگردش در نیاید مگر به امر و فرمان او، جامعه ای که تنها تصمیم گیرنده و تنها سخنگوی ملت، هیچکس دیگری نیست مگر خدا خامنه ای، فارغ از هر گونه مسنولیتی ست. او نه مسئول 12 سال برنامه غنی سازی هسته ای ست و خسران جبران ناپذیر آن، نه خوشامدگویی به تحریم های اقتصادی، افزایش گرانی و بیکاری و گسترش فقرو عقب ماندگی ست، نه بار دیگر مسئول کشیدن منطقه به آتش جنگ و تخریب و ویرانی و آوارگی. خاطر آسوده بدار که هر آن نظام مقدس ولایت شمشیر از گردن آزادی برگیرد، تمام راه ها برای گریز از مسئولیت بر روی تمام روحانیون روبه صفت بسته خواهد شد.

 

 این بدان معنا نیست که اگر شمشیر از گردن آزادی برگرفته شود، دین را نفی و نابود میسازد و هر آنکس کند آنچه را میل ش کشد، هرج و مرج خواهد شد و همه چیز از هم فرو خواهد پاشید بلکه این بدان معنا ست که آزادی، افراد را  از بند دین و قدرت رهایی می بخشد و فرمانبر عفل و غرایز و عواطف انسانی میسازد و هم دین را از اسارت در دست قدرت رها خواهد ساخت، یعنی که دین رسمی را که مظهر استبداد است از میان بر میدارد و دین باوری را آزاد میسازد که در میدان رقابت با عقل و خرد انسانی به غنا و شکوفایی رسد. باید باستقبال آزادی شتافت و هرگز گامی به پس بر نداشت.

 

فیروز نجومی

 

Firoz Nodjomi

fmonjem@gmail.com

Firoznodjomi.blogpost.com

Rowshanai.org

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

فیروز نجومی

فهرست مطالب فیروز نجومی  در سایت پژواک ایران 

*انتخابات را به خاکسپاری رژیم جنایتکار تبدیل کنیم!
*انتخابات خوب است!‏
*حقیقت را باید گفت!‏
* از یکتا پرستی تا ‏کثرت خواهی
*ندای وجدان
*ویرانی بزرگ!‏
*از دین گریزی تا دین ستیزی
*سالروز نکبت و مصیبت ‏
*دگرگون سازی ارزش ‏ها!‏
*گفتمان رفسنجانی، گفتمان ریاکاری
*حقیقت نهائی!‏
*دیفروشان دیروز فرمانروایان امروز
*شاه گور خود کند و ولی فقیه گورکن خویش شود و دین!
*‎ ‎ دین مست باده قدرت !‏
*براندازی متولیان دین
*چیره شدن «عرب بر عجم» ‏ و آغاز نگون بختی ایرانیان
* آزادی و گریز از مسئولیت
* سرگذشت غم انگیز آزادی
*بازگشت بدوران رسالت ‏ و گره زدن دین به قدرت
*در چرائی نامگذاری الله و آغازیدن با نام او!‏
*عاشورا: اسطوره یا واقعیت
*بوی گند تقدس
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*عاشورا و قتل عام در زندانها
*محمد بشر بشیر و یا ‏‎ ‎خشم و خشونت و شمشیر
*«پافشاری بر نفاق» و عدالت اسلامی!
*جنگ شیعه وسنی:‏ اختلاف تاریخی یا دسیسه غربی؟
*خشونت هنجاری مقدس در قاموس اسلام
*کشتار جمعی در زندانها بجرم «ارتداد»
*تدبیرچیست؟
*بنام انسان و آزادی
*خشونت و گفتمان توحیدی
*پشت خمیده و بار سنگین دین و قدرت!
*امنیت و آزادی
*فقط آزادی
*شریعت اسلامی در ستیز با خودفرمانی
*معاشقه اسلام ناب محمدی با علم و تکنولوژی
* آزادیخواهی و باز تولید منش دیکتاتوری!
*اسلام در پیشگاه تاریخ
*بیگانگی ما از خود
* امریکا ستیزی یا اسلام ستیزی؟
*دشمن و دو قطبی شدن جامعه
* از درگیریهای کلامی تا امریکا ستیزی و فریبکاری
* امید کوکبی، قهرمان نافرمانی
*ظهور نیروی نامحسوس و امنیت اخلاقی
* تا کی؟
*رمز بقای نظام فرمانروایی و فرمانبری
*خائن کیست؟
*نقشه رذیلانه امریکا: «تزریق تقکر خاصی به نخبگان»
*آیا بجز ولی فقیه کسی دیگری هم هست؟
*نه به اخلاق اطاعت و فرمانبری!
*نفی حق گزینش: فروکاستی انسان به حیوان
* تن بخفت نباید داد
*انتخابات: طبل تو خالی
*رابطه دین با قدرت در امتداد تاریخ
*«جامعه ایران به کدام سو در حال حرکت است؟»
*انتخابات یعنی چه؟
*بدامن چه کسی پناه باید برد؟
*رهایی و ترک کیش اهریمنی
*بخندیم یا گریه کنیم؟
*از طلبگی تا خدایی و مسئله جانشینی!
*شمشیر ذوالفقارم آرزوست
*جور دیگری زندگی باید کرد
*بیان درد مشترک و یا صدور کیفرخواست علیه غرب؟
*اندر شکست دین جهاد و شهادت
*عاشورای پاریس
*آزادی را باید پرستید
*ولی فقیه، شاه نیست، مظهر دین است
*جامعه تک کتابی!
*عاشورا: شهادت یا خشونت؟
*کفر گرایی: راه رهایی و آزادی
*تقدس از جهل بر میخیزد
*قوم لوط، اخلاق انحرافی و خروج امام عج از غیبت
*اینهم شد خدا؟
*امنیت در سایه ولایت
*سردار حاج قاسم سلیمانی: سردار استبداد مضاعف دین و قدرت
*ز روز بلا باید دست بر سر گیریم
*فریبکاری مضاعف
*استبداد و آگاهی طبقاتی
*من مسلمانم، طرفدار رژیم دین هم نیستم!
*رهایی، آیا یک توهم است؟
*وای اگر دین نبود!
*خوار داشت انسان و قدسی سازی خشونت
*بر فراز منبر ولایت و یا خلافت؟
*الله: آموزگار بزرگ بیرحمی، خشونت و کین خواهی
*رمضان: زمینه ساز نظام فرمانروایی و فرمانبری
*دین ستیزی و یا قدرت ستیزی!
*جامعه بورژوازی و یا جامعه اسلامی فرا طبقاتی؟
* تاملی چند در باره جنبش عبور از ولایت!
*روحانیت: از حوزه تا حکومت
*کیست گورکن دین؟
*غنی سازی هسته ای بچه قیمتی؟
*شمشیر در نهان دین
*فرخنده: قهرمان جهالت ستیز
*دینمداری یا انسانمداری کدام یک اهریمنی ست؟
* دیکتاتوری و شریعت اسلامی
*سپاه پاسداران: سپاه ولایت و یا ملت
*توفان دیگری در راه است!
*ولایت دشمن اصلی ملت
*در خدمت و خیانت به اسلام و یا به ملت؟
*عدالت اسلامی!
*رهایی از دین یا جدایی آن از سیاست؟
*همزادی علم الله با قدرت
*«نه» بر تسلیم و اطاعت
*حصر و یا محاکمه: ولی فقیه بر سر دو راهی!
*تابوی هسته‌ای: نگاه ایدئولوژی یا نگاه اسلامی؟
*فرد و حکومت خدا
*قتلگاه سعیدی سیرجانی: «منزل آرام و مجلل در شمال شهر تهران»
* سعیدی سیرجانی به تاریخ پیوست
*آقای ظریف، ایران هراسی نه، اسلام هراسی!
*مذاکرات هسته ای: اراده ولایت یا اراده ملت؟
*امر به معروف، نهی از منکر و فرا رسیدن دوران کفر!
*امام حسین: اسطور ه یا انسانی زمینی؟
*جنایتکار کیست؟
*«امر به معروف با اسید نمیشه»
*دفاع مقدس یا شکست مفتصحانه ؟
*اسلام هراسی: خدمت و یا خیانت
*حقیقت نه بمب
*فریبخوردگان اکنون با ید به جنگ با الله برخیزند
*اسلام: دین رحمت و یا خشونت؟
*حکومت اسلامی: آبستن آزادی و استقلال و خود آئینی
*بازگشت اسلام به اصل خود
*توصیه ولایت: حفظ آرامش روانی !
*انفجار روابط جنسی در زیر زمین !
*هم ولایت و هم ریاست، هردو از دروغگویانند
*اسلحه ات را بر زمین بگذار ای مومن!
*نه حماس، نه اسرائیل
*شلاق، مجازات نا فرمانی و یا روزه خواری؟
*اعتدال، خدعه ای اسلامی
*«راه اندازی کلینک خشم در تهران»
*ما داعشی ها را خوب می شناسیم!
*حکومت اسلامی واژگون گردد، اگر زن حجاب از سر برگیرد
*بهشت با شلاق ؟
*از خاک سپاری مردگان در انقلاب مصر تا بازگشت آنان بزندگی در حکومت اسلامی
*سردار سرلشگر جعفری، سردار اسلام
*نبود آزادی و وحدت جنایت و عدالت در حکومت اسلامی
*زوگیری در فضای مجازی
*بازی دین و قدرت
*چهره کریه حکومت دین را بنگر
*زورگیری در اسارتگاه اوین
*یکتا و یگانه، تنها ولی فقیه است، بجز او هیچکس دیگری نیست!
*دین خصم آشتی ناپذیر آزادی
*پیام نوروزی خداوندگار خامنه ای : آزادی، بی آزادی
*دیو دو شاخ
*آزادی مسئولانه یا آزادی در فرمانبری؟
*22 بهمن: تاسیس استبداد مضاعف دین و قدرت
*انقلاب اسلامی: گریز از آزادی
*الله: مهربان و بخشنده و یا کین خواه و کیفر دهنده؟
*حال باید پرسید...
*از سلطه افکنی تا سلطه ستیزی
* قرآن، دین، قدرت، ما و آنها ؟
*تأملی چند در باره حکومت اسلامی و رهایی از آن
*بمناسبت اربعین: امامت یا خلافت؟ کدام حاکم است بر ما؟
*مماشات با دین بس!
*اسلام دین بیگانه با انسان
*فساد از اسلام بر میخیزد یا از قدرت؟
*مرگ بر غنی سازی هسته ای
*دیپلماسی ولایت و دفن حقوق بشر
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*از سلطه ستیزی تا دریوزگی
*بنگر، خداوند غرقه در خون است!
*باید رستم را فرا خواند
*خلع دین از حکومت
*مرگ بر آمریکا: رمز مقاومت مردم یا رمز بقای حکومت ارتجاع؟
*ستیز با شیطان بزرگ ستیز است با آزادی
*الله اکبر: دین یا سیاست؟
*طبل توخالی
*«نرمش قهرمانانه» یا حرکت مذبوحانه؟
*حرمت شکنی روحانیت
*زایش خدا: نفی انسان و آزادی
*گره هسته ای، وسیله است نه هدف، دینی ست نه سیاسی
*گفتمان اعتدال و آشتی اسلام با جهان سکولار!
*رمز و راز وزارت: شایستگی و لیاقت یا تسلیم و اطاعت از ولایت؟
*بوی فریبکاری به مشام میرسد
*تا ولایت هست، سیه روزی و تیره بختی هم هست
*گفتمان ولایت: وارونگی حقایق و بهانه جویی های احمقانه
*تیشه بر ریشه فقاهت، تیشه بر بنیان قدرت است
*آبادی بدون ویرانی؟ نه حقیقت، نه آزادی
*رمضان: بیداری وجدان و یا وجدان فرمانبر؟
*از خداوند خامنه ای ست که بوی گند برمیخیزد
*رئیس جمهور منتخب: باز تاب اراده ولایت و یا تبلور اراده ملت؟
*انتخابات و یا آفرینش حماسه سیاسی؟
*گفتمان ولایت، گفتمان تحقیر و توهین به ملت
*گفتمان انتخابات
*دلشوره انتخابات
*صداقت هرگز نه از دین برخیزد و نه از قدرت
*کارنامه ولایت و یا ریاست جمهوری؟
*رمز رهایی از دیکتاتوری
*احکام شریعت لغو و قیامت اعلام کنید
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*بازی هسته‌ای و اسطوره جهاد و شهادت
*جنگ عدالت با آزادی
*سکولاریسم از ستیز با دین گذر میکند
*هفت سین، بدون دال بیگانه: سال نو، دین نو
*ظهور امام چهاردهم
*الله، خدای یکتا و یگانه مرد است و مردانه میاندیش
*قدسی سازی خشونت، رمز بقای نظام ولایت
*اسلام دین بیگانه با انسان
*آقای رئیس جمهور
*دین را باید بدادگاه بکشانیم
*حکومت راهزنان و غارتگران
*کدام انتخابات؟ چه قانونی؟
*یورش به دفاتر روزنامه ها و زور گیری روزنامه نگاران
*حاکم یا محکوم، کدامیک زور گیر است؟
*نظام ولایت، نظام قانون گریز و قانون شکن
*تاج شاهی بر سر خداوند خامنه‌ای
*دین و یا قدرت، کدامیک دشمن ملت ایران است ؟
*نظام ولایت، نظام فریب و خیانت
*از حجره و حوزه، تا کاخ نشینی و فرمانروایی
*حکومت اسلامی، حکومت فریبکاران
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*عاشورا : از تحمیق تا تطمیع و از امام تا یزید
*پیام عاشورا: کین خواهی و خشونت، تسلیم و اطاعت
*عاشورا و اسطوره سازان حرفه ای
*دو معضل نیروی های انتظامی: بر خورد با ماهواره ها و بد حجابی
*براندازی دین تازیان بومی : خوش خیالی و یا واقع بینی؟
*مسئول تحریمات: دشمنی با اسلام یا غنی سازی هسته ای؟
*براندازی نظام ولایت از براندازی فقاهت، مظهر دین میگذرد
*جهاد و شهادت جنایت است و در خصومت با انسانیت
*حرف قرآن، حرف قدرت است
*پیش بسوی انسان و آزادی
*چشم بند ان ، کاریکاتور ی که مقدس را موهن ساخت
* ما عاشق امامان خود هستیم!
*از دینداری تا غیرتمداری
*کدام بحران؟
*بازگشت دوران تازیان مهاجم
* بحساب دین یا بحساب ملت
*حکومت اسلامی، بازنده ی بزرگ در اجلاس جنبش عدم تعهد.
*ولایت جلوه ی الله
*الله، بازیگر اصلی
*بوی گند ارشاد
*براندازی ولایت از رهایی از یو غ الله میگذرد.
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*از کدام دین است که سخن میرانید؟
*حکومت ولایت، حکومت الله ست
*چرا باید با نام الله آغاز کنیم؟
*روحانیت دشمن ملت
*الله و جدایی جنسیت ها
*اسلام: دین فرمانروایی و فرمانبری
*خمینی الله را کشته است
*حجاب در ستیز و خصومت با عفاف