نه به اخلاق اطاعت و فرمانبری!
فیروز نجومی

 

پس از انتخابات، حالا چه؟ از اینجا ببعد، بکدام دور نما باید بنگریم؟ بکدام سوی باید برویم؟ آیا چشم اندازی هم داریم؟ در آینده چه چیزی را انتظار باید داشته باشیم؟ بچه چیزی میتوانیم امید ببندیم؟ آیا نتایج انتخابات بارقه ای از نور براین دل نکرانیها پاشیده است؟

آیا "پیروزی" اصلاح طلبان- اعتدال کرایان باضافه "مستقل" ها، اگر بتوان راه یافتن این بخش از جامعه را به "مجلس شورای ولایت،" پیروزی خواند، گامی ست بسوی تضعیف الیگارشی روحانیون و پاسداران؟ آیا اعتدال گرایان و اصلاح طلبان میتوانند درختی بکارند که میوه اش چیزی باشد بجز تسلیم و اطاعت، بجز خشونت و بیرحمی و انتقام ستانی؟

بعضا  در شیپور پیروزی چنان میدمند گویی که مردم بارگاه استبداد مضاعف دین و قدرت را واژگون نموده و چند قدمی بیشتر با "مردم سالاری" واقعی، فاصله نداریم. انگار که حضرت ولایت گوشه عزلت بر گزیند و دستهای خودکامه اش از مجلس و شورای ولایت و مجلس خبرگان، کوتاه خواهد گردید؟ با وجود ولایت و نیروهای دوزخی ای که در اختیار دارد، آیا براستی میتوان انتظار تحول و دگرگونی در ساختار دین و قدرت را داشت؟ بیا و ببن، بعضا، از شادی و شعف  در پوست خود نمیگنجند. که چه میگویید، این انتخابات بیانگر رشد و بلوغ نظام است، نظامی که در سال 88 بحرانی بس خطرناک را در پشت سر نهاده و ظرفیت حل تضاد های درونی را نه از راه حذف بلکه بطرق مسالمت آمیز کسب کرده است. این انتخابات توانمندی های نظام و مردم را به معرض نمایش گذارد و نشان داد که مردم برای تغییر و دگرگونی سیاسی و اجتماعی شرکت در انتخابات را بر خانه نشستن و شهادت در میدان انقلاب ترجیح میدهند.

برخی دیگر، تعبیراتی اگرچه مثبت، اما، بیطرفانه تری از انتخابات ارائه میدهند. که انتخابات منفذی را میگشاید و به ملت اجاز میدهد نفسی از سینه بر آرند و خواست ها شان را بیان کنند، حتی اگر با زبانی الکن، با زبانی که عادت کرده است در انکار حقیقت و بسوی قدرت بچرخد. هرچند نا برابر و ناعادلانه و غیر دمکراتیک، انتخابات ابزاری است که پیوسته مردم توانسته اند از طریق آن به نظام و در راس آن به ولایت این پیام را ارسال نمایند که ما از افراطیون بیزاریم، از جنگ و دشمنی با کشورهای همسایه و قدرتهای جهانی بیمناکیم. که ما کار و مسکن میخواهیم. از فقر و عقب ماندگی میخواهیم نجات پیدا کنیم و بیش از این در منجلاب انحطاط و تباهی اخلاقی فرو نغلتیم. این بدان معنا نیست که این انتخابات را میتوان با انتخابات کشورهای دمکراتیک مقایسه نمود و به آن اعتبار داد. نهایتا بساط این انتخابات و قانون ولایت باید بر چیده شود. آما، همین انتخابات نیز پیوسته برای نظام مخاطره انگیز بوده است. چرا که ضعف درونی و صدمه پذیر بودن نظام را آشکار میسازد و ساخته است. باین دلیل است که تنش و تشنج در درون نظام حاکم تشدید میشود، چون چگونگی بقای نظام مطرح است، افراط و یا اعتدال، انقلاب یا اصلاحات؟ افزوده براین هرگاه انتخابات این منفذ تنفسی را گشوده است مردم نشان دادند، اراده آنها نفی اراده ولایت است نه وحدت با آن. در دو دوره انتخابات ریاست جمهوری 76 و  80 مردم باصلاحات و قانونمند سازی جامعه رای دادند. در انتخابات 88 بود که تضاد رای مردم با رای ولایت فقیه باوج خود رسید و بیک جنبش بزرگ اعتراضی تبدیل گردید، جنبشی که نظام با ابزار خشونت وبیرحمی سرکوب نمود و باین ترتیب لکه ننگی بر دامن مطهر ولایت نهاد، زدوده ناشدنی. بنابراین، هر انتخاباتی میتواند ثبات رژیم را متزلزل نموده و تضاد درونی حکومت را تشدید نماید.

تصویری بسی بسیار پسندیده، اما، بعید بنظر میرسد تکرار انتخاباتی که بر ساخته دست فقاهت است، بتواند جامعه ما را به سر منزل مقصود برساند، به رهایی و آزادی، بخود فرمانی و خود آئینی. اگر انتخابات زمانی رنگ و بویی داشت- که آگرهم داشت،کاذب بود- امروز به یک بار سنگین بر دوش مردم تبدیل گردیده است. اگر نتوان گفت که صد در صد رای دهندگان از سر ترس، نگرانی، اضطراب، از سر نیاز به امنیت، رای میدهند، اما، بدون تردید بخش عمده ای ازجامعه بیکی یا همه این دلایل بپای صندوق میروند. آری، شک نباید داشت که شرکت در انتخابات در عین بی میلی، تنها در خدمت خفظ خویشتن است در آینده ای نا معلوم. در دلانهای پر پیچ و خم حکومت اسلامی، مهر انتخابات میتواند بسی بسیار راهگشا باشد. پس شرکت در انتخابات از سر دوراندیشی ست و کنشی  عقلانی اگر  بخواهی مهر انتخابات را در شناسنامه خود داشته باشی برای روز مبادا.

افروده بر این، آنچه را که رژیم دین بعنوان انتخابات راه اندازی میکند، لزوما نباید انتخابات خواند. چرا که بدرستی معلوم نیست از میان چه کسانی را باید برگزید و بچه دلیل و مناسبتی باید رای داد. اگر همه ی نامزدهای انتخاباتی از غربال شورای نگهبان رد شده اند، چه تفاوتی میکند که مرد لباس آبی را برگزینی و یا آنکه لباس زرد به تن دارد؟  صلاحیت آنها همه احراز شده اند. چه جای نگرانی ست. این بدان معناست رای ای که مردم بصندوق میریزند، نه بازتابنده اقتدار یک رای است و نه بیانگر هوش و ذکاوت و زیرکی رای دهنده. انتخابات بجای اینکه میدانی باشد برای شناخت معضلات اجتماعی، برای بحث رهکارها و پیشنهادها و برنامه ها و سیاست ها، فرصتی میشود برای برگزاری جشن "بیعت " یعنی تایید و تجدید عهد فرمانبران با فرمانروای نهایی، ولی فقیه، و نیز تصدیق ناتوانی و نابینایی فرمانبران. در انتخابات فقاهتی چیزی که در آن جایی ندارد فعالیتهای انتخاباتی ست، رقابت برای جلب بیشتر مردم با بر گزاری های سخنرانیها، میتینگها و آگاهانیدن مردم از طریق بکاری گیری ابزارهای رسانه ای. بنابر قانون، نامزدهای  انتخاباتی مجاز اند که یکهفته به فعالیتهای انتخاباتی دست بزنند. روشن است آن یکهفته فعالیت هم برای خالی نبودن عریضه است، چون تهی از هرگونه معنایی است وقتی آزادی بیان در اسارت بسر میبرد. مضافا، همه نامزدها داری یک التزام و تعهد هستند و آن التزام و تعهد به ولایت فقیه است نه به ملتی که آنها را بر میگزیند. از اینرو همه همسوی اند و یکسان. بسی بسیار طبیعی ست که نماینده ای که به مجلس شورای ولایت راه پیدا میکند نسبت به ملت و مطالبات ش احساس مسئولیتی نکند. تا کنون در کدامیک از 9 دوره گذشته، مجلس هرگز نشان داده است که به ملت و بهزیستی و آسایش و رفاه و ارامش مردم وقعی نهاده است. در خور ولی فقیه و اراده است که باید قانونریزی نمود، چشم اندازهای اوست که باید اجرا گردد. برجام را یکی از دستآوردهای دولتی میدانند که با 19 میلیون رای مردم بروی کار آمده است. در اینجا اگرچه سند و مدرکی نتوان اراده داد، اما مهندسی ریاست جمهوری حسن روحانی و برنامه برجام را باید بازتاب اراده ولی فقیه خواند. چرا که ولی فقیه دوم، علی خامنه ای، بمانند ولی فقیه اول، مقدسترین امام ها، متوجه شد که باید جام زهر را بنوشد و گرنه بدو مینوشانند و از منبر قدرت بزیر کشیده میشوند.

بعضا، عدم راه یابی آیت الله محمد یزدی، رئیس مجلس خبرگان جاری و مصباح یزدی به مجلس خبرگان را ناشی از رای مردم و تاثیر آن در تعین سوی و جهت نهادی می پندارند که مهمترین وظیفه را بعهده دارد، نهادی که رهبر آینده و ولی فقیه را بر میگزیند. البته این پیروزی را میتوان به آبی تغبیر کرد که بر روی آتشی سوزان می پاشند و یا  همچون پستانکی  که کودک را آرامش میبخشد. چرا که باید پرسید مگر چه کسانی بجانشینی آیت الله های افراطی وارد مجلس خبرگان میشوند؟ مسلم است که نه از "حزب زحمتکشان" بر خیزند و نه از "حزب خلق مسلمان" و نه از "کموله کردستان،" فقطه به منطور مثال. آیا آقای هاشمی رفسنجانی و پیروانش، همان چیزیست که میخواهیم؟ حالا معما سالخورده نظام عرضه کننده نسخه نرم اسلام گردیده است؟ آیا جای تاسف نیست اگر به این خفت تن دهیم؟ این نگارنده در جای دیگر گفته است که رای دادن در حکومت اسلامی تن بخفت دادن است. وقتی که ما به گزینش از میان آن کسانی که برای ما بر گزیده اند، تن میدهیم، نمیتوانیم ادعا کنیم که زیر بار خفت و خواری نرفته ایم و تن بحقارت نداده ایم. راهیابی رفسنجانی و پیروانش، کسانی که ما را باین روز انداخته اند، میخواهند ما را از تیره بختی و سیه روزی نجات دهند؟ گریه سر ده ای مسلمان که صواب بسیار دارد.

این، فراخوانی بسوی انقلاب و یا اقدامی هزینه آور برای مردم نیست. مردم مجبور نیستند که از خود  گذشتگی های بسیار نشان دهند تا نظام را واژگون سازند. امتناع از دادن رای در توانایی همگان است و بدین لحاظ همگان همه با یکدیگر برابرند. بعضا، باید حاضر باشند از آن مهر انتخاباتی در شناسنامه بگذرند. امتناع از رای، یعنی نه به اخلاق اطاعت و فرمانبری. امتناع از رای یعنی باطل شمردن آرای شورای نگهبان ولایت. اگر بر آن باوریم که نمیتوانیم از مردم بخواهیم برای کسب ابتدایی ترین حق و حقوق انسانی دست به مبارزه ای منقی، کم هزینه و کم خطر بزنند، از آنان چه چیزی میتوانیم بخواهیم؟ تردید نباید داشت که اگر مردم تا کنون نفهمیده اند، بزودی میفهمند که شرکت در انتخابات، شرکت در جشنواره تسلیم و اطاعت است و پذیرش خواری و حقارت. که به رژیمی غرور و مشروعیت میبخشند که ملت را از ابتدایی ترین حق انسانی، حق گزینش در آزادی سلب نموده و آنها را به حیوان فرو کاسته است. ما دراین رژیم باید شرافت انسانی خود را بدست بیاوریم، شرافتی که حکومت اسلامی از ما ربوده است. بگونه ای که بکوچکترین ابراز نقدی و کلمه ای منفی، هشدارمان دهند مگر نمی بینی که منطقه در آتش میسوزد، چنانکه گویی پای صندوق رای رفتن و بقا و مشروعیت بخشیدن بیکی از خشن ترین حکومتها بر روی زمین درارتباط با این آتش سوزیهای نیست. حال در قفس باید که ثم و بکم بنشینیم و لام تا کام سخنی نگوییم مبادا که داعشی ها بحریم ما تجاوز کنند. چه سعادتی که باسارت خود باید تن دهیم تا بتوانیم در آسایش و امنیت بسر ببریم. آیا میتوان از ملت که بزرگی آنرا همیشه ستایش میکنند، بیش از اینها انتظار داشت؟

فیروز نجومی

Firoz Nodjomi

fmonjem@gmail.com

firoznodjomi.blogpost.com

rowshanai.org

 

 

.

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

فیروز نجومی

فهرست مطالب فیروز نجومی  در سایت پژواک ایران 

* مناظره روبهان
* رئیس جمهور چکاره ست؟
*انتخابات را به خاکسپاری رژیم جنایتکار تبدیل کنیم!
*انتخابات خوب است!‏
*حقیقت را باید گفت!‏
* از یکتا پرستی تا ‏کثرت خواهی
*ندای وجدان
*ویرانی بزرگ!‏
*از دین گریزی تا دین ستیزی
*سالروز نکبت و مصیبت ‏
*دگرگون سازی ارزش ‏ها!‏
*گفتمان رفسنجانی، گفتمان ریاکاری
*حقیقت نهائی!‏
*دیفروشان دیروز فرمانروایان امروز
*شاه گور خود کند و ولی فقیه گورکن خویش شود و دین!
*‎ ‎ دین مست باده قدرت !‏
*براندازی متولیان دین
*چیره شدن «عرب بر عجم» ‏ و آغاز نگون بختی ایرانیان
* آزادی و گریز از مسئولیت
* سرگذشت غم انگیز آزادی
*بازگشت بدوران رسالت ‏ و گره زدن دین به قدرت
*در چرائی نامگذاری الله و آغازیدن با نام او!‏
*عاشورا: اسطوره یا واقعیت
*بوی گند تقدس
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*عاشورا و قتل عام در زندانها
*محمد بشر بشیر و یا ‏‎ ‎خشم و خشونت و شمشیر
*«پافشاری بر نفاق» و عدالت اسلامی!
*جنگ شیعه وسنی:‏ اختلاف تاریخی یا دسیسه غربی؟
*خشونت هنجاری مقدس در قاموس اسلام
*کشتار جمعی در زندانها بجرم «ارتداد»
*تدبیرچیست؟
*بنام انسان و آزادی
*خشونت و گفتمان توحیدی
*پشت خمیده و بار سنگین دین و قدرت!
*امنیت و آزادی
*فقط آزادی
*شریعت اسلامی در ستیز با خودفرمانی
*معاشقه اسلام ناب محمدی با علم و تکنولوژی
* آزادیخواهی و باز تولید منش دیکتاتوری!
*اسلام در پیشگاه تاریخ
*بیگانگی ما از خود
* امریکا ستیزی یا اسلام ستیزی؟
*دشمن و دو قطبی شدن جامعه
* از درگیریهای کلامی تا امریکا ستیزی و فریبکاری
* امید کوکبی، قهرمان نافرمانی
*ظهور نیروی نامحسوس و امنیت اخلاقی
* تا کی؟
*رمز بقای نظام فرمانروایی و فرمانبری
*خائن کیست؟
*نقشه رذیلانه امریکا: «تزریق تقکر خاصی به نخبگان»
*آیا بجز ولی فقیه کسی دیگری هم هست؟
*نه به اخلاق اطاعت و فرمانبری!
*نفی حق گزینش: فروکاستی انسان به حیوان
* تن بخفت نباید داد
*انتخابات: طبل تو خالی
*رابطه دین با قدرت در امتداد تاریخ
*«جامعه ایران به کدام سو در حال حرکت است؟»
*انتخابات یعنی چه؟
*بدامن چه کسی پناه باید برد؟
*رهایی و ترک کیش اهریمنی
*بخندیم یا گریه کنیم؟
*از طلبگی تا خدایی و مسئله جانشینی!
*شمشیر ذوالفقارم آرزوست
*جور دیگری زندگی باید کرد
*بیان درد مشترک و یا صدور کیفرخواست علیه غرب؟
*اندر شکست دین جهاد و شهادت
*عاشورای پاریس
*آزادی را باید پرستید
*ولی فقیه، شاه نیست، مظهر دین است
*جامعه تک کتابی!
*عاشورا: شهادت یا خشونت؟
*کفر گرایی: راه رهایی و آزادی
*تقدس از جهل بر میخیزد
*قوم لوط، اخلاق انحرافی و خروج امام عج از غیبت
*اینهم شد خدا؟
*امنیت در سایه ولایت
*سردار حاج قاسم سلیمانی: سردار استبداد مضاعف دین و قدرت
*ز روز بلا باید دست بر سر گیریم
*فریبکاری مضاعف
*استبداد و آگاهی طبقاتی
*من مسلمانم، طرفدار رژیم دین هم نیستم!
*رهایی، آیا یک توهم است؟
*وای اگر دین نبود!
*خوار داشت انسان و قدسی سازی خشونت
*بر فراز منبر ولایت و یا خلافت؟
*الله: آموزگار بزرگ بیرحمی، خشونت و کین خواهی
*رمضان: زمینه ساز نظام فرمانروایی و فرمانبری
*دین ستیزی و یا قدرت ستیزی!
*جامعه بورژوازی و یا جامعه اسلامی فرا طبقاتی؟
* تاملی چند در باره جنبش عبور از ولایت!
*روحانیت: از حوزه تا حکومت
*کیست گورکن دین؟
*غنی سازی هسته ای بچه قیمتی؟
*شمشیر در نهان دین
*فرخنده: قهرمان جهالت ستیز
*دینمداری یا انسانمداری کدام یک اهریمنی ست؟
* دیکتاتوری و شریعت اسلامی
*سپاه پاسداران: سپاه ولایت و یا ملت
*توفان دیگری در راه است!
*ولایت دشمن اصلی ملت
*در خدمت و خیانت به اسلام و یا به ملت؟
*عدالت اسلامی!
*رهایی از دین یا جدایی آن از سیاست؟
*همزادی علم الله با قدرت
*«نه» بر تسلیم و اطاعت
*حصر و یا محاکمه: ولی فقیه بر سر دو راهی!
*تابوی هسته‌ای: نگاه ایدئولوژی یا نگاه اسلامی؟
*فرد و حکومت خدا
*قتلگاه سعیدی سیرجانی: «منزل آرام و مجلل در شمال شهر تهران»
* سعیدی سیرجانی به تاریخ پیوست
*آقای ظریف، ایران هراسی نه، اسلام هراسی!
*مذاکرات هسته ای: اراده ولایت یا اراده ملت؟
*امر به معروف، نهی از منکر و فرا رسیدن دوران کفر!
*امام حسین: اسطور ه یا انسانی زمینی؟
*جنایتکار کیست؟
*«امر به معروف با اسید نمیشه»
*دفاع مقدس یا شکست مفتصحانه ؟
*اسلام هراسی: خدمت و یا خیانت
*حقیقت نه بمب
*فریبخوردگان اکنون با ید به جنگ با الله برخیزند
*اسلام: دین رحمت و یا خشونت؟
*حکومت اسلامی: آبستن آزادی و استقلال و خود آئینی
*بازگشت اسلام به اصل خود
*توصیه ولایت: حفظ آرامش روانی !
*انفجار روابط جنسی در زیر زمین !
*هم ولایت و هم ریاست، هردو از دروغگویانند
*اسلحه ات را بر زمین بگذار ای مومن!
*نه حماس، نه اسرائیل
*شلاق، مجازات نا فرمانی و یا روزه خواری؟
*اعتدال، خدعه ای اسلامی
*«راه اندازی کلینک خشم در تهران»
*ما داعشی ها را خوب می شناسیم!
*حکومت اسلامی واژگون گردد، اگر زن حجاب از سر برگیرد
*بهشت با شلاق ؟
*از خاک سپاری مردگان در انقلاب مصر تا بازگشت آنان بزندگی در حکومت اسلامی
*سردار سرلشگر جعفری، سردار اسلام
*نبود آزادی و وحدت جنایت و عدالت در حکومت اسلامی
*زوگیری در فضای مجازی
*بازی دین و قدرت
*چهره کریه حکومت دین را بنگر
*زورگیری در اسارتگاه اوین
*یکتا و یگانه، تنها ولی فقیه است، بجز او هیچکس دیگری نیست!
*دین خصم آشتی ناپذیر آزادی
*پیام نوروزی خداوندگار خامنه ای : آزادی، بی آزادی
*دیو دو شاخ
*آزادی مسئولانه یا آزادی در فرمانبری؟
*22 بهمن: تاسیس استبداد مضاعف دین و قدرت
*انقلاب اسلامی: گریز از آزادی
*الله: مهربان و بخشنده و یا کین خواه و کیفر دهنده؟
*حال باید پرسید...
*از سلطه افکنی تا سلطه ستیزی
* قرآن، دین، قدرت، ما و آنها ؟
*تأملی چند در باره حکومت اسلامی و رهایی از آن
*بمناسبت اربعین: امامت یا خلافت؟ کدام حاکم است بر ما؟
*مماشات با دین بس!
*اسلام دین بیگانه با انسان
*فساد از اسلام بر میخیزد یا از قدرت؟
*مرگ بر غنی سازی هسته ای
*دیپلماسی ولایت و دفن حقوق بشر
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*از سلطه ستیزی تا دریوزگی
*بنگر، خداوند غرقه در خون است!
*باید رستم را فرا خواند
*خلع دین از حکومت
*مرگ بر آمریکا: رمز مقاومت مردم یا رمز بقای حکومت ارتجاع؟
*ستیز با شیطان بزرگ ستیز است با آزادی
*الله اکبر: دین یا سیاست؟
*طبل توخالی
*«نرمش قهرمانانه» یا حرکت مذبوحانه؟
*حرمت شکنی روحانیت
*زایش خدا: نفی انسان و آزادی
*گره هسته ای، وسیله است نه هدف، دینی ست نه سیاسی
*گفتمان اعتدال و آشتی اسلام با جهان سکولار!
*رمز و راز وزارت: شایستگی و لیاقت یا تسلیم و اطاعت از ولایت؟
*بوی فریبکاری به مشام میرسد
*تا ولایت هست، سیه روزی و تیره بختی هم هست
*گفتمان ولایت: وارونگی حقایق و بهانه جویی های احمقانه
*تیشه بر ریشه فقاهت، تیشه بر بنیان قدرت است
*آبادی بدون ویرانی؟ نه حقیقت، نه آزادی
*رمضان: بیداری وجدان و یا وجدان فرمانبر؟
*از خداوند خامنه ای ست که بوی گند برمیخیزد
*رئیس جمهور منتخب: باز تاب اراده ولایت و یا تبلور اراده ملت؟
*انتخابات و یا آفرینش حماسه سیاسی؟
*گفتمان ولایت، گفتمان تحقیر و توهین به ملت
*گفتمان انتخابات
*دلشوره انتخابات
*صداقت هرگز نه از دین برخیزد و نه از قدرت
*کارنامه ولایت و یا ریاست جمهوری؟
*رمز رهایی از دیکتاتوری
*احکام شریعت لغو و قیامت اعلام کنید
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*بازی هسته‌ای و اسطوره جهاد و شهادت
*جنگ عدالت با آزادی
*سکولاریسم از ستیز با دین گذر میکند
*هفت سین، بدون دال بیگانه: سال نو، دین نو
*ظهور امام چهاردهم
*الله، خدای یکتا و یگانه مرد است و مردانه میاندیش
*قدسی سازی خشونت، رمز بقای نظام ولایت
*اسلام دین بیگانه با انسان
*آقای رئیس جمهور
*دین را باید بدادگاه بکشانیم
*حکومت راهزنان و غارتگران
*کدام انتخابات؟ چه قانونی؟
*یورش به دفاتر روزنامه ها و زور گیری روزنامه نگاران
*حاکم یا محکوم، کدامیک زور گیر است؟
*نظام ولایت، نظام قانون گریز و قانون شکن
*تاج شاهی بر سر خداوند خامنه‌ای
*دین و یا قدرت، کدامیک دشمن ملت ایران است ؟
*نظام ولایت، نظام فریب و خیانت
*از حجره و حوزه، تا کاخ نشینی و فرمانروایی
*حکومت اسلامی، حکومت فریبکاران
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*عاشورا : از تحمیق تا تطمیع و از امام تا یزید
*پیام عاشورا: کین خواهی و خشونت، تسلیم و اطاعت
*عاشورا و اسطوره سازان حرفه ای
*دو معضل نیروی های انتظامی: بر خورد با ماهواره ها و بد حجابی
*براندازی دین تازیان بومی : خوش خیالی و یا واقع بینی؟
*مسئول تحریمات: دشمنی با اسلام یا غنی سازی هسته ای؟
*براندازی نظام ولایت از براندازی فقاهت، مظهر دین میگذرد
*جهاد و شهادت جنایت است و در خصومت با انسانیت
*حرف قرآن، حرف قدرت است
*پیش بسوی انسان و آزادی
*چشم بند ان ، کاریکاتور ی که مقدس را موهن ساخت
* ما عاشق امامان خود هستیم!
*از دینداری تا غیرتمداری
*کدام بحران؟
*بازگشت دوران تازیان مهاجم
* بحساب دین یا بحساب ملت
*حکومت اسلامی، بازنده ی بزرگ در اجلاس جنبش عدم تعهد.
*ولایت جلوه ی الله
*الله، بازیگر اصلی
*بوی گند ارشاد
*براندازی ولایت از رهایی از یو غ الله میگذرد.
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*از کدام دین است که سخن میرانید؟
*حکومت ولایت، حکومت الله ست
*چرا باید با نام الله آغاز کنیم؟
*روحانیت دشمن ملت
*الله و جدایی جنسیت ها
*اسلام: دین فرمانروایی و فرمانبری
*خمینی الله را کشته است
*حجاب در ستیز و خصومت با عفاف