تابوی هسته‌ای: نگاه ایدئولوژی یا نگاه اسلامی؟
فیروز نجومی

برای اولین بار میز گردی تحت عنوان در باره یک توافق: 10 سال مذاکره هسته ای ایران با کشورهای 5+1،  از سوی انجمن اسلامی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، برپا گردید. در این میزگرد احمد شیرازد، خود زمانی نماینده مجلس ششم شورای ولایت و دارای مدرک دکترای فیزیک ذرات بنیادین از دانشکاه شریف، صادق زیبا کلام، استاد علوم سیاسی و هرمیداس باوند، استاد روابط بین المللی، برنامه هسته ای را به نقد کشیدند. شیرزاد بعنوان یک کارشناس، بر برنامه هسته ای خط بطلان کشید، آنرا ویرانگر نظام اقتصادی خواند و بدلیل عدم وجود منابع اولیه و احاطه به فن آوری هسته ای، غیر قابل توجیه. وی اظهار داشت که:

از چاه هسته‌ای آبی درنمی‌آید، مگر برای بعضی‌ها نانی درآید. اما دریغ از یک لیوان آب. با این حال اگر از من بپرسید چرا کشور به سمت هسته‌ای شدن رفت، باید بگویم که نمی‌دانم.

یک عالم فیزیکدان و کارشناس علم اتم، اعتراف میکند که نمیتواند بفهمد که چرا کشور باید هسته ای شود. شاید صدها بلکه هزارها استاد و عالم و کارشناس فیزیک اتمی و رشته های مربوط ، با اطمینان خاطر همچون شیرزاد قادر به فهم هسته ای شدن کشور نیستند. اما، در حکومت اسلامی نیازی مبرمی هم نیست به نظر دانشمندان هسته ای و استادان علم و صنعت. چون یک نفر هست که همه هرچه هست و نیست، میفهمد. سود و زیان و ضرورت هسته ای را محاسبه نموده، حتی نیاز کشور به انرژی هسته ای را برای آینده های دور هم تخمین زده است و دقیقا میداند که چندین هزار سانترفیوژ باید بچرخد تا انرژی لازم برای کشور تامین شود. کیست که نداند که بجز ولی فقیه هیچکس دیگر نیست که همه چیر را بفهمد و بر نفس همه چیز احاطه و اشراف داشته باشد، چرا که ولی فقیه جلوه الله است، جلوه خداوندی که کتابی را برای بندگانش نازل کرده است که در برگیرنده تمامی دانش بشریت از ازل تا ابد است. حادثه ای نیست چه علمی چه در دیگر عرصه های گوناگون هستی بوقوع بپیوندد و کتاب مقدس قرآن از آن خبر نداده باشد. نور این کتاب است که بر قلب ولی فقیه تابیده است و او را از زیر و بم علم هسته ای آگاه ساخته است. 

جا دارد که یادآوری کنیم که احمد شیرزاد ازنخستین دانشمندان اتمی بوده است که در مجلس ششم شورای ولایت، پرچم قرمز را بر سر راه هسته ای شدن برافراشته است. حال چگونه چنین دانشمندی و یا نخبگانی امثال او به مجلس شورای ولایت  راه یافته اند، سوالی است که پاسخ بآن چندان ساده نیست و قصد بحث آنراهم نداریم .  همین بس که شیرزاد نزدیک به یکدهه پیش، در نطق پیش از دستور مجلس، مخفی کارهای جمهوری اسلامی را در مورد برنامه های اتمی بنقد کشیده است، نقدی که در نتیجه هیاهوی تف لیسان ولایت در مجلس باتمام نرسد. وی در بخشی از سخنان خود گفته بود که:

جمهوری اسلامی ايران 19 سال به جهانيان دروغ گفت. می توان اين تبليغات را به رسانه های صهيونيستی نسبت داد، می توان مثل هميشه آنها را توطئه های استکبار جهانی دانست، می توان کماکان خود را محور خوبی ها پنداشت و تمام اتهامات را به دشمنی دشمن منسوب کرد اما يک نکته بسيار ساده ای در اين ميان وجود دارد. آنها سر نخ ها، دم خروس ها و مدارک و مستنداتی از ما دارند که آنها را در ادعاهايشان محق جلوه می دهد.

این در حالی ست که بیش از دهسال است که فن آوری و تکنولوژی هسته ای، به مبرمترین مسئله کشور تبدیل گردیده است که برای کسب آن هر هزینه ای را باید پرداخت و هر باری را بر دوش باید کشید، به هر محنت و محرومیتی، و هر خواری و حقارتی باید تن داد، حتی باید آماده جنگ و خونریزی و تخریب و ویرانی هم بود. آری دیر زمانی ست که هسته ای شدن کشور به مسئله مرگ و زندگی تبدیل شده است، به یک تابو، تابویی که در باره آن حرف آخر را تنها ولی فقیه میزند( رجوع شود به 

حرف آخر:"مرگ یا غنی سازی" مقله ای بهمین قلم). آیا بر روی  حرف مقام مقدس ولایت، حرف دیگری هم از دهان کسی میتواند شنیده شود مگر، بقول شیرزاد، تعریف و تمجید.«نه» به برنامه هسته ای عبور از  خط قرمزیست عبور ناپذیر، بازتاب نافرمانی و سرپیجی از حکم خدا.                                                                                                                               

چنانکه گویی، بدون هسته ای شدن، ملت و کشور در سطح جهانی چنان سرافکنده و شرمنده خواهند شد که هرگز نتوانند در چهره مستظعفین جهان بنگرند. همچنانکه شیرزاد در دفاع از حق اظهار نظر در مورد برنامه هسته ای به بی بی سی میگوید: مسئله هسته ای "حالت تعصب" پیدا کرده و کسانی فکر میکنند منافع نظام این است که حتما از صنعت هسته ای تعریف و تمجید کنند. 

استاد زیبا کلام سخن خود را با بیان یک قاعده کلی آغاز نمود که هرگاه که حق اظهار نطر را از دیگران میگیرند نتیجه اش هرگز رضایت بخش از آب درنیامده است که در مقاطع مختلف در واقع حق اظهار نظر معلق گردیده است و نتیجه آن نیز همیشه مصیبت بار بوده است. مثل ماجرای گروگانگیری که هزینه آن هنوز بر پشت مردم سنگینی میکند، هشت سال جنگ، هشت سال تخریب و ویرانی و آنگاه، پس از رد پیشنهاد های بسیاری مبنی بر غرامت در ازای پایان بخشیدن به جنگ، امضای قطع نامه صلح که بنظر میرسد چندان هم دلپذیر نبوده است چرا که بازیگرانی که نقش اصلی را در امضای قرارداد صلح بازی کرده اند حاضر نیستند که مسئولیت آنرا بدوش بگیرند. وی اظهار داشت که  برغم ممنوعیت نقد هسته ای وی به بیان نظر خود ادامه داده است، اما نوشته هایش را  مدیران روزنامه ها در نزدیکترین سطل آشغال پرتاب مینمودند. این مدیران خود اعتراف میکردند که اجازه ندارند مطلبی در نقد هسته ای انتشار دهند. معلوم است که کار و کاسبی شان بخطر میافتاد. بهتر از این نمیتوان نظام استبدادی را توصیف نمود. حق «نه» بر زبان راندن را از فرد میستاند و با ایجاد ترس و ارعاب، او را مجبور به سکوت و خاموشی و همکاری با حکومت مینماید. مدیر نشریه ای ممکن است خود مطلبی مثل نقد هسته ای باشد. اما، هراس از قدرت او را زبون نموده و مجبور به سرکوب بیان بنفع حکومت میکند.

زیبا کلام به صراحت برنامه هسته ای را برنامه ای سیاسی میخواند که بمنظور غرب، بویژه آمریکا ستیزی و بر اساس نگاه ایدئولوژی، نگاهی که لزوما با منافع مردم همخوانی ندارد، طراحی شده و از آن بعنوان ابزار سرکوب استفاده نموده اند. که نگاه ایدئولوژی دارای ارجحیت بود نه منافع ملت. بدین ترتیب، آری گویان به برنامه هسته ای، بقول احمدی نژاد انقلابی شدند و نه گویان خیانتکار. وی اظهار داشت که وقتی چندی پیش گفته بود که هسته ای چه گلی بر سر مردم زده، برایاو اعلام جرم کرده بودند. چرا که اصولگرایان تندرو، بر آنند که مخالفت غرب برهبری آمریکا با فعالیت های هسته ای از سر باز داشتن جمهوری اسلامی از پیشرفت و شکوفایی علمی و صنعتی و تکنولوژی، نه از جهت تهدید به نابود سازی کشوری دیگر وامداد رسانی به گروههایی که در راه نابودی اسرائیل گام برمیدارند.  چه آنها پیوسته مدعی بوده اند که دست یابی به توانایی های هسته ای، 250 رشته تولیدی و صنعتی بوجود میآورد که امروز یکی از آنها را نمیتوانند نام ببرند.

در نهایت نگاه ایدئولوژیک را، زیبا کلام، سبب تمام "مصیبت" ها، سیه روزی ها و تیره بختی هایی دانست که کشور با آنها دست بگریبان است. وی در ادامه سخنانش اظهار داشت که وقتی نگاه ایدئولوژی میشود خیر و صلاح مردم جایگاهی پیدا نمیکند. چیزی ارزش پیدا میکند اگر با ایدئولوژی بخواند. وی تاکید کرد که این نگاه ایدئولوژی است که سیاست خارجی در لبنان و سوریه، جنگ و گروگان گیری را تعین و تعریف میکند نه سود و زیان ملت. چه ایدئولوژی مقدس است. زیبا کلام تصریح میکند که اگر یکی میخواست ما را بدبخت بکند بهتر از این نمیتوانست. چرا که تحریمات، اقتصاد کشور را به ویرانی کشانده است. اگر هم شهامت داشته و بپرسی هسته ای شدن تصمیمی کی بوده است میگویند تصمیم نظام.

در خاتمه سخنانش، زیبا کلام گفت که در نشستی از نخبگان و دیپلماتها از سید عباس عراقچی، معاون وزیر امورخاجه سوال کرده است که اگر هزینه هسته ای شدن را هزینه کشاورزی میکردیم آیا نسلهای آینده خوشبختر نبودند؟ وی اظهار داشت که پاسخ عراقچی باور نکردنی بود. گفت: نمیداند.

گفتمان شیرزاد و زیبا کلام، بدون تردید گفتمانی ست تابو شکن و باز تابنده ی بسی جرات و شهامت تحسین برانگیز. و لی آیا تابوی هسته ای را میشکند یا نه، جای بسی شک و تردید است. چرا که شرایط خفقان بار استبداد مضاعف دین و قدرت هرگز این فرصت را برای گسترش دامنه نقد هسته ای به نقد آنچه دیرینه است نقد دین اسلام، مسدود میسازد. چراکه بمحض انتشار خبر برپا داشتن میزگرد بمنظور نقد هسته ای، تف لیسان ولایت برهبری «بازجوی عزیز»، حسین شریعتمداری مدیر کیهان، ارگان بیت رهبری سخنرانان میزگرد را متهم به عبور از خط قرمز نظام متهم نمود و از دولت خواست که آنها را بیدرنگ مورد تنبیه و مجازات قرار دهد. بگذریم که متن سخنرانی زیبا کلام که در مطبوعات انتشار یافت همه بر گرفته از نسخه سانسور شده ای بود که ایسنا انتشار داده بود، نسخه ای که در ان ارتباط مستقیم برنامه هسته ای به برنامه آمریکا ستیزی حذف گردیده است.

واقعیت آن است که در شرایط موجود، تنها نگاهی که میتواند وجود داشته باشد، نگاه دینی و یا اسلامی ست که مظهر آن ولایت است و دستگاه فقاهت. واژه هایی مثل دین و یا اسلام و شریعت در گفتمان سخنرانان میزگرد یا حذف میشود و یا برای بیان منظور خویش از واژه های جانشینی استفاده میکنند، همچنانکه زیبا کلام نگاه ایدئولوژی " را جانشین نگاه دینی یا نگاه اسلامی میکند. بدرستی روشن نیست که زیبا کلام دین اسلام را یک ایدنولوژی میخواند و یا مفهوم خاصی از ایدئولوژی در نظر دارد. چرا که بزرگترین تفاوت بین آندو آن است که دین برساخته خدایی ست یکتا و یگانه که بجز او هیچکس دیگری نیست، قواعد و قوانین آن مطلق و مستقل از زمین و مکان است. حال آنکه ایدئولوژی بر ساخته عقل بشر است و زاییده زمان و مکان و تاریخی خاص. آنچه ماجرای گروگانگیری، هشت سال ادامه جنگی پوچ و بیهوده، سرکوب کثرت و برقراری وحدت با ابزار "جهاد " و " شهادت، " به جنگ کفر و باطل رفتن، سلطه ستیزی به پیروی از امام حسین، شاه شهیدان در صحرای کربلا، دست زدن به جنگ نرم و سخت و جنگ سایبری، همه برخاسته از نمادها، باورها و ارزشهای اسلامی ست. آیا وقتی حضرت ولایت به آنانیکه شرایط موجود را با شرایط شعب ابی طالب مقایسه میکنند نهیب میزند که ما در شرایط بدر و خیبر هستیم، نگاهی ست برخاسته از دین اسلام است که بسی بسیار دیرینه است  و یا از ایدئولوژی؟ شیطان، بویژه شیطان بزرگ که بیش از 35 سال است که حکومت اسلامی علیه او دست بمبارزه زده است، یک موجود قرآنی ست. یعنی یکی از اجزای ساختار دین است، شیطان نماد نافرمانی ست منشا تمام دسیسه ها، توطئه ها و فتنه ها، بویژه فتنه 88 که کماکان ادامه دارد. حکومت اسلامی برهبری فقیه عالم و عادل یک ضرورت دینی ست. شیطان بزرگ منشا ظلم و کفر است و فساد و تباهی. وجود قدرتی ظالم و ستمگر ضروریست برای آنکه مقاتله حسین در صحرای کربلا معنی خود را حفظ نماید. بدون آمریکا، ولایت فقیه به خلافت یزید تبدیل میشود.

مضاف بر این ایدئولوژی را نمیتوان با دین یکی شمرد به آن دلیل که ما با دین پا به عرصه وجود میگذاریم. دین اسلام با تار و پود ما آغشته است، در ما نهادین است، "ما " ای که فرا طبقاتی ست. دین راس و ذیل جامعه را بهم پیوند میزند، حال آنکه ایدئولوژی بازتابنده نگاه و منافع گروهی و یا طبقاتی است. تجربه نشان داده است که ایدئولوژی مثل دین از نسلی به نسل دیگر نیز انتقال نمی یابد و همچون دین اسلام بر سراسر فرهنگ سلطه نمی افکند، و اگرهم سلطه افکن گردند، پس از چند صباحی با جهان بیگانه و به عدم میپیوندند، همچنانکه سرنوشت دو ایدئولوژی بزرگ قرن بیستم، فاشیسم و کمونیسم، نشان میدهند. حال آنکه دین سلطه اش را تا واپسین لحظات زندگی حفظ میکند.

با خاطر جمعی بسیار میتوان گفت اگر حکومت آیت الله ها بر اساس ایدئولوژی بنیان گذارده شده بود تا کنون بدیار عدم پیوسته بود.  جامعه ما یک جامعه اسلامی ست، گشت های ارشادی و نظام تنبه و مجازات را بنا گزارده اند که رفتار و گفتار را به تبعیت از احکام شریعت اسلامی در آورد. نگاه ایدئولوژی را جانشین نگاه اسلامی در جامعه ای که بر اصل و اصول اسلامی، یعنی که فرمانروایی و فرمانبری، تسلیم و اطاعت، بنیان گذارده شده است، تنها زمانی قابل توجیه است که برای بقای نفس و بمنظور گمراه نمودن دین و قدرت بکار گرفته شود. وگرنه نقد هسته ای از منظر ایدئولوژی هرگز نمیتواند فریب و ریکاری نهاده در ذات دین وقدرت را آشکار ساخته و جامعه را از بند دین رهایی بخشد.

فیروز نجومی 

Firoz Nodjomi

Fmonjem@gmail.com

Firoznodjomi.com

Firoznodjomi.blogpost.com

Rowshanai.org

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

فیروز نجومی

فهرست مطالب فیروز نجومی  در سایت پژواک ایران 

*ندای وجدان
*ویرانی بزرگ!‏
*از دین گریزی تا دین ستیزی
*سالروز نکبت و مصیبت ‏
*دگرگون سازی ارزش ‏ها!‏
*گفتمان رفسنجانی، گفتمان ریاکاری
*حقیقت نهائی!‏
*دیفروشان دیروز فرمانروایان امروز
*شاه گور خود کند و ولی فقیه گورکن خویش شود و دین!
*‎ ‎ دین مست باده قدرت !‏
*براندازی متولیان دین
*چیره شدن «عرب بر عجم» ‏ و آغاز نگون بختی ایرانیان
* آزادی و گریز از مسئولیت
* سرگذشت غم انگیز آزادی
*بازگشت بدوران رسالت ‏ و گره زدن دین به قدرت
*در چرائی نامگذاری الله و آغازیدن با نام او!‏
*عاشورا: اسطوره یا واقعیت
*بوی گند تقدس
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*عاشورا و قتل عام در زندانها
*محمد بشر بشیر و یا ‏‎ ‎خشم و خشونت و شمشیر
*«پافشاری بر نفاق» و عدالت اسلامی!
*جنگ شیعه وسنی:‏ اختلاف تاریخی یا دسیسه غربی؟
*خشونت هنجاری مقدس در قاموس اسلام
*کشتار جمعی در زندانها بجرم «ارتداد»
*تدبیرچیست؟
*بنام انسان و آزادی
*خشونت و گفتمان توحیدی
*پشت خمیده و بار سنگین دین و قدرت!
*امنیت و آزادی
*فقط آزادی
*شریعت اسلامی در ستیز با خودفرمانی
*معاشقه اسلام ناب محمدی با علم و تکنولوژی
* آزادیخواهی و باز تولید منش دیکتاتوری!
*اسلام در پیشگاه تاریخ
*بیگانگی ما از خود
* امریکا ستیزی یا اسلام ستیزی؟
*دشمن و دو قطبی شدن جامعه
* از درگیریهای کلامی تا امریکا ستیزی و فریبکاری
* امید کوکبی، قهرمان نافرمانی
*ظهور نیروی نامحسوس و امنیت اخلاقی
* تا کی؟
*رمز بقای نظام فرمانروایی و فرمانبری
*خائن کیست؟
*نقشه رذیلانه امریکا: «تزریق تقکر خاصی به نخبگان»
*آیا بجز ولی فقیه کسی دیگری هم هست؟
*نه به اخلاق اطاعت و فرمانبری!
*نفی حق گزینش: فروکاستی انسان به حیوان
* تن بخفت نباید داد
*انتخابات: طبل تو خالی
*رابطه دین با قدرت در امتداد تاریخ
*«جامعه ایران به کدام سو در حال حرکت است؟»
*انتخابات یعنی چه؟
*بدامن چه کسی پناه باید برد؟
*رهایی و ترک کیش اهریمنی
*بخندیم یا گریه کنیم؟
*از طلبگی تا خدایی و مسئله جانشینی!
*شمشیر ذوالفقارم آرزوست
*جور دیگری زندگی باید کرد
*بیان درد مشترک و یا صدور کیفرخواست علیه غرب؟
*اندر شکست دین جهاد و شهادت
*عاشورای پاریس
*آزادی را باید پرستید
*ولی فقیه، شاه نیست، مظهر دین است
*جامعه تک کتابی!
*عاشورا: شهادت یا خشونت؟
*کفر گرایی: راه رهایی و آزادی
*تقدس از جهل بر میخیزد
*قوم لوط، اخلاق انحرافی و خروج امام عج از غیبت
*اینهم شد خدا؟
*امنیت در سایه ولایت
*سردار حاج قاسم سلیمانی: سردار استبداد مضاعف دین و قدرت
*ز روز بلا باید دست بر سر گیریم
*فریبکاری مضاعف
*استبداد و آگاهی طبقاتی
*من مسلمانم، طرفدار رژیم دین هم نیستم!
*رهایی، آیا یک توهم است؟
*وای اگر دین نبود!
*خوار داشت انسان و قدسی سازی خشونت
*بر فراز منبر ولایت و یا خلافت؟
*الله: آموزگار بزرگ بیرحمی، خشونت و کین خواهی
*رمضان: زمینه ساز نظام فرمانروایی و فرمانبری
*دین ستیزی و یا قدرت ستیزی!
*جامعه بورژوازی و یا جامعه اسلامی فرا طبقاتی؟
* تاملی چند در باره جنبش عبور از ولایت!
*روحانیت: از حوزه تا حکومت
*کیست گورکن دین؟
*غنی سازی هسته ای بچه قیمتی؟
*شمشیر در نهان دین
*فرخنده: قهرمان جهالت ستیز
*دینمداری یا انسانمداری کدام یک اهریمنی ست؟
* دیکتاتوری و شریعت اسلامی
*سپاه پاسداران: سپاه ولایت و یا ملت
*توفان دیگری در راه است!
*ولایت دشمن اصلی ملت
*در خدمت و خیانت به اسلام و یا به ملت؟
*عدالت اسلامی!
*رهایی از دین یا جدایی آن از سیاست؟
*همزادی علم الله با قدرت
*«نه» بر تسلیم و اطاعت
*حصر و یا محاکمه: ولی فقیه بر سر دو راهی!
*تابوی هسته‌ای: نگاه ایدئولوژی یا نگاه اسلامی؟
*فرد و حکومت خدا
*قتلگاه سعیدی سیرجانی: «منزل آرام و مجلل در شمال شهر تهران»
* سعیدی سیرجانی به تاریخ پیوست
*آقای ظریف، ایران هراسی نه، اسلام هراسی!
*مذاکرات هسته ای: اراده ولایت یا اراده ملت؟
*امر به معروف، نهی از منکر و فرا رسیدن دوران کفر!
*امام حسین: اسطور ه یا انسانی زمینی؟
*جنایتکار کیست؟
*«امر به معروف با اسید نمیشه»
*دفاع مقدس یا شکست مفتصحانه ؟
*اسلام هراسی: خدمت و یا خیانت
*حقیقت نه بمب
*فریبخوردگان اکنون با ید به جنگ با الله برخیزند
*اسلام: دین رحمت و یا خشونت؟
*حکومت اسلامی: آبستن آزادی و استقلال و خود آئینی
*بازگشت اسلام به اصل خود
*توصیه ولایت: حفظ آرامش روانی !
*انفجار روابط جنسی در زیر زمین !
*هم ولایت و هم ریاست، هردو از دروغگویانند
*اسلحه ات را بر زمین بگذار ای مومن!
*نه حماس، نه اسرائیل
*شلاق، مجازات نا فرمانی و یا روزه خواری؟
*اعتدال، خدعه ای اسلامی
*«راه اندازی کلینک خشم در تهران»
*ما داعشی ها را خوب می شناسیم!
*حکومت اسلامی واژگون گردد، اگر زن حجاب از سر برگیرد
*بهشت با شلاق ؟
*از خاک سپاری مردگان در انقلاب مصر تا بازگشت آنان بزندگی در حکومت اسلامی
*سردار سرلشگر جعفری، سردار اسلام
*نبود آزادی و وحدت جنایت و عدالت در حکومت اسلامی
*زوگیری در فضای مجازی
*بازی دین و قدرت
*چهره کریه حکومت دین را بنگر
*زورگیری در اسارتگاه اوین
*یکتا و یگانه، تنها ولی فقیه است، بجز او هیچکس دیگری نیست!
*دین خصم آشتی ناپذیر آزادی
*پیام نوروزی خداوندگار خامنه ای : آزادی، بی آزادی
*دیو دو شاخ
*آزادی مسئولانه یا آزادی در فرمانبری؟
*22 بهمن: تاسیس استبداد مضاعف دین و قدرت
*انقلاب اسلامی: گریز از آزادی
*الله: مهربان و بخشنده و یا کین خواه و کیفر دهنده؟
*حال باید پرسید...
*از سلطه افکنی تا سلطه ستیزی
* قرآن، دین، قدرت، ما و آنها ؟
*تأملی چند در باره حکومت اسلامی و رهایی از آن
*بمناسبت اربعین: امامت یا خلافت؟ کدام حاکم است بر ما؟
*مماشات با دین بس!
*اسلام دین بیگانه با انسان
*فساد از اسلام بر میخیزد یا از قدرت؟
*مرگ بر غنی سازی هسته ای
*دیپلماسی ولایت و دفن حقوق بشر
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*از سلطه ستیزی تا دریوزگی
*بنگر، خداوند غرقه در خون است!
*باید رستم را فرا خواند
*خلع دین از حکومت
*مرگ بر آمریکا: رمز مقاومت مردم یا رمز بقای حکومت ارتجاع؟
*ستیز با شیطان بزرگ ستیز است با آزادی
*الله اکبر: دین یا سیاست؟
*طبل توخالی
*«نرمش قهرمانانه» یا حرکت مذبوحانه؟
*حرمت شکنی روحانیت
*زایش خدا: نفی انسان و آزادی
*گره هسته ای، وسیله است نه هدف، دینی ست نه سیاسی
*گفتمان اعتدال و آشتی اسلام با جهان سکولار!
*رمز و راز وزارت: شایستگی و لیاقت یا تسلیم و اطاعت از ولایت؟
*بوی فریبکاری به مشام میرسد
*تا ولایت هست، سیه روزی و تیره بختی هم هست
*گفتمان ولایت: وارونگی حقایق و بهانه جویی های احمقانه
*تیشه بر ریشه فقاهت، تیشه بر بنیان قدرت است
*آبادی بدون ویرانی؟ نه حقیقت، نه آزادی
*رمضان: بیداری وجدان و یا وجدان فرمانبر؟
*از خداوند خامنه ای ست که بوی گند برمیخیزد
*رئیس جمهور منتخب: باز تاب اراده ولایت و یا تبلور اراده ملت؟
*انتخابات و یا آفرینش حماسه سیاسی؟
*گفتمان ولایت، گفتمان تحقیر و توهین به ملت
*گفتمان انتخابات
*دلشوره انتخابات
*صداقت هرگز نه از دین برخیزد و نه از قدرت
*کارنامه ولایت و یا ریاست جمهوری؟
*رمز رهایی از دیکتاتوری
*احکام شریعت لغو و قیامت اعلام کنید
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*بازی هسته‌ای و اسطوره جهاد و شهادت
*جنگ عدالت با آزادی
*سکولاریسم از ستیز با دین گذر میکند
*هفت سین، بدون دال بیگانه: سال نو، دین نو
*ظهور امام چهاردهم
*الله، خدای یکتا و یگانه مرد است و مردانه میاندیش
*قدسی سازی خشونت، رمز بقای نظام ولایت
*اسلام دین بیگانه با انسان
*آقای رئیس جمهور
*دین را باید بدادگاه بکشانیم
*حکومت راهزنان و غارتگران
*کدام انتخابات؟ چه قانونی؟
*یورش به دفاتر روزنامه ها و زور گیری روزنامه نگاران
*حاکم یا محکوم، کدامیک زور گیر است؟
*نظام ولایت، نظام قانون گریز و قانون شکن
*تاج شاهی بر سر خداوند خامنه‌ای
*دین و یا قدرت، کدامیک دشمن ملت ایران است ؟
*نظام ولایت، نظام فریب و خیانت
*از حجره و حوزه، تا کاخ نشینی و فرمانروایی
*حکومت اسلامی، حکومت فریبکاران
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*عاشورا : از تحمیق تا تطمیع و از امام تا یزید
*پیام عاشورا: کین خواهی و خشونت، تسلیم و اطاعت
*عاشورا و اسطوره سازان حرفه ای
*دو معضل نیروی های انتظامی: بر خورد با ماهواره ها و بد حجابی
*براندازی دین تازیان بومی : خوش خیالی و یا واقع بینی؟
*مسئول تحریمات: دشمنی با اسلام یا غنی سازی هسته ای؟
*براندازی نظام ولایت از براندازی فقاهت، مظهر دین میگذرد
*جهاد و شهادت جنایت است و در خصومت با انسانیت
*حرف قرآن، حرف قدرت است
*پیش بسوی انسان و آزادی
*چشم بند ان ، کاریکاتور ی که مقدس را موهن ساخت
* ما عاشق امامان خود هستیم!
*از دینداری تا غیرتمداری
*کدام بحران؟
*بازگشت دوران تازیان مهاجم
* بحساب دین یا بحساب ملت
*حکومت اسلامی، بازنده ی بزرگ در اجلاس جنبش عدم تعهد.
*ولایت جلوه ی الله
*الله، بازیگر اصلی
*بوی گند ارشاد
*براندازی ولایت از رهایی از یو غ الله میگذرد.
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*از کدام دین است که سخن میرانید؟
*حکومت ولایت، حکومت الله ست
*چرا باید با نام الله آغاز کنیم؟
*روحانیت دشمن ملت
*الله و جدایی جنسیت ها
*اسلام: دین فرمانروایی و فرمانبری
*خمینی الله را کشته است
*حجاب در ستیز و خصومت با عفاف