استبداد و آگاهی طبقاتی
فیروز نجومی

زمانی بود که انقلابیون چپ که در اندیشه برگزاری انقلاب بودند، پیوسته در باره استراتژی و تاکتیک های آن به بحث و گفتگو می پرداختند و بعضا، فراتر میرفتند و برای پیاده سازی آرمانهای خود دست بعمل میزدند. یا به جنگل ها میزدند ، یا در شهرها در خانه های چریکی میزیستند، و یا در تبعید و مخفیانه به آن روز موعد می اندیشند که شهرها از طریق روستاها محاطره نموده و نشان دهند که اندیشه مائوتسه تنگ ادامه تقکر اصیل مارکس و لنین و استالین است. در این دوران بسیار الگوی شوروی را نامناسب میدانستند بآن دلیل که اصالت خود را از دست داده و "تجدید نظر" خوانده میشد. در نتیجه مارکسیسم – لنینیسم دولتی فرزند نامشروعش، حزب توده، اعتبار انقلابی خود را کم و بیش از دست داده بودند. . بعضا، حتی چشم به آلبانی دوخته بودند و از انور خوجه رهبر حزب کمونیست آلبانی الهام میگرفتند.
 
برغم، اختلافات نظرها که منجر بانشعابات بیشتر میان گروها و سازمانی و احزاب انقلابی، همه باهم بر سر یک موضوع توافق داشتند و آن این بود که برای اینکه بتوانیم در امر براندازی نظام شاهی موفق باشیم، باید مناسبات اجتماعی را شناسایی کنیم و مرحله رشد و تکامل جامعه را تعیین نماییم. باین معنا که با ابزار تحقیق و تفحص در مناسبات تولیدی، بفهمیم که در کجای تکامل ماتریالیسم تاریخی قرار داریم؟ آیا از مناسبت ارباب - رعیتی و جامعه ی کشاورزی گذر کرده ایم و در حال پیمودن همان راهی هستیم که اروپایی ها در آن مسیر پیش از جوامعی مثل ایران گام نهاده اند؟ تعیین و تعریف مرحله رشد و تکامل مناسبت سرمایه داری، بویژه در زمینه های تولید و توزیع، بدان لحاظ اهمیت داشت که یار گیری سیاسی را هموار میساخت. اگر مثلا به این نتیجه میرسیدی که فیودالیسم در حال زوال است و عن قریب فرو خواهد ریخت، اتحاد با بورژوازی و سرمایه داری را ضروری میساخت. البته نه از  آن نوع که سر در آخور سرمایه های بزرگ امپریالیستی دارند، بلکه از نوع ملی و سنتی آن.
 
اما کمتر کسی این روز ها  وقت خود را صرف چنین پرسش هایی میکند. چرا که ما در یک جامعه فرا طبقاتی زندگی میکنیم. در جامعه ما طبقات و اقشار دوران مدرن، مثل بورژوازی، طبقه متوسط و کارگری و یا اقشار مختلف روشنفکران، کارمندان و معلمان، فاقد هرگونه تشکل سیاسی، تشکلی  که از طریق کسب نفوذ و قدرت بتواند به دفاع از منافع طبقاتی و یا قشری خود  بر خیزد. این بدان معنا است که آنها فاقد باورها و ارزش هایی هستند که بتوانند به واقعیات بیرونی معنا و مفهوم ببخشند . این نوع طبقات را، طبقاتی که ناتوان از شناسائی منافع و دفاع از آن هستند، مارکس" طبقه در خود " و یا بالقوه مینامد، برخلاف "طبقه- برای خود " که دارای "آگاهی طبقاتی" بوده و در جهت انجام وظایف تاریخی خود که ساختار یک جامعه نوین است، دست به مبارزه سیاسی میزند. چنین طبقه ای نه تنها هم اکنون در جامعه ما وجود ندارد، بلکه هرگز نتوانسته است در طول تاریخ، تحت نظام استبدادی در وحدت و هماهنگی با ساختار دین، رشد و نمو نماید و نسبت به منافع و نقش تاریخ خود آگاه گردیده از طبقه درخود به طبقه برای خود تبدیل شود. چنین فرصت و امکانی پس از فروپاشی نظام شاهی بوجود آمد که آگاهی های طبقاتی بسرعت رشد نموده و در صحنه جامعه برقابت با یکدیگر برقابت برخواسته ساختار قدرت  بازتابی خواهد شد از کثرت و منافع گوناگون طبقاتی.  اما، اجنبش انقلابی هنوز از شیرخوارگی نگذشته بود که در انقیاد استبداد شریعت دینی در آمدند. شریعت وجود عینی طبقات مختلف با منافع گونا گون از جمله طبقات غنی و فقیر جامعه را نفی نمیکند، ولی با آگاهی طبقاتی هرگز سر سازش نداشته است. چرا که اسلام در پی ساختار "امت " است. کثرت به "وحدت " بمعنای، یکسانی، یک رنگی، و هماهنگی براساس باورها و ارزشهای اسلامی از جمله "تسلیم " و "اطاعت" و "جهاد" و "شهادت." لاجرم ساختار قدرت بگونه ای بنیان گذارده شد که در خدمت "امت، " و یا جامعه که طبقات میتوانند بشکل طبقات در خود وجود داشته باشند. استقبال از تحریمات اقتصادی و قطعنامه های شورای امنیت در واقع در خدمت ساختار "امت " و یا نفی اختلافات طبقاتی، و نابرابر ی ها روز افزون بین غنی و فقیر. نمیتوان کوششها و محاسبات ساختار قدرت را در ساختار یک جامعه "فرا طبقاتی" ناموفق خواند.
 
مارکسیست ها خوب میدانند که چرا احزاب کمونیستی پیرو بین الملل دوم، با کتاب "تاریخ و آگاهی طبقاتی" بقلم متفکر و فیلسوف و منقد و انقلابی معروف، گئورک لوکاچ، از سر ستیز و خصومت بر آمدند و مولفش را متهم نموده و سخت مورد بی مهری قرار داند. بحث لوکاچ در آن سند تاریخی، بطور ساده این بود که که شرایط عینی لزوما به یک حرکت انقلابی تبدیل نخواهد شد. که کارگران بواسطه ی جایگاهشان در نظام تولید سرمایه داری،  چون تولید کننده ی ارزش افزوده بنفع استثمارگران اند، آگاهی طبقاتی نه بمنصه میرسد و نه سازمانی را بوجود میآورند که در  صحنه قدرت حضور پیدا نموده دفاع از منافع کاگران و سرنگونی نظام سرمایه داری را در محور آگاهی خود قرار میدهند.
 
لوکاچ معتقد بود که به منظور آنکه کارگران در جامعه سرمایه داری برخیزند و ساختار سیاسی را سر نگون سازند و سوسیالیسم را بنا بگذارند، نیازمند به آگاهی به بت وارگی کالا و فریب مبادله برابر و آزاد بین فروشنده ی نیروی کار و خریدار آن میدانست. در غیر اینصورت کارگر می پذیرد و یا معتقد میشود که نظم بازار، نظمی داده شده، همساز و همآهنگ است با نظم طبیعت، همچنانکه پیشگامان اقتصاد سیاسی، از جمله آدم اسمیت مبادلات طبقات سرمایه دار و کارگر و مالک مستقلات را با یکدیگر برابر میدانست چرا که هر گروهی آن دریافت میکئد که در نظام تولید ارائه میکنند. سرمایه سود میبرد، نیروی کار دستمزد میگیرد و صاحب ملک "کرایه " دریافت میکند. آدم اسمیت این نسبت ها را طبیعی و بخشی از نظام طبیعت میدانست.  بهمین دلیل بجای آنکه بر نظام استثمارگر سرمایه داری، بشورد و آنرا سرنگون سازد، با آن خو میگردد و در آن اگر احساس سعادت، احساس امنیت و راحتی کند. مارکسیست های حزبی، که رهنمود های خود را از بین الملل دوم که تحت رهبری حزب پیشآهنگ شوروی رفیق زینیف و استالین بود، دریافت میکردند، تحلیل لوکاچ را باین دلیل مردود میشماردند که لوکاچ در نگارش تاریخ و آگاهی طبقاتی، نقش حزب پیشاهنگ را در بیدار ساختن کارگران از شیوه تولید استثمار ی نظام سرمایه داری، نادیده گرفته بوده  است.
 
نبود آگاهی طبقاتی، گذر به جامعه فرا طبقاتی امت را، برغم هزینه های گرانباری که احزاب و سازمانهای انقلابی پرداختنند، نسبتا ساده نموده بود،. جامعه نه تنها با آئین شریعت غریبه و بیگانه نبود. حتی اگر به قواعد و مقررات و فرائض، شریعت عمل نمیکرد به ارزشهای محوری شریعت
 تسلیم و اطاعت در برابر الله، تبیعت و پیروی از عالم و مجتهد و فقیه، در فرهنگ و در آداب و رسم و رسوم ما، هر منفذی  برای رشد و نموآکاهی طبقاتی را مسدود ساخته بود. هم اکنون نیز نظام ارزشی اسلامی ، خشونت و بیرحمی و انتقام ستانی بسی بسیار عادی شده است. فساد اخلافی، دو رویی و فریبکاری و ریاکاری، غارت و چپاولگری، رانت خواری و دزدی، اعتیاد و روسپیگری، طبیعی بشمار میرود. بعنوان مثال حجاب که نماد تظاهر و پنهان کاری ست بالاتر از یک امر طبیعی ست بلکه فرمانی آسمانی ست. ما، نه تنها باین فریب آگاه نشدیم بلکه فرمان اجبار در آنراهم  پذیرفتیم. یعنی حجاب اهمیت دوچندان پیدا کرد. حجاب در واقع نماد جامعه فراطبقاتی گردید، زنان جامعه برغم جایگاه طبقاتیشان در ظاهر همه یک رنگ و یکجور گردیدند، چه زن کارگر باشد و یا همس سرمایه دار ، هردو تابع مقررات شریعت اند. حجاب تفاوت و اختلابین آندو را می پوشاند و طبیعی نشان میدهد، همچنانکه تن دادن و گردن نهادن به حرامها و حلال ها به ممنوعیت های شریعت از دیر زمان خوی گرفته بودند و چندان آگاه نبودند که حکومت شریعت، چیزی نیست مگر اسارت و بندگی. بعبارت دیگر، نجات کشور ما نه در آگاهی طبقاتی، بر عکس نیاز بنوعی آگاهی است که ماهیتا فراطبقاتی است. تنها اندیشه رهایی و آزادی و بازیافت انسانیت خویش است که جامعه فرا طبقاتی را تهدید بفروپاشی میکند.    
 
 
فیروز نجومی
Firoz Nodjomi
 
 
 

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

فیروز نجومی

فهرست مطالب فیروز نجومی  در سایت پژواک ایران 

* آزادی زن ‏ و فرو پاشی رژیم دین
*اندر انتظار فروپاشی نظام اسلامی
*دین تازیان و معضل عقب ماندگی
*شرم مضاعف و ضرورت آزادی
*رای خدا در برابر رای مردم
*ولایت: گورکن الله!
*زنده باد کفر
*انتخابات و ‏نیروی ‏براندازنده ‏‏«کفر»
* مناظره روبهان
* رئیس جمهور چکاره ست؟
*انتخابات را به خاکسپاری رژیم جنایتکار تبدیل کنیم!
*انتخابات خوب است!‏
*حقیقت را باید گفت!‏
* از یکتا پرستی تا ‏کثرت خواهی
*ندای وجدان
*ویرانی بزرگ!‏
*از دین گریزی تا دین ستیزی
*سالروز نکبت و مصیبت ‏
*دگرگون سازی ارزش ‏ها!‏
*گفتمان رفسنجانی، گفتمان ریاکاری
*حقیقت نهائی!‏
*دیفروشان دیروز فرمانروایان امروز
*شاه گور خود کند و ولی فقیه گورکن خویش شود و دین!
*‎ ‎ دین مست باده قدرت !‏
*براندازی متولیان دین
*چیره شدن «عرب بر عجم» ‏ و آغاز نگون بختی ایرانیان
* آزادی و گریز از مسئولیت
* سرگذشت غم انگیز آزادی
*بازگشت بدوران رسالت ‏ و گره زدن دین به قدرت
*در چرائی نامگذاری الله و آغازیدن با نام او!‏
*عاشورا: اسطوره یا واقعیت
*بوی گند تقدس
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*عاشورا و قتل عام در زندانها
*محمد بشر بشیر و یا ‏‎ ‎خشم و خشونت و شمشیر
*«پافشاری بر نفاق» و عدالت اسلامی!
*جنگ شیعه وسنی:‏ اختلاف تاریخی یا دسیسه غربی؟
*خشونت هنجاری مقدس در قاموس اسلام
*کشتار جمعی در زندانها بجرم «ارتداد»
*تدبیرچیست؟
*بنام انسان و آزادی
*خشونت و گفتمان توحیدی
*پشت خمیده و بار سنگین دین و قدرت!
*امنیت و آزادی
*فقط آزادی
*شریعت اسلامی در ستیز با خودفرمانی
*معاشقه اسلام ناب محمدی با علم و تکنولوژی
* آزادیخواهی و باز تولید منش دیکتاتوری!
*اسلام در پیشگاه تاریخ
*بیگانگی ما از خود
* امریکا ستیزی یا اسلام ستیزی؟
*دشمن و دو قطبی شدن جامعه
* از درگیریهای کلامی تا امریکا ستیزی و فریبکاری
* امید کوکبی، قهرمان نافرمانی
*ظهور نیروی نامحسوس و امنیت اخلاقی
* تا کی؟
*رمز بقای نظام فرمانروایی و فرمانبری
*خائن کیست؟
*نقشه رذیلانه امریکا: «تزریق تقکر خاصی به نخبگان»
*آیا بجز ولی فقیه کسی دیگری هم هست؟
*نه به اخلاق اطاعت و فرمانبری!
*نفی حق گزینش: فروکاستی انسان به حیوان
* تن بخفت نباید داد
*انتخابات: طبل تو خالی
*رابطه دین با قدرت در امتداد تاریخ
*«جامعه ایران به کدام سو در حال حرکت است؟»
*انتخابات یعنی چه؟
*بدامن چه کسی پناه باید برد؟
*رهایی و ترک کیش اهریمنی
*بخندیم یا گریه کنیم؟
*از طلبگی تا خدایی و مسئله جانشینی!
*شمشیر ذوالفقارم آرزوست
*جور دیگری زندگی باید کرد
*بیان درد مشترک و یا صدور کیفرخواست علیه غرب؟
*اندر شکست دین جهاد و شهادت
*عاشورای پاریس
*آزادی را باید پرستید
*ولی فقیه، شاه نیست، مظهر دین است
*جامعه تک کتابی!
*عاشورا: شهادت یا خشونت؟
*کفر گرایی: راه رهایی و آزادی
*تقدس از جهل بر میخیزد
*قوم لوط، اخلاق انحرافی و خروج امام عج از غیبت
*اینهم شد خدا؟
*امنیت در سایه ولایت
*سردار حاج قاسم سلیمانی: سردار استبداد مضاعف دین و قدرت
*ز روز بلا باید دست بر سر گیریم
*فریبکاری مضاعف
*استبداد و آگاهی طبقاتی
*من مسلمانم، طرفدار رژیم دین هم نیستم!
*رهایی، آیا یک توهم است؟
*وای اگر دین نبود!
*خوار داشت انسان و قدسی سازی خشونت
*بر فراز منبر ولایت و یا خلافت؟
*الله: آموزگار بزرگ بیرحمی، خشونت و کین خواهی
*رمضان: زمینه ساز نظام فرمانروایی و فرمانبری
*دین ستیزی و یا قدرت ستیزی!
*جامعه بورژوازی و یا جامعه اسلامی فرا طبقاتی؟
* تاملی چند در باره جنبش عبور از ولایت!
*روحانیت: از حوزه تا حکومت
*کیست گورکن دین؟
*غنی سازی هسته ای بچه قیمتی؟
*شمشیر در نهان دین
*فرخنده: قهرمان جهالت ستیز
*دینمداری یا انسانمداری کدام یک اهریمنی ست؟
* دیکتاتوری و شریعت اسلامی
*سپاه پاسداران: سپاه ولایت و یا ملت
*توفان دیگری در راه است!
*ولایت دشمن اصلی ملت
*در خدمت و خیانت به اسلام و یا به ملت؟
*عدالت اسلامی!
*رهایی از دین یا جدایی آن از سیاست؟
*همزادی علم الله با قدرت
*«نه» بر تسلیم و اطاعت
*حصر و یا محاکمه: ولی فقیه بر سر دو راهی!
*تابوی هسته‌ای: نگاه ایدئولوژی یا نگاه اسلامی؟
*فرد و حکومت خدا
*قتلگاه سعیدی سیرجانی: «منزل آرام و مجلل در شمال شهر تهران»
* سعیدی سیرجانی به تاریخ پیوست
*آقای ظریف، ایران هراسی نه، اسلام هراسی!
*مذاکرات هسته ای: اراده ولایت یا اراده ملت؟
*امر به معروف، نهی از منکر و فرا رسیدن دوران کفر!
*امام حسین: اسطور ه یا انسانی زمینی؟
*جنایتکار کیست؟
*«امر به معروف با اسید نمیشه»
*دفاع مقدس یا شکست مفتصحانه ؟
*اسلام هراسی: خدمت و یا خیانت
*حقیقت نه بمب
*فریبخوردگان اکنون با ید به جنگ با الله برخیزند
*اسلام: دین رحمت و یا خشونت؟
*حکومت اسلامی: آبستن آزادی و استقلال و خود آئینی
*بازگشت اسلام به اصل خود
*توصیه ولایت: حفظ آرامش روانی !
*انفجار روابط جنسی در زیر زمین !
*هم ولایت و هم ریاست، هردو از دروغگویانند
*اسلحه ات را بر زمین بگذار ای مومن!
*نه حماس، نه اسرائیل
*شلاق، مجازات نا فرمانی و یا روزه خواری؟
*اعتدال، خدعه ای اسلامی
*«راه اندازی کلینک خشم در تهران»
*ما داعشی ها را خوب می شناسیم!
*حکومت اسلامی واژگون گردد، اگر زن حجاب از سر برگیرد
*بهشت با شلاق ؟
*از خاک سپاری مردگان در انقلاب مصر تا بازگشت آنان بزندگی در حکومت اسلامی
*سردار سرلشگر جعفری، سردار اسلام
*نبود آزادی و وحدت جنایت و عدالت در حکومت اسلامی
*زوگیری در فضای مجازی
*بازی دین و قدرت
*چهره کریه حکومت دین را بنگر
*زورگیری در اسارتگاه اوین
*یکتا و یگانه، تنها ولی فقیه است، بجز او هیچکس دیگری نیست!
*دین خصم آشتی ناپذیر آزادی
*پیام نوروزی خداوندگار خامنه ای : آزادی، بی آزادی
*دیو دو شاخ
*آزادی مسئولانه یا آزادی در فرمانبری؟
*22 بهمن: تاسیس استبداد مضاعف دین و قدرت
*انقلاب اسلامی: گریز از آزادی
*الله: مهربان و بخشنده و یا کین خواه و کیفر دهنده؟
*حال باید پرسید...
*از سلطه افکنی تا سلطه ستیزی
* قرآن، دین، قدرت، ما و آنها ؟
*تأملی چند در باره حکومت اسلامی و رهایی از آن
*بمناسبت اربعین: امامت یا خلافت؟ کدام حاکم است بر ما؟
*مماشات با دین بس!
*اسلام دین بیگانه با انسان
*فساد از اسلام بر میخیزد یا از قدرت؟
*مرگ بر غنی سازی هسته ای
*دیپلماسی ولایت و دفن حقوق بشر
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*از سلطه ستیزی تا دریوزگی
*بنگر، خداوند غرقه در خون است!
*باید رستم را فرا خواند
*خلع دین از حکومت
*مرگ بر آمریکا: رمز مقاومت مردم یا رمز بقای حکومت ارتجاع؟
*ستیز با شیطان بزرگ ستیز است با آزادی
*الله اکبر: دین یا سیاست؟
*طبل توخالی
*«نرمش قهرمانانه» یا حرکت مذبوحانه؟
*حرمت شکنی روحانیت
*زایش خدا: نفی انسان و آزادی
*گره هسته ای، وسیله است نه هدف، دینی ست نه سیاسی
*گفتمان اعتدال و آشتی اسلام با جهان سکولار!
*رمز و راز وزارت: شایستگی و لیاقت یا تسلیم و اطاعت از ولایت؟
*بوی فریبکاری به مشام میرسد
*تا ولایت هست، سیه روزی و تیره بختی هم هست
*گفتمان ولایت: وارونگی حقایق و بهانه جویی های احمقانه
*تیشه بر ریشه فقاهت، تیشه بر بنیان قدرت است
*آبادی بدون ویرانی؟ نه حقیقت، نه آزادی
*رمضان: بیداری وجدان و یا وجدان فرمانبر؟
*از خداوند خامنه ای ست که بوی گند برمیخیزد
*رئیس جمهور منتخب: باز تاب اراده ولایت و یا تبلور اراده ملت؟
*انتخابات و یا آفرینش حماسه سیاسی؟
*گفتمان ولایت، گفتمان تحقیر و توهین به ملت
*گفتمان انتخابات
*دلشوره انتخابات
*صداقت هرگز نه از دین برخیزد و نه از قدرت
*کارنامه ولایت و یا ریاست جمهوری؟
*رمز رهایی از دیکتاتوری
*احکام شریعت لغو و قیامت اعلام کنید
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*بازی هسته‌ای و اسطوره جهاد و شهادت
*جنگ عدالت با آزادی
*سکولاریسم از ستیز با دین گذر میکند
*هفت سین، بدون دال بیگانه: سال نو، دین نو
*ظهور امام چهاردهم
*الله، خدای یکتا و یگانه مرد است و مردانه میاندیش
*قدسی سازی خشونت، رمز بقای نظام ولایت
*اسلام دین بیگانه با انسان
*آقای رئیس جمهور
*دین را باید بدادگاه بکشانیم
*حکومت راهزنان و غارتگران
*کدام انتخابات؟ چه قانونی؟
*یورش به دفاتر روزنامه ها و زور گیری روزنامه نگاران
*حاکم یا محکوم، کدامیک زور گیر است؟
*نظام ولایت، نظام قانون گریز و قانون شکن
*تاج شاهی بر سر خداوند خامنه‌ای
*دین و یا قدرت، کدامیک دشمن ملت ایران است ؟
*نظام ولایت، نظام فریب و خیانت
*از حجره و حوزه، تا کاخ نشینی و فرمانروایی
*حکومت اسلامی، حکومت فریبکاران
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*عاشورا : از تحمیق تا تطمیع و از امام تا یزید
*پیام عاشورا: کین خواهی و خشونت، تسلیم و اطاعت
*عاشورا و اسطوره سازان حرفه ای
*دو معضل نیروی های انتظامی: بر خورد با ماهواره ها و بد حجابی
*براندازی دین تازیان بومی : خوش خیالی و یا واقع بینی؟
*مسئول تحریمات: دشمنی با اسلام یا غنی سازی هسته ای؟
*براندازی نظام ولایت از براندازی فقاهت، مظهر دین میگذرد
*جهاد و شهادت جنایت است و در خصومت با انسانیت
*حرف قرآن، حرف قدرت است
*پیش بسوی انسان و آزادی
*چشم بند ان ، کاریکاتور ی که مقدس را موهن ساخت
* ما عاشق امامان خود هستیم!
*از دینداری تا غیرتمداری
*کدام بحران؟
*بازگشت دوران تازیان مهاجم
* بحساب دین یا بحساب ملت
*حکومت اسلامی، بازنده ی بزرگ در اجلاس جنبش عدم تعهد.
*ولایت جلوه ی الله
*الله، بازیگر اصلی
*بوی گند ارشاد
*براندازی ولایت از رهایی از یو غ الله میگذرد.
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*از کدام دین است که سخن میرانید؟
*حکومت ولایت، حکومت الله ست
*چرا باید با نام الله آغاز کنیم؟
*روحانیت دشمن ملت
*الله و جدایی جنسیت ها
*اسلام: دین فرمانروایی و فرمانبری
*خمینی الله را کشته است
*حجاب در ستیز و خصومت با عفاف