«نه» بر تسلیم و اطاعت
فیروز نجومی

 

آیا هنوز شک و تردیدی و جود دارد که کیست خصم آشتی ناپذیر آزادی؟ آری، این الله اکبر بود که بار دیگر دست بانتقام ستانی زد و شارلی ابدو، نماد آزادی بیان در فرانسه و جهان را بخاک و خون کشاند. آنچه در آخرین لحظه زندگی در گوش شارلی ابدو طنین افکند، چیزی نبود مگر نعره الله اکبر که از حنجره خشم و خشونت و، تعصب و نفرت، نفیر برآورده بود. یعنی که در آخرین لحظه هستی شارلی ابدو، فهمیده بود که خدایی آنها را محکوم به اعدام کرده بود که تقدس فرستادگانش از جمله پیامبر اسلام، اخرین فرستاده او را بباد تمسخر گرفته و از بیج آسمان ها بزمین آورده و به وی همچون یک انسان، مثل انسانهای دیگر مینگریستند- گناهی بس بسیار نابخشودنی، گناه کبیره.

الله اکبر، شارلی ابدو را به مجازات میرساند به آن دلیل که در تقدس جز ریا و فریبکاری چیزی ندیده بودند و بصراحت نیز آنرا بیان نموده و به تصویر میکشیدند. الله اکبر، شارلی ابدو را برای تقدس زدایی از آنچه مقدس بوده است محکوم به مرگ کرده بود. میان خدایانی که شارلی ایدو از مسند قدرت و تقدس بزیر کشیده بود تنها الله بود که به خشم آمده  و دست بخشونت رده است. چرا که الله، خدایی که تنها و یکتا ست و بجز او هیچکس دیگری نیست ، هیچ از بندگان  خود نخواهد و نطلبد مگر تسلیم و اطاعت و یا به لفظی ملایم تر، لفظ عرفان، بندگی و عبودیت. الله اکبر، شارلی ابدو را بدلیل سر باز زدن از تسلیم و اطاعت و مزاح با پیامبر اسلام سزاور مرگ میدانست، سنتی که پیامبر خود پایه گذاری کرده بود. بعداز پیروزی در بدر، تصفیه حساب با بدگویان، بویژه شاعره ای بنام آصما بنت مروان، زنی با پنج فرزند و شاعر دیکری بنام ابو افک که در مذمت رفتار پیامبر شعر میسرود فرا رسیده بود. باشاره محمد یکی از داوطلبان به خانه شاعره هجوم میبرد و شمشیر را قبل از انکه بدرون شاعره فرو برد، نخست باید از درون کودک شیر خواری که در آغوش او بخواب رفته بود عبور میکرد.  پیامبر اسلام از ابو افک نیز چندان دل خوشی نداشت، او نیز در حالیکه در کنار همسر بخواب رفته بود با ضربه شمشیر دوا طلب دیگری بامر پیامبر به عدم پیوست. گفته میشود که محمد نیز آنها را برای خدمتی که به الله و پیامبر او انجام داده بودند، ستوده و پاداش داده است.

بگذریم که این دو تن تنها بدگویانی نبودند که بفرما پیامبر به قتل رسیده اند. اما معضل آنجاست که بسختی میتوان مسلمانی را در سراسر جهان یافت که این وقایع تاریخی و هر خشونت و بیرحمی و انتقام ستانی که بر اساس مستندات تاریخی به پیامبر اسلام نسبت داده میشود بر ساخته دست دشمنان اسلام و غربی های برتری طلب محسوب میشوند، چنانکه گویی که محمد به بدر رفته بود که به کاروان قریش ها خوشامد بگوید، نه اینکه شمشیر بر کشد و ثروت قریشیان بغارت برد و اسیرانی را که کسی را نداشتند که جان آنها را بخرد یکی پس از دیگری گردن زند. دروغ محض. چرا که مسلمان را گریز است از حقیقت.

مهاجمین شارلی ابدو در قاموس اسلام راستین، چه امامت گرا و چه خلافت گرا، نماد  تسلیم و اطاعت بشمار میآیند. یعنی که بخواست الله بگونه ای مطلق تن داده  و در اشتیاق "جهاد، " و یا جنگ و خونریزی در راه  رضا و خشنودی الله سخت سوخته و شدیدا تشنه نوشیدن شربت شیرین "شهادت " بوده اند. مهاجمین به فرمان الله، بزرگترین خدایان، به انتقام ستانی از کسانی برخاسته بودند که رسول الله را مورد توهین و انتقاد قرار داده بودند. آنها تردیدی نداشتند که راهی که برگزیده اند مورد تایید و تصدیق الله اکبر و پیامبراو محمد است. اگر الله و پیامبر او، محمد، کشتار و خونریزی را منع کرده بودند، آیا مهاجمین، الله اکبر را فریاد میزدند زمانی که شارلی ابدو را به گلوله میبستند؟ آیا داعشی ها سر انسانها را همچون گوسفندان قربانی از تن جدا میکردند، اگر الله آنرا در کتاب خود قرآن  حرام میشمرد و پیامبر خود را به خود داری از گردن زدن و جنگ و غنیمت گیری، توصیه میکرد؟ آری، پیامبر اسلام به خیبر حمله برد که مردم آن دیار را بشام دعوت نماید.

مهاجمین، نه برای زندگی خود و نه زندگی دیگران هرگز ارزشی قائل نبودند. چون جهاد و شهادت، که الله همه مسلمانان را بدان مکلف ساخته است، زندگی را بی ارزش میسازد، نیستی را بر هستی ترجیح میدهد. جهاد و شهادت در واقع کشتار و نابودی انسانهای دیگر را هدفی دلپذیر برای جهادگران میسازد. از آنجا که الله سراسر رحمت و رحمان است والاترین پادش ها را به "شهیدان " تخصیص داده است. یعنی آنانی که خون دگر اندیشان، مشرکان و کافران و منافقان را بریزند تا آخرین قطره خون خود، و یا بکشند تا کشته شوند و جان را از انسانهای دیگر بستانند تا خود نیز جان دهند: زندگی ابدی در بهشت برین در کنار هوری های باکره، چه پاداشی، بس فریبنده و طمع برانگیز، بویژه برای بینوایان و درماندگان و خوارشدگان و فرومایگان. البته که این نیز چیزی نیست مگر خوانشی مغرضانه از مفهوم جهاد و شهادت. الله هرگز چنین سنگدل و بیرحم نبوده است. این نیز از اسلام هراسی بر میخزید. اما، اسناد آن را میتوان در لابلای کتاب مقدس قران یافت. شرقشان استعمارگر این مفاهیم را نساخته اند.

بعبارت دیگر، هیچ چیز دیگری نمیتواند کشتار شارلی ابدو را توجیه کند، مگر سلطه مطلق بزرگی و عظمت الله بر ذهن "رسولان مرگ " که "تروریست" خوانده میشوند. جهادگران در پاسخ به مسئوولیت و وظیفه ای که الله بر دوش آنها نهاده  است دست به کشتار زده اند، دفاع از بیکرانی و عظمت الله و عصمت و تقدس پیامبر او بود که میتوانست آنها را از گدایی و بینوایی رها سازد و  به شکوه و شاهی برساند. از باطلاق این زندگی سراسر کفر و گناه، سراسر پلیدی و زشتی، نجات دهد و به زندگی حقیقی، بزندگی ابدی پیوند دهد. مهاجمین شارلی ابدو، آئین اسلام را بارث نبرده بودند، آنها اسلام را کشف و کسب نموده و آموخته بودند، و میخواستند براساس اراده و امیال الله همانگونه که در کتاب مقدس قرآن بازتاب یافته است زندگی کنند و به تبعیت از پیامبر اسلام که تمامی عمر خود را در جهاد در راه الله گذراند، زندگی بگذرانند. آنها نیز کلاشینکف ها را بر گرفتند تا نظام هستی را از وجود مشرکان، کافران، و منافقان و هر بنده ای که از تسلیم و اطاعت به اراده الله سرباز میزند، پاک زدایی نموده نظام فرمانروایی و فرمانبری، حکومت اسلامی را براساس تسلیم و اطاعت  بنیان نهند، نظامی همچون نظام ولایت که روی دیگر نظام خلافت است. یعنی که آنها همان رسالتی را بر دوش خود احساس میکردند، که فقها و علما برهبری خمینی در ایراین و طالبان برهبری ملا عمر در افغانستن، که اگر با دم فیل بازی نمیکرد هنوز بر مسند قدرت پا بر جا مانده بود. بعضا، برآنند که خمینی و خامنه ای و داعشی و القاعده ای و بوکو حرام، اسلام را مصادره کرده اند. اسلام حقیقی یک چیز دیگری ست، همه رحمت است و رحمان، نه کین خواه و نه انتقامجو. اما معلوم نیست دوزخ بچه منظوری نگاهداری میکند، که دگر اندیشان و مشرکان و کافران و منافقین را با شربت و شیرینی بسوی تسلیم و اطاعت و ایمان به لا الله الا الله، فرا خواند؟ دوزخ کارگاه بدترین نوع خشونتها، بیرحمی ها و سخت ترین تنبیه و مجازات است، توصیفاتی که میتوان در لابلای آیه های قرآن به تکرار یافت. یعنی که دوزخ ارعاب آور و وحشت آفرین است ابزاری ست در خدمت واداشتن به تسلیم و اطاعت. امام خمینی هم دوزخ داشت، همچنانکه الله بدون دوزخ از بارگاه خدایی فرو میغلتید، خمینی هرگز به ولایت نمیرسید و خامنه هم بدون دوزخ ولایت را نمیتوانست ادامه دهد. اگرچه خمینی به جهاد هم دست زد و به جنگ با کفر و باطل برخاست، اما از همان آغاز دروازه های دوزخ را گشود. او بر روی دست پیامبر اسلام هم برخاست و بیش از  4000 نفر را جوانی که بجرم کفر باسارت در آورده بود گردن زد. بعضا، میگویند آیا این بدان معناست که آمریکائیها و یا کمونیست ها دوزخ نگاهداری نمیکنند. چرا آنها نیز مرتکب خشونتف، بیرحمی و انتقام ستانی میشوند، اما نه مورد تایید قانون است و نه تصدیق عیسی مسیح بیجاره که جان خود را برای رستگاری مردمش فدا کرد.

با این وجود، چه بسیارند آنانکه کنش خشونتبار و انتقامجویانه رسولان مرک در پاریس را با ارجاع به شرایط اجتماعی، به فقر دایمی،  بیکاری، بی سوادی و تحمل درد تبعیض و بی عدالتی در کشوربیگانه، کشوری که هنوز میراث خوار استعمار است، مورد فهم قرار میدهند.  که آری، این شرایط دشوار اجتماعی و تاریخی است که خشونت آفرین است، نه تکلیف جهاد و شهادت، نه آموزشهای قرآنی. مهاجرینی که به حاشیه شهرهای پر زرق و برقی همچون پاریس رانده شده اند ضرورتا  وادار به کنش هایی میشوند، قانون گریز و هنجار شکن. اما، در عین حال آنها را به آغوش اسلام پرتاپ میکند، دینی که دشمن آشتی ناپذیر آزادی ست، دشمن، آنچیزی که انسان را از حیوان جدا میسازد، دشمن آزادی. علما و فقها، چه امام گرا و چه خلافت گرا، بر انند این حیوان است که آزاد است که نه مرز و حدودی می شناسد، نه دارای اخلاق است نه وجدان. حیوان زمانی انسان شود که به اراده الله تسلیم شود و از احکام او اطاعت کند. آزادی، اختراع غربیهای بی بند و بار است، ازادی ابزاریست در دست استعمار گران و امپریالیستها، همانچیزی که سبب سروری و سلطه آنان بر جهان شده است. اما متاسفانه دوستان مسلمان  را بخواری و حقارت کشانده است. آری، آزادی در ستیز و خصومت است با اصل تسلیم و اطاعت از احکام تغییر ناپذیر شریعت، پوچ و بیهوده، اما، ذاتا اسارتبار، بند بندد بر چشم و دست و دهان، مثل احکام وضو و طهارت، نجاسات و مطهرات و صدها باید ها و نباید ها، حرام و حلال ها دیگر، ضرورتا ناسازگار با آزادی. چرا که اسلام در اصل دین فرمانروایی و فرمانبری ست، دینی که در ذات ان خشونت نهفته است چون اساس آن تسلیم است و اطاعت.

 ناظران و تحلیلگران سیاسی، اصلا رابط ی بین الله اکبر و کنش خونبار جنایتکاران را جدی نمیگیرند. چه استنتاج نمایید مگر نه اینکه میلیونها میلیون دیگر با آوای الله اکبر بپا خیزند و بخسبند، اما نه خشمکین اند و نه عصیانکر، نه قانون گریز و نه هنجار شکن. الله اکبر، ممکن است صدها بار در روز بر زبان میلیونها انسان رانده شود و بر ذهن آنان سلطه افکنده باشد ولی آنها را بکشتار دیگران، به خشونت و بیرحمی تشویق نمیکند، فرمان کشتار آنانی که از تسلیم و اطاعت از اراده الله سر بازمیزنند صادر نمیکنند. اکثر مسلمانان در درون جامعه غربی جا افتاده اند و نعمت آزادی بهره ورند.

اما، اگر مسلمانان جهان کلاشینکف دست نگرفته اند و از اعمال خشونت بار پرهیز کرده اند و میکنند بدان معنا نیست که کتاب مقدس قرآن خشونت و بیرحمی و انتقام ستانی را منع کرده است. اسلامیست های انقلابی در آیه های قرآن، بازتاب اراده معطوف بقدرت را میخوانند، گفتمانی که اساس آن تسلیم و اطاعت است که خود بستر تمام خشونت ها، بیرحمی ها و انتقام ستانی هاست، بستر تعصب و تحجر و واپس گرایی ست. نیازی نیست که در عمق قرآن غوطه ور شویم تا نشان دهیم که از آیه های قرآن چیزی جز خشونت، قهر وقدرت بر نخیزد. همین بس که از فهم بسم الله و اولین سوره قرآن آغاز گنیم، سوره ایکه تمام عبادتگران موظف به قرات آنند که بسی بسیار بعید بنظر میرسد بجز تعداد قلیلی به معنا و مفهوم آنچه بزبان میآورند واقف باشند. آنها نمیدانند که خود را به سطح یک طوطی تقلیل داده اند.

استاد محمد حسین علامه طباطبایی مولف تفسیراامیزان،در بسط سوره حمد در آغازین صفحات تفسیر 20 و چند جلدی قران، میگوید:

غرض نهائی از سوره حمد، بطوریکه از آیاتش پیداست، ستایش خدا، آظهار بندگیی، پرستش او، و بالاخره درخواست کمک و راهنمائی از او است، و در واقع سخنی است که خدا برای تعلیم و سر مشق بندگان، از جانب آنها میگوید لذا این مقصود مهم باید بنام مقدس او شروع شود. یعنی خداوندا بنام تو ستایش و اظهار بندگی میکنیم (تفسیر المیزان،جلد اول، ص 17).

استاد بعداز چندین صفحه تفسیر جزئیات سوره حمد باین نتیجه میرسد که:

این سوره (سوره حمد) در واقع کلام بندگان است در مقابل خدا، یعنی خداوند روش بندگی و ستایشی که شایسته مقام او است به بندگان خود میآموزد و شاهد زنده این موضوع همان جمله «للحمد لله است (همانجا، ص21).

بهتر از این نمیتوان اراده معطوف بقدرت را بیان نمود. الله حتی اجاز نمیدهد که بندگانش عقل و خرد خود بکار گرفته و هرکس بزبان خود او را ستایش کند. الله نه با فرد انسان بلکه با جمع سر و کار دارد، با گله ی انسانها. طبق تفسیر استاد علامه، الله،  میآموزد که چگونه او را ستایش کنیم و تنها از او کمک و رهنمایی باید بجوئیم . چرا که او ارباب دو جهان است، جهان هستی و نیستی، جهان عین و ذهن و از جمله بهشت و دوزخ. عبادتگر باید، بگونه ای مرتب و منظم به قیام و قعود و رکوع و سجود بپردازد که بیانگر تسلیم و اطاعت مطلق باشد، به نشان خردی و حقارت در برابر بزرگی و عظمت الله که همه هرچه هست از اوست.  یعنی که سوره حمد، ذاتا گفتمان سلطه قوی است بر ضعیف، گفتمان ارعاب است و تهدید و وحشت. روشن است،  آنکه گردن نهد، تسلیم شده و اطاعت نماید و دین خود را در زمان های معین به الله بپردازد، غسل بکند و وضو بگیرد و نماز بخواند، خود را در ماه رمضان گرسنگی دهد که البته امروز لازم است برای راه یافتن به بهشت اما کافی نیست مگر آنکه بجنگ با شیاطین برهبر شیطان بزرگ برخیری.  روشن است که چه عاقتبتی در انتظار کسی است که ازستایش و حمد الله، از  طلب کمک  و راهنمایی از او او خود داری  و به تکالیف شرعی خود عمل نکند؟  دوزخ الله چیزی نیست مگرگارگاه خشونت.

امام خمینی در یکی از سخنرانی هایش در اوایل انقلاب اعلام کرد که از سر رافت و رحمت است که دست بکشتار رقیبان قدرت زده است، بآن دلیل که اگر میماندند زجر و شکنجه بسی بسیارسختری را در آن جهان باید تحمل میکردند. همانگونه که حضرت ولایت از سر رافت، سه تنی که از تسلیم و اطاعت سر باز زده اند باسارت خانگی کشانده است، چه اگر دادگاهی میشدند حکم اعام برای آنها صادر میشد.  بنابراین، هرچه عمیقتر غرق در تسلیم و اطاعت شوی و زبان الله را عمیقتر بفهمی، آنگاه خود مظهر الله شوی، تسلیم و اطاعت طلب کنی. چه شیعه، چه سنی باشی، هرچه بیشتر زندگی را وقف شناخت الله نمایی و او را بجویی، ممتاز و مقدس شوی بر جایگه اقتدار تکیه زنی و تاج اخلاق را بر سر نهی. از این راز نهان قرآن، تعداد قلیلی آگاه اند، بهمین دلیل در لباس مفتی و یا روحانی همیشه داری نفوذ در ساختار قدرت بوده اند. در واقع قانون اساسی زاده ی انقلاب مشروطیت، قدرت این قشر از جامعه را برسمیت شناخت و 5 مجتهد را بر مسند نظارت نشاند مبادا قانونی ناسازگار با نظم تسلیم و اطاعت، وضع گردد.

این امام خمینی و پیروان او و تمام اسلامیست ها، چه رادیکال و داعشی و یا لیبرال  اردوغانی، اینان هستند که بدرستی سوره حمد را تفسیر کرده اند. گردن نهاده اند که گردن برنند اگر احدی از تسلیم و اطاعت سر باز زند. بی جهت نیست که امام جمعه ها در حکومت اسلامی بر فراز منبر لوله کلاشینکف را در دست خود میفشرند، چون نماد قدرت است و خشونت، یعنی چیزی کمتر از تسلیم و اطاعت نخواهد که جماعت نشانی از آن است، همگان در سکوت و خاموشی، غرق در بیم و امید. همه چیز ممکن است به ذهن جماعت خطور کند مگر اندیشه «نه.» بهمین دلیل ظرفیت و تحمل شنیدن «نه » را هم ندارد. آنچه خشونت بار است در آیه های مقدس قرآن، ان ست که رخوت زا ست. سر،  بی حس و خواب میکند و در بیهوشی به جماعت تجاوز میکنند و ببردگی میکشانند. در نتیجه اسلامیست هم آن خشم درونی جماعت را بسوی بیرون از خود جهت داده است. شیاطین بزرگ و کوچک دست به دسیسته و توطئه زده  که سلطه افکند و اسلام را خوار و حقیر شمرد. در نتیجه جماعت هرگز با بازبینی خود نمی نشیند که تا بداند از چه ساخته شده است. که آنچه سبب تیره بختی و سیه روزی ، فقر و عقب ماندگی شده است ناشی از درسهای قرآنی ست که قشر قرآن فهم به مردم قرآن نفهم آموخته اند. قبل از آنکه استعمار غربی بر صحنه  جهان ظاهر شود، استعمار داخلی از طریق دین صدها سال پیش بر جامعه سلطه افکنده بود. غربیها و قتی خصوع و خشوع مسلمانان را در برابر الله مشاهده کردند، خیلی زود دریافتند که میتوانند بساط استعمار را آنجا پهن کنند. حکومت های اسلامی برهبری آیت الله ها، جنبش و گروه های اسلامیست، همچون داعشی ها هستند که هم اکنون مردم خود را به استعمار کشانده اند. قلم را می شکنند، سکوت و خاموشی بر قرار میکند که در سیاهی شب مردم خود را مورد تجاوز قرار بدهند.

رسولان مرگ که به شارلی ابدو حمله برده بودند بآن امید که تمام چراغها را خاموش، همه صدا ها را خفه تا در تاریکی و سیاهی نظام تسلیم و اطاعت را بر قرار نمایند. اما مردم فرانسه و متحدینشان یکجا بیرون ریختند که از «نه،» از نه اندیشی و نه گفتن دفاع نمایند. ما نیز باید «نه» را بیاموزیم. تنها با نه اندیشی ست که میتوانیم به بازبینی خویش بنشینیم و رخوت و انفعالی که آئین تسلیم و اطاعت بر ما مستولی نموده است از خود دور سازیم. شاید روزی برسد که مردم بجای «مرگ بر آمریکا» شعار «مرک بر تسلیم و اطاعت» را سردهند. چون نه است که ما را رهایی بخشد و حقیقت را فاش سازد. چه باک اگر این هراس از اسلام ببار آورد. چرا که باید تاریکی وسیاهی را از بیخ و بن برکنیم.

فیروز نجومی

Firoz Nodjomi

fmonjem@gmail.com

firoznodjomi.com

firoznodjomi.blogpost.com

rowshanai.org

.

 

منبع:پژواک ایران


فیروز نجومی

فهرست مطالب فیروز نجومی  در سایت پژواک ایران 

* نجات‏ در ستیز با دین نهفه است [2017 Dec] 
*احمدی نژاد و مصادره گفتمان تظلم خواهی و عدالت و آزادی [2017 Dec] 
* سه رویداد بزرگ [2017 Nov] 
*نیستگرایی و بقای نظام! [2017 Nov] 
*«تغییر رژیم» [2017 Oct] 
*حق برگزیدن بآزادی و زوال انسان [2017 Oct] 
*هنر وارونه سازی حقایق [2017 Oct] 
*درد از بیگانگی با انسان بر میخیزد!‏ [2017 Oct] 
*رهایی بدست ملت است! [2017 Sep] 
* پس از مرگ ولایت، مرگ روحانیت! [2017 Sep] 
*روحانیت باید برود!  [2017 Sep] 
* مسئولیت و شریعت اسلامی  [2017 Aug] 
* حوزه های علمیه را به موزه های تاریخ بسپاریم!  [2017 Aug] 
*بازدارندگی و زوال روحانیت! [2017 Aug] 
*کیست دشمن ملت و خصم آزادی؟  [2017 Aug] 
* آزادی زن ‏ و فرو پاشی رژیم دین  [2017 Jul] 
*اندر انتظار فروپاشی نظام اسلامی  [2017 Jul] 
*دین تازیان و معضل عقب ماندگی [2017 Jul] 
*شرم مضاعف و ضرورت آزادی  [2017 Jul] 
*رای خدا در برابر رای مردم [2017 Jun] 
*ولایت: گورکن الله!  [2017 Jun] 
*زنده باد کفر  [2017 Jun] 
*انتخابات و ‏نیروی ‏براندازنده ‏‏«کفر»  [2017 May] 
* مناظره روبهان [2017 May] 
* رئیس جمهور چکاره ست؟ [2017 Apr] 
*انتخابات را به خاکسپاری رژیم جنایتکار تبدیل کنیم! [2017 Apr] 
*انتخابات خوب است!‏ [2017 Apr] 
*حقیقت را باید گفت!‏ [2017 Apr] 
* از یکتا پرستی تا ‏کثرت خواهی [2017 Apr] 
*ندای وجدان [2017 Mar] 
*ویرانی بزرگ!‏  [2017 Mar] 
*از دین گریزی تا دین ستیزی [2017 Feb] 
*سالروز نکبت و مصیبت ‏  [2017 Feb] 
*دگرگون سازی ارزش ‏ها!‏  [2017 Jan] 
*گفتمان رفسنجانی، گفتمان ریاکاری [2017 Jan] 
*حقیقت نهائی!‏  [2017 Jan] 
*دیفروشان دیروز فرمانروایان امروز  [2016 Dec] 
*شاه گور خود کند و ولی فقیه گورکن خویش شود و دین!  [2016 Dec] 
*‎ ‎ دین مست باده قدرت !‏ [2016 Dec] 
*براندازی متولیان دین  [2016 Dec] 
*چیره شدن «عرب بر عجم» ‏ و آغاز نگون بختی ایرانیان [2016 Nov] 
* آزادی و گریز از مسئولیت  [2016 Nov] 
* سرگذشت غم انگیز آزادی [2016 Nov] 
*بازگشت بدوران رسالت ‏ و گره زدن دین به قدرت  [2016 Oct] 
*در چرائی نامگذاری الله و آغازیدن با نام او!‏  [2016 Oct] 
*عاشورا: اسطوره یا واقعیت  [2016 Oct] 
*بوی گند تقدس  [2016 Oct] 
*دعوت به امام عج و ظهور دجال  [2016 Sep] 
*عاشورا و قتل عام در زندانها [2016 Sep] 
*محمد بشر بشیر و یا ‏‎ ‎خشم و خشونت و شمشیر [2016 Sep] 
*«پافشاری بر نفاق» و عدالت اسلامی! [2016 Sep] 
*جنگ شیعه وسنی:‏ اختلاف تاریخی یا دسیسه غربی؟  [2016 Aug] 
*خشونت هنجاری مقدس در قاموس اسلام [2016 Aug] 
*کشتار جمعی در زندانها بجرم «ارتداد» [2016 Aug] 
*تدبیرچیست؟ [2016 Aug] 
*بنام انسان و آزادی [2016 Jul] 
*خشونت و گفتمان توحیدی  [2016 Jul] 
*پشت خمیده و بار سنگین دین و قدرت! [2016 Jul] 
*امنیت و آزادی [2016 Jul] 
*فقط آزادی [2016 Jul] 
*شریعت اسلامی در ستیز با خودفرمانی [2016 Jun] 
*معاشقه اسلام ناب محمدی با علم و تکنولوژی [2016 Jun] 
* آزادیخواهی و باز تولید منش دیکتاتوری!  [2016 Jun] 
*اسلام در پیشگاه تاریخ [2016 Jun] 
*بیگانگی ما از خود  [2016 May] 
* امریکا ستیزی یا اسلام ستیزی؟ [2016 May] 
*دشمن و دو قطبی شدن جامعه [2016 May] 
* از درگیریهای کلامی تا امریکا ستیزی و فریبکاری [2016 May] 
* امید کوکبی، قهرمان نافرمانی [2016 May] 
*ظهور نیروی نامحسوس و امنیت اخلاقی [2016 Apr] 
* تا کی؟  [2016 Apr] 
*رمز بقای نظام فرمانروایی و فرمانبری [2016 Apr] 
*خائن کیست؟ [2016 Apr] 
*نقشه رذیلانه امریکا: «تزریق تقکر خاصی به نخبگان» [2016 Mar] 
*آیا بجز ولی فقیه کسی دیگری هم هست؟  [2016 Mar] 
*نه به اخلاق اطاعت و فرمانبری!  [2016 Mar] 
*نفی حق گزینش: فروکاستی انسان به حیوان [2016 Mar] 
* تن بخفت نباید داد [2016 Feb] 
*انتخابات: طبل تو خالی  [2016 Feb] 
*رابطه دین با قدرت در امتداد تاریخ [2016 Feb] 
*«جامعه ایران به کدام سو در حال حرکت است؟» [2016 Feb] 
*انتخابات یعنی چه؟ [2016 Jan] 
*بدامن چه کسی پناه باید برد؟  [2016 Jan] 
*رهایی و ترک کیش اهریمنی [2016 Jan] 
*بخندیم یا گریه کنیم؟  [2016 Jan] 
*از طلبگی تا خدایی و مسئله جانشینی!  [2016 Jan] 
*شمشیر ذوالفقارم آرزوست [2015 Dec] 
*جور دیگری زندگی باید کرد  [2015 Dec] 
*بیان درد مشترک و یا صدور کیفرخواست علیه غرب؟ [2015 Dec] 
*اندر شکست دین جهاد و شهادت [2015 Nov] 
*عاشورای پاریس [2015 Nov] 
*آزادی را باید پرستید [2015 Nov] 
*ولی فقیه، شاه نیست، مظهر دین است [2015 Nov] 
*جامعه تک کتابی! [2015 Oct] 
*عاشورا: شهادت یا خشونت؟ [2015 Oct] 
*کفر گرایی: راه رهایی و آزادی [2015 Oct] 
*تقدس از جهل بر میخیزد  [2015 Oct] 
*قوم لوط، اخلاق انحرافی و خروج امام عج از غیبت  [2015 Oct] 
*اینهم شد خدا؟ [2015 Sep] 
*امنیت در سایه ولایت [2015 Sep] 
*سردار حاج قاسم سلیمانی: سردار استبداد مضاعف دین و قدرت [2015 Sep] 
*ز روز بلا باید دست بر سر گیریم [2015 Sep] 
*فریبکاری مضاعف [2015 Aug] 
*استبداد و آگاهی طبقاتی [2015 Aug] 
*من مسلمانم، طرفدار رژیم دین هم نیستم! [2015 Aug] 
*رهایی، آیا یک توهم است؟ [2015 Aug] 
*وای اگر دین نبود! [2015 Aug] 
*خوار داشت انسان و قدسی سازی خشونت [2015 Jul] 
*بر فراز منبر ولایت و یا خلافت؟ [2015 Jul] 
*الله: آموزگار بزرگ بیرحمی، خشونت و کین خواهی [2015 Jul] 
*رمضان: زمینه ساز نظام فرمانروایی و فرمانبری [2015 Jun] 
*دین ستیزی و یا قدرت ستیزی! [2015 Jun] 
*جامعه بورژوازی و یا جامعه اسلامی فرا طبقاتی؟ [2015 Jun] 
* تاملی چند در باره جنبش عبور از ولایت! [2015 May] 
*روحانیت: از حوزه تا حکومت [2015 May] 
*کیست گورکن دین؟ [2015 Apr] 
*غنی سازی هسته ای بچه قیمتی؟ [2015 Apr] 
*شمشیر در نهان دین [2015 Apr] 
*فرخنده: قهرمان جهالت ستیز [2015 Mar] 
*دینمداری یا انسانمداری کدام یک اهریمنی ست؟ [2015 Mar] 
* دیکتاتوری و شریعت اسلامی [2015 Mar] 
*سپاه پاسداران: سپاه ولایت و یا ملت [2015 Mar] 
*توفان دیگری در راه است! [2015 Feb] 
*ولایت دشمن اصلی ملت [2015 Feb] 
*در خدمت و خیانت به اسلام و یا به ملت؟ [2015 Feb] 
*عدالت اسلامی! [2015 Feb] 
*رهایی از دین یا جدایی آن از سیاست؟ [2015 Jan] 
*همزادی علم الله با قدرت [2015 Jan] 
*«نه» بر تسلیم و اطاعت [2015 Jan] 
*حصر و یا محاکمه: ولی فقیه بر سر دو راهی! [2015 Jan] 
*تابوی هسته‌ای: نگاه ایدئولوژی یا نگاه اسلامی؟ [2014 Dec] 
*فرد و حکومت خدا [2014 Dec] 
*قتلگاه سعیدی سیرجانی: «منزل آرام و مجلل در شمال شهر تهران» [2014 Dec] 
* سعیدی سیرجانی به تاریخ پیوست [2014 Dec] 
*آقای ظریف، ایران هراسی نه، اسلام هراسی! [2014 Dec] 
*مذاکرات هسته ای: اراده ولایت یا اراده ملت؟ [2014 Nov] 
*امر به معروف، نهی از منکر و فرا رسیدن دوران کفر! [2014 Nov] 
*امام حسین: اسطور ه یا انسانی زمینی؟ [2014 Nov] 
*جنایتکار کیست؟ [2014 Oct] 
*«امر به معروف با اسید نمیشه» [2014 Oct] 
*دفاع مقدس یا شکست مفتصحانه ؟ [2014 Oct] 
*اسلام هراسی: خدمت و یا خیانت [2014 Oct] 
*حقیقت نه بمب  [2014 Oct] 
*فریبخوردگان اکنون با ید به جنگ با الله برخیزند [2014 Sep] 
*اسلام: دین رحمت و یا خشونت؟ [2014 Sep] 
*حکومت اسلامی: آبستن آزادی و استقلال و خود آئینی [2014 Sep] 
*بازگشت اسلام به اصل خود [2014 Sep] 
*توصیه ولایت: حفظ آرامش روانی !  [2014 Aug] 
*انفجار روابط جنسی در زیر زمین ! [2014 Aug] 
*هم ولایت و هم ریاست، هردو از دروغگویانند [2014 Aug] 
*اسلحه ات را بر زمین بگذار ای مومن! [2014 Aug] 
*نه حماس، نه اسرائیل [2014 Aug] 
*شلاق، مجازات نا فرمانی و یا روزه خواری؟  [2014 Jul] 
*اعتدال، خدعه ای اسلامی [2014 Jul] 
*«راه اندازی کلینک خشم در تهران» [2014 Jul] 
*ما داعشی ها را خوب می شناسیم! [2014 Jul] 
*حکومت اسلامی واژگون گردد، اگر زن حجاب از سر برگیرد [2014 Jun] 
*بهشت با شلاق ؟ [2014 Jun] 
*از خاک سپاری مردگان در انقلاب مصر تا بازگشت آنان بزندگی در حکومت اسلامی  [2014 Jun] 
*سردار سرلشگر جعفری، سردار اسلام [2014 Jun] 
*نبود آزادی و وحدت جنایت و عدالت در حکومت اسلامی [2014 May] 
*زوگیری در فضای مجازی [2014 May] 
*بازی دین و قدرت [2014 May] 
*چهره کریه حکومت دین را بنگر [2014 May] 
*زورگیری در اسارتگاه اوین [2014 Apr] 
*یکتا و یگانه، تنها ولی فقیه است، بجز او هیچکس دیگری نیست! [2014 Apr] 
*دین خصم آشتی ناپذیر آزادی [2014 Apr] 
*پیام نوروزی خداوندگار خامنه ای : آزادی، بی آزادی [2014 Apr] 
*دیو دو شاخ [2014 Mar] 
*آزادی مسئولانه یا آزادی در فرمانبری؟ [2014 Mar] 
*22 بهمن: تاسیس استبداد مضاعف دین و قدرت [2014 Feb] 
*انقلاب اسلامی: گریز از آزادی [2014 Feb] 
*الله: مهربان و بخشنده و یا کین خواه و کیفر دهنده؟ [2014 Feb] 
*حال باید پرسید... [2014 Jan] 
*از سلطه افکنی تا سلطه ستیزی [2014 Jan] 
* قرآن، دین، قدرت، ما و آنها ؟ [2014 Jan] 
*تأملی چند در باره حکومت اسلامی و رهایی از آن [2014 Jan] 
*بمناسبت اربعین: امامت یا خلافت؟ کدام حاکم است بر ما؟ [2013 Dec] 
*مماشات با دین بس!  [2013 Dec] 
*اسلام دین بیگانه با انسان [2013 Dec] 
*فساد از اسلام بر میخیزد یا از قدرت؟  [2013 Dec] 
*مرگ بر غنی سازی هسته ای  [2013 Nov] 
*دیپلماسی ولایت و دفن حقوق بشر [2013 Nov] 
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز [2013 Nov] 
*از سلطه ستیزی تا دریوزگی [2013 Nov] 
*بنگر، خداوند غرقه در خون است! [2013 Nov] 
*باید رستم را فرا خواند [2013 Nov] 
*خلع دین از حکومت [2013 Oct] 
*مرگ بر آمریکا: رمز مقاومت مردم یا رمز بقای حکومت ارتجاع؟ [2013 Oct] 
*ستیز با شیطان بزرگ ستیز است با آزادی [2013 Oct] 
*الله اکبر: دین یا سیاست؟ [2013 Oct] 
*طبل توخالی [2013 Sep] 
*«نرمش قهرمانانه» یا حرکت مذبوحانه؟ [2013 Sep] 
*حرمت شکنی روحانیت  [2013 Sep] 
*زایش خدا: نفی انسان و آزادی [2013 Sep] 
*گره هسته ای، وسیله است نه هدف، دینی ست نه سیاسی [2013 Aug] 
*گفتمان اعتدال و آشتی اسلام با جهان سکولار! [2013 Aug] 
*رمز و راز وزارت: شایستگی و لیاقت یا تسلیم و اطاعت از ولایت؟ [2013 Aug] 
*بوی فریبکاری به مشام میرسد [2013 Aug] 
*تا ولایت هست، سیه روزی و تیره بختی هم هست [2013 Aug] 
*گفتمان ولایت: وارونگی حقایق و بهانه جویی های احمقانه [2013 Jul] 
*تیشه بر ریشه فقاهت، تیشه بر بنیان قدرت است [2013 Jul] 
*آبادی بدون ویرانی؟ نه حقیقت، نه آزادی [2013 Jul] 
*رمضان: بیداری وجدان و یا وجدان فرمانبر؟ [2013 Jul] 
*از خداوند خامنه ای ست که بوی گند برمیخیزد [2013 Jun] 
*رئیس جمهور منتخب: باز تاب اراده ولایت و یا تبلور اراده ملت؟ [2013 Jun] 
*انتخابات و یا آفرینش حماسه سیاسی؟ [2013 Jun] 
*گفتمان ولایت، گفتمان تحقیر و توهین به ملت [2013 Jun] 
*گفتمان انتخابات [2013 May] 
*دلشوره انتخابات [2013 May] 
*صداقت هرگز نه از دین برخیزد و نه از قدرت [2013 May] 
*کارنامه ولایت و یا ریاست جمهوری؟ [2013 May] 
*رمز رهایی از دیکتاتوری [2013 Apr] 
*احکام شریعت لغو و قیامت اعلام کنید [2013 Apr] 
*دعوت به امام عج و ظهور دجال [2013 Apr] 
*بازی هسته‌ای و اسطوره جهاد و شهادت [2013 Apr] 
*جنگ عدالت با آزادی  [2013 Apr] 
*سکولاریسم از ستیز با دین گذر میکند [2013 Mar] 
*هفت سین، بدون دال بیگانه: سال نو، دین نو [2013 Mar] 
*ظهور امام چهاردهم [2013 Mar] 
*الله، خدای یکتا و یگانه مرد است و مردانه میاندیش [2013 Mar] 
*قدسی سازی خشونت، رمز بقای نظام ولایت [2013 Mar] 
*اسلام دین بیگانه با انسان  [2013 Feb] 
*آقای رئیس جمهور [2013 Feb] 
*دین را باید بدادگاه بکشانیم [2013 Feb] 
*حکومت راهزنان و غارتگران [2013 Feb] 
*کدام انتخابات؟ چه قانونی؟ [2013 Feb] 
*یورش به دفاتر روزنامه ها و زور گیری روزنامه نگاران [2013 Feb] 
*حاکم یا محکوم، کدامیک زور گیر است؟ [2013 Jan] 
*نظام ولایت، نظام قانون گریز و قانون شکن [2013 Jan] 
*تاج شاهی بر سر خداوند خامنه‌ای [2013 Jan] 
*دین و یا قدرت، کدامیک دشمن ملت ایران است ؟ [2013 Jan] 
*نظام ولایت، نظام فریب و خیانت [2012 Dec] 
*از حجره و حوزه، تا کاخ نشینی و فرمانروایی [2012 Dec] 
*حکومت اسلامی، حکومت فریبکاران [2012 Dec] 
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز [2012 Dec] 
*عاشورا : از تحمیق تا تطمیع و از امام تا یزید [2012 Dec] 
*پیام عاشورا: کین خواهی و خشونت، تسلیم و اطاعت  [2012 Nov] 
*عاشورا و اسطوره سازان حرفه ای [2012 Nov] 
*دو معضل نیروی های انتظامی: بر خورد با ماهواره ها و بد حجابی [2012 Nov] 
*براندازی دین تازیان بومی : خوش خیالی و یا واقع بینی؟ [2012 Nov] 
*مسئول تحریمات: دشمنی با اسلام یا غنی سازی هسته ای؟ [2012 Oct] 
*براندازی نظام ولایت از براندازی فقاهت، مظهر دین میگذرد [2012 Oct] 
*جهاد و شهادت جنایت است و در خصومت با انسانیت [2012 Oct] 
*حرف قرآن، حرف قدرت است [2012 Oct] 
*پیش بسوی انسان و آزادی  [2012 Oct] 
*چشم بند ان ، کاریکاتور ی که مقدس را موهن ساخت  [2012 Sep] 
* ما عاشق امامان خود هستیم! [2012 Sep] 
*از دینداری تا غیرتمداری [2012 Sep] 
*کدام بحران؟ [2012 Sep] 
*بازگشت دوران تازیان مهاجم [2012 Sep] 
* بحساب دین یا بحساب ملت [2012 Sep] 
*حکومت اسلامی، بازنده ی بزرگ در اجلاس جنبش عدم تعهد.  [2012 Sep] 
*ولایت جلوه ی الله [2012 Aug] 
*الله، بازیگر اصلی [2012 Aug] 
*بوی گند ارشاد [2012 Aug] 
*براندازی ولایت از رهایی از یو غ الله میگذرد.  [2012 Aug] 
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی  [2012 Aug] 
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی [2012 Aug] 
*از کدام دین است که سخن میرانید؟ [2012 Aug] 
*حکومت ولایت، حکومت الله ست [2012 Jul] 
*چرا باید با نام الله آغاز کنیم؟ [2012 Jul] 
*روحانیت دشمن ملت [2012 Jul] 
*الله و جدایی جنسیت ها [2012 Jul] 
*اسلام: دین فرمانروایی و فرمانبری [2012 Jul] 
*خمینی الله را کشته است [2012 Jun] 
*حجاب در ستیز و خصومت با عفاف  [2009 Jan]