یکتا و یگانه، تنها ولی فقیه است، بجز او هیچکس دیگری نیست!
فیروز نجومی

در حکومت اسلامی، تمامی حق و حقوق به یک تن تعلق دارد: ولی فقیه. در برابر او هیچ احدی نیست که دارای حق و حقوقی باشد. ولی فقیه، جلوه الله است. مالک و ارباب دو جهان است. سراسر خاک ایران زمین را او صاحب است. ثروت 90 میلیارد دلاری، عدسی بیش نیست در برابر یک کشور پهناور نشسته بر روی  ثروتی هنگفت، سرمایه ای عظیم و بی حساب. ولی فقیه از آموزگار بزرگ خود، الله با علم و دانشی نقصان نا پذیر آموخته است که  به ملت ایران همچون بنده و رعیت خویش  بنگرد.

 

این رعیت، زمین را شخم نمیزند. رعیتی که از او سخن میگوییم،  ممکن است در کارخانه ماشین سازی کار کند و یا کارمند اداره باشد و یا معلم و روشنفکر، دکتر و یا مهندس، کارشناس و متخصص باشد، در برابر ولی فقیه از هیچگونه حق و حقوقی برخوردار نیست. اکثر مردم ایران، همچون رعیت، به کشت و زرع اشتغال ندارد مثل او، اما، از حق راندن «نه » بزبان محروم اند. دهان نمیتواند بگشاید، رعیت مگر به تایید و تصدیق، مگر به تکریم و تعظیم.

 

ولی فقیه فرمانروای کل نیروهای قهر و خشونت است، میتواند هر رعیتی را که تمرد و نافرمانی نماید و مرتکب شک و تردید نسبت به دانایی و توانایی وی گردد، متهم به خیانت و جنایت شود، او را به زندان بکشاند، بدست یکی از بازجویان خود بسپارد تا زیر شکنجه رمق رعیت را بیرون بکشد که هرگز «نه » نراند بزبان و تعهد دهد که کند اندیشه  و گوید آنچه را که حضرت ولایت، اراده نماید. تاوان عدم اطاعت و نافرمانی اسارت است و حقارت و خواری، در دست بازجویان و باز پرسان و قاضی هایی، سخت پای بند و وابسته به ولایت، مامور انی سراسر زهد و تقوا. ولی فقیه حتی میتواند  خانه و کاشانه.را به زندان و بازداشتگاه تبدیل نماید.  وای اگر به نافرمانی ادامه دهی، طناب شریعت را به جرم محاربه با الله و فساد بر روی زمین، بدون هیچ رحم و عفو بخشایشی به گردنت افکند، تا بیاموزد به رعیت ها که چیست جزای نافرمانی. یعنی که ولایت مثل الله، صاحب دوزخ است. تمرد و نا فرمانی کنی در شعله های آتش خشم خود می سوزاند ترا و تا ابد از تو انتقام ستاند.  

 

احاد ملت، هم مانند رعیت، محروم است از حق دفاع از خود. اگر متهم به جنایت و خیانت شود، رعیت نمیتواند به دفاع از خود برخیزد. ولی فقیه اعتراف میخواهد نه دفاع. بنده موجودی ست بی دفاع در عالم خلقت. افزوده بر این نمیتواند بپرسد و بجوید و سوال کند، بگوید و بشنود، بنوشد و بپوشد و بنگرد، بر حسب میل و اراده اش. در برابر ولایت.  ملت، رعیت ولایت است بدان دلیل که از ابتدایی ترین حق و حقوق انسانی محروم است. حال آنکه ولی فقیه میتواند، سخن بگوید، خطبه بخواند، فرمان بدهد و فتوا صادر کند برحسب آنچه باور و ایمان دارد و سپس آنرا بعنوان "حکم حکومتی " اجباری سازد. کیست که تاب مقاومت داشته باشد؟ آیا تا کنون کسی توانسته است که بگوید غنی سازی هسته ای، هستی ملت را بباد دهد؟ که  نه تنها سودی در آن  نیست، بجای عزت ملی نیز، خواری و حقارت ملی ببار آورد..که ملت را فقیر و محنت زده تر از آن که هست مکن؟ در برابر ولایت سکوت رمز زندگی ست و تف لیسی کلید ارتقا به مراتب فوقانی ساختار قدرت.

 

مهم نیست که ولی فقیه، در باره چه موضوعی و یا چه معضل و مسئله ای، سخن میراند، از احکام زهد و عبادت، یا از جنگ و صلح و  مذاکره. از تهدید به سرکوب یا  دعوت به فرمانبرداری و اطاعت، از دیپلماسی و "نرمش قهرمانانه "یا اقتصاد مقاومتی و آزادی با ضابطه های الهی، در لحظه ای که ولی فقیه دهان خود را بگشاید، نفس در سینه ها حبس میشود. دهان ها بدون استثنا، همه، بسته، همه جا سکوت بر قرار میشود. هر چه که میگوید و هر فرمانی که صادر میکند، حق هست و حقیقت، نهایی و آخری. روی حرف و فرمان  ولی فقیه هیچ حرف و فرمانی نیست. ولی فقیه هرچه که بخواهد، میتواند بگوید. تنها او ست که در گفتن آزاد است. مهم نیست که چه میگوید.

 

خطبه های حضرت ولایت، خلسه آور است- هرچند تکراری.  رعیت ها را  در توهمی فریبنده و افسانه ای فرو میبرد. چنانکه گویی در سرزمینی زندگی میکنند سراسر سعادت و خوشبختی، نه دردی هست و نه ناله ای، نه بیماری هست و نه مریض حالی. شکم ها سیر، لبان خندان، چهره ها شاد و پر طراوت، نه شکوه ای هست و نه شکایتی. مردمان چه نرم و پر مهر اند نسبت به یکدیگر، نه قصاص خواهند و نه خونخواهی، نه بیرحمانه سنگ بر سر زنی ریزند که به فرض لغزیده است. نه  زنی حجاب اسلامی از سر بر گیرد و رخ نمایان سازد و نه مردی با مشاهده موهای افشان زنی، مغلوب شهوت جنسی قرار گرفته و مصیبت ببار آورد، چنانکه گویی ساختار مدینه فاضله ولایت به پایان آمده است. البته اگر دشمنان، غرب برهبری آمریکا، سودای واژگون سازی حکومت مقدس اسلامی را از سر بدر کنند. چرا که جذبه الگوی ولایت در نزد مردم، در سراسر جهان، قدرت های بزرگ را سخت نگران و مضطرب ساخته است. بهانه تراشی میکنند و نسبت به حسن نیت حضرت ولایت در غنی سازی هسته ای شک و تردید مینمایند. این کافران، استکبار جهانی اند که نمیتواند اسلام راستین را بر تابند. بنگرید که آمریکا چگونه همه جا ناکام مانده است، در عراق و افغانستان، در لبنان و سوریه ، در مصر و فلسطین. نظام ولایت، تنها نظام معتبر است در جهان امروز.

 

البته که  رسانه های جمعی از رادیو و تلویزیون گرفته تا روزنامه ها و شب نامه ها و نیز امام جمعه ها  که  در سراسر ایران در شهرهای بزرگ و کوچک و نیز در هر دهکده و قصبه ای بر فراز منبر بر نشینند و  بی درنگ به تکرار و حمد و ستایش  اندیشه و گفتمان مقدس ولی فقیه می پردازند و گوش رعیت ها و نبد گان، "امت " اسلام  را پر و لبریز مینمایند. همه به یک زبان سخن میگویند، بزبان ولایت فقیه. تصویر او بر صدر همه نشریات نقش می بندد سر خط میزنند که چنین گفته است و چنان.

 

نه تنها سخن ولایت همه جا نقل میگردد، همه دروازه ها نیز با تصویر او در کنار ولی فقیه اول، خداوند بزرگ و بی همتا، امام خمینی  گشایش می یابد. تنها تصاویر دیکتاتور های بزرگ است که در هر دفتر و دکان اداره و مکانی بر سراسر یک کشور سلطه می افکند.

 

 اقتدار و ابهت ولی فقیه را نمیتوان با هیچ معیار و خط کشی اندازه گرفت. او میتواند به سپاهیان خود فرمان دهد که به خیابان ها و کوچه پس کوچه ها سرازیر شده، بزنند، بکوبند، بگیرند، خونین و زخمین کنند و سپس به بازجویان دوزخ تسلیم نمایند آنانی را که از جان خود گذشته و فریاد زده اند که «بجز تو ما هم هستم." چرا که بجز ولی فقیه هیچکس دیگری حق ندارد که بگوید من هم هستم. چنین ادعای چیزی نیست مگر "کفر " گویی که همان مجازات را دارد که «نه» گویی.

چرا که تنها او هست و بجز او کسی دیگری نمیتواند باشد. ولی فقیه میتواند آن فریاد گر را بعنوان "منافق " و "کافر " و هم اکنون "فتنه گر " به جرم "محاربه " با خدا  در دوزخ خود، بپوساند و بسوزاند، نه یک مرتبه بلکه تا زمان نا معلوم، تا آن لحظه که طناب شریعت را بر گردن متهم اندازد. بر پا داری مراسم اعدام در ملا عام بطور روزانه چیزی نیست مگر بیانگر اقتدار و عظمت ولایت، نماد عدالت اسلامی و انتقام ستانی.

 

در نظام ولایت، تنها ولی فقیه است گوینده. گویندگان دیگر از اعضای شورای نگهبان و امام جمعه ها در اطراف و اکناف کشور گرفته تا فرمانده های نظامی و امنیتی تا نمایندگان مجلس و دیگر آیت الله ها و حجت الاسلام ها و طلبه حوزه های علمیه و نیز کارگزاران دولت، همه بواسطه، ولی فقیه و در تابعیت مطلق از او ست که از حق گفتن برخوردارند. اینان همه در رده تف لیسان ولایت قرار میگیرند که قدرت و ثروت را در دست خود انباشته نموده اند.

 

اگر در حکومت اسلامی، تمام حق و حقوق به ولی فقیه تعلق دارد بدان سبب است که هرگز نمیتوان سخنان ولی فقیه و محتویات آن را مورد شک و تردید قرار داد. چرا که از دهان او تنها سخنان مقدس و الهی خارج میشود. آلوده به معصیت نیستند. سخنان او آسمانی اند. یعنی که مبرا از خطا و اشتباه ست. قصد و نیت او عاری از شر و شرارت است. یعنی ولی فقیه «معصوم» است. چگونه میتواند بر فراز منبر ولایت ظهور یابد در حالیکه به گناه و قتل و جنایت دست ش آلوده است و از آستین مقدس ش خون قطره، قطره بر زمین ریزد. ولی فقیه، دلی دارد پاک و مطهر، پر از مهر و عطوفت. او هم رحیم است و هم رحمان. در دلش هرگز چیزی جز نور الهی نباریده است. او نه طماع است و نه خود خواه. ساده می زیید و غرق در زهد و تقوا ست. معصومیت است که ولی فقیه را به مالک و اربابی در ردیف الله، مبدل ساخته است. معصومیت یک ودیعه ی الهی ست. تنها آنرا میتوان در افرادی یافت، برگزیده الله. آنچه تمامی حق و حقوق را به ولی فقیه مختص میسازد، معصومیت است. معصومیت است که اقتدار مطلق خدایی را در کف ولایت نهاده است و او را مصونیت از مسئولیت بخشیده است. ولی فقیه، معصومیت را از پیامبر اسلام به ارث برده است که خود دارای داستانی ست شنیدنی که ما را به اصل و ریشه معصومیت آشنا میسازد.

 

طبری یکی از نخستین تاریخ نویسان است که بواسطه دسترسی به نزدیک ترین منابع دوران رسالت، گزارشهای او از وقایع بعثت محمد از اعتبار خاصی برخوردار است. وی در تاریخ معروف خود «تاریخ الرسل و والملوک،» از ابو جعفر نقل میکند که گوید:

 

«پیغمبر خدا صلی الله علیه و سلم  از آن پیش که جبریل بر او ظاهر شود و رسالت خدای بیارد آثار و نشانه هایی می دید، از آنجمله حکایتی بود که از پیش در باره دو فرشته نقل کردم که شکم وی را شکافتند و غش و نا پاکی از آن در آوردند و دیگر آن بود که به هر راهی می گذشت درخت و سنگ برو سلام میکرد ( جلد اول، ض843) .»

 

فرود آمدن دو فرشته از آسمان و شکافتن شکم محمد و شست و شوی قلب وی، داستانی ست که یاران پیامبر، همچون ابوذر غفاری خود شخصا از پیامبر شنیده بوده اند. باین معنا که الله قبل از آنکه محمد را به پیامبری بر گزیند او را برای پذیرفتن رسالت آماده ساخته و معصومیت را در وجود او نهاده بوده است. فرشتگان خود را فرمان داده بود که شکم و قلب محمد را با آب زمزم بشویند تا از «جاهلیت و ضلالت» پاک گردد. این معصومیت است که بارث از محمد به خاندانش، بویژه دوازده تن از آنان که امامان شیعه هستند، انتقال یافته است و هماکنون وارث آن ولایت است. این است که ولی فقیه هرچه که میگوید از معصومیتی بر میخیزد که از دوران رسالت بارث برده است، البته بدون اینکه کسی به فرو آمدن فرشته ها از آسمانها به زمین و شکافتن شکم و پاک سازی قلب ولی فقیه، شهادت داده باشد. اما، روایت است که هنگام خروج از رحم مادر "یا علی " بزبان رانده است. آری تبار فقیه به امامان میرسد، امامانی که ما، رعیت ها، وابستگان به رحمت آنان، میپرستیم و زنده نگاه میداریم. چه پولها که به پایشان نریزیم و چه حاجت ها که از آنان نخواهیم. بر چه ساختار محکمی جلوس یافته است ولایت فقیه؟

 

نظام ولایت، برغم خصلت آسمانی اش، نظامی ست که در آن نا برابری و بی عدالتی مطلق است. قشری از جامعه، معروف به قشر "روحانیت " که در راس آن ولی فقیه قرار دارد، بواسطه رابطه شان با دستگاه ولایت از تمامی حق و حقوق برخوردارند، حال آنکه افراد و احاد ملت از ابتدایی ترین حق و حقوق بشری محرومند. رژیم ولایت پرچم عدالت را بر دوش میکشد بآن دلیل که به  ملت همه آموخته است که «اری» گویند. نه اختلافی است و نه تفاوتی و نه تضادی. نیست  کسی که «نه» بر زبان راند. عدالت از این بالاتر؟

 

اما، ملت عدالتی را می جوید که همه افراد جامعه صرفنظر از جایگاه شان در جامعه، یکسان برخوردار از حق و حقوق ابتدایی خود، آزادی در برگزیدن، باشند.  این زمانی میسر گردد، که روابط ارباب- رعیتی، بعنوان یک نظام رو بنایی از بیخ و بن بر کنده شود. این بدان معناست که تا زمانیکه یک قشری از جامعه خود را بنام روحانیت،و حافظ شریعت و معصومیت بطور نهادین تولید و باز تولید میکند، امکان رهایی از موهومات و مرده پرستی وجود ندارد. از ولی فقیه و آیت الله ها و حجت الاسلامهای حاکم نمیتوان حق و حقوق بشری را گدایی کرد. این قشر 1400 سال است که  رسم و رسوم و راه و روش زندگی، خلق و خوی، و نیز ادبیات و گفتمان جامعه را به  اسارت شریعت اسلامی در آورده است و پیوسته بر آن سلطه افکنده است. اگر ما ایرانیان از ابتدایی ترین حق و حقوق خود محروم مانده ایم به آن دلیل است که نسبت به محرومیت خود همانند رعیت خو گرفته بوده ایم. نسل حاضر نمیتواند اشتباهات نسل گذشته را تکرار کند. نسل امروز به تجربه در یافته است که تا ریشه معصومیت و شریعت از بیخ و بن بر کنده نشود، رهایی و آزادی و کسب ابتدایی ترین حق و حقوق بشری، همچون یک رویا باقی خواهد ماند .

 

فیروز نجومی

Firoz Nodjomi

fmonjem@gmail.com

firoznodjomi.com

firoznodjomi.blogpost.com

rowshanai.org

 

منبع:پژواک ایران


فیروز نجومی

فهرست مطالب فیروز نجومی  در سایت پژواک ایران 

* حوزه های علمیه را به موزه های تاریخ بسپاریم!  [2017 Aug] 
*بازدارندگی و زوال روحانیت! [2017 Aug] 
*کیست دشمن ملت و خصم آزادی؟  [2017 Aug] 
* آزادی زن ‏ و فرو پاشی رژیم دین  [2017 Jul] 
*اندر انتظار فروپاشی نظام اسلامی  [2017 Jul] 
*دین تازیان و معضل عقب ماندگی [2017 Jul] 
*شرم مضاعف و ضرورت آزادی  [2017 Jul] 
*رای خدا در برابر رای مردم [2017 Jun] 
*ولایت: گورکن الله!  [2017 Jun] 
*زنده باد کفر  [2017 Jun] 
*انتخابات و ‏نیروی ‏براندازنده ‏‏«کفر»  [2017 May] 
* مناظره روبهان [2017 May] 
* رئیس جمهور چکاره ست؟ [2017 Apr] 
*انتخابات را به خاکسپاری رژیم جنایتکار تبدیل کنیم! [2017 Apr] 
*انتخابات خوب است!‏ [2017 Apr] 
*حقیقت را باید گفت!‏ [2017 Apr] 
* از یکتا پرستی تا ‏کثرت خواهی [2017 Apr] 
*ندای وجدان [2017 Mar] 
*ویرانی بزرگ!‏  [2017 Mar] 
*از دین گریزی تا دین ستیزی [2017 Feb] 
*سالروز نکبت و مصیبت ‏  [2017 Feb] 
*دگرگون سازی ارزش ‏ها!‏  [2017 Jan] 
*گفتمان رفسنجانی، گفتمان ریاکاری [2017 Jan] 
*حقیقت نهائی!‏  [2017 Jan] 
*دیفروشان دیروز فرمانروایان امروز  [2016 Dec] 
*شاه گور خود کند و ولی فقیه گورکن خویش شود و دین!  [2016 Dec] 
*‎ ‎ دین مست باده قدرت !‏ [2016 Dec] 
*براندازی متولیان دین  [2016 Dec] 
*چیره شدن «عرب بر عجم» ‏ و آغاز نگون بختی ایرانیان [2016 Nov] 
* آزادی و گریز از مسئولیت  [2016 Nov] 
* سرگذشت غم انگیز آزادی [2016 Nov] 
*بازگشت بدوران رسالت ‏ و گره زدن دین به قدرت  [2016 Oct] 
*در چرائی نامگذاری الله و آغازیدن با نام او!‏  [2016 Oct] 
*عاشورا: اسطوره یا واقعیت  [2016 Oct] 
*بوی گند تقدس  [2016 Oct] 
*دعوت به امام عج و ظهور دجال  [2016 Sep] 
*عاشورا و قتل عام در زندانها [2016 Sep] 
*محمد بشر بشیر و یا ‏‎ ‎خشم و خشونت و شمشیر [2016 Sep] 
*«پافشاری بر نفاق» و عدالت اسلامی! [2016 Sep] 
*جنگ شیعه وسنی:‏ اختلاف تاریخی یا دسیسه غربی؟  [2016 Aug] 
*خشونت هنجاری مقدس در قاموس اسلام [2016 Aug] 
*کشتار جمعی در زندانها بجرم «ارتداد» [2016 Aug] 
*تدبیرچیست؟ [2016 Aug] 
*بنام انسان و آزادی [2016 Jul] 
*خشونت و گفتمان توحیدی  [2016 Jul] 
*پشت خمیده و بار سنگین دین و قدرت! [2016 Jul] 
*امنیت و آزادی [2016 Jul] 
*فقط آزادی [2016 Jul] 
*شریعت اسلامی در ستیز با خودفرمانی [2016 Jun] 
*معاشقه اسلام ناب محمدی با علم و تکنولوژی [2016 Jun] 
* آزادیخواهی و باز تولید منش دیکتاتوری!  [2016 Jun] 
*اسلام در پیشگاه تاریخ [2016 Jun] 
*بیگانگی ما از خود  [2016 May] 
* امریکا ستیزی یا اسلام ستیزی؟ [2016 May] 
*دشمن و دو قطبی شدن جامعه [2016 May] 
* از درگیریهای کلامی تا امریکا ستیزی و فریبکاری [2016 May] 
* امید کوکبی، قهرمان نافرمانی [2016 May] 
*ظهور نیروی نامحسوس و امنیت اخلاقی [2016 Apr] 
* تا کی؟  [2016 Apr] 
*رمز بقای نظام فرمانروایی و فرمانبری [2016 Apr] 
*خائن کیست؟ [2016 Apr] 
*نقشه رذیلانه امریکا: «تزریق تقکر خاصی به نخبگان» [2016 Mar] 
*آیا بجز ولی فقیه کسی دیگری هم هست؟  [2016 Mar] 
*نه به اخلاق اطاعت و فرمانبری!  [2016 Mar] 
*نفی حق گزینش: فروکاستی انسان به حیوان [2016 Mar] 
* تن بخفت نباید داد [2016 Feb] 
*انتخابات: طبل تو خالی  [2016 Feb] 
*رابطه دین با قدرت در امتداد تاریخ [2016 Feb] 
*«جامعه ایران به کدام سو در حال حرکت است؟» [2016 Feb] 
*انتخابات یعنی چه؟ [2016 Jan] 
*بدامن چه کسی پناه باید برد؟  [2016 Jan] 
*رهایی و ترک کیش اهریمنی [2016 Jan] 
*بخندیم یا گریه کنیم؟  [2016 Jan] 
*از طلبگی تا خدایی و مسئله جانشینی!  [2016 Jan] 
*شمشیر ذوالفقارم آرزوست [2015 Dec] 
*جور دیگری زندگی باید کرد  [2015 Dec] 
*بیان درد مشترک و یا صدور کیفرخواست علیه غرب؟ [2015 Dec] 
*اندر شکست دین جهاد و شهادت [2015 Nov] 
*عاشورای پاریس [2015 Nov] 
*آزادی را باید پرستید [2015 Nov] 
*ولی فقیه، شاه نیست، مظهر دین است [2015 Nov] 
*جامعه تک کتابی! [2015 Oct] 
*عاشورا: شهادت یا خشونت؟ [2015 Oct] 
*کفر گرایی: راه رهایی و آزادی [2015 Oct] 
*تقدس از جهل بر میخیزد  [2015 Oct] 
*قوم لوط، اخلاق انحرافی و خروج امام عج از غیبت  [2015 Oct] 
*اینهم شد خدا؟ [2015 Sep] 
*امنیت در سایه ولایت [2015 Sep] 
*سردار حاج قاسم سلیمانی: سردار استبداد مضاعف دین و قدرت [2015 Sep] 
*ز روز بلا باید دست بر سر گیریم [2015 Sep] 
*فریبکاری مضاعف [2015 Aug] 
*استبداد و آگاهی طبقاتی [2015 Aug] 
*من مسلمانم، طرفدار رژیم دین هم نیستم! [2015 Aug] 
*رهایی، آیا یک توهم است؟ [2015 Aug] 
*وای اگر دین نبود! [2015 Aug] 
*خوار داشت انسان و قدسی سازی خشونت [2015 Jul] 
*بر فراز منبر ولایت و یا خلافت؟ [2015 Jul] 
*الله: آموزگار بزرگ بیرحمی، خشونت و کین خواهی [2015 Jul] 
*رمضان: زمینه ساز نظام فرمانروایی و فرمانبری [2015 Jun] 
*دین ستیزی و یا قدرت ستیزی! [2015 Jun] 
*جامعه بورژوازی و یا جامعه اسلامی فرا طبقاتی؟ [2015 Jun] 
* تاملی چند در باره جنبش عبور از ولایت! [2015 May] 
*روحانیت: از حوزه تا حکومت [2015 May] 
*کیست گورکن دین؟ [2015 Apr] 
*غنی سازی هسته ای بچه قیمتی؟ [2015 Apr] 
*شمشیر در نهان دین [2015 Apr] 
*فرخنده: قهرمان جهالت ستیز [2015 Mar] 
*دینمداری یا انسانمداری کدام یک اهریمنی ست؟ [2015 Mar] 
* دیکتاتوری و شریعت اسلامی [2015 Mar] 
*سپاه پاسداران: سپاه ولایت و یا ملت [2015 Mar] 
*توفان دیگری در راه است! [2015 Feb] 
*ولایت دشمن اصلی ملت [2015 Feb] 
*در خدمت و خیانت به اسلام و یا به ملت؟ [2015 Feb] 
*عدالت اسلامی! [2015 Feb] 
*رهایی از دین یا جدایی آن از سیاست؟ [2015 Jan] 
*همزادی علم الله با قدرت [2015 Jan] 
*«نه» بر تسلیم و اطاعت [2015 Jan] 
*حصر و یا محاکمه: ولی فقیه بر سر دو راهی! [2015 Jan] 
*تابوی هسته‌ای: نگاه ایدئولوژی یا نگاه اسلامی؟ [2014 Dec] 
*فرد و حکومت خدا [2014 Dec] 
*قتلگاه سعیدی سیرجانی: «منزل آرام و مجلل در شمال شهر تهران» [2014 Dec] 
* سعیدی سیرجانی به تاریخ پیوست [2014 Dec] 
*آقای ظریف، ایران هراسی نه، اسلام هراسی! [2014 Dec] 
*مذاکرات هسته ای: اراده ولایت یا اراده ملت؟ [2014 Nov] 
*امر به معروف، نهی از منکر و فرا رسیدن دوران کفر! [2014 Nov] 
*امام حسین: اسطور ه یا انسانی زمینی؟ [2014 Nov] 
*جنایتکار کیست؟ [2014 Oct] 
*«امر به معروف با اسید نمیشه» [2014 Oct] 
*دفاع مقدس یا شکست مفتصحانه ؟ [2014 Oct] 
*اسلام هراسی: خدمت و یا خیانت [2014 Oct] 
*حقیقت نه بمب  [2014 Oct] 
*فریبخوردگان اکنون با ید به جنگ با الله برخیزند [2014 Sep] 
*اسلام: دین رحمت و یا خشونت؟ [2014 Sep] 
*حکومت اسلامی: آبستن آزادی و استقلال و خود آئینی [2014 Sep] 
*بازگشت اسلام به اصل خود [2014 Sep] 
*توصیه ولایت: حفظ آرامش روانی !  [2014 Aug] 
*انفجار روابط جنسی در زیر زمین ! [2014 Aug] 
*هم ولایت و هم ریاست، هردو از دروغگویانند [2014 Aug] 
*اسلحه ات را بر زمین بگذار ای مومن! [2014 Aug] 
*نه حماس، نه اسرائیل [2014 Aug] 
*شلاق، مجازات نا فرمانی و یا روزه خواری؟  [2014 Jul] 
*اعتدال، خدعه ای اسلامی [2014 Jul] 
*«راه اندازی کلینک خشم در تهران» [2014 Jul] 
*ما داعشی ها را خوب می شناسیم! [2014 Jul] 
*حکومت اسلامی واژگون گردد، اگر زن حجاب از سر برگیرد [2014 Jun] 
*بهشت با شلاق ؟ [2014 Jun] 
*از خاک سپاری مردگان در انقلاب مصر تا بازگشت آنان بزندگی در حکومت اسلامی  [2014 Jun] 
*سردار سرلشگر جعفری، سردار اسلام [2014 Jun] 
*نبود آزادی و وحدت جنایت و عدالت در حکومت اسلامی [2014 May] 
*زوگیری در فضای مجازی [2014 May] 
*بازی دین و قدرت [2014 May] 
*چهره کریه حکومت دین را بنگر [2014 May] 
*زورگیری در اسارتگاه اوین [2014 Apr] 
*یکتا و یگانه، تنها ولی فقیه است، بجز او هیچکس دیگری نیست! [2014 Apr] 
*دین خصم آشتی ناپذیر آزادی [2014 Apr] 
*پیام نوروزی خداوندگار خامنه ای : آزادی، بی آزادی [2014 Apr] 
*دیو دو شاخ [2014 Mar] 
*آزادی مسئولانه یا آزادی در فرمانبری؟ [2014 Mar] 
*22 بهمن: تاسیس استبداد مضاعف دین و قدرت [2014 Feb] 
*انقلاب اسلامی: گریز از آزادی [2014 Feb] 
*الله: مهربان و بخشنده و یا کین خواه و کیفر دهنده؟ [2014 Feb] 
*حال باید پرسید... [2014 Jan] 
*از سلطه افکنی تا سلطه ستیزی [2014 Jan] 
* قرآن، دین، قدرت، ما و آنها ؟ [2014 Jan] 
*تأملی چند در باره حکومت اسلامی و رهایی از آن [2014 Jan] 
*بمناسبت اربعین: امامت یا خلافت؟ کدام حاکم است بر ما؟ [2013 Dec] 
*مماشات با دین بس!  [2013 Dec] 
*اسلام دین بیگانه با انسان [2013 Dec] 
*فساد از اسلام بر میخیزد یا از قدرت؟  [2013 Dec] 
*مرگ بر غنی سازی هسته ای  [2013 Nov] 
*دیپلماسی ولایت و دفن حقوق بشر [2013 Nov] 
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز [2013 Nov] 
*از سلطه ستیزی تا دریوزگی [2013 Nov] 
*بنگر، خداوند غرقه در خون است! [2013 Nov] 
*باید رستم را فرا خواند [2013 Nov] 
*خلع دین از حکومت [2013 Oct] 
*مرگ بر آمریکا: رمز مقاومت مردم یا رمز بقای حکومت ارتجاع؟ [2013 Oct] 
*ستیز با شیطان بزرگ ستیز است با آزادی [2013 Oct] 
*الله اکبر: دین یا سیاست؟ [2013 Oct] 
*طبل توخالی [2013 Sep] 
*«نرمش قهرمانانه» یا حرکت مذبوحانه؟ [2013 Sep] 
*حرمت شکنی روحانیت  [2013 Sep] 
*زایش خدا: نفی انسان و آزادی [2013 Sep] 
*گره هسته ای، وسیله است نه هدف، دینی ست نه سیاسی [2013 Aug] 
*گفتمان اعتدال و آشتی اسلام با جهان سکولار! [2013 Aug] 
*رمز و راز وزارت: شایستگی و لیاقت یا تسلیم و اطاعت از ولایت؟ [2013 Aug] 
*بوی فریبکاری به مشام میرسد [2013 Aug] 
*تا ولایت هست، سیه روزی و تیره بختی هم هست [2013 Aug] 
*گفتمان ولایت: وارونگی حقایق و بهانه جویی های احمقانه [2013 Jul] 
*تیشه بر ریشه فقاهت، تیشه بر بنیان قدرت است [2013 Jul] 
*آبادی بدون ویرانی؟ نه حقیقت، نه آزادی [2013 Jul] 
*رمضان: بیداری وجدان و یا وجدان فرمانبر؟ [2013 Jul] 
*از خداوند خامنه ای ست که بوی گند برمیخیزد [2013 Jun] 
*رئیس جمهور منتخب: باز تاب اراده ولایت و یا تبلور اراده ملت؟ [2013 Jun] 
*انتخابات و یا آفرینش حماسه سیاسی؟ [2013 Jun] 
*گفتمان ولایت، گفتمان تحقیر و توهین به ملت [2013 Jun] 
*گفتمان انتخابات [2013 May] 
*دلشوره انتخابات [2013 May] 
*صداقت هرگز نه از دین برخیزد و نه از قدرت [2013 May] 
*کارنامه ولایت و یا ریاست جمهوری؟ [2013 May] 
*رمز رهایی از دیکتاتوری [2013 Apr] 
*احکام شریعت لغو و قیامت اعلام کنید [2013 Apr] 
*دعوت به امام عج و ظهور دجال [2013 Apr] 
*بازی هسته‌ای و اسطوره جهاد و شهادت [2013 Apr] 
*جنگ عدالت با آزادی  [2013 Apr] 
*سکولاریسم از ستیز با دین گذر میکند [2013 Mar] 
*هفت سین، بدون دال بیگانه: سال نو، دین نو [2013 Mar] 
*ظهور امام چهاردهم [2013 Mar] 
*الله، خدای یکتا و یگانه مرد است و مردانه میاندیش [2013 Mar] 
*قدسی سازی خشونت، رمز بقای نظام ولایت [2013 Mar] 
*اسلام دین بیگانه با انسان  [2013 Feb] 
*آقای رئیس جمهور [2013 Feb] 
*دین را باید بدادگاه بکشانیم [2013 Feb] 
*حکومت راهزنان و غارتگران [2013 Feb] 
*کدام انتخابات؟ چه قانونی؟ [2013 Feb] 
*یورش به دفاتر روزنامه ها و زور گیری روزنامه نگاران [2013 Feb] 
*حاکم یا محکوم، کدامیک زور گیر است؟ [2013 Jan] 
*نظام ولایت، نظام قانون گریز و قانون شکن [2013 Jan] 
*تاج شاهی بر سر خداوند خامنه‌ای [2013 Jan] 
*دین و یا قدرت، کدامیک دشمن ملت ایران است ؟ [2013 Jan] 
*نظام ولایت، نظام فریب و خیانت [2012 Dec] 
*از حجره و حوزه، تا کاخ نشینی و فرمانروایی [2012 Dec] 
*حکومت اسلامی، حکومت فریبکاران [2012 Dec] 
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز [2012 Dec] 
*عاشورا : از تحمیق تا تطمیع و از امام تا یزید [2012 Dec] 
*پیام عاشورا: کین خواهی و خشونت، تسلیم و اطاعت  [2012 Nov] 
*عاشورا و اسطوره سازان حرفه ای [2012 Nov] 
*دو معضل نیروی های انتظامی: بر خورد با ماهواره ها و بد حجابی [2012 Nov] 
*براندازی دین تازیان بومی : خوش خیالی و یا واقع بینی؟ [2012 Nov] 
*مسئول تحریمات: دشمنی با اسلام یا غنی سازی هسته ای؟ [2012 Oct] 
*براندازی نظام ولایت از براندازی فقاهت، مظهر دین میگذرد [2012 Oct] 
*جهاد و شهادت جنایت است و در خصومت با انسانیت [2012 Oct] 
*حرف قرآن، حرف قدرت است [2012 Oct] 
*پیش بسوی انسان و آزادی  [2012 Oct] 
*چشم بند ان ، کاریکاتور ی که مقدس را موهن ساخت  [2012 Sep] 
* ما عاشق امامان خود هستیم! [2012 Sep] 
*از دینداری تا غیرتمداری [2012 Sep] 
*کدام بحران؟ [2012 Sep] 
*بازگشت دوران تازیان مهاجم [2012 Sep] 
* بحساب دین یا بحساب ملت [2012 Sep] 
*حکومت اسلامی، بازنده ی بزرگ در اجلاس جنبش عدم تعهد.  [2012 Sep] 
*ولایت جلوه ی الله [2012 Aug] 
*الله، بازیگر اصلی [2012 Aug] 
*بوی گند ارشاد [2012 Aug] 
*براندازی ولایت از رهایی از یو غ الله میگذرد.  [2012 Aug] 
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی  [2012 Aug] 
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی [2012 Aug] 
*از کدام دین است که سخن میرانید؟ [2012 Aug] 
*حکومت ولایت، حکومت الله ست [2012 Jul] 
*چرا باید با نام الله آغاز کنیم؟ [2012 Jul] 
*روحانیت دشمن ملت [2012 Jul] 
*الله و جدایی جنسیت ها [2012 Jul] 
*اسلام: دین فرمانروایی و فرمانبری [2012 Jul] 
*خمینی الله را کشته است [2012 Jun] 
*حجاب در ستیز و خصومت با عفاف  [2009 Jan]