روحانیت: از حوزه تا حکومت
فیروز نجومی

 
 
بیایید به این حقیقت باور بورزیم که تا آن زمانی که  حوزه های علمیه، نهادهای تولید کننده ی قشری در جامعه  که "روحانیت " خوانده میشود، پا برجا و بر سراسر جامعه سلطه افکنده اند، نه میتوان جدایی دین از قدرت را انتظار داشت، نه آزادی و دمکراسی را و نه میتوان به رهایی وجدان  از دغدغه های دین و شریعت امیدوار بود و به بروز انسانخواهی. اگر نهاد کهنسالی همچون، نهاد شاهنشاهی منقرض شدنی ست، چرا به فرو پاشی حوزه های علمیه نیاندیشیم، حوزه هایی که در طول تاریخ، فرهنگ، اخلاقیات و راه و روش زندگی ای را تبلیغ و ترویج نموده اند که اساسا در خصومت و ستیز بوده است با آزادی  و عقل و خرد انسانی، با خود آئینی و خود فرمانفرمایی. مگر آنکه در ماندن و پس رفتن راضی و خشنود باشیم و به تحولاتی تن در دهیم کمتر از تاریخ ساز، یا مگر آنکه امید نبندیم به جایگاهی برجسته برای ملت خود در کنار ملت های بزرگ جهان.
 
حوزه های علمیه، لانه های جانورانی هستند، پست و فرومایه، بسی زیرک و موذی، عالما و فقها، آیت الله ها و حجت الاسلام ها، طلبه ها و نو آموزان، وعاظ و روضه خوانها و یا آنچه به غلط "روحانیت " خوانده میشود، نه "فقاهت،" نهادی که نفس برآرد به هزینه مردم، سامان یافته برای آموزش علوم فقاهتی و گذراندن مراتب "اجتهاد" و اعتلای عقل انسانی بحد عبودیت به در برابرعقل "الهی ". بی دلیل نیست که فقاهت از روشنایی بیزار است  و شیفته ی تاریکی . چرا که خواست معطوف به قدرت را در پس زهد و تقوا و انکار جهان مادی، بندگی و عبودیت نسبت به خدایی که الله نام دارد، پنهان میسازند. عمر خود را در حوزه ها میگذرانند که حقیقتی را بجویند برخاسته از اسطوره ها و  افسانه ها و یا دروغ های بزرگ، همچون بعثت و رسالت و امامت. لاجرم تزویر و ریا میآموزند و آموزگاران بزرگی را پرورش میدهند که به جهان هستی از ته سوزنی مینگرند. خود را مالک انحصاری    "حقیقت " میدانند و آنچه غایت است و نهایت. چرا که مراتب اجتهاد را از طلبه گری آغاز نموده و راز و رمز هستی را از الله و آخرین رسولش، محمد، آموخته اند. آنها خود را تماما باسارت احکام شریعت الله در آورند و نماد تسلیم و اطاعت شوند که جامعه را همچون گله ای عظیم به تقلید و تبعیت از خود وا داشته و براه "مستقیم " هدایت نمایند، راهی که به سعادت در این دنیا و رستگار در جهانی دیگر بمقصد رسد.
 
با جلوس طلبه ها بر مسند قدرت در 1357، راه مستقیم آغاز گردید تا جامعه ای در الگوی "صدر" اسلام بنیان نهیم. حضرت ولی فقیه، سید علی خامنه ای که از طلبگی به شاهی رسیده است بارها در سخنرانیهایش اعلام نموده است که حکومت اسلامی هرگز اینچنین نزدیک به جامعه صدر اسلام نبوده است. بزبانی دیگر، قشری از جامعه برهبری ولایت بر ما حکومت میکند که نگاه به گذشته دارد. اگر بآینده نگاه میکند و در اشتیاق به دانش و فن آوریهای هسته ای، به آب و آتش میزند بدان جهت است که بگذشته، به صدر اسلام رجعت نماید، به مدینه فاضله اسلامی، بدوران خلفای راشدین که تنها سالخورده ترین آنان، ابوبکر، به مرگ طبیعی در گذشته و گرنه سه خلیفه دیگر، عمر و عثمان و علی بدست دشمنانشان مقتول گردیدند.
 
آنان که به براندازی نظام ولایت می اندیشند، باید به این واقعیت آگاه باشند، که ولایت ریشه در نهاد فقاهت دارد، قشری که در حوزه های علمیه، تولید و باز تولید میشوند. همچنانکه ولایت تبلور دین و قدرت است، حوزه های علمیه نیز تنها یک نهاد صرفا دینی نیستند- که هرگز هم  نبوده اند. حوزه های علمیه را امروز باید یک حزب سیاسی دانست که بر اساس ایدئولوژی ای بنا گردیده است که محور آن بازگشت بگذشته است. اما، این ایدئولوژی، برخلاف ایدئولوژیهای قرن نوزدهم و بیستم که با انقلابات علمی و صنعتی و سیاسی بر صحنه تاریخ ظاهر شدند، ایدئولوژی فقاهتی،  ریشه در "دین " دارد، یعنی در باورها و ارزشهایی که در تار و پود مردم عجین گشته است، میراثی ست که از یک نسل به نسل دیگر ادامه مییابد. این بدان معنا ست که ایدئولوژی حاکم بر عکس ایدئولوژی هایی مثل مارکسیسم و لیبرالیسم، به مردم نه تنها بیگانه نیست بلکه عقاید و باورها، عادات و آداب و رسم و رسومی ست است که مردم بدان سخت خو گرفته اند. بعبارت دیگر، رمزبقای حکومت دین را باید در ایدئولوژی ای یافت که در درون توده های وسیع مردم، جایگاهی عمیق دارد. فقها، علما، آیت الله ها و حجت الاسلامها حتی قبل از آنکه عروس قدرت را در آغوش بکشند، مردم را در امور مختلف زندگی راهنمایی ی و هبری میکردند. به نیازهای روانی و مادی آنها با ابزار خرافات پاسخ مثبت میدادند و بسی ماهرانه دستهای مقدس خود را در جیب های نیازمندان میبردند. آنها انواع امور را در کنترل خود داشتند و میتوانستند با ابزار دعا و استخاره و نذر و نیاز و زیارت و صدقه تغییر دهند، مثلا مریض را شفا دهند و شوهر خیانت کار را سر براه نماید و فرزند دست کژ و معتاد و عاشق را براه راست هدایت کنند. مردم ما که پرورده دست روحانیت است، باورها و ارشهایی که بدان ایمان دارند و بدان بسی بسیار "تعصب " میورزند، همه عقاید و ارزشهایی ست که روحانیت و یا فقاهت در ذات و وجود مردم نهاده اند.
  
اما، هم اکنون، منبر های خطبه خوانی، مساجد و محراب های عبادت را دیگر نمیتوان دینی، مقدس و مصون از زشتی ها و پلیدی ها دانست. چه  بر آن منبر ها کسانی، مردم را به زهد و تقوا، به تسلیم و اطاعت فرا خوانند و "اخلاق " آموزش دهند که دست ها شان به جنایت و خیانت، به غارت و چپاولگری آلوده است و گوینده ی بزرگترین دروغ ها هستند. هم این دنیا مادی را ظاهری و فانی می پندارند و به نفی آن میپردازند وهم دو دستی سخت بدان چسبیده اند. از یکطرف علائق به زندگی مادی را پست میشمرند از دیگر سو آنرا بزیر سلطه تمام خود میکشند، ثروت اندوزند و قدرت را در خدمت تحمیل امیال خود بر جامعه در دست خود متمرکز سازند. طلبه ها را  باید کادر های حزبی خواند در خدمت یک ایدئولوژی سیاسی. آنها پاسدار احکامی هستند برخاسته از شریعت دین اسلامی. احکام شریعت، احکامی هستند اساسا سیاسی، در جهت کنترل  رفتار مردم یک جامعه. شریعت، احکام باید ها و نباید ها ست، احکام منع ها و ممنوعیت ها، حرام ها و حلال ها و مستحبات و مکروهات و طهارت و نجاسات که به تسلیم ختم میشود و اطاعت. احکام شریعت، دربر گیرنده ی رابطه ی بین مجتهد است و مقلد، بین دانا و بینا و نادان و نابینا. احکام شریعت، احکام فرمانروایی است و فرمانبری.
 
 احکام الله، احکامی همچون احکام حجاب و جدایی و تبعیض جنسیت، احکامی هستند سیاسی، دلالت بر سلطه ی بی چون چرای دینی میکند که مظهر آن ولایت است و فقاهت. تخلف از آن دیگر گناه در بارگاه الله نیست. کیفر  تخلف از حجاب به آخرت موکول نمیشود بلکه یک "جرم" محسوب میشود است. زیرا امنیت اخلاقی را بخطر میاندازد، نه اینکه هژمونی آیت الله ها را به چالش میکشد. افشان کردن موی سر، آرایش غلیظ چهره، نمایان برجستگی های بدن با پوشیدن لباس های تنگ، ، عریانی قوزک پا، رفتاری که در گذشته، شخص مومن بدلخواه از آنها پرهیز میکرد، اما، امروز، شهوت برانگیز گردیده وجامعه را بسوی فساد و گمراهی سوق میدهد. در برابر عقل اجتها اصلا مهم نیست رابطه ای علی بین بد حجابی و فساد و گمراهی، حکم حجاب از عقل "نقصان " ناپذیر الله، خداوند یکتا و یگانه برخیزد. بعضا، ابرو در هم کشند که حکم حجاب بر بسیاری از احکام شریعت برساخته دست فقها و علما ست و نه لزوما یک حکم قرآنی.
 
  بی دلیل نیست که حجاب  اجباری و سرپیچی از آن جرم شناخته میشود. زیرا که ضایعات و خسران آن جبران ناپذیر است. فرماندهان انتظامی، از جمله رئیس پیشین پلیس تهران، سردار رادن، یکی از جنایتکاران کهریزک، "بد حجابی " را یکی از هنجار شکنی ها و آسیب های بزرگ اجتماعی میخواند، گویی که حجت الاسلام است و درس اجتهاد خوانده است نه درس پلیسی. خانمی که موهای خود را افشان میکند، هنجار شکنی کرده است نه قانون شکنی. اما، در نظام ولایت، ریشه کن ساختن بد حجابی برای نیروهای انتظامی ارجح است بر جلوگیری از قتل و جنایت و دزدی، چپاولگری و غارتهای بزرگ. در واقع نیز برخی از بلند مقامات انتظامی، از جمله اسماعیلی مقدم، فرمانده نیروهای انتظامی کشور از طلبگی به فرماندهی رسیده بود و همیشه باشتیاق خود در بازگشت به حوزه و تحقیق و تفحص فقهی، اشاره میکرد. این بدان معناست، که فرماندهان نظامی و امنیتی و اطلاعاتی، وزرا و روسای سازمانها و نهادهای دولتی، چه آنها که در حوزه ها فن آوری حکومت و مدیریت را آموخته اند و چه آنان که در دامن دانشگاه ها پرورش یافته اند، به حفظ نظم شریعت اسلامی تعهد و التزام دارند، به قوانین الهی نه قوانینی ساخته دست بشری.
 
این بدان معناست که در شرایط موجود هر آنچه دینی بوده است، تبدیل شده اند به یک امر و یا کنش سیاسی. و بالعکس. سردار و رئیس پلیس، حجت الاسلام میشوند. حجت الاسلامها رئیس میشوند و وزیر، متخصص و مبرز و ماهر در امر جاسوسی و امنیتی، در فن قضا و بازجویی، در شکنجه و اعدام، در قطع اعضای مجرم و سنگسار. واقعیت آن است که ولایت بدون یک دستگاه و سازمان حزبی، مثل حوزه های علمیه هر گز نمیتواند بر نهادهای سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، امنیتی و نظامی سلطه افکند. این مراجع تقلید در درون حوزه ها هستند که دائم فریاد وا مصیبتا ی بد حجابی را بگوش مردم ایران میرسانند. امامان جمعه بر فراز منبر خطبه خوانی ست که  مامورین انتظامی را به اعمال فشار و سخت گیری بیشتری فرا میخوانند. آنها آموزگاران بزرگ اخلاق هستند که اعلام میکنند که برای برقراری حجاب باید خون ریخت، گویی که جامعه مریض اسلامی تنها از درد بد حجابی ست رنج میبرد که پس از گذشت 36 سال نه تنها بهبود نیافه است بلکه بی حجابی نیز اعلام حضور کرده است. روشن است که فقیه نه از بیکاری و گرانی، نه از فقر و عقب ماندگی، نه از گسترش بی سابقه فساد و فحشا با خبر است. اگر هم هست خود را بکوچه علی چپ میزند و ترجیح میدهد که با تاکید بر مبارزه با بدحجابی به تعصب مردم ساده اندیش دامن بزند.
 
مرجع تقلید دیگری، دست شکایت به هوا پرتاب میکند که بچه دلیل حکم اعدام ناشر سایت "مستهجن " را به حبس ابد تبدیل کرده اند. مراجعی همچون وی، شیفته طناب دارند. از مشاهده آن بر گردن مجرمین و گناهکاران محاکمه نشده بسیار لذت میبرند. امام جمعه ی مشهد، مرگ یک جوان بدست جوانی دیگر را ناشی از بد حجابی یک خانم میداند. این خطبه خوان نیست، که درنده خویی و انتقام جویی، بغض و کینه و تبعیض را ترویج میدهد بلکه ارزشهایی ست که در ذات احکام شریعت و دین اسلام نهفته است. تنها نمیتوان به پائین کشیدن خطبه خوان از منبر اکتفا نمود بلکه باید در فکر واژگون سازی منبر بود. این منبر نشینان، حتی توان تحمل جانورا نی  که در دامن شریعت و آئین شیعه پرورش یافته بود نداشته و ندارند. احمدی نژاد خشم و غضب روحانیت را نسبت بخود زمانی احساس کرد که از اجرای بی درنگ فرمان ولایت خود داری نمود. نظامی که رئیس جمهور را به سکوت وا دارد، به چیزی کمتر از سلطه تمام و تسلیم و اطاعت مطلق، راضی و خشنود نمیشود؟* حکومت آیت الله ها حتی یاران صدیق امام را بدون ذره ای احترام به قانون به حصر و حذف میکشند.
 
 نسل پیشین چنان دچار فریب بودند که غرّش و خروش آیت الله خمینی را در 15 خرداد 1342 در برابر شاه می ستودند و دست اتحاد بسوی ش دراز مینمودند گویی که بسوی رهایی و آزادی ست که رهنمون  مان میسازد. حال آنکه خمینی از شاه میخواست که احکام شریعت، از جمله ادامه محرومیت زنان از حق گزینش و برگزیده شدن را حفظ نماید و از تقسیم اراضی خود داری نمایند. مراجع تقلید درون حوزه ها بودند که همچنانکه سردار سپه، رضا خان را بر تخت شاهی نشاندند، شاه پسر را وا داشتند، التزام به قرآن را جانشین سوگند به اجرای قانون و حفظ حق و حقوق ملت، نماید. البته که در میان دگر اندیشان و انقلابیون، امام خمینی ارجح بر شاه بود. چگونه ممکن است که دانا و آگاه باشی و با شارع شریعت، خصم آشتی ناپذیر آزادی عهد مودت ببندی؟ مگر آنکه فرصت طلب باشی و بمنظور کسب قدرت، تعهد به اصول را زیرپا نهی. مخالفان شاه با ساده اندیشی، روحانیت را نیز در جبهه ی ضد دیکتاتوری قرار میداند و بر آن تصور بودند که سودای قدرت بسر ندارند. غافل از اینکه امام خمینی حوزه های علمیه را آماده ساخته بود که دین اسلام را به اصل خود، بدوران رسالت و صدر اسلام باز گردانند و شمشیر و شریعت را بار دیگر به وحدت برساند. آنها ساده تر از آن بودند که بتوانند با نهادی به رقابت بر خیزند که در فریب و ریا کاری بیش از 300 سال تجربه دارند.  
 
بعضا بر آن باورند که روحانیت مثل همه ی قشر ها و گروه ها، هم خوب دارند و هم بد. بدان را باید راند و دست مودت  با خوبان را باید محکم فشرد. از عقلانیت بدور است که دامن حوزهویان  را بدون استثنا به زشتی و پلیدی، آلوده نمایم. مگر میتوان امتناع آیت الله منتظری در شرکت قتل عام زندانیان سیاسی را در سال 67 فراموش نمود و یا از وجود روحانیونی که در مراسم کفن و دفن مخالفانی همچون وی، آیت الله طرد شده و یا مهندس سحابی، لیبرال نفرین شده، حضور یافته بودند، میتوان غافل ماند. به فرض که شمار خوبان در قشر  روحانیت اندک نباشند. اما آیا نباید انتظار داشت که خوبان لباس سالوس و ریا از تن بر کنند؟ مگر نه اینکه مبارزین آزادی از فرماندهان و افسران و سربازان لشگر ولایت انتظار دارند خود را از صفوف سرکوب گران جدا سازند و به آزادیخواهان بپیوندند، چرا چنین انتظاری را نباید از آندسته از روحانیون داشت که خوب اند و پاک دین. چرا از آنها نخواهیم که لباس از تن برگیرند و روحانیت را در آزادی بجویند؟ چه پس از فروپاشی تاج و تخت شاهنشاهی زمان واژگونی منبر خطبه خوانی، منبر فریب و ریاکاری نیز فرا رسیده است.
 
 
* واقعه ی اخیر، در آمدن ریاست جمهوری، حسن روحانی از جانب اجرای قانون نه اجرای "اسلام، " واکنش ولی فقیه و مراجع تقلید را سخت برانگیخت که این چه سخنی ست که ریاست جمهوری بزبان میراند، چنانکه گویی جامعه اسلامی نیست. که اگر امر به معروف و نهی از منکر که وظیفه همگان است، جامعه در فساد اخلاقی غرق میشود و در دامن ذلت و گمراهی فرو میغلتد. بعبارت دیگر، شریعت مقدم است بر قانون که معمولا در تضاد و تنشی بین ولایت و ریاست بازتاب مییابد که از آن پیوسته بوی فریب و ریاکاری بمشام رسیده است.
 
 
فیروز نجومی
Firoz Nodjomi
 
 

منبع:پژواک ایران


فیروز نجومی

فهرست مطالب فیروز نجومی  در سایت پژواک ایران 

*خشونت و زوال دین  [2017 Dec] 
* نجات‏ در ستیز با دین نهفه است [2017 Dec] 
*احمدی نژاد و مصادره گفتمان تظلم خواهی و عدالت و آزادی [2017 Dec] 
* سه رویداد بزرگ [2017 Nov] 
*نیستگرایی و بقای نظام! [2017 Nov] 
*«تغییر رژیم» [2017 Oct] 
*حق برگزیدن بآزادی و زوال انسان [2017 Oct] 
*هنر وارونه سازی حقایق [2017 Oct] 
*درد از بیگانگی با انسان بر میخیزد!‏ [2017 Oct] 
*رهایی بدست ملت است! [2017 Sep] 
* پس از مرگ ولایت، مرگ روحانیت! [2017 Sep] 
*روحانیت باید برود!  [2017 Sep] 
* مسئولیت و شریعت اسلامی  [2017 Aug] 
* حوزه های علمیه را به موزه های تاریخ بسپاریم!  [2017 Aug] 
*بازدارندگی و زوال روحانیت! [2017 Aug] 
*کیست دشمن ملت و خصم آزادی؟  [2017 Aug] 
* آزادی زن ‏ و فرو پاشی رژیم دین  [2017 Jul] 
*اندر انتظار فروپاشی نظام اسلامی  [2017 Jul] 
*دین تازیان و معضل عقب ماندگی [2017 Jul] 
*شرم مضاعف و ضرورت آزادی  [2017 Jul] 
*رای خدا در برابر رای مردم [2017 Jun] 
*ولایت: گورکن الله!  [2017 Jun] 
*زنده باد کفر  [2017 Jun] 
*انتخابات و ‏نیروی ‏براندازنده ‏‏«کفر»  [2017 May] 
* مناظره روبهان [2017 May] 
* رئیس جمهور چکاره ست؟ [2017 Apr] 
*انتخابات را به خاکسپاری رژیم جنایتکار تبدیل کنیم! [2017 Apr] 
*انتخابات خوب است!‏ [2017 Apr] 
*حقیقت را باید گفت!‏ [2017 Apr] 
* از یکتا پرستی تا ‏کثرت خواهی [2017 Apr] 
*ندای وجدان [2017 Mar] 
*ویرانی بزرگ!‏  [2017 Mar] 
*از دین گریزی تا دین ستیزی [2017 Feb] 
*سالروز نکبت و مصیبت ‏  [2017 Feb] 
*دگرگون سازی ارزش ‏ها!‏  [2017 Jan] 
*گفتمان رفسنجانی، گفتمان ریاکاری [2017 Jan] 
*حقیقت نهائی!‏  [2017 Jan] 
*دیفروشان دیروز فرمانروایان امروز  [2016 Dec] 
*شاه گور خود کند و ولی فقیه گورکن خویش شود و دین!  [2016 Dec] 
*‎ ‎ دین مست باده قدرت !‏ [2016 Dec] 
*براندازی متولیان دین  [2016 Dec] 
*چیره شدن «عرب بر عجم» ‏ و آغاز نگون بختی ایرانیان [2016 Nov] 
* آزادی و گریز از مسئولیت  [2016 Nov] 
* سرگذشت غم انگیز آزادی [2016 Nov] 
*بازگشت بدوران رسالت ‏ و گره زدن دین به قدرت  [2016 Oct] 
*در چرائی نامگذاری الله و آغازیدن با نام او!‏  [2016 Oct] 
*عاشورا: اسطوره یا واقعیت  [2016 Oct] 
*بوی گند تقدس  [2016 Oct] 
*دعوت به امام عج و ظهور دجال  [2016 Sep] 
*عاشورا و قتل عام در زندانها [2016 Sep] 
*محمد بشر بشیر و یا ‏‎ ‎خشم و خشونت و شمشیر [2016 Sep] 
*«پافشاری بر نفاق» و عدالت اسلامی! [2016 Sep] 
*جنگ شیعه وسنی:‏ اختلاف تاریخی یا دسیسه غربی؟  [2016 Aug] 
*خشونت هنجاری مقدس در قاموس اسلام [2016 Aug] 
*کشتار جمعی در زندانها بجرم «ارتداد» [2016 Aug] 
*تدبیرچیست؟ [2016 Aug] 
*بنام انسان و آزادی [2016 Jul] 
*خشونت و گفتمان توحیدی  [2016 Jul] 
*پشت خمیده و بار سنگین دین و قدرت! [2016 Jul] 
*امنیت و آزادی [2016 Jul] 
*فقط آزادی [2016 Jul] 
*شریعت اسلامی در ستیز با خودفرمانی [2016 Jun] 
*معاشقه اسلام ناب محمدی با علم و تکنولوژی [2016 Jun] 
* آزادیخواهی و باز تولید منش دیکتاتوری!  [2016 Jun] 
*اسلام در پیشگاه تاریخ [2016 Jun] 
*بیگانگی ما از خود  [2016 May] 
* امریکا ستیزی یا اسلام ستیزی؟ [2016 May] 
*دشمن و دو قطبی شدن جامعه [2016 May] 
* از درگیریهای کلامی تا امریکا ستیزی و فریبکاری [2016 May] 
* امید کوکبی، قهرمان نافرمانی [2016 May] 
*ظهور نیروی نامحسوس و امنیت اخلاقی [2016 Apr] 
* تا کی؟  [2016 Apr] 
*رمز بقای نظام فرمانروایی و فرمانبری [2016 Apr] 
*خائن کیست؟ [2016 Apr] 
*نقشه رذیلانه امریکا: «تزریق تقکر خاصی به نخبگان» [2016 Mar] 
*آیا بجز ولی فقیه کسی دیگری هم هست؟  [2016 Mar] 
*نه به اخلاق اطاعت و فرمانبری!  [2016 Mar] 
*نفی حق گزینش: فروکاستی انسان به حیوان [2016 Mar] 
* تن بخفت نباید داد [2016 Feb] 
*انتخابات: طبل تو خالی  [2016 Feb] 
*رابطه دین با قدرت در امتداد تاریخ [2016 Feb] 
*«جامعه ایران به کدام سو در حال حرکت است؟» [2016 Feb] 
*انتخابات یعنی چه؟ [2016 Jan] 
*بدامن چه کسی پناه باید برد؟  [2016 Jan] 
*رهایی و ترک کیش اهریمنی [2016 Jan] 
*بخندیم یا گریه کنیم؟  [2016 Jan] 
*از طلبگی تا خدایی و مسئله جانشینی!  [2016 Jan] 
*شمشیر ذوالفقارم آرزوست [2015 Dec] 
*جور دیگری زندگی باید کرد  [2015 Dec] 
*بیان درد مشترک و یا صدور کیفرخواست علیه غرب؟ [2015 Dec] 
*اندر شکست دین جهاد و شهادت [2015 Nov] 
*عاشورای پاریس [2015 Nov] 
*آزادی را باید پرستید [2015 Nov] 
*ولی فقیه، شاه نیست، مظهر دین است [2015 Nov] 
*جامعه تک کتابی! [2015 Oct] 
*عاشورا: شهادت یا خشونت؟ [2015 Oct] 
*کفر گرایی: راه رهایی و آزادی [2015 Oct] 
*تقدس از جهل بر میخیزد  [2015 Oct] 
*قوم لوط، اخلاق انحرافی و خروج امام عج از غیبت  [2015 Oct] 
*اینهم شد خدا؟ [2015 Sep] 
*امنیت در سایه ولایت [2015 Sep] 
*سردار حاج قاسم سلیمانی: سردار استبداد مضاعف دین و قدرت [2015 Sep] 
*ز روز بلا باید دست بر سر گیریم [2015 Sep] 
*فریبکاری مضاعف [2015 Aug] 
*استبداد و آگاهی طبقاتی [2015 Aug] 
*من مسلمانم، طرفدار رژیم دین هم نیستم! [2015 Aug] 
*رهایی، آیا یک توهم است؟ [2015 Aug] 
*وای اگر دین نبود! [2015 Aug] 
*خوار داشت انسان و قدسی سازی خشونت [2015 Jul] 
*بر فراز منبر ولایت و یا خلافت؟ [2015 Jul] 
*الله: آموزگار بزرگ بیرحمی، خشونت و کین خواهی [2015 Jul] 
*رمضان: زمینه ساز نظام فرمانروایی و فرمانبری [2015 Jun] 
*دین ستیزی و یا قدرت ستیزی! [2015 Jun] 
*جامعه بورژوازی و یا جامعه اسلامی فرا طبقاتی؟ [2015 Jun] 
* تاملی چند در باره جنبش عبور از ولایت! [2015 May] 
*روحانیت: از حوزه تا حکومت [2015 May] 
*کیست گورکن دین؟ [2015 Apr] 
*غنی سازی هسته ای بچه قیمتی؟ [2015 Apr] 
*شمشیر در نهان دین [2015 Apr] 
*فرخنده: قهرمان جهالت ستیز [2015 Mar] 
*دینمداری یا انسانمداری کدام یک اهریمنی ست؟ [2015 Mar] 
* دیکتاتوری و شریعت اسلامی [2015 Mar] 
*سپاه پاسداران: سپاه ولایت و یا ملت [2015 Mar] 
*توفان دیگری در راه است! [2015 Feb] 
*ولایت دشمن اصلی ملت [2015 Feb] 
*در خدمت و خیانت به اسلام و یا به ملت؟ [2015 Feb] 
*عدالت اسلامی! [2015 Feb] 
*رهایی از دین یا جدایی آن از سیاست؟ [2015 Jan] 
*همزادی علم الله با قدرت [2015 Jan] 
*«نه» بر تسلیم و اطاعت [2015 Jan] 
*حصر و یا محاکمه: ولی فقیه بر سر دو راهی! [2015 Jan] 
*تابوی هسته‌ای: نگاه ایدئولوژی یا نگاه اسلامی؟ [2014 Dec] 
*فرد و حکومت خدا [2014 Dec] 
*قتلگاه سعیدی سیرجانی: «منزل آرام و مجلل در شمال شهر تهران» [2014 Dec] 
* سعیدی سیرجانی به تاریخ پیوست [2014 Dec] 
*آقای ظریف، ایران هراسی نه، اسلام هراسی! [2014 Dec] 
*مذاکرات هسته ای: اراده ولایت یا اراده ملت؟ [2014 Nov] 
*امر به معروف، نهی از منکر و فرا رسیدن دوران کفر! [2014 Nov] 
*امام حسین: اسطور ه یا انسانی زمینی؟ [2014 Nov] 
*جنایتکار کیست؟ [2014 Oct] 
*«امر به معروف با اسید نمیشه» [2014 Oct] 
*دفاع مقدس یا شکست مفتصحانه ؟ [2014 Oct] 
*اسلام هراسی: خدمت و یا خیانت [2014 Oct] 
*حقیقت نه بمب  [2014 Oct] 
*فریبخوردگان اکنون با ید به جنگ با الله برخیزند [2014 Sep] 
*اسلام: دین رحمت و یا خشونت؟ [2014 Sep] 
*حکومت اسلامی: آبستن آزادی و استقلال و خود آئینی [2014 Sep] 
*بازگشت اسلام به اصل خود [2014 Sep] 
*توصیه ولایت: حفظ آرامش روانی !  [2014 Aug] 
*انفجار روابط جنسی در زیر زمین ! [2014 Aug] 
*هم ولایت و هم ریاست، هردو از دروغگویانند [2014 Aug] 
*اسلحه ات را بر زمین بگذار ای مومن! [2014 Aug] 
*نه حماس، نه اسرائیل [2014 Aug] 
*شلاق، مجازات نا فرمانی و یا روزه خواری؟  [2014 Jul] 
*اعتدال، خدعه ای اسلامی [2014 Jul] 
*«راه اندازی کلینک خشم در تهران» [2014 Jul] 
*ما داعشی ها را خوب می شناسیم! [2014 Jul] 
*حکومت اسلامی واژگون گردد، اگر زن حجاب از سر برگیرد [2014 Jun] 
*بهشت با شلاق ؟ [2014 Jun] 
*از خاک سپاری مردگان در انقلاب مصر تا بازگشت آنان بزندگی در حکومت اسلامی  [2014 Jun] 
*سردار سرلشگر جعفری، سردار اسلام [2014 Jun] 
*نبود آزادی و وحدت جنایت و عدالت در حکومت اسلامی [2014 May] 
*زوگیری در فضای مجازی [2014 May] 
*بازی دین و قدرت [2014 May] 
*چهره کریه حکومت دین را بنگر [2014 May] 
*زورگیری در اسارتگاه اوین [2014 Apr] 
*یکتا و یگانه، تنها ولی فقیه است، بجز او هیچکس دیگری نیست! [2014 Apr] 
*دین خصم آشتی ناپذیر آزادی [2014 Apr] 
*پیام نوروزی خداوندگار خامنه ای : آزادی، بی آزادی [2014 Apr] 
*دیو دو شاخ [2014 Mar] 
*آزادی مسئولانه یا آزادی در فرمانبری؟ [2014 Mar] 
*22 بهمن: تاسیس استبداد مضاعف دین و قدرت [2014 Feb] 
*انقلاب اسلامی: گریز از آزادی [2014 Feb] 
*الله: مهربان و بخشنده و یا کین خواه و کیفر دهنده؟ [2014 Feb] 
*حال باید پرسید... [2014 Jan] 
*از سلطه افکنی تا سلطه ستیزی [2014 Jan] 
* قرآن، دین، قدرت، ما و آنها ؟ [2014 Jan] 
*تأملی چند در باره حکومت اسلامی و رهایی از آن [2014 Jan] 
*بمناسبت اربعین: امامت یا خلافت؟ کدام حاکم است بر ما؟ [2013 Dec] 
*مماشات با دین بس!  [2013 Dec] 
*اسلام دین بیگانه با انسان [2013 Dec] 
*فساد از اسلام بر میخیزد یا از قدرت؟  [2013 Dec] 
*مرگ بر غنی سازی هسته ای  [2013 Nov] 
*دیپلماسی ولایت و دفن حقوق بشر [2013 Nov] 
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز [2013 Nov] 
*از سلطه ستیزی تا دریوزگی [2013 Nov] 
*بنگر، خداوند غرقه در خون است! [2013 Nov] 
*باید رستم را فرا خواند [2013 Nov] 
*خلع دین از حکومت [2013 Oct] 
*مرگ بر آمریکا: رمز مقاومت مردم یا رمز بقای حکومت ارتجاع؟ [2013 Oct] 
*ستیز با شیطان بزرگ ستیز است با آزادی [2013 Oct] 
*الله اکبر: دین یا سیاست؟ [2013 Oct] 
*طبل توخالی [2013 Sep] 
*«نرمش قهرمانانه» یا حرکت مذبوحانه؟ [2013 Sep] 
*حرمت شکنی روحانیت  [2013 Sep] 
*زایش خدا: نفی انسان و آزادی [2013 Sep] 
*گره هسته ای، وسیله است نه هدف، دینی ست نه سیاسی [2013 Aug] 
*گفتمان اعتدال و آشتی اسلام با جهان سکولار! [2013 Aug] 
*رمز و راز وزارت: شایستگی و لیاقت یا تسلیم و اطاعت از ولایت؟ [2013 Aug] 
*بوی فریبکاری به مشام میرسد [2013 Aug] 
*تا ولایت هست، سیه روزی و تیره بختی هم هست [2013 Aug] 
*گفتمان ولایت: وارونگی حقایق و بهانه جویی های احمقانه [2013 Jul] 
*تیشه بر ریشه فقاهت، تیشه بر بنیان قدرت است [2013 Jul] 
*آبادی بدون ویرانی؟ نه حقیقت، نه آزادی [2013 Jul] 
*رمضان: بیداری وجدان و یا وجدان فرمانبر؟ [2013 Jul] 
*از خداوند خامنه ای ست که بوی گند برمیخیزد [2013 Jun] 
*رئیس جمهور منتخب: باز تاب اراده ولایت و یا تبلور اراده ملت؟ [2013 Jun] 
*انتخابات و یا آفرینش حماسه سیاسی؟ [2013 Jun] 
*گفتمان ولایت، گفتمان تحقیر و توهین به ملت [2013 Jun] 
*گفتمان انتخابات [2013 May] 
*دلشوره انتخابات [2013 May] 
*صداقت هرگز نه از دین برخیزد و نه از قدرت [2013 May] 
*کارنامه ولایت و یا ریاست جمهوری؟ [2013 May] 
*رمز رهایی از دیکتاتوری [2013 Apr] 
*احکام شریعت لغو و قیامت اعلام کنید [2013 Apr] 
*دعوت به امام عج و ظهور دجال [2013 Apr] 
*بازی هسته‌ای و اسطوره جهاد و شهادت [2013 Apr] 
*جنگ عدالت با آزادی  [2013 Apr] 
*سکولاریسم از ستیز با دین گذر میکند [2013 Mar] 
*هفت سین، بدون دال بیگانه: سال نو، دین نو [2013 Mar] 
*ظهور امام چهاردهم [2013 Mar] 
*الله، خدای یکتا و یگانه مرد است و مردانه میاندیش [2013 Mar] 
*قدسی سازی خشونت، رمز بقای نظام ولایت [2013 Mar] 
*اسلام دین بیگانه با انسان  [2013 Feb] 
*آقای رئیس جمهور [2013 Feb] 
*دین را باید بدادگاه بکشانیم [2013 Feb] 
*حکومت راهزنان و غارتگران [2013 Feb] 
*کدام انتخابات؟ چه قانونی؟ [2013 Feb] 
*یورش به دفاتر روزنامه ها و زور گیری روزنامه نگاران [2013 Feb] 
*حاکم یا محکوم، کدامیک زور گیر است؟ [2013 Jan] 
*نظام ولایت، نظام قانون گریز و قانون شکن [2013 Jan] 
*تاج شاهی بر سر خداوند خامنه‌ای [2013 Jan] 
*دین و یا قدرت، کدامیک دشمن ملت ایران است ؟ [2013 Jan] 
*نظام ولایت، نظام فریب و خیانت [2012 Dec] 
*از حجره و حوزه، تا کاخ نشینی و فرمانروایی [2012 Dec] 
*حکومت اسلامی، حکومت فریبکاران [2012 Dec] 
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز [2012 Dec] 
*عاشورا : از تحمیق تا تطمیع و از امام تا یزید [2012 Dec] 
*پیام عاشورا: کین خواهی و خشونت، تسلیم و اطاعت  [2012 Nov] 
*عاشورا و اسطوره سازان حرفه ای [2012 Nov] 
*دو معضل نیروی های انتظامی: بر خورد با ماهواره ها و بد حجابی [2012 Nov] 
*براندازی دین تازیان بومی : خوش خیالی و یا واقع بینی؟ [2012 Nov] 
*مسئول تحریمات: دشمنی با اسلام یا غنی سازی هسته ای؟ [2012 Oct] 
*براندازی نظام ولایت از براندازی فقاهت، مظهر دین میگذرد [2012 Oct] 
*جهاد و شهادت جنایت است و در خصومت با انسانیت [2012 Oct] 
*حرف قرآن، حرف قدرت است [2012 Oct] 
*پیش بسوی انسان و آزادی  [2012 Oct] 
*چشم بند ان ، کاریکاتور ی که مقدس را موهن ساخت  [2012 Sep] 
* ما عاشق امامان خود هستیم! [2012 Sep] 
*از دینداری تا غیرتمداری [2012 Sep] 
*کدام بحران؟ [2012 Sep] 
*بازگشت دوران تازیان مهاجم [2012 Sep] 
* بحساب دین یا بحساب ملت [2012 Sep] 
*حکومت اسلامی، بازنده ی بزرگ در اجلاس جنبش عدم تعهد.  [2012 Sep] 
*ولایت جلوه ی الله [2012 Aug] 
*الله، بازیگر اصلی [2012 Aug] 
*بوی گند ارشاد [2012 Aug] 
*براندازی ولایت از رهایی از یو غ الله میگذرد.  [2012 Aug] 
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی  [2012 Aug] 
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی [2012 Aug] 
*از کدام دین است که سخن میرانید؟ [2012 Aug] 
*حکومت ولایت، حکومت الله ست [2012 Jul] 
*چرا باید با نام الله آغاز کنیم؟ [2012 Jul] 
*روحانیت دشمن ملت [2012 Jul] 
*الله و جدایی جنسیت ها [2012 Jul] 
*اسلام: دین فرمانروایی و فرمانبری [2012 Jul] 
*خمینی الله را کشته است [2012 Jun] 
*حجاب در ستیز و خصومت با عفاف  [2009 Jan]