عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
فیروز نجومی

عاشورای 1388، عاشورای دیگری بود. یک عاشورا در کوچه پس کوچه ها و خیابانهای تهران در حال وقوع بود. یکی دیگر در تکیه ها و حسینه ها و مساجد برپا گردیده بود. یکی در دود و آتش و در خشم و خشونت و کشتار و خونریزی غرق شده بود، دیگری در مقاتله ی امام حسین روضه و نوحه میخواندند و برای مصائب آن امام بر سر و سینه خود میکوبیدند، اشک میریختند و بر اساس رسم و آئین دیرینه عاشورا امام حسین را میکشتند که او را زنده نگاه داشته و زندگی او را تداوم بخشند.
 
 دو لشگر متخاصم در حال مصاف با یک دیگر بودند. یک لشگر از درون جامعه جوشیده و بخودی خود شکل نفی و مقاومت و نافرمانی گرفته بود. نه فرماندهی داشت و نه فرمانبری. هر یک از جنگجویان خود هم فرمانده بود و هم فرمانبر. لشگری بود از زنان و مردان، از پیر و جوان و میانه سال. گاهی به پیش میرفتند و گاهی به پس. نه چوب و چماقی بدست داشتند و نه قداره و تفنگی. با دست خالی می جنگیدند. با شعارهای مختلفی به میدان آمده بودند. شعار آنها زمانی الله اکبر بود و "میر حسین یا حسین،" و زمانی دیگر"خامنه ای قاتل است ولایت ش باطل است." "مرگ بر دیکتاتور" البته همه جا شنیده میشد. گاهی نیز دشمن را به تله میاندختند. اما نه آنها را هلاک میساختند و نه به اسارت و بندگی در میآوردند. حال آنکه خود مجروح و خونین شده و کشته میدادند. همه ی آنان معترض و در برابر ظلم به مقاومت برخاسته بودند، بی باک و شجاع بودند اگر این روایت را بپذیریم که امام حسین در روز عاشورا به آنچه الله از پیش برایش رقم زده بود، به شهادت تن داده است، سرداران عاشورای 88، برخلاف امام حسین که برای تسلیم به رضای خدا به میدان جنگ رفته بود، برای عشق به زندگی و کسب انسانیت خود به میدان خون و آتش، گلوله و گاز اشک آور، گام نهاده بودند.
 
 لشگر ولایت، جلوه راستین امامت، سازمان یافته با تجهیزات و مهمات، خود و زره به تن، با چوب و چماق، با قمه و چاقو، با کلت و تفنگ، به میدان آمده بودند. اینان نیروهای انتظامی، پاسداران و نیز بسیجیان حکومت دین بودند و برای خونریزی و کشتار، برای ایجاد ترس و وحشت، برای خاموشی و نابودی لشگر رهایی بخش ملت آمده بودند. این لشگر، لشگر فرمانبران مزد دور بود و متشکل از مردان. لشگر ولایت، سراسر خشم بود و خشونت. بیرحمانه میزدند، میکو بیدند و کشته و اسیر میگرفتند.
 
 خشم و خشونت و بیرحمی که سپاهیان و پاسداران دین در خیابانها تهران در عاشورای 88 به معرض نمایش گذاردند بدون تردید عاشورای حسینی را که صد ها سال است دل و جان مردم را لبریز از آه و فغان نموده است، بی رنگ و بی اعتبار ساخت. رسانه های رژیم دین، حقیقیت را میگویند وقتی که اعلام میکنند که در دهم محرم 1388 "حرمت عاشورا " در هم شکسته شد. سایت برنا و یا سایت تف لیس ان ولایت فقیه، گزارش میدهد که:
 
 «در پي برگزاري جشن عاشورا از سوي حاميان موسوي و خاتمي عزاداران حسيني حرمت شكنان عاشورا را متواري كردند.»
 
 چنانکه گویی که حرمت عاشورا در تسلیم است و اطاعت، همان آئینی که قرنها ست که در نهاد ایرانیان نسل پس از نسل کاشته اند: پذیرش ظلم و ستم با ضجه ها و مویه های درد انگیز و خود آزاری و خود زنی. مضاف بر این، گزارشگر سایت برنا، چاقو کشان و قمه زنان، چوب و چماق داران، نیروهای مسلح به زره و کلاه خود و به تیر و تفنگ را، یک جا "عزاداران حسینی، " میخواند. بدون تردید در عزای حسین بود که حافظان حرمت عاشورا مغز و قلب انسان هایی را هدف میرفتند که برای کسب ابتدایی ترین حق و حقوق انسانی خود به میدان آمده بودند. قساوتی که سربازان دین در خیابانهای تهران و دیگر شهرهای بزرگ ایران به نمایش گذاردند، شم،ر کشنده ی امام را در مقابل شان، قاتلی رحیم و مهربان میساخت . سوار بر دوشن کامیون معترضین را زیر گرفته و باز میگشتند به عقب و از روی پیکر لهیده شان بار دیگر عبور میکردند. یزید خون حسین را ریخت تا خلافت را حاکم بر جهان اسلام نماید. لشگر ولایت، دست های وضو گرفته ی خود را بخون آزادیخواهان آلوده میساخت که حرمت عاشورا را استحکام و تداوم بخشد.
 
 عاشورای 1388، حقیقت عاشورا را لخت و عریان و آشکار نمود. که همان گونه که هر عزاداری میتواند به شمر و یزید تبدیل شود، امام نیز میتواند یزید شود اگر بر مسند قدرت جلوس کند. جا دارد که لحظه ای بیاندیشیم که عزاداران عاشورای حسینی، سربازان ولایت، از پاسداران گرفته تا لباس شخصی ها، لومپن ها، لات و لوت ها و جاهل و زور گیران که در دامن شریعت اسلام پرورش یافته اند، چگونه انسانی میتوانند باشند؟ آیا درون مایه شان از چیزی جز خشم و خشونت و کین خواهی ساخته شده است؟ اگر اینان عزادار حسین هستند،آیا در آینده کسانی پیدا خواهند شد که خود را عزاداران حسین بنامند؟ مسلم است که از این پس هیچ ایرانی نخواهی یافت که در عاشورای حسینی " آه و فغان " به آسمان برآرد و یا "عریان گشته با زنجیر " آهنین تن خود زخمین نموده و یا کفن پوشیده، فرق خویش پر خون کند. آنکه چنین میکند، عزادار حرفه ای است، مزدور دین است و امامت. در این معنا است که عاشورا پس از قرنها در دهم محرم 1388 پایان خود را آغاز نمود. شک نباید داشت که عزادران حسینی هم آنان که بنا بر سروده ی ملک الشعرای بهار "با دو صد لعنت ز دست شمر ملعون میکنند و «بر " یزید زنده " میگویند هر دم، صد مجیز،" امام حسین را همچنان در عاشورا کشتار میکنند که او را زنده نگاه دارند.
 
 مسلم است که معترضین روز عاشورا(88)، سینه خود را سپر گلوله های آتشین عزا داران حسینی نساختند که حرمت عاشورا را بشکنند. اما اگر رژیم دین بر آن است اعتراض و مقاومت، حرمت عاشورا را شکسته است، باید سپاس گوییم قهرمانان عاشورای محرم 1388 را که درهم فرو ریختند اسطوره ی ظلم و ستم پذیری را، اسطوره ای که با ابزار خطبه و نوحه، روضه و مرثیه، عزاداری و خود زنی نهادین گردیده است. بیش از صد قرن است که مردم ایران چه زاری ها که نکرده اند و چه درد انگیز و غم آلود بر سر و سینه ی خود که نکوبیده اند، آیا خود را از ظلم و ستم استبداد رهایی بخشیده اند؟
 
 مسلم است، که پاسخ منفی ست. چرا که مراسم عزاداری، میآموزد که اگر در برابر قدرت، ضعیف و ناتوانی و هراس از انتقام قدرتمدار را در دل داری، میتوانی بر سر و سینه خود بکوبی، میتوانی خود را آزار دهی و وجود خود را خونین سازی و به حقارت و خواری خو بگیری. حرمت چنین عاشورایی است که در هم شکسته شده است. و در شکستن این حرمت است که رژیم دین ماهیت اسلامی خود را نشان میدهد و دست بخون ریزی و کین خواهی میزند، میگیرد، میزند، به اسارت و بندگی میکشد، شکنجه میدهد و تجاوز میکند و آنگاه به جرم محاربه با الله، بدار مجازات میآویزد. چرا که تسلیم و اطاعت اصل اساسی شریعت اسلامی است و شرط امامت. خیزش و خروش مردم این اصل را در هم فرو ریخته است. به این واقعیت، رژیم دین است که اعتراف میکند، نه آنها که خود را رهبر میدانند و یا مخالف و تحلیل گر و نظاره گر دگر اندیش. چرا که در منظر رژیم دین، الله اکبر و یا حسینی که بر سر زبان معترضین جاری میشود، فریاد حرمت شکنی ست و در گوش ولایت، رهایی رعیت را از قید و بند احکام شریعت طنین افکن میکند. بی جهت نیست که رژیم دین خشمگین میشود و نقاب از چهره خود برگیرد و شمشیر یزید را بر آن گردنی فرود آورد که حرمت شکنی کند. چرا که تنها با حفظ و تداوم این حرمت است که میتواند چند صباحی بر عمر آلوده ی خود بیفزاید. چه خوب میداند که این حرمت شکنی است که نظام اسلامی را به نابودی تهدید میکند.
 
 اما رژیم دین به منظور آنکه بر خشم و خشونت و انتقام جویی خود لباس تقدس و مشروعیت به پوشاند، معترضین را حتی به شکستن بت عظیم تری، یعنی پدر همه ی بت ها و اسطوره ها متهم میکند. خبرگزاري فارس در يکشنبه 06 دي 1388 گزارش میدهد که:
 
 «در پی فتنه‌ انگيزي‌هاي حاميان موسوي در روز عاشوراي حسيني، قرآن كريم نيز توسط اين افراد به آتش كشيده شد.»
 
 معلوم است که از انتشار چنین خبری خون میچکد و از آن بوی بیرحمی و انتقام به مشام میرسد. مسلم است که خبر گزاری فارس انتظار داشت که مردم در سراسر ایران کفن پوشان قمه بدست، سراسیمه و عصیان زده از خانه و کاشانه بیرون ریزند و رودی از خون "کافران " که "قرآن کریم " را به "آتش کشیده " اند جاری سازند. چه اشتباه بزرگی و چه خیال باطلی؟ چرا که تردید نباید داشت که دروغ امروز در آینده ای نزدیک جامه حقیقت خواهد پوشید. مجال ده که ولایت فقیه یک دهه دیگر به خلافت خود ادامه دهد، آنگاه قرآن را نیز بر سرنیزه ها خواهیم دید. که مردم آن قرآن کریمی که خامنه ای و احمدی نژاد و کارگزاران رژیم بر سر خود می نهند و برای حفظ و نگاهداری ش همچون پیشینیان شان شمشیر زنند و خون ریزند، پاره ، پاره خواهند نمود و به زباله دان تاریخ ریزند. اگر یک دهه دیگر ولایت فقیه بر خلافت خود اصرار ور زد، آن قبله و آن الله ای که وی در برابرش پوزه خود را بزمین می ساید و بر حسب عادت به دریوزگی می پردازد، اعتبار و مشروعیت خود را از دست خواهند داد.
 
 بدین ترتیب میتوان عاشورای 88 را مقدمه ای بر ظهور جنبشی دانست، ضرورتا رهایی بخش. جنبش که بالندگی خود را از بت شکنی و فروپاشی اسطوره ها کسب میکند. پس از یک هزار و چهار صد سال، ایرانی با دشمنی که او را به اسارت کشیده است، دین و مظهر آن تازیان بومی، روبرو گردیده است و در پی آزاد سازی خویش از چنگال آن است. از شریعت و سنت است که ایرانی باید خود را رهایی بخشد. اگر در روز عاشورا همانطور که تف لیس ان ولایت فقیه اعلام میکنند که حرمت عاشورا در هم شکسته شده است و قرآن کریم بر سر نیزه ها رفته است، مگر میتواند حکایت از چیز دیگری جز رهایی کند؟ این ماهیت رهایی بخش خیزش مردم در عاشورای 88، بود که رژیم دین را سخت سراسیمه و عصیان زده ساخته بود. رها یافتی گی را رژیم دین نمیتواند بر تابد. این است که نه مصالحه و مسالمت را میفهمد و نه گذشت و مذاکره را. زبان رژیمی که نگاه دارنده ی حرمت عاشورا است ، تیغ و تازیانه است و بازجویی و شکنجه. این بدان معناست که توسل به زور و خشونت و دوری از گزینه ی عقلانی، خود درسی ست که امام حسین بما میآموزد.
 
 بعضا، ماهیت حرمت شکن و اسطوره برانداز خیزش عاشورای 88 را نفی و انکار میکنند. به آتش کشیدن تصویر خمینی و حرمت شکنی عاشورا را توطئه و یا پیرهن خونین عثمان رژیم دین میخوانند و دست به پوزش و عذر خواهی بر میدارند. بت شکنی و اسطوره براندازی را اتهامی میخوانند که رژیم دین برای توجیه جنایاتی که مرتکب شده است و میشود بکار میبرد. حال آنکه تف لیسان ولایت وقتی گزارش میدهند که در عاشورای حسینی، جویندگان آزادی و یا آنچه آنان "هواداران موسوی " میخواند، قرآن کریم را بر سر نیزه کرده اند، اتهامی ست که رها یافته گان به جان میخرند و به این گناه نابخشودنی، گناه کبیره، اعتراف میکنند.
 
 
 فیروز نجومی
 Firoz Nodjomi
 fmonjem@gmail.com
 

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

فیروز نجومی

فهرست مطالب فیروز نجومی  در سایت پژواک ایران 

*ندای وجدان
*ویرانی بزرگ!‏
*از دین گریزی تا دین ستیزی
*سالروز نکبت و مصیبت ‏
*دگرگون سازی ارزش ‏ها!‏
*گفتمان رفسنجانی، گفتمان ریاکاری
*حقیقت نهائی!‏
*دیفروشان دیروز فرمانروایان امروز
*شاه گور خود کند و ولی فقیه گورکن خویش شود و دین!
*‎ ‎ دین مست باده قدرت !‏
*براندازی متولیان دین
*چیره شدن «عرب بر عجم» ‏ و آغاز نگون بختی ایرانیان
* آزادی و گریز از مسئولیت
* سرگذشت غم انگیز آزادی
*بازگشت بدوران رسالت ‏ و گره زدن دین به قدرت
*در چرائی نامگذاری الله و آغازیدن با نام او!‏
*عاشورا: اسطوره یا واقعیت
*بوی گند تقدس
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*عاشورا و قتل عام در زندانها
*محمد بشر بشیر و یا ‏‎ ‎خشم و خشونت و شمشیر
*«پافشاری بر نفاق» و عدالت اسلامی!
*جنگ شیعه وسنی:‏ اختلاف تاریخی یا دسیسه غربی؟
*خشونت هنجاری مقدس در قاموس اسلام
*کشتار جمعی در زندانها بجرم «ارتداد»
*تدبیرچیست؟
*بنام انسان و آزادی
*خشونت و گفتمان توحیدی
*پشت خمیده و بار سنگین دین و قدرت!
*امنیت و آزادی
*فقط آزادی
*شریعت اسلامی در ستیز با خودفرمانی
*معاشقه اسلام ناب محمدی با علم و تکنولوژی
* آزادیخواهی و باز تولید منش دیکتاتوری!
*اسلام در پیشگاه تاریخ
*بیگانگی ما از خود
* امریکا ستیزی یا اسلام ستیزی؟
*دشمن و دو قطبی شدن جامعه
* از درگیریهای کلامی تا امریکا ستیزی و فریبکاری
* امید کوکبی، قهرمان نافرمانی
*ظهور نیروی نامحسوس و امنیت اخلاقی
* تا کی؟
*رمز بقای نظام فرمانروایی و فرمانبری
*خائن کیست؟
*نقشه رذیلانه امریکا: «تزریق تقکر خاصی به نخبگان»
*آیا بجز ولی فقیه کسی دیگری هم هست؟
*نه به اخلاق اطاعت و فرمانبری!
*نفی حق گزینش: فروکاستی انسان به حیوان
* تن بخفت نباید داد
*انتخابات: طبل تو خالی
*رابطه دین با قدرت در امتداد تاریخ
*«جامعه ایران به کدام سو در حال حرکت است؟»
*انتخابات یعنی چه؟
*بدامن چه کسی پناه باید برد؟
*رهایی و ترک کیش اهریمنی
*بخندیم یا گریه کنیم؟
*از طلبگی تا خدایی و مسئله جانشینی!
*شمشیر ذوالفقارم آرزوست
*جور دیگری زندگی باید کرد
*بیان درد مشترک و یا صدور کیفرخواست علیه غرب؟
*اندر شکست دین جهاد و شهادت
*عاشورای پاریس
*آزادی را باید پرستید
*ولی فقیه، شاه نیست، مظهر دین است
*جامعه تک کتابی!
*عاشورا: شهادت یا خشونت؟
*کفر گرایی: راه رهایی و آزادی
*تقدس از جهل بر میخیزد
*قوم لوط، اخلاق انحرافی و خروج امام عج از غیبت
*اینهم شد خدا؟
*امنیت در سایه ولایت
*سردار حاج قاسم سلیمانی: سردار استبداد مضاعف دین و قدرت
*ز روز بلا باید دست بر سر گیریم
*فریبکاری مضاعف
*استبداد و آگاهی طبقاتی
*من مسلمانم، طرفدار رژیم دین هم نیستم!
*رهایی، آیا یک توهم است؟
*وای اگر دین نبود!
*خوار داشت انسان و قدسی سازی خشونت
*بر فراز منبر ولایت و یا خلافت؟
*الله: آموزگار بزرگ بیرحمی، خشونت و کین خواهی
*رمضان: زمینه ساز نظام فرمانروایی و فرمانبری
*دین ستیزی و یا قدرت ستیزی!
*جامعه بورژوازی و یا جامعه اسلامی فرا طبقاتی؟
* تاملی چند در باره جنبش عبور از ولایت!
*روحانیت: از حوزه تا حکومت
*کیست گورکن دین؟
*غنی سازی هسته ای بچه قیمتی؟
*شمشیر در نهان دین
*فرخنده: قهرمان جهالت ستیز
*دینمداری یا انسانمداری کدام یک اهریمنی ست؟
* دیکتاتوری و شریعت اسلامی
*سپاه پاسداران: سپاه ولایت و یا ملت
*توفان دیگری در راه است!
*ولایت دشمن اصلی ملت
*در خدمت و خیانت به اسلام و یا به ملت؟
*عدالت اسلامی!
*رهایی از دین یا جدایی آن از سیاست؟
*همزادی علم الله با قدرت
*«نه» بر تسلیم و اطاعت
*حصر و یا محاکمه: ولی فقیه بر سر دو راهی!
*تابوی هسته‌ای: نگاه ایدئولوژی یا نگاه اسلامی؟
*فرد و حکومت خدا
*قتلگاه سعیدی سیرجانی: «منزل آرام و مجلل در شمال شهر تهران»
* سعیدی سیرجانی به تاریخ پیوست
*آقای ظریف، ایران هراسی نه، اسلام هراسی!
*مذاکرات هسته ای: اراده ولایت یا اراده ملت؟
*امر به معروف، نهی از منکر و فرا رسیدن دوران کفر!
*امام حسین: اسطور ه یا انسانی زمینی؟
*جنایتکار کیست؟
*«امر به معروف با اسید نمیشه»
*دفاع مقدس یا شکست مفتصحانه ؟
*اسلام هراسی: خدمت و یا خیانت
*حقیقت نه بمب
*فریبخوردگان اکنون با ید به جنگ با الله برخیزند
*اسلام: دین رحمت و یا خشونت؟
*حکومت اسلامی: آبستن آزادی و استقلال و خود آئینی
*بازگشت اسلام به اصل خود
*توصیه ولایت: حفظ آرامش روانی !
*انفجار روابط جنسی در زیر زمین !
*هم ولایت و هم ریاست، هردو از دروغگویانند
*اسلحه ات را بر زمین بگذار ای مومن!
*نه حماس، نه اسرائیل
*شلاق، مجازات نا فرمانی و یا روزه خواری؟
*اعتدال، خدعه ای اسلامی
*«راه اندازی کلینک خشم در تهران»
*ما داعشی ها را خوب می شناسیم!
*حکومت اسلامی واژگون گردد، اگر زن حجاب از سر برگیرد
*بهشت با شلاق ؟
*از خاک سپاری مردگان در انقلاب مصر تا بازگشت آنان بزندگی در حکومت اسلامی
*سردار سرلشگر جعفری، سردار اسلام
*نبود آزادی و وحدت جنایت و عدالت در حکومت اسلامی
*زوگیری در فضای مجازی
*بازی دین و قدرت
*چهره کریه حکومت دین را بنگر
*زورگیری در اسارتگاه اوین
*یکتا و یگانه، تنها ولی فقیه است، بجز او هیچکس دیگری نیست!
*دین خصم آشتی ناپذیر آزادی
*پیام نوروزی خداوندگار خامنه ای : آزادی، بی آزادی
*دیو دو شاخ
*آزادی مسئولانه یا آزادی در فرمانبری؟
*22 بهمن: تاسیس استبداد مضاعف دین و قدرت
*انقلاب اسلامی: گریز از آزادی
*الله: مهربان و بخشنده و یا کین خواه و کیفر دهنده؟
*حال باید پرسید...
*از سلطه افکنی تا سلطه ستیزی
* قرآن، دین، قدرت، ما و آنها ؟
*تأملی چند در باره حکومت اسلامی و رهایی از آن
*بمناسبت اربعین: امامت یا خلافت؟ کدام حاکم است بر ما؟
*مماشات با دین بس!
*اسلام دین بیگانه با انسان
*فساد از اسلام بر میخیزد یا از قدرت؟
*مرگ بر غنی سازی هسته ای
*دیپلماسی ولایت و دفن حقوق بشر
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*از سلطه ستیزی تا دریوزگی
*بنگر، خداوند غرقه در خون است!
*باید رستم را فرا خواند
*خلع دین از حکومت
*مرگ بر آمریکا: رمز مقاومت مردم یا رمز بقای حکومت ارتجاع؟
*ستیز با شیطان بزرگ ستیز است با آزادی
*الله اکبر: دین یا سیاست؟
*طبل توخالی
*«نرمش قهرمانانه» یا حرکت مذبوحانه؟
*حرمت شکنی روحانیت
*زایش خدا: نفی انسان و آزادی
*گره هسته ای، وسیله است نه هدف، دینی ست نه سیاسی
*گفتمان اعتدال و آشتی اسلام با جهان سکولار!
*رمز و راز وزارت: شایستگی و لیاقت یا تسلیم و اطاعت از ولایت؟
*بوی فریبکاری به مشام میرسد
*تا ولایت هست، سیه روزی و تیره بختی هم هست
*گفتمان ولایت: وارونگی حقایق و بهانه جویی های احمقانه
*تیشه بر ریشه فقاهت، تیشه بر بنیان قدرت است
*آبادی بدون ویرانی؟ نه حقیقت، نه آزادی
*رمضان: بیداری وجدان و یا وجدان فرمانبر؟
*از خداوند خامنه ای ست که بوی گند برمیخیزد
*رئیس جمهور منتخب: باز تاب اراده ولایت و یا تبلور اراده ملت؟
*انتخابات و یا آفرینش حماسه سیاسی؟
*گفتمان ولایت، گفتمان تحقیر و توهین به ملت
*گفتمان انتخابات
*دلشوره انتخابات
*صداقت هرگز نه از دین برخیزد و نه از قدرت
*کارنامه ولایت و یا ریاست جمهوری؟
*رمز رهایی از دیکتاتوری
*احکام شریعت لغو و قیامت اعلام کنید
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*بازی هسته‌ای و اسطوره جهاد و شهادت
*جنگ عدالت با آزادی
*سکولاریسم از ستیز با دین گذر میکند
*هفت سین، بدون دال بیگانه: سال نو، دین نو
*ظهور امام چهاردهم
*الله، خدای یکتا و یگانه مرد است و مردانه میاندیش
*قدسی سازی خشونت، رمز بقای نظام ولایت
*اسلام دین بیگانه با انسان
*آقای رئیس جمهور
*دین را باید بدادگاه بکشانیم
*حکومت راهزنان و غارتگران
*کدام انتخابات؟ چه قانونی؟
*یورش به دفاتر روزنامه ها و زور گیری روزنامه نگاران
*حاکم یا محکوم، کدامیک زور گیر است؟
*نظام ولایت، نظام قانون گریز و قانون شکن
*تاج شاهی بر سر خداوند خامنه‌ای
*دین و یا قدرت، کدامیک دشمن ملت ایران است ؟
*نظام ولایت، نظام فریب و خیانت
*از حجره و حوزه، تا کاخ نشینی و فرمانروایی
*حکومت اسلامی، حکومت فریبکاران
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*عاشورا : از تحمیق تا تطمیع و از امام تا یزید
*پیام عاشورا: کین خواهی و خشونت، تسلیم و اطاعت
*عاشورا و اسطوره سازان حرفه ای
*دو معضل نیروی های انتظامی: بر خورد با ماهواره ها و بد حجابی
*براندازی دین تازیان بومی : خوش خیالی و یا واقع بینی؟
*مسئول تحریمات: دشمنی با اسلام یا غنی سازی هسته ای؟
*براندازی نظام ولایت از براندازی فقاهت، مظهر دین میگذرد
*جهاد و شهادت جنایت است و در خصومت با انسانیت
*حرف قرآن، حرف قدرت است
*پیش بسوی انسان و آزادی
*چشم بند ان ، کاریکاتور ی که مقدس را موهن ساخت
* ما عاشق امامان خود هستیم!
*از دینداری تا غیرتمداری
*کدام بحران؟
*بازگشت دوران تازیان مهاجم
* بحساب دین یا بحساب ملت
*حکومت اسلامی، بازنده ی بزرگ در اجلاس جنبش عدم تعهد.
*ولایت جلوه ی الله
*الله، بازیگر اصلی
*بوی گند ارشاد
*براندازی ولایت از رهایی از یو غ الله میگذرد.
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*از کدام دین است که سخن میرانید؟
*حکومت ولایت، حکومت الله ست
*چرا باید با نام الله آغاز کنیم؟
*روحانیت دشمن ملت
*الله و جدایی جنسیت ها
*اسلام: دین فرمانروایی و فرمانبری
*خمینی الله را کشته است
*حجاب در ستیز و خصومت با عفاف