اسلحه ات را بر زمین بگذار ای مومن!
فیروز نجومی

 

تنها در قاموس دین، بویژه دین اسلام است که شکست شرم آور را میتوان پیروزی شگفت انگیز خواند، حقایق را وارونه ساخت و مردم را فریب داد. بازتاب این واقعیت را معلوم است که در چه رسانه هایی میتوان مشاهده نمود، در مطبوعات تف لیس ولایت، هم اصولگرا و هم اصلاح طلب، بویژه در کیهان، ارگان بیت رهبری. بازجوی سابق اوین، حجت الاسلام کت شلواری، رئیس تف لیسان ولایت، حسین شریعتمداری در سر مقاله کیهان، کشتار 200 نفر از فرماندهان عالیرتبه اسرائیل، نه سربازان عادی، را جشن میگیرد، به پایکوبی و سرور میپردازد و جنگ غزه را "بزرگترین پیروزی" میخواند. این در حالی ست که فرماندهان حماس همه صحیح و سالم، آماده از سر گیری جنگ با صیهونیسم و شکست نهایی اسرائیل هستند. یعنی که فرماندهان حماس همه جان سالم از معرکه بدر بردند. چنانکه گویی نه زیانی نه خسارتی، نه تخریب و ویرانی ببار آمده است نه خانواده ای آواره و درمانده. مسلم است که بزبان، مرد مقدس و پاکدینی، چون حجت الاسلام شریعتمداری، این "پیروزی عظیم تاریخی" بدون نقش هدایتگر ولایت امکان پذیر نبوده است. مگر تف لیسان ولایت میتوانند از شکست، یعنی از حقیقت سخن رانند؟ حقیقت را باید پوشاند. ضعف را باید قوت جلوه داد. این است سیاست رسانه ای رژیم اسلامی.

حال آنکه و اقعیت آن است که حماس در جنگ با اسرائیل نه تنها بعنوان یک نیروی نظامی، متلاشی گردیده است، بلکه  ورشکستگی دین اسلام بعنوان یک ایدئولوژی سیاسی را  نیز آشکار ساخته است. این جنگ بخوبی نشان داد که "جهاد " و "شهادت،" تخریب و و یرانی، ریختن خون دیگری تا آخرین قطره خون خویش، بیرحمی و انتقام ستانی  بیانگر چیزی نیست مگر اراده معطوف به نیستی ویا نوشیدن شربت شهادت بامید زندگی ابدی در کنار حوریان بهشتی. چه پنداری؟ اما به چه هزینه ی گرانباری؟ از نظر زمانی خیلی که خوشبین باشیم باز سازی تنها آنچه در جنگ کوتاه اخیر، بین حماس و اسرائیل  تخریب و ویران شده است، حد اقل ده سال بطول میانجامد، به قیمت میلیارد ها دلاری که معلوم نیست از کیسه کدام سازمان، نهاد و یا کشوری پرداخت میشود. از پی تخریب و ویرانی، بی خانمانی و  آوارگی ، حقارت و خواری هم میآید. تنها تاسیسات تصفیه آب نوشیدنی در باریکه غزه، هدف گلوله های توپخانه های اسرائیل قرار گرفته است و مردم غزه را با مشکل برزگ بی آبی مواجه ساخته است، خساراتی شاید نه چندان مهم از منظر حماسیان و حسین شریعتمداری، تف لیس ولایت.

آری، حماس توانست با مظلوم نمایی و تخریب و ویرانی گسترده ای که بمب بارانهای بی امان اسرائیل ببار آورده بود، دلها رابسوزانند و اشک مردم را در آورند که یکی از کاربردهای موثر دین است، بمثابه یک نظام اخلاقی و نه یک نظام سیاسی بر اساس فرمانروایی و فرمانبری.

 

جنگی که حماس با راکت پرانی به استقبال آن شتافته است، نزدیک به دوهزار کشته و چندین هزار زخمی بجای گذاشته است. ده ها هزار ساختمان مسکونی و تجاری،  مدارس و بیمارستانها، زیر بمباران اسرائیل با خاک یکسان گردیده اند و هزاران هزار آواره و بی خانمان. اگر حماس در پاسخ به راکت پرانیها چیزی کمتر از ویرانی و کشتار گسترده از اسرائیل انتظار داشته است، هم بخود دروغ گفته است و هم به مردمی که در معرض توپ ها، خمپاره  ها و بمب های اسرائیل قرار داده اند. حال پس از این همه خسران و زیان جبران ناپذیر، این همه تخریب ویرانی، آوارگی و بی خانمانی، رهبران حماس آتش بس 72 ساعته را پذیرفته و با دشمن به مذاکره پرداخته اند، امری که حماس برای حفظ جان و مال مردم غزه و حتی نیروهای خود باید از آغاز بر آن اصرار میورزید و از هرگونه درگیری قهر آمیز با اسرائیل خود داری میکرد. اما تعصب و غیرت در مسلک حماسیان، به از هرگونه محاسبه عقلانی ست.

حال اگر هنوز حیرانیم که حماسی ها بر اساس کدام محاسبه، کدام عقل و تفکری دست به راکت پرانی میزنند، پاسخ را باید در اصل و اصولی یافت که بدان باور دارند، در دین اسلام، دینی که در فلسطین، حماسی ها، در دولت نوظهور عراق و سوریه، ابوبکر البغدادی و در ایران، ولی فقیه  مظهر آن است.

نگاهی کوتاه به تاریخ، نشان میدهد که ده سال دوران رسالت پیامبر اسلام تمام در جنگ و لشگر کشی گذشته است، بیش از 60 بار. گردن زنی های محمد افسانه ای ست. امام خمینی در سخنرانی ای که هرگز پخش نشد بدان اشاره میکند و افسوس میخورد که در رفتار با چپها و لیبرالها و حقوق بشری ها، از پیامبر اسلام تبعیت نکرده است. گذشته از آن گفتمان قرآن گفتمان خشونت است و بیرحمی و انتقام ستانی، گفتمان تنبیه و مجازات کسانی ست که به الله "نه " میگویند و ازتسلیم و اطاعت سرباز میزنند. یعنی که گردن نهادن به وظایف شرعی دیگر یک وظیفه عبادی نیست، بلکه وظیفه ای ست سیاسی و یا حتی عبارتی که قرآن مقدس با آن آغاز میشود، "بسم الله الرحمان و الرحیم،" عبارتی ست سیاسی چون معطوف به صدور فرمان است و فرمانبری.

 بی جهست نیست که همه ی اسلام گرایان، برغم گوناگونی درونی، پرچم لا الله الا الله را بر دوش میکشند. چرا که این پیام را مخابره میکند که «نه» نیست و نیز جای هیچگونه شک و تردیدی هم نیست. یعنی که پرچم لا الله الا الله، فرا خوانی ست بسوی تسلیم و اطاعت، بسوی فرمانبری و به بیانی کمی نرمتر و عرفانی، بسوی عبودیت است و بندگی.  این هم در حکومت آیت الله ها مصداق دارد ، هم در طالبان و هم در نسل جدید اسلامیست ها مثل حماسی ها و داعشی ها. این فراخوان از زمان پیامبر با خشونت و بیرحمی و انتقام ستانی همراه بوده است و هم اکنون هم هست. یعنی هرجا که پرچم اسلام بر افراشته گردیده است، مهم نیست چه فرقه و دسته ای، قهر بوده است و خشونت، بر قراری نظم شریعت بوده است بر اساس تسلیم و اطاعت. حماسی ها و سپاه پاسداران، لشگر ولایت، داعشی ها، النصره ها و القاعده ها خود را سر باز دین اسلام میخوانند. آنها با مفاهیمی همچون صلح و دوستی، مذاکره و مسالمت، بیگانه و غریبه اند.

تا قبل از ظهور وزیر امور خارجه کنونی که نرم  و آرام مینماید و خندان و خوشحال بنظر میرسد چنانکه گویی از یک جشن عروسی بازگشته است، تیم مذاکره کنندگان هسته ای چنان در محافل دیپلماتیک ظاهر میشدند گویی که آماده جنگ تن به تن بودند نه سازش و بده بستان. "رهبرمعظم" انقلاب اسلامی در سخنرانی اخیر نیز تاکید کرد که  راه نجات در مسلح کردن فلسطینی ها نهفته است و دولت های کشورهای مسلمان را به مسلح ساختن تمامی فلسطینی ها، حتی آنها که راه مذاکره را برگزیده اند، فرا خواند. البته که حکومت اسلامی، بدون شمشیر هرگز نمیتوانست شریعت را بر جامعه تحمیل کند. شمشیردر ذات اسلام است چون ابزار بر قراری نظام فرمانروایی ست و فرمانبری. شمشیر، نماد قهر و خشونت است و بیرحمی و انتقام ستانی که بدون آن، بدون ترس از  تنبیه و مجازات چه در این جهان و چه در آخرت شریعت اسلام هرگز پایدار نمیماند. همین بس به قوانین مجازات اسلام نگاهی بر اندازی، سراسر خشونت است و بیرحمی تنها راه بازداشتن از شر و واداشتن به خیر، شلاق و تیغ و تازیانه، قطع اعضای بدن، قصاص و سنگسار، نه تنها اوج قساوت است و بیرحمی بلکه توهینی بس بسیار بزرگ به انسانیت.

پس چه جای تعجب، اگر حماس همچون حکومت اسلامی با اصل مذاکره و صلح و مسالمت جویی، غریبه و بیگانه باشند. اگر نبودند، میتوانستند ابزار قهر و خشونت را زمین گذارده از راه صلح و صفا با دشمن وارد گفتگو شوند، نه در پایان یک جنگ یکطرفه و غم انگیز. مثلا به همان راهی بروند که گاندی در هندوستان و مارتین لوتر کینگ در آمریکا رفته اند. در چنین صورتی اسرائیل کدام راه را بر میگزید؟ توجیه اعمال خشونت بار اسرائیل همیشه پاسخ به خشونت حماس بوده است که نابودی اسرائیل را در مخیله خود میپرورانند. بهمین دلیل هم همیشه برای جنگ و درگیری، کشتار و خونریزی، و جهاد و شهادت آماده شده و میشوند. علما و فقهای اسلامی از جمله مرجع تقلید آیت الله مکارم شیرازی و مفتی لبنان نیز فتوای جهاد علیه اسرائیل را صادر کرده اند، یعنی مسلمانان را موظف ساخته اند به جنگ و خونری. یعنی که اگر بگوییم که خشونت در ذات اسلام که دین فرمانروایی و فرمانبری است نهفته است سخنی بگزاف نگفته ایم.

آری، مذاکره و صلح و دوستی با دشمن، چیزی نیست مگر شرمساری در آئین اسلامی. چه میشد اگر اسلام مومنین را به صلح و دوستی فرا میخواند و پرهیز از خشونت را وظیفه دینی، بشمار میآورد و الله، خدای یکتا و یگانه قتل فی سبیل الله، کشتار در راه خشنودی ا الله را  بجای تایید و تصدیق در قرآن مقدس منع و بعنوان جنایت علیه بشریت محکوم میکرد؟ هم اکنون داعشی و یا دولت اسلامی عراق و سوریه به رهبری کسی که خود را بخلافت برگزیده است، به پیش میرود و سر زمینهای جدیدی را بدست میاورد، هرجا که میروند خشونت را باوج خود میرسانند، میکشند، تجاوز میکنند و بغارت و چپاول دست میزند. داعشی در پیروی از رهنمود های دین اسلام است که دست به  قتل و جنایت میزند، همانگونه که رژیم آیت الله و سازمانهایی مثل حماس دست خود را به خشونت آلوده کرده و میکنند. حال اگر دین، همزیستی و مدارا با دشمن را توسعه میکرد، آیا حکومت اسلامی در 1367 دست به قتل عام در زندانها میزد، حماسی ها خود را برای جنگ با اسرائیل به راکت مسلح میساختند و داعشی ها از جنایت و تجاوز دست بر میداشتند؟ تردید مدار که  در جهانی بسیار متفات از جهان امروز زندگی میکردیم، اگر این نقش آفرینان به امر الهی ابزار قهر و خشونت را بر زمین میگذاردند روش مسالمت را پیشه خود میکردند.

چنین فرضی غیر عملی و غیر ممکن نیست، نه تنها میتوان با اسرائیل طرح دوستی ریخت و باید هم ریخته شود برغم تمام تجاوزاتی که مرتکب میشود، بلکه میتوان از اسرائیل و علم و تکنولوژی اسرائیلیها برای نوسازی کشورهای فقیرو عقب مانده عربی، بویژه سرزمین فلسطین صرفنظر از محدودیت های جغرافیایی، بهره بر گرفت. آیا در چنین صورتی اسرائیلی ها از هوا و دریا و زمین، غزه را بمباران خواهد نمود؟ چه میشد اگر حکومت اسلامی بجای گروگان گرفتن آمریکاییها، سرکوب و نابودی هرگونه صدای مخالفی در درون و بیرون مرزهای کشور و استقبال از تحریمات اقتصادی بامید شکوفایی اقصاد مقاومتی، طرج صلج دوستی و آشتی با غرب و آمریکا میریخت. مسلم است که چنین گرفتار استبداد مضاعف دین و قدرت نمیشدیم.

مخاصمات بین اسرائیل و فاسطینی ها هرگز از راه خشونت آمیز بجایی نمیرسد. ادامه ستیز و خصومت، فقر و عقب ماندگی فلسطینی ها را تشدید و عمیق تر میسازد. زمان آن رسیده است که حماس یونیفرم نظامی از تن برگیرد؛  چهره پوشیده با کلاه های سیاه سراسری که نماد قهر و خشونت مطلق است، آشکار نموده، لباس صلح و دوستی برتن وهمچون مردمان ساده و خوش قلب، دست دشمن متجاوز را بفشرد. شرمساری در جهان اسلام را بجان بخرد و رویای گذراندن زندگی ابدی در کنار حوری های بهشتی را از سر خارج سازند. جهاد و شهادت، خشونت زا است. زمان آن رسیده است که حماس آنرا به موره های تاریخ بسپرد.

فیروز نجومی

Firoz Nodjomi

Firoznodjomi.com

Firoznodjomi.blogpost.com

Rowshanai/org

 

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

فیروز نجومی

فهرست مطالب فیروز نجومی  در سایت پژواک ایران 

*انتخابات را به خاکسپاری رژیم جنایتکار تبدیل کنیم!
*انتخابات خوب است!‏
*حقیقت را باید گفت!‏
* از یکتا پرستی تا ‏کثرت خواهی
*ندای وجدان
*ویرانی بزرگ!‏
*از دین گریزی تا دین ستیزی
*سالروز نکبت و مصیبت ‏
*دگرگون سازی ارزش ‏ها!‏
*گفتمان رفسنجانی، گفتمان ریاکاری
*حقیقت نهائی!‏
*دیفروشان دیروز فرمانروایان امروز
*شاه گور خود کند و ولی فقیه گورکن خویش شود و دین!
*‎ ‎ دین مست باده قدرت !‏
*براندازی متولیان دین
*چیره شدن «عرب بر عجم» ‏ و آغاز نگون بختی ایرانیان
* آزادی و گریز از مسئولیت
* سرگذشت غم انگیز آزادی
*بازگشت بدوران رسالت ‏ و گره زدن دین به قدرت
*در چرائی نامگذاری الله و آغازیدن با نام او!‏
*عاشورا: اسطوره یا واقعیت
*بوی گند تقدس
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*عاشورا و قتل عام در زندانها
*محمد بشر بشیر و یا ‏‎ ‎خشم و خشونت و شمشیر
*«پافشاری بر نفاق» و عدالت اسلامی!
*جنگ شیعه وسنی:‏ اختلاف تاریخی یا دسیسه غربی؟
*خشونت هنجاری مقدس در قاموس اسلام
*کشتار جمعی در زندانها بجرم «ارتداد»
*تدبیرچیست؟
*بنام انسان و آزادی
*خشونت و گفتمان توحیدی
*پشت خمیده و بار سنگین دین و قدرت!
*امنیت و آزادی
*فقط آزادی
*شریعت اسلامی در ستیز با خودفرمانی
*معاشقه اسلام ناب محمدی با علم و تکنولوژی
* آزادیخواهی و باز تولید منش دیکتاتوری!
*اسلام در پیشگاه تاریخ
*بیگانگی ما از خود
* امریکا ستیزی یا اسلام ستیزی؟
*دشمن و دو قطبی شدن جامعه
* از درگیریهای کلامی تا امریکا ستیزی و فریبکاری
* امید کوکبی، قهرمان نافرمانی
*ظهور نیروی نامحسوس و امنیت اخلاقی
* تا کی؟
*رمز بقای نظام فرمانروایی و فرمانبری
*خائن کیست؟
*نقشه رذیلانه امریکا: «تزریق تقکر خاصی به نخبگان»
*آیا بجز ولی فقیه کسی دیگری هم هست؟
*نه به اخلاق اطاعت و فرمانبری!
*نفی حق گزینش: فروکاستی انسان به حیوان
* تن بخفت نباید داد
*انتخابات: طبل تو خالی
*رابطه دین با قدرت در امتداد تاریخ
*«جامعه ایران به کدام سو در حال حرکت است؟»
*انتخابات یعنی چه؟
*بدامن چه کسی پناه باید برد؟
*رهایی و ترک کیش اهریمنی
*بخندیم یا گریه کنیم؟
*از طلبگی تا خدایی و مسئله جانشینی!
*شمشیر ذوالفقارم آرزوست
*جور دیگری زندگی باید کرد
*بیان درد مشترک و یا صدور کیفرخواست علیه غرب؟
*اندر شکست دین جهاد و شهادت
*عاشورای پاریس
*آزادی را باید پرستید
*ولی فقیه، شاه نیست، مظهر دین است
*جامعه تک کتابی!
*عاشورا: شهادت یا خشونت؟
*کفر گرایی: راه رهایی و آزادی
*تقدس از جهل بر میخیزد
*قوم لوط، اخلاق انحرافی و خروج امام عج از غیبت
*اینهم شد خدا؟
*امنیت در سایه ولایت
*سردار حاج قاسم سلیمانی: سردار استبداد مضاعف دین و قدرت
*ز روز بلا باید دست بر سر گیریم
*فریبکاری مضاعف
*استبداد و آگاهی طبقاتی
*من مسلمانم، طرفدار رژیم دین هم نیستم!
*رهایی، آیا یک توهم است؟
*وای اگر دین نبود!
*خوار داشت انسان و قدسی سازی خشونت
*بر فراز منبر ولایت و یا خلافت؟
*الله: آموزگار بزرگ بیرحمی، خشونت و کین خواهی
*رمضان: زمینه ساز نظام فرمانروایی و فرمانبری
*دین ستیزی و یا قدرت ستیزی!
*جامعه بورژوازی و یا جامعه اسلامی فرا طبقاتی؟
* تاملی چند در باره جنبش عبور از ولایت!
*روحانیت: از حوزه تا حکومت
*کیست گورکن دین؟
*غنی سازی هسته ای بچه قیمتی؟
*شمشیر در نهان دین
*فرخنده: قهرمان جهالت ستیز
*دینمداری یا انسانمداری کدام یک اهریمنی ست؟
* دیکتاتوری و شریعت اسلامی
*سپاه پاسداران: سپاه ولایت و یا ملت
*توفان دیگری در راه است!
*ولایت دشمن اصلی ملت
*در خدمت و خیانت به اسلام و یا به ملت؟
*عدالت اسلامی!
*رهایی از دین یا جدایی آن از سیاست؟
*همزادی علم الله با قدرت
*«نه» بر تسلیم و اطاعت
*حصر و یا محاکمه: ولی فقیه بر سر دو راهی!
*تابوی هسته‌ای: نگاه ایدئولوژی یا نگاه اسلامی؟
*فرد و حکومت خدا
*قتلگاه سعیدی سیرجانی: «منزل آرام و مجلل در شمال شهر تهران»
* سعیدی سیرجانی به تاریخ پیوست
*آقای ظریف، ایران هراسی نه، اسلام هراسی!
*مذاکرات هسته ای: اراده ولایت یا اراده ملت؟
*امر به معروف، نهی از منکر و فرا رسیدن دوران کفر!
*امام حسین: اسطور ه یا انسانی زمینی؟
*جنایتکار کیست؟
*«امر به معروف با اسید نمیشه»
*دفاع مقدس یا شکست مفتصحانه ؟
*اسلام هراسی: خدمت و یا خیانت
*حقیقت نه بمب
*فریبخوردگان اکنون با ید به جنگ با الله برخیزند
*اسلام: دین رحمت و یا خشونت؟
*حکومت اسلامی: آبستن آزادی و استقلال و خود آئینی
*بازگشت اسلام به اصل خود
*توصیه ولایت: حفظ آرامش روانی !
*انفجار روابط جنسی در زیر زمین !
*هم ولایت و هم ریاست، هردو از دروغگویانند
*اسلحه ات را بر زمین بگذار ای مومن!
*نه حماس، نه اسرائیل
*شلاق، مجازات نا فرمانی و یا روزه خواری؟
*اعتدال، خدعه ای اسلامی
*«راه اندازی کلینک خشم در تهران»
*ما داعشی ها را خوب می شناسیم!
*حکومت اسلامی واژگون گردد، اگر زن حجاب از سر برگیرد
*بهشت با شلاق ؟
*از خاک سپاری مردگان در انقلاب مصر تا بازگشت آنان بزندگی در حکومت اسلامی
*سردار سرلشگر جعفری، سردار اسلام
*نبود آزادی و وحدت جنایت و عدالت در حکومت اسلامی
*زوگیری در فضای مجازی
*بازی دین و قدرت
*چهره کریه حکومت دین را بنگر
*زورگیری در اسارتگاه اوین
*یکتا و یگانه، تنها ولی فقیه است، بجز او هیچکس دیگری نیست!
*دین خصم آشتی ناپذیر آزادی
*پیام نوروزی خداوندگار خامنه ای : آزادی، بی آزادی
*دیو دو شاخ
*آزادی مسئولانه یا آزادی در فرمانبری؟
*22 بهمن: تاسیس استبداد مضاعف دین و قدرت
*انقلاب اسلامی: گریز از آزادی
*الله: مهربان و بخشنده و یا کین خواه و کیفر دهنده؟
*حال باید پرسید...
*از سلطه افکنی تا سلطه ستیزی
* قرآن، دین، قدرت، ما و آنها ؟
*تأملی چند در باره حکومت اسلامی و رهایی از آن
*بمناسبت اربعین: امامت یا خلافت؟ کدام حاکم است بر ما؟
*مماشات با دین بس!
*اسلام دین بیگانه با انسان
*فساد از اسلام بر میخیزد یا از قدرت؟
*مرگ بر غنی سازی هسته ای
*دیپلماسی ولایت و دفن حقوق بشر
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*از سلطه ستیزی تا دریوزگی
*بنگر، خداوند غرقه در خون است!
*باید رستم را فرا خواند
*خلع دین از حکومت
*مرگ بر آمریکا: رمز مقاومت مردم یا رمز بقای حکومت ارتجاع؟
*ستیز با شیطان بزرگ ستیز است با آزادی
*الله اکبر: دین یا سیاست؟
*طبل توخالی
*«نرمش قهرمانانه» یا حرکت مذبوحانه؟
*حرمت شکنی روحانیت
*زایش خدا: نفی انسان و آزادی
*گره هسته ای، وسیله است نه هدف، دینی ست نه سیاسی
*گفتمان اعتدال و آشتی اسلام با جهان سکولار!
*رمز و راز وزارت: شایستگی و لیاقت یا تسلیم و اطاعت از ولایت؟
*بوی فریبکاری به مشام میرسد
*تا ولایت هست، سیه روزی و تیره بختی هم هست
*گفتمان ولایت: وارونگی حقایق و بهانه جویی های احمقانه
*تیشه بر ریشه فقاهت، تیشه بر بنیان قدرت است
*آبادی بدون ویرانی؟ نه حقیقت، نه آزادی
*رمضان: بیداری وجدان و یا وجدان فرمانبر؟
*از خداوند خامنه ای ست که بوی گند برمیخیزد
*رئیس جمهور منتخب: باز تاب اراده ولایت و یا تبلور اراده ملت؟
*انتخابات و یا آفرینش حماسه سیاسی؟
*گفتمان ولایت، گفتمان تحقیر و توهین به ملت
*گفتمان انتخابات
*دلشوره انتخابات
*صداقت هرگز نه از دین برخیزد و نه از قدرت
*کارنامه ولایت و یا ریاست جمهوری؟
*رمز رهایی از دیکتاتوری
*احکام شریعت لغو و قیامت اعلام کنید
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*بازی هسته‌ای و اسطوره جهاد و شهادت
*جنگ عدالت با آزادی
*سکولاریسم از ستیز با دین گذر میکند
*هفت سین، بدون دال بیگانه: سال نو، دین نو
*ظهور امام چهاردهم
*الله، خدای یکتا و یگانه مرد است و مردانه میاندیش
*قدسی سازی خشونت، رمز بقای نظام ولایت
*اسلام دین بیگانه با انسان
*آقای رئیس جمهور
*دین را باید بدادگاه بکشانیم
*حکومت راهزنان و غارتگران
*کدام انتخابات؟ چه قانونی؟
*یورش به دفاتر روزنامه ها و زور گیری روزنامه نگاران
*حاکم یا محکوم، کدامیک زور گیر است؟
*نظام ولایت، نظام قانون گریز و قانون شکن
*تاج شاهی بر سر خداوند خامنه‌ای
*دین و یا قدرت، کدامیک دشمن ملت ایران است ؟
*نظام ولایت، نظام فریب و خیانت
*از حجره و حوزه، تا کاخ نشینی و فرمانروایی
*حکومت اسلامی، حکومت فریبکاران
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*عاشورا : از تحمیق تا تطمیع و از امام تا یزید
*پیام عاشورا: کین خواهی و خشونت، تسلیم و اطاعت
*عاشورا و اسطوره سازان حرفه ای
*دو معضل نیروی های انتظامی: بر خورد با ماهواره ها و بد حجابی
*براندازی دین تازیان بومی : خوش خیالی و یا واقع بینی؟
*مسئول تحریمات: دشمنی با اسلام یا غنی سازی هسته ای؟
*براندازی نظام ولایت از براندازی فقاهت، مظهر دین میگذرد
*جهاد و شهادت جنایت است و در خصومت با انسانیت
*حرف قرآن، حرف قدرت است
*پیش بسوی انسان و آزادی
*چشم بند ان ، کاریکاتور ی که مقدس را موهن ساخت
* ما عاشق امامان خود هستیم!
*از دینداری تا غیرتمداری
*کدام بحران؟
*بازگشت دوران تازیان مهاجم
* بحساب دین یا بحساب ملت
*حکومت اسلامی، بازنده ی بزرگ در اجلاس جنبش عدم تعهد.
*ولایت جلوه ی الله
*الله، بازیگر اصلی
*بوی گند ارشاد
*براندازی ولایت از رهایی از یو غ الله میگذرد.
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*از کدام دین است که سخن میرانید؟
*حکومت ولایت، حکومت الله ست
*چرا باید با نام الله آغاز کنیم؟
*روحانیت دشمن ملت
*الله و جدایی جنسیت ها
*اسلام: دین فرمانروایی و فرمانبری
*خمینی الله را کشته است
*حجاب در ستیز و خصومت با عفاف