«پافشاری بر نفاق» و عدالت اسلامی!
فیروز نجومی

 

 اگر نمیدانستید، بهتر آن است که از حالا بدانید که"پا فشاری بر نفاق،" در مرداد ماه 67، به آویخته شدن بدار مجازات بجرم "محاربه " یا جنگ بر علیه الله، خداوند یکتا و یگانه، میانجامید. یعنی که حکم پافشاری بر نفاق اعدام بود. بیش از 4  هزار تن از بهترین فرزندان این مملکت، کسانی که سرمایه این جامعه بوده و  وجودشان مالا مال از عشق به مردم و خدمت به مام وطن بوده است، صرفنظر از تعلقات گروهی، باتهام پافشاری بر نفاق، بخاک و خون خود غلتیدند.

در مرداد و شهریور ماه67  یک هیئت سه نفره، حاکم شرع، نماینده دادستان و نماینده وزارت اطلاعات، در زندانهای تهران و بهمینگونه در شهرستانها، بر طبق فرمان امام خمینی، دادگاه هایی برپا نمودند تا آنان که بر نفاق پا فشاری میکنند محکوم و بیدرنگ در اسراع وقت حکم اعدام را در باره شان به اجرا درآوردند.

امام خمینی اما، در فرمان اعدام زندانیان سیاسی در مرداد 67، معلوم نکرده بود  منظورش از پافشاری برنفاق چیست و روشی هم برای تشخیص و اندازه گیری آن ارائه نداده بود. البته فرزندش، حاج احمد آقا که مشاور او بشمار میرفت، طی نامه ای از پدر سوال میکند که آیا فرمان اعدام، زندانیانی را که محکومیت شان در حال بسر رسیدن است در بر میگیرد یا نه؟ امام در پاسخ میگوید:

در تمام موارد فوق هر کس در هر مرحله اگر بر سر نفاق باشد حکمش اعدام است. سریعا دشمنان اسلام را نابود کنید. در صورت رسیدگی به وضع پرونده‌ها در هر صورت که حکم سریعتر اجرا گردد همان مورد نظر است.

این همان حکمی است که علی مطهری در مسند نایب رئیس مجلس، سعی میکند تقدس آنرا حفظ نموده و قتل عام در زندانها را ناشی از نحوه اجرای فرمان امام میداند نه خود حکم، حکمی که سراسر خشونت است و انتقام ستانی، با سرعت بدون هیچ درنگی. وی در طی نامه ای از مصطفی پور محمدی، در حال حاظر وزیر دادگستری، خواسته است که «تکلیف شایعات در مورد اعدام های 67» را روشن کند. مصطفی پور محمدی عضو گروه سه نفره ای بود که در 67 هزاران جوان را طبق فرمان امام خمینی بدون اتلاف وقت بدار مجازات آویخت تا "دشمنان اسلام" را نابود سازد. .

روشن است که امام خمینی در فرمان اعدام زندانیان سیاسی که در مرداد 67 صادر نمود،  نمیخواهد یکباره مکنونات ضمیر خود را آشکار ساخته و  بگوید بدون استثنا همه زندانیان را از دم تیغ بگذرانید، هرچه سریعتر، بهتر.  اما، این قصد و غرض خود را در پس "نفاق " پنهان نگاه میدارد. چرا که نفاق مفهومی نیست که بتوان مرز و حدود آنرا تعین نمود. بدرستی معلوم نیست که از کدام نقطه آغاز میشود و بکجا ختم میشود. نفاق واژه ای ست قرآنی . کلامی ست که الله در کتاب مقدس خود در باره آن و کسانیکه مرتکب نفاق میشوند، یعنی "منافقین" سخن بسیار رانده است تا رسول خود را نسبت به خطر منافقین آگاه ساخته و راه و روش مبارزه با آنان را به رسول خود آموخته است. الله منافقین را حتی بدتر از "کافر" و "مشرک،" کسانی که یکتایی و یگانگی الله، که "او هست و بجز او کس دیگری نیست" مورد شک و تردید و انکار قرار میدهند. الله منافق را "دو رو" میبیند. در دل "کفر" دارد و در زبان ایمان. تفاوت بسیاری ست بین ظاهر و آنچه منافق در باطن دارد. یعنی که منافق بحرف ایمان به وحدت الله دارد و «لا الله الا الله» را بزبان میراند، حال آنکه در درون بآن باور ندارد.

یعنی که اگر منظور آیت الله خمینی از نفاق، همین نفاق قرآنی باشد، کدام قاضی و بازپرسی و بازجویی میتواند دورویی و دروغکویی و دوگانگی ظاهر و باطن و کفر در دل و ایمان بر زبان را ثابت کند. بگذریم که دو رویی و توانایی داشتن باطنی جدا از ظاهر، همه از خصائل انسانی ست. اگر انسان نتواند خصوصی را از عمومی جدا سازد و برحسب شرایط متفاوت به کنشگری های گوناگون دست بزند، انسان نیست. تنها حیوان است که درون و برونش یکی است. نفاق نوعی ست توانایی که در سرشت ما نهاده شده است. در این معنا جامعه انسانی جامعه منافقین است. چرا که در نقشهایی ظاهر میشویم و یا کلماتی را بر زبان جاری میسازیم که در دل و در باطن خود بدان باور نداریم.

 مگر نه اینکه حجاب خود نماد دورویی ست. مگر نه اینکه زنان را وادار میکند که در بیرون یکجور و در درون جور دیگری باشند. مگر کتاب مقدس قران دارای معانی دوگانه نیست، مگر حقایق قرانی را فقها بحقایق ظاهری و باطنی تقسیم نکرده اند. حال بدرستی روشن نیست که چرا نفاق، چنان خطا و یا گناهی نا بخشودنی بحساب بیایدکه فقط مرگ میتواند پاسخگوی او باشد. آیا بدرستی معلوم هست که از نفاق چه خسارت و زیانی بدیگری و یا بر جامعه وارد میشود؟ کفر در دل داشتن اما ایمان را بزبان آشکار ساختن، بچه کسی ممکن است ضرر بزند؟آیا حیرت آور نیست وقتی خبر دار میشوی که بیش از 4 هزار گل سر سبد را بجرم واهی پا فشاری بر نفاق بدست گروه مرگ و همردیفان انها، مخفیانه اعدام شده و در گورهای دسته جمعی و بی نام و نشاندفن گردیدند. تردید داریم که کثیری از زندانیان هرگز باین آگاهی نداشتند که پا فشاری بر نفاق، جرمی ست مقدم بر جرم سیاسی که تاوان آن اعدام است.

 اما، اگر با دقت بیشتری بنگری، آنچه االله نفاق مینامد دارای یک معنای باطنی نیز میباشد، زیرا که از عدم "تسلیم " و "اطاعت" در برابر الله بر میخیزد، رفتاری که الله مطلقا بر نمیتابد. کوچکترین مقاومتی در برابر اراده الله میتواند تعبیر به گریز از تسلیم و اطاعت گردد که بنوبه خود به نفاق نیز بیانجامد. در این معنا سرپیچی و امتناع در تسلیم و اطاعت، نشانی ست بر پافشاری در نفاق. مسلم است تمام زندانیان سیاسی بآن دلیل در زندنها بسر میبردند که از تسلیم و اطاعت بامیال ولی فقیه سر باز زده بوده و مقبولیت حکومت اسلامی را بپرسش کشیده بودند. روشن است که قضاتی که زندانیان  را به محاکمه میکشانند، پیشا پیش آنها را منافق و مشرک محسوب نموده و لاجرم هر آنچه که بزبان آورند نمیتواند چیز دیگری جز دروغ تلقی گردد. یعنی که حکم بسیاری پیشا پیشا تعیین شده بود.

امام مقدس، امام خمینی بسی زیرکانه شانه از زیر بار مسئولیت خالی نموده،  تعریف و تفسیر و تعبیر نفاق را همه به همان گروه سه نفره محول نموده و لاجرم قدرت نامحدودی را بکسانی محول میکند که از نیت اصلی او بخوبی آگاه اند و چه بسا خود را با نیت امام مبنی برکشتار زندانیان، شریک میدانستند و از کسانی بوده اند که برای صدور فرمان کشتار زندانیان بی تابی میکردند. تمامی قضات دادگاه های شرع انقلاب اسلامی، مدتها بود که آماده انتقام ستانی از منافقین و مشرکین بودند. بشارت این کشتار را امام مقدس کمی کمتر از دهسال پیش داده بود و پیروان خود را در این مدت در انتظار نگاه داشته بود. در سخنرانی مرداد 58 امام خمینی ابراز افسوس نمود که دروازه های کشور را نبسته و مطبوعات را برنچیده، دست بدستگیری و کشتار نزده است.  اگر همچون پیامبر اسلام که در یک روز گردن 700 یهودی را بر زمین افکنده بود، او نیز اگر سرآنان که دهان باعتراض گشوده بودند از تن جدا ساخته بود، پاسداران دین را اینگونه کشتار نمیکردند. معلوم بود که انتقامی بس سخت و دردناک در پیش است.

آقای علی مطهری باید خیال آسوده بدارد که فرمان امام درست بهمانگونه باجرا در آمده است که آو آرزو میکرد. چرا که مجریان خود را شریک آروزی او میدانستند. رهبران نظام میدانستند که قتل عام مخالفین در حالیکه در اسارات بسر میبرند اگرچه بر قوانین و موازین بین المللی خط باطل میکشد، اما، بقای نظام را تامین و آنرا ممکن است که برای همیشه از گزند مصون بدارد. امام خمینی در پی آن بود که دست بکاری بزند که هرگز از خاطره ها محو نشود، یعنی وارد در فرآیندی شود که با قتل عام در زندانها در 67 شده است که نیچه " فن حافظه سازی" مینامد که ابزار ان خشونت و بیرحمی و انتقام ستانی ست. همچنانکه نیچه خاطر نشان میکند که:

چیزی را می باید در حافظه داغ نهاد تا در آن بماند: و چیزی در خاطر می ماند و بس که همواره درد آور بماند (تبار شناسی اخلاق 74).

خشونت و بیرحمی و انتقام ستانی ایکه در اعدام های جمعی زندانیان سیاسی تبلور میاید، چنان درد آور است که در حافظه ما لانه ای میسازد دایمی که پیوسته بما یاد آوری میکند که چیست تاوان بالیدن، تاوان مقاومت و ستیز با دین و قدرت. بی جهت نیست که سران نظام بدفاع از فرمان قتل عام زندانیان پرداخته و وضع شکوهمند حکومت اسلامی را مدیون فرمان قاطعانه امام خمینی مبنی بر اعدام زندانیان سیاسی در 67 میدانند. آقای وزیر دادگشتری، حجت الاسلام مصطفی پور محمدی که دادگری را در مکتب آمام علی آموخته است در واکنش به فایل صوتی آیت الله منتظری که او خود یکی از سخنگویان است، با گردن افراشته اعلام میکند که "به اجرای حکم خدا افتخار میکنم." آیا واقعا آقای وزیر دادگستری فکر میکند وقتی طناب دار را بگردن محکوم میانداخت حکم خدا را باجرا در میآورد؟ آیا بآنچه بزبان میآورد در دل بدان باور دارد؟ اگر به قتل اسیران نظام افتخار میکند، چرا 28 سال خود را از این افتخار محروم ساخته و پیوسته آنرا در پس قبای گشادش پنهان نموده است. آیا آقای وزیر دادگستری خود یکی از منافقین بزرگ نیست.

فیروز نجومی

Firoz Nodjomi

fmonjem@gmail.com

firoznodjomi.blogpost.com

rowshanai.org

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

فیروز نجومی

فهرست مطالب فیروز نجومی  در سایت پژواک ایران 

*انتخابات را به خاکسپاری رژیم جنایتکار تبدیل کنیم!
*انتخابات خوب است!‏
*حقیقت را باید گفت!‏
* از یکتا پرستی تا ‏کثرت خواهی
*ندای وجدان
*ویرانی بزرگ!‏
*از دین گریزی تا دین ستیزی
*سالروز نکبت و مصیبت ‏
*دگرگون سازی ارزش ‏ها!‏
*گفتمان رفسنجانی، گفتمان ریاکاری
*حقیقت نهائی!‏
*دیفروشان دیروز فرمانروایان امروز
*شاه گور خود کند و ولی فقیه گورکن خویش شود و دین!
*‎ ‎ دین مست باده قدرت !‏
*براندازی متولیان دین
*چیره شدن «عرب بر عجم» ‏ و آغاز نگون بختی ایرانیان
* آزادی و گریز از مسئولیت
* سرگذشت غم انگیز آزادی
*بازگشت بدوران رسالت ‏ و گره زدن دین به قدرت
*در چرائی نامگذاری الله و آغازیدن با نام او!‏
*عاشورا: اسطوره یا واقعیت
*بوی گند تقدس
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*عاشورا و قتل عام در زندانها
*محمد بشر بشیر و یا ‏‎ ‎خشم و خشونت و شمشیر
*«پافشاری بر نفاق» و عدالت اسلامی!
*جنگ شیعه وسنی:‏ اختلاف تاریخی یا دسیسه غربی؟
*خشونت هنجاری مقدس در قاموس اسلام
*کشتار جمعی در زندانها بجرم «ارتداد»
*تدبیرچیست؟
*بنام انسان و آزادی
*خشونت و گفتمان توحیدی
*پشت خمیده و بار سنگین دین و قدرت!
*امنیت و آزادی
*فقط آزادی
*شریعت اسلامی در ستیز با خودفرمانی
*معاشقه اسلام ناب محمدی با علم و تکنولوژی
* آزادیخواهی و باز تولید منش دیکتاتوری!
*اسلام در پیشگاه تاریخ
*بیگانگی ما از خود
* امریکا ستیزی یا اسلام ستیزی؟
*دشمن و دو قطبی شدن جامعه
* از درگیریهای کلامی تا امریکا ستیزی و فریبکاری
* امید کوکبی، قهرمان نافرمانی
*ظهور نیروی نامحسوس و امنیت اخلاقی
* تا کی؟
*رمز بقای نظام فرمانروایی و فرمانبری
*خائن کیست؟
*نقشه رذیلانه امریکا: «تزریق تقکر خاصی به نخبگان»
*آیا بجز ولی فقیه کسی دیگری هم هست؟
*نه به اخلاق اطاعت و فرمانبری!
*نفی حق گزینش: فروکاستی انسان به حیوان
* تن بخفت نباید داد
*انتخابات: طبل تو خالی
*رابطه دین با قدرت در امتداد تاریخ
*«جامعه ایران به کدام سو در حال حرکت است؟»
*انتخابات یعنی چه؟
*بدامن چه کسی پناه باید برد؟
*رهایی و ترک کیش اهریمنی
*بخندیم یا گریه کنیم؟
*از طلبگی تا خدایی و مسئله جانشینی!
*شمشیر ذوالفقارم آرزوست
*جور دیگری زندگی باید کرد
*بیان درد مشترک و یا صدور کیفرخواست علیه غرب؟
*اندر شکست دین جهاد و شهادت
*عاشورای پاریس
*آزادی را باید پرستید
*ولی فقیه، شاه نیست، مظهر دین است
*جامعه تک کتابی!
*عاشورا: شهادت یا خشونت؟
*کفر گرایی: راه رهایی و آزادی
*تقدس از جهل بر میخیزد
*قوم لوط، اخلاق انحرافی و خروج امام عج از غیبت
*اینهم شد خدا؟
*امنیت در سایه ولایت
*سردار حاج قاسم سلیمانی: سردار استبداد مضاعف دین و قدرت
*ز روز بلا باید دست بر سر گیریم
*فریبکاری مضاعف
*استبداد و آگاهی طبقاتی
*من مسلمانم، طرفدار رژیم دین هم نیستم!
*رهایی، آیا یک توهم است؟
*وای اگر دین نبود!
*خوار داشت انسان و قدسی سازی خشونت
*بر فراز منبر ولایت و یا خلافت؟
*الله: آموزگار بزرگ بیرحمی، خشونت و کین خواهی
*رمضان: زمینه ساز نظام فرمانروایی و فرمانبری
*دین ستیزی و یا قدرت ستیزی!
*جامعه بورژوازی و یا جامعه اسلامی فرا طبقاتی؟
* تاملی چند در باره جنبش عبور از ولایت!
*روحانیت: از حوزه تا حکومت
*کیست گورکن دین؟
*غنی سازی هسته ای بچه قیمتی؟
*شمشیر در نهان دین
*فرخنده: قهرمان جهالت ستیز
*دینمداری یا انسانمداری کدام یک اهریمنی ست؟
* دیکتاتوری و شریعت اسلامی
*سپاه پاسداران: سپاه ولایت و یا ملت
*توفان دیگری در راه است!
*ولایت دشمن اصلی ملت
*در خدمت و خیانت به اسلام و یا به ملت؟
*عدالت اسلامی!
*رهایی از دین یا جدایی آن از سیاست؟
*همزادی علم الله با قدرت
*«نه» بر تسلیم و اطاعت
*حصر و یا محاکمه: ولی فقیه بر سر دو راهی!
*تابوی هسته‌ای: نگاه ایدئولوژی یا نگاه اسلامی؟
*فرد و حکومت خدا
*قتلگاه سعیدی سیرجانی: «منزل آرام و مجلل در شمال شهر تهران»
* سعیدی سیرجانی به تاریخ پیوست
*آقای ظریف، ایران هراسی نه، اسلام هراسی!
*مذاکرات هسته ای: اراده ولایت یا اراده ملت؟
*امر به معروف، نهی از منکر و فرا رسیدن دوران کفر!
*امام حسین: اسطور ه یا انسانی زمینی؟
*جنایتکار کیست؟
*«امر به معروف با اسید نمیشه»
*دفاع مقدس یا شکست مفتصحانه ؟
*اسلام هراسی: خدمت و یا خیانت
*حقیقت نه بمب
*فریبخوردگان اکنون با ید به جنگ با الله برخیزند
*اسلام: دین رحمت و یا خشونت؟
*حکومت اسلامی: آبستن آزادی و استقلال و خود آئینی
*بازگشت اسلام به اصل خود
*توصیه ولایت: حفظ آرامش روانی !
*انفجار روابط جنسی در زیر زمین !
*هم ولایت و هم ریاست، هردو از دروغگویانند
*اسلحه ات را بر زمین بگذار ای مومن!
*نه حماس، نه اسرائیل
*شلاق، مجازات نا فرمانی و یا روزه خواری؟
*اعتدال، خدعه ای اسلامی
*«راه اندازی کلینک خشم در تهران»
*ما داعشی ها را خوب می شناسیم!
*حکومت اسلامی واژگون گردد، اگر زن حجاب از سر برگیرد
*بهشت با شلاق ؟
*از خاک سپاری مردگان در انقلاب مصر تا بازگشت آنان بزندگی در حکومت اسلامی
*سردار سرلشگر جعفری، سردار اسلام
*نبود آزادی و وحدت جنایت و عدالت در حکومت اسلامی
*زوگیری در فضای مجازی
*بازی دین و قدرت
*چهره کریه حکومت دین را بنگر
*زورگیری در اسارتگاه اوین
*یکتا و یگانه، تنها ولی فقیه است، بجز او هیچکس دیگری نیست!
*دین خصم آشتی ناپذیر آزادی
*پیام نوروزی خداوندگار خامنه ای : آزادی، بی آزادی
*دیو دو شاخ
*آزادی مسئولانه یا آزادی در فرمانبری؟
*22 بهمن: تاسیس استبداد مضاعف دین و قدرت
*انقلاب اسلامی: گریز از آزادی
*الله: مهربان و بخشنده و یا کین خواه و کیفر دهنده؟
*حال باید پرسید...
*از سلطه افکنی تا سلطه ستیزی
* قرآن، دین، قدرت، ما و آنها ؟
*تأملی چند در باره حکومت اسلامی و رهایی از آن
*بمناسبت اربعین: امامت یا خلافت؟ کدام حاکم است بر ما؟
*مماشات با دین بس!
*اسلام دین بیگانه با انسان
*فساد از اسلام بر میخیزد یا از قدرت؟
*مرگ بر غنی سازی هسته ای
*دیپلماسی ولایت و دفن حقوق بشر
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*از سلطه ستیزی تا دریوزگی
*بنگر، خداوند غرقه در خون است!
*باید رستم را فرا خواند
*خلع دین از حکومت
*مرگ بر آمریکا: رمز مقاومت مردم یا رمز بقای حکومت ارتجاع؟
*ستیز با شیطان بزرگ ستیز است با آزادی
*الله اکبر: دین یا سیاست؟
*طبل توخالی
*«نرمش قهرمانانه» یا حرکت مذبوحانه؟
*حرمت شکنی روحانیت
*زایش خدا: نفی انسان و آزادی
*گره هسته ای، وسیله است نه هدف، دینی ست نه سیاسی
*گفتمان اعتدال و آشتی اسلام با جهان سکولار!
*رمز و راز وزارت: شایستگی و لیاقت یا تسلیم و اطاعت از ولایت؟
*بوی فریبکاری به مشام میرسد
*تا ولایت هست، سیه روزی و تیره بختی هم هست
*گفتمان ولایت: وارونگی حقایق و بهانه جویی های احمقانه
*تیشه بر ریشه فقاهت، تیشه بر بنیان قدرت است
*آبادی بدون ویرانی؟ نه حقیقت، نه آزادی
*رمضان: بیداری وجدان و یا وجدان فرمانبر؟
*از خداوند خامنه ای ست که بوی گند برمیخیزد
*رئیس جمهور منتخب: باز تاب اراده ولایت و یا تبلور اراده ملت؟
*انتخابات و یا آفرینش حماسه سیاسی؟
*گفتمان ولایت، گفتمان تحقیر و توهین به ملت
*گفتمان انتخابات
*دلشوره انتخابات
*صداقت هرگز نه از دین برخیزد و نه از قدرت
*کارنامه ولایت و یا ریاست جمهوری؟
*رمز رهایی از دیکتاتوری
*احکام شریعت لغو و قیامت اعلام کنید
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*بازی هسته‌ای و اسطوره جهاد و شهادت
*جنگ عدالت با آزادی
*سکولاریسم از ستیز با دین گذر میکند
*هفت سین، بدون دال بیگانه: سال نو، دین نو
*ظهور امام چهاردهم
*الله، خدای یکتا و یگانه مرد است و مردانه میاندیش
*قدسی سازی خشونت، رمز بقای نظام ولایت
*اسلام دین بیگانه با انسان
*آقای رئیس جمهور
*دین را باید بدادگاه بکشانیم
*حکومت راهزنان و غارتگران
*کدام انتخابات؟ چه قانونی؟
*یورش به دفاتر روزنامه ها و زور گیری روزنامه نگاران
*حاکم یا محکوم، کدامیک زور گیر است؟
*نظام ولایت، نظام قانون گریز و قانون شکن
*تاج شاهی بر سر خداوند خامنه‌ای
*دین و یا قدرت، کدامیک دشمن ملت ایران است ؟
*نظام ولایت، نظام فریب و خیانت
*از حجره و حوزه، تا کاخ نشینی و فرمانروایی
*حکومت اسلامی، حکومت فریبکاران
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*عاشورا : از تحمیق تا تطمیع و از امام تا یزید
*پیام عاشورا: کین خواهی و خشونت، تسلیم و اطاعت
*عاشورا و اسطوره سازان حرفه ای
*دو معضل نیروی های انتظامی: بر خورد با ماهواره ها و بد حجابی
*براندازی دین تازیان بومی : خوش خیالی و یا واقع بینی؟
*مسئول تحریمات: دشمنی با اسلام یا غنی سازی هسته ای؟
*براندازی نظام ولایت از براندازی فقاهت، مظهر دین میگذرد
*جهاد و شهادت جنایت است و در خصومت با انسانیت
*حرف قرآن، حرف قدرت است
*پیش بسوی انسان و آزادی
*چشم بند ان ، کاریکاتور ی که مقدس را موهن ساخت
* ما عاشق امامان خود هستیم!
*از دینداری تا غیرتمداری
*کدام بحران؟
*بازگشت دوران تازیان مهاجم
* بحساب دین یا بحساب ملت
*حکومت اسلامی، بازنده ی بزرگ در اجلاس جنبش عدم تعهد.
*ولایت جلوه ی الله
*الله، بازیگر اصلی
*بوی گند ارشاد
*براندازی ولایت از رهایی از یو غ الله میگذرد.
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*از کدام دین است که سخن میرانید؟
*حکومت ولایت، حکومت الله ست
*چرا باید با نام الله آغاز کنیم؟
*روحانیت دشمن ملت
*الله و جدایی جنسیت ها
*اسلام: دین فرمانروایی و فرمانبری
*خمینی الله را کشته است
*حجاب در ستیز و خصومت با عفاف