ظهور امام چهاردهم
فیروز نجومی

شايد عجيب و غريب بشمار آيد. امام چهاردهم چه صيغه ایست؟ هنوز در انتظار دوازدهمين هستيم. چنانکه فرسوده ايم از باز نگاهداری آغوش خويش برای ظهور مبارکش.  نادانان بعلم "امام شناسی " چنين اظهار کنند. چرا که بر طبق روايت حضرت ولایت، خداوند خامنه ای، امام دوازدهم زنده است. او آسمانی است، ولیکن در زمين، در بين ما زندگی ميکند. همچنانکه وی در یکی از سخنرانی های خود بمناسبت تولد ولی عصر صریحاً اعلام مینماید که:
حجت تابناك حق، يك انسان واقعي است كه با عمر طولاني كه خدا به ايشان داده در ميانمردم ، زندگي و دردها و مشكلات آنان را حس مي‌كند و همه مسائل مربوط به زندگينوراني ايشان، روشن و معلوم است ( آفتاب یزد ، دوشنبه,28 مرداد,1387).
پس امام عصر بعد از گذشت صد ها سال هنوز زنده است. اگر قرار بود که امروز ظاهر شود، مردی بود هزار ساله و یا بیشتر. با این وجود سالخورده و فرسود نشده است. زرنگ و چالاک و دارای سیمایی است پر ار هیبت و جذبه. هنوز میتواند شمشیر بر کشد و ظلم و ستم و فساد را از روی زمین بر دارد. همین جاست که میتوان فهمید که زندگی امام جاودانه است. ما میرنده هستیم اما او ماندنی، نه مثل یک انسان هزار ساله- خود امری محال در دنیای واقعیت ها- بلکه همیشه جوان و با طراوت. راز گشای این معضل آن است که امام پیوسته در قالب شخص ثالثی زيسته است و ميزیيد. اما خود را شناسائی نکند. یا بزبان دیگری نقاب از چهره خویش بر ندارد و یا بعبارت فقهی،"تقییه " گزیند. چون در قيامت است که او ظهور نماید. بايد که در انتظار بود، نسل پس از نسل تا قيامت، روزی که بار دیگر به زندگی باز میگردیم- به چه مقطعی از آن به دوران طفولیت، و یا بلوغ و جوانی و یا پیری، زیاد روشن نیست، مهم آن است که قیامت، روز دادخواهی و عدالت گستری، حسابرسیها و محکومیتها و مجازاتها و پاداشها. قیامت روز توان دادن است. تنها کسانی مستقیما به بهشت راه می یابند که زندگی خود را وقف شناخت الله کرده باشند و زندگی خود را در طلبگی گذارانده باشد. از میان همینان هستند که به مقام خدایی میرسند و فتوا صادر میکنند. معروف است که در آن روز موعود، صاحب زمان چنان شمشير زند چنانکه خون بزير رکاب اسب ش رسد. به این ترتیب ظلم و ستم براندازد  و  جهان را از عدل و داد، پر نماید.

تا آنزمان، يعنی فرارسيدن قيامت، امام نشانه هائی از خود بروز دهد و هرازگاهی در قالب يکی از پيروان مؤمن خود در آید که در تقوای و پرهيزکاری بی همتا باشد. در اين عمر کوتاه ما، امام، يکبار خود را در قالب آیت الله خمينی بظهور رسانده است، که خود در بندگی و عبودیت به خدایی رسیده بود. وارسته، زاهد ، عالم وفقیه بود. هم اکنون نیز اعلائمی وجود دارد که حاکی از آن است که امام عج در قالب رئيس جمهور حلول يافته است-اگرچه همچون ماه شب چهارده رخسار زیبا و شگفت انگیز خود را نمایان نساخته است.  پس بحق میتوان گفت که خمینی امام سیزدهم است و احمدی نژاد چهاردهمین.
امانوئل کانت معتقد، فیلسوف آلمانی که عقل انسان را به نقد کشدیه است، بر آن است که انسان نمیتواند تنها با رجوع به عقل و خرد به راز همه چیز در کائنات پی برد و علت و معلول را بشناسد. مثلا همچنانکه انسان هرگز به راز پیامبران، بویژه پیامبر اسلام، پی نخواهد برد که چگونه یک "امی  " و گمنام نا گهان ادبیاتی بزبان میراند غیر قابل اقتباس چنانکه  اگر اجنه ها، موجودات ماورایی و انسانها دور هم چمع شوند، چه در آن زمان، چه در این زمان نمیتوانند مثل ش را بسازند. که چگونه و چرا پیامبر اسلام رسالت را پایان میدهد و حقیقت نهایی و غایی را آشکار میسازد. نیز عقل انسان نمیتواند، راز زندگی طولانی امام عصر و حلول وی در انسان های استثنایی را بفهمد، هم چنانکه نمیتواند راز انتخاب احمدی نژاد به ریاست جمهوری را بفهمد، جوانی  گمنام، فرزند یک اهنگر، فقیر و ضعیف.
با این وجود ظهور امام چهاردهم  استدلالی است استوار بر علم و منطق امام شناسی، اگر از صفات برجسته و لاهوتی امام، شناختی داشته باشی . هرکس به لحاظ صفات بامام نزديکترين بود، میتواند به امامت مبرسد. این یک متد معتبر و علمی ست. از صفات برجسته امام، اول عبارت از آنستکه او معصوم و مظلوم است . نه گناه تحمل پذيرد نه گناهکاری،  نه طافت ظلم دارد وستمکاری . امام قیام کند و شورد بر نظام جور و تبهکاری. اينان صفاتی نيستند موجود در هر شخص عادی. در مقايسه تنها امام خمينی بود در بر دارنده اين صفات الهی . نخست آنکه معصوم بود. آيا هرگز کسی شنيده است از آقای خمينی خطائی سرزده و يا مرتکب گناهی شده باشد؟ دروغی گفته و یا خیانتی کرده باشد؟ او پاک و مطهر بود و  هست و نآلوده بکوچکترين گناهی و خطائی. درست است، دستش قدری آلوده بخون است. ولی اگر او خونی ريخته است در راه تحصيل رضای الله، خدایی ارمغان تازیان، ريخته است. خون در راه گسترش عدالت ريخته است. اين يک امر الهی است تنها در يد توانای امام مقدس و ماورایی.  از خصال بارز امامان است که باقدرتهای شيطانی دنيا پرست در ميافتند، مظلوم شوند و سر انجام به شهادت هم رسند اگر نه با شمشیر و زیر نعل اسب ها، با نوشیدن شربت. خمينی نيز در تمام دوران زندگی اش بر تاج و تخت و بارگاه شاهنشاهی شوريد و پس از آن در راه برپائی نظام اسلامی از جداکردن هيچ سری از بدن دريغ نداشت. پنجه درپنجه ابر قدرت آمريکا انداخت و پنجاه و چند نفر از آنانرا ، بیش از یکسال بگروگان گرفت ، پوزه "استکبار جهانی "  را بخاک مالید و درسی عبرت آمیز بآنان آموخت . مخالفين نظام اسلامی را سرکوب وقلع و قمع کرد و سکوت را برقرار ساخت. هشت سال در راه تسخير قدس از طريق کربلا با صدام شيطان جنگيد. در اين جنگ صدها هزار نفر بخاک و خون نشسته، بهلاکت رسيدند. کيست که توانائی آن دارد که بگويد اينهمه از کسي بجز امام برآيد؟ تنها خمينی بود که قالبی داشت برازنده حلول روح امام. آیا نباید او را امام سیزدهم خواند؟ به "مدینه فاضله ای " بنگر که بر پا ساخته است؟
يکی دیگر از خصال برجسته امام آنستکه او موجودی نيست مردنی و فانی. چون دارای "عصمت آسمانی"ست، میراث پیامبر که در  امامت  ادامه می یابد تا قیامت. اگر چه  همه امامان هرسال بشهادت ميرسند و  شيون و زاری سرزمين اسلامی را فرا گیرد چنانکه تو گوئی که در لحظات کنونی است که خونش بزمین ريخته شده است.  چرا که مرگ در نتیجه ریختن خون دیگری تا آخرین قطره خون خود در راه خشنودی الله، در راه گسترش آئین اسلامی، در قاموس امامت، شهادت است و  زندگی ابدی. اينستکه امام خمينی نيز مانند همه امامان ديگر، دارای حياتی ست ابدی. هم ضريح دارد و هم گلدسته و هم منار و گنبد طلایی.
اگر نیک بنگری، در یابی که آقای رئيس جمهور نيز علائمی ازخود بروز داده و میدهد که حاکی از آنستکه امام زمان جسم او را برای حلول مجدد انتخاب کرده است. چرا که احمدی نژاد دارای همان صفات برجسته ی امامان است. بی گناه است و  معصوم. آيا هرگز کسی شنيده است که خطائی از ايشان سرزده باشد؟ نه دست ش بخون کسی آلوده است و نه قمه ای  بدست گرفته است و نه چاقویی و نه از خزانه ملت یک شاهی بحرامی خورده است. بديهی است که امام غایب او را قبل از زايش برگزيده بوده است. او در احمدی نژاد هنگامیکه نطفه اش در رحم مادر بسته میشده است، حلول کرده است. باین دلیل است که معصوم بدنیا آمده است و معصوم زندگی کرده است ، و درد و مشقتی فراوان هم تحمل کرده است.  چهره مطهرش سرشار از مظلومیت است.
اما چرا امام عج در  وجود احمدی نژاد، و نه ولایت فقيه، آيت اله خامنه ای، تجسم یافته است- ممکن است بعضا جوياشوند؟ هم اکنون تف لیسان ولایت، امامت را به علی خامنه ای اهدا نموده اند و او را "اامام خامنه ای " می نامند. اما آنچه خامنه ای را واجد شرایط امامت نمی کند آن است که وی بر اریکه قدرت نشسته است و خلافت میکند نه امامت. بهمين دليل نه ميتواند معصوم باشد و نه مظلوم.  چون قدرت فریبنده است و شیطانی. این است که نشانه هائی از ظلم و ستم و عدم لیاقت و کفایت از خود بروز داده است. البته احمدی نژاد بر ولی فقيه بعنوان حاکم جبار و خونخوار، هنوز سر بشورش بر نداشته و درگير نشده است. چون امامت بتدریج حلول مییابد. با این وجود، برآنستکه نظامی که بدست امام خمینی پایه گذاری شده است بفسادگرائيده است. همچنانکه در دیدارش با دانشجويان دانشگاه «امام صادق» اظهار داشته است که در نظام الهی، عده ای هستند که انحصار طلبند، گروهی ديگر هست که دست اندازی به بیت المال مسلمين ميکند. او بدانشجويان ميگويد که " برادر كوچك شما تا قطع دست همه تجاوزگران و غاصبان به بيت المال تا آخر ايستاده است" وسپس میافزاید که عده ای هستند که تهمت مي‌زنند، دروغ مي‌گويند" که قيمتها رو بافزايش است و بحران زائی ميکنند. بانکها و بانکداران رباخوری کنند و گناه کبيره مرتکب شوند. او ميگوید مسئولین نظام در" لواسان و اوشون و فشم که از بهترين و خوش آب و هواترين مناطق تهران است ده هزار متر دهزار مترويلا ساخته اند و دارند باغداری میکنند" او تاکید میکند که " اول بايد گردن كلفتان داخل حاكميت را ادب كرد. از اين نمونه‌ها كم نيستند."  ستمکاران بدون تردید در درون نظام اسلامی حی و  فعال اند. بدیهی است که "گردنکلفتی درخارج از نظام توانائی هستی ندارد. "

همچنانکه ملاحظه ميشود ادبيات رياست جمهوری ادبيات الهی است. نشان از عصمت امامت دارد. با فاسدان و ستمگران درون نظام اعلام درگیری میکند و از قطع دست و پا و گردن آنها کوچکترين تردیدی بخود راه نمیدهد. نشانه هاهی مظلومیت در چهره پاک و مطهرش را براحتی میتوان مشاهده کرد، چهره ای که زهد و تقوی از آن ساطع است. آن هاله نورانی که دور سرش حلقه زده بود و جهانیان را بحیرت و تعجب واداشت، جائی برای چون وچرا در مقام امامت محمود احمدی نژاد نگذارد. بلحاظ شجاعت تنها او را ميتوان با امام سوم مقایسه نمود.چون او در مقابل بزرگترين قدرت جهانی استوار و محکم ایستاده است و در برابر حق و حقوق مردم حاضر بکوچکترین مصالحه و مذاکره نیست. ولی معلوم نیست در افشاگری های اخیر خود دچار ضعف شده است. اگر چه برخی از امام شناسان برآنند که چالش کشیدن ولایت و بی اعتنایی به قانون، دقیقا همان چیزهایی ست که از امام انتظار میرود. امام خمینی با براه اندازی جنگ و خونریزی علیه صدام صدای هر مخالفی را در حلقوم خفه ساخت و سکوت را برقرار نمود، احمدی نژاد در آغازبا قمه  فن آوری هسته ای بر فرق گردنکلفتان داخل نظام فرود آورد و هم اکنون با ابزار "زنده باد بهار" به مبارزه با دشمنان امام پرداخته است. امامان، همه با هوش و پر دگاوت اند. آنها آموزگار ماکیاولی اند.
احمدی نژاد نیز همچون امام خمینی، رویای پاک سازی قدس از اجنبیان یهود را در سر می پروراند  و گسترش و توسعه نظام اسلامی و برقراری یک امپراتوری الهی. همچون امام خمینی نیز پیشگوئی کرده است که خواه ناخواه دیر یا زود غاصبین یهودی از روی کره زمین ناپدید خواهند شد. بی جهت نیست که او هالوکاست را انکار میکند، که خود بتواند یکی دیگر با عظمت بیشتر بوجود آورد. و این را نيز برجهانیان آشکار ساخته است تا جهان بداند که قیامت در شرف وقوع است و شرایط دارد اماده ظهور میگردد.

با در نظر گرفتن این شباهتها که استوار است بر علم و منطق امام شناسی آیا کسی هست که باور کند که امام زمان در آقای احمدی نژاد حلول نکرده و او را بمقام امام چهاردهم منصوب نکرده است؟ تنها ابلهان هستند که بامامت احمدی نژاد باور ندارند. با وجود آن هاله نورانی (نامریی در حال حاضر) و لرزه هایی که بر ساختار دین وقدرت انداخته است، آیا میتوان از آقای رئیس جمهور احمدی نژاد بعنوان امام چهاردهم نام نبرد؟

لازم است در خاتمه یک نکته مهم را خاطر نشان ساخت و آن این است که امام چهاردهم آخرین امام نیست و امام زمان تا قیامت در قالب مؤمنین دیگر نیز در آید. امام زنده است و جاودانی.
 
فیروز نجومی
Firoz Nodjomi
 


 

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

فیروز نجومی

*رای خدا در برابر رای مردم
*ولایت: گورکن الله!
*زنده باد کفر
*انتخابات و ‏نیروی ‏براندازنده ‏‏«کفر»
* مناظره روبهان
* رئیس جمهور چکاره ست؟
*انتخابات را به خاکسپاری رژیم جنایتکار تبدیل کنیم!
*انتخابات خوب است!‏
*حقیقت را باید گفت!‏
* از یکتا پرستی تا ‏کثرت خواهی
*ندای وجدان
*ویرانی بزرگ!‏
*از دین گریزی تا دین ستیزی
*سالروز نکبت و مصیبت ‏
*دگرگون سازی ارزش ‏ها!‏
*گفتمان رفسنجانی، گفتمان ریاکاری
*حقیقت نهائی!‏
*دیفروشان دیروز فرمانروایان امروز
*شاه گور خود کند و ولی فقیه گورکن خویش شود و دین!
*‎ ‎ دین مست باده قدرت !‏
*براندازی متولیان دین
*چیره شدن «عرب بر عجم» ‏ و آغاز نگون بختی ایرانیان
* آزادی و گریز از مسئولیت
* سرگذشت غم انگیز آزادی
*بازگشت بدوران رسالت ‏ و گره زدن دین به قدرت
*در چرائی نامگذاری الله و آغازیدن با نام او!‏
*عاشورا: اسطوره یا واقعیت
*بوی گند تقدس
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*عاشورا و قتل عام در زندانها
*محمد بشر بشیر و یا ‏‎ ‎خشم و خشونت و شمشیر
*«پافشاری بر نفاق» و عدالت اسلامی!
*جنگ شیعه وسنی:‏ اختلاف تاریخی یا دسیسه غربی؟
*خشونت هنجاری مقدس در قاموس اسلام
*کشتار جمعی در زندانها بجرم «ارتداد»
*تدبیرچیست؟
*بنام انسان و آزادی
*خشونت و گفتمان توحیدی
*پشت خمیده و بار سنگین دین و قدرت!
*امنیت و آزادی
*فقط آزادی
*شریعت اسلامی در ستیز با خودفرمانی
*معاشقه اسلام ناب محمدی با علم و تکنولوژی
* آزادیخواهی و باز تولید منش دیکتاتوری!
*اسلام در پیشگاه تاریخ
*بیگانگی ما از خود
* امریکا ستیزی یا اسلام ستیزی؟
*دشمن و دو قطبی شدن جامعه
* از درگیریهای کلامی تا امریکا ستیزی و فریبکاری
* امید کوکبی، قهرمان نافرمانی
*ظهور نیروی نامحسوس و امنیت اخلاقی
* تا کی؟
*رمز بقای نظام فرمانروایی و فرمانبری
*خائن کیست؟
*نقشه رذیلانه امریکا: «تزریق تقکر خاصی به نخبگان»
*آیا بجز ولی فقیه کسی دیگری هم هست؟
*نه به اخلاق اطاعت و فرمانبری!
*نفی حق گزینش: فروکاستی انسان به حیوان
* تن بخفت نباید داد
*انتخابات: طبل تو خالی
*رابطه دین با قدرت در امتداد تاریخ
*«جامعه ایران به کدام سو در حال حرکت است؟»
*انتخابات یعنی چه؟
*بدامن چه کسی پناه باید برد؟
*رهایی و ترک کیش اهریمنی
*بخندیم یا گریه کنیم؟
*از طلبگی تا خدایی و مسئله جانشینی!
*شمشیر ذوالفقارم آرزوست
*جور دیگری زندگی باید کرد
*بیان درد مشترک و یا صدور کیفرخواست علیه غرب؟
*اندر شکست دین جهاد و شهادت
*عاشورای پاریس
*آزادی را باید پرستید
*ولی فقیه، شاه نیست، مظهر دین است
*جامعه تک کتابی!
*عاشورا: شهادت یا خشونت؟
*کفر گرایی: راه رهایی و آزادی
*تقدس از جهل بر میخیزد
*قوم لوط، اخلاق انحرافی و خروج امام عج از غیبت
*اینهم شد خدا؟
*امنیت در سایه ولایت
*سردار حاج قاسم سلیمانی: سردار استبداد مضاعف دین و قدرت
*ز روز بلا باید دست بر سر گیریم
*فریبکاری مضاعف
*استبداد و آگاهی طبقاتی
*من مسلمانم، طرفدار رژیم دین هم نیستم!
*رهایی، آیا یک توهم است؟
*وای اگر دین نبود!
*خوار داشت انسان و قدسی سازی خشونت
*بر فراز منبر ولایت و یا خلافت؟
*الله: آموزگار بزرگ بیرحمی، خشونت و کین خواهی
*رمضان: زمینه ساز نظام فرمانروایی و فرمانبری
*دین ستیزی و یا قدرت ستیزی!
*جامعه بورژوازی و یا جامعه اسلامی فرا طبقاتی؟
* تاملی چند در باره جنبش عبور از ولایت!
*روحانیت: از حوزه تا حکومت
*کیست گورکن دین؟
*غنی سازی هسته ای بچه قیمتی؟
*شمشیر در نهان دین
*فرخنده: قهرمان جهالت ستیز
*دینمداری یا انسانمداری کدام یک اهریمنی ست؟
* دیکتاتوری و شریعت اسلامی
*سپاه پاسداران: سپاه ولایت و یا ملت
*توفان دیگری در راه است!
*ولایت دشمن اصلی ملت
*در خدمت و خیانت به اسلام و یا به ملت؟
*عدالت اسلامی!
*رهایی از دین یا جدایی آن از سیاست؟
*همزادی علم الله با قدرت
*«نه» بر تسلیم و اطاعت
*حصر و یا محاکمه: ولی فقیه بر سر دو راهی!
*تابوی هسته‌ای: نگاه ایدئولوژی یا نگاه اسلامی؟
*فرد و حکومت خدا
*قتلگاه سعیدی سیرجانی: «منزل آرام و مجلل در شمال شهر تهران»
* سعیدی سیرجانی به تاریخ پیوست
*آقای ظریف، ایران هراسی نه، اسلام هراسی!
*مذاکرات هسته ای: اراده ولایت یا اراده ملت؟
*امر به معروف، نهی از منکر و فرا رسیدن دوران کفر!
*امام حسین: اسطور ه یا انسانی زمینی؟
*جنایتکار کیست؟
*«امر به معروف با اسید نمیشه»
*دفاع مقدس یا شکست مفتصحانه ؟
*اسلام هراسی: خدمت و یا خیانت
*حقیقت نه بمب
*فریبخوردگان اکنون با ید به جنگ با الله برخیزند
*اسلام: دین رحمت و یا خشونت؟
*حکومت اسلامی: آبستن آزادی و استقلال و خود آئینی
*بازگشت اسلام به اصل خود
*توصیه ولایت: حفظ آرامش روانی !
*انفجار روابط جنسی در زیر زمین !
*هم ولایت و هم ریاست، هردو از دروغگویانند
*اسلحه ات را بر زمین بگذار ای مومن!
*نه حماس، نه اسرائیل
*شلاق، مجازات نا فرمانی و یا روزه خواری؟
*اعتدال، خدعه ای اسلامی
*«راه اندازی کلینک خشم در تهران»
*ما داعشی ها را خوب می شناسیم!
*حکومت اسلامی واژگون گردد، اگر زن حجاب از سر برگیرد
*بهشت با شلاق ؟
*از خاک سپاری مردگان در انقلاب مصر تا بازگشت آنان بزندگی در حکومت اسلامی
*سردار سرلشگر جعفری، سردار اسلام
*نبود آزادی و وحدت جنایت و عدالت در حکومت اسلامی
*زوگیری در فضای مجازی
*بازی دین و قدرت
*چهره کریه حکومت دین را بنگر
*زورگیری در اسارتگاه اوین
*یکتا و یگانه، تنها ولی فقیه است، بجز او هیچکس دیگری نیست!
*دین خصم آشتی ناپذیر آزادی
*پیام نوروزی خداوندگار خامنه ای : آزادی، بی آزادی
*دیو دو شاخ
*آزادی مسئولانه یا آزادی در فرمانبری؟
*22 بهمن: تاسیس استبداد مضاعف دین و قدرت
*انقلاب اسلامی: گریز از آزادی
*الله: مهربان و بخشنده و یا کین خواه و کیفر دهنده؟
*حال باید پرسید...
*از سلطه افکنی تا سلطه ستیزی
* قرآن، دین، قدرت، ما و آنها ؟
*تأملی چند در باره حکومت اسلامی و رهایی از آن
*بمناسبت اربعین: امامت یا خلافت؟ کدام حاکم است بر ما؟
*مماشات با دین بس!
*اسلام دین بیگانه با انسان
*فساد از اسلام بر میخیزد یا از قدرت؟
*مرگ بر غنی سازی هسته ای
*دیپلماسی ولایت و دفن حقوق بشر
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*از سلطه ستیزی تا دریوزگی
*بنگر، خداوند غرقه در خون است!
*باید رستم را فرا خواند
*خلع دین از حکومت
*مرگ بر آمریکا: رمز مقاومت مردم یا رمز بقای حکومت ارتجاع؟
*ستیز با شیطان بزرگ ستیز است با آزادی
*الله اکبر: دین یا سیاست؟
*طبل توخالی
*«نرمش قهرمانانه» یا حرکت مذبوحانه؟
*حرمت شکنی روحانیت
*زایش خدا: نفی انسان و آزادی
*گره هسته ای، وسیله است نه هدف، دینی ست نه سیاسی
*گفتمان اعتدال و آشتی اسلام با جهان سکولار!
*رمز و راز وزارت: شایستگی و لیاقت یا تسلیم و اطاعت از ولایت؟
*بوی فریبکاری به مشام میرسد
*تا ولایت هست، سیه روزی و تیره بختی هم هست
*گفتمان ولایت: وارونگی حقایق و بهانه جویی های احمقانه
*تیشه بر ریشه فقاهت، تیشه بر بنیان قدرت است
*آبادی بدون ویرانی؟ نه حقیقت، نه آزادی
*رمضان: بیداری وجدان و یا وجدان فرمانبر؟
*از خداوند خامنه ای ست که بوی گند برمیخیزد
*رئیس جمهور منتخب: باز تاب اراده ولایت و یا تبلور اراده ملت؟
*انتخابات و یا آفرینش حماسه سیاسی؟
*گفتمان ولایت، گفتمان تحقیر و توهین به ملت
*گفتمان انتخابات
*دلشوره انتخابات
*صداقت هرگز نه از دین برخیزد و نه از قدرت
*کارنامه ولایت و یا ریاست جمهوری؟
*رمز رهایی از دیکتاتوری
*احکام شریعت لغو و قیامت اعلام کنید
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*بازی هسته‌ای و اسطوره جهاد و شهادت
*جنگ عدالت با آزادی
*سکولاریسم از ستیز با دین گذر میکند
*هفت سین، بدون دال بیگانه: سال نو، دین نو
*ظهور امام چهاردهم
*الله، خدای یکتا و یگانه مرد است و مردانه میاندیش
*قدسی سازی خشونت، رمز بقای نظام ولایت
*اسلام دین بیگانه با انسان
*آقای رئیس جمهور
*دین را باید بدادگاه بکشانیم
*حکومت راهزنان و غارتگران
*کدام انتخابات؟ چه قانونی؟
*یورش به دفاتر روزنامه ها و زور گیری روزنامه نگاران
*حاکم یا محکوم، کدامیک زور گیر است؟
*نظام ولایت، نظام قانون گریز و قانون شکن
*تاج شاهی بر سر خداوند خامنه‌ای
*دین و یا قدرت، کدامیک دشمن ملت ایران است ؟
*نظام ولایت، نظام فریب و خیانت
*از حجره و حوزه، تا کاخ نشینی و فرمانروایی
*حکومت اسلامی، حکومت فریبکاران
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*عاشورا : از تحمیق تا تطمیع و از امام تا یزید
*پیام عاشورا: کین خواهی و خشونت، تسلیم و اطاعت
*عاشورا و اسطوره سازان حرفه ای
*دو معضل نیروی های انتظامی: بر خورد با ماهواره ها و بد حجابی
*براندازی دین تازیان بومی : خوش خیالی و یا واقع بینی؟
*مسئول تحریمات: دشمنی با اسلام یا غنی سازی هسته ای؟
*براندازی نظام ولایت از براندازی فقاهت، مظهر دین میگذرد
*جهاد و شهادت جنایت است و در خصومت با انسانیت
*حرف قرآن، حرف قدرت است
*پیش بسوی انسان و آزادی
*چشم بند ان ، کاریکاتور ی که مقدس را موهن ساخت
* ما عاشق امامان خود هستیم!
*از دینداری تا غیرتمداری
*کدام بحران؟
*بازگشت دوران تازیان مهاجم
* بحساب دین یا بحساب ملت
*حکومت اسلامی، بازنده ی بزرگ در اجلاس جنبش عدم تعهد.
*ولایت جلوه ی الله
*الله، بازیگر اصلی
*بوی گند ارشاد
*براندازی ولایت از رهایی از یو غ الله میگذرد.
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*از کدام دین است که سخن میرانید؟
*حکومت ولایت، حکومت الله ست
*چرا باید با نام الله آغاز کنیم؟
*روحانیت دشمن ملت
*الله و جدایی جنسیت ها
*اسلام: دین فرمانروایی و فرمانبری
*خمینی الله را کشته است
*حجاب در ستیز و خصومت با عفاف