تا ولایت هست، سیه روزی و تیره بختی هم هست
فیروز نجومی

حضرت ولایت، هر روز به مناسبتی بال های خود را می گستر اند و  بر فراز قله رفیع دین و قدرت، بر فراز منبر فرمانروایی، بالاتر و برتر از تمامی فرمانده ان و فرمانبران، جلوس میابد، چنانکه چشم ها را همه بسوی خود خیره میسازد. اینبار سعادت و نیک بختی نصیب دانشجویان دانشگاه ها و نخبگان آموزش عالی، شده بود که بدیدار این موجود آسمانی نائل شوند.

خداوند گار خامنه ای، در این دیدار سخنانی معجزه آسا بزبان راند که بخوبی  نشان داد که چرا تنها او هست و بجز او هیچکس دیگری نیست. که در یک جامعه ای، مثل جامعه ما، تا بیخ و بن اسلامی، کیست بر حق و گوینده "حقیقت." که  کیست نمود و نماد درستی و راستی. که میل و اراده کیست، شکل دهنده چیزها و حافظ نظم و انضباط اجتماعی. که کیست طلبکار اصلی و زننده حرف آخر و نهایی. چه در سرزمین پهناور ایران، بلکه جهان تنها او ست، خطا ناپذیر و بری از هرگونه جرم و گناهی. تبار ولایت به رسالت و امامت میرسد. "معصومیت " و "مظلومیت " را از خاندان نبوت به ارث برده است. شمشیر ولایت، شمشیر پیامبر اسلام است، شمشیر امیر مومنان، علی علیه السلام است که بر گردن خطا کاران فرو میآید، بویژه بر گردن "فتنه " گران، آنان که گستاخی نموده و تهمت تقلب در انتخابات میزنند بدون  ارائه ی سند و مدرکی، آنان که در خفا به اشتباه خود اعتراف میکنند، اما،آشکارا، انکار. که از سر عطوفت و رحمت و رحمان اسلامی ست که  شمشیر شریعت  سر طراحان  فتنه 88 را از تن جدا نساخته است،  فتنه ای که   "در مقابل جر يان قانون ايستاد ند و به ايران عزيز، لطمه و ضربه و خسارت وارد آوردند."

درست است، حضرت ولایت از آسمانها به زمین آمده بود که با دانشجویان و دانشگاهیان گفت و شنود ی داشته باشند. شنید هر آنچه که دانشجویان بر زبان راندند. مهر تصدیق و تایید زد بر آنچه شنید. اشتباه است اگر بگوییم که خداوند خامنه ای در صدد "پاسخگویی " به دانشجویان بر آمده است، خطای فاحشی که پایگاه اطلاع رسانی بیت رهبر مکرر مرتکب آن میشود، خطایی بزرگ دون شان شخصی از تبار امامان. که بر طاق آسمان در جایگاه الله جلوس یافته است. سید علی خامنه ای، پیامبر رمان است، پیامبر دوران کنونی. که او برای هدایت آمده بود و نه پاسخگویی، برای  نشان دادن راه و گذر از پیچ و خم های صعب العبور.  "اعتدال " را بعنوان کلید عبور از فراز و نشیب ها و گشودن گره های کور بباد تمسخر گرفت و تعبیر و تفسیر آنرا به فرو دستان واگذار نمود. اعتدال ، چه واژه ی چندش آوری، بیگانه و غریبه در آئین اسلامی، حقیقتی که "رهبر انقلاب " از ابراز آن بسی زیرکانه امتناع نمود تا پیامی را سر بسته به تمامی فرمانبران مخابره کند، پیامی نیازمند تعبیر و تفسیر.

خداوندگار خامنه ای از انقلاب بسی  سخن راند و آرمانهای اسلامی: ساختار جامعه ای "عادل " و سراسر عدالت و پیشرفته و معنوی، " چنانکه پس از گذشت بیش از 34 هنوز بنای آن آغاز نگردیده است، بویژه در 8 سال گذشته و تلاش های خسته ناپذیر کار گزاری، ساده زیست و جهاد گر و انقلابی، همچون احمدی نژاد. نگو که بنای ساختار جامعه اسلامی بدست ولایت ادامه خواهد تا ظهور امام عج، تا روز قیامت.

آنگاه چه رمز گشایی ها که در معنا و مفهوم آرمان نکرد ، چه مثال ها که نزد تا روشن سازد که رسیدن به آرمانها مثل صعود به قله کوه است. پس از تحصیل آرمانها خرد تری بر سر راه.  و گرنه به جایی میرسی که نمیتوانی به پیش و یا پس بروی. آرمان گرایی اسلامی عین واقع بینی ست. "اقتصاد مقاومتی " هم آرمان است هم واقع بینی. اگرچه، واقعیت ها بعضا "القا " میشوند و واقعیت ندارند. خرد و ریزه را بزرگ و درشت نشان میدهند که ساده دلان را بفریبند. این ترفند شیطان بزرگ است. مبادا که فریب بخورید. رسیدن به آرمانهای اسلامی از راه مقاومت است که باید دانشجویان دانشگاه را بشور و نشاط آورد. بحث و تحقیق و تفحص در عرصه های  مسائل اقتصادی کشور، "نظارت " بر قوای سه گانه به ویژه مجلس شورای اسلامی و دست یابی به راهبردهای جدید، همه باید سبب هیجان در دانشگاه ها  شود. دست یابی به جامعه آرمانی اسلامی بدون شور و نشاط جوان امکان پذیر نیست. چه پدر دلسوز و مهربانی، آنقدر که دانشجویان از او میخواهند که  دامنه نظارت خود را گسترش دهد، گویی که هم اکنون بر آنها نظارت ندارد ولایت.

سپس، حضرت ولایت گره کور رابطه بین "تکلیف مداری " و "نتیجه "( بار آوردن) را گشود و بر آن نور فراوان پاشید. که این دو چیزی در آئین اسلام  هرگز جدا از یکدیگر نبوده اند. که همه تکالیف شرعی در ارتباط با نتیجه طراحی شده است، برحاسته از تدبیر و عقلانیت الله، خداوندگار یکتا، همیشه حی و بیدار.  اشتباه خواهد بود اگر تکلیف را گردن نهی صرفنظر از نتیجه. چنانکه خاظر نشان ساخت:

"در دفاع مقدس و در همه‌ى جنگهائى كه در صدر اسلام، زمان پيغمبر يا بعضى از ائمه (عليهم‌السّلام) بوده است، كسانى كه وارد ميدان جهاد ميشدند، براى تكليف هم حركت ميكردند. جهاد فى‌سبيل‌الله يك تكليف بود. در دفاع مقدس هم همين جور بود؛ ورود در اين ميدان، با احساس تكليف بود؛ آن كسانى كه وارد ميشدند، اغلب احساس تكليف ميكردند. اما آيا اين احساس تكليف، معنايش اين بود كه به نتيجه نينديشند؟ "

اما، رهبر انقلاب از این حقیقت چیزی بزبان نیاورد که نتیجه بعضی وقت ها بر تکلیف پیشی میگیرد چون با گسترش قدرت همراه است و کسب ثروت و مکنت. درست است که "دفاع مقدس " نتیجه ای اسف انگیز ببار آورد و در راه  فتح قدس در پشت دروازه های کربلا نیروی اسلام تار و مار گردید و امام خمینی را مجبور ساخت که شربت زهر آگین را بنوشد. با این وجود، خداوندگار خامنه ای از امام نقل کرد که گفته است در چنین مواردی، باید از انجام تکلیف خشنود باشیم. اگر به نتیجه دلخواه نرسیدیم، نباید از شکست سخن بمیان آوریم:

امام (رضوان الله عليه) سفارش ميكردند و ميگفتند: نگوئيد شكست، بگوئيد عدم‌الفتح. يك جا پيروزى نصيب انسان ميشود، يك جا هم پيروزى نصيب انسان نميشود؛ چه اهميتى دارد؟

تحلیل گران بر آنند که مخاطب خداوندگار خامنه ای، کسی نیست مگر، حسن روحانی، رئیس جمهور منتخب. که مباد بیاندیشد که بواسطه رای ملت میتواند دست به "بدعت " بزند و در راهی بجز راه رسیدن به آرمانهای انقلاب اسلامی، گام نهد. رای ملت کجا و، رای الله،، خداوند یگانه کجا؟ چه خام خیال اند این تحلیل گران.

 گفتمان ولایت، اما، بدان جهت دارای اهمیت است که باز نمود وحدت، یکتایی و یگانگی دین با قدرت است. بسادگی نمیتوان گفت که با زبان کدام یک است که وی سخن میگوید. مثلا وقتی که از انقلاب و آرمانهای اسلامی، و یا از آرمان گرایی و واقع نگری و "تکلیف " و "نتیجه " سخن میراند بل زبان دین تکلم میکند و یا زبان قدرت؟ این سوالی ست که تنها میتواند از کوته نگری برخیزد، گویی دین و قدرت در آئین اسلامی عرصه هایی هستند جدایی پذیر از یکدیگر. سید علی خامنه ای در پیشگاه دانشجویان و، ملت در کل،  به  شکل و شمایل مرد خدا، مردی تبلور زهد و معنویت، ظاهر شود، بزبان قدرت، اما، سخن میگوید، بهتر است که بگوییم که هدایت میکند، با ابزار  صدور فرمان و فتوا. در واقع ولایت باز تابنده وحدت شمشیر و شریعت با یکدیگر است. اسلام تنها بواسطه شمشیر بوده است که در وجود مردم راه یافته و در دل مردم نشسته است. تا زمانیکه پیامبر اسلام دست به شمشیر نبرده بود، اعراب بادیه نشین حاضر نبودند که تن به تسلیم و اطاعت به خدایی بدهند که تا همین چندی پیش یک بت ساخته از گل بیش نبود، بتی که نامش الله بود. محمد اگر شمشیر نمیزد و سر ها را بر زمین نمی افکند، نمیتوانست امتی بوجود آورد که یکجا در اطاعت به احکام الله سر فرود آورند. پیروان محمد با کتاب قرآن ایران باستان را فتح نکردند، بلکه با شمشیر بود و تنبیه و مجازات، جزیه و خراج. بیش از دویست سال بطول که تا مردم به آئین دین اسلام، دینی تمامیت خواه خو بگیرند. کمتر مسلمانی هست که خوف الله را در دل نداشته باشد و به امید اجتناب از مجازات در دوزخ و پاداش در بهشت تن به اطاعت از قوانین و مقرارت اسارت بار و پوچ و بیهوده شریعت ندهند و جزیی از امت اسلام، نشود، مثل  رمه و یا گله ی انسانی، دهان ها بسته، نگاه ها بر زمین دوخته ، غرق در لذت چرا.

حضرت ولایت تنها رئیس جمهور منتخب را خوار و تحقیر نمیکند. او ملت ایران را مورد توهین و اهانت قرار میدهد. او دانشجویان و نخبگان را هدایت میکند که باید در راهی گام نهند که او میخواهد. باید آن شوند و آن گویند و آن بیاندیشند که او توصیه میکند. که واقعیت را همانگونه مشاهده کنند که او میکند، واقعیتی که قدرت تعریف میکند. که اطاعت از ولایت از اینجا تا قیامت. او پیشا پیش دهان رئیس جمهوری را می بندد. دانشجویان جیره خوار خویش را بگونه ای آشکار مجاب میکند که ساختار یک جامعه اسلامی از ادامه ستیز و خصومت با بیگانگان، با قدرت های بزرگ جهانی، عبور میکند. اقتصاد مقاومت در برابر تحریم، یک واقعیت است. قبول واقعیت از دهن قدرت چیزی نیست مگر فرمانبری. ولایت همیشه در حاشیه جنگ افروزی گام بر میدارد تا لشگر عظیمی را عظیم تر سازد تا خود فرمانروا بماند. مهم نیست که زندگی بار سنگینی شده است بر گرده انسانها. که پشت ها را خمیده کرده است. که چه فرا گیر شده است سیه روزی و تیره بختی. برغم آه و ناله های مردم، چپاولگری ها و غارت های بزرگ، غارت هایی که خود در آن دست داشته است که حضرت ولایت برای آمار و ارقامی که کار گزار خود، تحویل میدهد، دست میزند و هورا میکشد، چنانکه گویی گلستانی رویانده در یک صحرای بی آب و علف.

با این وجود، خوف در دل خداوندگار خامنه ای افتاده است که مبادا رئیس جمهور پرده را از روی حقایق بر کشد و نشان دهد که این گلستان مخروبه ای بیش نیست، مخروبه ای تعمیر ناپذیر. البته که رئیس جمهوری که اول به تایید و ولایت برسد بعد رای مردم را جمع آوری کند، با دستی بسته باید به داد مردم برسد. نیز نتواند برسد به آن دلیل که ولایت است فرمانروا و رئیس جمهور نمیتواند چیزی باشد مگر فرمانبر، باید دولتی سامان دهد تزئینی در خدمت بیت ولایت.

آقای روحانی قول داده بود که چه کارها نکند در روزها  و هفته ها ی آغازین و صد روز اول  نکند برای جلب اعتماد مردم تا باور آورند که میتوان مخروبه را ترمیم و تعمیر نمود در اسرع وقت. اما چیزی نگذشت که رئیس جمهور منتخب دچار فراموشی شد و به مجلس گفت که در سه ماه آینده گزارشی تهیه خواهد کرد که خواهد گفت چه تحویل گرفته است و کشور در چه شرایطی ست، امری که به روز ها احتیاج دارد نه چندین ماه، بویژه برای کسی که از زیر و بم این رژیم آگاهی دارد و بیش از 16 سالی است در مراتب حساس و کلیدی رژیم خدمت کرده است.

حقیقت آن است که مخروبه ای را که ولایت معماری نموده است نمیتوان آباد کرد. تا رفت و روب نگردد و از بیخ بن کنده نشود نظام ولایت، نمیتوان ساختاری نو را بر فراز آن بنا نمود. تخریب و ویرانی هم تکلیف است هم نتیجه، مطابق با شرع اسلامی. مگر نه اینکه ولایت مظهر دین اسلام  ، با سازندگی سر آشتی ندارد چون دشمن آشتی ناپذیر آزادیست. بنگر به جهان اسلام مگر میتوان چیزی را مشاهده کرد بجز تخریب و ویرانی. در انتقامجویی و بیرحمی ست که مسلمانان جنگنده از یکدیگر سبقت میگیرند. روشن است، تا ولایت هست، تخریب و ویرانی، سیه روزی و تیره بختی هم هست. امید باید به آن روزی ببندیم که بارگاه ولایت را واژگونه ببینیم.

فیروز نجومی

 

Firoz Nodjomi

fmonjem@gmail.com

firoznodjomi.blogpost.com

rowshanai.org

 

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

فیروز نجومی

فهرست مطالب فیروز نجومی  در سایت پژواک ایران 

*انتخابات را به خاکسپاری رژیم جنایتکار تبدیل کنیم!
*انتخابات خوب است!‏
*حقیقت را باید گفت!‏
* از یکتا پرستی تا ‏کثرت خواهی
*ندای وجدان
*ویرانی بزرگ!‏
*از دین گریزی تا دین ستیزی
*سالروز نکبت و مصیبت ‏
*دگرگون سازی ارزش ‏ها!‏
*گفتمان رفسنجانی، گفتمان ریاکاری
*حقیقت نهائی!‏
*دیفروشان دیروز فرمانروایان امروز
*شاه گور خود کند و ولی فقیه گورکن خویش شود و دین!
*‎ ‎ دین مست باده قدرت !‏
*براندازی متولیان دین
*چیره شدن «عرب بر عجم» ‏ و آغاز نگون بختی ایرانیان
* آزادی و گریز از مسئولیت
* سرگذشت غم انگیز آزادی
*بازگشت بدوران رسالت ‏ و گره زدن دین به قدرت
*در چرائی نامگذاری الله و آغازیدن با نام او!‏
*عاشورا: اسطوره یا واقعیت
*بوی گند تقدس
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*عاشورا و قتل عام در زندانها
*محمد بشر بشیر و یا ‏‎ ‎خشم و خشونت و شمشیر
*«پافشاری بر نفاق» و عدالت اسلامی!
*جنگ شیعه وسنی:‏ اختلاف تاریخی یا دسیسه غربی؟
*خشونت هنجاری مقدس در قاموس اسلام
*کشتار جمعی در زندانها بجرم «ارتداد»
*تدبیرچیست؟
*بنام انسان و آزادی
*خشونت و گفتمان توحیدی
*پشت خمیده و بار سنگین دین و قدرت!
*امنیت و آزادی
*فقط آزادی
*شریعت اسلامی در ستیز با خودفرمانی
*معاشقه اسلام ناب محمدی با علم و تکنولوژی
* آزادیخواهی و باز تولید منش دیکتاتوری!
*اسلام در پیشگاه تاریخ
*بیگانگی ما از خود
* امریکا ستیزی یا اسلام ستیزی؟
*دشمن و دو قطبی شدن جامعه
* از درگیریهای کلامی تا امریکا ستیزی و فریبکاری
* امید کوکبی، قهرمان نافرمانی
*ظهور نیروی نامحسوس و امنیت اخلاقی
* تا کی؟
*رمز بقای نظام فرمانروایی و فرمانبری
*خائن کیست؟
*نقشه رذیلانه امریکا: «تزریق تقکر خاصی به نخبگان»
*آیا بجز ولی فقیه کسی دیگری هم هست؟
*نه به اخلاق اطاعت و فرمانبری!
*نفی حق گزینش: فروکاستی انسان به حیوان
* تن بخفت نباید داد
*انتخابات: طبل تو خالی
*رابطه دین با قدرت در امتداد تاریخ
*«جامعه ایران به کدام سو در حال حرکت است؟»
*انتخابات یعنی چه؟
*بدامن چه کسی پناه باید برد؟
*رهایی و ترک کیش اهریمنی
*بخندیم یا گریه کنیم؟
*از طلبگی تا خدایی و مسئله جانشینی!
*شمشیر ذوالفقارم آرزوست
*جور دیگری زندگی باید کرد
*بیان درد مشترک و یا صدور کیفرخواست علیه غرب؟
*اندر شکست دین جهاد و شهادت
*عاشورای پاریس
*آزادی را باید پرستید
*ولی فقیه، شاه نیست، مظهر دین است
*جامعه تک کتابی!
*عاشورا: شهادت یا خشونت؟
*کفر گرایی: راه رهایی و آزادی
*تقدس از جهل بر میخیزد
*قوم لوط، اخلاق انحرافی و خروج امام عج از غیبت
*اینهم شد خدا؟
*امنیت در سایه ولایت
*سردار حاج قاسم سلیمانی: سردار استبداد مضاعف دین و قدرت
*ز روز بلا باید دست بر سر گیریم
*فریبکاری مضاعف
*استبداد و آگاهی طبقاتی
*من مسلمانم، طرفدار رژیم دین هم نیستم!
*رهایی، آیا یک توهم است؟
*وای اگر دین نبود!
*خوار داشت انسان و قدسی سازی خشونت
*بر فراز منبر ولایت و یا خلافت؟
*الله: آموزگار بزرگ بیرحمی، خشونت و کین خواهی
*رمضان: زمینه ساز نظام فرمانروایی و فرمانبری
*دین ستیزی و یا قدرت ستیزی!
*جامعه بورژوازی و یا جامعه اسلامی فرا طبقاتی؟
* تاملی چند در باره جنبش عبور از ولایت!
*روحانیت: از حوزه تا حکومت
*کیست گورکن دین؟
*غنی سازی هسته ای بچه قیمتی؟
*شمشیر در نهان دین
*فرخنده: قهرمان جهالت ستیز
*دینمداری یا انسانمداری کدام یک اهریمنی ست؟
* دیکتاتوری و شریعت اسلامی
*سپاه پاسداران: سپاه ولایت و یا ملت
*توفان دیگری در راه است!
*ولایت دشمن اصلی ملت
*در خدمت و خیانت به اسلام و یا به ملت؟
*عدالت اسلامی!
*رهایی از دین یا جدایی آن از سیاست؟
*همزادی علم الله با قدرت
*«نه» بر تسلیم و اطاعت
*حصر و یا محاکمه: ولی فقیه بر سر دو راهی!
*تابوی هسته‌ای: نگاه ایدئولوژی یا نگاه اسلامی؟
*فرد و حکومت خدا
*قتلگاه سعیدی سیرجانی: «منزل آرام و مجلل در شمال شهر تهران»
* سعیدی سیرجانی به تاریخ پیوست
*آقای ظریف، ایران هراسی نه، اسلام هراسی!
*مذاکرات هسته ای: اراده ولایت یا اراده ملت؟
*امر به معروف، نهی از منکر و فرا رسیدن دوران کفر!
*امام حسین: اسطور ه یا انسانی زمینی؟
*جنایتکار کیست؟
*«امر به معروف با اسید نمیشه»
*دفاع مقدس یا شکست مفتصحانه ؟
*اسلام هراسی: خدمت و یا خیانت
*حقیقت نه بمب
*فریبخوردگان اکنون با ید به جنگ با الله برخیزند
*اسلام: دین رحمت و یا خشونت؟
*حکومت اسلامی: آبستن آزادی و استقلال و خود آئینی
*بازگشت اسلام به اصل خود
*توصیه ولایت: حفظ آرامش روانی !
*انفجار روابط جنسی در زیر زمین !
*هم ولایت و هم ریاست، هردو از دروغگویانند
*اسلحه ات را بر زمین بگذار ای مومن!
*نه حماس، نه اسرائیل
*شلاق، مجازات نا فرمانی و یا روزه خواری؟
*اعتدال، خدعه ای اسلامی
*«راه اندازی کلینک خشم در تهران»
*ما داعشی ها را خوب می شناسیم!
*حکومت اسلامی واژگون گردد، اگر زن حجاب از سر برگیرد
*بهشت با شلاق ؟
*از خاک سپاری مردگان در انقلاب مصر تا بازگشت آنان بزندگی در حکومت اسلامی
*سردار سرلشگر جعفری، سردار اسلام
*نبود آزادی و وحدت جنایت و عدالت در حکومت اسلامی
*زوگیری در فضای مجازی
*بازی دین و قدرت
*چهره کریه حکومت دین را بنگر
*زورگیری در اسارتگاه اوین
*یکتا و یگانه، تنها ولی فقیه است، بجز او هیچکس دیگری نیست!
*دین خصم آشتی ناپذیر آزادی
*پیام نوروزی خداوندگار خامنه ای : آزادی، بی آزادی
*دیو دو شاخ
*آزادی مسئولانه یا آزادی در فرمانبری؟
*22 بهمن: تاسیس استبداد مضاعف دین و قدرت
*انقلاب اسلامی: گریز از آزادی
*الله: مهربان و بخشنده و یا کین خواه و کیفر دهنده؟
*حال باید پرسید...
*از سلطه افکنی تا سلطه ستیزی
* قرآن، دین، قدرت، ما و آنها ؟
*تأملی چند در باره حکومت اسلامی و رهایی از آن
*بمناسبت اربعین: امامت یا خلافت؟ کدام حاکم است بر ما؟
*مماشات با دین بس!
*اسلام دین بیگانه با انسان
*فساد از اسلام بر میخیزد یا از قدرت؟
*مرگ بر غنی سازی هسته ای
*دیپلماسی ولایت و دفن حقوق بشر
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*از سلطه ستیزی تا دریوزگی
*بنگر، خداوند غرقه در خون است!
*باید رستم را فرا خواند
*خلع دین از حکومت
*مرگ بر آمریکا: رمز مقاومت مردم یا رمز بقای حکومت ارتجاع؟
*ستیز با شیطان بزرگ ستیز است با آزادی
*الله اکبر: دین یا سیاست؟
*طبل توخالی
*«نرمش قهرمانانه» یا حرکت مذبوحانه؟
*حرمت شکنی روحانیت
*زایش خدا: نفی انسان و آزادی
*گره هسته ای، وسیله است نه هدف، دینی ست نه سیاسی
*گفتمان اعتدال و آشتی اسلام با جهان سکولار!
*رمز و راز وزارت: شایستگی و لیاقت یا تسلیم و اطاعت از ولایت؟
*بوی فریبکاری به مشام میرسد
*تا ولایت هست، سیه روزی و تیره بختی هم هست
*گفتمان ولایت: وارونگی حقایق و بهانه جویی های احمقانه
*تیشه بر ریشه فقاهت، تیشه بر بنیان قدرت است
*آبادی بدون ویرانی؟ نه حقیقت، نه آزادی
*رمضان: بیداری وجدان و یا وجدان فرمانبر؟
*از خداوند خامنه ای ست که بوی گند برمیخیزد
*رئیس جمهور منتخب: باز تاب اراده ولایت و یا تبلور اراده ملت؟
*انتخابات و یا آفرینش حماسه سیاسی؟
*گفتمان ولایت، گفتمان تحقیر و توهین به ملت
*گفتمان انتخابات
*دلشوره انتخابات
*صداقت هرگز نه از دین برخیزد و نه از قدرت
*کارنامه ولایت و یا ریاست جمهوری؟
*رمز رهایی از دیکتاتوری
*احکام شریعت لغو و قیامت اعلام کنید
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*بازی هسته‌ای و اسطوره جهاد و شهادت
*جنگ عدالت با آزادی
*سکولاریسم از ستیز با دین گذر میکند
*هفت سین، بدون دال بیگانه: سال نو، دین نو
*ظهور امام چهاردهم
*الله، خدای یکتا و یگانه مرد است و مردانه میاندیش
*قدسی سازی خشونت، رمز بقای نظام ولایت
*اسلام دین بیگانه با انسان
*آقای رئیس جمهور
*دین را باید بدادگاه بکشانیم
*حکومت راهزنان و غارتگران
*کدام انتخابات؟ چه قانونی؟
*یورش به دفاتر روزنامه ها و زور گیری روزنامه نگاران
*حاکم یا محکوم، کدامیک زور گیر است؟
*نظام ولایت، نظام قانون گریز و قانون شکن
*تاج شاهی بر سر خداوند خامنه‌ای
*دین و یا قدرت، کدامیک دشمن ملت ایران است ؟
*نظام ولایت، نظام فریب و خیانت
*از حجره و حوزه، تا کاخ نشینی و فرمانروایی
*حکومت اسلامی، حکومت فریبکاران
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*عاشورا : از تحمیق تا تطمیع و از امام تا یزید
*پیام عاشورا: کین خواهی و خشونت، تسلیم و اطاعت
*عاشورا و اسطوره سازان حرفه ای
*دو معضل نیروی های انتظامی: بر خورد با ماهواره ها و بد حجابی
*براندازی دین تازیان بومی : خوش خیالی و یا واقع بینی؟
*مسئول تحریمات: دشمنی با اسلام یا غنی سازی هسته ای؟
*براندازی نظام ولایت از براندازی فقاهت، مظهر دین میگذرد
*جهاد و شهادت جنایت است و در خصومت با انسانیت
*حرف قرآن، حرف قدرت است
*پیش بسوی انسان و آزادی
*چشم بند ان ، کاریکاتور ی که مقدس را موهن ساخت
* ما عاشق امامان خود هستیم!
*از دینداری تا غیرتمداری
*کدام بحران؟
*بازگشت دوران تازیان مهاجم
* بحساب دین یا بحساب ملت
*حکومت اسلامی، بازنده ی بزرگ در اجلاس جنبش عدم تعهد.
*ولایت جلوه ی الله
*الله، بازیگر اصلی
*بوی گند ارشاد
*براندازی ولایت از رهایی از یو غ الله میگذرد.
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*از کدام دین است که سخن میرانید؟
*حکومت ولایت، حکومت الله ست
*چرا باید با نام الله آغاز کنیم؟
*روحانیت دشمن ملت
*الله و جدایی جنسیت ها
*اسلام: دین فرمانروایی و فرمانبری
*خمینی الله را کشته است
*حجاب در ستیز و خصومت با عفاف