‎ ‎ دین مست باده قدرت !‏
فیروز نجومی

 
رمزی در نهاد قدرت نهفته است که عقل و خرد را میزداید. چنان مستی و مدهوشی آورد که مرز رویا و واقعیت را در هم فرو ریزد. دیر زمانی ست که باده قدرت، دین را سخت افسون و مفتون ساخته است. غره بخود، از آغاز که در درون مردم، در عمق  روح و احساسات و عواطف شان، ریشه دارد و نسل پس از نسل و از بدو تولد در سرشت شان  نهادینه گردیده است.  بمحض آنکه دین بر مسند قدرت ظهور یافت، عربده مستانه برکشید که عدالت آورد و برابری، هم استقلال و آزادی و نیز رفاه و آسایش همگانی. که ظلم و ستم را از بیخ و بن برکند، یاد آور انقلابات بزرگ تاریخی، اما، به پس رود نه به پیش.
 
 طولی نکشید که متولیان دین شمشیر و شلاق بر کشیده و سپاه خشونت و انتقام به میدان آوردند که اینبار "اسلام ناب محممدی" را بر ملت تحمیل کنند. که اسلام نهادینه، اسلامی که مردم با آن زاده شده اند، اسلامی "سلطه پذیر" بوده است و اینک اسلام ناب محممدی، اسلام "سلطه ستیز" به "حق" خود رسیده است، حقی که سلطه شاهان از متولیان دین سلب کرده است، حق برقراری حکومت الهی، حکومتی خدا محور، حکومت اسلام ناب محمدی. چه سلطه ستیزی برجسته ترین خصیصه اسلام اصیل بوده و هست. که کثرت و دگراندیشی، مخالفت و انتقاد عقلانی  همه آزادند، اما، در اطاعت و فرمانبری که خواست اصلی خداوند یکتا و یگانه، الله است. که در لا الله الا الله است که راه نجات بشر نهفته است. که «الله اکبر» نه تنها بر دستگاه عظیم شاهنشاهی فائق آمده است بلکه  بر تمام مکتب های  بشری همچون مارکسیسم- لنینیسم و لیبرالیسم، سوسیالیسمِ و ناسیونالیسم، پیروز گردیده و شرق و غرب را درهم می نوردد. که توسعه و گسترش اسلام، اسلام سلطه ستیز، یک ضرورت الهی ست. الله سرنوشت بشر و تاریخ را رقم زده است. "انا لله و انا اليه راجعون." بازگشت ابنای  بشر همه بسوی الله ست، فراخوانی بسوی تسلیم و اطاعت و دل بستن به عالم نیستی، نه در علم ذهن بلکه در جهان واقعی، نه در باور که در رفتار. یعنی  که پذیرش سلطه خدایی لازمه ستیز با سلطه بشری ست. "حقه" از این قانع کننده تر هم میشود؟ هم اکنون دیگر مهم نیست که در این حقه و پذیرش آن شک و تردید کنیم، نزدیک به 40 سال است که از واقعیت آن میگذرد، فرآیندی که در آن دین، قدرت و قدرت، دین شده است. که دن و قدرت به وحدت آغازین رسیده اند، بدوران فرمانروایی پیامبر اسلام، که کتاب آسمانی، کلام الله را دریک  داشت و در دست دیگر شمشیر، نماد قدرت و خشونت.  
 
آری قدرت فریب دهد، حتی دینی که متولیان آن در حوزه های علمیه بسر میبردند، دینی که متولیان آن، فقها، علما و مراجع تقلید آنقدر زیرک بودند که بفهمند که نفع دین دوری جستن از قدرت نهفته بوده است. فقط در پاسخگویی بضروریات زمان بوده است که وارد بازی قدرت شده اند. به بیان دیگر دین اقتدار معنوی را مدیون عدم شرکت در بازی قدرت بود، نقش ناظر و گاهی داوری را بعهده گرفته بود. اما، از دیر زمان نیز بودند فقها و طلبه های جوانی که رویای قدرت را در سر میپروراندند و فکر میکردند نگون بختی ملت از بارگاه قدرت بر میخیزد. بر آن باور و ایمان بودند که قدرت تنها شایسته دین بود، عروسی زیبا درخور همآغوشی با دین. با این وجود اسلام دینی بود روا دار. هم پذیرای حجاب بود و هم بی حجابی، برغم حرامی، هم ربا مرسوم بود و هم مشروبخواری و هم تولید و مصرف آن، نه ستم روا میداشت و نه خشونت بکار میگرفت که جامعه بر اساس شریعت اسلامی سامان یافته و راه رستگاری در پیش گیرد.
 
قدرت، اما، وسوسه اگر است به تباهی و فساد کشد، تونایی دهد و کور و نابینا کند. این عارضه قدرت بود که گریبان دین روادار را گرفت و آنرا به دین نفرت و تعصب و جزم اندیشی تبدیل نمود. قدرت، گویی ابلیسی بود که در دین، دین اسلام خفته بود و هماکنون بیدار شده بود و متولیان دین را باده قدرت نوشانده و از دریافت واقعیت گریزان شان نموده بود. عقل و خرد شان را اسیر خود ساخت و حقایق را وارونه نمود. تاریکی را روشنایی جلوه داد و حجاب را نماد عفت و پاکدامنی. بازگشت به دوران "رسالت" و "امامت" را حرکت بسوی آینده و "جهاد" و "شهادت"  ویا خشونت و انتقام ستانی، کشتن و کشته شدن در راه خشنودی الله، خدای یکتا و یگانه را فضیلتی الهی.  حقارت و خواری را سر افرازی و سر بلندی، کوری از تعصب و غیرت را بینایی و توانایی  و سرکوب و سکوت را پیشرفت و عدالت  اجتماعی خواند و رویای سلطه بر جهان را در سر پروراند. چه تعجب اگر گروگانگیری اتباع خارجی را برخلاف هر عرف و قانونی، "حماسه ای" تاریخی و شکست در هشت سال جنگ و پوچ و بیهوده را که قرار بود به فتح قدس از راه کربلا بیانجامد، "پیروزی شگفت" و "دفاع مقدس " بنامند، همچنانکه هماکنون دردفاع از حرم امامها به عراق و سوریه لشگر کشیده و در کشتار مردم بخت برگشته آن کشور شرکت میکنند. از دهان کودکان کارکن گرسنه وطن خود میگیرد و به فقر و گرسنگی در جامعه دامن میزند که زنان و مردن و کودکان را درحلب بخاک و خون بکشانند تا بشار اسد، جوجه دیکتاتور سوریه را در بند خود نگاه دارند.   چه باک اگر حضرت ولایت ثروت ملت را برای 12 سال بباد دهد تا " غنی سازی هسته ای بهر قیمتی" را راه اندازی نماید و جبهه جدیدی را در آمریکا ستیزی بگشاید. آیا میتوان بر ویرانی کشور و ورشکستگی اقتصاد ورشکسته، تشدید فساد و دروغکویی، رانت خواری و دزدی، غارت و چپاولگری، فحشا و روسپیگری و گسترش خشم و نفرت، تعصب و غیرت، یعنی پرورش آنچه در انسان زشت و بد و حیوانی ست، قیمتی گذارد؟ وقتی باده قدرت دین را مست و مدهوش میسازد، توانایی محاسبه را دچار اختلال میکند، نه از خسارات و جهش صعودی ضریب فقر و فلاکت می هراسد نه از تخریب فرهنگ و از روان پریشی اجتماعی، سراسر بغض و کینه، خشونت و بیرحمی، تعصب و تحجر. جامعه ایکه بالاترین درصد اعدام را به نسبت جمعیت بخود اختصاص داده است، بسوی حیوانیت به پیش میرود نه بسوی انسانیت.
 
 بزودی بار دیگر متولیان دین، فقهای مقدس برای پنهان ساختن دم خروس، بابک زنجانی که از پادویی غارتگران بزرگ، آیت الله های حاکم، گدایانی که به شاهی رسیده اند، ثروت و مکنتی انباشته بود، از بابت خوش خدمتی هایش قرار است به طناب شریعت از دار مجازات آویزان گردد. عدالت اسلامی را می بینید، از اراده معطوف بقدرت و خشونت بر میخیزد. بخون میکشاند تا تقدس دین را نهادین سازد. در دامن خود، دزدان و غارتگرانی را پرورش میدهد که از وقوع بی عدالتی ها، تبهکاریها، شرورتها و دزدی امول مردم جلو گیری بعمل آورد، حال آنکه کاشف بعمل آمده است که دادگر، خود یکی از بیدادگران و از دزدان کلان است. نه اینکه آیت الله های مقدسی که دست به شمشیر دارند کمتر از رئیس قوه قضائیه و رئیس وی، ولایت فقیه دزد و درغکو و اخلاق شکنند. آنها دست به رفتاری میرنند که دیگران را بدلیل ارتکاب بهمان رفتار بدار مجازات میآویزند. از کجا معلوم که شرکای بابک زنجانی، آیت الله ها و آنان که درراس  ساختار دین و قدرت قرار دارند، نباشند؟  بی جهت نیست که زمانی در فرهنگ ما، آخوند نه تنها به روبه صفتی شهرت داشت بلکه در "تزویر" نیز معروفیت بسیاری کسب کرده بود.
 
دین، اما، زبان توجیه دارد و انگیزه های "شرعی"  دزدی و غارتگری و ارتکاب بهر جنایتی را موجه جلوه و جنایتکاران را صله و پاداش دهند. اگر امام امامان، امام خمینی از سر کین خواهی به تبعیت از پیامبر اسلام فرمان قتل عام 4000 زندانیان سیاسی در 67 را صادر نمیکرد، بعید بنظر میرسد امروز با نظام پرکینه و پر خشونت ولایت روبرو بودیم و پس از آن شاهد بر قتل های زنجیره ای، قصابی فروهرها، بختیار و فریدون فرخزاد و کشتار رهبران کرد در خارج از کشور، همه شمه ای از جنایاتی ست که بدلایل شرعی و باتایید متولیان دین بوقوع پیوسته است. چه دلیلی برتر از حفظ قدرت، باده سکر آوری که مومن و با تقوا را به گرگی درنده تبدیل کند.
 
دین که اسیر قدرت گردید،  نتواند همچنان ملجا  و پناهگاه نیازمندان و بینوایان، ساده دلان و خوش باوران بماند و یا آن مرهم  شفا بخش، داروی مخدری که گریز از تلخی ها و ناکامی ها را ممکن و دردهای روحی و مادی را تسکین می بخشید. برعکس، دینی که با قدرت همآغوش کند، عمیقا زخمین سازد روح و روان آدمی را . چه دین، شلاق و شمشیر بر گیرد که نظام اطاعت و فرمانبری را در سراسر جامعه برقرار نماید تا به ستیز با سلطه استکبار جهانی بپردازد. بدینترتیب، خشونت و بیرحمی، تنبیه و مجازات، در حکومت اسلامی تبدیل شد به تنها ابزار راه رستگاری. که  هیچکس مجاز نیست از گام نهادن در "راه مستقم" امتناع  ورزد و از رستگاری بگریزد. خطبه خوانی های متولیان دین در روزهای جمعه از برای چیست اگر نهایتا فراخوانی نیست بسو تسلیم و اطاعت و فرمانبری.
 
دینی که با قدرت هماغوشی میکند، بسی حساس و "غیرتی" میشود. یعنی عقل و خرد "اجتهاد" را تعطیل و با احساسات خود می اندیشد. زلفهای افشان زنان و نمایان شدن قوزک پا و برآمدگی ها و برجستگی های اندام آنان گناه آلود و وسوسه بر انگیز تلقی میشود و در نتیجه باید محدود و ممنوع  گردد. زیرا که در صورت آزادی، پیکر زنان، نماد زیبایی و زندگی لرزه در بنیاد تقدس افکند. در واقع هر بخشی از وجود زن اگر نمایان گردد شالوده نظم اجتماعی و امنیت اخلاقی را  در هم فرو ریزد.  اینست که سپاهیان دین، گشت های ارشادی و امنیتی، از جمله عفریته های سیه پوش را  در کوچه و بازار بگماردند که به زنان بیاموزند که چه خطرناک و ویران کننده است چهره و اندام شان، موی سر و قوزک پایشان. در دفاع از ناموس و عفت و پاکدامنی، لشگر آمران به معروف و سپاهیان نهی از منکر، اسید پاشان به چهره زنان و زورگیران بعنف  براه اندازند که ناظر بر رفتار مردم در کوچه و بازار و در معابر عمومی باشند و آماده و گوش بزنگ که باز خواست کنند و مورد تجاوز قرار دهند  آنان را که سرپیچی کنند و سرکشی و به مقررات شریعت بی اعتنایی.  گشت های گوناگون ارشادی در گذرهای پر رفت و آمد کمین گیرند تا از تماس دست نامحرمان و اختلاط جنسیتی ممانعت بعمل  آورند. این الگوی جامعه اسلامی ست که رهبر معظم انقلاب هرازگاهی به جهانیان عرضه میکند تا بدانند که راه رستگاری از باور به لا الله الا الله میگذرد. ناگهان، اما، هرزه ترین هرزه کاران از بیت رهبری سر ببیرون کشد، هرزه کاری که آموزش کلام الله را با تجاوز جنسی به پسر بچه هایی آمیخته بود که  رویای قاری شدن را در سر میپروراندد. این اخلاق است و یا ضد اخلاق است که از قاری بر میخیزد و یا از متن کتابی که قرائت آنرا به نوجوانان پاک و ساده باور میاموخته است؟ بعبارت کلی تری سوالی که پاسخ میطلبد این است که این باده قدرت است که دین ما را اینگونه مست و مدهوش ساخته و  بفساد کشانده است و یا این دین است که قدرت در منجلاب فساد غرق نموده است؟
 
تردید مدار که اگر دین خود را بفریب قدرت آلوده نساخته و به اقتدار خویش برخاسته از معنویات الهی  در محوده حوزه های علمیه به اشاعه دین و نهادین ساختن ارزشهای دینی می پرداخت، نه تنها از حرمت و نفوذ بسزایی در جامعه برخوردار بود بلکه با ابزار "حرام" و "حلال" هنوز میتوانست رفتار و گفتار بخش عظیمی از جامعه را تحت تاثیر و نفوذ خود قرار دهد. اما از زماینکه دین برفراز منبر بزبان قدرت خطبه خوانی نمود، تسلیم و اطاعت فردی اهمیت و اعتبار خود را ازد دست داد. دین اطاعت و فرمانبری از تمامی جامعه را طلب میکرد و میکند، نه بعنوان یک فعالیت ذهنی بلکه فعالیتی قابل نظارت و کنترل. وقتی که تولید و مصرف نوشابه های شاد کننده حرام میشوند، اجرای آن به اراده فردی واگذار نمی گردد. هیچ احدی نباید دهان خود را بچننین مایع "نجس " و ناپاک آلوده کند. پای دین هنوز به مسند قدرت نرسیده بود که بوئیدن دهانها و هجوم به زندگی های خصوصی در جستجوی می سکر آور آغاز گردید و هنوز هم که مبادا که بوی لذت جویی بر هرچه که مقدس است گند بزند.  وای اگر بی خبری، باده شیدایی نوشیده باشد و بوی آن به مشام ماموران دین رسد، همچون گناهکاری شرمنده، در خواری و حقارت به تخته شلاق بسته و ضربه های خشونتبار "حد " الهی بر پیکر انسان فرود آید، چنانکه گویی خشونت و انتقام ستانی تولید و مصرف می سکر آور را متوقف و گرایش بسوی مستی و لذت جویی، بسوی عشق و عاشقی را فرو نشاند و جامعه را همچون حوزه های علمیه بازسازی نماید؛ چنانکه گویی جامعه، زندان است و نیروهای امنیتی و جاسوسی و اطلاعاتی و انتظامی، نگهبانان زندان. همین بس که به مصرف نوشابه های الکلی و معتادین بدان بگزارشهای رسمی رجوع نماییم. اگر قدرت عقل و خرد از دین ربوده نبود شاید دین میتوانست باین درک برسد که سخت گیری و تنبیه و مجازات مادر فسق و فساد و تمامی تبهکاری هاست. چرا که این حرام ها، محرومیت ها و ممنوعیت ها ست که" انسان ها را نه بهتر بلکه زیرک تر" میسازد.
 
حال آیا گزاف گفته ایم اگر بگوییم وحدت نامیمون، یکتایی دین و قدرت، تا کنون  میوه ای ببار نیاورده است جز یاس و نا امیدی، فقر و محنت، بیکاری و گرانی حقارت و خواری و آماده سازی شرایط برای بفساد و بگند کشاندن آنچه خوب و دوست داشتنی در انسان بوده و هست که عبارت از سه نیک، گفتار نیک و کردار نیک و پندار نیک؟ سه پنداری که تحت سلطه اخلاق اسلامی، به نفرت و تعصب، خشونت و انتقام ستانی تبدیل گردیده است. هم اکنون فساد همچون موریانه پایه ها هر آنچه مقدس و اخلاقی شمرده میشود، خورده است.
 
چون مست و مدهوش گردیده است دین از باده سکر آور قدرت، نداند که با اسیر ساختن آزادی، تخمه دین ستیزی و بی دینی،  دانه های شورش قیام بر حوزه های علمیه و مساجد مقدس را میکارد، ونیز طغیان علیه فقر و تنگدستی و عقب ماندگی. از درون نظام دین است که  گفتار و رفتار دین ستیزی قوام گیرد  و در فرو آوردن دین از منبر قدرت، تبلور یابد. چرا که دین چیزی نیست مگر اسارت و بندگی، محدودیت و محرومیت از ابتدایی ترین حق و حقوق انسانی، از برگزیدن بآزادی و خود آئینی.
 
در چنین شرایطی چگونه میتوان حرمت دین را نگاهداشت در حالیکه دین از نگاهداشت حرمت خود سرباز میزند؟ دین و متولیان دین، آیت الله های مقدس بعنوان ملجا و پناگاه نیازمندان کجا و آن کنش خشونت بار و انتقام جویانه برای ساختار یک جامعه مقدس اسلامی کجا؟  مسلم است که این دین، دین اسلام، اگر تاکنون از درون ملت بیرون نرفته است، برغم عزاداری های خشونت بار و خود زنی ها و تعزیه گردانی و روضه و نوحه و مرثیه خوانیها، و توزیع مجانی هزاران تن برنج و گوشت و روغن در روزهای عزاداری برای سیر کردن نه تنها شکمهای گرسته بلکه آن شکمها نیز که حریص اند، سر انجام، دیر یا زود، زمانی فرا خواهد رسید، دین از دل ها به بیرون خزند و بندهای اسارت و بندگی را یکی پس از دیگری از دست و پا بگشایند. به رهایی و آزادی باید امید بست.
 
فیروز نجومی
 
Firoz Nodjomi
 

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

فیروز نجومی

فهرست مطالب فیروز نجومی  در سایت پژواک ایران 

*سالروز نکبت و مصیبت ‏
*دگرگون سازی ارزش ‏ها!‏
*گفتمان رفسنجانی، گفتمان ریاکاری
*حقیقت نهائی!‏
*دیفروشان دیروز فرمانروایان امروز
*شاه گور خود کند و ولی فقیه گورکن خویش شود و دین!
*‎ ‎ دین مست باده قدرت !‏
*براندازی متولیان دین
*چیره شدن «عرب بر عجم» ‏ و آغاز نگون بختی ایرانیان
* آزادی و گریز از مسئولیت
* سرگذشت غم انگیز آزادی
*بازگشت بدوران رسالت ‏ و گره زدن دین به قدرت
*در چرائی نامگذاری الله و آغازیدن با نام او!‏
*عاشورا: اسطوره یا واقعیت
*بوی گند تقدس
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*عاشورا و قتل عام در زندانها
*محمد بشر بشیر و یا ‏‎ ‎خشم و خشونت و شمشیر
*«پافشاری بر نفاق» و عدالت اسلامی!
*جنگ شیعه وسنی:‏ اختلاف تاریخی یا دسیسه غربی؟
*خشونت هنجاری مقدس در قاموس اسلام
*کشتار جمعی در زندانها بجرم «ارتداد»
*تدبیرچیست؟
*بنام انسان و آزادی
*خشونت و گفتمان توحیدی
*پشت خمیده و بار سنگین دین و قدرت!
*امنیت و آزادی
*فقط آزادی
*شریعت اسلامی در ستیز با خودفرمانی
*معاشقه اسلام ناب محمدی با علم و تکنولوژی
* آزادیخواهی و باز تولید منش دیکتاتوری!
*اسلام در پیشگاه تاریخ
*بیگانگی ما از خود
* امریکا ستیزی یا اسلام ستیزی؟
*دشمن و دو قطبی شدن جامعه
* از درگیریهای کلامی تا امریکا ستیزی و فریبکاری
* امید کوکبی، قهرمان نافرمانی
*ظهور نیروی نامحسوس و امنیت اخلاقی
* تا کی؟
*رمز بقای نظام فرمانروایی و فرمانبری
*خائن کیست؟
*نقشه رذیلانه امریکا: «تزریق تقکر خاصی به نخبگان»
*آیا بجز ولی فقیه کسی دیگری هم هست؟
*نه به اخلاق اطاعت و فرمانبری!
*نفی حق گزینش: فروکاستی انسان به حیوان
* تن بخفت نباید داد
*انتخابات: طبل تو خالی
*رابطه دین با قدرت در امتداد تاریخ
*«جامعه ایران به کدام سو در حال حرکت است؟»
*انتخابات یعنی چه؟
*بدامن چه کسی پناه باید برد؟
*رهایی و ترک کیش اهریمنی
*بخندیم یا گریه کنیم؟
*از طلبگی تا خدایی و مسئله جانشینی!
*شمشیر ذوالفقارم آرزوست
*جور دیگری زندگی باید کرد
*بیان درد مشترک و یا صدور کیفرخواست علیه غرب؟
*اندر شکست دین جهاد و شهادت
*عاشورای پاریس
*آزادی را باید پرستید
*ولی فقیه، شاه نیست، مظهر دین است
*جامعه تک کتابی!
*عاشورا: شهادت یا خشونت؟
*کفر گرایی: راه رهایی و آزادی
*تقدس از جهل بر میخیزد
*قوم لوط، اخلاق انحرافی و خروج امام عج از غیبت
*اینهم شد خدا؟
*امنیت در سایه ولایت
*سردار حاج قاسم سلیمانی: سردار استبداد مضاعف دین و قدرت
*ز روز بلا باید دست بر سر گیریم
*فریبکاری مضاعف
*استبداد و آگاهی طبقاتی
*من مسلمانم، طرفدار رژیم دین هم نیستم!
*رهایی، آیا یک توهم است؟
*وای اگر دین نبود!
*خوار داشت انسان و قدسی سازی خشونت
*بر فراز منبر ولایت و یا خلافت؟
*الله: آموزگار بزرگ بیرحمی، خشونت و کین خواهی
*رمضان: زمینه ساز نظام فرمانروایی و فرمانبری
*دین ستیزی و یا قدرت ستیزی!
*جامعه بورژوازی و یا جامعه اسلامی فرا طبقاتی؟
* تاملی چند در باره جنبش عبور از ولایت!
*روحانیت: از حوزه تا حکومت
*کیست گورکن دین؟
*غنی سازی هسته ای بچه قیمتی؟
*شمشیر در نهان دین
*فرخنده: قهرمان جهالت ستیز
*دینمداری یا انسانمداری کدام یک اهریمنی ست؟
* دیکتاتوری و شریعت اسلامی
*سپاه پاسداران: سپاه ولایت و یا ملت
*توفان دیگری در راه است!
*ولایت دشمن اصلی ملت
*در خدمت و خیانت به اسلام و یا به ملت؟
*عدالت اسلامی!
*رهایی از دین یا جدایی آن از سیاست؟
*همزادی علم الله با قدرت
*«نه» بر تسلیم و اطاعت
*حصر و یا محاکمه: ولی فقیه بر سر دو راهی!
*تابوی هسته‌ای: نگاه ایدئولوژی یا نگاه اسلامی؟
*فرد و حکومت خدا
*قتلگاه سعیدی سیرجانی: «منزل آرام و مجلل در شمال شهر تهران»
* سعیدی سیرجانی به تاریخ پیوست
*آقای ظریف، ایران هراسی نه، اسلام هراسی!
*مذاکرات هسته ای: اراده ولایت یا اراده ملت؟
*امر به معروف، نهی از منکر و فرا رسیدن دوران کفر!
*امام حسین: اسطور ه یا انسانی زمینی؟
*جنایتکار کیست؟
*«امر به معروف با اسید نمیشه»
*دفاع مقدس یا شکست مفتصحانه ؟
*اسلام هراسی: خدمت و یا خیانت
*حقیقت نه بمب
*فریبخوردگان اکنون با ید به جنگ با الله برخیزند
*اسلام: دین رحمت و یا خشونت؟
*حکومت اسلامی: آبستن آزادی و استقلال و خود آئینی
*بازگشت اسلام به اصل خود
*توصیه ولایت: حفظ آرامش روانی !
*انفجار روابط جنسی در زیر زمین !
*هم ولایت و هم ریاست، هردو از دروغگویانند
*اسلحه ات را بر زمین بگذار ای مومن!
*نه حماس، نه اسرائیل
*شلاق، مجازات نا فرمانی و یا روزه خواری؟
*اعتدال، خدعه ای اسلامی
*«راه اندازی کلینک خشم در تهران»
*ما داعشی ها را خوب می شناسیم!
*حکومت اسلامی واژگون گردد، اگر زن حجاب از سر برگیرد
*بهشت با شلاق ؟
*از خاک سپاری مردگان در انقلاب مصر تا بازگشت آنان بزندگی در حکومت اسلامی
*سردار سرلشگر جعفری، سردار اسلام
*نبود آزادی و وحدت جنایت و عدالت در حکومت اسلامی
*زوگیری در فضای مجازی
*بازی دین و قدرت
*چهره کریه حکومت دین را بنگر
*زورگیری در اسارتگاه اوین
*یکتا و یگانه، تنها ولی فقیه است، بجز او هیچکس دیگری نیست!
*دین خصم آشتی ناپذیر آزادی
*پیام نوروزی خداوندگار خامنه ای : آزادی، بی آزادی
*دیو دو شاخ
*آزادی مسئولانه یا آزادی در فرمانبری؟
*22 بهمن: تاسیس استبداد مضاعف دین و قدرت
*انقلاب اسلامی: گریز از آزادی
*الله: مهربان و بخشنده و یا کین خواه و کیفر دهنده؟
*حال باید پرسید...
*از سلطه افکنی تا سلطه ستیزی
* قرآن، دین، قدرت، ما و آنها ؟
*تأملی چند در باره حکومت اسلامی و رهایی از آن
*بمناسبت اربعین: امامت یا خلافت؟ کدام حاکم است بر ما؟
*مماشات با دین بس!
*اسلام دین بیگانه با انسان
*فساد از اسلام بر میخیزد یا از قدرت؟
*مرگ بر غنی سازی هسته ای
*دیپلماسی ولایت و دفن حقوق بشر
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*از سلطه ستیزی تا دریوزگی
*بنگر، خداوند غرقه در خون است!
*باید رستم را فرا خواند
*خلع دین از حکومت
*مرگ بر آمریکا: رمز مقاومت مردم یا رمز بقای حکومت ارتجاع؟
*ستیز با شیطان بزرگ ستیز است با آزادی
*الله اکبر: دین یا سیاست؟
*طبل توخالی
*«نرمش قهرمانانه» یا حرکت مذبوحانه؟
*حرمت شکنی روحانیت
*زایش خدا: نفی انسان و آزادی
*گره هسته ای، وسیله است نه هدف، دینی ست نه سیاسی
*گفتمان اعتدال و آشتی اسلام با جهان سکولار!
*رمز و راز وزارت: شایستگی و لیاقت یا تسلیم و اطاعت از ولایت؟
*بوی فریبکاری به مشام میرسد
*تا ولایت هست، سیه روزی و تیره بختی هم هست
*گفتمان ولایت: وارونگی حقایق و بهانه جویی های احمقانه
*تیشه بر ریشه فقاهت، تیشه بر بنیان قدرت است
*آبادی بدون ویرانی؟ نه حقیقت، نه آزادی
*رمضان: بیداری وجدان و یا وجدان فرمانبر؟
*از خداوند خامنه ای ست که بوی گند برمیخیزد
*رئیس جمهور منتخب: باز تاب اراده ولایت و یا تبلور اراده ملت؟
*انتخابات و یا آفرینش حماسه سیاسی؟
*گفتمان ولایت، گفتمان تحقیر و توهین به ملت
*گفتمان انتخابات
*دلشوره انتخابات
*صداقت هرگز نه از دین برخیزد و نه از قدرت
*کارنامه ولایت و یا ریاست جمهوری؟
*رمز رهایی از دیکتاتوری
*احکام شریعت لغو و قیامت اعلام کنید
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*بازی هسته‌ای و اسطوره جهاد و شهادت
*جنگ عدالت با آزادی
*سکولاریسم از ستیز با دین گذر میکند
*هفت سین، بدون دال بیگانه: سال نو، دین نو
*ظهور امام چهاردهم
*الله، خدای یکتا و یگانه مرد است و مردانه میاندیش
*قدسی سازی خشونت، رمز بقای نظام ولایت
*اسلام دین بیگانه با انسان
*آقای رئیس جمهور
*دین را باید بدادگاه بکشانیم
*حکومت راهزنان و غارتگران
*کدام انتخابات؟ چه قانونی؟
*یورش به دفاتر روزنامه ها و زور گیری روزنامه نگاران
*حاکم یا محکوم، کدامیک زور گیر است؟
*نظام ولایت، نظام قانون گریز و قانون شکن
*تاج شاهی بر سر خداوند خامنه‌ای
*دین و یا قدرت، کدامیک دشمن ملت ایران است ؟
*نظام ولایت، نظام فریب و خیانت
*از حجره و حوزه، تا کاخ نشینی و فرمانروایی
*حکومت اسلامی، حکومت فریبکاران
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*عاشورا : از تحمیق تا تطمیع و از امام تا یزید
*پیام عاشورا: کین خواهی و خشونت، تسلیم و اطاعت
*عاشورا و اسطوره سازان حرفه ای
*دو معضل نیروی های انتظامی: بر خورد با ماهواره ها و بد حجابی
*براندازی دین تازیان بومی : خوش خیالی و یا واقع بینی؟
*مسئول تحریمات: دشمنی با اسلام یا غنی سازی هسته ای؟
*براندازی نظام ولایت از براندازی فقاهت، مظهر دین میگذرد
*جهاد و شهادت جنایت است و در خصومت با انسانیت
*حرف قرآن، حرف قدرت است
*پیش بسوی انسان و آزادی
*چشم بند ان ، کاریکاتور ی که مقدس را موهن ساخت
* ما عاشق امامان خود هستیم!
*از دینداری تا غیرتمداری
*کدام بحران؟
*بازگشت دوران تازیان مهاجم
* بحساب دین یا بحساب ملت
*حکومت اسلامی، بازنده ی بزرگ در اجلاس جنبش عدم تعهد.
*ولایت جلوه ی الله
*الله، بازیگر اصلی
*بوی گند ارشاد
*براندازی ولایت از رهایی از یو غ الله میگذرد.
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*از کدام دین است که سخن میرانید؟
*حکومت ولایت، حکومت الله ست
*چرا باید با نام الله آغاز کنیم؟
*روحانیت دشمن ملت
*الله و جدایی جنسیت ها
*اسلام: دین فرمانروایی و فرمانبری
*خمینی الله را کشته است
*حجاب در ستیز و خصومت با عفاف