‎ ‎ دین مست باده قدرت !‏
فیروز نجومی

 
رمزی در نهاد قدرت نهفته است که عقل و خرد را میزداید. چنان مستی و مدهوشی آورد که مرز رویا و واقعیت را در هم فرو ریزد. دیر زمانی ست که باده قدرت، دین را سخت افسون و مفتون ساخته است. غره بخود، از آغاز که در درون مردم، در عمق  روح و احساسات و عواطف شان، ریشه دارد و نسل پس از نسل و از بدو تولد در سرشت شان  نهادینه گردیده است.  بمحض آنکه دین بر مسند قدرت ظهور یافت، عربده مستانه برکشید که عدالت آورد و برابری، هم استقلال و آزادی و نیز رفاه و آسایش همگانی. که ظلم و ستم را از بیخ و بن برکند، یاد آور انقلابات بزرگ تاریخی، اما، به پس رود نه به پیش.
 
 طولی نکشید که متولیان دین شمشیر و شلاق بر کشیده و سپاه خشونت و انتقام به میدان آوردند که اینبار "اسلام ناب محممدی" را بر ملت تحمیل کنند. که اسلام نهادینه، اسلامی که مردم با آن زاده شده اند، اسلامی "سلطه پذیر" بوده است و اینک اسلام ناب محممدی، اسلام "سلطه ستیز" به "حق" خود رسیده است، حقی که سلطه شاهان از متولیان دین سلب کرده است، حق برقراری حکومت الهی، حکومتی خدا محور، حکومت اسلام ناب محمدی. چه سلطه ستیزی برجسته ترین خصیصه اسلام اصیل بوده و هست. که کثرت و دگراندیشی، مخالفت و انتقاد عقلانی  همه آزادند، اما، در اطاعت و فرمانبری که خواست اصلی خداوند یکتا و یگانه، الله است. که در لا الله الا الله است که راه نجات بشر نهفته است. که «الله اکبر» نه تنها بر دستگاه عظیم شاهنشاهی فائق آمده است بلکه  بر تمام مکتب های  بشری همچون مارکسیسم- لنینیسم و لیبرالیسم، سوسیالیسمِ و ناسیونالیسم، پیروز گردیده و شرق و غرب را درهم می نوردد. که توسعه و گسترش اسلام، اسلام سلطه ستیز، یک ضرورت الهی ست. الله سرنوشت بشر و تاریخ را رقم زده است. "انا لله و انا اليه راجعون." بازگشت ابنای  بشر همه بسوی الله ست، فراخوانی بسوی تسلیم و اطاعت و دل بستن به عالم نیستی، نه در علم ذهن بلکه در جهان واقعی، نه در باور که در رفتار. یعنی  که پذیرش سلطه خدایی لازمه ستیز با سلطه بشری ست. "حقه" از این قانع کننده تر هم میشود؟ هم اکنون دیگر مهم نیست که در این حقه و پذیرش آن شک و تردید کنیم، نزدیک به 40 سال است که از واقعیت آن میگذرد، فرآیندی که در آن دین، قدرت و قدرت، دین شده است. که دن و قدرت به وحدت آغازین رسیده اند، بدوران فرمانروایی پیامبر اسلام، که کتاب آسمانی، کلام الله را دریک  داشت و در دست دیگر شمشیر، نماد قدرت و خشونت.  
 
آری قدرت فریب دهد، حتی دینی که متولیان آن در حوزه های علمیه بسر میبردند، دینی که متولیان آن، فقها، علما و مراجع تقلید آنقدر زیرک بودند که بفهمند که نفع دین دوری جستن از قدرت نهفته بوده است. فقط در پاسخگویی بضروریات زمان بوده است که وارد بازی قدرت شده اند. به بیان دیگر دین اقتدار معنوی را مدیون عدم شرکت در بازی قدرت بود، نقش ناظر و گاهی داوری را بعهده گرفته بود. اما، از دیر زمان نیز بودند فقها و طلبه های جوانی که رویای قدرت را در سر میپروراندند و فکر میکردند نگون بختی ملت از بارگاه قدرت بر میخیزد. بر آن باور و ایمان بودند که قدرت تنها شایسته دین بود، عروسی زیبا درخور همآغوشی با دین. با این وجود اسلام دینی بود روا دار. هم پذیرای حجاب بود و هم بی حجابی، برغم حرامی، هم ربا مرسوم بود و هم مشروبخواری و هم تولید و مصرف آن، نه ستم روا میداشت و نه خشونت بکار میگرفت که جامعه بر اساس شریعت اسلامی سامان یافته و راه رستگاری در پیش گیرد.
 
قدرت، اما، وسوسه اگر است به تباهی و فساد کشد، تونایی دهد و کور و نابینا کند. این عارضه قدرت بود که گریبان دین روادار را گرفت و آنرا به دین نفرت و تعصب و جزم اندیشی تبدیل نمود. قدرت، گویی ابلیسی بود که در دین، دین اسلام خفته بود و هماکنون بیدار شده بود و متولیان دین را باده قدرت نوشانده و از دریافت واقعیت گریزان شان نموده بود. عقل و خرد شان را اسیر خود ساخت و حقایق را وارونه نمود. تاریکی را روشنایی جلوه داد و حجاب را نماد عفت و پاکدامنی. بازگشت به دوران "رسالت" و "امامت" را حرکت بسوی آینده و "جهاد" و "شهادت"  ویا خشونت و انتقام ستانی، کشتن و کشته شدن در راه خشنودی الله، خدای یکتا و یگانه را فضیلتی الهی.  حقارت و خواری را سر افرازی و سر بلندی، کوری از تعصب و غیرت را بینایی و توانایی  و سرکوب و سکوت را پیشرفت و عدالت  اجتماعی خواند و رویای سلطه بر جهان را در سر پروراند. چه تعجب اگر گروگانگیری اتباع خارجی را برخلاف هر عرف و قانونی، "حماسه ای" تاریخی و شکست در هشت سال جنگ و پوچ و بیهوده را که قرار بود به فتح قدس از راه کربلا بیانجامد، "پیروزی شگفت" و "دفاع مقدس " بنامند، همچنانکه هماکنون دردفاع از حرم امامها به عراق و سوریه لشگر کشیده و در کشتار مردم بخت برگشته آن کشور شرکت میکنند. از دهان کودکان کارکن گرسنه وطن خود میگیرد و به فقر و گرسنگی در جامعه دامن میزند که زنان و مردن و کودکان را درحلب بخاک و خون بکشانند تا بشار اسد، جوجه دیکتاتور سوریه را در بند خود نگاه دارند.   چه باک اگر حضرت ولایت ثروت ملت را برای 12 سال بباد دهد تا " غنی سازی هسته ای بهر قیمتی" را راه اندازی نماید و جبهه جدیدی را در آمریکا ستیزی بگشاید. آیا میتوان بر ویرانی کشور و ورشکستگی اقتصاد ورشکسته، تشدید فساد و دروغکویی، رانت خواری و دزدی، غارت و چپاولگری، فحشا و روسپیگری و گسترش خشم و نفرت، تعصب و غیرت، یعنی پرورش آنچه در انسان زشت و بد و حیوانی ست، قیمتی گذارد؟ وقتی باده قدرت دین را مست و مدهوش میسازد، توانایی محاسبه را دچار اختلال میکند، نه از خسارات و جهش صعودی ضریب فقر و فلاکت می هراسد نه از تخریب فرهنگ و از روان پریشی اجتماعی، سراسر بغض و کینه، خشونت و بیرحمی، تعصب و تحجر. جامعه ایکه بالاترین درصد اعدام را به نسبت جمعیت بخود اختصاص داده است، بسوی حیوانیت به پیش میرود نه بسوی انسانیت.
 
 بزودی بار دیگر متولیان دین، فقهای مقدس برای پنهان ساختن دم خروس، بابک زنجانی که از پادویی غارتگران بزرگ، آیت الله های حاکم، گدایانی که به شاهی رسیده اند، ثروت و مکنتی انباشته بود، از بابت خوش خدمتی هایش قرار است به طناب شریعت از دار مجازات آویزان گردد. عدالت اسلامی را می بینید، از اراده معطوف بقدرت و خشونت بر میخیزد. بخون میکشاند تا تقدس دین را نهادین سازد. در دامن خود، دزدان و غارتگرانی را پرورش میدهد که از وقوع بی عدالتی ها، تبهکاریها، شرورتها و دزدی امول مردم جلو گیری بعمل آورد، حال آنکه کاشف بعمل آمده است که دادگر، خود یکی از بیدادگران و از دزدان کلان است. نه اینکه آیت الله های مقدسی که دست به شمشیر دارند کمتر از رئیس قوه قضائیه و رئیس وی، ولایت فقیه دزد و درغکو و اخلاق شکنند. آنها دست به رفتاری میرنند که دیگران را بدلیل ارتکاب بهمان رفتار بدار مجازات میآویزند. از کجا معلوم که شرکای بابک زنجانی، آیت الله ها و آنان که درراس  ساختار دین و قدرت قرار دارند، نباشند؟  بی جهت نیست که زمانی در فرهنگ ما، آخوند نه تنها به روبه صفتی شهرت داشت بلکه در "تزویر" نیز معروفیت بسیاری کسب کرده بود.
 
دین، اما، زبان توجیه دارد و انگیزه های "شرعی"  دزدی و غارتگری و ارتکاب بهر جنایتی را موجه جلوه و جنایتکاران را صله و پاداش دهند. اگر امام امامان، امام خمینی از سر کین خواهی به تبعیت از پیامبر اسلام فرمان قتل عام 4000 زندانیان سیاسی در 67 را صادر نمیکرد، بعید بنظر میرسد امروز با نظام پرکینه و پر خشونت ولایت روبرو بودیم و پس از آن شاهد بر قتل های زنجیره ای، قصابی فروهرها، بختیار و فریدون فرخزاد و کشتار رهبران کرد در خارج از کشور، همه شمه ای از جنایاتی ست که بدلایل شرعی و باتایید متولیان دین بوقوع پیوسته است. چه دلیلی برتر از حفظ قدرت، باده سکر آوری که مومن و با تقوا را به گرگی درنده تبدیل کند.
 
دین که اسیر قدرت گردید،  نتواند همچنان ملجا  و پناهگاه نیازمندان و بینوایان، ساده دلان و خوش باوران بماند و یا آن مرهم  شفا بخش، داروی مخدری که گریز از تلخی ها و ناکامی ها را ممکن و دردهای روحی و مادی را تسکین می بخشید. برعکس، دینی که با قدرت همآغوش کند، عمیقا زخمین سازد روح و روان آدمی را . چه دین، شلاق و شمشیر بر گیرد که نظام اطاعت و فرمانبری را در سراسر جامعه برقرار نماید تا به ستیز با سلطه استکبار جهانی بپردازد. بدینترتیب، خشونت و بیرحمی، تنبیه و مجازات، در حکومت اسلامی تبدیل شد به تنها ابزار راه رستگاری. که  هیچکس مجاز نیست از گام نهادن در "راه مستقم" امتناع  ورزد و از رستگاری بگریزد. خطبه خوانی های متولیان دین در روزهای جمعه از برای چیست اگر نهایتا فراخوانی نیست بسو تسلیم و اطاعت و فرمانبری.
 
دینی که با قدرت هماغوشی میکند، بسی حساس و "غیرتی" میشود. یعنی عقل و خرد "اجتهاد" را تعطیل و با احساسات خود می اندیشد. زلفهای افشان زنان و نمایان شدن قوزک پا و برآمدگی ها و برجستگی های اندام آنان گناه آلود و وسوسه بر انگیز تلقی میشود و در نتیجه باید محدود و ممنوع  گردد. زیرا که در صورت آزادی، پیکر زنان، نماد زیبایی و زندگی لرزه در بنیاد تقدس افکند. در واقع هر بخشی از وجود زن اگر نمایان گردد شالوده نظم اجتماعی و امنیت اخلاقی را  در هم فرو ریزد.  اینست که سپاهیان دین، گشت های ارشادی و امنیتی، از جمله عفریته های سیه پوش را  در کوچه و بازار بگماردند که به زنان بیاموزند که چه خطرناک و ویران کننده است چهره و اندام شان، موی سر و قوزک پایشان. در دفاع از ناموس و عفت و پاکدامنی، لشگر آمران به معروف و سپاهیان نهی از منکر، اسید پاشان به چهره زنان و زورگیران بعنف  براه اندازند که ناظر بر رفتار مردم در کوچه و بازار و در معابر عمومی باشند و آماده و گوش بزنگ که باز خواست کنند و مورد تجاوز قرار دهند  آنان را که سرپیچی کنند و سرکشی و به مقررات شریعت بی اعتنایی.  گشت های گوناگون ارشادی در گذرهای پر رفت و آمد کمین گیرند تا از تماس دست نامحرمان و اختلاط جنسیتی ممانعت بعمل  آورند. این الگوی جامعه اسلامی ست که رهبر معظم انقلاب هرازگاهی به جهانیان عرضه میکند تا بدانند که راه رستگاری از باور به لا الله الا الله میگذرد. ناگهان، اما، هرزه ترین هرزه کاران از بیت رهبری سر ببیرون کشد، هرزه کاری که آموزش کلام الله را با تجاوز جنسی به پسر بچه هایی آمیخته بود که  رویای قاری شدن را در سر میپروراندد. این اخلاق است و یا ضد اخلاق است که از قاری بر میخیزد و یا از متن کتابی که قرائت آنرا به نوجوانان پاک و ساده باور میاموخته است؟ بعبارت کلی تری سوالی که پاسخ میطلبد این است که این باده قدرت است که دین ما را اینگونه مست و مدهوش ساخته و  بفساد کشانده است و یا این دین است که قدرت در منجلاب فساد غرق نموده است؟
 
تردید مدار که اگر دین خود را بفریب قدرت آلوده نساخته و به اقتدار خویش برخاسته از معنویات الهی  در محوده حوزه های علمیه به اشاعه دین و نهادین ساختن ارزشهای دینی می پرداخت، نه تنها از حرمت و نفوذ بسزایی در جامعه برخوردار بود بلکه با ابزار "حرام" و "حلال" هنوز میتوانست رفتار و گفتار بخش عظیمی از جامعه را تحت تاثیر و نفوذ خود قرار دهد. اما از زماینکه دین برفراز منبر بزبان قدرت خطبه خوانی نمود، تسلیم و اطاعت فردی اهمیت و اعتبار خود را ازد دست داد. دین اطاعت و فرمانبری از تمامی جامعه را طلب میکرد و میکند، نه بعنوان یک فعالیت ذهنی بلکه فعالیتی قابل نظارت و کنترل. وقتی که تولید و مصرف نوشابه های شاد کننده حرام میشوند، اجرای آن به اراده فردی واگذار نمی گردد. هیچ احدی نباید دهان خود را بچننین مایع "نجس " و ناپاک آلوده کند. پای دین هنوز به مسند قدرت نرسیده بود که بوئیدن دهانها و هجوم به زندگی های خصوصی در جستجوی می سکر آور آغاز گردید و هنوز هم که مبادا که بوی لذت جویی بر هرچه که مقدس است گند بزند.  وای اگر بی خبری، باده شیدایی نوشیده باشد و بوی آن به مشام ماموران دین رسد، همچون گناهکاری شرمنده، در خواری و حقارت به تخته شلاق بسته و ضربه های خشونتبار "حد " الهی بر پیکر انسان فرود آید، چنانکه گویی خشونت و انتقام ستانی تولید و مصرف می سکر آور را متوقف و گرایش بسوی مستی و لذت جویی، بسوی عشق و عاشقی را فرو نشاند و جامعه را همچون حوزه های علمیه بازسازی نماید؛ چنانکه گویی جامعه، زندان است و نیروهای امنیتی و جاسوسی و اطلاعاتی و انتظامی، نگهبانان زندان. همین بس که به مصرف نوشابه های الکلی و معتادین بدان بگزارشهای رسمی رجوع نماییم. اگر قدرت عقل و خرد از دین ربوده نبود شاید دین میتوانست باین درک برسد که سخت گیری و تنبیه و مجازات مادر فسق و فساد و تمامی تبهکاری هاست. چرا که این حرام ها، محرومیت ها و ممنوعیت ها ست که" انسان ها را نه بهتر بلکه زیرک تر" میسازد.
 
حال آیا گزاف گفته ایم اگر بگوییم وحدت نامیمون، یکتایی دین و قدرت، تا کنون  میوه ای ببار نیاورده است جز یاس و نا امیدی، فقر و محنت، بیکاری و گرانی حقارت و خواری و آماده سازی شرایط برای بفساد و بگند کشاندن آنچه خوب و دوست داشتنی در انسان بوده و هست که عبارت از سه نیک، گفتار نیک و کردار نیک و پندار نیک؟ سه پنداری که تحت سلطه اخلاق اسلامی، به نفرت و تعصب، خشونت و انتقام ستانی تبدیل گردیده است. هم اکنون فساد همچون موریانه پایه ها هر آنچه مقدس و اخلاقی شمرده میشود، خورده است.
 
چون مست و مدهوش گردیده است دین از باده سکر آور قدرت، نداند که با اسیر ساختن آزادی، تخمه دین ستیزی و بی دینی،  دانه های شورش قیام بر حوزه های علمیه و مساجد مقدس را میکارد، ونیز طغیان علیه فقر و تنگدستی و عقب ماندگی. از درون نظام دین است که  گفتار و رفتار دین ستیزی قوام گیرد  و در فرو آوردن دین از منبر قدرت، تبلور یابد. چرا که دین چیزی نیست مگر اسارت و بندگی، محدودیت و محرومیت از ابتدایی ترین حق و حقوق انسانی، از برگزیدن بآزادی و خود آئینی.
 
در چنین شرایطی چگونه میتوان حرمت دین را نگاهداشت در حالیکه دین از نگاهداشت حرمت خود سرباز میزند؟ دین و متولیان دین، آیت الله های مقدس بعنوان ملجا و پناگاه نیازمندان کجا و آن کنش خشونت بار و انتقام جویانه برای ساختار یک جامعه مقدس اسلامی کجا؟  مسلم است که این دین، دین اسلام، اگر تاکنون از درون ملت بیرون نرفته است، برغم عزاداری های خشونت بار و خود زنی ها و تعزیه گردانی و روضه و نوحه و مرثیه خوانیها، و توزیع مجانی هزاران تن برنج و گوشت و روغن در روزهای عزاداری برای سیر کردن نه تنها شکمهای گرسته بلکه آن شکمها نیز که حریص اند، سر انجام، دیر یا زود، زمانی فرا خواهد رسید، دین از دل ها به بیرون خزند و بندهای اسارت و بندگی را یکی پس از دیگری از دست و پا بگشایند. به رهایی و آزادی باید امید بست.
 
فیروز نجومی
 
Firoz Nodjomi
 

منبع:پژواک ایران


فیروز نجومی

فهرست مطالب فیروز نجومی  در سایت پژواک ایران 

* پس از مرگ ولایت، مرگ روحانیت! [2017 Sep] 
*روحانیت باید برود!  [2017 Sep] 
* مسئولیت و شریعت اسلامی  [2017 Aug] 
* حوزه های علمیه را به موزه های تاریخ بسپاریم!  [2017 Aug] 
*بازدارندگی و زوال روحانیت! [2017 Aug] 
*کیست دشمن ملت و خصم آزادی؟  [2017 Aug] 
* آزادی زن ‏ و فرو پاشی رژیم دین  [2017 Jul] 
*اندر انتظار فروپاشی نظام اسلامی  [2017 Jul] 
*دین تازیان و معضل عقب ماندگی [2017 Jul] 
*شرم مضاعف و ضرورت آزادی  [2017 Jul] 
*رای خدا در برابر رای مردم [2017 Jun] 
*ولایت: گورکن الله!  [2017 Jun] 
*زنده باد کفر  [2017 Jun] 
*انتخابات و ‏نیروی ‏براندازنده ‏‏«کفر»  [2017 May] 
* مناظره روبهان [2017 May] 
* رئیس جمهور چکاره ست؟ [2017 Apr] 
*انتخابات را به خاکسپاری رژیم جنایتکار تبدیل کنیم! [2017 Apr] 
*انتخابات خوب است!‏ [2017 Apr] 
*حقیقت را باید گفت!‏ [2017 Apr] 
* از یکتا پرستی تا ‏کثرت خواهی [2017 Apr] 
*ندای وجدان [2017 Mar] 
*ویرانی بزرگ!‏  [2017 Mar] 
*از دین گریزی تا دین ستیزی [2017 Feb] 
*سالروز نکبت و مصیبت ‏  [2017 Feb] 
*دگرگون سازی ارزش ‏ها!‏  [2017 Jan] 
*گفتمان رفسنجانی، گفتمان ریاکاری [2017 Jan] 
*حقیقت نهائی!‏  [2017 Jan] 
*دیفروشان دیروز فرمانروایان امروز  [2016 Dec] 
*شاه گور خود کند و ولی فقیه گورکن خویش شود و دین!  [2016 Dec] 
*‎ ‎ دین مست باده قدرت !‏ [2016 Dec] 
*براندازی متولیان دین  [2016 Dec] 
*چیره شدن «عرب بر عجم» ‏ و آغاز نگون بختی ایرانیان [2016 Nov] 
* آزادی و گریز از مسئولیت  [2016 Nov] 
* سرگذشت غم انگیز آزادی [2016 Nov] 
*بازگشت بدوران رسالت ‏ و گره زدن دین به قدرت  [2016 Oct] 
*در چرائی نامگذاری الله و آغازیدن با نام او!‏  [2016 Oct] 
*عاشورا: اسطوره یا واقعیت  [2016 Oct] 
*بوی گند تقدس  [2016 Oct] 
*دعوت به امام عج و ظهور دجال  [2016 Sep] 
*عاشورا و قتل عام در زندانها [2016 Sep] 
*محمد بشر بشیر و یا ‏‎ ‎خشم و خشونت و شمشیر [2016 Sep] 
*«پافشاری بر نفاق» و عدالت اسلامی! [2016 Sep] 
*جنگ شیعه وسنی:‏ اختلاف تاریخی یا دسیسه غربی؟  [2016 Aug] 
*خشونت هنجاری مقدس در قاموس اسلام [2016 Aug] 
*کشتار جمعی در زندانها بجرم «ارتداد» [2016 Aug] 
*تدبیرچیست؟ [2016 Aug] 
*بنام انسان و آزادی [2016 Jul] 
*خشونت و گفتمان توحیدی  [2016 Jul] 
*پشت خمیده و بار سنگین دین و قدرت! [2016 Jul] 
*امنیت و آزادی [2016 Jul] 
*فقط آزادی [2016 Jul] 
*شریعت اسلامی در ستیز با خودفرمانی [2016 Jun] 
*معاشقه اسلام ناب محمدی با علم و تکنولوژی [2016 Jun] 
* آزادیخواهی و باز تولید منش دیکتاتوری!  [2016 Jun] 
*اسلام در پیشگاه تاریخ [2016 Jun] 
*بیگانگی ما از خود  [2016 May] 
* امریکا ستیزی یا اسلام ستیزی؟ [2016 May] 
*دشمن و دو قطبی شدن جامعه [2016 May] 
* از درگیریهای کلامی تا امریکا ستیزی و فریبکاری [2016 May] 
* امید کوکبی، قهرمان نافرمانی [2016 May] 
*ظهور نیروی نامحسوس و امنیت اخلاقی [2016 Apr] 
* تا کی؟  [2016 Apr] 
*رمز بقای نظام فرمانروایی و فرمانبری [2016 Apr] 
*خائن کیست؟ [2016 Apr] 
*نقشه رذیلانه امریکا: «تزریق تقکر خاصی به نخبگان» [2016 Mar] 
*آیا بجز ولی فقیه کسی دیگری هم هست؟  [2016 Mar] 
*نه به اخلاق اطاعت و فرمانبری!  [2016 Mar] 
*نفی حق گزینش: فروکاستی انسان به حیوان [2016 Mar] 
* تن بخفت نباید داد [2016 Feb] 
*انتخابات: طبل تو خالی  [2016 Feb] 
*رابطه دین با قدرت در امتداد تاریخ [2016 Feb] 
*«جامعه ایران به کدام سو در حال حرکت است؟» [2016 Feb] 
*انتخابات یعنی چه؟ [2016 Jan] 
*بدامن چه کسی پناه باید برد؟  [2016 Jan] 
*رهایی و ترک کیش اهریمنی [2016 Jan] 
*بخندیم یا گریه کنیم؟  [2016 Jan] 
*از طلبگی تا خدایی و مسئله جانشینی!  [2016 Jan] 
*شمشیر ذوالفقارم آرزوست [2015 Dec] 
*جور دیگری زندگی باید کرد  [2015 Dec] 
*بیان درد مشترک و یا صدور کیفرخواست علیه غرب؟ [2015 Dec] 
*اندر شکست دین جهاد و شهادت [2015 Nov] 
*عاشورای پاریس [2015 Nov] 
*آزادی را باید پرستید [2015 Nov] 
*ولی فقیه، شاه نیست، مظهر دین است [2015 Nov] 
*جامعه تک کتابی! [2015 Oct] 
*عاشورا: شهادت یا خشونت؟ [2015 Oct] 
*کفر گرایی: راه رهایی و آزادی [2015 Oct] 
*تقدس از جهل بر میخیزد  [2015 Oct] 
*قوم لوط، اخلاق انحرافی و خروج امام عج از غیبت  [2015 Oct] 
*اینهم شد خدا؟ [2015 Sep] 
*امنیت در سایه ولایت [2015 Sep] 
*سردار حاج قاسم سلیمانی: سردار استبداد مضاعف دین و قدرت [2015 Sep] 
*ز روز بلا باید دست بر سر گیریم [2015 Sep] 
*فریبکاری مضاعف [2015 Aug] 
*استبداد و آگاهی طبقاتی [2015 Aug] 
*من مسلمانم، طرفدار رژیم دین هم نیستم! [2015 Aug] 
*رهایی، آیا یک توهم است؟ [2015 Aug] 
*وای اگر دین نبود! [2015 Aug] 
*خوار داشت انسان و قدسی سازی خشونت [2015 Jul] 
*بر فراز منبر ولایت و یا خلافت؟ [2015 Jul] 
*الله: آموزگار بزرگ بیرحمی، خشونت و کین خواهی [2015 Jul] 
*رمضان: زمینه ساز نظام فرمانروایی و فرمانبری [2015 Jun] 
*دین ستیزی و یا قدرت ستیزی! [2015 Jun] 
*جامعه بورژوازی و یا جامعه اسلامی فرا طبقاتی؟ [2015 Jun] 
* تاملی چند در باره جنبش عبور از ولایت! [2015 May] 
*روحانیت: از حوزه تا حکومت [2015 May] 
*کیست گورکن دین؟ [2015 Apr] 
*غنی سازی هسته ای بچه قیمتی؟ [2015 Apr] 
*شمشیر در نهان دین [2015 Apr] 
*فرخنده: قهرمان جهالت ستیز [2015 Mar] 
*دینمداری یا انسانمداری کدام یک اهریمنی ست؟ [2015 Mar] 
* دیکتاتوری و شریعت اسلامی [2015 Mar] 
*سپاه پاسداران: سپاه ولایت و یا ملت [2015 Mar] 
*توفان دیگری در راه است! [2015 Feb] 
*ولایت دشمن اصلی ملت [2015 Feb] 
*در خدمت و خیانت به اسلام و یا به ملت؟ [2015 Feb] 
*عدالت اسلامی! [2015 Feb] 
*رهایی از دین یا جدایی آن از سیاست؟ [2015 Jan] 
*همزادی علم الله با قدرت [2015 Jan] 
*«نه» بر تسلیم و اطاعت [2015 Jan] 
*حصر و یا محاکمه: ولی فقیه بر سر دو راهی! [2015 Jan] 
*تابوی هسته‌ای: نگاه ایدئولوژی یا نگاه اسلامی؟ [2014 Dec] 
*فرد و حکومت خدا [2014 Dec] 
*قتلگاه سعیدی سیرجانی: «منزل آرام و مجلل در شمال شهر تهران» [2014 Dec] 
* سعیدی سیرجانی به تاریخ پیوست [2014 Dec] 
*آقای ظریف، ایران هراسی نه، اسلام هراسی! [2014 Dec] 
*مذاکرات هسته ای: اراده ولایت یا اراده ملت؟ [2014 Nov] 
*امر به معروف، نهی از منکر و فرا رسیدن دوران کفر! [2014 Nov] 
*امام حسین: اسطور ه یا انسانی زمینی؟ [2014 Nov] 
*جنایتکار کیست؟ [2014 Oct] 
*«امر به معروف با اسید نمیشه» [2014 Oct] 
*دفاع مقدس یا شکست مفتصحانه ؟ [2014 Oct] 
*اسلام هراسی: خدمت و یا خیانت [2014 Oct] 
*حقیقت نه بمب  [2014 Oct] 
*فریبخوردگان اکنون با ید به جنگ با الله برخیزند [2014 Sep] 
*اسلام: دین رحمت و یا خشونت؟ [2014 Sep] 
*حکومت اسلامی: آبستن آزادی و استقلال و خود آئینی [2014 Sep] 
*بازگشت اسلام به اصل خود [2014 Sep] 
*توصیه ولایت: حفظ آرامش روانی !  [2014 Aug] 
*انفجار روابط جنسی در زیر زمین ! [2014 Aug] 
*هم ولایت و هم ریاست، هردو از دروغگویانند [2014 Aug] 
*اسلحه ات را بر زمین بگذار ای مومن! [2014 Aug] 
*نه حماس، نه اسرائیل [2014 Aug] 
*شلاق، مجازات نا فرمانی و یا روزه خواری؟  [2014 Jul] 
*اعتدال، خدعه ای اسلامی [2014 Jul] 
*«راه اندازی کلینک خشم در تهران» [2014 Jul] 
*ما داعشی ها را خوب می شناسیم! [2014 Jul] 
*حکومت اسلامی واژگون گردد، اگر زن حجاب از سر برگیرد [2014 Jun] 
*بهشت با شلاق ؟ [2014 Jun] 
*از خاک سپاری مردگان در انقلاب مصر تا بازگشت آنان بزندگی در حکومت اسلامی  [2014 Jun] 
*سردار سرلشگر جعفری، سردار اسلام [2014 Jun] 
*نبود آزادی و وحدت جنایت و عدالت در حکومت اسلامی [2014 May] 
*زوگیری در فضای مجازی [2014 May] 
*بازی دین و قدرت [2014 May] 
*چهره کریه حکومت دین را بنگر [2014 May] 
*زورگیری در اسارتگاه اوین [2014 Apr] 
*یکتا و یگانه، تنها ولی فقیه است، بجز او هیچکس دیگری نیست! [2014 Apr] 
*دین خصم آشتی ناپذیر آزادی [2014 Apr] 
*پیام نوروزی خداوندگار خامنه ای : آزادی، بی آزادی [2014 Apr] 
*دیو دو شاخ [2014 Mar] 
*آزادی مسئولانه یا آزادی در فرمانبری؟ [2014 Mar] 
*22 بهمن: تاسیس استبداد مضاعف دین و قدرت [2014 Feb] 
*انقلاب اسلامی: گریز از آزادی [2014 Feb] 
*الله: مهربان و بخشنده و یا کین خواه و کیفر دهنده؟ [2014 Feb] 
*حال باید پرسید... [2014 Jan] 
*از سلطه افکنی تا سلطه ستیزی [2014 Jan] 
* قرآن، دین، قدرت، ما و آنها ؟ [2014 Jan] 
*تأملی چند در باره حکومت اسلامی و رهایی از آن [2014 Jan] 
*بمناسبت اربعین: امامت یا خلافت؟ کدام حاکم است بر ما؟ [2013 Dec] 
*مماشات با دین بس!  [2013 Dec] 
*اسلام دین بیگانه با انسان [2013 Dec] 
*فساد از اسلام بر میخیزد یا از قدرت؟  [2013 Dec] 
*مرگ بر غنی سازی هسته ای  [2013 Nov] 
*دیپلماسی ولایت و دفن حقوق بشر [2013 Nov] 
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز [2013 Nov] 
*از سلطه ستیزی تا دریوزگی [2013 Nov] 
*بنگر، خداوند غرقه در خون است! [2013 Nov] 
*باید رستم را فرا خواند [2013 Nov] 
*خلع دین از حکومت [2013 Oct] 
*مرگ بر آمریکا: رمز مقاومت مردم یا رمز بقای حکومت ارتجاع؟ [2013 Oct] 
*ستیز با شیطان بزرگ ستیز است با آزادی [2013 Oct] 
*الله اکبر: دین یا سیاست؟ [2013 Oct] 
*طبل توخالی [2013 Sep] 
*«نرمش قهرمانانه» یا حرکت مذبوحانه؟ [2013 Sep] 
*حرمت شکنی روحانیت  [2013 Sep] 
*زایش خدا: نفی انسان و آزادی [2013 Sep] 
*گره هسته ای، وسیله است نه هدف، دینی ست نه سیاسی [2013 Aug] 
*گفتمان اعتدال و آشتی اسلام با جهان سکولار! [2013 Aug] 
*رمز و راز وزارت: شایستگی و لیاقت یا تسلیم و اطاعت از ولایت؟ [2013 Aug] 
*بوی فریبکاری به مشام میرسد [2013 Aug] 
*تا ولایت هست، سیه روزی و تیره بختی هم هست [2013 Aug] 
*گفتمان ولایت: وارونگی حقایق و بهانه جویی های احمقانه [2013 Jul] 
*تیشه بر ریشه فقاهت، تیشه بر بنیان قدرت است [2013 Jul] 
*آبادی بدون ویرانی؟ نه حقیقت، نه آزادی [2013 Jul] 
*رمضان: بیداری وجدان و یا وجدان فرمانبر؟ [2013 Jul] 
*از خداوند خامنه ای ست که بوی گند برمیخیزد [2013 Jun] 
*رئیس جمهور منتخب: باز تاب اراده ولایت و یا تبلور اراده ملت؟ [2013 Jun] 
*انتخابات و یا آفرینش حماسه سیاسی؟ [2013 Jun] 
*گفتمان ولایت، گفتمان تحقیر و توهین به ملت [2013 Jun] 
*گفتمان انتخابات [2013 May] 
*دلشوره انتخابات [2013 May] 
*صداقت هرگز نه از دین برخیزد و نه از قدرت [2013 May] 
*کارنامه ولایت و یا ریاست جمهوری؟ [2013 May] 
*رمز رهایی از دیکتاتوری [2013 Apr] 
*احکام شریعت لغو و قیامت اعلام کنید [2013 Apr] 
*دعوت به امام عج و ظهور دجال [2013 Apr] 
*بازی هسته‌ای و اسطوره جهاد و شهادت [2013 Apr] 
*جنگ عدالت با آزادی  [2013 Apr] 
*سکولاریسم از ستیز با دین گذر میکند [2013 Mar] 
*هفت سین، بدون دال بیگانه: سال نو، دین نو [2013 Mar] 
*ظهور امام چهاردهم [2013 Mar] 
*الله، خدای یکتا و یگانه مرد است و مردانه میاندیش [2013 Mar] 
*قدسی سازی خشونت، رمز بقای نظام ولایت [2013 Mar] 
*اسلام دین بیگانه با انسان  [2013 Feb] 
*آقای رئیس جمهور [2013 Feb] 
*دین را باید بدادگاه بکشانیم [2013 Feb] 
*حکومت راهزنان و غارتگران [2013 Feb] 
*کدام انتخابات؟ چه قانونی؟ [2013 Feb] 
*یورش به دفاتر روزنامه ها و زور گیری روزنامه نگاران [2013 Feb] 
*حاکم یا محکوم، کدامیک زور گیر است؟ [2013 Jan] 
*نظام ولایت، نظام قانون گریز و قانون شکن [2013 Jan] 
*تاج شاهی بر سر خداوند خامنه‌ای [2013 Jan] 
*دین و یا قدرت، کدامیک دشمن ملت ایران است ؟ [2013 Jan] 
*نظام ولایت، نظام فریب و خیانت [2012 Dec] 
*از حجره و حوزه، تا کاخ نشینی و فرمانروایی [2012 Dec] 
*حکومت اسلامی، حکومت فریبکاران [2012 Dec] 
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز [2012 Dec] 
*عاشورا : از تحمیق تا تطمیع و از امام تا یزید [2012 Dec] 
*پیام عاشورا: کین خواهی و خشونت، تسلیم و اطاعت  [2012 Nov] 
*عاشورا و اسطوره سازان حرفه ای [2012 Nov] 
*دو معضل نیروی های انتظامی: بر خورد با ماهواره ها و بد حجابی [2012 Nov] 
*براندازی دین تازیان بومی : خوش خیالی و یا واقع بینی؟ [2012 Nov] 
*مسئول تحریمات: دشمنی با اسلام یا غنی سازی هسته ای؟ [2012 Oct] 
*براندازی نظام ولایت از براندازی فقاهت، مظهر دین میگذرد [2012 Oct] 
*جهاد و شهادت جنایت است و در خصومت با انسانیت [2012 Oct] 
*حرف قرآن، حرف قدرت است [2012 Oct] 
*پیش بسوی انسان و آزادی  [2012 Oct] 
*چشم بند ان ، کاریکاتور ی که مقدس را موهن ساخت  [2012 Sep] 
* ما عاشق امامان خود هستیم! [2012 Sep] 
*از دینداری تا غیرتمداری [2012 Sep] 
*کدام بحران؟ [2012 Sep] 
*بازگشت دوران تازیان مهاجم [2012 Sep] 
* بحساب دین یا بحساب ملت [2012 Sep] 
*حکومت اسلامی، بازنده ی بزرگ در اجلاس جنبش عدم تعهد.  [2012 Sep] 
*ولایت جلوه ی الله [2012 Aug] 
*الله، بازیگر اصلی [2012 Aug] 
*بوی گند ارشاد [2012 Aug] 
*براندازی ولایت از رهایی از یو غ الله میگذرد.  [2012 Aug] 
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی  [2012 Aug] 
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی [2012 Aug] 
*از کدام دین است که سخن میرانید؟ [2012 Aug] 
*حکومت ولایت، حکومت الله ست [2012 Jul] 
*چرا باید با نام الله آغاز کنیم؟ [2012 Jul] 
*روحانیت دشمن ملت [2012 Jul] 
*الله و جدایی جنسیت ها [2012 Jul] 
*اسلام: دین فرمانروایی و فرمانبری [2012 Jul] 
*خمینی الله را کشته است [2012 Jun] 
*حجاب در ستیز و خصومت با عفاف  [2009 Jan]