تأملی چند در باره حکومت اسلامی و رهایی از آن
فیروز نجومی

 

1

بعد از گذشت 35 سال باید با این حقیقت روی در رو شویم که این، نه شاه، که ولی فقیه، مظهر دین و برخاسته از حوزه های علمیه است که شریعت اسلامی را بضرب شمشیر حاکم ساخته است. تا زمانیکه حوزه های علمیه همچنان به تولید و باز تولید طلبه می پردازند و به مخروبه ای تبدیل نگشته است، نه حقیقتی و جود خواهد داشت و نه رهایی.

2

برای دینداری، برای عبادت و پرستش بت و یا خالقی ماورایی، چه نیازی ست به صدور حکم و دستور و فرمان که باید این و نباید آن کنی؟ نه چندی، نه چونی نه چرایی؟ چشم بسته و دهان بسته باید تسلیم شوی اطاعت نمایی که حقیقت چیزی نیست مگر شریعت اسلامی. خدا هیچ بشری را فرمانبر خلق نکرده است. در انسان عقل نهاده است که فرمانروای خویش شود. این بشر آزاد و خرد ورز است که نظام ولایت از ظهور آن هراسی عمیق در دل دارد، بشری که پایان حکومت اسلامی را اعلام میدارد.

3

رفتار و گفتمان کسانی که بر ما حکومت میکنند برخاسته از اصل و اصول دین اسلام است. سخنان خود را با قرائت آیه هایی از قران و حمد و ستایش الله و سلام و صلوات به پیامبر و امامان آغاز میکنند و به پایان میرسانند. بنابراین، براندازی حاکمان بدون راندن دین از مسند قدرت، ادامه اسارت است و بندگی.

4

 راه نجات ما ایرانیان در رها ساختن خود از عادات، رسم و رسوم و سنتی نهفته است که بازدارنده اند  و واپسگرا. نه اینکه ساده است، رسیدن به چنین هدفی. اما، خوش خیالی هم نیست.

5

اینجا حرف از جنگ و خونریزی نیست، اگرچه تا کنون، حقیقت و آزادی تنها بدینگونه تحصیل گردیده است. انقلاب فرانسه و جنگ داخلی در آمریکا ز آن جمله اند. آیا میتوان از راهی دیگر به این بلندی ها برسیم؟ در این راستا میتوان به جنبش مهاتما گاندی در هندوستان و  به جنبش حقوق مدنی سیاهپوستان به رهبری مارتین لوتر کینگ در آمریکا، نگریست. یعنی که مجبور نیستیم علیه حکومت اسلامی، حکومتی سراسر خود و زره، تا دندان مسلح، آماده که دریده و تیکه و پاره کند هر جنبنده ای را، اسلحه بر کشیم همچون کودکی که با طپانچه پلاستیکی هراس در دل بزرگترها میاندازد. اشتباهات گذشته را که نمیتوان بار دیگر تکرار کرد. کوله بار بدوش و رهسپار کوه و جنگل شدن، و یا بر قراری خانه های  تیمی و زندگی مخفیانه در شهرها، دیدیم که راهی بجایی نبرد. دشواری، تنها این نیست که گزینش خشونت در برابر خشونتی عظیم تر محکوم به شکست است، مسئله آن است که خشونت وقتی برنده هم میشود بازنده است، بویژه در جوامع استبداد زده.  

6

راه سومی هم، اما، هست و آن نیز تبعیت از شاه امامان، امام حسین، است: شمشیر بر کشیم و بکشیم و خون بریزیم تا کشته شویم و خون مان ریخته شود. یعنی که دست به جهاد زده و شربت شهادت را بنوشیم، اما نه همچون امام حسین، در راه رضا و خشنودی الله، خداوند بی همتا، بلکه برای رهایی از بند اسارت شریعت، برای نجات از فرمانبری و اطاعت. شاید هم بدون شتاب بسوی جان نثاری در راه رهایی، هرگز به آزادی نرسیم، کنشی که تنها میتواند از شیفتگان آزادی، از جانهای آزاد برخیزد.

7

مسلم است که پاشیدن دانه های آزادی در زمینی خشک و بایر، بیش از هر چیز نیازمند دور نگری ست. رهایی یک رخداد نیست که در زمانی نه چندان دور بوقوع خواهد پیوست، بلکه روندی ست که آغاز میگردد با حفر جویبار ی بسیار تنگ و باریک،  جویبار ی که در آن آب شفاف و  شیشه ای به جریان افتد تا انتظار داشت زمانی به رودخانه ای عظیم تبدیل گردد و آن سر زمین خشک و بایر را بارور سازد.

8

آنچه باید تخریب و ویران شود، نه ساختار قدرت بلکه ساختار دین، ساختاری که مظهر آن دستگاه فقاهت است. با فروپاشی ساختار دین ساختار قدرت نیز فرو میریزد.

9

نه حرف از خشم است و نه از خشونت. اما، اگر خواهان ساختار یک جامعه ی آزاد و انسانی هستیم، بر حسب ضرورت، نظام روحانیت برهبری فقاهت را باید از  بیخ و بن بر کنیم.

10

در1357 پس از فروپاشی شاهنشاهی، کسانی به قدرت رسیدند که حرفه شان فریبکاری بوده و هست.

11

 اما، این باور  که آنچه باید ویران گردد، نهادها و سازمان هایی ست که دین و آئین تازیان را نگهبانی نموده و بقای آنرا امکان پذیر ساخته است، یعنی "روحانیت، " ریشه دوانده و در حال رویش است. فریب انتخابات، به پایان آمدن  "معجزه هزاره سوم " و "دولت عدالت محور " و به قدرت رسیدن خط "اعتدال " و  "تعامل "  بعید بنظر میرسد که بتواند دین و مظهر آن ولایت و فقاهت را از بحران کنونی نجات بدهد.

12

ما ایرانیان به دین و مذهب خود خیلی وابسته و سخت بدان دل بسته ایم. با این وجود بعضا دین را از خود میرانند و آلودگی را از وجود خود پاک میسازند.

13

یکبار فریب کار همیشه فریب کار. یعنی که فریبکار در یک امر خاص و یا در یک مورد استثنایی دست به فریب نمیزند بلکه بهر کاری که دست میزند، همراه است با فریبکاری.

14

اگر بعد از گذشت 35 سال حکومت اسلامی، حکومتی سخت گیر و سر کوب گر، خشن و انتقام جو، جبهه مخالفین و دگر اندیشان نتوانسته اند چیزی به مردم ایران عرضه کنند که بیارزد برای رسیدن  بآن جان سپاری نمایند، بآن دلیل است که از سه عارضه ی مزمن رنج میبرند، افق محدود، وظایف فوری و تنگی چشم انداز. یعنی که سخن از رهایی، سخنی ست ایده الی نا متناسب با واقعیت کنونی.

15

از مردم نمیتوان انتظار داشت به روزمرگی خو نگیرند، مثلا به درد گرانی و  بیکاری، به رنج محنت و تنگدستی، زدن از این هزینه و از آن، کم خوری و صرفه جویی و سر انجام پذیرش وضع موجود. چاره ی دیگری هم نیست، مگر تسلیم و اطاعت. چه، زبانت را از حلقوم بیرون کشند، اگر نه بگویی به نظام ولایت و یا بر آن نقدی وارد کنی.

16

کمتر کسی را امروز میتوان یافت که اوضاع حاکم بر کشور را وخیم و بحرانی ترسیم نکند. اگر طغیان و عصیانی در چشم انداز نیست، چیزی فرو نیفتد و نشکند، بآن دلیل است که بحران خود نیز همچون تسلیم و اطاعت در جامعه نهادین گردیده است.

17

این روزها بحث های سیاسی بسیار داغ شده است. کنفرانس برپا میشود، بازیگران پرده ی اول نقش های حساس را در پرده ی دوم نیز به عهده میگیرند و توجه خاص و عام را بخود جلب میکنند. بحث بر سر نظام سیاسی آینده ی ایران است در حالیکه با دین است که باید تکلیف خود را روشن کنیم. آینده با دین و یا دین "رسمی " ادامه گذشته است. رهایی زمانی میسر میگردد که دین رسمی را بر اندازیم و طرحی نو در افکنیم. بدینگونه است  که میتوانیم انسان را بجوییم و به خلق و اختراع خود بنشینم، همچون یک هنرمند ورزیده.  

18

نزدیک به چهار دهه از عمر حکومت اسلامی، اسلام نه یک کلمه بیش و نه کم.، میگذرد. در این چهار دهه هرچه که بوده ایم، هر چه که داشته ایم، هرچه که هستیم و یا میخواهیم باشیم، همه را اسلام تعریف و تعیین کرده است. دستگاه سیاسی و اداری و نظامی و فرهنگی همه اسلامی اند. وزارتخانه هایی تاسیس شدند بنام "ارشاد اسلامی." لشگر و سپاه و بسیج یا لشگر رسول الله هستند و یا سپاه امامان، چنانکه گویی به دوران بدر و خیبر بازگشت نموده اند. سازمان هایی هم بوجود آمدند که رفتار و کردار مان را منطبق و سازگار سازند با قواعد و مقرارت شریعت اسلامی که باید این و نباید آن کنی، مثل سازمان "نهی از منکرات،" که قرار بود به وزارتخانه هم  تبدیل شود. با این وجود مراجع تقلید از اوضاع کنونی نا راضی و نا خشنودند، بویژه از وضعیت " بد حجابی " در خطبه ها و درسهای حوزه ای دهان به شکوه و شکایت میگشایند که مقامات مسئول در اجرای احکام شریعت جدیت بخرج نمیدهند. کارهای فرهنگی را بهانه قرار میدهند. برغم این ناله های مظلومانه، در اسلامی بودن جامعه ی ولایت نباید شک و تردیدی بخود راه داد. پس از 35 سال، کوششی به عبث خواهد بود اگر بخواهیم به انکار این واقعیت بپردازیم. وضع موجود، یکی از تاریک ترین دوران در تاریخ، ناشی از حکومت اسلام است. این ساختار و یا جهان بینی سیاسی نیست که در بوته آزمایش قرار گرفته است بلکه دین مبین اسلام است.

19

درست است. "جامعه ی اسلامی " در منطق دیالکتیک ماتریالیستی محلی از اعراب ندارد.  چرا که دیالکتیک ماتریالیسم هرگز مرحله ای از تکامل جامعه را به اسلام بعنوان یک دوران تاریخی در غنای نیروهای تولیدی، اختصاص نداده است. اما این سبب نشود که مارکسیست ها بر تقدم زندگی مادی بر نظام باورها و ارزش ها، اصرار نورزند و جامعه ی اسلامی را اساسا یک جامعه ی سرمایه داری نخوانند و منافع مادی را انگیزه ی اصلی حفظ و نگاهداری حکومت اسلامی، ندانند. اندیشمندان برجسته ای، مثل ماکسیم رادینسون سخت کوشیده اند که نشان دهند آئین اسلام  با  روابط سرمایه داری خصومتی ندارد و مالکیت و بهره ور ی از آنرا مورد تایید و تصدیق قرار داده است. و در نتیجه، خصومت و ستیز بین رو بنای کهنه و پوسیده، ایستا و واپسگرا  با نظامی پویا در تغییر و پویایی دایم و همیشگی، انکار میکند. روایت رادینسون البته زمانی میتواند مصداق داشته باشد که دین کمند قدرت را در دست نگرفته و تنها یکی از عناصر سازنده فرهنگ و راه روش زندگی جامعه بشمار رود. اما، زمانی که دین بر مسند قدرت جلوس مینماید، سلطه بر افکند و تضاد ها و تفاوت های طبقاتی را در درون "امت " تحلیل میبرد و غنی و فقیر، سرمایه دار و کارگر را با هم آشتی میدهد. چون، احکام قرآنی مثل تسلیم و اطاعت، و یا حجاب و جدایی جنسیت ها،  فقیر و غنی نمی شناسد. احکام اسلامی در پی یکسان سازی و همرنگ نمودن جامعه است. اگر حکمرانان خود بزرگترین سرمایه دار اند، بدان معنا نیست که جامعه سرمایه داری ست. چون سرمایه داری تنها یک نظام تولیدی نیست، سرمایه داری فرهنگ هم هست، ارائه دهنده شناختی از انسان بعنوان یک موجود خرد ورز و آزاد نیز هست.

 

فیروز نجومی

Firoz Nodjomi

fmonjem@gmail.com

firoznodjomi.blogpost.com

rowshanai.org

 

 

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

فیروز نجومی

فهرست مطالب فیروز نجومی  در سایت پژواک ایران 

* رئیس جمهور چکاره ست؟
*انتخابات را به خاکسپاری رژیم جنایتکار تبدیل کنیم!
*انتخابات خوب است!‏
*حقیقت را باید گفت!‏
* از یکتا پرستی تا ‏کثرت خواهی
*ندای وجدان
*ویرانی بزرگ!‏
*از دین گریزی تا دین ستیزی
*سالروز نکبت و مصیبت ‏
*دگرگون سازی ارزش ‏ها!‏
*گفتمان رفسنجانی، گفتمان ریاکاری
*حقیقت نهائی!‏
*دیفروشان دیروز فرمانروایان امروز
*شاه گور خود کند و ولی فقیه گورکن خویش شود و دین!
*‎ ‎ دین مست باده قدرت !‏
*براندازی متولیان دین
*چیره شدن «عرب بر عجم» ‏ و آغاز نگون بختی ایرانیان
* آزادی و گریز از مسئولیت
* سرگذشت غم انگیز آزادی
*بازگشت بدوران رسالت ‏ و گره زدن دین به قدرت
*در چرائی نامگذاری الله و آغازیدن با نام او!‏
*عاشورا: اسطوره یا واقعیت
*بوی گند تقدس
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*عاشورا و قتل عام در زندانها
*محمد بشر بشیر و یا ‏‎ ‎خشم و خشونت و شمشیر
*«پافشاری بر نفاق» و عدالت اسلامی!
*جنگ شیعه وسنی:‏ اختلاف تاریخی یا دسیسه غربی؟
*خشونت هنجاری مقدس در قاموس اسلام
*کشتار جمعی در زندانها بجرم «ارتداد»
*تدبیرچیست؟
*بنام انسان و آزادی
*خشونت و گفتمان توحیدی
*پشت خمیده و بار سنگین دین و قدرت!
*امنیت و آزادی
*فقط آزادی
*شریعت اسلامی در ستیز با خودفرمانی
*معاشقه اسلام ناب محمدی با علم و تکنولوژی
* آزادیخواهی و باز تولید منش دیکتاتوری!
*اسلام در پیشگاه تاریخ
*بیگانگی ما از خود
* امریکا ستیزی یا اسلام ستیزی؟
*دشمن و دو قطبی شدن جامعه
* از درگیریهای کلامی تا امریکا ستیزی و فریبکاری
* امید کوکبی، قهرمان نافرمانی
*ظهور نیروی نامحسوس و امنیت اخلاقی
* تا کی؟
*رمز بقای نظام فرمانروایی و فرمانبری
*خائن کیست؟
*نقشه رذیلانه امریکا: «تزریق تقکر خاصی به نخبگان»
*آیا بجز ولی فقیه کسی دیگری هم هست؟
*نه به اخلاق اطاعت و فرمانبری!
*نفی حق گزینش: فروکاستی انسان به حیوان
* تن بخفت نباید داد
*انتخابات: طبل تو خالی
*رابطه دین با قدرت در امتداد تاریخ
*«جامعه ایران به کدام سو در حال حرکت است؟»
*انتخابات یعنی چه؟
*بدامن چه کسی پناه باید برد؟
*رهایی و ترک کیش اهریمنی
*بخندیم یا گریه کنیم؟
*از طلبگی تا خدایی و مسئله جانشینی!
*شمشیر ذوالفقارم آرزوست
*جور دیگری زندگی باید کرد
*بیان درد مشترک و یا صدور کیفرخواست علیه غرب؟
*اندر شکست دین جهاد و شهادت
*عاشورای پاریس
*آزادی را باید پرستید
*ولی فقیه، شاه نیست، مظهر دین است
*جامعه تک کتابی!
*عاشورا: شهادت یا خشونت؟
*کفر گرایی: راه رهایی و آزادی
*تقدس از جهل بر میخیزد
*قوم لوط، اخلاق انحرافی و خروج امام عج از غیبت
*اینهم شد خدا؟
*امنیت در سایه ولایت
*سردار حاج قاسم سلیمانی: سردار استبداد مضاعف دین و قدرت
*ز روز بلا باید دست بر سر گیریم
*فریبکاری مضاعف
*استبداد و آگاهی طبقاتی
*من مسلمانم، طرفدار رژیم دین هم نیستم!
*رهایی، آیا یک توهم است؟
*وای اگر دین نبود!
*خوار داشت انسان و قدسی سازی خشونت
*بر فراز منبر ولایت و یا خلافت؟
*الله: آموزگار بزرگ بیرحمی، خشونت و کین خواهی
*رمضان: زمینه ساز نظام فرمانروایی و فرمانبری
*دین ستیزی و یا قدرت ستیزی!
*جامعه بورژوازی و یا جامعه اسلامی فرا طبقاتی؟
* تاملی چند در باره جنبش عبور از ولایت!
*روحانیت: از حوزه تا حکومت
*کیست گورکن دین؟
*غنی سازی هسته ای بچه قیمتی؟
*شمشیر در نهان دین
*فرخنده: قهرمان جهالت ستیز
*دینمداری یا انسانمداری کدام یک اهریمنی ست؟
* دیکتاتوری و شریعت اسلامی
*سپاه پاسداران: سپاه ولایت و یا ملت
*توفان دیگری در راه است!
*ولایت دشمن اصلی ملت
*در خدمت و خیانت به اسلام و یا به ملت؟
*عدالت اسلامی!
*رهایی از دین یا جدایی آن از سیاست؟
*همزادی علم الله با قدرت
*«نه» بر تسلیم و اطاعت
*حصر و یا محاکمه: ولی فقیه بر سر دو راهی!
*تابوی هسته‌ای: نگاه ایدئولوژی یا نگاه اسلامی؟
*فرد و حکومت خدا
*قتلگاه سعیدی سیرجانی: «منزل آرام و مجلل در شمال شهر تهران»
* سعیدی سیرجانی به تاریخ پیوست
*آقای ظریف، ایران هراسی نه، اسلام هراسی!
*مذاکرات هسته ای: اراده ولایت یا اراده ملت؟
*امر به معروف، نهی از منکر و فرا رسیدن دوران کفر!
*امام حسین: اسطور ه یا انسانی زمینی؟
*جنایتکار کیست؟
*«امر به معروف با اسید نمیشه»
*دفاع مقدس یا شکست مفتصحانه ؟
*اسلام هراسی: خدمت و یا خیانت
*حقیقت نه بمب
*فریبخوردگان اکنون با ید به جنگ با الله برخیزند
*اسلام: دین رحمت و یا خشونت؟
*حکومت اسلامی: آبستن آزادی و استقلال و خود آئینی
*بازگشت اسلام به اصل خود
*توصیه ولایت: حفظ آرامش روانی !
*انفجار روابط جنسی در زیر زمین !
*هم ولایت و هم ریاست، هردو از دروغگویانند
*اسلحه ات را بر زمین بگذار ای مومن!
*نه حماس، نه اسرائیل
*شلاق، مجازات نا فرمانی و یا روزه خواری؟
*اعتدال، خدعه ای اسلامی
*«راه اندازی کلینک خشم در تهران»
*ما داعشی ها را خوب می شناسیم!
*حکومت اسلامی واژگون گردد، اگر زن حجاب از سر برگیرد
*بهشت با شلاق ؟
*از خاک سپاری مردگان در انقلاب مصر تا بازگشت آنان بزندگی در حکومت اسلامی
*سردار سرلشگر جعفری، سردار اسلام
*نبود آزادی و وحدت جنایت و عدالت در حکومت اسلامی
*زوگیری در فضای مجازی
*بازی دین و قدرت
*چهره کریه حکومت دین را بنگر
*زورگیری در اسارتگاه اوین
*یکتا و یگانه، تنها ولی فقیه است، بجز او هیچکس دیگری نیست!
*دین خصم آشتی ناپذیر آزادی
*پیام نوروزی خداوندگار خامنه ای : آزادی، بی آزادی
*دیو دو شاخ
*آزادی مسئولانه یا آزادی در فرمانبری؟
*22 بهمن: تاسیس استبداد مضاعف دین و قدرت
*انقلاب اسلامی: گریز از آزادی
*الله: مهربان و بخشنده و یا کین خواه و کیفر دهنده؟
*حال باید پرسید...
*از سلطه افکنی تا سلطه ستیزی
* قرآن، دین، قدرت، ما و آنها ؟
*تأملی چند در باره حکومت اسلامی و رهایی از آن
*بمناسبت اربعین: امامت یا خلافت؟ کدام حاکم است بر ما؟
*مماشات با دین بس!
*اسلام دین بیگانه با انسان
*فساد از اسلام بر میخیزد یا از قدرت؟
*مرگ بر غنی سازی هسته ای
*دیپلماسی ولایت و دفن حقوق بشر
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*از سلطه ستیزی تا دریوزگی
*بنگر، خداوند غرقه در خون است!
*باید رستم را فرا خواند
*خلع دین از حکومت
*مرگ بر آمریکا: رمز مقاومت مردم یا رمز بقای حکومت ارتجاع؟
*ستیز با شیطان بزرگ ستیز است با آزادی
*الله اکبر: دین یا سیاست؟
*طبل توخالی
*«نرمش قهرمانانه» یا حرکت مذبوحانه؟
*حرمت شکنی روحانیت
*زایش خدا: نفی انسان و آزادی
*گره هسته ای، وسیله است نه هدف، دینی ست نه سیاسی
*گفتمان اعتدال و آشتی اسلام با جهان سکولار!
*رمز و راز وزارت: شایستگی و لیاقت یا تسلیم و اطاعت از ولایت؟
*بوی فریبکاری به مشام میرسد
*تا ولایت هست، سیه روزی و تیره بختی هم هست
*گفتمان ولایت: وارونگی حقایق و بهانه جویی های احمقانه
*تیشه بر ریشه فقاهت، تیشه بر بنیان قدرت است
*آبادی بدون ویرانی؟ نه حقیقت، نه آزادی
*رمضان: بیداری وجدان و یا وجدان فرمانبر؟
*از خداوند خامنه ای ست که بوی گند برمیخیزد
*رئیس جمهور منتخب: باز تاب اراده ولایت و یا تبلور اراده ملت؟
*انتخابات و یا آفرینش حماسه سیاسی؟
*گفتمان ولایت، گفتمان تحقیر و توهین به ملت
*گفتمان انتخابات
*دلشوره انتخابات
*صداقت هرگز نه از دین برخیزد و نه از قدرت
*کارنامه ولایت و یا ریاست جمهوری؟
*رمز رهایی از دیکتاتوری
*احکام شریعت لغو و قیامت اعلام کنید
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*بازی هسته‌ای و اسطوره جهاد و شهادت
*جنگ عدالت با آزادی
*سکولاریسم از ستیز با دین گذر میکند
*هفت سین، بدون دال بیگانه: سال نو، دین نو
*ظهور امام چهاردهم
*الله، خدای یکتا و یگانه مرد است و مردانه میاندیش
*قدسی سازی خشونت، رمز بقای نظام ولایت
*اسلام دین بیگانه با انسان
*آقای رئیس جمهور
*دین را باید بدادگاه بکشانیم
*حکومت راهزنان و غارتگران
*کدام انتخابات؟ چه قانونی؟
*یورش به دفاتر روزنامه ها و زور گیری روزنامه نگاران
*حاکم یا محکوم، کدامیک زور گیر است؟
*نظام ولایت، نظام قانون گریز و قانون شکن
*تاج شاهی بر سر خداوند خامنه‌ای
*دین و یا قدرت، کدامیک دشمن ملت ایران است ؟
*نظام ولایت، نظام فریب و خیانت
*از حجره و حوزه، تا کاخ نشینی و فرمانروایی
*حکومت اسلامی، حکومت فریبکاران
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*عاشورا : از تحمیق تا تطمیع و از امام تا یزید
*پیام عاشورا: کین خواهی و خشونت، تسلیم و اطاعت
*عاشورا و اسطوره سازان حرفه ای
*دو معضل نیروی های انتظامی: بر خورد با ماهواره ها و بد حجابی
*براندازی دین تازیان بومی : خوش خیالی و یا واقع بینی؟
*مسئول تحریمات: دشمنی با اسلام یا غنی سازی هسته ای؟
*براندازی نظام ولایت از براندازی فقاهت، مظهر دین میگذرد
*جهاد و شهادت جنایت است و در خصومت با انسانیت
*حرف قرآن، حرف قدرت است
*پیش بسوی انسان و آزادی
*چشم بند ان ، کاریکاتور ی که مقدس را موهن ساخت
* ما عاشق امامان خود هستیم!
*از دینداری تا غیرتمداری
*کدام بحران؟
*بازگشت دوران تازیان مهاجم
* بحساب دین یا بحساب ملت
*حکومت اسلامی، بازنده ی بزرگ در اجلاس جنبش عدم تعهد.
*ولایت جلوه ی الله
*الله، بازیگر اصلی
*بوی گند ارشاد
*براندازی ولایت از رهایی از یو غ الله میگذرد.
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*از کدام دین است که سخن میرانید؟
*حکومت ولایت، حکومت الله ست
*چرا باید با نام الله آغاز کنیم؟
*روحانیت دشمن ملت
*الله و جدایی جنسیت ها
*اسلام: دین فرمانروایی و فرمانبری
*خمینی الله را کشته است
*حجاب در ستیز و خصومت با عفاف