بوی فریبکاری به مشام میرسد
فیروز نجومی

سر انجام انتظار بسر آمد: مردی که تمامی نشانه ها و علائم «دجال» را از خود بروز میداد، چه به لحاظ شکل و شمایل، چه از نظر کردار و گفتمان، محمود احمدی نژاد از مسند ریاست جمهوری، گام فرو نهاد در کمال بی میلی و، عمیق حسرتی در دل، مسندی که از گدائی و در یوز گی بدان رسیده بود. بدین ترتیب، با " متانت، و بدون بپا کردن گرد و غبار و معرکه گیری، سایه شوم و نحس خود را از سر مردم ایران برگرفت. چه سعادتی؟ مردم دیگر مجبور نیستند با مشاهده قیافه انزجار آمیز او بخود توهین روا دارند.
 
این اتفاق غم انگیز در مراسم تنفیذ رئیس جمهور جدید، حجت الاسلام، حسن روحانی، بوقوع پیوست، مراسمی که "دمکراسی دینی " و یا بزبان حضرت ولایت، "دمکراسی اسلامی " را به معرض نمایش گذارد تا جهانیان ببینند و بیاموزند که اسلام چه الگویی برای جوامع بشری ارئه میدهد.
 
مراسم تنفیذ در یک حسینیه برپا گردید. نماد و نمود اسلامی بر فضای حسینیه سلطه افکنده بود، نه تزئینی و نه زرق و برقی و نه مدعوین و مهمانانی با لباسهای فاخر و درخشان. از راس تا ذیل فرمانروا گرفته تا فرماندهان و فرمانبران، همه خاکی و زمینی بودند. وقتی رئیس جمهور، جارو کشی را ماند که یک دست لباس نو خریداری کرده است برای جشن سال نو، دیگر سران قوم و فرماندهان، آنان که ثروت و قدرت در دستشان تمرکز یافته است، چه میتوان انتظار داشت، همه رعیت هایی را مینمودند  که افتخار شرفیاب شدن به حضور ارباب بزرگ را بدست آورده بودند.
 
 همه نگاه ها بسوی سکویی وسیعی تمرکز یافته بود که بر فراز آن، چهار مرد مقدس، لبریز از زهد و تقوا،  همه برخاسته از حوزه های علمیه، باستثنای رئیس جمهور سابق  و رئیس قوه مقننه، چهار زانو برکنار نشیمن گاه ولایت نشسته بودند، از جمله رئیس جمهور منتخب. این در  حالی بود که دانه های تسبیح را یکی پشت دیگری رد نموده زیر زبان حمد و ستایش الله، خداوند یکتا و یگانه را زیر زبان زمزمه میکردند.  حضرت ولایت در وسط و جلوتر از آن شش نفر، بالاتر و برتر بر روی صندلی قرار داشت، جایگاهی که به محیطی وسیع، مرکزیت بخشیده و همه نگاه ها به آنجا دوخته شده بود.
 
مراسم تنفیذ با قرائت قرآن آغاز گردید، نه بمعنای راندن کلمات به زبان، بلکه با آوایی برخاسته از  ژرفای جان، زلال و شفاف، آوایی که تار و پود را از بیخ و بن به لرزه در آورد. کمتر کسی به معانی کلماتی که ادا میشد وقوف داشتند، اما سوز نوایی که از گلوی قاری بر میخاست گویی هشداری بود بر گذرا بودن دنیای مادی، فراخوانی بسوی خدای یکتا و یگانه و کندن دل از جهان و از این زندگی پوچ. کلمات قرآنی، بر حسب معمول، بگونه ای بیان میگردید که بیشترین ترس و هراس را در بطن وجود آدمی، جا دهد. سکوت عمیق هنگام قرائت قرآن از سر فهم و اندیشه سخنان الله نیست، بلکه از سر دریافت آن از راه احساس و عاطفه است. قرائت قران همیشه به شیوه ای ادا میشود که همه جانداران و بی جانان، مرده و زنده را به تسلیم و اطاعت وا میدارد. هر جا که آوای قران بگوش برسد آنجا سکوت است. آیا هست قدرتی بالاتر از این؟
 
در چنین فضا و زمینه ای که در توصیف آن زبان در میماند، برگزیده مردم رسما بوسیله حضرت ولایت به ریاست جمهوری منصوب میگردد.  یعنی که در دمکراسی اسلامی، اراده مردم، که در رئیس جمهور منتخب تبلور می یابد، نه شرط کسب قدرت است و نه حکومت. اراده ولایت است که نماد اقتدار است و حاکم نهایی. چرا که در دمکراسی اسلامی شهروندان در واقع چیز بیشتری از فرمانبر و رعیت  نیستند. باین دلیل آرای فرمانبران و رعیت ها زمانی مشروعیت مییابند که مورد تصدیق و تایید مقام ولایت قرار بگیرد. در نتیجه در دمکراسی اسلامی، رئیس جمهور جدید دستگاه قدرت را بدست نمیگیرد، بلکه در مراسم تنفیذ "بار سنگین مسئولیت، " اداره جامعه بر اساس اراده و امیال  ولایت است که تحویل برگزیده مردم میشود. در حکم تنفیذ ریاست جمهوری، حضرت ولایت، خداوندگار خامنه ای خاطر نشان میسازد که :
 
"بدیهی است که آن رأی و این تنفیذ تا هنگامی است که ایشان به تعهد در پیمودن صراط مستقیمی که تاکنون در پیش داشته‌اند یعنی راه آرمان‌های نظام اسلامی و دفاع از حقوق ملت و ایستادگی در برابر زور گویان و مستکبر ان پایبند باشند که به کمک الهی چنین خواهد بود، انشاءالله."
 
همچنانکه ملاحظه میشود در دمکراسی اسلامی، کسی که یک رای بنام ش به صندوق ریخته نشده است، هم صاحب رای خویش است و هم مالکیت دارد بر رای مردم. حضرت ولایت از جانب خود و رای دهندگان، تکلیف و وظیفه ریاست جمهوری را تعییین و تعریف نموده و فرمان میدهد در چه راهی باید گام بگذارد، فرمانی که تهدید هم در آن نهفته است. که انحراف از "صراط مستقیم " هم آرای مردم را باطل میسازد و هم تنفیذ ولایت، مجازاتی بس سنگین.
 
 پس با این حساب، رئیس جمهور جدید باید که گام در راه پیشینیان  خود نهد، و به امر فرمانروا  کلاه خود بر سر  و زره برتن نموده و آماده جنگ و ستیز با قدرتمندان گردد. تنها در دمکراسی اسلامی ست که میتوان با گفتمان استبدادی به دفاع از دمکراسی پرداخت، به دفاع از آزادی مطلق  در تسلیم و اطاعت.آنچه حضرت ولایت دمکراسی اسلامی مینامد، نظامی ست که  یک فرد، حرف آخر را میزند و تصمیم نهایی را میگیرد، نه چند و چونی هست و نه چون و چرایی. ولی فقیه. چرا که تنها او ست که شمشیر در کف دارد. او فرمانده کل قوا ست. بعبارت دیگر، بواسطه سلطه بر شمشیر است که ولایت میتواند حرف آخر را بزند. هم جنانکه خواهیم دید طبیعی ست که ولایت به ریاست جمهوری، همچون یک فرمانبر بنگردد، فرمانبری که در مسئولیت پذیری خبره و تجربه فراوان دارد.
 
اما رئیس جمهور جدید در پاسخ به انتصاب خویش اگرچه سخنان خود را با ادای کلماتی به زبان تازی آغاز نمود، اما برغم  در بر داشتن ردای  "روحانیت، " به لباس یک سیاستمدار ورزیده و ماهر، ظاهر گردید و سعی نمود حساب سیاست را از دین جدا سازد. بر عکس ولایت ، او صعود به مسند ریاست جمهوری را ناشی از اراده مردم دانست و اعلام کرد "من با حمایت مردم پا به میدان مسئولیت گذاشته ام." در نتیجه آمده است که پاسخگوی خواستهای آنها باشد. او از حمایت مردمی سخن میراند که:
 
"خواستار بهبود معیشت و منزلت خویش است، مردمی که می‌خواهند از فقر، فساد و تبعیض به دور باشند، مردمی که می‌خواهند در فضای آزاد معنوی و عقلانی رشد کنند و به آینده مطمئن باشند. مردم میخواهند بهتر زندگی کنند. مردم تغییر و تحول میخواهند."
 
در اینجا بدرستی روشن نیست که آقای روحانی از کدام مردم سخن میراند؟ از مردمی که در پناه دمکراسی اسلامی رشد کرده و به بلوغ رسیده اند؟ چه روزگار سیاهی؟ چگونه است که ناله های این مردم محنت زده و رنجدیده  بگوش حضرت ولایت نرسیده است؟ شرایطی که رئیس جمهور جدید توصیف میکند تنها میتواند از استبداد برخیزد، مردم ثروتمندی که از گرسنگی رنج میبرند، فقر و فساد و تبعیض، فضایی آلوده به خدعه و نیرنگ ناشی از دمکراسی اسلامی و یا بعبارت درست تری، استبداد مضاعف دین و قدرت است، استبدادی افسار گسیخته که  نه مرزی میشناسد و نه حد و حدودی. در راه خدا همه چیز پسندیده  است.
 
شاید منظور حضرت ولایت از دمکراسی اسلامی در تحمل سخنان آقای روحانی تبلور می یابد. نقدی چنین بیرحمانه هرگز از دهان هیچ یک از رهبران آنچه رژیم  "فتنه " 88 میخواند، بیرون نیامده است. اما خداوندگار خامنه ای در سخنان خود بر این بخش از گفتار رئیس جمهور جدید نه مهر تایید زد و نه حقایق را کذب خواند. بلکه زیرکانه از وزن و اهمیت رای و اراده (حمایت) مردم. در برابر تعهدات دینی کاست. وی اظهار داشت که:
 
"رابطه‌ى مردم و مسئولان به صِرف رابطه‌ى قانونى منحصر نميشود؛ بلكه علاوه بر آن، رابطه‌ى عاطفى و ايمانى است؛ كه ناشى از اعتقادات مردم، ناشى از بينش دينى مردم، ناشى از تعهد مردم به مبانى و اصول انقلاب است"
 
یعنی که روابطی هم  هست فرا قانون و آن نیز "رابطه ایمانی " است.   معلوم است که مخاطب خداوندگار خامنه ای کیست. به هوش باش، به رئیس جمهور جدید نهیب میزند( نقل بمضمون) که مردم از سر احساس تکلیف است که بپای صندوق رای میروند و یا در راه پیمایی قدس با زبان روزه شرکت میکنند.  روی "حمایت مردم " نمیتوان حسابی باز نمود چرا که مردم:
 
"احساس تعهد میکنند، احساس تکلیف میکنند، پایبندی و تقید ایمانی، آنها را  را به ميدان حضور سياسى و حضور اجتماعى ميكشاند؛ اين، خصوصيت مردم‌سالارى دينى است."
 
پس سخنان رئیس جمهور جدید در ارتباط با خواستهای بر حق مردم، خواست زندگی بهتر، خواست فضای آزاد و غیره که کمی زودتر بدان اشاره شد، خوانشی غلط آمیز است از وضع موجود؟ اگر آقای روحانی، رسالت خود را پاسخگویی به نیاز های مبرم مردم میداند، چگونه میتواند در راه تحقق آرمانهای انقلاب و اسلام در پیروی از اراده ولایت گام بر دارد؟ چنانکه گویی 34 سال تخریب و ویرانی به توصیف آقای روحانی، بسنده نیست.  از این روی ست که خداوندگار خامنه ای، رئیس جمهور را مستقیما مورد خطاب قرار میدهد و میگوید:
 
"رئيس جمهور محترمى كه امروز رسماً به مسئوليت سنگين و افتخارآميز رياست جمهورى رسيدند، به اين نكته توجه كنند كه مردم، كشور عزيز ايران را يك كشور اسلامى و مبتنى بر تعاريف اسلامى و تعاليم اسلامى ميدانند لذا مى‌ايستند."
 
بنا بر قول حضرت ولایت البته که مردم ایران، اسلام را به نان شب شان ترجیح میدهند. ریاضت و کم خواهی ، قناعت و روزه گیری در نزد شان برتر است  از  زندگی بهتر، از  زندگی در رفاه و آسایش و امنیت در تمام شئون زندگی.  مردم  ممکن است که از دشواری معیشت تحت تحریمات اقتصادی رنج ببرند اما مسلم است نه از پدیده ای مثل "فقر و فساد و تبعیض." آاین حرف فتنه گران است؟ که این خصیصه یک جامعه بیمار است نه یک جامعه اسلامی. د. وی همچنین یاد آوری نمود( نقل به مضمون) فردی که هم اکنون به ریاست جمهوری منصوب گردید، بواسطه این رابطه ایمانی ست که مردم اعتماد خود را در شخصی گذارده اند که در دامن نظام پرورش یافته و پیوسته در راس کار ها بوده و در مدیریت بخشهای حساس جامعه نقش دقیقی ایفا کرده اند. آری، حضرت ولایت توهمات خود را واقعیت می پندارد.
 
فرمایش حضرت ولایت کاملا صحیح است. اگر نامزدی ریاست جمهوری آقای روحانی را وی خود ب مورد تایید و تصدیق قرار نمیداد، هرگز نمتوانست به ریاست برسد. آری حضرت ولایت خود را طلبکار میداند.او مدیون رای ولایت، نه رای مردم. یعنی گزینش آقای روحانی ارتباطی به شناخت وی از خواست و نیازهای مردم و ارائه راه نجات از منجلاب انحطاط و تباهی ندارد.
 
اما، آقای روحانی به توصیف وضع موجود اکتفا نمی کند، بلکه اساسا آنرا سخت بحرانی میبیند. چون به قول او جامعه در ورطه «افراط و تفریط» افتاده است. اما افراط و تفریط در چه زمینه ای بوسیله کدام مسئول و مقامی؟ چندان روشن نیست. آیا اصرار بر برنامه هسته ای بهر قیمتی، ادامه برنامه ای که نه دارای توجیه اقتصادی ست و نه سیاسی، تحمل تحریمات اقتصادی و خسران و زیان ناشی از آن افراط است و یا تفریط؟ اقتصادی که محور آن "عدالت خواهی " ست از کدام مقوله است؟ بنظر نمیرسد که آقای روحانی هرگز قصد آنرا داشته باشد که از ابهام به شفافیت برسد و حقایق را همانگونه که هست بیان نماید. اگر چه در بخش دیگری از سخنانش هرچه بیشتر از ولایت فاصله میگیرد و میگوید( نقل به مضمون) در ائین ما اساس دین داری راستگویی ست که سبب اصلاح امور است و دروغگویی سبب تباهی. آنچه در ابهام میماند آن است که که اشکال از دین است و یا دیندار؟ آیا دروغگویی، فریب و ریا کاری میتواند از چیز دیگری بجز دین و قدرت برخیزد؟ یعنی که روزگار مردم ایران سیه تر از همیشه است بآن دلیل که  دچار دروغگویی مضاعف هستند، دروغگویی مضاعف دین و قدرت که مظهر آن حضرت ولایت است و آیت الله ها و حجت الاسلام ها و سگها ی زنجیری آنان در دستگاه نظامی و امنیتی؟ خداوندگار خامنه ای، عالم فقیهی ست که رسما فتوا میدهد گزارش حقایق در باره وضع بحرانی کشور، خیانت به کشور محسوب میشود و مستحق اشد مجازات است. آیا این حصرت ولایت نیست که  راستگویی را محکوم میکند؟ اگر چنین نبود آقای روحانی اعلام نمیکرد که او برای "احیای اخلاق " آمده است. آیا این تعجب آور نیست که در سر زمین "اخلاق، " سرزمینی که گفتمان اخلاق، گفتمان  غالب است، "احیا ی اخلاق " به چه معناست؟ از کدام اخلاق آقای روحانی سخن میراند؟ قصد احیای اخلاق شرع اسلامی را دارد؟ کدام اخلاق مرده است که او قصد احیای آنرا دارد؟
 
در پاسخ به بیماری های مزمنی که سخت گریبان جامعه را گرفته است، آقای حسن روحانی با ابزار "اعتدال." به میدان آمده است، چنانکه گویی اعتدال پاد زهر کشنده جذامی است که بدنه جامعه را خورده است، مفهومی که پس از 34 سال در کلمات مقدس الله نیز بتازگی کشف گردیده است. خداوندگار خامنه که در دیدار با دانشجویان در یک هفته پیش از مراسم تنفیذ، از ارائه هرگونه تعبیر و تفسیری از مفهوم  اعتدال خود داری کرده بود. اینبار نه تنها آنرا تایید میکند بلکه میگوید اسلام عین اعتدال است. که «امت وسط» خصوصيت جامعه‌ى اسلامى است؛ «و كذلك جعلناكم امّة وسطا لتكونوا شهداء على النّاس و يكون الرّسول عليكم شهيدا»
 
آقای روحانی وقتی اعتدال را توازن بین آرمان و واقعیت گرایی تعریف میکند، در این تصور است که به آن نیز شفافیت بخشیده است، حال آنکه او خوب میداند که آرمان است که واقعیت را تعریف میکند و نه بر عکس. مگر آرمان انقلاب چیزی بجز آرمان اسلام هم هست دینی که خود نیز مظهر آن است. دین اسلام اعتدال را بر نمی تابد. آقای روحانی سعی کرده است که اعتدال را از عرصه سیاست به سپهر دین وارد کند. همینکه خداوندگار خامنه ای مهر تایید بر اعتدال میکوبد و خود رئیس جمهور را پند اعتدال میآموزد و از شتاب در تصمیم گیری بر حذر میدارد، حکایت از تدبیر و مهارت روحانی میکند، تدبیری که بقای نظام را تداوم بخشد. خوشبین ان برآنند که دور از تصور نیست که روحانی بتواند تنش و تشنج را بین ریاست و ولایت کاهش داده و حتی او را نرم ساخته و به تدریج اوضاع را بهین سازد.
 
با این وجود، جای یاد آوری ست که آقای روحانی باید آگاه باشد که تعلل در آزادی زندانیان سیاسی را اعتدال توجیه نمیکند. کسانی را ماه ها و سالها نظام ولایت در سیاه چال های اوین و در سراسر کشور نگاهداری میکند که مستحق یک روز آنهم نیستند، نه دادگاهی نه وکیل مدافعی. وقتی وکلای  مدافع خود همراه موکل به زندان محکوم میشوند، بیدرنگ بر این زخم عمیق باید مرحم گذارد و آنها را از اسارت نجات داد. نه تنها درنگ در آزادی زندانیان سیاسی استراتژی و تاکتیک اعتدال را زیر سوال میبرد بلکه تکرار همان بهانه جویی های احمقانه در تعامل با قدرتهای بزرگ بویژه آمریکا. این خواست تازه ای نیست که آمریکا باید از خود "خوش نیتی " نشان دهد نه با زبان تحریم بلکه تکریم بکار گیرد اگر پاسخ میخواهد، دال بر تبعیت از اراده و امیال ولایت است، از آن نه بوی اصالت که بوی فریب به مشام میرسد. چه خوب شما معمار خوش نیتی میشدید و دستور صادر میکردید که "شعار مرگ بر آمریکا " متوقف گردد زیرا که زیان آن بسی بسیار بوده است  آقای رئیس جمهور اعتدال گرا از شما بعید مینماید که وارد چنین برنامه های کودکانه ای بشوید. چرا به حضرت ولایت حقیقت را آشکار نمیگویید که دوران بقا نظام بر اساس سیاست بیگانه ستیزی بسر آمده است. که دیگر نمیتواند پوشش مطمئنی برای ضعف و رنجور ی، بر ترس و واهمه از غرب برهبری آمریکا باقی بماند. که ادامه ادای این شعار پوچ و تو خالی دیگر قرین به صرفه نبوده و با حفظ منافع ملی سازگار نیست. مگر نه اینکه قول داده اید که از منافع ملی دفاع کنید؟
 
آقای رئیس جمهور، نباید فریب لفاظی هایی همچون "حماسه سیاسی " را بخورد، چرا که حماسه سیاسی وقتی بوقوع می پیوندد که قدرت تصمیم گیری هسته ای را از دست خداوندگار خامنه ای خارج ساخته و آنرا با باز نمودن فضای بحث و گفتگو ی آزاد بدون هیچ بگیر و ببندی، حمله و تجاوزی، به اراده آزاد مردم واگذار نماید، نه تنها در باره عقل و منطق غنی سازی هسته ای بلکه برقراری رابطه ای شفاف با کشورهای غربی، بویژه با امریکا. شرکت در تصمیم گیریهای سرنوشت ساز است که خواست مردم است. ولایت در واقع خود را رقیب مردم میداند. این ترس از مردم است که ولایت را وا میدارد که دست به بیگانه ستیزی بزند و بر غنی سازی هسته ای بهر قمیت اصرار ورزد. اعتدال حکم میکند که آقای روحانی این نگرانی را از دل حضرت ولایت یزداید و او را با زبان چرب و نرم خویش قانع سازد که از اعتماد و اطمینان به اراده مردم ترس بخود راه ندهد و بیش از این با آزادی به ستیز و خصومت ادامه ندهد. که آزادی از قید و بند اسارت بار دین و و قدرت اگرچه بر زبان رانده نشده است اما، خواست واقعی مردم است. اعتدال حکم میکند که آقای روحانی همانگونه که قول داده است  در سوی پاسخگویی به خواست های مردم قاطعانه گام بردارد. در غیر اینصورت چیزی طول نمیکشد که اعتدال هم در شمار ابزار فریبکاری قرار میگیرد.
 
فیروز نجومی
 
Firoz Nodjomi
fmonjem@gmail.com
 

منبع:پژواک ایران


فیروز نجومی

فهرست مطالب فیروز نجومی  در سایت پژواک ایران 

*هنر وارونه سازی حقایق [2017 Oct] 
*درد از بیگانگی با انسان بر میخیزد!‏ [2017 Oct] 
*رهایی بدست ملت است! [2017 Sep] 
* پس از مرگ ولایت، مرگ روحانیت! [2017 Sep] 
*روحانیت باید برود!  [2017 Sep] 
* مسئولیت و شریعت اسلامی  [2017 Aug] 
* حوزه های علمیه را به موزه های تاریخ بسپاریم!  [2017 Aug] 
*بازدارندگی و زوال روحانیت! [2017 Aug] 
*کیست دشمن ملت و خصم آزادی؟  [2017 Aug] 
* آزادی زن ‏ و فرو پاشی رژیم دین  [2017 Jul] 
*اندر انتظار فروپاشی نظام اسلامی  [2017 Jul] 
*دین تازیان و معضل عقب ماندگی [2017 Jul] 
*شرم مضاعف و ضرورت آزادی  [2017 Jul] 
*رای خدا در برابر رای مردم [2017 Jun] 
*ولایت: گورکن الله!  [2017 Jun] 
*زنده باد کفر  [2017 Jun] 
*انتخابات و ‏نیروی ‏براندازنده ‏‏«کفر»  [2017 May] 
* مناظره روبهان [2017 May] 
* رئیس جمهور چکاره ست؟ [2017 Apr] 
*انتخابات را به خاکسپاری رژیم جنایتکار تبدیل کنیم! [2017 Apr] 
*انتخابات خوب است!‏ [2017 Apr] 
*حقیقت را باید گفت!‏ [2017 Apr] 
* از یکتا پرستی تا ‏کثرت خواهی [2017 Apr] 
*ندای وجدان [2017 Mar] 
*ویرانی بزرگ!‏  [2017 Mar] 
*از دین گریزی تا دین ستیزی [2017 Feb] 
*سالروز نکبت و مصیبت ‏  [2017 Feb] 
*دگرگون سازی ارزش ‏ها!‏  [2017 Jan] 
*گفتمان رفسنجانی، گفتمان ریاکاری [2017 Jan] 
*حقیقت نهائی!‏  [2017 Jan] 
*دیفروشان دیروز فرمانروایان امروز  [2016 Dec] 
*شاه گور خود کند و ولی فقیه گورکن خویش شود و دین!  [2016 Dec] 
*‎ ‎ دین مست باده قدرت !‏ [2016 Dec] 
*براندازی متولیان دین  [2016 Dec] 
*چیره شدن «عرب بر عجم» ‏ و آغاز نگون بختی ایرانیان [2016 Nov] 
* آزادی و گریز از مسئولیت  [2016 Nov] 
* سرگذشت غم انگیز آزادی [2016 Nov] 
*بازگشت بدوران رسالت ‏ و گره زدن دین به قدرت  [2016 Oct] 
*در چرائی نامگذاری الله و آغازیدن با نام او!‏  [2016 Oct] 
*عاشورا: اسطوره یا واقعیت  [2016 Oct] 
*بوی گند تقدس  [2016 Oct] 
*دعوت به امام عج و ظهور دجال  [2016 Sep] 
*عاشورا و قتل عام در زندانها [2016 Sep] 
*محمد بشر بشیر و یا ‏‎ ‎خشم و خشونت و شمشیر [2016 Sep] 
*«پافشاری بر نفاق» و عدالت اسلامی! [2016 Sep] 
*جنگ شیعه وسنی:‏ اختلاف تاریخی یا دسیسه غربی؟  [2016 Aug] 
*خشونت هنجاری مقدس در قاموس اسلام [2016 Aug] 
*کشتار جمعی در زندانها بجرم «ارتداد» [2016 Aug] 
*تدبیرچیست؟ [2016 Aug] 
*بنام انسان و آزادی [2016 Jul] 
*خشونت و گفتمان توحیدی  [2016 Jul] 
*پشت خمیده و بار سنگین دین و قدرت! [2016 Jul] 
*امنیت و آزادی [2016 Jul] 
*فقط آزادی [2016 Jul] 
*شریعت اسلامی در ستیز با خودفرمانی [2016 Jun] 
*معاشقه اسلام ناب محمدی با علم و تکنولوژی [2016 Jun] 
* آزادیخواهی و باز تولید منش دیکتاتوری!  [2016 Jun] 
*اسلام در پیشگاه تاریخ [2016 Jun] 
*بیگانگی ما از خود  [2016 May] 
* امریکا ستیزی یا اسلام ستیزی؟ [2016 May] 
*دشمن و دو قطبی شدن جامعه [2016 May] 
* از درگیریهای کلامی تا امریکا ستیزی و فریبکاری [2016 May] 
* امید کوکبی، قهرمان نافرمانی [2016 May] 
*ظهور نیروی نامحسوس و امنیت اخلاقی [2016 Apr] 
* تا کی؟  [2016 Apr] 
*رمز بقای نظام فرمانروایی و فرمانبری [2016 Apr] 
*خائن کیست؟ [2016 Apr] 
*نقشه رذیلانه امریکا: «تزریق تقکر خاصی به نخبگان» [2016 Mar] 
*آیا بجز ولی فقیه کسی دیگری هم هست؟  [2016 Mar] 
*نه به اخلاق اطاعت و فرمانبری!  [2016 Mar] 
*نفی حق گزینش: فروکاستی انسان به حیوان [2016 Mar] 
* تن بخفت نباید داد [2016 Feb] 
*انتخابات: طبل تو خالی  [2016 Feb] 
*رابطه دین با قدرت در امتداد تاریخ [2016 Feb] 
*«جامعه ایران به کدام سو در حال حرکت است؟» [2016 Feb] 
*انتخابات یعنی چه؟ [2016 Jan] 
*بدامن چه کسی پناه باید برد؟  [2016 Jan] 
*رهایی و ترک کیش اهریمنی [2016 Jan] 
*بخندیم یا گریه کنیم؟  [2016 Jan] 
*از طلبگی تا خدایی و مسئله جانشینی!  [2016 Jan] 
*شمشیر ذوالفقارم آرزوست [2015 Dec] 
*جور دیگری زندگی باید کرد  [2015 Dec] 
*بیان درد مشترک و یا صدور کیفرخواست علیه غرب؟ [2015 Dec] 
*اندر شکست دین جهاد و شهادت [2015 Nov] 
*عاشورای پاریس [2015 Nov] 
*آزادی را باید پرستید [2015 Nov] 
*ولی فقیه، شاه نیست، مظهر دین است [2015 Nov] 
*جامعه تک کتابی! [2015 Oct] 
*عاشورا: شهادت یا خشونت؟ [2015 Oct] 
*کفر گرایی: راه رهایی و آزادی [2015 Oct] 
*تقدس از جهل بر میخیزد  [2015 Oct] 
*قوم لوط، اخلاق انحرافی و خروج امام عج از غیبت  [2015 Oct] 
*اینهم شد خدا؟ [2015 Sep] 
*امنیت در سایه ولایت [2015 Sep] 
*سردار حاج قاسم سلیمانی: سردار استبداد مضاعف دین و قدرت [2015 Sep] 
*ز روز بلا باید دست بر سر گیریم [2015 Sep] 
*فریبکاری مضاعف [2015 Aug] 
*استبداد و آگاهی طبقاتی [2015 Aug] 
*من مسلمانم، طرفدار رژیم دین هم نیستم! [2015 Aug] 
*رهایی، آیا یک توهم است؟ [2015 Aug] 
*وای اگر دین نبود! [2015 Aug] 
*خوار داشت انسان و قدسی سازی خشونت [2015 Jul] 
*بر فراز منبر ولایت و یا خلافت؟ [2015 Jul] 
*الله: آموزگار بزرگ بیرحمی، خشونت و کین خواهی [2015 Jul] 
*رمضان: زمینه ساز نظام فرمانروایی و فرمانبری [2015 Jun] 
*دین ستیزی و یا قدرت ستیزی! [2015 Jun] 
*جامعه بورژوازی و یا جامعه اسلامی فرا طبقاتی؟ [2015 Jun] 
* تاملی چند در باره جنبش عبور از ولایت! [2015 May] 
*روحانیت: از حوزه تا حکومت [2015 May] 
*کیست گورکن دین؟ [2015 Apr] 
*غنی سازی هسته ای بچه قیمتی؟ [2015 Apr] 
*شمشیر در نهان دین [2015 Apr] 
*فرخنده: قهرمان جهالت ستیز [2015 Mar] 
*دینمداری یا انسانمداری کدام یک اهریمنی ست؟ [2015 Mar] 
* دیکتاتوری و شریعت اسلامی [2015 Mar] 
*سپاه پاسداران: سپاه ولایت و یا ملت [2015 Mar] 
*توفان دیگری در راه است! [2015 Feb] 
*ولایت دشمن اصلی ملت [2015 Feb] 
*در خدمت و خیانت به اسلام و یا به ملت؟ [2015 Feb] 
*عدالت اسلامی! [2015 Feb] 
*رهایی از دین یا جدایی آن از سیاست؟ [2015 Jan] 
*همزادی علم الله با قدرت [2015 Jan] 
*«نه» بر تسلیم و اطاعت [2015 Jan] 
*حصر و یا محاکمه: ولی فقیه بر سر دو راهی! [2015 Jan] 
*تابوی هسته‌ای: نگاه ایدئولوژی یا نگاه اسلامی؟ [2014 Dec] 
*فرد و حکومت خدا [2014 Dec] 
*قتلگاه سعیدی سیرجانی: «منزل آرام و مجلل در شمال شهر تهران» [2014 Dec] 
* سعیدی سیرجانی به تاریخ پیوست [2014 Dec] 
*آقای ظریف، ایران هراسی نه، اسلام هراسی! [2014 Dec] 
*مذاکرات هسته ای: اراده ولایت یا اراده ملت؟ [2014 Nov] 
*امر به معروف، نهی از منکر و فرا رسیدن دوران کفر! [2014 Nov] 
*امام حسین: اسطور ه یا انسانی زمینی؟ [2014 Nov] 
*جنایتکار کیست؟ [2014 Oct] 
*«امر به معروف با اسید نمیشه» [2014 Oct] 
*دفاع مقدس یا شکست مفتصحانه ؟ [2014 Oct] 
*اسلام هراسی: خدمت و یا خیانت [2014 Oct] 
*حقیقت نه بمب  [2014 Oct] 
*فریبخوردگان اکنون با ید به جنگ با الله برخیزند [2014 Sep] 
*اسلام: دین رحمت و یا خشونت؟ [2014 Sep] 
*حکومت اسلامی: آبستن آزادی و استقلال و خود آئینی [2014 Sep] 
*بازگشت اسلام به اصل خود [2014 Sep] 
*توصیه ولایت: حفظ آرامش روانی !  [2014 Aug] 
*انفجار روابط جنسی در زیر زمین ! [2014 Aug] 
*هم ولایت و هم ریاست، هردو از دروغگویانند [2014 Aug] 
*اسلحه ات را بر زمین بگذار ای مومن! [2014 Aug] 
*نه حماس، نه اسرائیل [2014 Aug] 
*شلاق، مجازات نا فرمانی و یا روزه خواری؟  [2014 Jul] 
*اعتدال، خدعه ای اسلامی [2014 Jul] 
*«راه اندازی کلینک خشم در تهران» [2014 Jul] 
*ما داعشی ها را خوب می شناسیم! [2014 Jul] 
*حکومت اسلامی واژگون گردد، اگر زن حجاب از سر برگیرد [2014 Jun] 
*بهشت با شلاق ؟ [2014 Jun] 
*از خاک سپاری مردگان در انقلاب مصر تا بازگشت آنان بزندگی در حکومت اسلامی  [2014 Jun] 
*سردار سرلشگر جعفری، سردار اسلام [2014 Jun] 
*نبود آزادی و وحدت جنایت و عدالت در حکومت اسلامی [2014 May] 
*زوگیری در فضای مجازی [2014 May] 
*بازی دین و قدرت [2014 May] 
*چهره کریه حکومت دین را بنگر [2014 May] 
*زورگیری در اسارتگاه اوین [2014 Apr] 
*یکتا و یگانه، تنها ولی فقیه است، بجز او هیچکس دیگری نیست! [2014 Apr] 
*دین خصم آشتی ناپذیر آزادی [2014 Apr] 
*پیام نوروزی خداوندگار خامنه ای : آزادی، بی آزادی [2014 Apr] 
*دیو دو شاخ [2014 Mar] 
*آزادی مسئولانه یا آزادی در فرمانبری؟ [2014 Mar] 
*22 بهمن: تاسیس استبداد مضاعف دین و قدرت [2014 Feb] 
*انقلاب اسلامی: گریز از آزادی [2014 Feb] 
*الله: مهربان و بخشنده و یا کین خواه و کیفر دهنده؟ [2014 Feb] 
*حال باید پرسید... [2014 Jan] 
*از سلطه افکنی تا سلطه ستیزی [2014 Jan] 
* قرآن، دین، قدرت، ما و آنها ؟ [2014 Jan] 
*تأملی چند در باره حکومت اسلامی و رهایی از آن [2014 Jan] 
*بمناسبت اربعین: امامت یا خلافت؟ کدام حاکم است بر ما؟ [2013 Dec] 
*مماشات با دین بس!  [2013 Dec] 
*اسلام دین بیگانه با انسان [2013 Dec] 
*فساد از اسلام بر میخیزد یا از قدرت؟  [2013 Dec] 
*مرگ بر غنی سازی هسته ای  [2013 Nov] 
*دیپلماسی ولایت و دفن حقوق بشر [2013 Nov] 
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز [2013 Nov] 
*از سلطه ستیزی تا دریوزگی [2013 Nov] 
*بنگر، خداوند غرقه در خون است! [2013 Nov] 
*باید رستم را فرا خواند [2013 Nov] 
*خلع دین از حکومت [2013 Oct] 
*مرگ بر آمریکا: رمز مقاومت مردم یا رمز بقای حکومت ارتجاع؟ [2013 Oct] 
*ستیز با شیطان بزرگ ستیز است با آزادی [2013 Oct] 
*الله اکبر: دین یا سیاست؟ [2013 Oct] 
*طبل توخالی [2013 Sep] 
*«نرمش قهرمانانه» یا حرکت مذبوحانه؟ [2013 Sep] 
*حرمت شکنی روحانیت  [2013 Sep] 
*زایش خدا: نفی انسان و آزادی [2013 Sep] 
*گره هسته ای، وسیله است نه هدف، دینی ست نه سیاسی [2013 Aug] 
*گفتمان اعتدال و آشتی اسلام با جهان سکولار! [2013 Aug] 
*رمز و راز وزارت: شایستگی و لیاقت یا تسلیم و اطاعت از ولایت؟ [2013 Aug] 
*بوی فریبکاری به مشام میرسد [2013 Aug] 
*تا ولایت هست، سیه روزی و تیره بختی هم هست [2013 Aug] 
*گفتمان ولایت: وارونگی حقایق و بهانه جویی های احمقانه [2013 Jul] 
*تیشه بر ریشه فقاهت، تیشه بر بنیان قدرت است [2013 Jul] 
*آبادی بدون ویرانی؟ نه حقیقت، نه آزادی [2013 Jul] 
*رمضان: بیداری وجدان و یا وجدان فرمانبر؟ [2013 Jul] 
*از خداوند خامنه ای ست که بوی گند برمیخیزد [2013 Jun] 
*رئیس جمهور منتخب: باز تاب اراده ولایت و یا تبلور اراده ملت؟ [2013 Jun] 
*انتخابات و یا آفرینش حماسه سیاسی؟ [2013 Jun] 
*گفتمان ولایت، گفتمان تحقیر و توهین به ملت [2013 Jun] 
*گفتمان انتخابات [2013 May] 
*دلشوره انتخابات [2013 May] 
*صداقت هرگز نه از دین برخیزد و نه از قدرت [2013 May] 
*کارنامه ولایت و یا ریاست جمهوری؟ [2013 May] 
*رمز رهایی از دیکتاتوری [2013 Apr] 
*احکام شریعت لغو و قیامت اعلام کنید [2013 Apr] 
*دعوت به امام عج و ظهور دجال [2013 Apr] 
*بازی هسته‌ای و اسطوره جهاد و شهادت [2013 Apr] 
*جنگ عدالت با آزادی  [2013 Apr] 
*سکولاریسم از ستیز با دین گذر میکند [2013 Mar] 
*هفت سین، بدون دال بیگانه: سال نو، دین نو [2013 Mar] 
*ظهور امام چهاردهم [2013 Mar] 
*الله، خدای یکتا و یگانه مرد است و مردانه میاندیش [2013 Mar] 
*قدسی سازی خشونت، رمز بقای نظام ولایت [2013 Mar] 
*اسلام دین بیگانه با انسان  [2013 Feb] 
*آقای رئیس جمهور [2013 Feb] 
*دین را باید بدادگاه بکشانیم [2013 Feb] 
*حکومت راهزنان و غارتگران [2013 Feb] 
*کدام انتخابات؟ چه قانونی؟ [2013 Feb] 
*یورش به دفاتر روزنامه ها و زور گیری روزنامه نگاران [2013 Feb] 
*حاکم یا محکوم، کدامیک زور گیر است؟ [2013 Jan] 
*نظام ولایت، نظام قانون گریز و قانون شکن [2013 Jan] 
*تاج شاهی بر سر خداوند خامنه‌ای [2013 Jan] 
*دین و یا قدرت، کدامیک دشمن ملت ایران است ؟ [2013 Jan] 
*نظام ولایت، نظام فریب و خیانت [2012 Dec] 
*از حجره و حوزه، تا کاخ نشینی و فرمانروایی [2012 Dec] 
*حکومت اسلامی، حکومت فریبکاران [2012 Dec] 
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز [2012 Dec] 
*عاشورا : از تحمیق تا تطمیع و از امام تا یزید [2012 Dec] 
*پیام عاشورا: کین خواهی و خشونت، تسلیم و اطاعت  [2012 Nov] 
*عاشورا و اسطوره سازان حرفه ای [2012 Nov] 
*دو معضل نیروی های انتظامی: بر خورد با ماهواره ها و بد حجابی [2012 Nov] 
*براندازی دین تازیان بومی : خوش خیالی و یا واقع بینی؟ [2012 Nov] 
*مسئول تحریمات: دشمنی با اسلام یا غنی سازی هسته ای؟ [2012 Oct] 
*براندازی نظام ولایت از براندازی فقاهت، مظهر دین میگذرد [2012 Oct] 
*جهاد و شهادت جنایت است و در خصومت با انسانیت [2012 Oct] 
*حرف قرآن، حرف قدرت است [2012 Oct] 
*پیش بسوی انسان و آزادی  [2012 Oct] 
*چشم بند ان ، کاریکاتور ی که مقدس را موهن ساخت  [2012 Sep] 
* ما عاشق امامان خود هستیم! [2012 Sep] 
*از دینداری تا غیرتمداری [2012 Sep] 
*کدام بحران؟ [2012 Sep] 
*بازگشت دوران تازیان مهاجم [2012 Sep] 
* بحساب دین یا بحساب ملت [2012 Sep] 
*حکومت اسلامی، بازنده ی بزرگ در اجلاس جنبش عدم تعهد.  [2012 Sep] 
*ولایت جلوه ی الله [2012 Aug] 
*الله، بازیگر اصلی [2012 Aug] 
*بوی گند ارشاد [2012 Aug] 
*براندازی ولایت از رهایی از یو غ الله میگذرد.  [2012 Aug] 
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی  [2012 Aug] 
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی [2012 Aug] 
*از کدام دین است که سخن میرانید؟ [2012 Aug] 
*حکومت ولایت، حکومت الله ست [2012 Jul] 
*چرا باید با نام الله آغاز کنیم؟ [2012 Jul] 
*روحانیت دشمن ملت [2012 Jul] 
*الله و جدایی جنسیت ها [2012 Jul] 
*اسلام: دین فرمانروایی و فرمانبری [2012 Jul] 
*خمینی الله را کشته است [2012 Jun] 
*حجاب در ستیز و خصومت با عفاف  [2009 Jan]