بوی فریبکاری به مشام میرسد
فیروز نجومی

سر انجام انتظار بسر آمد: مردی که تمامی نشانه ها و علائم «دجال» را از خود بروز میداد، چه به لحاظ شکل و شمایل، چه از نظر کردار و گفتمان، محمود احمدی نژاد از مسند ریاست جمهوری، گام فرو نهاد در کمال بی میلی و، عمیق حسرتی در دل، مسندی که از گدائی و در یوز گی بدان رسیده بود. بدین ترتیب، با " متانت، و بدون بپا کردن گرد و غبار و معرکه گیری، سایه شوم و نحس خود را از سر مردم ایران برگرفت. چه سعادتی؟ مردم دیگر مجبور نیستند با مشاهده قیافه انزجار آمیز او بخود توهین روا دارند.
 
این اتفاق غم انگیز در مراسم تنفیذ رئیس جمهور جدید، حجت الاسلام، حسن روحانی، بوقوع پیوست، مراسمی که "دمکراسی دینی " و یا بزبان حضرت ولایت، "دمکراسی اسلامی " را به معرض نمایش گذارد تا جهانیان ببینند و بیاموزند که اسلام چه الگویی برای جوامع بشری ارئه میدهد.
 
مراسم تنفیذ در یک حسینیه برپا گردید. نماد و نمود اسلامی بر فضای حسینیه سلطه افکنده بود، نه تزئینی و نه زرق و برقی و نه مدعوین و مهمانانی با لباسهای فاخر و درخشان. از راس تا ذیل فرمانروا گرفته تا فرماندهان و فرمانبران، همه خاکی و زمینی بودند. وقتی رئیس جمهور، جارو کشی را ماند که یک دست لباس نو خریداری کرده است برای جشن سال نو، دیگر سران قوم و فرماندهان، آنان که ثروت و قدرت در دستشان تمرکز یافته است، چه میتوان انتظار داشت، همه رعیت هایی را مینمودند  که افتخار شرفیاب شدن به حضور ارباب بزرگ را بدست آورده بودند.
 
 همه نگاه ها بسوی سکویی وسیعی تمرکز یافته بود که بر فراز آن، چهار مرد مقدس، لبریز از زهد و تقوا،  همه برخاسته از حوزه های علمیه، باستثنای رئیس جمهور سابق  و رئیس قوه مقننه، چهار زانو برکنار نشیمن گاه ولایت نشسته بودند، از جمله رئیس جمهور منتخب. این در  حالی بود که دانه های تسبیح را یکی پشت دیگری رد نموده زیر زبان حمد و ستایش الله، خداوند یکتا و یگانه را زیر زبان زمزمه میکردند.  حضرت ولایت در وسط و جلوتر از آن شش نفر، بالاتر و برتر بر روی صندلی قرار داشت، جایگاهی که به محیطی وسیع، مرکزیت بخشیده و همه نگاه ها به آنجا دوخته شده بود.
 
مراسم تنفیذ با قرائت قرآن آغاز گردید، نه بمعنای راندن کلمات به زبان، بلکه با آوایی برخاسته از  ژرفای جان، زلال و شفاف، آوایی که تار و پود را از بیخ و بن به لرزه در آورد. کمتر کسی به معانی کلماتی که ادا میشد وقوف داشتند، اما سوز نوایی که از گلوی قاری بر میخاست گویی هشداری بود بر گذرا بودن دنیای مادی، فراخوانی بسوی خدای یکتا و یگانه و کندن دل از جهان و از این زندگی پوچ. کلمات قرآنی، بر حسب معمول، بگونه ای بیان میگردید که بیشترین ترس و هراس را در بطن وجود آدمی، جا دهد. سکوت عمیق هنگام قرائت قرآن از سر فهم و اندیشه سخنان الله نیست، بلکه از سر دریافت آن از راه احساس و عاطفه است. قرائت قران همیشه به شیوه ای ادا میشود که همه جانداران و بی جانان، مرده و زنده را به تسلیم و اطاعت وا میدارد. هر جا که آوای قران بگوش برسد آنجا سکوت است. آیا هست قدرتی بالاتر از این؟
 
در چنین فضا و زمینه ای که در توصیف آن زبان در میماند، برگزیده مردم رسما بوسیله حضرت ولایت به ریاست جمهوری منصوب میگردد.  یعنی که در دمکراسی اسلامی، اراده مردم، که در رئیس جمهور منتخب تبلور می یابد، نه شرط کسب قدرت است و نه حکومت. اراده ولایت است که نماد اقتدار است و حاکم نهایی. چرا که در دمکراسی اسلامی شهروندان در واقع چیز بیشتری از فرمانبر و رعیت  نیستند. باین دلیل آرای فرمانبران و رعیت ها زمانی مشروعیت مییابند که مورد تصدیق و تایید مقام ولایت قرار بگیرد. در نتیجه در دمکراسی اسلامی، رئیس جمهور جدید دستگاه قدرت را بدست نمیگیرد، بلکه در مراسم تنفیذ "بار سنگین مسئولیت، " اداره جامعه بر اساس اراده و امیال  ولایت است که تحویل برگزیده مردم میشود. در حکم تنفیذ ریاست جمهوری، حضرت ولایت، خداوندگار خامنه ای خاطر نشان میسازد که :
 
"بدیهی است که آن رأی و این تنفیذ تا هنگامی است که ایشان به تعهد در پیمودن صراط مستقیمی که تاکنون در پیش داشته‌اند یعنی راه آرمان‌های نظام اسلامی و دفاع از حقوق ملت و ایستادگی در برابر زور گویان و مستکبر ان پایبند باشند که به کمک الهی چنین خواهد بود، انشاءالله."
 
همچنانکه ملاحظه میشود در دمکراسی اسلامی، کسی که یک رای بنام ش به صندوق ریخته نشده است، هم صاحب رای خویش است و هم مالکیت دارد بر رای مردم. حضرت ولایت از جانب خود و رای دهندگان، تکلیف و وظیفه ریاست جمهوری را تعییین و تعریف نموده و فرمان میدهد در چه راهی باید گام بگذارد، فرمانی که تهدید هم در آن نهفته است. که انحراف از "صراط مستقیم " هم آرای مردم را باطل میسازد و هم تنفیذ ولایت، مجازاتی بس سنگین.
 
 پس با این حساب، رئیس جمهور جدید باید که گام در راه پیشینیان  خود نهد، و به امر فرمانروا  کلاه خود بر سر  و زره برتن نموده و آماده جنگ و ستیز با قدرتمندان گردد. تنها در دمکراسی اسلامی ست که میتوان با گفتمان استبدادی به دفاع از دمکراسی پرداخت، به دفاع از آزادی مطلق  در تسلیم و اطاعت.آنچه حضرت ولایت دمکراسی اسلامی مینامد، نظامی ست که  یک فرد، حرف آخر را میزند و تصمیم نهایی را میگیرد، نه چند و چونی هست و نه چون و چرایی. ولی فقیه. چرا که تنها او ست که شمشیر در کف دارد. او فرمانده کل قوا ست. بعبارت دیگر، بواسطه سلطه بر شمشیر است که ولایت میتواند حرف آخر را بزند. هم جنانکه خواهیم دید طبیعی ست که ولایت به ریاست جمهوری، همچون یک فرمانبر بنگردد، فرمانبری که در مسئولیت پذیری خبره و تجربه فراوان دارد.
 
اما رئیس جمهور جدید در پاسخ به انتصاب خویش اگرچه سخنان خود را با ادای کلماتی به زبان تازی آغاز نمود، اما برغم  در بر داشتن ردای  "روحانیت، " به لباس یک سیاستمدار ورزیده و ماهر، ظاهر گردید و سعی نمود حساب سیاست را از دین جدا سازد. بر عکس ولایت ، او صعود به مسند ریاست جمهوری را ناشی از اراده مردم دانست و اعلام کرد "من با حمایت مردم پا به میدان مسئولیت گذاشته ام." در نتیجه آمده است که پاسخگوی خواستهای آنها باشد. او از حمایت مردمی سخن میراند که:
 
"خواستار بهبود معیشت و منزلت خویش است، مردمی که می‌خواهند از فقر، فساد و تبعیض به دور باشند، مردمی که می‌خواهند در فضای آزاد معنوی و عقلانی رشد کنند و به آینده مطمئن باشند. مردم میخواهند بهتر زندگی کنند. مردم تغییر و تحول میخواهند."
 
در اینجا بدرستی روشن نیست که آقای روحانی از کدام مردم سخن میراند؟ از مردمی که در پناه دمکراسی اسلامی رشد کرده و به بلوغ رسیده اند؟ چه روزگار سیاهی؟ چگونه است که ناله های این مردم محنت زده و رنجدیده  بگوش حضرت ولایت نرسیده است؟ شرایطی که رئیس جمهور جدید توصیف میکند تنها میتواند از استبداد برخیزد، مردم ثروتمندی که از گرسنگی رنج میبرند، فقر و فساد و تبعیض، فضایی آلوده به خدعه و نیرنگ ناشی از دمکراسی اسلامی و یا بعبارت درست تری، استبداد مضاعف دین و قدرت است، استبدادی افسار گسیخته که  نه مرزی میشناسد و نه حد و حدودی. در راه خدا همه چیز پسندیده  است.
 
شاید منظور حضرت ولایت از دمکراسی اسلامی در تحمل سخنان آقای روحانی تبلور می یابد. نقدی چنین بیرحمانه هرگز از دهان هیچ یک از رهبران آنچه رژیم  "فتنه " 88 میخواند، بیرون نیامده است. اما خداوندگار خامنه ای در سخنان خود بر این بخش از گفتار رئیس جمهور جدید نه مهر تایید زد و نه حقایق را کذب خواند. بلکه زیرکانه از وزن و اهمیت رای و اراده (حمایت) مردم. در برابر تعهدات دینی کاست. وی اظهار داشت که:
 
"رابطه‌ى مردم و مسئولان به صِرف رابطه‌ى قانونى منحصر نميشود؛ بلكه علاوه بر آن، رابطه‌ى عاطفى و ايمانى است؛ كه ناشى از اعتقادات مردم، ناشى از بينش دينى مردم، ناشى از تعهد مردم به مبانى و اصول انقلاب است"
 
یعنی که روابطی هم  هست فرا قانون و آن نیز "رابطه ایمانی " است.   معلوم است که مخاطب خداوندگار خامنه ای کیست. به هوش باش، به رئیس جمهور جدید نهیب میزند( نقل بمضمون) که مردم از سر احساس تکلیف است که بپای صندوق رای میروند و یا در راه پیمایی قدس با زبان روزه شرکت میکنند.  روی "حمایت مردم " نمیتوان حسابی باز نمود چرا که مردم:
 
"احساس تعهد میکنند، احساس تکلیف میکنند، پایبندی و تقید ایمانی، آنها را  را به ميدان حضور سياسى و حضور اجتماعى ميكشاند؛ اين، خصوصيت مردم‌سالارى دينى است."
 
پس سخنان رئیس جمهور جدید در ارتباط با خواستهای بر حق مردم، خواست زندگی بهتر، خواست فضای آزاد و غیره که کمی زودتر بدان اشاره شد، خوانشی غلط آمیز است از وضع موجود؟ اگر آقای روحانی، رسالت خود را پاسخگویی به نیاز های مبرم مردم میداند، چگونه میتواند در راه تحقق آرمانهای انقلاب و اسلام در پیروی از اراده ولایت گام بر دارد؟ چنانکه گویی 34 سال تخریب و ویرانی به توصیف آقای روحانی، بسنده نیست.  از این روی ست که خداوندگار خامنه ای، رئیس جمهور را مستقیما مورد خطاب قرار میدهد و میگوید:
 
"رئيس جمهور محترمى كه امروز رسماً به مسئوليت سنگين و افتخارآميز رياست جمهورى رسيدند، به اين نكته توجه كنند كه مردم، كشور عزيز ايران را يك كشور اسلامى و مبتنى بر تعاريف اسلامى و تعاليم اسلامى ميدانند لذا مى‌ايستند."
 
بنا بر قول حضرت ولایت البته که مردم ایران، اسلام را به نان شب شان ترجیح میدهند. ریاضت و کم خواهی ، قناعت و روزه گیری در نزد شان برتر است  از  زندگی بهتر، از  زندگی در رفاه و آسایش و امنیت در تمام شئون زندگی.  مردم  ممکن است که از دشواری معیشت تحت تحریمات اقتصادی رنج ببرند اما مسلم است نه از پدیده ای مثل "فقر و فساد و تبعیض." آاین حرف فتنه گران است؟ که این خصیصه یک جامعه بیمار است نه یک جامعه اسلامی. د. وی همچنین یاد آوری نمود( نقل به مضمون) فردی که هم اکنون به ریاست جمهوری منصوب گردید، بواسطه این رابطه ایمانی ست که مردم اعتماد خود را در شخصی گذارده اند که در دامن نظام پرورش یافته و پیوسته در راس کار ها بوده و در مدیریت بخشهای حساس جامعه نقش دقیقی ایفا کرده اند. آری، حضرت ولایت توهمات خود را واقعیت می پندارد.
 
فرمایش حضرت ولایت کاملا صحیح است. اگر نامزدی ریاست جمهوری آقای روحانی را وی خود ب مورد تایید و تصدیق قرار نمیداد، هرگز نمتوانست به ریاست برسد. آری حضرت ولایت خود را طلبکار میداند.او مدیون رای ولایت، نه رای مردم. یعنی گزینش آقای روحانی ارتباطی به شناخت وی از خواست و نیازهای مردم و ارائه راه نجات از منجلاب انحطاط و تباهی ندارد.
 
اما، آقای روحانی به توصیف وضع موجود اکتفا نمی کند، بلکه اساسا آنرا سخت بحرانی میبیند. چون به قول او جامعه در ورطه «افراط و تفریط» افتاده است. اما افراط و تفریط در چه زمینه ای بوسیله کدام مسئول و مقامی؟ چندان روشن نیست. آیا اصرار بر برنامه هسته ای بهر قیمتی، ادامه برنامه ای که نه دارای توجیه اقتصادی ست و نه سیاسی، تحمل تحریمات اقتصادی و خسران و زیان ناشی از آن افراط است و یا تفریط؟ اقتصادی که محور آن "عدالت خواهی " ست از کدام مقوله است؟ بنظر نمیرسد که آقای روحانی هرگز قصد آنرا داشته باشد که از ابهام به شفافیت برسد و حقایق را همانگونه که هست بیان نماید. اگر چه در بخش دیگری از سخنانش هرچه بیشتر از ولایت فاصله میگیرد و میگوید( نقل به مضمون) در ائین ما اساس دین داری راستگویی ست که سبب اصلاح امور است و دروغگویی سبب تباهی. آنچه در ابهام میماند آن است که که اشکال از دین است و یا دیندار؟ آیا دروغگویی، فریب و ریا کاری میتواند از چیز دیگری بجز دین و قدرت برخیزد؟ یعنی که روزگار مردم ایران سیه تر از همیشه است بآن دلیل که  دچار دروغگویی مضاعف هستند، دروغگویی مضاعف دین و قدرت که مظهر آن حضرت ولایت است و آیت الله ها و حجت الاسلام ها و سگها ی زنجیری آنان در دستگاه نظامی و امنیتی؟ خداوندگار خامنه ای، عالم فقیهی ست که رسما فتوا میدهد گزارش حقایق در باره وضع بحرانی کشور، خیانت به کشور محسوب میشود و مستحق اشد مجازات است. آیا این حصرت ولایت نیست که  راستگویی را محکوم میکند؟ اگر چنین نبود آقای روحانی اعلام نمیکرد که او برای "احیای اخلاق " آمده است. آیا این تعجب آور نیست که در سر زمین "اخلاق، " سرزمینی که گفتمان اخلاق، گفتمان  غالب است، "احیا ی اخلاق " به چه معناست؟ از کدام اخلاق آقای روحانی سخن میراند؟ قصد احیای اخلاق شرع اسلامی را دارد؟ کدام اخلاق مرده است که او قصد احیای آنرا دارد؟
 
در پاسخ به بیماری های مزمنی که سخت گریبان جامعه را گرفته است، آقای حسن روحانی با ابزار "اعتدال." به میدان آمده است، چنانکه گویی اعتدال پاد زهر کشنده جذامی است که بدنه جامعه را خورده است، مفهومی که پس از 34 سال در کلمات مقدس الله نیز بتازگی کشف گردیده است. خداوندگار خامنه که در دیدار با دانشجویان در یک هفته پیش از مراسم تنفیذ، از ارائه هرگونه تعبیر و تفسیری از مفهوم  اعتدال خود داری کرده بود. اینبار نه تنها آنرا تایید میکند بلکه میگوید اسلام عین اعتدال است. که «امت وسط» خصوصيت جامعه‌ى اسلامى است؛ «و كذلك جعلناكم امّة وسطا لتكونوا شهداء على النّاس و يكون الرّسول عليكم شهيدا»
 
آقای روحانی وقتی اعتدال را توازن بین آرمان و واقعیت گرایی تعریف میکند، در این تصور است که به آن نیز شفافیت بخشیده است، حال آنکه او خوب میداند که آرمان است که واقعیت را تعریف میکند و نه بر عکس. مگر آرمان انقلاب چیزی بجز آرمان اسلام هم هست دینی که خود نیز مظهر آن است. دین اسلام اعتدال را بر نمی تابد. آقای روحانی سعی کرده است که اعتدال را از عرصه سیاست به سپهر دین وارد کند. همینکه خداوندگار خامنه ای مهر تایید بر اعتدال میکوبد و خود رئیس جمهور را پند اعتدال میآموزد و از شتاب در تصمیم گیری بر حذر میدارد، حکایت از تدبیر و مهارت روحانی میکند، تدبیری که بقای نظام را تداوم بخشد. خوشبین ان برآنند که دور از تصور نیست که روحانی بتواند تنش و تشنج را بین ریاست و ولایت کاهش داده و حتی او را نرم ساخته و به تدریج اوضاع را بهین سازد.
 
با این وجود، جای یاد آوری ست که آقای روحانی باید آگاه باشد که تعلل در آزادی زندانیان سیاسی را اعتدال توجیه نمیکند. کسانی را ماه ها و سالها نظام ولایت در سیاه چال های اوین و در سراسر کشور نگاهداری میکند که مستحق یک روز آنهم نیستند، نه دادگاهی نه وکیل مدافعی. وقتی وکلای  مدافع خود همراه موکل به زندان محکوم میشوند، بیدرنگ بر این زخم عمیق باید مرحم گذارد و آنها را از اسارت نجات داد. نه تنها درنگ در آزادی زندانیان سیاسی استراتژی و تاکتیک اعتدال را زیر سوال میبرد بلکه تکرار همان بهانه جویی های احمقانه در تعامل با قدرتهای بزرگ بویژه آمریکا. این خواست تازه ای نیست که آمریکا باید از خود "خوش نیتی " نشان دهد نه با زبان تحریم بلکه تکریم بکار گیرد اگر پاسخ میخواهد، دال بر تبعیت از اراده و امیال ولایت است، از آن نه بوی اصالت که بوی فریب به مشام میرسد. چه خوب شما معمار خوش نیتی میشدید و دستور صادر میکردید که "شعار مرگ بر آمریکا " متوقف گردد زیرا که زیان آن بسی بسیار بوده است  آقای رئیس جمهور اعتدال گرا از شما بعید مینماید که وارد چنین برنامه های کودکانه ای بشوید. چرا به حضرت ولایت حقیقت را آشکار نمیگویید که دوران بقا نظام بر اساس سیاست بیگانه ستیزی بسر آمده است. که دیگر نمیتواند پوشش مطمئنی برای ضعف و رنجور ی، بر ترس و واهمه از غرب برهبری آمریکا باقی بماند. که ادامه ادای این شعار پوچ و تو خالی دیگر قرین به صرفه نبوده و با حفظ منافع ملی سازگار نیست. مگر نه اینکه قول داده اید که از منافع ملی دفاع کنید؟
 
آقای رئیس جمهور، نباید فریب لفاظی هایی همچون "حماسه سیاسی " را بخورد، چرا که حماسه سیاسی وقتی بوقوع می پیوندد که قدرت تصمیم گیری هسته ای را از دست خداوندگار خامنه ای خارج ساخته و آنرا با باز نمودن فضای بحث و گفتگو ی آزاد بدون هیچ بگیر و ببندی، حمله و تجاوزی، به اراده آزاد مردم واگذار نماید، نه تنها در باره عقل و منطق غنی سازی هسته ای بلکه برقراری رابطه ای شفاف با کشورهای غربی، بویژه با امریکا. شرکت در تصمیم گیریهای سرنوشت ساز است که خواست مردم است. ولایت در واقع خود را رقیب مردم میداند. این ترس از مردم است که ولایت را وا میدارد که دست به بیگانه ستیزی بزند و بر غنی سازی هسته ای بهر قمیت اصرار ورزد. اعتدال حکم میکند که آقای روحانی این نگرانی را از دل حضرت ولایت یزداید و او را با زبان چرب و نرم خویش قانع سازد که از اعتماد و اطمینان به اراده مردم ترس بخود راه ندهد و بیش از این با آزادی به ستیز و خصومت ادامه ندهد. که آزادی از قید و بند اسارت بار دین و و قدرت اگرچه بر زبان رانده نشده است اما، خواست واقعی مردم است. اعتدال حکم میکند که آقای روحانی همانگونه که قول داده است  در سوی پاسخگویی به خواست های مردم قاطعانه گام بردارد. در غیر اینصورت چیزی طول نمیکشد که اعتدال هم در شمار ابزار فریبکاری قرار میگیرد.
 
فیروز نجومی
 
Firoz Nodjomi
fmonjem@gmail.com
 

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

فیروز نجومی

فهرست مطالب فیروز نجومی  در سایت پژواک ایران 

*ندای وجدان
*ویرانی بزرگ!‏
*از دین گریزی تا دین ستیزی
*سالروز نکبت و مصیبت ‏
*دگرگون سازی ارزش ‏ها!‏
*گفتمان رفسنجانی، گفتمان ریاکاری
*حقیقت نهائی!‏
*دیفروشان دیروز فرمانروایان امروز
*شاه گور خود کند و ولی فقیه گورکن خویش شود و دین!
*‎ ‎ دین مست باده قدرت !‏
*براندازی متولیان دین
*چیره شدن «عرب بر عجم» ‏ و آغاز نگون بختی ایرانیان
* آزادی و گریز از مسئولیت
* سرگذشت غم انگیز آزادی
*بازگشت بدوران رسالت ‏ و گره زدن دین به قدرت
*در چرائی نامگذاری الله و آغازیدن با نام او!‏
*عاشورا: اسطوره یا واقعیت
*بوی گند تقدس
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*عاشورا و قتل عام در زندانها
*محمد بشر بشیر و یا ‏‎ ‎خشم و خشونت و شمشیر
*«پافشاری بر نفاق» و عدالت اسلامی!
*جنگ شیعه وسنی:‏ اختلاف تاریخی یا دسیسه غربی؟
*خشونت هنجاری مقدس در قاموس اسلام
*کشتار جمعی در زندانها بجرم «ارتداد»
*تدبیرچیست؟
*بنام انسان و آزادی
*خشونت و گفتمان توحیدی
*پشت خمیده و بار سنگین دین و قدرت!
*امنیت و آزادی
*فقط آزادی
*شریعت اسلامی در ستیز با خودفرمانی
*معاشقه اسلام ناب محمدی با علم و تکنولوژی
* آزادیخواهی و باز تولید منش دیکتاتوری!
*اسلام در پیشگاه تاریخ
*بیگانگی ما از خود
* امریکا ستیزی یا اسلام ستیزی؟
*دشمن و دو قطبی شدن جامعه
* از درگیریهای کلامی تا امریکا ستیزی و فریبکاری
* امید کوکبی، قهرمان نافرمانی
*ظهور نیروی نامحسوس و امنیت اخلاقی
* تا کی؟
*رمز بقای نظام فرمانروایی و فرمانبری
*خائن کیست؟
*نقشه رذیلانه امریکا: «تزریق تقکر خاصی به نخبگان»
*آیا بجز ولی فقیه کسی دیگری هم هست؟
*نه به اخلاق اطاعت و فرمانبری!
*نفی حق گزینش: فروکاستی انسان به حیوان
* تن بخفت نباید داد
*انتخابات: طبل تو خالی
*رابطه دین با قدرت در امتداد تاریخ
*«جامعه ایران به کدام سو در حال حرکت است؟»
*انتخابات یعنی چه؟
*بدامن چه کسی پناه باید برد؟
*رهایی و ترک کیش اهریمنی
*بخندیم یا گریه کنیم؟
*از طلبگی تا خدایی و مسئله جانشینی!
*شمشیر ذوالفقارم آرزوست
*جور دیگری زندگی باید کرد
*بیان درد مشترک و یا صدور کیفرخواست علیه غرب؟
*اندر شکست دین جهاد و شهادت
*عاشورای پاریس
*آزادی را باید پرستید
*ولی فقیه، شاه نیست، مظهر دین است
*جامعه تک کتابی!
*عاشورا: شهادت یا خشونت؟
*کفر گرایی: راه رهایی و آزادی
*تقدس از جهل بر میخیزد
*قوم لوط، اخلاق انحرافی و خروج امام عج از غیبت
*اینهم شد خدا؟
*امنیت در سایه ولایت
*سردار حاج قاسم سلیمانی: سردار استبداد مضاعف دین و قدرت
*ز روز بلا باید دست بر سر گیریم
*فریبکاری مضاعف
*استبداد و آگاهی طبقاتی
*من مسلمانم، طرفدار رژیم دین هم نیستم!
*رهایی، آیا یک توهم است؟
*وای اگر دین نبود!
*خوار داشت انسان و قدسی سازی خشونت
*بر فراز منبر ولایت و یا خلافت؟
*الله: آموزگار بزرگ بیرحمی، خشونت و کین خواهی
*رمضان: زمینه ساز نظام فرمانروایی و فرمانبری
*دین ستیزی و یا قدرت ستیزی!
*جامعه بورژوازی و یا جامعه اسلامی فرا طبقاتی؟
* تاملی چند در باره جنبش عبور از ولایت!
*روحانیت: از حوزه تا حکومت
*کیست گورکن دین؟
*غنی سازی هسته ای بچه قیمتی؟
*شمشیر در نهان دین
*فرخنده: قهرمان جهالت ستیز
*دینمداری یا انسانمداری کدام یک اهریمنی ست؟
* دیکتاتوری و شریعت اسلامی
*سپاه پاسداران: سپاه ولایت و یا ملت
*توفان دیگری در راه است!
*ولایت دشمن اصلی ملت
*در خدمت و خیانت به اسلام و یا به ملت؟
*عدالت اسلامی!
*رهایی از دین یا جدایی آن از سیاست؟
*همزادی علم الله با قدرت
*«نه» بر تسلیم و اطاعت
*حصر و یا محاکمه: ولی فقیه بر سر دو راهی!
*تابوی هسته‌ای: نگاه ایدئولوژی یا نگاه اسلامی؟
*فرد و حکومت خدا
*قتلگاه سعیدی سیرجانی: «منزل آرام و مجلل در شمال شهر تهران»
* سعیدی سیرجانی به تاریخ پیوست
*آقای ظریف، ایران هراسی نه، اسلام هراسی!
*مذاکرات هسته ای: اراده ولایت یا اراده ملت؟
*امر به معروف، نهی از منکر و فرا رسیدن دوران کفر!
*امام حسین: اسطور ه یا انسانی زمینی؟
*جنایتکار کیست؟
*«امر به معروف با اسید نمیشه»
*دفاع مقدس یا شکست مفتصحانه ؟
*اسلام هراسی: خدمت و یا خیانت
*حقیقت نه بمب
*فریبخوردگان اکنون با ید به جنگ با الله برخیزند
*اسلام: دین رحمت و یا خشونت؟
*حکومت اسلامی: آبستن آزادی و استقلال و خود آئینی
*بازگشت اسلام به اصل خود
*توصیه ولایت: حفظ آرامش روانی !
*انفجار روابط جنسی در زیر زمین !
*هم ولایت و هم ریاست، هردو از دروغگویانند
*اسلحه ات را بر زمین بگذار ای مومن!
*نه حماس، نه اسرائیل
*شلاق، مجازات نا فرمانی و یا روزه خواری؟
*اعتدال، خدعه ای اسلامی
*«راه اندازی کلینک خشم در تهران»
*ما داعشی ها را خوب می شناسیم!
*حکومت اسلامی واژگون گردد، اگر زن حجاب از سر برگیرد
*بهشت با شلاق ؟
*از خاک سپاری مردگان در انقلاب مصر تا بازگشت آنان بزندگی در حکومت اسلامی
*سردار سرلشگر جعفری، سردار اسلام
*نبود آزادی و وحدت جنایت و عدالت در حکومت اسلامی
*زوگیری در فضای مجازی
*بازی دین و قدرت
*چهره کریه حکومت دین را بنگر
*زورگیری در اسارتگاه اوین
*یکتا و یگانه، تنها ولی فقیه است، بجز او هیچکس دیگری نیست!
*دین خصم آشتی ناپذیر آزادی
*پیام نوروزی خداوندگار خامنه ای : آزادی، بی آزادی
*دیو دو شاخ
*آزادی مسئولانه یا آزادی در فرمانبری؟
*22 بهمن: تاسیس استبداد مضاعف دین و قدرت
*انقلاب اسلامی: گریز از آزادی
*الله: مهربان و بخشنده و یا کین خواه و کیفر دهنده؟
*حال باید پرسید...
*از سلطه افکنی تا سلطه ستیزی
* قرآن، دین، قدرت، ما و آنها ؟
*تأملی چند در باره حکومت اسلامی و رهایی از آن
*بمناسبت اربعین: امامت یا خلافت؟ کدام حاکم است بر ما؟
*مماشات با دین بس!
*اسلام دین بیگانه با انسان
*فساد از اسلام بر میخیزد یا از قدرت؟
*مرگ بر غنی سازی هسته ای
*دیپلماسی ولایت و دفن حقوق بشر
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*از سلطه ستیزی تا دریوزگی
*بنگر، خداوند غرقه در خون است!
*باید رستم را فرا خواند
*خلع دین از حکومت
*مرگ بر آمریکا: رمز مقاومت مردم یا رمز بقای حکومت ارتجاع؟
*ستیز با شیطان بزرگ ستیز است با آزادی
*الله اکبر: دین یا سیاست؟
*طبل توخالی
*«نرمش قهرمانانه» یا حرکت مذبوحانه؟
*حرمت شکنی روحانیت
*زایش خدا: نفی انسان و آزادی
*گره هسته ای، وسیله است نه هدف، دینی ست نه سیاسی
*گفتمان اعتدال و آشتی اسلام با جهان سکولار!
*رمز و راز وزارت: شایستگی و لیاقت یا تسلیم و اطاعت از ولایت؟
*بوی فریبکاری به مشام میرسد
*تا ولایت هست، سیه روزی و تیره بختی هم هست
*گفتمان ولایت: وارونگی حقایق و بهانه جویی های احمقانه
*تیشه بر ریشه فقاهت، تیشه بر بنیان قدرت است
*آبادی بدون ویرانی؟ نه حقیقت، نه آزادی
*رمضان: بیداری وجدان و یا وجدان فرمانبر؟
*از خداوند خامنه ای ست که بوی گند برمیخیزد
*رئیس جمهور منتخب: باز تاب اراده ولایت و یا تبلور اراده ملت؟
*انتخابات و یا آفرینش حماسه سیاسی؟
*گفتمان ولایت، گفتمان تحقیر و توهین به ملت
*گفتمان انتخابات
*دلشوره انتخابات
*صداقت هرگز نه از دین برخیزد و نه از قدرت
*کارنامه ولایت و یا ریاست جمهوری؟
*رمز رهایی از دیکتاتوری
*احکام شریعت لغو و قیامت اعلام کنید
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*بازی هسته‌ای و اسطوره جهاد و شهادت
*جنگ عدالت با آزادی
*سکولاریسم از ستیز با دین گذر میکند
*هفت سین، بدون دال بیگانه: سال نو، دین نو
*ظهور امام چهاردهم
*الله، خدای یکتا و یگانه مرد است و مردانه میاندیش
*قدسی سازی خشونت، رمز بقای نظام ولایت
*اسلام دین بیگانه با انسان
*آقای رئیس جمهور
*دین را باید بدادگاه بکشانیم
*حکومت راهزنان و غارتگران
*کدام انتخابات؟ چه قانونی؟
*یورش به دفاتر روزنامه ها و زور گیری روزنامه نگاران
*حاکم یا محکوم، کدامیک زور گیر است؟
*نظام ولایت، نظام قانون گریز و قانون شکن
*تاج شاهی بر سر خداوند خامنه‌ای
*دین و یا قدرت، کدامیک دشمن ملت ایران است ؟
*نظام ولایت، نظام فریب و خیانت
*از حجره و حوزه، تا کاخ نشینی و فرمانروایی
*حکومت اسلامی، حکومت فریبکاران
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*عاشورا : از تحمیق تا تطمیع و از امام تا یزید
*پیام عاشورا: کین خواهی و خشونت، تسلیم و اطاعت
*عاشورا و اسطوره سازان حرفه ای
*دو معضل نیروی های انتظامی: بر خورد با ماهواره ها و بد حجابی
*براندازی دین تازیان بومی : خوش خیالی و یا واقع بینی؟
*مسئول تحریمات: دشمنی با اسلام یا غنی سازی هسته ای؟
*براندازی نظام ولایت از براندازی فقاهت، مظهر دین میگذرد
*جهاد و شهادت جنایت است و در خصومت با انسانیت
*حرف قرآن، حرف قدرت است
*پیش بسوی انسان و آزادی
*چشم بند ان ، کاریکاتور ی که مقدس را موهن ساخت
* ما عاشق امامان خود هستیم!
*از دینداری تا غیرتمداری
*کدام بحران؟
*بازگشت دوران تازیان مهاجم
* بحساب دین یا بحساب ملت
*حکومت اسلامی، بازنده ی بزرگ در اجلاس جنبش عدم تعهد.
*ولایت جلوه ی الله
*الله، بازیگر اصلی
*بوی گند ارشاد
*براندازی ولایت از رهایی از یو غ الله میگذرد.
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*از کدام دین است که سخن میرانید؟
*حکومت ولایت، حکومت الله ست
*چرا باید با نام الله آغاز کنیم؟
*روحانیت دشمن ملت
*الله و جدایی جنسیت ها
*اسلام: دین فرمانروایی و فرمانبری
*خمینی الله را کشته است
*حجاب در ستیز و خصومت با عفاف