حرف قرآن، حرف قدرت است
فیروز نجومی

حرف قرآن، حرف قدرت است
اسلام مدار ان، عموما بر این باور اند که بر حق و یا برتر بودن هر اندیشه و یا مرام و دینی، از جمله اسلام را باید در بقای آن در تاریخ یافت - برغم تغییر و تحولات در ساختار قدرت و یا در عرصه های مادی و فرهنگی. راز بقا البته نهفته است در توانایی آن دین و مرام  و یا ایده و اندیشه در پاسخگویی به زمان و نیازهای مردم و جامعه. روشن است که در منظر اسلام مدار، دین اسلام که مظهر آن کتاب قرآن است، یک نمونه کامل آئین ی ست که به تمامی احتیاجات بشر، از اول تا آخر پاسخ داده است. به عقیده ی آیت الله مرتضی مطهری، یکی از معروف ترین اسلام مداران، طراح و معمار جمهوری اسلامی، پاسخگویی به نیازهای مردم رمز "جاودانگی " قرآن بوده است در همه ی اعصار، بویژه عصر مدرن  که همه چیز را بسرعت دچار تغییر و تحول میکند. او میگوید:
 
«القسر لايدوم، اگر در قرآن اين خصلتي كه واجد آن است نمي‌بود، اگر قرآن نيازهاي بشر را برنمي‌آورد، همان نيم قرن اوّل از بين رفته بود. اوضاع سياسي و اقتصادي كه عوض شد و دگرگوني فوق‌العاده پيدا كرد بايد از قرآن هم اثري نباشد اينقدر طبقاتي بالا بودند پائين رفتند طبقاتي پائين بودند بالا آمدند نظاماتي تغيير كرد، نژادهايي از بين رفت نژادهايي روي كار آمد آن قدرت رفت اين قدرت آمد هزاران جريان شد ولي قرآن خودش باقي ماند نه اينكه مثل يك امر بي‌حقيقت، يك نيروي خارجي او را نگه داشته باشد نيروي قرآن همان حقيقت قرآن است همان انطباقش با نيازهاي بشر است آن خصلت نياز برآوري است.» (ويژه‌نامه استاد شهيد مرتضي مطهري، ص 170، بحث گريز از ايمان (تفسير سوره والعصر)، انتشارات باقرالعلوم. (
 
کمتر اسلام مداری را میتوان یافت که با گفتار این استاد همراه و در توافق نباشد. چه عالم و فقیه باشد چه استاد و مهندس، چه از نهضت آزادی باشد و چه از فدائیان اسلام و اخوان مسلیمن، چه رئیس جمهور و نخست وزیر، چه رئیس و مدیر، چه فراش باشد و کارگر و یا تجار و سرمایه دار، حقیقتی بس اسفناک، حقیقتی که تنها میتواند از تعصب و چشم های بسته و مغزهای خشک بر خیزد. چرا که به هر کنج و گوشه ی تاریخ که بنگریم، اسلام را می بینیم، اسلامی که نه هرگز سر آشتی با زمان را داشته است و نه اعتنایی به نیاز های بشر. همیشه سد بر سر هرگونه تحولی بوده است. چرا که قرآن سکون میخواهد و آرامش. مظهر آن نیز علما و فقها نیز شیفته ی بازگشت به گذشته ای هستند که در آن قرآن ظهور یافته است. آنها هستی را، زمان و مکان را  با رجوع با دوران رسالت و امامت مورد فهم قرار میدهند. حوزه های علمیه خود بازتابی است از انعطاف ناپذیری ساختار مدارس آموزش دینی. لذا آنها با هر نوآوری در جامعه مخالفت بودند، مخالف سواد آموزی، بویژه سواد آموزی زنان. مکتب خانه که جای زنان نبود. اولین دبیرستان را نه علما و فقها بلکه بدست امیرکبیر ساخته شد، نخست وزیری که رویای نو آوری در سر داشت. دشمنان او در راس حوزه های علمیه بودند که قتل او را در حمام فین کاشان طراحی نمودند. بازدارنده  هرگونه پیشرفت در هنرهای موسیقی، نقاشی، مجسمه سازی و بسیاری از توانایی های گوناگون هنری،  بزرگترین خصم آشتی ناپذیر آزادی، نهاد کهن سال فقاهت، مظهر قرآن بوده است. قیام 15 خرداد که آغاز گر آن آیت الله خمینی بود، فقیه هی که سودای امامت در سر داشت، قیامی بود علیه تغییر و تحولات در روابط فئودالی و نیز هموار کردن مسیر سرمایه داری و رها ساختن زنان از بند سنت- تنها بعنوان نمونه- هر چند از بالا بوقوع می پیوست و با تمام تناقضات و ایرادات، گامی بود اما به پیش، پیش بسوی نو و بریدن از کهنه دور گردیدن از عقب ماندگی. اما نفوذ سحر آمیز اسلام در مردم اجازه نمیداد که بوی گندی که از حوزه های علمیه بویژه از آیت الله خمینی بر میخاست به مشامشان برسد.
  
ارائه نمونه ای از سدهای شکست ناپذیری که مظهر قرآن، نهاد فقاهت در برابر پیشرفت و نو آوری برپا داشته اند، نشان میدهد که گفتمان مطهری تنها در وارونگی ش است که رنگ و روی حقیقت بخود میگیرد. چرا که قرآن نه پاسخگوی  نیازهای بشر بلکه پاسخگوی نیازهای الله بوده است. استاد، نیاز الله را با نیاز بشر اشتباه گرفته  است. نیاز الله  بالاتر، برتر از هر نیازی ست. اول نیازهای الله ست که باید بر آورده شود نه نیازهای انسانها. چون بجز الله کسی دیگری نیست. همه هرچه هست اوست، همان ناشناخته ای که شاعران و عرفای ما را از جمله حافظ و مولوی شیفته ی خود ساخته بود. بنابراین، چگونه انسان میتواند در قرآن وجود یابد. الله انسانها را بنده و رعیت خود می پندارد. خود را فرامانروای زمین و آسمان میداند و مردم را فرمانبر. الله انسان را محکوم کرده است به تسلیم و اطاعت. درست است که آدم فرشته ی مقرب الله بوده است، برخوردار از مرتبتی و احترامی در بهشت بگونه ای که الله میخواهد که تمام خلایق در برابر او سر تعظیم فرود آورند. اما آدم که نسل انسان از اوست از بهشت بیرون رانده میشود چون فریب شیطان را خورده نا فرمانی میکند و از مرز ممنوعه میگذرد. از آن پس او را از بهشت بیرون میراند و محکوم به فرمانبری میکند تا ابد.
 
"حقیقت قرآن" در بر آورنده ی نیاز های بشر نیست، بر خلاف آنچه استاد مطهری کمی زودتر بدان اشاره کرد. قرآن بیانگر این حقیقت است که الله انسان را خلق کرده است که او را حمد گوید و ستایش کند.الله است که نیازمند سپاس و ستایش بندگان خویش است. اگر فرمانبران، فرمان نبرند، فرمانروایی نمی ماند. اگر انسان خود نشکند و پوزه ی خود در برابر الله به خاک نساید، الله ناپدید خواهد شد. لذا قرآن در باره ی خصایل ذاتی و خصوصیات الله است، در باره ی توانائیها، علم و دانش بیکران او ست، در باره احساسات و رحمت و رحمان و در عین حال خشم و کینه او ست، در باره افعال و حرکات انتقامجویانه ی او ست، قرآن در باره تهدید ها و  تنبیه و مجازات سخت و سنگین و بی بدلیل الله ست، در باره پاداشهای سخاوتمندانه ی او به فرامانبران، به منومنان، به زهد ورزن به آنان که زندگی مادی را بی مقدار دانسته خود را غرق در شناخت الله نموده و بی شتابانه انتظار ترک این عالم مادون را میکشند، رهایی از تحمل بار سنگین زندگی.
 
الله بزرگترین پاداش را البته الله برای آنان مقرر داشته است که در راه تحصیل رضا و خشنودی وی سر در کف نهند و بر زمین افکنند سری را که به یکتایی و یگانگی الله شک و تردید نماید: قتل فی السلیل الله، نص صریح قرآن است. آیت الله ها که بی دلیل فتوا ی قتل صادر نمیکنند. آیت الله خمینی وقتی گروگانگیری را تایید میکند، دست به هشت سال جنگ علیه کفر و باطل و تسخیر قدس از راه کربلا میزند، فرمان کشتار عام در زندان ها را میدهد، و نیز زمانیکه فتوای قتل سلمان رشدی را اعلام میکند، همه به اذن الله بوده است. خمینی و همچنین خامنه ای به "تکالیف " خود عمل میکنند، تکالیفی که در قرآن تعیین و تعریف شده است. همچنانکه جنگ های بیشماری که محمد بدان دست زد همه به اذن الله بوده است از راهزنی در بدر گرفته، یعنی از غارت امول کاروان قریشی ها و گردن زدن اسرا، تا آخرین جنگ که به منظور کسب غنایم جنگی و اخذ جزیه صورت گرفته است. الله است که شمشیر را به دست محمد مید، حقیقتی که تنها در قرآن یافت میشود. قرآن در واقع بازتاب یکتایی و یگانگی شریعت و شمشیر است، بگونه ای که فهم یکی بدون فهم دیگری امکان پذیر نیست. این آن است و آن این.
 
در این راستا یاد آوری یک واقعه تلخ دیگر ممکن است فهم ما را ار حقیقت قرآن ارتقا دهد. وقتی نواب صفوی، احمد کسروی را بخون کشید، وجدانش لبریز از لذت بود چون از الله و در دفاع از فرمان او بود که احمد کسروی را خاموش ساخته بود. در سراسر حوزه های علمیه یک مرد خدا یک آیت الله که به خدایی رسیده است، نه تنها ترور احمد کسروی را محکوم نکرد بلکه به ستایش ضارب و قاتل وی پرداختند و در دامن خود نواب صفوی های بسیاری دیگری هم پرورش دادند. چه اسفناک که جلادان شمشیر بدست دیروز به قهرمانان امروز تبدیل میشوند. در سالروز مرگ و تولد دژخیمان اسلام، چه جشن و سروری که سالیانه در بزرگداشت آنها برپا نشود.
 
بعبارت دیگر، قرآن در باره بشر و نیاز های بشر نیست. حرف قرآن، هیچ نیست مگر حرف قدرت. آغازین ترین سوره ی قرآن، بنا بر معتبر ترین تفسیر، تفسیر المیزان، نگارش شهیرترین فیلسوف شیعه، سوره ای است که الله به بندگان خود میآموزد که چگونه او را ستایش کنند، به زبان او و آنگونه که او را خشنود و راضی نماید. به تاویل استاد، این عمل الله دارای محکمترین منطق است. چگونه بنده ای کوچک و حقیر، نادان و نا بینا میتواند الله با آن عظمت که خالق دو جهان و مالک دوزخ و بهشت است با زبان خود سپاس گوید و شکر گزاری کند؟ شاید از نیاز برای آموختن اظهار بندگی و خواری و یافتن راه مستقیم است که استاد مطهری از آن سخن میگوید، چنانکه گویی یک نیاز طبیعی ست و در سرشت بشر نهاده شده است. اگر هست چنین نیازی، نیاز به اطاعت و عبودیت، نیازی نیست سازگار با خصلت و ماهیت بشری. انسان کسی ست که خط باطل بر تعبد و عبودیت میکشد. انسان تشنه ی آزادی ست بر خلاف حیوان که نیازمند فرمان است و اطاعت. این بدان معناست که قرآن نه تنها پاسخگوی آنچه انسانی ست، نمی باشد بلکه بر ضد و نفی آن چیزیست که تنها از انسان بر میخیزد، اراده ی آزاد. حال آنکه، الله است نیازمند بندگی و عبودیت. اگرنه، الله، خدا نبود.
 
مرتضی مطهر یکی از چهره های شناخته شده است، او مبلغ جانباخته ی دین اسلام شیعه بوده و هست. او اسلام را تا مغز استخوان خوانده بود. عقل اجتهاد به او چنان توانایی بخشیده بود که از دروغ های بزرگ، حقیقتی عظیم بسازد. سخن او ما را به یاد سخن حضرت عمر، خلیفه بزرگ دوم مسلیمن میاندازد که به آن دلیل دستور سوزاندن کتابخانه ها را در ایران داده بود، که کتاب قرآن نه تنها حاوی تمام آن چیزهایی است که گفته و یا نوشته شده است بلکه در برگیرنده ی تمام آن چیزهایی نیز هست که در آینده گفته خواهد شد. این سخن یکی از خلفای راشدین را که دورانی طلایی اسلام را از خود بجای گذارده اند، چگونه باید فهمید؟ حرف او را باید حرف عقل و خرد ناشی از آموزش از پیامبر اسلام و دانش او از قرآن دانست، یا حرف قدرت؟ همچنانکه، حرف حضرت عمر، حرف قدرت است، حرفی ست که که از یک تازی مهاجم شنیده میشود، همان حرف را آقای مطهری نیز اینجا بگونه ای دیگر تکرار میکند، بعنوان یک تازی بومی.
 
بعبارت دیگر، رمز جاودنگی قرآن را نه در پاسخگویی به نیاز های مردم بلکه در برپا داشتن نظام فرمانروایی و فرمانبری و تحکیم و تداوم آن باید یافت. شرایط کنونی نیز یاد آور دوران رسالت آخرین پیامبر الله است. حضرت ولایت نیز به اذن الله است که دست به غنی سازی هسته ای زده است. به اذن الله است که از مذاکره و مصالحه سر باز میزند. باذن الله است که  تن به تحریمات اقتصادی میدهد، اعم از تجاری و مالی، سرمایه گزاری و بهره وری. به اذن الله است که به سوریه لشگر کشی میکند و دیکتاتوری سفاک و خونخوار را امداد میرساند تا مسلمانان نافرمان را بخاک و خون بکشد. در راه خشنودی و رضا و پاسخگویی به نیازهای الله است که مردم را به تحمل درد و رنج بیکاری و گرانی، فقر و محنت و تنگدستی، بر خلاف اراده شان، وا میدارد. به اذن الله است که نظام ولایت، بجای اینکه نماد صلح و دوستی باشد، به نماد خبث و تنفر تبدیل شده است. حضرت ولایت قدرتهای بزرگ جهان را متهم به دشمنی با اسلام میکند. در دفاع از اسلام است که مردم باید به سختی ها رو ریاصت کشی خو بگیرند. در دفاع از اسلام است که حضرت ولایت آماده جهاد و شهادت و درگیری با قدرتهای بزرگ جهان میشود. به اذن الله است که با بی ارزش ساختن پول ملی، دست به غارت ثروت ملت میزند، غارتی که به قول حضرت ولایت، ناشی از دشمنی با اسلام و بدست اجنبی و بیگانگان صورت میگیرد. مگر میتوان در جایی که قرآن حاکم بر هستی مردم است، بدون تایید و تصدیق قرآن انسان دیگری را بدار آویخت. هیچ سری بدون قرات قرآن بر سر دار نمیرود. قرآن است که چنین بیرحمانه دست به انتقامجویی میزند و به قتل انسان تقدس و مشروعیت می بخشد، حتی اگر قتل ها  زنجیره ای واقع شود و شبانه تیغ را بر گلوی مخالف نهاد. همچنانکه پیامبر اسلام به اذن الله دو شاعر هجوی گوی خود را به قتل رساند، حضرت ولایت چوبه های دار را هر روز در معابر عمومی بر پا میدارد و حکم قصاص، حکم قرآن را جاری میسازد*. حجاب اجباری، جدایی جنیست ها، تبدیل دانشگاه ها به حوزه های علمیه، ممنوع ساختن نوشدنی های طرب زا، مسدود ساختن رسانه های اینترنتی و ماهوره ای و تبدیل جامعه به یک زندان بزرگ، همه ناشی از پاسخگویی قرآن به نیازهای زمان و بشر امروز است. اگر حرف حضرت ولایت، حرف قدرت است، حرف ایستادگی و "مقاومت " در برابر قدرت است، به آن دلیل است که حرف قرآن نیز حرف قدرت است.
 
فیروز نجومی
Firoz Nodjomi
fmonjem@gmail.com
 
ولایت فقیه در چهاردهم خرداد(89)  بار دیگر بر فراز منبر جلوس نمود و «به مناسبت بيست و يكمين سالگرد رحلت امام راح»
*حضرت ولایت در خطبه ای که در بیست و یکمین سالگرد مرگ خمینی میگوید:
«عده ای در یک دورانی- که ما آن دوران را به یاد داریم، دوران جوانی های ما- برای اینکه اسلام علاقه مندان و طرفدار انی پیدا کند، بعضی از احکام اسلام را کمرنگ می کردند، ندیده می گرفتند، حکم قصاص را، حکم جهاد را، حکم حجاب را انکار و پنهان می کردند، می کنند.اینها از اسلام نیست،قصاص از اسلام نیست، جهاد از اسلام نیست . برا اینکه فلان مستشرق یا فلان دشمن مبانی اسلامی از اسلام خوشش بیاید. این غلط است. اسلام را باکلیتش بایستی بیان کرد(14 خرداد 89).»

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

فیروز نجومی

فهرست مطالب فیروز نجومی  در سایت پژواک ایران 

*رای خدا در برابر رای مردم
*ولایت: گورکن الله!
*زنده باد کفر
*انتخابات و ‏نیروی ‏براندازنده ‏‏«کفر»
* مناظره روبهان
* رئیس جمهور چکاره ست؟
*انتخابات را به خاکسپاری رژیم جنایتکار تبدیل کنیم!
*انتخابات خوب است!‏
*حقیقت را باید گفت!‏
* از یکتا پرستی تا ‏کثرت خواهی
*ندای وجدان
*ویرانی بزرگ!‏
*از دین گریزی تا دین ستیزی
*سالروز نکبت و مصیبت ‏
*دگرگون سازی ارزش ‏ها!‏
*گفتمان رفسنجانی، گفتمان ریاکاری
*حقیقت نهائی!‏
*دیفروشان دیروز فرمانروایان امروز
*شاه گور خود کند و ولی فقیه گورکن خویش شود و دین!
*‎ ‎ دین مست باده قدرت !‏
*براندازی متولیان دین
*چیره شدن «عرب بر عجم» ‏ و آغاز نگون بختی ایرانیان
* آزادی و گریز از مسئولیت
* سرگذشت غم انگیز آزادی
*بازگشت بدوران رسالت ‏ و گره زدن دین به قدرت
*در چرائی نامگذاری الله و آغازیدن با نام او!‏
*عاشورا: اسطوره یا واقعیت
*بوی گند تقدس
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*عاشورا و قتل عام در زندانها
*محمد بشر بشیر و یا ‏‎ ‎خشم و خشونت و شمشیر
*«پافشاری بر نفاق» و عدالت اسلامی!
*جنگ شیعه وسنی:‏ اختلاف تاریخی یا دسیسه غربی؟
*خشونت هنجاری مقدس در قاموس اسلام
*کشتار جمعی در زندانها بجرم «ارتداد»
*تدبیرچیست؟
*بنام انسان و آزادی
*خشونت و گفتمان توحیدی
*پشت خمیده و بار سنگین دین و قدرت!
*امنیت و آزادی
*فقط آزادی
*شریعت اسلامی در ستیز با خودفرمانی
*معاشقه اسلام ناب محمدی با علم و تکنولوژی
* آزادیخواهی و باز تولید منش دیکتاتوری!
*اسلام در پیشگاه تاریخ
*بیگانگی ما از خود
* امریکا ستیزی یا اسلام ستیزی؟
*دشمن و دو قطبی شدن جامعه
* از درگیریهای کلامی تا امریکا ستیزی و فریبکاری
* امید کوکبی، قهرمان نافرمانی
*ظهور نیروی نامحسوس و امنیت اخلاقی
* تا کی؟
*رمز بقای نظام فرمانروایی و فرمانبری
*خائن کیست؟
*نقشه رذیلانه امریکا: «تزریق تقکر خاصی به نخبگان»
*آیا بجز ولی فقیه کسی دیگری هم هست؟
*نه به اخلاق اطاعت و فرمانبری!
*نفی حق گزینش: فروکاستی انسان به حیوان
* تن بخفت نباید داد
*انتخابات: طبل تو خالی
*رابطه دین با قدرت در امتداد تاریخ
*«جامعه ایران به کدام سو در حال حرکت است؟»
*انتخابات یعنی چه؟
*بدامن چه کسی پناه باید برد؟
*رهایی و ترک کیش اهریمنی
*بخندیم یا گریه کنیم؟
*از طلبگی تا خدایی و مسئله جانشینی!
*شمشیر ذوالفقارم آرزوست
*جور دیگری زندگی باید کرد
*بیان درد مشترک و یا صدور کیفرخواست علیه غرب؟
*اندر شکست دین جهاد و شهادت
*عاشورای پاریس
*آزادی را باید پرستید
*ولی فقیه، شاه نیست، مظهر دین است
*جامعه تک کتابی!
*عاشورا: شهادت یا خشونت؟
*کفر گرایی: راه رهایی و آزادی
*تقدس از جهل بر میخیزد
*قوم لوط، اخلاق انحرافی و خروج امام عج از غیبت
*اینهم شد خدا؟
*امنیت در سایه ولایت
*سردار حاج قاسم سلیمانی: سردار استبداد مضاعف دین و قدرت
*ز روز بلا باید دست بر سر گیریم
*فریبکاری مضاعف
*استبداد و آگاهی طبقاتی
*من مسلمانم، طرفدار رژیم دین هم نیستم!
*رهایی، آیا یک توهم است؟
*وای اگر دین نبود!
*خوار داشت انسان و قدسی سازی خشونت
*بر فراز منبر ولایت و یا خلافت؟
*الله: آموزگار بزرگ بیرحمی، خشونت و کین خواهی
*رمضان: زمینه ساز نظام فرمانروایی و فرمانبری
*دین ستیزی و یا قدرت ستیزی!
*جامعه بورژوازی و یا جامعه اسلامی فرا طبقاتی؟
* تاملی چند در باره جنبش عبور از ولایت!
*روحانیت: از حوزه تا حکومت
*کیست گورکن دین؟
*غنی سازی هسته ای بچه قیمتی؟
*شمشیر در نهان دین
*فرخنده: قهرمان جهالت ستیز
*دینمداری یا انسانمداری کدام یک اهریمنی ست؟
* دیکتاتوری و شریعت اسلامی
*سپاه پاسداران: سپاه ولایت و یا ملت
*توفان دیگری در راه است!
*ولایت دشمن اصلی ملت
*در خدمت و خیانت به اسلام و یا به ملت؟
*عدالت اسلامی!
*رهایی از دین یا جدایی آن از سیاست؟
*همزادی علم الله با قدرت
*«نه» بر تسلیم و اطاعت
*حصر و یا محاکمه: ولی فقیه بر سر دو راهی!
*تابوی هسته‌ای: نگاه ایدئولوژی یا نگاه اسلامی؟
*فرد و حکومت خدا
*قتلگاه سعیدی سیرجانی: «منزل آرام و مجلل در شمال شهر تهران»
* سعیدی سیرجانی به تاریخ پیوست
*آقای ظریف، ایران هراسی نه، اسلام هراسی!
*مذاکرات هسته ای: اراده ولایت یا اراده ملت؟
*امر به معروف، نهی از منکر و فرا رسیدن دوران کفر!
*امام حسین: اسطور ه یا انسانی زمینی؟
*جنایتکار کیست؟
*«امر به معروف با اسید نمیشه»
*دفاع مقدس یا شکست مفتصحانه ؟
*اسلام هراسی: خدمت و یا خیانت
*حقیقت نه بمب
*فریبخوردگان اکنون با ید به جنگ با الله برخیزند
*اسلام: دین رحمت و یا خشونت؟
*حکومت اسلامی: آبستن آزادی و استقلال و خود آئینی
*بازگشت اسلام به اصل خود
*توصیه ولایت: حفظ آرامش روانی !
*انفجار روابط جنسی در زیر زمین !
*هم ولایت و هم ریاست، هردو از دروغگویانند
*اسلحه ات را بر زمین بگذار ای مومن!
*نه حماس، نه اسرائیل
*شلاق، مجازات نا فرمانی و یا روزه خواری؟
*اعتدال، خدعه ای اسلامی
*«راه اندازی کلینک خشم در تهران»
*ما داعشی ها را خوب می شناسیم!
*حکومت اسلامی واژگون گردد، اگر زن حجاب از سر برگیرد
*بهشت با شلاق ؟
*از خاک سپاری مردگان در انقلاب مصر تا بازگشت آنان بزندگی در حکومت اسلامی
*سردار سرلشگر جعفری، سردار اسلام
*نبود آزادی و وحدت جنایت و عدالت در حکومت اسلامی
*زوگیری در فضای مجازی
*بازی دین و قدرت
*چهره کریه حکومت دین را بنگر
*زورگیری در اسارتگاه اوین
*یکتا و یگانه، تنها ولی فقیه است، بجز او هیچکس دیگری نیست!
*دین خصم آشتی ناپذیر آزادی
*پیام نوروزی خداوندگار خامنه ای : آزادی، بی آزادی
*دیو دو شاخ
*آزادی مسئولانه یا آزادی در فرمانبری؟
*22 بهمن: تاسیس استبداد مضاعف دین و قدرت
*انقلاب اسلامی: گریز از آزادی
*الله: مهربان و بخشنده و یا کین خواه و کیفر دهنده؟
*حال باید پرسید...
*از سلطه افکنی تا سلطه ستیزی
* قرآن، دین، قدرت، ما و آنها ؟
*تأملی چند در باره حکومت اسلامی و رهایی از آن
*بمناسبت اربعین: امامت یا خلافت؟ کدام حاکم است بر ما؟
*مماشات با دین بس!
*اسلام دین بیگانه با انسان
*فساد از اسلام بر میخیزد یا از قدرت؟
*مرگ بر غنی سازی هسته ای
*دیپلماسی ولایت و دفن حقوق بشر
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*از سلطه ستیزی تا دریوزگی
*بنگر، خداوند غرقه در خون است!
*باید رستم را فرا خواند
*خلع دین از حکومت
*مرگ بر آمریکا: رمز مقاومت مردم یا رمز بقای حکومت ارتجاع؟
*ستیز با شیطان بزرگ ستیز است با آزادی
*الله اکبر: دین یا سیاست؟
*طبل توخالی
*«نرمش قهرمانانه» یا حرکت مذبوحانه؟
*حرمت شکنی روحانیت
*زایش خدا: نفی انسان و آزادی
*گره هسته ای، وسیله است نه هدف، دینی ست نه سیاسی
*گفتمان اعتدال و آشتی اسلام با جهان سکولار!
*رمز و راز وزارت: شایستگی و لیاقت یا تسلیم و اطاعت از ولایت؟
*بوی فریبکاری به مشام میرسد
*تا ولایت هست، سیه روزی و تیره بختی هم هست
*گفتمان ولایت: وارونگی حقایق و بهانه جویی های احمقانه
*تیشه بر ریشه فقاهت، تیشه بر بنیان قدرت است
*آبادی بدون ویرانی؟ نه حقیقت، نه آزادی
*رمضان: بیداری وجدان و یا وجدان فرمانبر؟
*از خداوند خامنه ای ست که بوی گند برمیخیزد
*رئیس جمهور منتخب: باز تاب اراده ولایت و یا تبلور اراده ملت؟
*انتخابات و یا آفرینش حماسه سیاسی؟
*گفتمان ولایت، گفتمان تحقیر و توهین به ملت
*گفتمان انتخابات
*دلشوره انتخابات
*صداقت هرگز نه از دین برخیزد و نه از قدرت
*کارنامه ولایت و یا ریاست جمهوری؟
*رمز رهایی از دیکتاتوری
*احکام شریعت لغو و قیامت اعلام کنید
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*بازی هسته‌ای و اسطوره جهاد و شهادت
*جنگ عدالت با آزادی
*سکولاریسم از ستیز با دین گذر میکند
*هفت سین، بدون دال بیگانه: سال نو، دین نو
*ظهور امام چهاردهم
*الله، خدای یکتا و یگانه مرد است و مردانه میاندیش
*قدسی سازی خشونت، رمز بقای نظام ولایت
*اسلام دین بیگانه با انسان
*آقای رئیس جمهور
*دین را باید بدادگاه بکشانیم
*حکومت راهزنان و غارتگران
*کدام انتخابات؟ چه قانونی؟
*یورش به دفاتر روزنامه ها و زور گیری روزنامه نگاران
*حاکم یا محکوم، کدامیک زور گیر است؟
*نظام ولایت، نظام قانون گریز و قانون شکن
*تاج شاهی بر سر خداوند خامنه‌ای
*دین و یا قدرت، کدامیک دشمن ملت ایران است ؟
*نظام ولایت، نظام فریب و خیانت
*از حجره و حوزه، تا کاخ نشینی و فرمانروایی
*حکومت اسلامی، حکومت فریبکاران
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*عاشورا : از تحمیق تا تطمیع و از امام تا یزید
*پیام عاشورا: کین خواهی و خشونت، تسلیم و اطاعت
*عاشورا و اسطوره سازان حرفه ای
*دو معضل نیروی های انتظامی: بر خورد با ماهواره ها و بد حجابی
*براندازی دین تازیان بومی : خوش خیالی و یا واقع بینی؟
*مسئول تحریمات: دشمنی با اسلام یا غنی سازی هسته ای؟
*براندازی نظام ولایت از براندازی فقاهت، مظهر دین میگذرد
*جهاد و شهادت جنایت است و در خصومت با انسانیت
*حرف قرآن، حرف قدرت است
*پیش بسوی انسان و آزادی
*چشم بند ان ، کاریکاتور ی که مقدس را موهن ساخت
* ما عاشق امامان خود هستیم!
*از دینداری تا غیرتمداری
*کدام بحران؟
*بازگشت دوران تازیان مهاجم
* بحساب دین یا بحساب ملت
*حکومت اسلامی، بازنده ی بزرگ در اجلاس جنبش عدم تعهد.
*ولایت جلوه ی الله
*الله، بازیگر اصلی
*بوی گند ارشاد
*براندازی ولایت از رهایی از یو غ الله میگذرد.
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*از کدام دین است که سخن میرانید؟
*حکومت ولایت، حکومت الله ست
*چرا باید با نام الله آغاز کنیم؟
*روحانیت دشمن ملت
*الله و جدایی جنسیت ها
*اسلام: دین فرمانروایی و فرمانبری
*خمینی الله را کشته است
*حجاب در ستیز و خصومت با عفاف