شمشیر ذوالفقارم آرزوست
فیروز نجومی

آیا حربه ای هست که با آن بتوان  وارد میدان مبارزه مؤثر و مفید با حکومت آیت الله ها و حجت الاسلام ها شد؟ آیا میتوان دینی دیگر را علم کرد و با آن بجنگ دین رفت؟ آیا میتوان کلاشینکف برگرفت  و در جنگلها کمین نمود؟ آیا براستی میتوان امیدوار بود که روزی مخالفان رژیم به آن حربه کاری دست یابند و نقطه پایان را بر دوران حکومت دین بنهند؟ یا باید محکوم زیست و محکوم جان به جان آفرین تسلیم کرد؟ چه سرنوشت اسفناکی؟ و چه بزرگانی که بدان دچار نشدند.
 
براستی بر انقلابیون ما از چپ تا دمکرات و لیبرال، از حزب توده و نوچگانش گرفته تا سازمانهای لیبرال و دمکراسی خواه تا نهصت آزادی و ملی - مذهبی ها چه گذشت؟ آن احزاب و سازمانها و گروها و گفتمانهای سیاسی گوناگون همه همچون قطره ای آب بزمین فرو رفتند. رهبران و اعضای این احزاب و سازمانها سالیان دراز در عرصه سیاست فعالیت میکردند و لبریز از علم و دانش سیاست ورزی و انقلاب بودند، بویژه  مارکسیست ها که الگوهای گوناگونی برای "انقلاب" در پیش روی خود داشتند، از جمله الگوی شوروی، چین، کوبا و حتی البانی برهبری انور خوجه نیز برای بعضی از چپهای  انقلابی الگو بود.
 
هر حزب و سازمانی تجزیه و تحلیل ویژه خود را از جامعه ایران داشت و بر اساس آن حرکت میکرد. اگرچه همه بر اساس وضع طبقاتی، تاکتیک و استرتژی خود را طراحی میکردند که خود زائیده مرحله تکامل نیروهای تولیدی جامعه بود. بسیاری از دانشگاهیان سخت غرق در تحقیق در باره مناسبت تولیدی بودند تا بتوانند تعین کنند که دقیقا جامعه ایران در چه مرحله ای از رشد سرمایه داری قرار گرفته است. اگر تحقیقات نشان میداد که جامعه از مرحله مناسبات فئودالی عبور نموده و به سرمایه داری رسیده است، معلوم بود که انقلاب بدست کارگران و عمدتا در شهرها باید بوقوع می پیوست. بعضا، الگوی چین را می پسندیدند و بر آن بودند که باید از روستاها آغاز نمود و بتدریج شهرها را به محاصره گرفت. چریکهای خانگی بیشتر تمایل داشتند که الگوی کوبا را پیاده سازی کنند و مبارزه را از  جنگل ها آغاز نمودند. اما پس از آنکه در جنگل های شمال تارو مار شدند، شهرها را مناسب تر برای فعالیت های چریکی یافتند.
 
اما، در شرایط کنونی نه الگویی هست و نه سخنی از تاکتیک و استراتژی. بعضا، هنوز بگفتمان انقلاب کارگری و براندازی سرمایه داری و امپریالیسم جهانی چسبیده اند. البته که تنها جنبش چپ نیست که تناسب خود را با زمان از دست داده و به روش هایی آویخته است که اعتبارشان تردید برانگیزند اگر به نقشی که در انقلاب بازی کردند بازگردیم. افزوده براین بسیاری از جنبش های سیاسی و روشنفکری نیز چندان علاقمند به پذیرش این واقعیت نیستند که این نظام فرامانروایی و فرمانبری ست که بدست آیت الله ها، قدسی و آسمانی گردیده است، نظامی که تبارش بدوران رسالت و امامت میرسد. حال آنکه ما امروز شاهد پدیده ای هستیم که از یکتایی و یگانگی دین و قدرت بوجود آمده است، پدیده ای که واقعیت های امروز را با  افسانه ها و اسطورهای دیروز میآمیزد و پیوسته در حال رفت و بازگشت بین دوجهان واقعی و یا جهان قدسی است. بهمین دلیل حکومتی که از دین و قدرت بر ساخته شده است مانند ذوحیاطین هم میتوانند در خشکی زنده بماند و هم در آب، هم با زمان به ستیز و خصومت برمیخیزد و هم میخواهد خود را با آن همگام و همراه نشان دهد، هم بجنگ و ستیز با آزادی و حقوق بشر بر میخیزد و از فرهنگ غرب بعنوان یک فرهنگ "بی بند و بار معنا گریز" نفرت بروز میدهد ولی توپ و تانک و طیاره و کالاهای ضروری زندگی برساخته غرب را در آغوش میکشد. در حالیکه دست خود را روزانه بجنایت و شکنجه و کشتار آلوده نموده به تعصب و تبعیض دامن زده، خشونت و انتقام ستانی را قدسی میسازد. از طرف دیگر، همچنانکه کمی بعد خواهیم دید آنچه که به گفتمانهای سکولار  اعتبار میدهد، همچون استقلال و آزادی، همچون انسان و کرامت انسانی مصادره میکند در حالیکه از هر خشونتی در به تسلیم و اطاعت کشاندن جامعه از هیچ جنایتی دریغ ندارد. اما، نگاهی کوتاه به شکل گیری این پدیده ممکن است در کشف آن حربه کاری، آن حربه ای که بتواند واقعیت ها را از افسانه ها و اسطوره ها جدا و راها سازد، امداد برساند.   
 
زمانیکه شاه با چشمان گریان با تاج و تخت فرهی وداع میگفت فکر میکرد که همه چیز بر سر جای خود خواهد ماند و نظمی و نظامی که بوجود آورده است پس از او ادامه خواهد یافت. خبر نداشت که با سرکوب تمامی آن گرایشات گوناگون سیاسی، اندیشه و بیان آزادی و نیز مماشات با دین و مظهر آن قشر انگل جامعه، قشری که بغلط "روحانیت، " نامیده میشود، زمینه را بار دیگر برای هجوم تازیان بومی هموار میکند و هموار نیز کرد.
 
اما، جلوس آیت الله های مقدس بر مسند قدرت بجای آنکه انقلابیون چپ و دمکراسی خواهان و لیبرالها و جنبشهای روشنفکری بیدار و هشیار نموده و الگو های خود را در تناسب با شرایط موجود تغییر دهند، از در اتحاد با ارتجاعی ترین فشر جامعه در آمده میدان را برای پیروزی گفتمان لا الله الا الله خالی گذاردند. این انقلابیون هرگز بروزگار محتومی که در انتظارشان بود نمی اندیشدند. بعضا، هنوز برآن تصور بودند که بدست سرمایه داران و حامیان امپریالیست حکومت دین شکست خورده اند. آنها به تغییر بزرگ و سرنوشت سازی که در جامعه در جال وقوع بود، یعنی وحدت، یکتایی و یگانگی دین وقدرت نه چندان بهایی میداند و نه در پی انداختن طرحی نو و کشف حربه ای کاری در خور مبارزه با دیو دو سر.
 
تلاش های اصلاحطلبانه شاهنشاه در مدرنسازی جامعه، بجای آنکه کشور را به دروازه های تمدن بزرگ، برساند بمرز بازگشت بدوران رسالت و امامت نزدیک ساخت. آری، شاه قدمهای بسیار بزرگی در راه دگرگونه سازی شرایط مادی مردم برداشت، اما در همانحال قدمهای بزرگتری را بعقب بر میداشت. چرا که تمام برنامه های تجدد خواهی او نهایتا در خدمت تزئین و بزک نظام فرمانروایی و فرامانبری در آمده بودند. تنها شاه نبود که فکر میکرد بدون تغییر در این نظم کهن، تغییر درنظم فرمانروایی و فرمانبری میتواند جامعه را نو نوار و مدرن نموده و از تیره بختی و سیه روزی نجات دهد. تمامی گرایشات سیاسی و الگوهای انقلابی تجدد خواه نیز در اندیشه توسعه و تقویت نیروهای تولیدی جامعه بودند اما نه از طریق توسعه سرمایه داری بلکه با براندازی آن و از همه مهمتر برانداختن "امپریالیسم" جهانی، تنها راهی که در منظر آنها جامعه را از فقر و عقب ماندگی نجات میدادد، غافل از آنکه پدیده جدیدی  در حال شکل گیری بود که به نظم فرمانروایی و فرمانبری، نظمی که بر رفتار و گفتمان و بر روابط اجتماعی و خلق و خوی ما سلطه افکنده است، تقدس میبخشید و آنرا برخلاف نظام شاهی مستحکم و صدمه ناپذیر میساخت. در نتیجه نظام فرمانروایی و فرمانبری، نظامی  که از دوران باستان بما رسیده است نه تنها با فروریزی شاهنشاهی تضعیف نگردید بلکه وحدت و یکتایی و یگانگی دو دستگاه عریض و طویل دین وقدرت که گاهی در تضاد و تصادم با یکدیگر بودند، تکوین و تکمیل گردید.
 
آیت الله های مقدس، در عمل نشان دادند که بسی بسیار انعطاف پذیرتر از آن هستند که تصور آن میرفت. اگرچه گفتمان لا الله الا الله  دیگر گفتمانها را از میدان بیرون رانده بود، اما، بزودی نهاد های برخاسته از مبارزات تاریخی غرب، همچون قانون اساسی، جمهوری و تفکیک قوای سه گانه قانونگزاری و اجرایی و قضایی را عاریه گرفته و آنرا مثل گردنبدی درخشان بر گردن کریه و کهن سال نظام فرمانروایی و فرمانبری از نوع "اصیل" و "ناب " آنداختند و آنرا "مردم سالاری دینی" نامیدند که شباهتی بس بسیار دارد با نظام تسلیم و اطاعت و بندگی عبودیت. یعنی که نهادی هایی که برای جلوگیری از تجمیع و تمرکز و خودکامی قدرت در غرب  بوجود آمده اند، در دست آیت الله های مقدس به سپری تبدیل گردید که نظم کهن را از گزند روزگار محافظت نماید. در عمل نیز نهاد های مدرن اداری، از  وزارت "ارشاد" گرفته تا وزارت اطلاعات اداری در خدمت قواعد و مقرراتی در آمده اند که پس از 14 قرن هنوز بلاتغییر منده اند.
 
بدرستی روشن نیست که امروزپس از گذشت سالیان دراز  به راز و رمز شکست گفتمانهای گوناگون سیاسی و در برابر گفتمان لا الله الا الله، پی برده باشیم. چه بعضا، هنوز نظام ولایت را نظامی میخوانند که اساسا سرمایه داریسب و حفظ منافع سرمایه را در نظر دارد. که اعضای روحانیون از جمله "رهبر معظم انقلاب" خود از بزرگترین سرمایه داران اند. گویا گذشت زمان و تجربیات تاریخی الگوهای گذشته را کهنه و فرسوده نکند. بعنی هستند بسیاری از انقلابیون که رویای انقلاب کارگری را در سر میپرورانند و هنوز بر آن تصوراند که تمام نا آرامی ها و جنگ و خونریزیهایی که در منطقه خاورمیانه بوقوع میپیوندد برساخته دست امپریالیزم جهانی ست، دیدگاهی که هنوز آنها را در کنار آیت الله های حاکم قرار میدهد. آنها اغلب در متمایز ساختن نظام سرمایه داری بعنوان یک نظام پویا و سازنده و پیشرونده، با نظام غارتگری، غنیمت بگیری، زمین خواری، بحراج گذاشتن آب و خاک کشور، رانت خواری و رشوه بگیری، ناتوانند. درست است سپاه پاسداران بخش اعظمی از اقتصاد کشور را در انحصار خود در آورده اند و میتوان آنها را سرمایه دار خواند، اما سرمایه دارانی که منافعشان در بقای نظام فرمانراویی و فرمانبری نهفته است، نه در دگرگونه سازی و رشد و تکامل نیروهای تولیدی و آزاد سازی جامعه از قید و بند های سنت و باور و ارزشهای دینی. سردمداران سپاه پاسداران بیشتر از تبار "لومپن" ها هستند تا از تبار بورژوازی ای که بقول مارکس ناقوس آزادی را بصدا در میآورد. سرداران سپاهی و آیت الله های مقدس سرمایه دارانی هستند ثروت خود را غارت و بغنیمت گرفتن ثروت مردم انباشته اند.
 
در چنین شرایطی حربه کاری، حربه ای ست که بتواند نظامی را به ویرانی بکشاند که در عمق زمین در دل تاریکیها ریشه دوانده است. حربه ای که در خدمت گذار از نظام سیاسی بکارگرفته شود حربه ای ست که توانا به بریدن ماده نرمی همچون بخشد، حربه ای همچون "ذوالفقار،" شمشیر امام علی، مقدسترین امامها، شمشیری که (به تعریف ما) از دو سویپنیر هم نمیباشد. امروز ما به حربه ای نیازمندیم که جامعه را از فریب دین و سلطه نظام فرمانروایی و فرمانبری نجات سرها را از تن جدا میساخت. آن حربه کاری، آن شمشیر دولبه، چیزی نیست مگر دین ستیزی که بر گردن دین و قدرت یکجا فرود میآید.
 
فیروز نجومی
 
Firoz Nodjomi
 

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

فیروز نجومی

فهرست مطالب فیروز نجومی  در سایت پژواک ایران 

* مناظره روبهان
* رئیس جمهور چکاره ست؟
*انتخابات را به خاکسپاری رژیم جنایتکار تبدیل کنیم!
*انتخابات خوب است!‏
*حقیقت را باید گفت!‏
* از یکتا پرستی تا ‏کثرت خواهی
*ندای وجدان
*ویرانی بزرگ!‏
*از دین گریزی تا دین ستیزی
*سالروز نکبت و مصیبت ‏
*دگرگون سازی ارزش ‏ها!‏
*گفتمان رفسنجانی، گفتمان ریاکاری
*حقیقت نهائی!‏
*دیفروشان دیروز فرمانروایان امروز
*شاه گور خود کند و ولی فقیه گورکن خویش شود و دین!
*‎ ‎ دین مست باده قدرت !‏
*براندازی متولیان دین
*چیره شدن «عرب بر عجم» ‏ و آغاز نگون بختی ایرانیان
* آزادی و گریز از مسئولیت
* سرگذشت غم انگیز آزادی
*بازگشت بدوران رسالت ‏ و گره زدن دین به قدرت
*در چرائی نامگذاری الله و آغازیدن با نام او!‏
*عاشورا: اسطوره یا واقعیت
*بوی گند تقدس
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*عاشورا و قتل عام در زندانها
*محمد بشر بشیر و یا ‏‎ ‎خشم و خشونت و شمشیر
*«پافشاری بر نفاق» و عدالت اسلامی!
*جنگ شیعه وسنی:‏ اختلاف تاریخی یا دسیسه غربی؟
*خشونت هنجاری مقدس در قاموس اسلام
*کشتار جمعی در زندانها بجرم «ارتداد»
*تدبیرچیست؟
*بنام انسان و آزادی
*خشونت و گفتمان توحیدی
*پشت خمیده و بار سنگین دین و قدرت!
*امنیت و آزادی
*فقط آزادی
*شریعت اسلامی در ستیز با خودفرمانی
*معاشقه اسلام ناب محمدی با علم و تکنولوژی
* آزادیخواهی و باز تولید منش دیکتاتوری!
*اسلام در پیشگاه تاریخ
*بیگانگی ما از خود
* امریکا ستیزی یا اسلام ستیزی؟
*دشمن و دو قطبی شدن جامعه
* از درگیریهای کلامی تا امریکا ستیزی و فریبکاری
* امید کوکبی، قهرمان نافرمانی
*ظهور نیروی نامحسوس و امنیت اخلاقی
* تا کی؟
*رمز بقای نظام فرمانروایی و فرمانبری
*خائن کیست؟
*نقشه رذیلانه امریکا: «تزریق تقکر خاصی به نخبگان»
*آیا بجز ولی فقیه کسی دیگری هم هست؟
*نه به اخلاق اطاعت و فرمانبری!
*نفی حق گزینش: فروکاستی انسان به حیوان
* تن بخفت نباید داد
*انتخابات: طبل تو خالی
*رابطه دین با قدرت در امتداد تاریخ
*«جامعه ایران به کدام سو در حال حرکت است؟»
*انتخابات یعنی چه؟
*بدامن چه کسی پناه باید برد؟
*رهایی و ترک کیش اهریمنی
*بخندیم یا گریه کنیم؟
*از طلبگی تا خدایی و مسئله جانشینی!
*شمشیر ذوالفقارم آرزوست
*جور دیگری زندگی باید کرد
*بیان درد مشترک و یا صدور کیفرخواست علیه غرب؟
*اندر شکست دین جهاد و شهادت
*عاشورای پاریس
*آزادی را باید پرستید
*ولی فقیه، شاه نیست، مظهر دین است
*جامعه تک کتابی!
*عاشورا: شهادت یا خشونت؟
*کفر گرایی: راه رهایی و آزادی
*تقدس از جهل بر میخیزد
*قوم لوط، اخلاق انحرافی و خروج امام عج از غیبت
*اینهم شد خدا؟
*امنیت در سایه ولایت
*سردار حاج قاسم سلیمانی: سردار استبداد مضاعف دین و قدرت
*ز روز بلا باید دست بر سر گیریم
*فریبکاری مضاعف
*استبداد و آگاهی طبقاتی
*من مسلمانم، طرفدار رژیم دین هم نیستم!
*رهایی، آیا یک توهم است؟
*وای اگر دین نبود!
*خوار داشت انسان و قدسی سازی خشونت
*بر فراز منبر ولایت و یا خلافت؟
*الله: آموزگار بزرگ بیرحمی، خشونت و کین خواهی
*رمضان: زمینه ساز نظام فرمانروایی و فرمانبری
*دین ستیزی و یا قدرت ستیزی!
*جامعه بورژوازی و یا جامعه اسلامی فرا طبقاتی؟
* تاملی چند در باره جنبش عبور از ولایت!
*روحانیت: از حوزه تا حکومت
*کیست گورکن دین؟
*غنی سازی هسته ای بچه قیمتی؟
*شمشیر در نهان دین
*فرخنده: قهرمان جهالت ستیز
*دینمداری یا انسانمداری کدام یک اهریمنی ست؟
* دیکتاتوری و شریعت اسلامی
*سپاه پاسداران: سپاه ولایت و یا ملت
*توفان دیگری در راه است!
*ولایت دشمن اصلی ملت
*در خدمت و خیانت به اسلام و یا به ملت؟
*عدالت اسلامی!
*رهایی از دین یا جدایی آن از سیاست؟
*همزادی علم الله با قدرت
*«نه» بر تسلیم و اطاعت
*حصر و یا محاکمه: ولی فقیه بر سر دو راهی!
*تابوی هسته‌ای: نگاه ایدئولوژی یا نگاه اسلامی؟
*فرد و حکومت خدا
*قتلگاه سعیدی سیرجانی: «منزل آرام و مجلل در شمال شهر تهران»
* سعیدی سیرجانی به تاریخ پیوست
*آقای ظریف، ایران هراسی نه، اسلام هراسی!
*مذاکرات هسته ای: اراده ولایت یا اراده ملت؟
*امر به معروف، نهی از منکر و فرا رسیدن دوران کفر!
*امام حسین: اسطور ه یا انسانی زمینی؟
*جنایتکار کیست؟
*«امر به معروف با اسید نمیشه»
*دفاع مقدس یا شکست مفتصحانه ؟
*اسلام هراسی: خدمت و یا خیانت
*حقیقت نه بمب
*فریبخوردگان اکنون با ید به جنگ با الله برخیزند
*اسلام: دین رحمت و یا خشونت؟
*حکومت اسلامی: آبستن آزادی و استقلال و خود آئینی
*بازگشت اسلام به اصل خود
*توصیه ولایت: حفظ آرامش روانی !
*انفجار روابط جنسی در زیر زمین !
*هم ولایت و هم ریاست، هردو از دروغگویانند
*اسلحه ات را بر زمین بگذار ای مومن!
*نه حماس، نه اسرائیل
*شلاق، مجازات نا فرمانی و یا روزه خواری؟
*اعتدال، خدعه ای اسلامی
*«راه اندازی کلینک خشم در تهران»
*ما داعشی ها را خوب می شناسیم!
*حکومت اسلامی واژگون گردد، اگر زن حجاب از سر برگیرد
*بهشت با شلاق ؟
*از خاک سپاری مردگان در انقلاب مصر تا بازگشت آنان بزندگی در حکومت اسلامی
*سردار سرلشگر جعفری، سردار اسلام
*نبود آزادی و وحدت جنایت و عدالت در حکومت اسلامی
*زوگیری در فضای مجازی
*بازی دین و قدرت
*چهره کریه حکومت دین را بنگر
*زورگیری در اسارتگاه اوین
*یکتا و یگانه، تنها ولی فقیه است، بجز او هیچکس دیگری نیست!
*دین خصم آشتی ناپذیر آزادی
*پیام نوروزی خداوندگار خامنه ای : آزادی، بی آزادی
*دیو دو شاخ
*آزادی مسئولانه یا آزادی در فرمانبری؟
*22 بهمن: تاسیس استبداد مضاعف دین و قدرت
*انقلاب اسلامی: گریز از آزادی
*الله: مهربان و بخشنده و یا کین خواه و کیفر دهنده؟
*حال باید پرسید...
*از سلطه افکنی تا سلطه ستیزی
* قرآن، دین، قدرت، ما و آنها ؟
*تأملی چند در باره حکومت اسلامی و رهایی از آن
*بمناسبت اربعین: امامت یا خلافت؟ کدام حاکم است بر ما؟
*مماشات با دین بس!
*اسلام دین بیگانه با انسان
*فساد از اسلام بر میخیزد یا از قدرت؟
*مرگ بر غنی سازی هسته ای
*دیپلماسی ولایت و دفن حقوق بشر
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*از سلطه ستیزی تا دریوزگی
*بنگر، خداوند غرقه در خون است!
*باید رستم را فرا خواند
*خلع دین از حکومت
*مرگ بر آمریکا: رمز مقاومت مردم یا رمز بقای حکومت ارتجاع؟
*ستیز با شیطان بزرگ ستیز است با آزادی
*الله اکبر: دین یا سیاست؟
*طبل توخالی
*«نرمش قهرمانانه» یا حرکت مذبوحانه؟
*حرمت شکنی روحانیت
*زایش خدا: نفی انسان و آزادی
*گره هسته ای، وسیله است نه هدف، دینی ست نه سیاسی
*گفتمان اعتدال و آشتی اسلام با جهان سکولار!
*رمز و راز وزارت: شایستگی و لیاقت یا تسلیم و اطاعت از ولایت؟
*بوی فریبکاری به مشام میرسد
*تا ولایت هست، سیه روزی و تیره بختی هم هست
*گفتمان ولایت: وارونگی حقایق و بهانه جویی های احمقانه
*تیشه بر ریشه فقاهت، تیشه بر بنیان قدرت است
*آبادی بدون ویرانی؟ نه حقیقت، نه آزادی
*رمضان: بیداری وجدان و یا وجدان فرمانبر؟
*از خداوند خامنه ای ست که بوی گند برمیخیزد
*رئیس جمهور منتخب: باز تاب اراده ولایت و یا تبلور اراده ملت؟
*انتخابات و یا آفرینش حماسه سیاسی؟
*گفتمان ولایت، گفتمان تحقیر و توهین به ملت
*گفتمان انتخابات
*دلشوره انتخابات
*صداقت هرگز نه از دین برخیزد و نه از قدرت
*کارنامه ولایت و یا ریاست جمهوری؟
*رمز رهایی از دیکتاتوری
*احکام شریعت لغو و قیامت اعلام کنید
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*بازی هسته‌ای و اسطوره جهاد و شهادت
*جنگ عدالت با آزادی
*سکولاریسم از ستیز با دین گذر میکند
*هفت سین، بدون دال بیگانه: سال نو، دین نو
*ظهور امام چهاردهم
*الله، خدای یکتا و یگانه مرد است و مردانه میاندیش
*قدسی سازی خشونت، رمز بقای نظام ولایت
*اسلام دین بیگانه با انسان
*آقای رئیس جمهور
*دین را باید بدادگاه بکشانیم
*حکومت راهزنان و غارتگران
*کدام انتخابات؟ چه قانونی؟
*یورش به دفاتر روزنامه ها و زور گیری روزنامه نگاران
*حاکم یا محکوم، کدامیک زور گیر است؟
*نظام ولایت، نظام قانون گریز و قانون شکن
*تاج شاهی بر سر خداوند خامنه‌ای
*دین و یا قدرت، کدامیک دشمن ملت ایران است ؟
*نظام ولایت، نظام فریب و خیانت
*از حجره و حوزه، تا کاخ نشینی و فرمانروایی
*حکومت اسلامی، حکومت فریبکاران
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*عاشورا : از تحمیق تا تطمیع و از امام تا یزید
*پیام عاشورا: کین خواهی و خشونت، تسلیم و اطاعت
*عاشورا و اسطوره سازان حرفه ای
*دو معضل نیروی های انتظامی: بر خورد با ماهواره ها و بد حجابی
*براندازی دین تازیان بومی : خوش خیالی و یا واقع بینی؟
*مسئول تحریمات: دشمنی با اسلام یا غنی سازی هسته ای؟
*براندازی نظام ولایت از براندازی فقاهت، مظهر دین میگذرد
*جهاد و شهادت جنایت است و در خصومت با انسانیت
*حرف قرآن، حرف قدرت است
*پیش بسوی انسان و آزادی
*چشم بند ان ، کاریکاتور ی که مقدس را موهن ساخت
* ما عاشق امامان خود هستیم!
*از دینداری تا غیرتمداری
*کدام بحران؟
*بازگشت دوران تازیان مهاجم
* بحساب دین یا بحساب ملت
*حکومت اسلامی، بازنده ی بزرگ در اجلاس جنبش عدم تعهد.
*ولایت جلوه ی الله
*الله، بازیگر اصلی
*بوی گند ارشاد
*براندازی ولایت از رهایی از یو غ الله میگذرد.
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*از کدام دین است که سخن میرانید؟
*حکومت ولایت، حکومت الله ست
*چرا باید با نام الله آغاز کنیم؟
*روحانیت دشمن ملت
*الله و جدایی جنسیت ها
*اسلام: دین فرمانروایی و فرمانبری
*خمینی الله را کشته است
*حجاب در ستیز و خصومت با عفاف