اسلام: دین رحمت و یا خشونت؟
فیروز نجومی

امروز یکی از مهمترین مسائلی که جامعه ما و مسلمانان جهان  با آن روبرو ست رابطه ای است که با دین خود دارند. تعجب آور هم نخواهد بود اگر مسلمانی با در نظر گرفتن جنایتی که در 35 سال گذشته بدست آیت الله ها و حجت الاسلام ها در ایران و اخیرا بدست داعشی ها و القاعده و جنبش های دیگر اسلامی، مثل بوکو حرام و الشباب و غیره، دین خود، اسلام را زیر سوال نبرند. چگونه ممکن است داعشی را نفرین کنی و پرچمی که بر آن لا الله الا الله نگاشته شده است، مقدس انگاری؟ آنها که در ایمان شان نسبت به دین اسلام شک و تردیدی ندارند، خواسته و یا ناخواسته نظام و یا جنبشی که خود را از تبار امامت و یا خلافت میداند مورد تایید و تصدیق قرار میدهند. مهم نیست که مومن چه بر زبان میراند، زیراکه در این دوران، بجا آوردن فرائض دینی از نماز و عبادت گرفته تا نذر کردن و سفره ابوالفضل انداختن،  یک کنش سیاسی ست و نه عبادی. بعضا، هیچ تناقضی بین اعتقاد به اسلام و رژیم و یا جنبش اسلامی نمی بینند: "من مسلمانم و هیچ اعتقادی نه به رژیم اسلامی دارم و نه به داعشی ها."
 
بعبارت دیگر، در حالیکه مردم هیچ ابایی از ابراز تنفر و انزجار از حکومت اسلامی و یا آنچه بدست داعشی ها و بوکوحرامها و طالبان صورت میگیرد، بخود هراسی راه نمیدهند، به همان میزان از بیان دلبستگی خود بدین اسلام از هیچ دریغ نکنند. چنانکه گویی حکومت و یا جنبشهای اسلامی در شرایط کنونی به هیچ عنوان بازتابی از مقدسات دین اسلام نیستند، یعنی که جنگ و خونریزی،  تخریب و ویرانی ، بیرحمی، خشونت و انتقام ستانی ایکه به معرض نمایش گذارده اند با دینی که مردم بدان باور میکنند، ارتباطی ندارد. اسلام مردم، با اسلام "مردمخواران" بسی بسیار متفاوت از یکدیگراند. مسئولیت نه با لا الله الا الله، با دین اسلام نیست. حاکمان هستند که ظالم اند، که ستمکاراند، که دیکتاتوراند . این بازجویان و مامورین هستند رژیم دین و جنگنده های دولت اسلامی عراق و سوریه و القاعده و النصره ها هستند که دست بخشم و خشونت و بیرحمی نسبت به مردم میزنند، تجاوز میکنند، مردم را شکنجه میدهند، شاپور بختیار، اخرین نخست وزیر دوران شاهی را در خارج و فروهرها را در داخل قصابی میکنند و از خونریزی و کشتار لذت میبرند. این داعشی ها هستند که در انظار جهانیان سر انسان دیگری را میبرند، چه ارتباطی بین اینان  و مقدسات دینی، از جمله  کتاب مقدس قرآن است، چنانکه گویی آموزه های دین اسلام رفتار جیره خواران و مزدوران رژیم را بر نمیتابد، قتل عام جوانان انقلابی را در زندانها و یا جنایات داعشی ها، بویژه بریدن سر انسانها، انسان هایی که اذیت و آزار حیوانات را محکوم میکنند، الهامی از کلام الله نگرفته اند.
 
خنجری که داعشی بر گلوی امدادگر انگلیسی و دو خبرنکار آمریکایی میگذارد، خنجر اسلام است. اگر گردن زنی را الله تصدیق نمیکند، و آنرا منع نموده و بسی وحشیانه محسوب میکند چگونه به رسول خود، محمد، اجازه میدهد که در یک روز، طبق رویات تاریخی، از جمله تاریخ طبری، گردن 700 تا 900 یهودی را در یک روز  بزند. بر صحت این واقعه امام خمینی در سخنرانی معروف خود، "سخنرانی ایکه هرگز پخش نشد،" تاکید نموده و به سرزنش خود میپردازد که از پیامبر اسلام تبعیت نکرده است، در سرکوب مخالفین.
 
چه بسیاراند کسانی که به اسلام اعتقاد دارند درحالیکه باوری به ولایت فقیه و جمهوری اسلامی و حتی دولتی دینی ندارند. که به دین خود عشق میورزند و نظام ولایت را نظامی غیر اخلاقی، خشن و فاسد میشمرند و تا آنجا پیش میروند که راه نجات را در سپردن  رژیم ولایت به زباله دان تاریخ تنها راه نجات میدانند. با این وجود بر آن باورند که اسلام کجا و اسلام ولایت و خلافت کجا؟ یکی در ملکوت و پاک و معصوم و دیگری در جهانی سراسر فساد و انحطاط و تباهی. یکی رحمت و رحمان، دیگری همه خشم و خشونت و بیرحمی. یعنی که آنچه حکومت آیت الله ها و حجت الاسلام ها و یا طالبان ها و داعشی ها ارائه میدهند هیچگونه هم سنخی با دین اسلام ندارد. دینی که مردم  به آن باور دارند، با حکومت و قدرت سر و کاری ندارد، نمیتوان فساد و جنایتی که به حکومت دین نسبت داده میشود، به  دین اخلاق و معنویت که جوهر وجود و ماهیت آن است، نسبت داد. گویی که دین اسلام با قدرت، بیگانه و غریبه است. گویی که اسلام برای "انسان " ارزشی قائل میشود و او را مختار خلق کرده است و یا اسلام میتواند چیزی دیگری جز اراده معطوف به قدرت و سلطه افکنی باشد. ظهور دولت اسلامی عراق و سوریه، بسی بسیار شبیه توسعه و گسترش اسلام در دوران رسالت و خلافت است که در واکنش به گسترش و توسعه امامت که پا به عرصه وجود گذارد، هر دو ثمره یک درخت اند، درخت اسلام.  
 
برخی، برآنند که تقلیل اسلام به  حکومت اسلامی و یا جنبش های اسلامی، تنزل دین اسلام است، که ناشی از عدم توجه به این موضوع است که دین بعنوان اخلاق و معنویت با قدرت در تعارض و تضاد است. دین وقدرت که به هم در آمیزند، قهر و خشونت، جنایت و تجاوز نیز افزایش مییابد، همچنانکه در حکومت و جنبش های اسلامی قابل مشاهده است، چنانکه گویی در کلام الهی چیزی جز قدرت، خوف و وحشت و قهر و خشونت، تنبیه و مجازات هم نهفته است. ما، وضف وحشتناکترین مجازات را در قرآن مقدس میخوانیم، هم در این جهان و هم در آخرت. آنچه اخلاقی است در اسلام، عبودیت است و بندگی، تسلیم است و اطاعت، که بخوبی در اولین سوره قرآن، سوره الحمد، بازتاب مییابد، اخلاق بندگی، اخلاقی که دون شان انسان است. به بیان دیگر اسلام نه تنها در تعارض با قدرت نیست، بلکه قدرت در نهادش نهفته است.  
 
این عبارات ضد و نقیض- مبنی بر مخالفت با دین و قدرت که مظهر آن حکومت  از یکطرف و تایید و تصدیق دین از دیگر طرف که از مردم شنیده میشود و مورد حمایت و احترام، بعضا، انقلابیون چپ و لیبرال و دمکرات، و اکثر روشنفکران دگر اندیش، قرار میگیرد، این واقعیت را بیان میکند که مسلمان و یا آنکه به دین و اصل و اصول اسلامی ایمان دارد، آماده نیست که این همانی واقعیت بیرونی و درونی را بپذیرد. آنرا از این جدا میسازد. حکومت دین را یک حکومت فاسد و منحط میخوانند و از اخلاق و معنویات دین اسلام، بدفاع بر میخیزند. که آنچه در بیرون وجود دارد سیاهی است و تباهی، زور است زر و تزویر. آنچه در درون و در باور شان وجود دارد، آئینی ست که به زندگی معنا و مفهوم می بخشد. اسلام چیزی نیست مگر پاسخی به نیازهای روحی و روانی انسان.
 
بدرستی معلوم نیست، مدافعین دین که رژیم اسلامی را لعن و نفرین میکنند از کدام دین و یا از کدام اخلاق و معنویت سخن میرانند؟ آن دینی که در تصورات خود ساخته اند و از اجداد خود به تقلید آموخته اند و از آنها نسل پس از نسل بارث برده اند و یا دینی  کتاب قرآن مظهر آن است، کتابی که الله خود در آن سخن گفته است و حقیقت و غایت هستی و نیستی را بیان نموده است، کتابی که بزبانی نگاشته شده است که نه تنها برای ایرانیان بلکه برای مسلمانان عرب زبان هم،  بیگانه است. بنابراین، باور مسلمانان از جمله روشنفکر دینی که زبان الله را هم میفهمند، نمیتوان نتیجه معرفت و آگاهی  به شخصیت و ماهیت الله و آموزش های او دانست. یعنی که باور به دین اسلام اصل و اصول اسلام، ناشی از تعصب است و تصلب فکری.  
 
 چرا که نقد و بررسی و سنجش الله، از مرزهایی بوده است که شمشیر کشیده است. حمد و ستایش و طلب مغفرت کردن آری، دعا و نیایس و کتابهای 20 و چند جلدی در تفسیر و طبقه بندی کلمات الله نوشتن، آری. پاداش هم میگیری.  اما، نقد و نفی عقلانی، لا الله الا الله و آنرا پنداری کودکانه نامیدن، کفر است. چه تعجب اگر در جامعه ما و همچنیان دیگر جوامع اسلامی نقد و نفی عقلانی از رشد و تکامل باز ایستد. چرا که لاالله الا الله پایان اندیشیدن است، چون حقیقتی ست مطلق. بی جهت نیست که اسلام چیزی جز عقب ماندگی، تحجر و جزام گرایی ببار نیاورده است. چرا که جهان در نتیجه شک و تردید تغییر یافته است، حقی که مسلمان از اندیشیدن بدان محروم است. مسلمان حمد و ستایش، اعتراف به خواری و حقارت خود در برابر الله را میآموزد، نه تفکر انتقادی.
 
 براستی اسلام چه متاعی برای بشریت به ارمغان آورده است؟ عشق به انسانیت و قدرت آفرینش او؟ چگونه میتوان هنوز به اسلامی اعتقاد داشت که دشمن موسیقی و نقاشی و تاتر، رقص و آواز شادی و طرب، بزن و بکوب و پایکوبی باشد، خصم آشتی ناپذیر آزادی، بویژه آزادی های ابتدایی حال اگر از ماهیت کینه خواه و خشونت پرور ش بگذریم. پاسخ ساده است، بیگانگی با آزادی بعنوان اساسی ترین حق انسانی. در این راستا، آخرین خبر آن است که شش نفری که بجرم اجرای ویدیوی هپی که در آن خواندن و رقصیدن هریک به 9 ماه و آنکه ویدیو را در اینترنت آپ لود کرده است به 12 ماه زندان تعلیقی محکوم شده اند و تا سه سال اگر خطایی از آنها سر بزند، باید باسارتگاهی بروند با دیوارهایی بسی بسیار بلند تر از اسارتگاهی که هم اکنون در آن زندگی میکنند.
 
طبیعی ست شمشیر برنده دین وقدرت پیوسته، در دفاع از سنت و شریعت، در دفاع از فرهنگ و اخلاق تسلیم و اطاعت و تحمیل نظام فرمایروایی و فرمانبری، زبان نقد را از بیخ و بن بر کنده است. مضاف بر این، چه بسا روشنفکران و سیاست ورزان چپ و راست و لیبرال و دمکرات نیز به بهانه ی احترام به ارزش ها و مقدسات دینی مردم از یک طرف و میل به کسب قدرت از طرف دیگر، نقد دین را سرکوب نموده و همیشه آنرا چیزی بیش از یک ماجراجویی بیهوده نخوانده اند. اندیشه رهایی از بند شریعب چیزی نیست مگر خوشخیالی.
 
صاحب این قلم دوست دارد که بداند چه معنویت و اخلاقی در تسلیم و اطاعت، که اصل اساسی دین اسلام است میتوان یافت؟ آیا حمد و ستایش الله بعنوان ارباب و فرمانروای دوجهان و تقلیل خویش به بنده و رعیت الله، خیلی معنوی و اخلاقی ست؟ آیا این بدان معنا است که اگر زندگی خود را در خلوص نیت، با قلب پاک به الله تسلیم نماییم و از فرامین او یعنی به شریعت او گردن نهیم، کمال انسانیت را پیموده ایم؟ آیا عبودیت که آنرا دین اسلام، بیش از هر چیز دیگری می طلبد، شرط تحصیل کمال انسانی ست؟ آیا انسانیت در بندگی و عبودیت ست؟ در حمد و ستایش الله از سحرگاهان است تا شبانگاهان؟ آیا در جهاد و شهادت و خشم و خشونت و یا ریختن خون دیگری ست تا آخرین قطره ی خون خویشتن است؟ روشن است که این ارزشها، بیگانه با کرامت و عزت و با عقل و خرد و خود آئینی انسان است، اما زاییده قدرت نیستند بلکه از دل دین بیرون میآیند.
واقعیت آن است که روشنفکران و اندیشمندان بخاطر موقعیت هژمونیک دین در جامعه هرگز به تاثیر مخرب و فاسد کننده ی ارزشهای دین در شخصیت و فرهنگ ایرانی، نه تنها توجه کافی مبذول نداشته اند بلکه در سرکوب آن کوشیده اند و در دفاع از آزادی بیان تا آنجا به پیش میروند که به خواست کسب قدرت زیانی وارد نسازد.
 
آنانکه خواست معطوف بقدرت و خشونت و بیرحمی را سوء استفاده از لا الله اله الله، یعنی دین اسلام بر میشمرند آب طهارت را بر سر دینی میریزد، ذاتا ضد انسان بعنوان یک موجود آزاد و مستقل است.  در عین حال چیزی نیست مگر گریز از مسئولیت، مگر مقاومت در برابرپذیرش ماهیت واپسگرا، ضد اخلاقی و ضد انسانی، دینی ست که در طی قرون بوسیله نسلهای گذشته در ما نهاده شده است و بخش لاینفک شخصیت و فترت ما گشته است. هم اکنون استبداد دین و قدرت بر ما سلطه افکنده است اما خود را مسئول خلق آن نمیدانیم، گویی ارزشهایی که به آن باور داریم چیزی جدا از ارزشهای حکومت ولایت است. گویی که استبداد مضاعف، میتواند بر اساس اصل دیگری بجز اصل، تسلیم و اطاعت و عبودیت و بندگی بنا گردد، ارزشهایی که در پندار و گفتار و رفتار ما نهادین شده اند. ما ایرانیان هرگز نمیتوانیم، نظام استبداد را از جا بر کنیم بدون آنکه با ارزشهای استبدادی نهفته در بطن دین خود  روی در رو قرار گیریم و از سرکوب نقد و بر رسی آن اجتناب کنیم.
 
تنها ما  زمانی میتوانیم بسوی آزادی، حرکت نماییم و به کسب انسانیت خود نایل شویم، که در چهره دین خود با رجوع به عقل و خرد انتقادی، در بینایی دور از تعصب و غیرت، بنگریم. نمیتوان چندان بآینده خوشبین بود، آینده ای دمکراتیک و آزاد، اگر از تشویق و تبلیغ ارزشهای خود آئینی و خود مختاری، غافل بمانی. بعبارت دیگر، جوش و خروش مردم حتی اگر بر قدرت فایق آید و پیروز گردد، ممکن است که هرگز به آنچه که میخواهد که نهایتا آزادی ست، نرسد اگر نپذیریم که جنبشی که در حال شکل گیری ست، ماهیتا یک جنبش ضد دین حاکم و رسمی ست. نمیتوانیم نظام دیکتاتوری را بر اندازیم اما ارزشهای استبدادی، فرهنگ حمد و ستایش، تملق و چاپلوسی، غیرت و تعصب و تبعیض و خرافه پرستی و رجعت بگذشته را همانگونه که بوده است مورد دفاع و حفاظت خود قرار دهیم. نه جای مصلحت است و نه جای ریاکاری و نه محافظه کاری.
 
فیروز نجومی
Firoz Nodjomi
 
 
 

منبع:پژواک ایران


فیروز نجومی

فهرست مطالب فیروز نجومی  در سایت پژواک ایران 

*خشونت و زوال دین  [2017 Dec] 
* نجات‏ در ستیز با دین نهفه است [2017 Dec] 
*احمدی نژاد و مصادره گفتمان تظلم خواهی و عدالت و آزادی [2017 Dec] 
* سه رویداد بزرگ [2017 Nov] 
*نیستگرایی و بقای نظام! [2017 Nov] 
*«تغییر رژیم» [2017 Oct] 
*حق برگزیدن بآزادی و زوال انسان [2017 Oct] 
*هنر وارونه سازی حقایق [2017 Oct] 
*درد از بیگانگی با انسان بر میخیزد!‏ [2017 Oct] 
*رهایی بدست ملت است! [2017 Sep] 
* پس از مرگ ولایت، مرگ روحانیت! [2017 Sep] 
*روحانیت باید برود!  [2017 Sep] 
* مسئولیت و شریعت اسلامی  [2017 Aug] 
* حوزه های علمیه را به موزه های تاریخ بسپاریم!  [2017 Aug] 
*بازدارندگی و زوال روحانیت! [2017 Aug] 
*کیست دشمن ملت و خصم آزادی؟  [2017 Aug] 
* آزادی زن ‏ و فرو پاشی رژیم دین  [2017 Jul] 
*اندر انتظار فروپاشی نظام اسلامی  [2017 Jul] 
*دین تازیان و معضل عقب ماندگی [2017 Jul] 
*شرم مضاعف و ضرورت آزادی  [2017 Jul] 
*رای خدا در برابر رای مردم [2017 Jun] 
*ولایت: گورکن الله!  [2017 Jun] 
*زنده باد کفر  [2017 Jun] 
*انتخابات و ‏نیروی ‏براندازنده ‏‏«کفر»  [2017 May] 
* مناظره روبهان [2017 May] 
* رئیس جمهور چکاره ست؟ [2017 Apr] 
*انتخابات را به خاکسپاری رژیم جنایتکار تبدیل کنیم! [2017 Apr] 
*انتخابات خوب است!‏ [2017 Apr] 
*حقیقت را باید گفت!‏ [2017 Apr] 
* از یکتا پرستی تا ‏کثرت خواهی [2017 Apr] 
*ندای وجدان [2017 Mar] 
*ویرانی بزرگ!‏  [2017 Mar] 
*از دین گریزی تا دین ستیزی [2017 Feb] 
*سالروز نکبت و مصیبت ‏  [2017 Feb] 
*دگرگون سازی ارزش ‏ها!‏  [2017 Jan] 
*گفتمان رفسنجانی، گفتمان ریاکاری [2017 Jan] 
*حقیقت نهائی!‏  [2017 Jan] 
*دیفروشان دیروز فرمانروایان امروز  [2016 Dec] 
*شاه گور خود کند و ولی فقیه گورکن خویش شود و دین!  [2016 Dec] 
*‎ ‎ دین مست باده قدرت !‏ [2016 Dec] 
*براندازی متولیان دین  [2016 Dec] 
*چیره شدن «عرب بر عجم» ‏ و آغاز نگون بختی ایرانیان [2016 Nov] 
* آزادی و گریز از مسئولیت  [2016 Nov] 
* سرگذشت غم انگیز آزادی [2016 Nov] 
*بازگشت بدوران رسالت ‏ و گره زدن دین به قدرت  [2016 Oct] 
*در چرائی نامگذاری الله و آغازیدن با نام او!‏  [2016 Oct] 
*عاشورا: اسطوره یا واقعیت  [2016 Oct] 
*بوی گند تقدس  [2016 Oct] 
*دعوت به امام عج و ظهور دجال  [2016 Sep] 
*عاشورا و قتل عام در زندانها [2016 Sep] 
*محمد بشر بشیر و یا ‏‎ ‎خشم و خشونت و شمشیر [2016 Sep] 
*«پافشاری بر نفاق» و عدالت اسلامی! [2016 Sep] 
*جنگ شیعه وسنی:‏ اختلاف تاریخی یا دسیسه غربی؟  [2016 Aug] 
*خشونت هنجاری مقدس در قاموس اسلام [2016 Aug] 
*کشتار جمعی در زندانها بجرم «ارتداد» [2016 Aug] 
*تدبیرچیست؟ [2016 Aug] 
*بنام انسان و آزادی [2016 Jul] 
*خشونت و گفتمان توحیدی  [2016 Jul] 
*پشت خمیده و بار سنگین دین و قدرت! [2016 Jul] 
*امنیت و آزادی [2016 Jul] 
*فقط آزادی [2016 Jul] 
*شریعت اسلامی در ستیز با خودفرمانی [2016 Jun] 
*معاشقه اسلام ناب محمدی با علم و تکنولوژی [2016 Jun] 
* آزادیخواهی و باز تولید منش دیکتاتوری!  [2016 Jun] 
*اسلام در پیشگاه تاریخ [2016 Jun] 
*بیگانگی ما از خود  [2016 May] 
* امریکا ستیزی یا اسلام ستیزی؟ [2016 May] 
*دشمن و دو قطبی شدن جامعه [2016 May] 
* از درگیریهای کلامی تا امریکا ستیزی و فریبکاری [2016 May] 
* امید کوکبی، قهرمان نافرمانی [2016 May] 
*ظهور نیروی نامحسوس و امنیت اخلاقی [2016 Apr] 
* تا کی؟  [2016 Apr] 
*رمز بقای نظام فرمانروایی و فرمانبری [2016 Apr] 
*خائن کیست؟ [2016 Apr] 
*نقشه رذیلانه امریکا: «تزریق تقکر خاصی به نخبگان» [2016 Mar] 
*آیا بجز ولی فقیه کسی دیگری هم هست؟  [2016 Mar] 
*نه به اخلاق اطاعت و فرمانبری!  [2016 Mar] 
*نفی حق گزینش: فروکاستی انسان به حیوان [2016 Mar] 
* تن بخفت نباید داد [2016 Feb] 
*انتخابات: طبل تو خالی  [2016 Feb] 
*رابطه دین با قدرت در امتداد تاریخ [2016 Feb] 
*«جامعه ایران به کدام سو در حال حرکت است؟» [2016 Feb] 
*انتخابات یعنی چه؟ [2016 Jan] 
*بدامن چه کسی پناه باید برد؟  [2016 Jan] 
*رهایی و ترک کیش اهریمنی [2016 Jan] 
*بخندیم یا گریه کنیم؟  [2016 Jan] 
*از طلبگی تا خدایی و مسئله جانشینی!  [2016 Jan] 
*شمشیر ذوالفقارم آرزوست [2015 Dec] 
*جور دیگری زندگی باید کرد  [2015 Dec] 
*بیان درد مشترک و یا صدور کیفرخواست علیه غرب؟ [2015 Dec] 
*اندر شکست دین جهاد و شهادت [2015 Nov] 
*عاشورای پاریس [2015 Nov] 
*آزادی را باید پرستید [2015 Nov] 
*ولی فقیه، شاه نیست، مظهر دین است [2015 Nov] 
*جامعه تک کتابی! [2015 Oct] 
*عاشورا: شهادت یا خشونت؟ [2015 Oct] 
*کفر گرایی: راه رهایی و آزادی [2015 Oct] 
*تقدس از جهل بر میخیزد  [2015 Oct] 
*قوم لوط، اخلاق انحرافی و خروج امام عج از غیبت  [2015 Oct] 
*اینهم شد خدا؟ [2015 Sep] 
*امنیت در سایه ولایت [2015 Sep] 
*سردار حاج قاسم سلیمانی: سردار استبداد مضاعف دین و قدرت [2015 Sep] 
*ز روز بلا باید دست بر سر گیریم [2015 Sep] 
*فریبکاری مضاعف [2015 Aug] 
*استبداد و آگاهی طبقاتی [2015 Aug] 
*من مسلمانم، طرفدار رژیم دین هم نیستم! [2015 Aug] 
*رهایی، آیا یک توهم است؟ [2015 Aug] 
*وای اگر دین نبود! [2015 Aug] 
*خوار داشت انسان و قدسی سازی خشونت [2015 Jul] 
*بر فراز منبر ولایت و یا خلافت؟ [2015 Jul] 
*الله: آموزگار بزرگ بیرحمی، خشونت و کین خواهی [2015 Jul] 
*رمضان: زمینه ساز نظام فرمانروایی و فرمانبری [2015 Jun] 
*دین ستیزی و یا قدرت ستیزی! [2015 Jun] 
*جامعه بورژوازی و یا جامعه اسلامی فرا طبقاتی؟ [2015 Jun] 
* تاملی چند در باره جنبش عبور از ولایت! [2015 May] 
*روحانیت: از حوزه تا حکومت [2015 May] 
*کیست گورکن دین؟ [2015 Apr] 
*غنی سازی هسته ای بچه قیمتی؟ [2015 Apr] 
*شمشیر در نهان دین [2015 Apr] 
*فرخنده: قهرمان جهالت ستیز [2015 Mar] 
*دینمداری یا انسانمداری کدام یک اهریمنی ست؟ [2015 Mar] 
* دیکتاتوری و شریعت اسلامی [2015 Mar] 
*سپاه پاسداران: سپاه ولایت و یا ملت [2015 Mar] 
*توفان دیگری در راه است! [2015 Feb] 
*ولایت دشمن اصلی ملت [2015 Feb] 
*در خدمت و خیانت به اسلام و یا به ملت؟ [2015 Feb] 
*عدالت اسلامی! [2015 Feb] 
*رهایی از دین یا جدایی آن از سیاست؟ [2015 Jan] 
*همزادی علم الله با قدرت [2015 Jan] 
*«نه» بر تسلیم و اطاعت [2015 Jan] 
*حصر و یا محاکمه: ولی فقیه بر سر دو راهی! [2015 Jan] 
*تابوی هسته‌ای: نگاه ایدئولوژی یا نگاه اسلامی؟ [2014 Dec] 
*فرد و حکومت خدا [2014 Dec] 
*قتلگاه سعیدی سیرجانی: «منزل آرام و مجلل در شمال شهر تهران» [2014 Dec] 
* سعیدی سیرجانی به تاریخ پیوست [2014 Dec] 
*آقای ظریف، ایران هراسی نه، اسلام هراسی! [2014 Dec] 
*مذاکرات هسته ای: اراده ولایت یا اراده ملت؟ [2014 Nov] 
*امر به معروف، نهی از منکر و فرا رسیدن دوران کفر! [2014 Nov] 
*امام حسین: اسطور ه یا انسانی زمینی؟ [2014 Nov] 
*جنایتکار کیست؟ [2014 Oct] 
*«امر به معروف با اسید نمیشه» [2014 Oct] 
*دفاع مقدس یا شکست مفتصحانه ؟ [2014 Oct] 
*اسلام هراسی: خدمت و یا خیانت [2014 Oct] 
*حقیقت نه بمب  [2014 Oct] 
*فریبخوردگان اکنون با ید به جنگ با الله برخیزند [2014 Sep] 
*اسلام: دین رحمت و یا خشونت؟ [2014 Sep] 
*حکومت اسلامی: آبستن آزادی و استقلال و خود آئینی [2014 Sep] 
*بازگشت اسلام به اصل خود [2014 Sep] 
*توصیه ولایت: حفظ آرامش روانی !  [2014 Aug] 
*انفجار روابط جنسی در زیر زمین ! [2014 Aug] 
*هم ولایت و هم ریاست، هردو از دروغگویانند [2014 Aug] 
*اسلحه ات را بر زمین بگذار ای مومن! [2014 Aug] 
*نه حماس، نه اسرائیل [2014 Aug] 
*شلاق، مجازات نا فرمانی و یا روزه خواری؟  [2014 Jul] 
*اعتدال، خدعه ای اسلامی [2014 Jul] 
*«راه اندازی کلینک خشم در تهران» [2014 Jul] 
*ما داعشی ها را خوب می شناسیم! [2014 Jul] 
*حکومت اسلامی واژگون گردد، اگر زن حجاب از سر برگیرد [2014 Jun] 
*بهشت با شلاق ؟ [2014 Jun] 
*از خاک سپاری مردگان در انقلاب مصر تا بازگشت آنان بزندگی در حکومت اسلامی  [2014 Jun] 
*سردار سرلشگر جعفری، سردار اسلام [2014 Jun] 
*نبود آزادی و وحدت جنایت و عدالت در حکومت اسلامی [2014 May] 
*زوگیری در فضای مجازی [2014 May] 
*بازی دین و قدرت [2014 May] 
*چهره کریه حکومت دین را بنگر [2014 May] 
*زورگیری در اسارتگاه اوین [2014 Apr] 
*یکتا و یگانه، تنها ولی فقیه است، بجز او هیچکس دیگری نیست! [2014 Apr] 
*دین خصم آشتی ناپذیر آزادی [2014 Apr] 
*پیام نوروزی خداوندگار خامنه ای : آزادی، بی آزادی [2014 Apr] 
*دیو دو شاخ [2014 Mar] 
*آزادی مسئولانه یا آزادی در فرمانبری؟ [2014 Mar] 
*22 بهمن: تاسیس استبداد مضاعف دین و قدرت [2014 Feb] 
*انقلاب اسلامی: گریز از آزادی [2014 Feb] 
*الله: مهربان و بخشنده و یا کین خواه و کیفر دهنده؟ [2014 Feb] 
*حال باید پرسید... [2014 Jan] 
*از سلطه افکنی تا سلطه ستیزی [2014 Jan] 
* قرآن، دین، قدرت، ما و آنها ؟ [2014 Jan] 
*تأملی چند در باره حکومت اسلامی و رهایی از آن [2014 Jan] 
*بمناسبت اربعین: امامت یا خلافت؟ کدام حاکم است بر ما؟ [2013 Dec] 
*مماشات با دین بس!  [2013 Dec] 
*اسلام دین بیگانه با انسان [2013 Dec] 
*فساد از اسلام بر میخیزد یا از قدرت؟  [2013 Dec] 
*مرگ بر غنی سازی هسته ای  [2013 Nov] 
*دیپلماسی ولایت و دفن حقوق بشر [2013 Nov] 
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز [2013 Nov] 
*از سلطه ستیزی تا دریوزگی [2013 Nov] 
*بنگر، خداوند غرقه در خون است! [2013 Nov] 
*باید رستم را فرا خواند [2013 Nov] 
*خلع دین از حکومت [2013 Oct] 
*مرگ بر آمریکا: رمز مقاومت مردم یا رمز بقای حکومت ارتجاع؟ [2013 Oct] 
*ستیز با شیطان بزرگ ستیز است با آزادی [2013 Oct] 
*الله اکبر: دین یا سیاست؟ [2013 Oct] 
*طبل توخالی [2013 Sep] 
*«نرمش قهرمانانه» یا حرکت مذبوحانه؟ [2013 Sep] 
*حرمت شکنی روحانیت  [2013 Sep] 
*زایش خدا: نفی انسان و آزادی [2013 Sep] 
*گره هسته ای، وسیله است نه هدف، دینی ست نه سیاسی [2013 Aug] 
*گفتمان اعتدال و آشتی اسلام با جهان سکولار! [2013 Aug] 
*رمز و راز وزارت: شایستگی و لیاقت یا تسلیم و اطاعت از ولایت؟ [2013 Aug] 
*بوی فریبکاری به مشام میرسد [2013 Aug] 
*تا ولایت هست، سیه روزی و تیره بختی هم هست [2013 Aug] 
*گفتمان ولایت: وارونگی حقایق و بهانه جویی های احمقانه [2013 Jul] 
*تیشه بر ریشه فقاهت، تیشه بر بنیان قدرت است [2013 Jul] 
*آبادی بدون ویرانی؟ نه حقیقت، نه آزادی [2013 Jul] 
*رمضان: بیداری وجدان و یا وجدان فرمانبر؟ [2013 Jul] 
*از خداوند خامنه ای ست که بوی گند برمیخیزد [2013 Jun] 
*رئیس جمهور منتخب: باز تاب اراده ولایت و یا تبلور اراده ملت؟ [2013 Jun] 
*انتخابات و یا آفرینش حماسه سیاسی؟ [2013 Jun] 
*گفتمان ولایت، گفتمان تحقیر و توهین به ملت [2013 Jun] 
*گفتمان انتخابات [2013 May] 
*دلشوره انتخابات [2013 May] 
*صداقت هرگز نه از دین برخیزد و نه از قدرت [2013 May] 
*کارنامه ولایت و یا ریاست جمهوری؟ [2013 May] 
*رمز رهایی از دیکتاتوری [2013 Apr] 
*احکام شریعت لغو و قیامت اعلام کنید [2013 Apr] 
*دعوت به امام عج و ظهور دجال [2013 Apr] 
*بازی هسته‌ای و اسطوره جهاد و شهادت [2013 Apr] 
*جنگ عدالت با آزادی  [2013 Apr] 
*سکولاریسم از ستیز با دین گذر میکند [2013 Mar] 
*هفت سین، بدون دال بیگانه: سال نو، دین نو [2013 Mar] 
*ظهور امام چهاردهم [2013 Mar] 
*الله، خدای یکتا و یگانه مرد است و مردانه میاندیش [2013 Mar] 
*قدسی سازی خشونت، رمز بقای نظام ولایت [2013 Mar] 
*اسلام دین بیگانه با انسان  [2013 Feb] 
*آقای رئیس جمهور [2013 Feb] 
*دین را باید بدادگاه بکشانیم [2013 Feb] 
*حکومت راهزنان و غارتگران [2013 Feb] 
*کدام انتخابات؟ چه قانونی؟ [2013 Feb] 
*یورش به دفاتر روزنامه ها و زور گیری روزنامه نگاران [2013 Feb] 
*حاکم یا محکوم، کدامیک زور گیر است؟ [2013 Jan] 
*نظام ولایت، نظام قانون گریز و قانون شکن [2013 Jan] 
*تاج شاهی بر سر خداوند خامنه‌ای [2013 Jan] 
*دین و یا قدرت، کدامیک دشمن ملت ایران است ؟ [2013 Jan] 
*نظام ولایت، نظام فریب و خیانت [2012 Dec] 
*از حجره و حوزه، تا کاخ نشینی و فرمانروایی [2012 Dec] 
*حکومت اسلامی، حکومت فریبکاران [2012 Dec] 
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز [2012 Dec] 
*عاشورا : از تحمیق تا تطمیع و از امام تا یزید [2012 Dec] 
*پیام عاشورا: کین خواهی و خشونت، تسلیم و اطاعت  [2012 Nov] 
*عاشورا و اسطوره سازان حرفه ای [2012 Nov] 
*دو معضل نیروی های انتظامی: بر خورد با ماهواره ها و بد حجابی [2012 Nov] 
*براندازی دین تازیان بومی : خوش خیالی و یا واقع بینی؟ [2012 Nov] 
*مسئول تحریمات: دشمنی با اسلام یا غنی سازی هسته ای؟ [2012 Oct] 
*براندازی نظام ولایت از براندازی فقاهت، مظهر دین میگذرد [2012 Oct] 
*جهاد و شهادت جنایت است و در خصومت با انسانیت [2012 Oct] 
*حرف قرآن، حرف قدرت است [2012 Oct] 
*پیش بسوی انسان و آزادی  [2012 Oct] 
*چشم بند ان ، کاریکاتور ی که مقدس را موهن ساخت  [2012 Sep] 
* ما عاشق امامان خود هستیم! [2012 Sep] 
*از دینداری تا غیرتمداری [2012 Sep] 
*کدام بحران؟ [2012 Sep] 
*بازگشت دوران تازیان مهاجم [2012 Sep] 
* بحساب دین یا بحساب ملت [2012 Sep] 
*حکومت اسلامی، بازنده ی بزرگ در اجلاس جنبش عدم تعهد.  [2012 Sep] 
*ولایت جلوه ی الله [2012 Aug] 
*الله، بازیگر اصلی [2012 Aug] 
*بوی گند ارشاد [2012 Aug] 
*براندازی ولایت از رهایی از یو غ الله میگذرد.  [2012 Aug] 
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی  [2012 Aug] 
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی [2012 Aug] 
*از کدام دین است که سخن میرانید؟ [2012 Aug] 
*حکومت ولایت، حکومت الله ست [2012 Jul] 
*چرا باید با نام الله آغاز کنیم؟ [2012 Jul] 
*روحانیت دشمن ملت [2012 Jul] 
*الله و جدایی جنسیت ها [2012 Jul] 
*اسلام: دین فرمانروایی و فرمانبری [2012 Jul] 
*خمینی الله را کشته است [2012 Jun] 
*حجاب در ستیز و خصومت با عفاف  [2009 Jan]