از طلبگی تا خدایی و مسئله جانشینی!
فیروز نجومی

 
دوران فرمانروایی و فرمانبری بسر آمده است. بهوش باش ای فقیه، ای آیت الله، ای مرد خدا شناس، خرقه ریا از تن بر کن، شمشیر خوف و خشونت از گردن "بندگان" خود برگیر تا حقیقت را دریابی، حقیقتی که فرمانروایان از دیر باز از رویت ان اجتناب ورزیده اند. این حقیقت که «این نیز بگذرد.» چه فرمانروایان سخت بیمناک بوده و هستند که فرمانبران بر خیزند و در چشم بهم زدنی کاخ فرمانروایی را ویران نمایند. براستی که فرمانروایان، زبون ترین زبونان اند.
 
تاریخ بلند و طولانی ما، یکی از دیرین ترین و درخشان ترین تاریخها، دارای بیش از یکهزار سال تمدن، پیش از آنکه، اسلام پا بعرصه وجود بگذارد، نیز بر این حقیقت شهادت میدهد که فرمانروایان هرگز نپذیرند که "این نیز بگذرد." نفرت همه آنان نسبت باین حقیقت، پایان نابذیربوده و هنوزهم هست. همه فرمانروایان، چه پیش و چه بعد از اسلام هرگز نپذیرفتند که دوران فرمانروایی شان، فانی و گذرا است و زمانی بسر میرسد و قبل از سرنگونی، برضایت و سر فرازی راه را هموار نمایند برای فرمانروای دیگری. بشت گوش اندازند گویی که این نیز هرگز نگذرد، درست تا وابسین ترین لحظه، این نیز بگذرد را انکار میکنند که ناگهانی تاج و تخت و بارگاه فرمانروایی دود شود و بهوا رود. و یا در نتیجه تعلل و تاخیر، در بستر بیماری رخت از جهان بر بندند بی آنکه جانشینی برای خود در نظر گرفته باشد.
 
پیامبر اسلام، چشم از این جهان بر بست بی آنکه جانشینی برای خود انتخاب کند. چه زیرک بود پیامبر اسلام! زیرا، اگر جانشینی برای خود بر میگزید، خط بطلان میکشید بر فراخوان خود مبنی بر تسلیم و اطاعت از اراده الله بآن دلیل که جهان هستی هر آن به پایان خود میرسد. حال آنکه برگزیدن جانشین میتوانست نشانی بر بقای جهان هستی باشد و هست. پس کذب گفته بوده است پیامبر اسلام. بشر بجای آنکه عازم آن جهان دیگر، جهان ابدی گردد تا بار دیگر از دل تاریک زمین برخیزد و بر دفتر اعمالش بنگرد، در این جهان ماندگار است. یعنی که پیامبر اسلام باین حقیقت که بشر نه تنها میماند در این جهان بلکه برآن نیز سلطه افکند، بخوبی آگاه بود اما، نمیخواست این حقیقت را با برگزیدن جانشین برای خود مورد تصدیق و تایید قرار دهد. آری، "فریب بزرگ" باید ادامه مییافت و یافته است. بیجهت نیست که تسلیم شدگان، در اشتیاق جهان ابدی، دست بکشتار میزنند تا کشته شوند که خود حاکی از این واقعیت است که بسی بسیار سهل تراست تن بفریب دادن تا در چهره حقیقت نگریستن. یکی چشم بسته نیاز دارد و دیگر چشمان بینا.
 
البته که روایت خم غدیر، مکانی که گفته میشود پیامبر اسلام پسر عم خود، علی را بجانشینی برگزیده است- روایتی که هیچ پژوهشگری  اثری از آن درفقه سنی نیافته است- یکی دیگر از افسانه هایی ست بر ساخته دست معدودی از پیروان "امامت. " پیروان امامت بر آن باور بوده و هستند، که رسالت (حکومت الهی) بواسطه ارتباط خونی ادامه مییابد در خاندان بلافصل پیامبرو یا در "امامت،" حکومتی از جنس فرازمینی همچون حکومت بیامبر اسلامی.
 
حال شاید بهتر بتوانیم بفهمیم که چرا امام خمینی، بنیان گذار نظام "ولایت" و یا نظام فرمانروایی و فرمانبری بر اساس شریعت اسلامی، قبل از انکه چشم از این جهان بر بندد هرگز در صدد برگزیدن جانشینی برای خود بر نیامده است. گزینش آیت الله منتظری بعنوان جانشین، بنا بر قول وی(منتظری) توطئه ای بوده است برای جلوگیری از ورود او در میدان رقابت جا نشینی پس از امام خمینی، در آن هنگام که مرگ امام را به مور و مار و حشرات و جانورانی موذی تحویل دهد. بدرستی که خمینی از این حقیقت که این نیز بگذرد غافل بود. چون او غرق در اندیشه "آدم سازی" انسانها بود.
 
در دوران بهار عربی نیز این حقیقت به تایید رسید که فرمانروایان بدون استثنا تا چه حد بی حدودی به "این نیز بگذرد،" تنفر میورزیدند و هرگز حاضر نشدند که بملاقاتش بشتابند. اگرچنین میکردند شاید هم نام نیکی از خود بجای میگذاردند. اما، نه، تا لحظات آخرین دامن فرمانروایی، رها نکردند تا سرانجام  فرو غلتیدند. بشار الاسد، کشور خود و منطقه را بخاک و خون کشانده است تنها بآن دلیل که هنوز نپذیرفته است که این نیز بگذرد، به پند و اندرز فرمانروایی گوش فرا داده است که از بزرگترین انکار کنندگان این نیز بگذرد بوده و هست، فرمانروایی که خود را از تبار امامان می پندارد و ایمان تزلزل ناپذیر دارد که امامت ادامه میابد تاقیامت تا آن زمان که جهان هستی پایان میگیرد. در چنین صورتی چگونه میتواند ایمان آورد که این نیز بگذرد یک حقیقت است. اما، همچنانکه زمان، بدیگر فرمانروایان حقیقت را آموخته  است به بشار الاسد هم میآموزد. اما، فرمانروایان، در بیشتر مواقع زمانی به حقیقت وقوف یافته اند که کاراز کار گذشته و کاخ فرمانروایی فرو ریخته و در اسارت و حقارت غرق گردیده اند.
 
تردید مدار که فرمانروایانی که از برگزیدن جانشین برای خویش، مستقیم یا غیر مستقیم، خود داری کرده اند بآن دلیل بوده است که در اطراف خود نگریسته و نیافته اند فردی را شایسته مقام فرمانروایی، مقامی که خود بویژه ولی فقیه، به شان و مرتبه خدایی ارتقا داده اند. هیچیک از فرمانروایان معاصر، همچون ولی فقیه «رهبر معظم انقلاب» تمامی قدرت را در دست ولایت متمرکز نساخته است. منظور از تمامی قدرت، شمشیر است باضافه شریعت. در حالیکه شاهان پیش از ظهور ولایت فقیه و نیز دیگر فرمانروایانی که در بهار عربی سقوط کردند دارای چنین قدرتی، قدرتی مضاعف هرگز نبوده اند. چرا که فرمانروایان سوار بر دو مرکب دین و قدرت خود را از تبار پیامبران میپندارند. خمینی، فرمانروایی را به امامت رساند و پس از او خامنه ای آنرا به مرتبه ای خدایی، ارتقا داد، مرتبه ای چنان بلند و بالا، گویی قرار گرفته است در بیخ آسمانها، هم میشنود و هم میبیند و از همه مهمتر فرمان صادر میکند، اما، پاسخ بندگان را هرگز ندهد. اگر این قدرت خدایی نیست، چیست، قدرتی فارغ از هر حد و حدودی، هر مرز و محدودیتی، هر قاعده و قانونی. همچون الله، خداوند یکتا و یگانه، ولی فقیه فرمانروایی ست، مستقل و قائم بذات حال آنکه وجود بندگان، جمعا، بدو وابسته اند. او بی نیازاست از هرچه هست و نیست، بندگان، اما، جمعا، بدو نیازمندند. او داتاترین دانایان است و عالمترین عالمان. آیا میتوان انتظار داشت که اندیشه این نیز بگذرد از ذهن چنین فرمانروایی خطور بیابد.
 
بعنوان مثال، در دوران گروگانگیری که بیش از یکسال و نیم بطول انجامید، آیاهرگز «نه» بر زبانی رانده شد. کیست که «نه» بگروگانگیری را شنیده باشد. آیا هست کسی که به ادامه هشت سال جنگ پوچ و بیهوده، جنگی که برکت الهی خوانده میشد «نه» کفته باشد؟ بیش از 12 سال است که غنی سازی هسته ای بهر قیمی ادامه بافته است و بسیاری از دانشمندان و دانشورزان و متخصصین دانشگاه های خارج در آن برنامه شرکت نمودند دانا که این راه به نا کجا آباد میبرد و خسارات جبران ناپذیری بر ملت ایرا تحمیل میکنند نه تنها «نه» نگفتند بلکه در تسلیم و اطاعت کوشیدند که ولی فقیه را در ردیف فرمانروایان بزرگ جهان قرار دهند.
 
این بدان معناست که رهبر معظم انقلاب، با ارتقا جایگاه ولایت فقیه به جایگاه خدایی، آنرا از دست هر فقیه یا مجتهد دیگری خارج ساخته است. او همه همردیفان و هم کسوتان خود را حقیر و بی مقدار و بی کفایت نموده است برای بعهده گرفتن مقام فرمانروایی. کدام یک از مراجع تقلید میتوانند، دهانها را بکوبند و بندگان خود را به تسلیم و اطاعت وا دارد، بر آنها شبانی نماید و کشور را بر لبه پرتگاه رهنمون نماید. کدام فرمانروایی میتواند بر فراز منبر خطبه رحمان و رحمت، ابزار خشونت را برنماید و فرمان کشتار مردمی را صادر کند که در پی مطالبه رای خود دست باعتراض زده بوده اند. خامنه ای از گدایی به شاهی نرسیده است بلکه از طلبگی به فرمانروایی و سپس بخدایی رسیده است. چه او در تمام جنایتی که علیه مخالفین ولایت فقیه صورت گرفته و میگیرد شرکت نموده است. البته که او فرمانروایی ست که آموزگار بزرگ اخلاق نیز هست، و بدین لحاظ فریبکاری را باوج خود رسانده است. در منطقه آتش افروزی میکند به کشتار مردم سلطه ستیز کشورهای دیگر امداد میرساند تا پرچم سلطه ستیزی را بر دوش خود حمل نموده و آسایش و امنیت را در کشور اسلامی ایران حفظ و پا برجا نماید، کشوری که فقط برای غارتگران و چپاولگران، برای تف لیسان ولایت، برای آنانکه تسلیم و اطاعت به اراده ولایت، پاداشی ست مقدس و الهی، برای آنانکه خود میشکنند، دروغ میگویند، چاپلوسی میکنندو بوسه برجایی زند گرم از نشیمنگاه ولایت تا از پلکان قدرت و ثروت بالا روند. آسایش و امنیت چنان بر قرار است که مردم با هر نفسی که بر آرند نه ممد که مضر و کشنده حیات است.
 
این بدان معنا ست که خداوندگار خامنه ای عملا کار جانشینی را غیر ممکن ساخته است. چرا که کدام فقیه است که به جایگاه خدایی تکیه بزند. شرایط مشخص تاریخی و نیز پیشینه خامنه ای از طلبگی تا انقلابیگری راه را برای صعود به خدایی هموار ساخته است. بفرض که خبرگان هم در انتخاباتی آزاد برگزیده شوند با هر ترکیبی از جناح ها، کدام عالم و فقیهی را در حوزه های علمیه بیابند که بتواند وحدت شمشیر و شریعت را حفظ کند. اگرچه تا ولی فقیه نفس برآرد، خبرگان جانشینی را بر نگزیند، چه ولی فقیه اعتقادی به این نیز بگذرد ندارد، برگزیدن جانشین نشان از میرندگی دارد، حال آنکه فرمانروایان رویای جاودانگی در سر میپرورانند. اما، با خاطر جمعی بسیار میتوان نتیجه گرفت که زمانیکه خداوندگار خامنه ای در حلقوم مرگ فرو رود، افول نظام ولایت فقیه نیز آغاز میگردد، صرفنظر از اینکه چه کسی را خبرگان برگزینند.
 
فیروز نجومی
Firoz Nodjomi

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

فیروز نجومی

فهرست مطالب فیروز نجومی  در سایت پژواک ایران 

* آزادی زن ‏ و فرو پاشی رژیم دین
*اندر انتظار فروپاشی نظام اسلامی
*دین تازیان و معضل عقب ماندگی
*شرم مضاعف و ضرورت آزادی
*رای خدا در برابر رای مردم
*ولایت: گورکن الله!
*زنده باد کفر
*انتخابات و ‏نیروی ‏براندازنده ‏‏«کفر»
* مناظره روبهان
* رئیس جمهور چکاره ست؟
*انتخابات را به خاکسپاری رژیم جنایتکار تبدیل کنیم!
*انتخابات خوب است!‏
*حقیقت را باید گفت!‏
* از یکتا پرستی تا ‏کثرت خواهی
*ندای وجدان
*ویرانی بزرگ!‏
*از دین گریزی تا دین ستیزی
*سالروز نکبت و مصیبت ‏
*دگرگون سازی ارزش ‏ها!‏
*گفتمان رفسنجانی، گفتمان ریاکاری
*حقیقت نهائی!‏
*دیفروشان دیروز فرمانروایان امروز
*شاه گور خود کند و ولی فقیه گورکن خویش شود و دین!
*‎ ‎ دین مست باده قدرت !‏
*براندازی متولیان دین
*چیره شدن «عرب بر عجم» ‏ و آغاز نگون بختی ایرانیان
* آزادی و گریز از مسئولیت
* سرگذشت غم انگیز آزادی
*بازگشت بدوران رسالت ‏ و گره زدن دین به قدرت
*در چرائی نامگذاری الله و آغازیدن با نام او!‏
*عاشورا: اسطوره یا واقعیت
*بوی گند تقدس
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*عاشورا و قتل عام در زندانها
*محمد بشر بشیر و یا ‏‎ ‎خشم و خشونت و شمشیر
*«پافشاری بر نفاق» و عدالت اسلامی!
*جنگ شیعه وسنی:‏ اختلاف تاریخی یا دسیسه غربی؟
*خشونت هنجاری مقدس در قاموس اسلام
*کشتار جمعی در زندانها بجرم «ارتداد»
*تدبیرچیست؟
*بنام انسان و آزادی
*خشونت و گفتمان توحیدی
*پشت خمیده و بار سنگین دین و قدرت!
*امنیت و آزادی
*فقط آزادی
*شریعت اسلامی در ستیز با خودفرمانی
*معاشقه اسلام ناب محمدی با علم و تکنولوژی
* آزادیخواهی و باز تولید منش دیکتاتوری!
*اسلام در پیشگاه تاریخ
*بیگانگی ما از خود
* امریکا ستیزی یا اسلام ستیزی؟
*دشمن و دو قطبی شدن جامعه
* از درگیریهای کلامی تا امریکا ستیزی و فریبکاری
* امید کوکبی، قهرمان نافرمانی
*ظهور نیروی نامحسوس و امنیت اخلاقی
* تا کی؟
*رمز بقای نظام فرمانروایی و فرمانبری
*خائن کیست؟
*نقشه رذیلانه امریکا: «تزریق تقکر خاصی به نخبگان»
*آیا بجز ولی فقیه کسی دیگری هم هست؟
*نه به اخلاق اطاعت و فرمانبری!
*نفی حق گزینش: فروکاستی انسان به حیوان
* تن بخفت نباید داد
*انتخابات: طبل تو خالی
*رابطه دین با قدرت در امتداد تاریخ
*«جامعه ایران به کدام سو در حال حرکت است؟»
*انتخابات یعنی چه؟
*بدامن چه کسی پناه باید برد؟
*رهایی و ترک کیش اهریمنی
*بخندیم یا گریه کنیم؟
*از طلبگی تا خدایی و مسئله جانشینی!
*شمشیر ذوالفقارم آرزوست
*جور دیگری زندگی باید کرد
*بیان درد مشترک و یا صدور کیفرخواست علیه غرب؟
*اندر شکست دین جهاد و شهادت
*عاشورای پاریس
*آزادی را باید پرستید
*ولی فقیه، شاه نیست، مظهر دین است
*جامعه تک کتابی!
*عاشورا: شهادت یا خشونت؟
*کفر گرایی: راه رهایی و آزادی
*تقدس از جهل بر میخیزد
*قوم لوط، اخلاق انحرافی و خروج امام عج از غیبت
*اینهم شد خدا؟
*امنیت در سایه ولایت
*سردار حاج قاسم سلیمانی: سردار استبداد مضاعف دین و قدرت
*ز روز بلا باید دست بر سر گیریم
*فریبکاری مضاعف
*استبداد و آگاهی طبقاتی
*من مسلمانم، طرفدار رژیم دین هم نیستم!
*رهایی، آیا یک توهم است؟
*وای اگر دین نبود!
*خوار داشت انسان و قدسی سازی خشونت
*بر فراز منبر ولایت و یا خلافت؟
*الله: آموزگار بزرگ بیرحمی، خشونت و کین خواهی
*رمضان: زمینه ساز نظام فرمانروایی و فرمانبری
*دین ستیزی و یا قدرت ستیزی!
*جامعه بورژوازی و یا جامعه اسلامی فرا طبقاتی؟
* تاملی چند در باره جنبش عبور از ولایت!
*روحانیت: از حوزه تا حکومت
*کیست گورکن دین؟
*غنی سازی هسته ای بچه قیمتی؟
*شمشیر در نهان دین
*فرخنده: قهرمان جهالت ستیز
*دینمداری یا انسانمداری کدام یک اهریمنی ست؟
* دیکتاتوری و شریعت اسلامی
*سپاه پاسداران: سپاه ولایت و یا ملت
*توفان دیگری در راه است!
*ولایت دشمن اصلی ملت
*در خدمت و خیانت به اسلام و یا به ملت؟
*عدالت اسلامی!
*رهایی از دین یا جدایی آن از سیاست؟
*همزادی علم الله با قدرت
*«نه» بر تسلیم و اطاعت
*حصر و یا محاکمه: ولی فقیه بر سر دو راهی!
*تابوی هسته‌ای: نگاه ایدئولوژی یا نگاه اسلامی؟
*فرد و حکومت خدا
*قتلگاه سعیدی سیرجانی: «منزل آرام و مجلل در شمال شهر تهران»
* سعیدی سیرجانی به تاریخ پیوست
*آقای ظریف، ایران هراسی نه، اسلام هراسی!
*مذاکرات هسته ای: اراده ولایت یا اراده ملت؟
*امر به معروف، نهی از منکر و فرا رسیدن دوران کفر!
*امام حسین: اسطور ه یا انسانی زمینی؟
*جنایتکار کیست؟
*«امر به معروف با اسید نمیشه»
*دفاع مقدس یا شکست مفتصحانه ؟
*اسلام هراسی: خدمت و یا خیانت
*حقیقت نه بمب
*فریبخوردگان اکنون با ید به جنگ با الله برخیزند
*اسلام: دین رحمت و یا خشونت؟
*حکومت اسلامی: آبستن آزادی و استقلال و خود آئینی
*بازگشت اسلام به اصل خود
*توصیه ولایت: حفظ آرامش روانی !
*انفجار روابط جنسی در زیر زمین !
*هم ولایت و هم ریاست، هردو از دروغگویانند
*اسلحه ات را بر زمین بگذار ای مومن!
*نه حماس، نه اسرائیل
*شلاق، مجازات نا فرمانی و یا روزه خواری؟
*اعتدال، خدعه ای اسلامی
*«راه اندازی کلینک خشم در تهران»
*ما داعشی ها را خوب می شناسیم!
*حکومت اسلامی واژگون گردد، اگر زن حجاب از سر برگیرد
*بهشت با شلاق ؟
*از خاک سپاری مردگان در انقلاب مصر تا بازگشت آنان بزندگی در حکومت اسلامی
*سردار سرلشگر جعفری، سردار اسلام
*نبود آزادی و وحدت جنایت و عدالت در حکومت اسلامی
*زوگیری در فضای مجازی
*بازی دین و قدرت
*چهره کریه حکومت دین را بنگر
*زورگیری در اسارتگاه اوین
*یکتا و یگانه، تنها ولی فقیه است، بجز او هیچکس دیگری نیست!
*دین خصم آشتی ناپذیر آزادی
*پیام نوروزی خداوندگار خامنه ای : آزادی، بی آزادی
*دیو دو شاخ
*آزادی مسئولانه یا آزادی در فرمانبری؟
*22 بهمن: تاسیس استبداد مضاعف دین و قدرت
*انقلاب اسلامی: گریز از آزادی
*الله: مهربان و بخشنده و یا کین خواه و کیفر دهنده؟
*حال باید پرسید...
*از سلطه افکنی تا سلطه ستیزی
* قرآن، دین، قدرت، ما و آنها ؟
*تأملی چند در باره حکومت اسلامی و رهایی از آن
*بمناسبت اربعین: امامت یا خلافت؟ کدام حاکم است بر ما؟
*مماشات با دین بس!
*اسلام دین بیگانه با انسان
*فساد از اسلام بر میخیزد یا از قدرت؟
*مرگ بر غنی سازی هسته ای
*دیپلماسی ولایت و دفن حقوق بشر
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*از سلطه ستیزی تا دریوزگی
*بنگر، خداوند غرقه در خون است!
*باید رستم را فرا خواند
*خلع دین از حکومت
*مرگ بر آمریکا: رمز مقاومت مردم یا رمز بقای حکومت ارتجاع؟
*ستیز با شیطان بزرگ ستیز است با آزادی
*الله اکبر: دین یا سیاست؟
*طبل توخالی
*«نرمش قهرمانانه» یا حرکت مذبوحانه؟
*حرمت شکنی روحانیت
*زایش خدا: نفی انسان و آزادی
*گره هسته ای، وسیله است نه هدف، دینی ست نه سیاسی
*گفتمان اعتدال و آشتی اسلام با جهان سکولار!
*رمز و راز وزارت: شایستگی و لیاقت یا تسلیم و اطاعت از ولایت؟
*بوی فریبکاری به مشام میرسد
*تا ولایت هست، سیه روزی و تیره بختی هم هست
*گفتمان ولایت: وارونگی حقایق و بهانه جویی های احمقانه
*تیشه بر ریشه فقاهت، تیشه بر بنیان قدرت است
*آبادی بدون ویرانی؟ نه حقیقت، نه آزادی
*رمضان: بیداری وجدان و یا وجدان فرمانبر؟
*از خداوند خامنه ای ست که بوی گند برمیخیزد
*رئیس جمهور منتخب: باز تاب اراده ولایت و یا تبلور اراده ملت؟
*انتخابات و یا آفرینش حماسه سیاسی؟
*گفتمان ولایت، گفتمان تحقیر و توهین به ملت
*گفتمان انتخابات
*دلشوره انتخابات
*صداقت هرگز نه از دین برخیزد و نه از قدرت
*کارنامه ولایت و یا ریاست جمهوری؟
*رمز رهایی از دیکتاتوری
*احکام شریعت لغو و قیامت اعلام کنید
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*بازی هسته‌ای و اسطوره جهاد و شهادت
*جنگ عدالت با آزادی
*سکولاریسم از ستیز با دین گذر میکند
*هفت سین، بدون دال بیگانه: سال نو، دین نو
*ظهور امام چهاردهم
*الله، خدای یکتا و یگانه مرد است و مردانه میاندیش
*قدسی سازی خشونت، رمز بقای نظام ولایت
*اسلام دین بیگانه با انسان
*آقای رئیس جمهور
*دین را باید بدادگاه بکشانیم
*حکومت راهزنان و غارتگران
*کدام انتخابات؟ چه قانونی؟
*یورش به دفاتر روزنامه ها و زور گیری روزنامه نگاران
*حاکم یا محکوم، کدامیک زور گیر است؟
*نظام ولایت، نظام قانون گریز و قانون شکن
*تاج شاهی بر سر خداوند خامنه‌ای
*دین و یا قدرت، کدامیک دشمن ملت ایران است ؟
*نظام ولایت، نظام فریب و خیانت
*از حجره و حوزه، تا کاخ نشینی و فرمانروایی
*حکومت اسلامی، حکومت فریبکاران
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*عاشورا : از تحمیق تا تطمیع و از امام تا یزید
*پیام عاشورا: کین خواهی و خشونت، تسلیم و اطاعت
*عاشورا و اسطوره سازان حرفه ای
*دو معضل نیروی های انتظامی: بر خورد با ماهواره ها و بد حجابی
*براندازی دین تازیان بومی : خوش خیالی و یا واقع بینی؟
*مسئول تحریمات: دشمنی با اسلام یا غنی سازی هسته ای؟
*براندازی نظام ولایت از براندازی فقاهت، مظهر دین میگذرد
*جهاد و شهادت جنایت است و در خصومت با انسانیت
*حرف قرآن، حرف قدرت است
*پیش بسوی انسان و آزادی
*چشم بند ان ، کاریکاتور ی که مقدس را موهن ساخت
* ما عاشق امامان خود هستیم!
*از دینداری تا غیرتمداری
*کدام بحران؟
*بازگشت دوران تازیان مهاجم
* بحساب دین یا بحساب ملت
*حکومت اسلامی، بازنده ی بزرگ در اجلاس جنبش عدم تعهد.
*ولایت جلوه ی الله
*الله، بازیگر اصلی
*بوی گند ارشاد
*براندازی ولایت از رهایی از یو غ الله میگذرد.
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*از کدام دین است که سخن میرانید؟
*حکومت ولایت، حکومت الله ست
*چرا باید با نام الله آغاز کنیم؟
*روحانیت دشمن ملت
*الله و جدایی جنسیت ها
*اسلام: دین فرمانروایی و فرمانبری
*خمینی الله را کشته است
*حجاب در ستیز و خصومت با عفاف