بوی گند ارشاد
فیروز نجومی

 

در هفته ای که گذشت خبری در سایت های اینترنتی انتشار یافت که بدلیل "شفافیت" شگفت برانگیز ش، چشمها را خیره میساخت. خبر ساز، این بار وزیر فرهنگ و "ارشاد اسلامی،" محمد حسینی، بود. وی برای دیدار نوروزی و تبریک به کارمندان و کارکنان، به وزارتخانه تشریف برده بودند. در این دیدار است که آقای وزیر"ارشاد اسلامی" شمشیر شریعت را بر میکشد و  به آنان اخطار میکند که:

 

"کسانی که نمی‌خواهند با حرکت اسلامی در وزارتخانه همراهی داشته باشند، بیایند تسویه کنند. ما هم همه حق و حقوق آنها را تمام و کمال پرداخت می‌کنیم. من این را خیلی صریح و شفاف می‌گویم که کارها در فضایی شفاف انجام شود."

 

آقای وزیر برای شفافیت بخشیدن بیشتر به منویات خود کمی بعد میافزاید که "کسی که به اسلام اعتقاد نداشته باشد،

باید با او تسویه حساب کرد و امسال ما پولی را گذاشته‌ایم برای همین کار." سپس کارکنان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را بر"رعایت نکات اخلاقی" فرا میخواند و میگوید: ما خودمان در هیئت دولت حداقل هفته‌ای یک جلسه درس اخلاق داریم و آیت‌الله حائری می‌آید و نکات بسیار خوبی یادآوری می‌کند ( بنقل ازسایت کارمندان).

 

سخنان آقای وزیر واکنش های زیادی را در میان ساکنین ساکت و خنثی ی فضای مجازی بر انگیخت. شدیدترین حملات را میتوانی از زبان اصلاح طلبان غضب شده بشنوی. چرا که  سخنان وزیر را  لکه ای زایل نشدنی بر دامن اسلام، ارزیابی میکنند. البته هستند دیگرانی که از سخنان اقای وزیر تعبیری یکسره نامربوط، مبنی بر محروم ساختن اقلیت های دینی در وزارتخانه ارشاد اسلامی، ارائه میدهند(سایت کلمه) گویی که در اسلام، میتوان حق و حقوق الله را تابع حق و حقوق بشر نمود. بگذریم که اقلیتهای دینی بطور تاریخی از خدمت در دستگاه دولتی محروم بوده اند. زیرا که وقتی جامعه دارای یک دین رسمی ست، تمام دین های دیگر غیر رسمی ست. آقای وزیر آنقدر بی رحم و شقی نیستند، که اقلیت های دینی را از بکف آوردن معاش زندگی محروم نماید. بلکه او وظیفه مند است که نظام تسلیم و اطاعت را نهادینه سازد، یکدست و یک رنگ. حق را بجانب منطق آقای وزیر باید داد که اگر به اصل ارشاد اعتقادی نیست، چگونه میتوانی به ارشاد بپردازی. 

 

درست همین محتوای اسلامی سخنان آقای وزیر است که توجه صاحب این قلم را بخود جلب نمود. چرا که "ارشاد" چسبیده است به دین، امری ست قرآنی، فرمانی ست فرازمینی. از همین روی، آقای وزیر، محمد حسینی، ما را مجبور میسازد در چهره ی دیگری از دین و قدرت بنگریم. چهره ای که بر بارگاه وزارت خود را مینمایاند نه بر فراز منبر خطابه و موعظه. که وی بر راس وزارت، دستگاهی عریض و طویل، گسترده در سراسر ایران با خدمه و خدمتکار فراوان، قرار گرفته است که جامعه را بسوی دین هدایت نموده و به دفاع از منافع آن برخیزد . که کژی  ها و کاستی ها را بجورد، مورد تفتیش و بازرسی قرار دهد و از بروز انحرافات در زمینه های تفکر و اندیشه، و انواع و اقسام هنرها از نویستدگی و نوازندگی گرفته تا نقاشی و موسیقی، از نشر کتاب گرفته تا فیلم سازی ومدیریت موزه ها، جلوگیری بعمل آورده و در نطفه خاموش نماید .

 

گسترش سلطه ی هژمونیک دین، یکی از اصلی ترین اهداف وزارتخانه ای گردید که مانده از دوران شاهی بود،  وزارت فرهنگ و هنر که بر آن "ارشاد اسلامی" را افزودند و از آن هنر را حذف نموده و آنرا "وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی" نامیدند. چرا که پس از انقلاب 57، نیاز جامعه به ارشاد اسلامی، نیازی عاجل و مبرم شناخته شد و پاسخگویی بدان البته که دستگاهی همچون وزاتخانه را لازم مینمود. بدون سامان و سازمان چگونه میتوانی ارشاد نموده، راه را بنمایی، وظیفه ی هدایت و راهنمایی و رهنمون سازی را به انجام رسانی و جامعه را از غلتیدن در جهل و گمراهی نجات بخشی؟ این چنین است که قدرت در خدمت دین قرار میگیرد.

 

مشام ضعیف ما ایرانیان هرگز اجازه نمیداد و هنوز هم نمیدهد که بوی گندی که از ارشاد بر میخواست و هنوزهم بر میخیزد در دماغ خود احساس کنیم. که نسبت به توهین و تحقیری که در ارشاد نهفته است، منفعل و خنثی بمانیم. چرا که دین، توانایی بوئیدن را شکل می بخشد و محدود میسازد. بهمین دلیل تعفنی که از دین برخاسته است هرگز ما را ناخشنود و ناراضی نساخته است. واقعیت آن استکه ارشاد، حتی در شان کودک هم نیست- اگر که آزاد و خود مختار پرورده شده باشد. این بی تفاوتی را در برابر آنچه خوارکننده است  باید دست پرورده دین و نظام اخلاقی حاکم بر جامعه ای شناخت که بشر را موجودی صغیر و عاری از نیروی تعقل و تامل بشمار میآورد.ارشاد، همچنانکه کمی زودتر اشاره شد، مفهومی ست دینی و اخلاقی و درست باین دلیل است که زشتی و ذلتبار بودن آن از چشمها پوشیده میماند.

 

در نگاهی نزدیکتر، ما شاهد گفتمانی هستیم که در آن دین و قدرت، به تبعیت از ولایت، به یکتایی و یگانگی رسیده اند. در سخنان آقای وزیر نه تنها درخشش شمشیر شریعت، خشونت و انتقام گیری را می بینیم بلکه نسیم رحمت و رحمان را نیز میتوانیم احساس کنیم. حساب و طلبکاریها ی آنان که به عدم اعتقاد خود به اسلام اعتراف کنند به تمام پرداخته میشود که با رضا و خشنودی، وزارتخانه را ترک کنند، درخواستی همساز با ارزش و اخلاق اسلامی، که آقای وزیر در مکتب آیت الله حائری، یکی از نخبگان زاهد و وارسته ی شیعی، آموخته است(بنقل از آقای وزیر). این بدان معناست که با متهم ساختن آقای وزیر به اسلام ناشناسی، نمیتوانی اسلام را غسل دهی و نجاسات را از آن بزدایی.

 

 از آنجایی که خواست قدرت، خواست دین است، آقای وزیر، میزان اعتقاد را نه در آنچه درونی بلکه در آنچه بیرونی است اندازه گیری مینماید. که اعتقاد را نه در اندیشه و آگاهی بلکه در آنچه ظاهری ست، و مشاهده شدنی، میتوان مورد سنجش و کنترل  قرارداد. در اسلام، اعتقاد و ایمان، به عمل است، به کردار و رفتار، نه گفتار و پندار. بنا براین، هرچه خوارتر به ظاهر، بالاتر در سلسله مراتب قدرت. کارمندی که از آقای وزیر، تقلید و تبعیت نکند، ته ریشی نگذارد، تکیده، وارسته، ساده، طهارت و وضوگرفته، ظاهر نشود و انگشتری عقیق بدست نداشته باشد، نماز نخواند و روزه نگیرد، معلوم است که به اسلام اعتقادی ندارد. چرا که اگر به اسلام اعتقاد داشته باشد، پیوسته از ته قلب با شوق و شور بسیار، با تنی پاک، به حقارت و خواری، به بندگی و ناچیزی خود، اعتراف نماید- روزانه در سجده هایی بس طولانی. یعنی هرچه بیشتر از این دنیا ببری و بیشتر به آخرت بیاندیشی، مثل آقای وزیر، الله را در محور زندگی خود، قرار دهی. تنها در چنین صورتی ست که واجد شرایطی میشوی که بتوانی بعنوان یکی از اعضای دستگاهی که وظیفه ی ارشاد جامعه را بعهده دارد، انجام وظیفه نمایی.

 

 آقای وزیر اگر عمامه ای بسر میگذاشت و عبایی بر دوش میکشید، حجت الاسلام، مجتهدی میشد تمام عیار.  چون همانند فقها و علما، قواعد و مقرارت شریعت اسلامی را بخوبی آموخته است، شریعتی که بر تسلیم و اطاعت، تقلید وتبعیت قرار گرفته است و بس. در غیر اینصورت نه کسی نیازمند ارشاد بود و نه لازم بود دستگاه وزارت را بخدمت ارشاد در آوری. باین معنا که نه نیاز به تفتیش درعقاید بود و نه ممیزی در هنر و اندیشه. آقای وزیر خود تبلور و چکیده ی اعتقاد به دین اسلام است و اصل تسلیم و اطاعت. کافی ست که بر چهره ی وی نظری افکنی تا بازتاب دین را در آن بوضوح دریابی. تنها در چنین شرایطی است که میتوانی فرو دستان، کارکنان و کارمندان  را به تسلیم و اطاعت فرا بخوانی.

 

 تصفیه و پاک سازی در نهاد و سازمان های اجرایی بویژه نهاد های دانشگاهی و علوم آموزش از آغازین لحظات ظهور دین بر مسند قدرت برپا گردید. اساتید دانشگاهی و مدیران نخبه، باسوابق و تجربه های ارزنده یا از کار برکنار گردیده اند ، یا مجبور به بازنشستگی شده اند. بعضا با گذشت زمان پوست شان سخت گردید و حساسیت های خود را خاموش ساختند تا به متقضیات زندگی پاسخ گویند. برخی دیگر همرنگ و همراه و سرباز مدافع مدیریت و حضور شریعت در وزارتخانه ها گردیدند.

 

اما آهنگ  پاکسازی بار دیگر با بقدرت رسیدن احمدی نژاد سریعتر گردید و پس از خرداد 88 و جوش و خروش ناگهانی مردم، به اوج خود رسید بگونه ای که حضرت ولایت خود رهبری آنرا بعهده گرفت. چرا که پس از سی دو سال ارشاد،  ولایت شاهد بر چه نا فرامانی ها، چه هنجار شکنی ها، چه بد اخلاقی ها، چه اسطوره شکنی ها و چه تقدس زادئیها که نبوده است. مگر میتوان پس از 32 سال ارشاد، شاهد طغیان و عصیان بود؟ احساس خطر ارکان نظام ولایت را بخود لرزاند و در واکنش به آن است که پاکسازی و تصفیه هرچه بیشتر شدت یافت، بویژه در نهاد های دانشگاهی. در همین راستا بوده است که آقای کامران دانشجو بنمایندگی از امت اسلامی اعلام میکند که "مردم ایران، دانشجویان، اساتید و کارکنان،» دانشگاهی را که فضای اسلامی نداشته باشد و با فرهنگ بسیجی مخالف باشد، با خاک یکسان می‌کنند." اخطار و تهدید های آقای وزیر ارشاد اسلامی در ادامه ی مجازات و انتقامگیری است از جنبش نفی و مقاومت  و نافرمانی. مسلم است که بسیاری از مردم هوشمند ایران از جمله کار کنان وزارت ارشاد «تقیه» را در دامن علما و فقها آموخته اند. ارشاد را میپذیرند و تسلیم میشوند. اما بترس از آن روزی که بند اسارت را پاره سازند، آنگاه این وزارت ارشاد اسلامی است که بخاک سپرده میشود تا بوی گندش هرگز مشامی را آزار ندهد.

 

فیروز نجومی

 

fmonjem@gmail.com

rowshanai.org

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

فیروز نجومی

فهرست مطالب فیروز نجومی  در سایت پژواک ایران 

* مناظره روبهان
* رئیس جمهور چکاره ست؟
*انتخابات را به خاکسپاری رژیم جنایتکار تبدیل کنیم!
*انتخابات خوب است!‏
*حقیقت را باید گفت!‏
* از یکتا پرستی تا ‏کثرت خواهی
*ندای وجدان
*ویرانی بزرگ!‏
*از دین گریزی تا دین ستیزی
*سالروز نکبت و مصیبت ‏
*دگرگون سازی ارزش ‏ها!‏
*گفتمان رفسنجانی، گفتمان ریاکاری
*حقیقت نهائی!‏
*دیفروشان دیروز فرمانروایان امروز
*شاه گور خود کند و ولی فقیه گورکن خویش شود و دین!
*‎ ‎ دین مست باده قدرت !‏
*براندازی متولیان دین
*چیره شدن «عرب بر عجم» ‏ و آغاز نگون بختی ایرانیان
* آزادی و گریز از مسئولیت
* سرگذشت غم انگیز آزادی
*بازگشت بدوران رسالت ‏ و گره زدن دین به قدرت
*در چرائی نامگذاری الله و آغازیدن با نام او!‏
*عاشورا: اسطوره یا واقعیت
*بوی گند تقدس
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*عاشورا و قتل عام در زندانها
*محمد بشر بشیر و یا ‏‎ ‎خشم و خشونت و شمشیر
*«پافشاری بر نفاق» و عدالت اسلامی!
*جنگ شیعه وسنی:‏ اختلاف تاریخی یا دسیسه غربی؟
*خشونت هنجاری مقدس در قاموس اسلام
*کشتار جمعی در زندانها بجرم «ارتداد»
*تدبیرچیست؟
*بنام انسان و آزادی
*خشونت و گفتمان توحیدی
*پشت خمیده و بار سنگین دین و قدرت!
*امنیت و آزادی
*فقط آزادی
*شریعت اسلامی در ستیز با خودفرمانی
*معاشقه اسلام ناب محمدی با علم و تکنولوژی
* آزادیخواهی و باز تولید منش دیکتاتوری!
*اسلام در پیشگاه تاریخ
*بیگانگی ما از خود
* امریکا ستیزی یا اسلام ستیزی؟
*دشمن و دو قطبی شدن جامعه
* از درگیریهای کلامی تا امریکا ستیزی و فریبکاری
* امید کوکبی، قهرمان نافرمانی
*ظهور نیروی نامحسوس و امنیت اخلاقی
* تا کی؟
*رمز بقای نظام فرمانروایی و فرمانبری
*خائن کیست؟
*نقشه رذیلانه امریکا: «تزریق تقکر خاصی به نخبگان»
*آیا بجز ولی فقیه کسی دیگری هم هست؟
*نه به اخلاق اطاعت و فرمانبری!
*نفی حق گزینش: فروکاستی انسان به حیوان
* تن بخفت نباید داد
*انتخابات: طبل تو خالی
*رابطه دین با قدرت در امتداد تاریخ
*«جامعه ایران به کدام سو در حال حرکت است؟»
*انتخابات یعنی چه؟
*بدامن چه کسی پناه باید برد؟
*رهایی و ترک کیش اهریمنی
*بخندیم یا گریه کنیم؟
*از طلبگی تا خدایی و مسئله جانشینی!
*شمشیر ذوالفقارم آرزوست
*جور دیگری زندگی باید کرد
*بیان درد مشترک و یا صدور کیفرخواست علیه غرب؟
*اندر شکست دین جهاد و شهادت
*عاشورای پاریس
*آزادی را باید پرستید
*ولی فقیه، شاه نیست، مظهر دین است
*جامعه تک کتابی!
*عاشورا: شهادت یا خشونت؟
*کفر گرایی: راه رهایی و آزادی
*تقدس از جهل بر میخیزد
*قوم لوط، اخلاق انحرافی و خروج امام عج از غیبت
*اینهم شد خدا؟
*امنیت در سایه ولایت
*سردار حاج قاسم سلیمانی: سردار استبداد مضاعف دین و قدرت
*ز روز بلا باید دست بر سر گیریم
*فریبکاری مضاعف
*استبداد و آگاهی طبقاتی
*من مسلمانم، طرفدار رژیم دین هم نیستم!
*رهایی، آیا یک توهم است؟
*وای اگر دین نبود!
*خوار داشت انسان و قدسی سازی خشونت
*بر فراز منبر ولایت و یا خلافت؟
*الله: آموزگار بزرگ بیرحمی، خشونت و کین خواهی
*رمضان: زمینه ساز نظام فرمانروایی و فرمانبری
*دین ستیزی و یا قدرت ستیزی!
*جامعه بورژوازی و یا جامعه اسلامی فرا طبقاتی؟
* تاملی چند در باره جنبش عبور از ولایت!
*روحانیت: از حوزه تا حکومت
*کیست گورکن دین؟
*غنی سازی هسته ای بچه قیمتی؟
*شمشیر در نهان دین
*فرخنده: قهرمان جهالت ستیز
*دینمداری یا انسانمداری کدام یک اهریمنی ست؟
* دیکتاتوری و شریعت اسلامی
*سپاه پاسداران: سپاه ولایت و یا ملت
*توفان دیگری در راه است!
*ولایت دشمن اصلی ملت
*در خدمت و خیانت به اسلام و یا به ملت؟
*عدالت اسلامی!
*رهایی از دین یا جدایی آن از سیاست؟
*همزادی علم الله با قدرت
*«نه» بر تسلیم و اطاعت
*حصر و یا محاکمه: ولی فقیه بر سر دو راهی!
*تابوی هسته‌ای: نگاه ایدئولوژی یا نگاه اسلامی؟
*فرد و حکومت خدا
*قتلگاه سعیدی سیرجانی: «منزل آرام و مجلل در شمال شهر تهران»
* سعیدی سیرجانی به تاریخ پیوست
*آقای ظریف، ایران هراسی نه، اسلام هراسی!
*مذاکرات هسته ای: اراده ولایت یا اراده ملت؟
*امر به معروف، نهی از منکر و فرا رسیدن دوران کفر!
*امام حسین: اسطور ه یا انسانی زمینی؟
*جنایتکار کیست؟
*«امر به معروف با اسید نمیشه»
*دفاع مقدس یا شکست مفتصحانه ؟
*اسلام هراسی: خدمت و یا خیانت
*حقیقت نه بمب
*فریبخوردگان اکنون با ید به جنگ با الله برخیزند
*اسلام: دین رحمت و یا خشونت؟
*حکومت اسلامی: آبستن آزادی و استقلال و خود آئینی
*بازگشت اسلام به اصل خود
*توصیه ولایت: حفظ آرامش روانی !
*انفجار روابط جنسی در زیر زمین !
*هم ولایت و هم ریاست، هردو از دروغگویانند
*اسلحه ات را بر زمین بگذار ای مومن!
*نه حماس، نه اسرائیل
*شلاق، مجازات نا فرمانی و یا روزه خواری؟
*اعتدال، خدعه ای اسلامی
*«راه اندازی کلینک خشم در تهران»
*ما داعشی ها را خوب می شناسیم!
*حکومت اسلامی واژگون گردد، اگر زن حجاب از سر برگیرد
*بهشت با شلاق ؟
*از خاک سپاری مردگان در انقلاب مصر تا بازگشت آنان بزندگی در حکومت اسلامی
*سردار سرلشگر جعفری، سردار اسلام
*نبود آزادی و وحدت جنایت و عدالت در حکومت اسلامی
*زوگیری در فضای مجازی
*بازی دین و قدرت
*چهره کریه حکومت دین را بنگر
*زورگیری در اسارتگاه اوین
*یکتا و یگانه، تنها ولی فقیه است، بجز او هیچکس دیگری نیست!
*دین خصم آشتی ناپذیر آزادی
*پیام نوروزی خداوندگار خامنه ای : آزادی، بی آزادی
*دیو دو شاخ
*آزادی مسئولانه یا آزادی در فرمانبری؟
*22 بهمن: تاسیس استبداد مضاعف دین و قدرت
*انقلاب اسلامی: گریز از آزادی
*الله: مهربان و بخشنده و یا کین خواه و کیفر دهنده؟
*حال باید پرسید...
*از سلطه افکنی تا سلطه ستیزی
* قرآن، دین، قدرت، ما و آنها ؟
*تأملی چند در باره حکومت اسلامی و رهایی از آن
*بمناسبت اربعین: امامت یا خلافت؟ کدام حاکم است بر ما؟
*مماشات با دین بس!
*اسلام دین بیگانه با انسان
*فساد از اسلام بر میخیزد یا از قدرت؟
*مرگ بر غنی سازی هسته ای
*دیپلماسی ولایت و دفن حقوق بشر
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*از سلطه ستیزی تا دریوزگی
*بنگر، خداوند غرقه در خون است!
*باید رستم را فرا خواند
*خلع دین از حکومت
*مرگ بر آمریکا: رمز مقاومت مردم یا رمز بقای حکومت ارتجاع؟
*ستیز با شیطان بزرگ ستیز است با آزادی
*الله اکبر: دین یا سیاست؟
*طبل توخالی
*«نرمش قهرمانانه» یا حرکت مذبوحانه؟
*حرمت شکنی روحانیت
*زایش خدا: نفی انسان و آزادی
*گره هسته ای، وسیله است نه هدف، دینی ست نه سیاسی
*گفتمان اعتدال و آشتی اسلام با جهان سکولار!
*رمز و راز وزارت: شایستگی و لیاقت یا تسلیم و اطاعت از ولایت؟
*بوی فریبکاری به مشام میرسد
*تا ولایت هست، سیه روزی و تیره بختی هم هست
*گفتمان ولایت: وارونگی حقایق و بهانه جویی های احمقانه
*تیشه بر ریشه فقاهت، تیشه بر بنیان قدرت است
*آبادی بدون ویرانی؟ نه حقیقت، نه آزادی
*رمضان: بیداری وجدان و یا وجدان فرمانبر؟
*از خداوند خامنه ای ست که بوی گند برمیخیزد
*رئیس جمهور منتخب: باز تاب اراده ولایت و یا تبلور اراده ملت؟
*انتخابات و یا آفرینش حماسه سیاسی؟
*گفتمان ولایت، گفتمان تحقیر و توهین به ملت
*گفتمان انتخابات
*دلشوره انتخابات
*صداقت هرگز نه از دین برخیزد و نه از قدرت
*کارنامه ولایت و یا ریاست جمهوری؟
*رمز رهایی از دیکتاتوری
*احکام شریعت لغو و قیامت اعلام کنید
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*بازی هسته‌ای و اسطوره جهاد و شهادت
*جنگ عدالت با آزادی
*سکولاریسم از ستیز با دین گذر میکند
*هفت سین، بدون دال بیگانه: سال نو، دین نو
*ظهور امام چهاردهم
*الله، خدای یکتا و یگانه مرد است و مردانه میاندیش
*قدسی سازی خشونت، رمز بقای نظام ولایت
*اسلام دین بیگانه با انسان
*آقای رئیس جمهور
*دین را باید بدادگاه بکشانیم
*حکومت راهزنان و غارتگران
*کدام انتخابات؟ چه قانونی؟
*یورش به دفاتر روزنامه ها و زور گیری روزنامه نگاران
*حاکم یا محکوم، کدامیک زور گیر است؟
*نظام ولایت، نظام قانون گریز و قانون شکن
*تاج شاهی بر سر خداوند خامنه‌ای
*دین و یا قدرت، کدامیک دشمن ملت ایران است ؟
*نظام ولایت، نظام فریب و خیانت
*از حجره و حوزه، تا کاخ نشینی و فرمانروایی
*حکومت اسلامی، حکومت فریبکاران
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*عاشورا : از تحمیق تا تطمیع و از امام تا یزید
*پیام عاشورا: کین خواهی و خشونت، تسلیم و اطاعت
*عاشورا و اسطوره سازان حرفه ای
*دو معضل نیروی های انتظامی: بر خورد با ماهواره ها و بد حجابی
*براندازی دین تازیان بومی : خوش خیالی و یا واقع بینی؟
*مسئول تحریمات: دشمنی با اسلام یا غنی سازی هسته ای؟
*براندازی نظام ولایت از براندازی فقاهت، مظهر دین میگذرد
*جهاد و شهادت جنایت است و در خصومت با انسانیت
*حرف قرآن، حرف قدرت است
*پیش بسوی انسان و آزادی
*چشم بند ان ، کاریکاتور ی که مقدس را موهن ساخت
* ما عاشق امامان خود هستیم!
*از دینداری تا غیرتمداری
*کدام بحران؟
*بازگشت دوران تازیان مهاجم
* بحساب دین یا بحساب ملت
*حکومت اسلامی، بازنده ی بزرگ در اجلاس جنبش عدم تعهد.
*ولایت جلوه ی الله
*الله، بازیگر اصلی
*بوی گند ارشاد
*براندازی ولایت از رهایی از یو غ الله میگذرد.
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*از کدام دین است که سخن میرانید؟
*حکومت ولایت، حکومت الله ست
*چرا باید با نام الله آغاز کنیم؟
*روحانیت دشمن ملت
*الله و جدایی جنسیت ها
*اسلام: دین فرمانروایی و فرمانبری
*خمینی الله را کشته است
*حجاب در ستیز و خصومت با عفاف