امنیت و آزادی
فیروز نجومی

 

بزرگترین منتی که نظام ولایت بر شهروندانش مینهد، برخورداری از "امنیت " است وانتظار هم دارد که مردم قدر این "نعمت " را بدانند و شکر گزار باشند و دست بدعا برداشته و از خداوند یکتا و یگانه طول عمر برای رهبر معظم انقلاب و تداوم حکومت ولایت، طلب نمایند. مردم باید خوشحال هم باشند که  قاصدان مرگ و نابودی، خود را در کوچه و بازار، در دبستان و دبیرستان در کنسرت و رستوران در مترو و قطارهای مسافربری منفجر و همراه خویش ده ها انسان را لت و پار نمیکنند. نیز چه شعادتی که مشتاقان حوری های باکره بهشتی، مردم را برگبار گلوله نمیبندند و انان را بخاک خون غوطه ور نمیسازند. همین بس، به آتشی که در منطقه برپا گردیده است بنگریم، بکشتار و تخریب و آوارگی که تقریبا دامن همه کشورهای همسایه را فرا گرفته و حتی امنیت اروپا را هم بخطر انداخته است. آیا این امنیتی که ما از آن برخورداریم، نعمت نیست؟ آسوده خاطر، سر بر بالش نهی و نه دلهره جان داری، نه اضطراب تجاوز به ناموس و نه آواره کوها و بیابانها و دریاها هستی. چه نعمت گرانبهایی ست، امنیت در پناه ولایت؟

اشتباه است، اما، اگر لحظه ای بیاندیشی که این نعمت بزرگ، امنیت، که واسطه آن ولی فقیه بوده است، مفت و مجانی بر ملت ایران باریده است، همچنانکه در تمام کشورهای جهان نیز چندان هم ارزان بدست نیامده است. در کشورهای دموکراتیک غربی، چه در امریکا و چه در کشورهای اروپای غربی از جمله فرانسه و انگلستان و بلژیگ و اسپانیا و غیره، بخشی عظیمی از مردم و نهادها و سازمانهای حقوقی نگران تنگ شدن عرصه ی "ازادی" اند، بهایی بس گران برای برخورداری از امنیت، چنانکه گویی آزادی و امنیت در تضاد با یکدیگراند، یا این یا آن، جمع شدنی با هم نیستند، یکدیگر را نفی میکنند. یعنی که شهروندان  کشورهائی که در معرض خطر اسلامیست های "نهیلیست" ضد زندگی قرار دارند، دیر زمانی ست که با این معضل اساسی روی در روی بوده اند. نه تنها بعضا، به تنگ شدن عرصه آزادی در برابر امنیت تن نداده اند بلکه بر این باوراند که پاسخ بی امنی ناشی از اعمال خشونت بار اسلامیست های جنایتکار، نه تنگ نمودن عرصه آزادی، بلکه گستردن دامنه آن است.

 خوب است به میزان امنیت به کشورهایی که آزاد محسوب میشوند، مثل کشورهای آمریکای شمالی و اروپای غربی نظری افکنیم، در این کشورها که مردم نسبتا بآزادی زندگی میکنند، لزوما مجبور نیستند، که اینگونه و یا آنگونه بر طبق مقررات قدم از درون به بیرون نهند. یعنی در جوامعی که آزادی در گزینش نهادین است، امنیت نیز نهادین است و جامعه از میزان بالایی از امنیت برخوردار است. حال، رخصت که  به جوامعی بنگریم که آزادی در آن پدیده ای ست غریبه، اگر از امنیتی برخوردار است بدلیل نا امنی هایی ست که در سرکوب نمودن آزادی بوجود آورده است. هیچیک از کشورها مسلمان عرب زبان را نمیتوان بر خوردار از امنیت دانست، چرا که ساختار قدرت اغلب با وحدت و مماشات با دین بسرکوب آزادی پرداخته اند و میپردازند. در این جوامع، بویژه جامعه اسلامی ما برهبری آیت الله های مقدس، هیچ اندیشمندی، نویسنده ای، پژوهشگری، بازیگری و موسیقی دانی وقتی خانه را ترک میکنند هیچ ضمانتی وجود ندارد که بخانه برخواهند گشت. مگر محمد مختاری، محمد جعفر پوینده در راه رفتن به محل کار و یا بازگشت بخانه ناپدید نگردیدند. ماموران امنیتی، شبانه به خانه سعیدی سیرجانی شبیخون زدند. از آغوش خانواده اش ربودند و هرگز یک بار دیگر هم، چشمانش به چهره نزدیکانش نیافتاد. چه امنیتی؟ چه نعمتی؟ آیا فروهر ها وجود آزادی را بخطر انداخته بودند و یا امنیت کشور را که باید قصابی میشدند؟ آیا روانه ساختن اتوبوسی که بیشتر از 20 تن از نویسندگان کشور را به ارمنستان میبرد به ته دره، نشانی ست از میزان بالای امنیت تحت حاکمیت ولایت فقیه؟  

ما چگونه میتوانیم احساس امنیت کنیم وقتی در گفتار و کردار و پندار خود آزاد نیستیم؟ وقتی نمیتوانیم باشیم، آنچه مینمائیم و یا بر عکس بتمایانیم، آنچه که هستیم. اگر از جنس زنی باید خود را در پس حجاب اسلامی پنهان نمایی تا در امان باشی. اگر دگر اندیشی باید دم فروبندی و هرگز کلمه ای ناخوشایند دین و قدرت بزبان نرانی. امروز کمتر کسی هست که گروگانگیری کارکنان سفارت آمریکا، سپس هشت سال جنگ پوچ و بیهوده و در پی آن بیش از 12 سال برنامه مصیبت بار "غنی سازی هسته ای بهر قیمتی" را مثبت و در راستای امنیت ملی، ارزیابی کند.

واقعیت نیز آنست که حکومت اسلام، بر نابودی امنیت بیناد گذارده شده است، یعنی که بر بنیان ستیز و خصومت با آزادی. چه امام مقدس و ملکوتی، امام خمینی، اگر از آزادی، هراس و واهمه در دل نداشت، دست خود را بخون سران ارتشی که بآنها امان داده بود آلوده نمیکرد، به تار و مار ساختن کردها و ترکمن ها و اعراب هموطن و کشتار جوانان انقلاب فدایی و مجاهد، به قتل عام در زندانها، دست نمیزد. امام مقدس و بعد جانشین او،  تنها با تکیه با شمشیر و شریعات، بکشتار آزادی ادامه دادند که کثرت و گوناگونی و چندگانی کشور  را  انکار کنند، امری که بدون خشونت و بگیر و ببند و زندان و شکنجه هرگز واقع نشود. اگر نظام مقدس ولایت وجود مخالف و دگراندیش و دگر باش و دگر باور را توان تحمل داشت، مجبور نبود که دست به شمشیر ببرد و سبب نا امنی بشود. درست بدلیل دشمنی با آزادی در درون است که رژیم آیت الله ها منطقه را به آتش کشیدند. آنها بکمک قصاب دمشق، بشار اسد، شتافتند تا با تجربیاتی که در سرکوب جنبش اعتراضی مردم که به جنبش "سبز" شهرت یافت، جنبش ضد دیکتاتوری را در سوریه بسرعت  نابود سازند. کوته بینی را تا کنون دیده ای؟

این بدان معناست که امنیتی که رژیم دین از آن سخن میراند و مورد تایید بسیاری از هموطنان هم هست است بقیمتی بس بسیار گران تمام شده است که بابت آن نسل های آینده نیز بدهکار خواهند بود.  امنیتی که بقیمت از دست دادن "آزادی" برقرار گردد، امنیت نیست، اسارت است و بندگی. مهم نیست اگر کمتر کسی بخسران و ضرر و زیان جبران ناپذیر این مبادله نابرابر و در ستیز با عدالت پی ببرد. اگر چنین مبادله ای بین امنیت در برابر آزادی در کشور ما بوقوع میپوندد بدون اینکه آبی از آب تکار بخورد و بحثی و یا گفتگویی صورت بگیرد، حکایت از ارزش ناچیزی میکند که جامعه اسلامی برای آزادی قائل میشود.

افزوده بر این چگونه میتوان از امنیت سخن راند، در حالیکه سلامت وجسم و جان شهروندان ایرانی در نتیجه ویرانسازی محیط زیست در معرض مسمومیت و ابتلا به صدها عارضه های تنفسی و گوارشی، مغزی و قلبی قرار دارند. آیا بیکاری و گرانی، گسترش فقر و عقب ماندگی فساد و فحشا و اعتیاد شاخص های برجسته امنیت اند؟ وقتی زمین زیر پایت فرو می نشیند، وقتی خود روهای غیر استاندارد و فاقد اولیه ترین مهندسی ایمنی که سالیانه جان بیش از 800000 نفر را میگیرد، یکی دیگر از نشانه های محکم مبنی بر برقراری امنیت است. وقتی سپاه پاسداران چپ و راست موشک پرانی میکنند و رهبرانشان دست به  رجز خوانی، لاف و گزاف، تهدید و تحریک میزنند،  برای ملت ایران امنیت بارمغان میآورد و یا نا امنی را دامن میزنند تا در پس آن بهتر بتواند آزادی را بزنجیر بکشند؟

نظام ولایت بطور روزمره مراسم اعدام و شلاق زنی در ملا عام براه میاندازد تا بتواند، بخشا، جامعه را متقاعد بوجود امنیت نمایند. که در جامعه اسلامی آنان که امنیت جامعه را بخطر بیاندازند عدالت اسلامی در سریعترین زمان بدون کوچکترین اغماض در مورد شان باجرا در میآید و از آنان شدیدا انتقام گرفته میشود. فرض که جنایت و قتل و دزدی و انواع و اقسام جرایم جنایی بسطح بسیار نازلی تنزل مییافت. کدام تخته شلاق و داربست اعدامی میتوانست مردم را از وجود امنیت آگاه و اقتدار آیت الله های مقدس را ارتقا دهد؟ بنابراین اگر بگوییم که حکومت اسلام خود تعارضی با جرایم جنایی ندارد، سخنی بگزاف نگفته ایم. چه نه تنها افزایش اعدام ها در خفا و یا در ملا عام، شلاق و زندان و شکنجه  به کاهش تبهکاری و قتل و جنایت منجر نگردیده است بلکه دارای قوس صعودی بوده است. دستگاه قضائیه ولایت در صدد ریشه کن سازی جرایم جنایی و تبهکاری های ریز و درشت نیست بلکه اشاعه دهنده آن است. چرا که آیت الله های مقدس خود از بزرگترین جنایتکارانی هستند که تا کنون در تاریخ بر کشور ما حاکم گردیده اند.

در برابر امنیت، نظام ولایت، هرگز چیزی کمتر از تسلیم و اطاعت نخواسته است و نمیخواهد، آنهم در تمامی عرصه های زندگی از جمله در عرصه قدرت و سیاست. یعنی که دهان بگله و شگایت نگشای، سکوت و خاموشی پیشه کن. چه جای پرسش است وقتی بقول رئیس جمهوری پیشین رژیم دین، محمود احمدی نژاد که شهرتی عالمگیر پیدا کرد، کشور، کشور امام زمان است، خزانه، پول به امام زمان تعلق دارد، با برکت است. روشن است در برابر دریافت نعمت امنیت باید که دم فرو بندی  از تحمل  خفت و خواری، اسارت و بندگی چیزی بزبان نرانی مباد که این نعمت الهی، امنیت بخطر افتد.

فیروز نجومی

Firoz Nodjomi

fmonjem@gmail.com

firoznodjomi.blogpost.com

rowshanai.org

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

فیروز نجومی

فهرست مطالب فیروز نجومی  در سایت پژواک ایران 

*ندای وجدان
*ویرانی بزرگ!‏
*از دین گریزی تا دین ستیزی
*سالروز نکبت و مصیبت ‏
*دگرگون سازی ارزش ‏ها!‏
*گفتمان رفسنجانی، گفتمان ریاکاری
*حقیقت نهائی!‏
*دیفروشان دیروز فرمانروایان امروز
*شاه گور خود کند و ولی فقیه گورکن خویش شود و دین!
*‎ ‎ دین مست باده قدرت !‏
*براندازی متولیان دین
*چیره شدن «عرب بر عجم» ‏ و آغاز نگون بختی ایرانیان
* آزادی و گریز از مسئولیت
* سرگذشت غم انگیز آزادی
*بازگشت بدوران رسالت ‏ و گره زدن دین به قدرت
*در چرائی نامگذاری الله و آغازیدن با نام او!‏
*عاشورا: اسطوره یا واقعیت
*بوی گند تقدس
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*عاشورا و قتل عام در زندانها
*محمد بشر بشیر و یا ‏‎ ‎خشم و خشونت و شمشیر
*«پافشاری بر نفاق» و عدالت اسلامی!
*جنگ شیعه وسنی:‏ اختلاف تاریخی یا دسیسه غربی؟
*خشونت هنجاری مقدس در قاموس اسلام
*کشتار جمعی در زندانها بجرم «ارتداد»
*تدبیرچیست؟
*بنام انسان و آزادی
*خشونت و گفتمان توحیدی
*پشت خمیده و بار سنگین دین و قدرت!
*امنیت و آزادی
*فقط آزادی
*شریعت اسلامی در ستیز با خودفرمانی
*معاشقه اسلام ناب محمدی با علم و تکنولوژی
* آزادیخواهی و باز تولید منش دیکتاتوری!
*اسلام در پیشگاه تاریخ
*بیگانگی ما از خود
* امریکا ستیزی یا اسلام ستیزی؟
*دشمن و دو قطبی شدن جامعه
* از درگیریهای کلامی تا امریکا ستیزی و فریبکاری
* امید کوکبی، قهرمان نافرمانی
*ظهور نیروی نامحسوس و امنیت اخلاقی
* تا کی؟
*رمز بقای نظام فرمانروایی و فرمانبری
*خائن کیست؟
*نقشه رذیلانه امریکا: «تزریق تقکر خاصی به نخبگان»
*آیا بجز ولی فقیه کسی دیگری هم هست؟
*نه به اخلاق اطاعت و فرمانبری!
*نفی حق گزینش: فروکاستی انسان به حیوان
* تن بخفت نباید داد
*انتخابات: طبل تو خالی
*رابطه دین با قدرت در امتداد تاریخ
*«جامعه ایران به کدام سو در حال حرکت است؟»
*انتخابات یعنی چه؟
*بدامن چه کسی پناه باید برد؟
*رهایی و ترک کیش اهریمنی
*بخندیم یا گریه کنیم؟
*از طلبگی تا خدایی و مسئله جانشینی!
*شمشیر ذوالفقارم آرزوست
*جور دیگری زندگی باید کرد
*بیان درد مشترک و یا صدور کیفرخواست علیه غرب؟
*اندر شکست دین جهاد و شهادت
*عاشورای پاریس
*آزادی را باید پرستید
*ولی فقیه، شاه نیست، مظهر دین است
*جامعه تک کتابی!
*عاشورا: شهادت یا خشونت؟
*کفر گرایی: راه رهایی و آزادی
*تقدس از جهل بر میخیزد
*قوم لوط، اخلاق انحرافی و خروج امام عج از غیبت
*اینهم شد خدا؟
*امنیت در سایه ولایت
*سردار حاج قاسم سلیمانی: سردار استبداد مضاعف دین و قدرت
*ز روز بلا باید دست بر سر گیریم
*فریبکاری مضاعف
*استبداد و آگاهی طبقاتی
*من مسلمانم، طرفدار رژیم دین هم نیستم!
*رهایی، آیا یک توهم است؟
*وای اگر دین نبود!
*خوار داشت انسان و قدسی سازی خشونت
*بر فراز منبر ولایت و یا خلافت؟
*الله: آموزگار بزرگ بیرحمی، خشونت و کین خواهی
*رمضان: زمینه ساز نظام فرمانروایی و فرمانبری
*دین ستیزی و یا قدرت ستیزی!
*جامعه بورژوازی و یا جامعه اسلامی فرا طبقاتی؟
* تاملی چند در باره جنبش عبور از ولایت!
*روحانیت: از حوزه تا حکومت
*کیست گورکن دین؟
*غنی سازی هسته ای بچه قیمتی؟
*شمشیر در نهان دین
*فرخنده: قهرمان جهالت ستیز
*دینمداری یا انسانمداری کدام یک اهریمنی ست؟
* دیکتاتوری و شریعت اسلامی
*سپاه پاسداران: سپاه ولایت و یا ملت
*توفان دیگری در راه است!
*ولایت دشمن اصلی ملت
*در خدمت و خیانت به اسلام و یا به ملت؟
*عدالت اسلامی!
*رهایی از دین یا جدایی آن از سیاست؟
*همزادی علم الله با قدرت
*«نه» بر تسلیم و اطاعت
*حصر و یا محاکمه: ولی فقیه بر سر دو راهی!
*تابوی هسته‌ای: نگاه ایدئولوژی یا نگاه اسلامی؟
*فرد و حکومت خدا
*قتلگاه سعیدی سیرجانی: «منزل آرام و مجلل در شمال شهر تهران»
* سعیدی سیرجانی به تاریخ پیوست
*آقای ظریف، ایران هراسی نه، اسلام هراسی!
*مذاکرات هسته ای: اراده ولایت یا اراده ملت؟
*امر به معروف، نهی از منکر و فرا رسیدن دوران کفر!
*امام حسین: اسطور ه یا انسانی زمینی؟
*جنایتکار کیست؟
*«امر به معروف با اسید نمیشه»
*دفاع مقدس یا شکست مفتصحانه ؟
*اسلام هراسی: خدمت و یا خیانت
*حقیقت نه بمب
*فریبخوردگان اکنون با ید به جنگ با الله برخیزند
*اسلام: دین رحمت و یا خشونت؟
*حکومت اسلامی: آبستن آزادی و استقلال و خود آئینی
*بازگشت اسلام به اصل خود
*توصیه ولایت: حفظ آرامش روانی !
*انفجار روابط جنسی در زیر زمین !
*هم ولایت و هم ریاست، هردو از دروغگویانند
*اسلحه ات را بر زمین بگذار ای مومن!
*نه حماس، نه اسرائیل
*شلاق، مجازات نا فرمانی و یا روزه خواری؟
*اعتدال، خدعه ای اسلامی
*«راه اندازی کلینک خشم در تهران»
*ما داعشی ها را خوب می شناسیم!
*حکومت اسلامی واژگون گردد، اگر زن حجاب از سر برگیرد
*بهشت با شلاق ؟
*از خاک سپاری مردگان در انقلاب مصر تا بازگشت آنان بزندگی در حکومت اسلامی
*سردار سرلشگر جعفری، سردار اسلام
*نبود آزادی و وحدت جنایت و عدالت در حکومت اسلامی
*زوگیری در فضای مجازی
*بازی دین و قدرت
*چهره کریه حکومت دین را بنگر
*زورگیری در اسارتگاه اوین
*یکتا و یگانه، تنها ولی فقیه است، بجز او هیچکس دیگری نیست!
*دین خصم آشتی ناپذیر آزادی
*پیام نوروزی خداوندگار خامنه ای : آزادی، بی آزادی
*دیو دو شاخ
*آزادی مسئولانه یا آزادی در فرمانبری؟
*22 بهمن: تاسیس استبداد مضاعف دین و قدرت
*انقلاب اسلامی: گریز از آزادی
*الله: مهربان و بخشنده و یا کین خواه و کیفر دهنده؟
*حال باید پرسید...
*از سلطه افکنی تا سلطه ستیزی
* قرآن، دین، قدرت، ما و آنها ؟
*تأملی چند در باره حکومت اسلامی و رهایی از آن
*بمناسبت اربعین: امامت یا خلافت؟ کدام حاکم است بر ما؟
*مماشات با دین بس!
*اسلام دین بیگانه با انسان
*فساد از اسلام بر میخیزد یا از قدرت؟
*مرگ بر غنی سازی هسته ای
*دیپلماسی ولایت و دفن حقوق بشر
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*از سلطه ستیزی تا دریوزگی
*بنگر، خداوند غرقه در خون است!
*باید رستم را فرا خواند
*خلع دین از حکومت
*مرگ بر آمریکا: رمز مقاومت مردم یا رمز بقای حکومت ارتجاع؟
*ستیز با شیطان بزرگ ستیز است با آزادی
*الله اکبر: دین یا سیاست؟
*طبل توخالی
*«نرمش قهرمانانه» یا حرکت مذبوحانه؟
*حرمت شکنی روحانیت
*زایش خدا: نفی انسان و آزادی
*گره هسته ای، وسیله است نه هدف، دینی ست نه سیاسی
*گفتمان اعتدال و آشتی اسلام با جهان سکولار!
*رمز و راز وزارت: شایستگی و لیاقت یا تسلیم و اطاعت از ولایت؟
*بوی فریبکاری به مشام میرسد
*تا ولایت هست، سیه روزی و تیره بختی هم هست
*گفتمان ولایت: وارونگی حقایق و بهانه جویی های احمقانه
*تیشه بر ریشه فقاهت، تیشه بر بنیان قدرت است
*آبادی بدون ویرانی؟ نه حقیقت، نه آزادی
*رمضان: بیداری وجدان و یا وجدان فرمانبر؟
*از خداوند خامنه ای ست که بوی گند برمیخیزد
*رئیس جمهور منتخب: باز تاب اراده ولایت و یا تبلور اراده ملت؟
*انتخابات و یا آفرینش حماسه سیاسی؟
*گفتمان ولایت، گفتمان تحقیر و توهین به ملت
*گفتمان انتخابات
*دلشوره انتخابات
*صداقت هرگز نه از دین برخیزد و نه از قدرت
*کارنامه ولایت و یا ریاست جمهوری؟
*رمز رهایی از دیکتاتوری
*احکام شریعت لغو و قیامت اعلام کنید
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*بازی هسته‌ای و اسطوره جهاد و شهادت
*جنگ عدالت با آزادی
*سکولاریسم از ستیز با دین گذر میکند
*هفت سین، بدون دال بیگانه: سال نو، دین نو
*ظهور امام چهاردهم
*الله، خدای یکتا و یگانه مرد است و مردانه میاندیش
*قدسی سازی خشونت، رمز بقای نظام ولایت
*اسلام دین بیگانه با انسان
*آقای رئیس جمهور
*دین را باید بدادگاه بکشانیم
*حکومت راهزنان و غارتگران
*کدام انتخابات؟ چه قانونی؟
*یورش به دفاتر روزنامه ها و زور گیری روزنامه نگاران
*حاکم یا محکوم، کدامیک زور گیر است؟
*نظام ولایت، نظام قانون گریز و قانون شکن
*تاج شاهی بر سر خداوند خامنه‌ای
*دین و یا قدرت، کدامیک دشمن ملت ایران است ؟
*نظام ولایت، نظام فریب و خیانت
*از حجره و حوزه، تا کاخ نشینی و فرمانروایی
*حکومت اسلامی، حکومت فریبکاران
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*عاشورا : از تحمیق تا تطمیع و از امام تا یزید
*پیام عاشورا: کین خواهی و خشونت، تسلیم و اطاعت
*عاشورا و اسطوره سازان حرفه ای
*دو معضل نیروی های انتظامی: بر خورد با ماهواره ها و بد حجابی
*براندازی دین تازیان بومی : خوش خیالی و یا واقع بینی؟
*مسئول تحریمات: دشمنی با اسلام یا غنی سازی هسته ای؟
*براندازی نظام ولایت از براندازی فقاهت، مظهر دین میگذرد
*جهاد و شهادت جنایت است و در خصومت با انسانیت
*حرف قرآن، حرف قدرت است
*پیش بسوی انسان و آزادی
*چشم بند ان ، کاریکاتور ی که مقدس را موهن ساخت
* ما عاشق امامان خود هستیم!
*از دینداری تا غیرتمداری
*کدام بحران؟
*بازگشت دوران تازیان مهاجم
* بحساب دین یا بحساب ملت
*حکومت اسلامی، بازنده ی بزرگ در اجلاس جنبش عدم تعهد.
*ولایت جلوه ی الله
*الله، بازیگر اصلی
*بوی گند ارشاد
*براندازی ولایت از رهایی از یو غ الله میگذرد.
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*از کدام دین است که سخن میرانید؟
*حکومت ولایت، حکومت الله ست
*چرا باید با نام الله آغاز کنیم؟
*روحانیت دشمن ملت
*الله و جدایی جنسیت ها
*اسلام: دین فرمانروایی و فرمانبری
*خمینی الله را کشته است
*حجاب در ستیز و خصومت با عفاف