امام حسین: اسطور ه یا انسانی زمینی؟
فیروز نجومی

قریب به هزار و چهارصد سال است که از واقعه کربلا و مقاتله امام حسین، سومین امام، میگذرد. شک و تردید نباید داشت که در طول این زمان آلایش و پالایش بسیار یافته و با اسطوره و افسانه در هم آمیخته است. یعنی هر آنچه در اصل بوقع پیوسته است  با آنچه که رسم و رسوم و سنت گردیده و از نسلی بدیگر نسل انتقال یافته است،  تفاوتهای بسیار است. آنچه که یک دعوای ایلی و قبیله ای وخاندانی بوده است، تبدیل گردیده است بیک واقعه تراژیک و غم و اندوه سازی که تحمل هر درد و شکنجه و ریختن هر خونی را در انتقامش بیرنگ میسازد.

 

داستان سفر امام حسین بطرف عراق بدعوت مردم آندیار وسپس رویگردانی آنان از امام و سرانجام مقاتله وی تحقیقا یک واقعه ی دنیوی و تاریخی ست، مبارزه بر سرقدرت و حکمرانی، پیروزی حاکم ظالم و شکست محکوم مظلوم،  جوهر اصلی داستان غم انگیز عاشورا است.  حتی بعضی از محققین بر آنند که دشمنی امام حسین و یزید تا اندازه ای نیز ریشه در حسادت و رقابتهای عشقی و خصومت و کین خواهی بین دو خاندان هاشم و عبدالشمس،  دو طایقه از قبیله پرقدرت قریش، داشته است . بنابراین عشق و حسادت، خیانت و توطئه، اختلافات دیرینه بر سر کنترل ثروت و قدرت و تامین سلطه خانوادگی از جمله عواملی هستند که منجر به واقعه کربلا  میگردد. البته بدون تردید با پایانی تراژیک و غم انگیز.

 

 تاریخ عرب همانند تاریخ جوامع بشری مملو است ازوسوسه ها و دسیسه ها و توطئه ها، درگیریها و زد و خورد های خونین، بمنظور در آغوش کشیدن عروس زیبا و فریبنده ی قدرت. شاید بی نیاز از بیان است  که همآغوشی با عروس قدرت مستی آورد و مدهوشی، حرص وآز و بی خبری. پس حاکم، شر شود و نماینده بدی و زشتی و آنکه ناکام ماند، به نیکی نام آورشود و نماینده خوبی و پاکی.

 

 بنابراین دشوار است که واقعه کربلا را یک پدیده استثنائی و بیش از حد تکان دهنده انگاشت، بویژه در مقایسه با آنچه در شرایط کنونی در عراق  یعنی همان سرزمینی که امام در آن بهلاکت رسید، واقع میشود. روزی نیست که صدها نفر انسانهای بی گناه از زن و مرد گرفته تا  پیرو جوان تکه پاره نشوند و بخاک و خون خود نغلتند. اما داستان کربلا، داستانی ست دیگر.  پس از گذشتن قرنها هنوز احساس درد و رنج و محنت را در درون امام پرستان برانگیزد. صد ها سال است که مردم در  ماه محرم بعزا نشینند، در غم و اندوه فرو روند، گریه و شیون و زاری کنند، نه برای لحظاتی کوتاه و زود گذر، بلکه چندین روز متوالی. عزا داری و سکواری رسما از روز اول ماه محرم آغاز میگردد، اما بنرمی و آرامش.  در روز نهم و دهم و یا در تاسوعا و عاشورا به اوج خود میرسد. در عاشورا ست که  امام حسین و هفتاد دو تن از همراهان و اعضای خانواده اش در نبرد با لشگر خلیفه یزید به قتل میرسند، آنگاه فرو نشیند عزا داری تا "اربعین " چله ی امام.  

 

عاشورا، دهمین روز  و روز نهائی ست. روزی که فرزند پیامبر خداوند بامر خلیفه یزید و بدست شمر، بطرز فجیعی به خاک و خون کشانده شود. در این روز نهائی است که عزا سطح جامعه را بپوشاند. سیاهی و خاموشی فراگیر شود. کمتر کسی است که شرکت نجوید در غم و اندوه جمعی،  چنانکه جامعه یکی شود و یگانه.  حتی اگر درحاشیه های جامعه هم که قرار گرفته باشی غرق شوی در امواج ناله های سوزناک و دل آزار عزا دارن.  عزاداران در آفرینش صحنه های درد انگیز و هولناک از یکدیگر سبقت جویند . بعضی تیغ بر جان خود کشند و سر و روی خود را خونین سازند. برخی دیگر برسر و سینه خود سخت کوبند یا با دستهای سنگین یا با زنجیرهای تیز و درد انگیز. منبر نشینان، موعظه گران، خطبه گویان، سخنرانان، روضه خوانان، تعزیه گردانان، مرثیه سرایان، مدحان و نوحه خوانان را نیز باید بخش عمده صحنه آفرینان درد و رنج، محنت و مصیبت عاشورا دانست.

 

واقعیت آنست که کمتر داستانی میتوان در امتداد تاریخ یافت که از نسلی به نسلی دیگر انتقال یابد و معانی متعدد و متضاد و متغیر نیابد، و رفته رفته باسطوره تبدل نشود، بویژه اگر  غور و تفحص و نقل و انتقال آن بشکل حرفه ای پر نفوذ و قدرت در آید و مولد ثروت و درآمد شود. در دست صحنه آفرینان حرفه ای، از فقها و مجتهدان گرفته تا مداحان و روضه خوانان، داستان کربلا  بیک اسطوره مابعدالطبیعی و دینی تبدیل یافته است. حادثه کربلا از یک واقعه تاریخی و بشری و نسبتا عادی بیک پدیده آسمانی و الهی در آمده است. اسطوره سازان شخصیت اصلی داستان کربلا، حسین  را از یک انسان بیک موجود غیر انسانی، بیک فرشته الهی در ارتباط  با عالم دیگر، مبدل ساخته اند. ریشه و نسبت او،  نه انسانی که الهی است.

 

آقای آیت اله محمد حسین حسینی طهرانی در کتاب امام شناسی خود(7مجلد) اظهار میدارد که :

 

عثمان بن عفان از پیغمبر اکرم روایت کرده است که آن حضرت فرمود: خداوند تبارک و تعالی چهارده هزار سال پیش از آنکه آدم بوالبشر را خلق کند من و علی را از نورواحد بیافرید، چون آدم را خلق کرد  من و علی را از نور واحد بیافرید، چون آدم را خلق کرد آن نور را در صلب او قرار داد و دائما آن نور نسلا بعد نسل واحد بود تا درصلبب عبدالمطلب بدو قسمت منقسم شد نیمی به من و نیمی به علی بن ابیطالب منتقل شد پس خداوند نبوت را درمن قرار داد و وصایت و ولایت را در علی قرار داد (جلد اول ص 26).

 

 واضح است که مرگ امام حسین(امامان بطور کلی نی)  مرگ یک انسان عادی نیست که در نبرد عشق و قدرت، جان خود و خانواده اش را برحسب رسم و رسوم جامعه عرب  از دست دهد. او فرزند معصوم و مظلوم خداوند است که بدست نابکاران و شمر ملعون هلاک میشود. او تبلور خوبی  است و  شجاعت و تجسم جهاد است و شهادت. عالم هرگز مثلش ندیده است و نخواهد دید. هزاران هزار روایت است مبنی بر آسمانی بودن امام حسین و ارتباط او با فرشتگان الهی. آیت الله شیخ عباس قمی در تالیف «ذکر تاریخ چهارده معصوم» نقل میکند که  جبرییل، هرگاه که بدیدار پیامبر برزمین می نشست حسین (حسنین) را در آغوش میکشید و مسرتش را با اهدای میوه های آسمانی بجای میآورد. روایت است که وقتی امام  متولد میشود جبرییل فرود آید و به  پیغمبر ابلاغ کند که اراده حق تعالی بر آن است که او را حسین بنامی(منتهی الامال، ذکر تاریخ چهارده معصوم، ص 392).

 

 جیرییل نیز مانند پیامبر از سرنو شت محتوم حسین آگاه بود. این اراده الهی بود. آنها بدان آگاهی داشتند که حسین را خداوند برای شهادت برگزیده است. روایات  بسیاری  ست مبنی برگریستن پیامبر بر شهادت حسین هنگامیکه حسین گام بعرصه وجود نهاد. امام حسین بالا و برتر ازانسان است. او فرشته شهادت است. او ساخته شده از نور الهی است. تاسوعا، خاموشی نور الهی ست. عاشورا پایان خوبی و رحمت الهی است. حتی اگر ولایت بحکومت رسد. مرگ حسین آغاز دوران غم و اندوه است و سیاهی و تاریکی . مرگ او مرگ یک موجود مقدس است و الهی  نه انسانی عادی.

 

 بر این اسطوره است که جامعه، از زیر تا زبر، از پائین تا بالا ، از دارا و ندار، از قوی و ضعیف، اشک میریزند. آنچه آنان را غمگین و اندو هناک میکند و بهم پیوند میزند، احساس عجز و ناتوانیست در برابر مرگ نور و رحمت الهی. کیست که توان کسب فضائل و خصائل امام حسین را در خود جوید. چگونه ممکن شود از انسانی زمینی نا پاک و آلوده آن برآید که از امام حسین بر آمده است.  برخلاف امام که تلخی مرگ را بر زندگی تحت ستم ترجیح دهد، عزادار، زندگی را دوست دارد و برای ماندن و بقا و بهتر زیستن تلاش کند. این دلبستگی بزندگی حتی در دوران تاریکی و سیاهی، در دوران استبداد و ستمگری، او را لبریز از گناه کند. بار این گناه را اسطوره سازان و صحنه آفرینان درد و رنج و محنت، - با مداحی و ثنا و ستایش امام بعنوان یک فرشته الهی- چنان سنگین سازند که توان اعتراف به دون همتی و پستی  را از آدمی سلب سازد. تنها با خود آزاری و خود ستیزی، شیون و گریه و زاری در مرگ امام است که میتوان انتظار رحمت الهی را داشت. روایت از حضرت صادق است که:

 

هرکه شعری در مرثیه ی حضرت حسین(ع) بخواندو پنجاه کس را بگریاندذ بهشت او را واجب گردد. و هرکه سی کس را بگریاند بهشت او را واجب گردد. و هرکه  بیست کس را، و هرکه ده کس را و هرکه پنج کس راو هرکه یک کس را بگریاند، بهشت او را واجب گردد. و هرکه مرثیه بخواند و خود بگرید بهشت او را واجب گردد. و هرکه مرثیه بخواند و خود بگرید بهشت او را واجب گردد. و هرکه او را گریه نیاید، پس تباکی کند بهشت او را واجب گردد. (منتهی الامال ص404)

 

از آغاز محرم، صحنه آفرینان درد و رنج و محنت، روضه خوانان و مداحان، واعظین و خطبه خوانان، مصائب امام گویند، یک به یک و جزئیات بخون غلتیدن یک و یا چند تن از هفتاد دو تن، بویژه دو فرزند امام حسین، اصغر و اکبر به شرح و یا با آوایی حزن برانگیز، شور و غوغا در دلها برپا کنند. احساسات را چنان برانگیزانند که سوکواران خاک بسرخود ریزند، پیکر خود را زخمین و خونین سازند و صحنه های دردآلود و درد انگیز بوجود آورند. اعتراف بگناه در مذهب کاتولیک فردیست در خلوت واقع شود و در حضور پدر روحانی. در مذهب شیعه بشکل فستیوال درد است و غم و اندوه، اشک ریزی و سوکواری جمعی است و اجتماعی. در این فستیوال آنچه امامپرستان را در کنترل خود در آرد، احساس است و عواطف انسانی.  چون راه حسین یک راه الهی است نه یک راه انسانی. ناتوان در پیمودن این راه همراه است با احساس شرمندگی. عزاداری را نباید فرصتی برای گشودن عقده ها دانست، بلکه باید آنرا یک اعتراف بگناه جمعی تلقی نمود که شکل فستیوال بخود گیرد. در این فستیوال بازار روضه خوانها و خطبه گویان و واعظان، نوح خوانان و مرثیه سرایان رونق گیرد. همه فعالیتها و جنب و جوشها در جامعه شکل نمایشی بخود گیرد و همه چیز تماشائی شود:  پرچمهای رنگین، علامات تزئینی،  دسته های مرتب و منظم سینه زنی و زنجیر زنی همراه موزیک سنج و دهل و نوحه خوانی، انواع و اقسام تعزیه گردانی، در خاتمه طعامهای مجلل و خوشبو و  اشتها آور، همه هم تماشائیست، هم عزاداری.

 

آنچه حائز اهمیت است اینست که این فستیوال درد و رنج همچون تیغی دولبه است. هم میتواند مورد بهره برداری قدرت قرار گیرد و هم علیه قدرت بکار گرفته شود. اما ماهیت اسطوره ای واقعه کربلا تغییری نکند. در دوران حکومت شاهان حداقل از دوران آل بویه بعد یا بیش از یکهزار سال، برگزاری فستیوالهای غم و اندوه برگزار گردیده اند صرفنظر از ماهیت ستمگرانه قدرت. هماکنون که در راس  صحنه آفرینان حرفه ای  آیت الله ها بقدرت رسیده اند، بیش از همیشه ساختار قدرت نیازمند است بر برگزاری هرچه باشکوه تر این فستیوالهای درد و رنج و محنت.

 

خداوند خامنه ای، جانشین امام در زمان غیبت،  نیازمندی ساختار قدرت به تداوم آفرینش صحنه های درد و رنج و محنت اشاره و تاکید دارد که:

 

 روضه خوانی وذکر مصیبت نه تنها منسوخ در جامعه نیست، بلکه لازم است و یاد امام حسین (ع) و ذکر مصیبت و بیان فضایل آن بزرگوار – چه بصورت روضه خوانی و چه به شکل مراسم عزاداری گوناگون- باید بشکل رایج و معمول و گریه آور وعاطفه براانگیز وتکان دهنده دلها، در بین مردم ما باشد و از آنچه که هست، قویتر هم بشود (20/4/70،  بنقل از کارگزاران، یازدهم بهمن 1385).

 

حضرت ولی فقیه بخوبی میداند که حرفه اسطوره سازی بر اساس شور و احساس و عاطفه است که میتواند تداوم یابد. در نتیجه امام حسین هرگز نمیتواند صورت انسانی بخود گیرد. چگونه توانی قرنها در سوک انسانی زمینی و خاکی، خود بیازاری و مجروح سازی و غبار غم واندوه برچهره خود پاشی. بقا و تداوم حرفه اسطوره سازی نیازمند غلیان شور و احساس است، نه فعال سازی عقل و اندیشه. عاشورا،  اسطوره ایست که دریافت آن تنها از راه احساس است که میسر گردد، نه از راه عقل و خرد و چند و چون و چرا. زیرا که امام حسین و عاشورا در ما نهادین است و انتقالی از یک نسل به نسل دیگر. که امام یک موجود ماورایی ست. روشن است که کردار و گفتار امام و یا امامان را که نتوان در ترازوی عقل انسانی وزن کرد و سنجید. اراده الهی برآن بوده است که از میان دوازده امام فقط یکی را برای شهادت در میدان نبرد برگزیند و یازده امام دیگر را بمدارا و مصالحه با قدرت وادارد. البته امام علی نیز به دست یک ضارب نه در میدان جنگ بلکه هنگام نماز. شهادت دیگر امامان از جمله امام دوم سراسر ظن و تردید است. روشن است که هرچه کندی عقل وخرد عمیقتر، شور و احساسات شدیدتر، و در نتیجه بهره برداری از آن بسود ثروت و قدرت بیشتر، نیز تحمل واقعیت و مقاومت ضعیفتر. تعصب و نابینایی نهادینه، بسنر استبداد مضاعف دین و قدرت است.

 

برای این نوشته از منابع زیر بهره گرفته شده است.

1. .امام شناسی، تالیف حضرت علامه آیت اله سید محمد حسین حسینی طهرانی انتشارات حکمت.

2. منتهی الآمال، ذکر تاریخ چهارده معصوم، تالیف ثعت المحدثین مرحوم حاج شیخ عباس قمی، ویراسته ی کاظم عابدینی مطلق، مؤسسه پخش کامکار.

3. اندیشه سیاسی در اسلام معاصر، حمید عنایت، ترجمه بهاء الدین خرمشاهی، انتشارات خوارزمی.

 

منبع:پژواک ایران


فیروز نجومی

فهرست مطالب فیروز نجومی  در سایت پژواک ایران 

* پس از مرگ ولایت، مرگ روحانیت! [2017 Sep] 
*روحانیت باید برود!  [2017 Sep] 
* مسئولیت و شریعت اسلامی  [2017 Aug] 
* حوزه های علمیه را به موزه های تاریخ بسپاریم!  [2017 Aug] 
*بازدارندگی و زوال روحانیت! [2017 Aug] 
*کیست دشمن ملت و خصم آزادی؟  [2017 Aug] 
* آزادی زن ‏ و فرو پاشی رژیم دین  [2017 Jul] 
*اندر انتظار فروپاشی نظام اسلامی  [2017 Jul] 
*دین تازیان و معضل عقب ماندگی [2017 Jul] 
*شرم مضاعف و ضرورت آزادی  [2017 Jul] 
*رای خدا در برابر رای مردم [2017 Jun] 
*ولایت: گورکن الله!  [2017 Jun] 
*زنده باد کفر  [2017 Jun] 
*انتخابات و ‏نیروی ‏براندازنده ‏‏«کفر»  [2017 May] 
* مناظره روبهان [2017 May] 
* رئیس جمهور چکاره ست؟ [2017 Apr] 
*انتخابات را به خاکسپاری رژیم جنایتکار تبدیل کنیم! [2017 Apr] 
*انتخابات خوب است!‏ [2017 Apr] 
*حقیقت را باید گفت!‏ [2017 Apr] 
* از یکتا پرستی تا ‏کثرت خواهی [2017 Apr] 
*ندای وجدان [2017 Mar] 
*ویرانی بزرگ!‏  [2017 Mar] 
*از دین گریزی تا دین ستیزی [2017 Feb] 
*سالروز نکبت و مصیبت ‏  [2017 Feb] 
*دگرگون سازی ارزش ‏ها!‏  [2017 Jan] 
*گفتمان رفسنجانی، گفتمان ریاکاری [2017 Jan] 
*حقیقت نهائی!‏  [2017 Jan] 
*دیفروشان دیروز فرمانروایان امروز  [2016 Dec] 
*شاه گور خود کند و ولی فقیه گورکن خویش شود و دین!  [2016 Dec] 
*‎ ‎ دین مست باده قدرت !‏ [2016 Dec] 
*براندازی متولیان دین  [2016 Dec] 
*چیره شدن «عرب بر عجم» ‏ و آغاز نگون بختی ایرانیان [2016 Nov] 
* آزادی و گریز از مسئولیت  [2016 Nov] 
* سرگذشت غم انگیز آزادی [2016 Nov] 
*بازگشت بدوران رسالت ‏ و گره زدن دین به قدرت  [2016 Oct] 
*در چرائی نامگذاری الله و آغازیدن با نام او!‏  [2016 Oct] 
*عاشورا: اسطوره یا واقعیت  [2016 Oct] 
*بوی گند تقدس  [2016 Oct] 
*دعوت به امام عج و ظهور دجال  [2016 Sep] 
*عاشورا و قتل عام در زندانها [2016 Sep] 
*محمد بشر بشیر و یا ‏‎ ‎خشم و خشونت و شمشیر [2016 Sep] 
*«پافشاری بر نفاق» و عدالت اسلامی! [2016 Sep] 
*جنگ شیعه وسنی:‏ اختلاف تاریخی یا دسیسه غربی؟  [2016 Aug] 
*خشونت هنجاری مقدس در قاموس اسلام [2016 Aug] 
*کشتار جمعی در زندانها بجرم «ارتداد» [2016 Aug] 
*تدبیرچیست؟ [2016 Aug] 
*بنام انسان و آزادی [2016 Jul] 
*خشونت و گفتمان توحیدی  [2016 Jul] 
*پشت خمیده و بار سنگین دین و قدرت! [2016 Jul] 
*امنیت و آزادی [2016 Jul] 
*فقط آزادی [2016 Jul] 
*شریعت اسلامی در ستیز با خودفرمانی [2016 Jun] 
*معاشقه اسلام ناب محمدی با علم و تکنولوژی [2016 Jun] 
* آزادیخواهی و باز تولید منش دیکتاتوری!  [2016 Jun] 
*اسلام در پیشگاه تاریخ [2016 Jun] 
*بیگانگی ما از خود  [2016 May] 
* امریکا ستیزی یا اسلام ستیزی؟ [2016 May] 
*دشمن و دو قطبی شدن جامعه [2016 May] 
* از درگیریهای کلامی تا امریکا ستیزی و فریبکاری [2016 May] 
* امید کوکبی، قهرمان نافرمانی [2016 May] 
*ظهور نیروی نامحسوس و امنیت اخلاقی [2016 Apr] 
* تا کی؟  [2016 Apr] 
*رمز بقای نظام فرمانروایی و فرمانبری [2016 Apr] 
*خائن کیست؟ [2016 Apr] 
*نقشه رذیلانه امریکا: «تزریق تقکر خاصی به نخبگان» [2016 Mar] 
*آیا بجز ولی فقیه کسی دیگری هم هست؟  [2016 Mar] 
*نه به اخلاق اطاعت و فرمانبری!  [2016 Mar] 
*نفی حق گزینش: فروکاستی انسان به حیوان [2016 Mar] 
* تن بخفت نباید داد [2016 Feb] 
*انتخابات: طبل تو خالی  [2016 Feb] 
*رابطه دین با قدرت در امتداد تاریخ [2016 Feb] 
*«جامعه ایران به کدام سو در حال حرکت است؟» [2016 Feb] 
*انتخابات یعنی چه؟ [2016 Jan] 
*بدامن چه کسی پناه باید برد؟  [2016 Jan] 
*رهایی و ترک کیش اهریمنی [2016 Jan] 
*بخندیم یا گریه کنیم؟  [2016 Jan] 
*از طلبگی تا خدایی و مسئله جانشینی!  [2016 Jan] 
*شمشیر ذوالفقارم آرزوست [2015 Dec] 
*جور دیگری زندگی باید کرد  [2015 Dec] 
*بیان درد مشترک و یا صدور کیفرخواست علیه غرب؟ [2015 Dec] 
*اندر شکست دین جهاد و شهادت [2015 Nov] 
*عاشورای پاریس [2015 Nov] 
*آزادی را باید پرستید [2015 Nov] 
*ولی فقیه، شاه نیست، مظهر دین است [2015 Nov] 
*جامعه تک کتابی! [2015 Oct] 
*عاشورا: شهادت یا خشونت؟ [2015 Oct] 
*کفر گرایی: راه رهایی و آزادی [2015 Oct] 
*تقدس از جهل بر میخیزد  [2015 Oct] 
*قوم لوط، اخلاق انحرافی و خروج امام عج از غیبت  [2015 Oct] 
*اینهم شد خدا؟ [2015 Sep] 
*امنیت در سایه ولایت [2015 Sep] 
*سردار حاج قاسم سلیمانی: سردار استبداد مضاعف دین و قدرت [2015 Sep] 
*ز روز بلا باید دست بر سر گیریم [2015 Sep] 
*فریبکاری مضاعف [2015 Aug] 
*استبداد و آگاهی طبقاتی [2015 Aug] 
*من مسلمانم، طرفدار رژیم دین هم نیستم! [2015 Aug] 
*رهایی، آیا یک توهم است؟ [2015 Aug] 
*وای اگر دین نبود! [2015 Aug] 
*خوار داشت انسان و قدسی سازی خشونت [2015 Jul] 
*بر فراز منبر ولایت و یا خلافت؟ [2015 Jul] 
*الله: آموزگار بزرگ بیرحمی، خشونت و کین خواهی [2015 Jul] 
*رمضان: زمینه ساز نظام فرمانروایی و فرمانبری [2015 Jun] 
*دین ستیزی و یا قدرت ستیزی! [2015 Jun] 
*جامعه بورژوازی و یا جامعه اسلامی فرا طبقاتی؟ [2015 Jun] 
* تاملی چند در باره جنبش عبور از ولایت! [2015 May] 
*روحانیت: از حوزه تا حکومت [2015 May] 
*کیست گورکن دین؟ [2015 Apr] 
*غنی سازی هسته ای بچه قیمتی؟ [2015 Apr] 
*شمشیر در نهان دین [2015 Apr] 
*فرخنده: قهرمان جهالت ستیز [2015 Mar] 
*دینمداری یا انسانمداری کدام یک اهریمنی ست؟ [2015 Mar] 
* دیکتاتوری و شریعت اسلامی [2015 Mar] 
*سپاه پاسداران: سپاه ولایت و یا ملت [2015 Mar] 
*توفان دیگری در راه است! [2015 Feb] 
*ولایت دشمن اصلی ملت [2015 Feb] 
*در خدمت و خیانت به اسلام و یا به ملت؟ [2015 Feb] 
*عدالت اسلامی! [2015 Feb] 
*رهایی از دین یا جدایی آن از سیاست؟ [2015 Jan] 
*همزادی علم الله با قدرت [2015 Jan] 
*«نه» بر تسلیم و اطاعت [2015 Jan] 
*حصر و یا محاکمه: ولی فقیه بر سر دو راهی! [2015 Jan] 
*تابوی هسته‌ای: نگاه ایدئولوژی یا نگاه اسلامی؟ [2014 Dec] 
*فرد و حکومت خدا [2014 Dec] 
*قتلگاه سعیدی سیرجانی: «منزل آرام و مجلل در شمال شهر تهران» [2014 Dec] 
* سعیدی سیرجانی به تاریخ پیوست [2014 Dec] 
*آقای ظریف، ایران هراسی نه، اسلام هراسی! [2014 Dec] 
*مذاکرات هسته ای: اراده ولایت یا اراده ملت؟ [2014 Nov] 
*امر به معروف، نهی از منکر و فرا رسیدن دوران کفر! [2014 Nov] 
*امام حسین: اسطور ه یا انسانی زمینی؟ [2014 Nov] 
*جنایتکار کیست؟ [2014 Oct] 
*«امر به معروف با اسید نمیشه» [2014 Oct] 
*دفاع مقدس یا شکست مفتصحانه ؟ [2014 Oct] 
*اسلام هراسی: خدمت و یا خیانت [2014 Oct] 
*حقیقت نه بمب  [2014 Oct] 
*فریبخوردگان اکنون با ید به جنگ با الله برخیزند [2014 Sep] 
*اسلام: دین رحمت و یا خشونت؟ [2014 Sep] 
*حکومت اسلامی: آبستن آزادی و استقلال و خود آئینی [2014 Sep] 
*بازگشت اسلام به اصل خود [2014 Sep] 
*توصیه ولایت: حفظ آرامش روانی !  [2014 Aug] 
*انفجار روابط جنسی در زیر زمین ! [2014 Aug] 
*هم ولایت و هم ریاست، هردو از دروغگویانند [2014 Aug] 
*اسلحه ات را بر زمین بگذار ای مومن! [2014 Aug] 
*نه حماس، نه اسرائیل [2014 Aug] 
*شلاق، مجازات نا فرمانی و یا روزه خواری؟  [2014 Jul] 
*اعتدال، خدعه ای اسلامی [2014 Jul] 
*«راه اندازی کلینک خشم در تهران» [2014 Jul] 
*ما داعشی ها را خوب می شناسیم! [2014 Jul] 
*حکومت اسلامی واژگون گردد، اگر زن حجاب از سر برگیرد [2014 Jun] 
*بهشت با شلاق ؟ [2014 Jun] 
*از خاک سپاری مردگان در انقلاب مصر تا بازگشت آنان بزندگی در حکومت اسلامی  [2014 Jun] 
*سردار سرلشگر جعفری، سردار اسلام [2014 Jun] 
*نبود آزادی و وحدت جنایت و عدالت در حکومت اسلامی [2014 May] 
*زوگیری در فضای مجازی [2014 May] 
*بازی دین و قدرت [2014 May] 
*چهره کریه حکومت دین را بنگر [2014 May] 
*زورگیری در اسارتگاه اوین [2014 Apr] 
*یکتا و یگانه، تنها ولی فقیه است، بجز او هیچکس دیگری نیست! [2014 Apr] 
*دین خصم آشتی ناپذیر آزادی [2014 Apr] 
*پیام نوروزی خداوندگار خامنه ای : آزادی، بی آزادی [2014 Apr] 
*دیو دو شاخ [2014 Mar] 
*آزادی مسئولانه یا آزادی در فرمانبری؟ [2014 Mar] 
*22 بهمن: تاسیس استبداد مضاعف دین و قدرت [2014 Feb] 
*انقلاب اسلامی: گریز از آزادی [2014 Feb] 
*الله: مهربان و بخشنده و یا کین خواه و کیفر دهنده؟ [2014 Feb] 
*حال باید پرسید... [2014 Jan] 
*از سلطه افکنی تا سلطه ستیزی [2014 Jan] 
* قرآن، دین، قدرت، ما و آنها ؟ [2014 Jan] 
*تأملی چند در باره حکومت اسلامی و رهایی از آن [2014 Jan] 
*بمناسبت اربعین: امامت یا خلافت؟ کدام حاکم است بر ما؟ [2013 Dec] 
*مماشات با دین بس!  [2013 Dec] 
*اسلام دین بیگانه با انسان [2013 Dec] 
*فساد از اسلام بر میخیزد یا از قدرت؟  [2013 Dec] 
*مرگ بر غنی سازی هسته ای  [2013 Nov] 
*دیپلماسی ولایت و دفن حقوق بشر [2013 Nov] 
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز [2013 Nov] 
*از سلطه ستیزی تا دریوزگی [2013 Nov] 
*بنگر، خداوند غرقه در خون است! [2013 Nov] 
*باید رستم را فرا خواند [2013 Nov] 
*خلع دین از حکومت [2013 Oct] 
*مرگ بر آمریکا: رمز مقاومت مردم یا رمز بقای حکومت ارتجاع؟ [2013 Oct] 
*ستیز با شیطان بزرگ ستیز است با آزادی [2013 Oct] 
*الله اکبر: دین یا سیاست؟ [2013 Oct] 
*طبل توخالی [2013 Sep] 
*«نرمش قهرمانانه» یا حرکت مذبوحانه؟ [2013 Sep] 
*حرمت شکنی روحانیت  [2013 Sep] 
*زایش خدا: نفی انسان و آزادی [2013 Sep] 
*گره هسته ای، وسیله است نه هدف، دینی ست نه سیاسی [2013 Aug] 
*گفتمان اعتدال و آشتی اسلام با جهان سکولار! [2013 Aug] 
*رمز و راز وزارت: شایستگی و لیاقت یا تسلیم و اطاعت از ولایت؟ [2013 Aug] 
*بوی فریبکاری به مشام میرسد [2013 Aug] 
*تا ولایت هست، سیه روزی و تیره بختی هم هست [2013 Aug] 
*گفتمان ولایت: وارونگی حقایق و بهانه جویی های احمقانه [2013 Jul] 
*تیشه بر ریشه فقاهت، تیشه بر بنیان قدرت است [2013 Jul] 
*آبادی بدون ویرانی؟ نه حقیقت، نه آزادی [2013 Jul] 
*رمضان: بیداری وجدان و یا وجدان فرمانبر؟ [2013 Jul] 
*از خداوند خامنه ای ست که بوی گند برمیخیزد [2013 Jun] 
*رئیس جمهور منتخب: باز تاب اراده ولایت و یا تبلور اراده ملت؟ [2013 Jun] 
*انتخابات و یا آفرینش حماسه سیاسی؟ [2013 Jun] 
*گفتمان ولایت، گفتمان تحقیر و توهین به ملت [2013 Jun] 
*گفتمان انتخابات [2013 May] 
*دلشوره انتخابات [2013 May] 
*صداقت هرگز نه از دین برخیزد و نه از قدرت [2013 May] 
*کارنامه ولایت و یا ریاست جمهوری؟ [2013 May] 
*رمز رهایی از دیکتاتوری [2013 Apr] 
*احکام شریعت لغو و قیامت اعلام کنید [2013 Apr] 
*دعوت به امام عج و ظهور دجال [2013 Apr] 
*بازی هسته‌ای و اسطوره جهاد و شهادت [2013 Apr] 
*جنگ عدالت با آزادی  [2013 Apr] 
*سکولاریسم از ستیز با دین گذر میکند [2013 Mar] 
*هفت سین، بدون دال بیگانه: سال نو، دین نو [2013 Mar] 
*ظهور امام چهاردهم [2013 Mar] 
*الله، خدای یکتا و یگانه مرد است و مردانه میاندیش [2013 Mar] 
*قدسی سازی خشونت، رمز بقای نظام ولایت [2013 Mar] 
*اسلام دین بیگانه با انسان  [2013 Feb] 
*آقای رئیس جمهور [2013 Feb] 
*دین را باید بدادگاه بکشانیم [2013 Feb] 
*حکومت راهزنان و غارتگران [2013 Feb] 
*کدام انتخابات؟ چه قانونی؟ [2013 Feb] 
*یورش به دفاتر روزنامه ها و زور گیری روزنامه نگاران [2013 Feb] 
*حاکم یا محکوم، کدامیک زور گیر است؟ [2013 Jan] 
*نظام ولایت، نظام قانون گریز و قانون شکن [2013 Jan] 
*تاج شاهی بر سر خداوند خامنه‌ای [2013 Jan] 
*دین و یا قدرت، کدامیک دشمن ملت ایران است ؟ [2013 Jan] 
*نظام ولایت، نظام فریب و خیانت [2012 Dec] 
*از حجره و حوزه، تا کاخ نشینی و فرمانروایی [2012 Dec] 
*حکومت اسلامی، حکومت فریبکاران [2012 Dec] 
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز [2012 Dec] 
*عاشورا : از تحمیق تا تطمیع و از امام تا یزید [2012 Dec] 
*پیام عاشورا: کین خواهی و خشونت، تسلیم و اطاعت  [2012 Nov] 
*عاشورا و اسطوره سازان حرفه ای [2012 Nov] 
*دو معضل نیروی های انتظامی: بر خورد با ماهواره ها و بد حجابی [2012 Nov] 
*براندازی دین تازیان بومی : خوش خیالی و یا واقع بینی؟ [2012 Nov] 
*مسئول تحریمات: دشمنی با اسلام یا غنی سازی هسته ای؟ [2012 Oct] 
*براندازی نظام ولایت از براندازی فقاهت، مظهر دین میگذرد [2012 Oct] 
*جهاد و شهادت جنایت است و در خصومت با انسانیت [2012 Oct] 
*حرف قرآن، حرف قدرت است [2012 Oct] 
*پیش بسوی انسان و آزادی  [2012 Oct] 
*چشم بند ان ، کاریکاتور ی که مقدس را موهن ساخت  [2012 Sep] 
* ما عاشق امامان خود هستیم! [2012 Sep] 
*از دینداری تا غیرتمداری [2012 Sep] 
*کدام بحران؟ [2012 Sep] 
*بازگشت دوران تازیان مهاجم [2012 Sep] 
* بحساب دین یا بحساب ملت [2012 Sep] 
*حکومت اسلامی، بازنده ی بزرگ در اجلاس جنبش عدم تعهد.  [2012 Sep] 
*ولایت جلوه ی الله [2012 Aug] 
*الله، بازیگر اصلی [2012 Aug] 
*بوی گند ارشاد [2012 Aug] 
*براندازی ولایت از رهایی از یو غ الله میگذرد.  [2012 Aug] 
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی  [2012 Aug] 
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی [2012 Aug] 
*از کدام دین است که سخن میرانید؟ [2012 Aug] 
*حکومت ولایت، حکومت الله ست [2012 Jul] 
*چرا باید با نام الله آغاز کنیم؟ [2012 Jul] 
*روحانیت دشمن ملت [2012 Jul] 
*الله و جدایی جنسیت ها [2012 Jul] 
*اسلام: دین فرمانروایی و فرمانبری [2012 Jul] 
*خمینی الله را کشته است [2012 Jun] 
*حجاب در ستیز و خصومت با عفاف  [2009 Jan]