بنام انسان و آزادی
فیروز نجومی

 
از زمانیکه امام خمینی در 1357 تاج شاهی بر سر نهاد، تاکنون، "مخالفین" رژیم دین، دگراندیشان، یا آنها که خود را حامی آن  نمیدانند به انحا و اشکال مختلف نا ممکن بودن در گیری با دین را خاطر نشان ساخته و اجتناب از آنرا توصیه کرده اند. نه بآن دلیل که خود دیندارند بلکه بلحاظ سیاسی آنرا غیر ضروری و نوعی ماجرا جویی میخوانند که خشم مردم را بر انگیزد و بچوب و چماق رژیم برای سرکوب و نابودی مخالف و دگر اندیش تبدیل گردد. یعنی که دین ستیزی را ابزار مناسب کسب قدرت بشمار نمیآورند. اگرچه این دین است که قدرت را قبضه کرده است. اگرچه این شمشیر شریعت است که بر گردن هر نافرمانبری فرود آید.
 
 این مخالفین برآنند که روحانیت اقتدار گرا را نمیتوان مظهر راستین اسلام دانست. که نکبتی که امروز ملت بدان دچارشده است نمیتوان به آئین و آموزشهای اسلامی نسبت داد. دامن اسلام را رها باید کرد و یقه حکومت را چسبید. گویی که این قدرت است که "تسلیم " و "اطاعت" و "فرمانبری" میخواهد، حجاب و جدایی جنسیتها را اجباری نموده و هرگونه اختلاط جنسیتی را در تضاد با نظم اجتماعی تلقی میکند؛ گویی که این دین نیست که مخالف را "محارب" و بجرم"جنگ" با الله، بدار میآویزد و تولید کننده و مصرف کننده نوشابه های سکر  آور را به تخت شلاق میبندد؛ گویی که این دین نیست که کافه و کاباره و رستونها را می بندد و کنسرتها را تعطیل میکنند که جامعه را به حوزهای علمیه تبدیل کنند، که فاحشه خانه ها را میبندند و تمامی جامعه را غیر رسمی به فحشا میکشانند؛ گویی که این دین نیست که در پیروی از آیه های آسمانی برای خشنود سازی الله دست به جهاد و شهادت میزند و ازآنهایی که از اطاعت و فرمانبری سر باز میزنند انتقام ستانی نموده و در کمال خشونت و بیرحمی بخاک خون میکشاند؛ گویی که این دین نیست که دست به غارت و چپاولگریهای بزرگ و بی سابقه میزند، با قدرتهای جهانی به ستیز بر میخیزد و زیز ساختهای اقتصادی کشور را بورشکستگی کشانده و محیط زیست را بزرگترین دشمن سلامت و بهزیستی شهروندان نموده است؛ گویی آیت الله ها، علما و فقهایی که قدرت را بانحصار خود در آورده اند، بر خلاف اصول دینی عمل نموده اند؛ گویی اسلام چیزی ست جز دین فرمانروایی و فرمانبری.
 
واقعیت آنستکه قبل از آنکه داعشی ها پرچم الله را بر افرازند و چهره واقعی اسلام را با بریدن سر انسانها و بآتش کشیدن اسیران محبوس در قفسه های آهنین و یا  غوطه ور ساختن آنها در اسید، چهره خشونتبار اسلام را عریان بجهانیان نشان دهند، حکومت دین در ایران دستش تا مرفق بخون تمامی مخالفین و دگرادیشان الوده گشته بود. حکومت آیت الله ها از آغاز کمر بنابودی تمامی مخالفین و داگر اندیشان بسته بودند و بیش از 4500 نفر از بهترین فرزندان این سرزمین را در در سالل 66 در زندانها بخاک و خون کشاندند. حال که جنبش های اسلامی کشتار بی گناهان را چه هم کیش و غیر هم کیش، چه کودک و پیر، چه زن و مرد، غربی یا شرقی، باوج خود رسانده اند، این حقیقت را اشکار میسازند که خشونت و انتقام ستانی از ذات الله برمیخیزد. چه باک اگر بر بیان این حقیقت برچسب "اسلام هراسی " بکوبند. بگذار که بکوبند. این نگارنده به این گناه اعتراف میکند.
 
ازاین نوع مخالفان که مبارزه با قدرت را از مبارزه با دین جدا میسازند، رژیم حاکم بسیار دارد. اینان تعییر رژیم را میخواهند و خواهان دموکراسی  و آزادی هم هستند بی آنکه در پی آزادسازی جامعه از اصول تسلیم و اطاعت و فرمانبری  و ویرانی نهادهای اجتماعی و فرهنگی مبتنی بر آن باشتد. این مخالف اگر موافق رژیم نباشد، حاشیه نشین است و شعار زندگیش احتیاط.
 
تجربه نشان میدهد که تعویض و تبدیل رژیم راه نجات ملت نیست. آنچه ملت بدان نیازمند است یک جکومت جدید نیست. یکه انقلاب سیاسی دیگر نیست، بلکه فکر و اندیشه نو است، اندیشه ای که آزادی آغاز و پایان آن باشد. ملت نیازمند رهایی از رکودی است که اطاعت و فرمانبری بر او مستولی ساخته است. با کلاشینکف نه میتوان و نه باید با رژیمی که تا دندان مسلح است ، درگیر شد. آنچه رژیم را به وحشت میافکند، حربه عقل و خرد است، حربه استقلال و آزادی است. تنها این حربه است که زائد و انگل بودن فقاهت را بر ملا میسازد و ریشه اش را از بیخ و بن قطع مینماید. این حربه را هرچه بیشتر باید تیز نمود و بدست مردم سپرد، حربه آزادی، کاری ترین حربه هاست.
 
بدون تردید هستند بسیاری که بر آن باورند عقل و خرد انسان ره بجایی نبرده است. خود به ابزاری در دست قدرت و انباشت منافع شخصی تبدیل شده است (پست مدرنیستها). شاید آنها ترجیح دهند که دروازه مدارس و دانشگاه ها و فرهنگسرا ها و دادگاه ها را باید تخته نموده به مکتب خانه ها و حوزه ها و داروغخانه ها و بلدیه ها باز گردیم. چرا که عقل و خرد انسان کار ساز نبوده است. نه تنها از تخریب و ویرانی جلوگیری نکرده است بلکه خود به ابزار جنگ و خونریزی تبدیل شده بوده است.
 
 رخصت که دفاع از جنبه های رهایی بخش عقل و خرد انسان را به فرصت دیگری موکول کنیم. اما، همین بس که بگوییم دوران تاریک قرون وسطی و نظام استبدادی را کشف عقل و خرد و خود آئینی انسان به پایان رساند. این تجربه بما میآموزد که تا پشت دین بخاک مالیده نشود، تا دین را از عرصه عمومی به عرصه خصوصی نرانده و شمشیر را از دست شریعت خارج نساخته ایم، سکولاریسم رویایی بیش نخواهد بود. سکولاریزم هرگز بر فرهنگ اروپا حاکم نمیگردید، اگر عقل و خرد بشر جانشین عقل و خرد الهی نمیگردید و کلیسا از مسند قدرت بزیر فروکشیده نمیشد.
 
شکی  نیست که درگیری با قدرت درگیری با دین را اجتناب ناپذیر میسازد. ولی چه باک، در دفاع از عقل و خرد و آزادی و استقلال ذاتی انسان است که باید نهادهای فقاهتی، حوزه های علمیه را در هم کوبید و یوغ روحانیت را از گردن ملت برگرفت. البته که فقاهت آنرا جنگ با اسلام و پیامبر و امامان میخوانند. مگر نه اینکه فقیه به ولایت الله و در دفاع از حق و حقوق و یکتایی و یگانگی الله  مخالف را تحت عنوان "منافق" و "مشرک" و "کافر" بدار مجازات میآویزد، همه دشمنانی که الله در کتاب مقدس خود شناسایی نموده است. اگر فقاهت بنام الله حکومت میکند چه اجباری ست که بگوئیم دروغ میگوید. مگر فقیه حکم الله را جاری نمیسازد؟ مخالف و دگر اندیش، اگر به فقیه به مثابه جلوه الله، خداوند تنها و بی همتا، ننگرد و بمبارزه بر نخیزد، نمیتواند خود را مخالف و دگر اندیش بخواند. چرا که نمیتواند با فقیه در گیر شود و در نتیجه از نفی و نقد خدائی که فقیه به نامش  حکومت میکند، حکم و فتوا و فرمان صادر مینماید، پرهیز جوید. مگر ولایت فقیه همان ولایتی نیست که الله به رسول خود اهدا کرده بوده است. بنابراین، فقیه تجسم الله بر روی زمین است. فقیه خود را مجری اراده و امیال الله  میداند. بنام او و خشنودی خاطر اوست که بجهاد دست میزند، خون میریزد، تنبه و مجازات نموده، بجوخه های اعدام میسپارد و یا بدار اعدام میآویزد. فقیه نه نماینده سرمایه دار و تاجر است و نه کاسبکار و بازاری و نه نماینده کارگر و دهقان، فقیه فارغ از دشمن طبقاتی و قیل و قال آنست. فقیه تسلیم میطلبد و اطاعت و فرمانبری. باعقل و خرد دشمنی دارد و خصم آشتی ناپذیر آزادی ست و نفس انسانی.
 
 تا زمانیکه فقیه بنام الله، حکومت میکند و بنام الله و دفاع از حق و حقوق و خشنودی او بجنگ کفر و باطل میرود و در حمایت از قصاب دمشق منطقه خاورمیانه را بآتش میکشاند، تنها میتوان بنام آزادی و انسان و دفاع از حق و حقوق بشری در برابر فقیه به مقاومت برخاست، چهره زیبای انسان را بر نمود و بر شان الله افزود و او را از بدنامی نجات داد. چه باک، اگر آزادیخواهی و انسان خواهی قدمت سیصد ساله دارد و ریشه در فرهگ غرب. انسان و حق و حقوق انسانی ماورا مرزهای جغرافیایی و سیاسی و ملی و فرهنگی است. اگر برای فقیه، الله، خداوند یکتا و یگانه، نقطه آغاز وپایان است، برای مخالف و دگر اندیش، انسان ابتدا ست و انتها، انسانی که بر بیگانگی خود فائق آمده و یوغ دین را از گردن خود براندخته است. اگر برای فقیه میزان و معیار الله و اراده و امیال او است، برای مخالف و دگراندیش، میزان و معیار انسان است. تنها او ست مسئول، چون تنها انسان است که از موهبت آزادی و اراده آزاد برخوردار است.
 
نظام فقاهتی را زمانی میتوان تهدید به فروپاشی نمائیم که مهمترین دشمنش  را شناسایی کنیم. مخالفی که در پی آلترناتیو سرگردان و حیران است، از ارزشهای انسانی و قدرت و نیروی آفریننده آزادی غافل است. اگر دیروز مباره با امپریالیسم و نظام سرمایه داری جهانی، مخالف و دگر اندیش را از شناسایی انسان و آزادی غافل نگاهداشته بود، امروز هم بقبای ش بر میخورد که آزادی و انسان را جایگزین منافع طبقاتی و عدالت اجتماعی نمایی، چنانکه گویی میتوان باین دو واقعیت بخشید بدون و جود آزادی، بدون وجود انسانی که تنها جان بآزادی دهد. دیروز مخالف بیگانه با جامعه بود، امروز با خود بیگانه است. نه به پایه و منزلت آزادی اگاه است و نه به حق و حقوق اساسی انسان بینا. مخالف و دگراندیش تا پرچم آزادی و انسان را باهتزاز در نیاروند، نخواهند توانست پرچم الله را بزیر فرو کشند.
 
مخالف و دگر اندیش باید بنام آزدی و انسان برخیزد و حکومت عقل و خرد را جایگزین نظام فقاهتی، نظام سنت و شریعت نماید. ناله و زنجموره ، ندبه و اعتراض کار بجائی نمیبرد، اگر هم ببرد، چون در تاریکی و نابینایی است، به تکرار تاریخ منجر میشود از چاله بیرون میخزد ولی به گودال  میافتتد. مخالف و دگر اندیش باید حاضر باشد، بدون واهمه از هر گونه بر چسبی با صدائی رسا بگوید من آزادم، چون انسانم و بانسان بودن خود افتخار میکنم.
 
فیروز نجومی
 
Firoz Nodjomi
 

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

فیروز نجومی

فهرست مطالب فیروز نجومی  در سایت پژواک ایران 

*انتخابات را به خاکسپاری رژیم جنایتکار تبدیل کنیم!
*انتخابات خوب است!‏
*حقیقت را باید گفت!‏
* از یکتا پرستی تا ‏کثرت خواهی
*ندای وجدان
*ویرانی بزرگ!‏
*از دین گریزی تا دین ستیزی
*سالروز نکبت و مصیبت ‏
*دگرگون سازی ارزش ‏ها!‏
*گفتمان رفسنجانی، گفتمان ریاکاری
*حقیقت نهائی!‏
*دیفروشان دیروز فرمانروایان امروز
*شاه گور خود کند و ولی فقیه گورکن خویش شود و دین!
*‎ ‎ دین مست باده قدرت !‏
*براندازی متولیان دین
*چیره شدن «عرب بر عجم» ‏ و آغاز نگون بختی ایرانیان
* آزادی و گریز از مسئولیت
* سرگذشت غم انگیز آزادی
*بازگشت بدوران رسالت ‏ و گره زدن دین به قدرت
*در چرائی نامگذاری الله و آغازیدن با نام او!‏
*عاشورا: اسطوره یا واقعیت
*بوی گند تقدس
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*عاشورا و قتل عام در زندانها
*محمد بشر بشیر و یا ‏‎ ‎خشم و خشونت و شمشیر
*«پافشاری بر نفاق» و عدالت اسلامی!
*جنگ شیعه وسنی:‏ اختلاف تاریخی یا دسیسه غربی؟
*خشونت هنجاری مقدس در قاموس اسلام
*کشتار جمعی در زندانها بجرم «ارتداد»
*تدبیرچیست؟
*بنام انسان و آزادی
*خشونت و گفتمان توحیدی
*پشت خمیده و بار سنگین دین و قدرت!
*امنیت و آزادی
*فقط آزادی
*شریعت اسلامی در ستیز با خودفرمانی
*معاشقه اسلام ناب محمدی با علم و تکنولوژی
* آزادیخواهی و باز تولید منش دیکتاتوری!
*اسلام در پیشگاه تاریخ
*بیگانگی ما از خود
* امریکا ستیزی یا اسلام ستیزی؟
*دشمن و دو قطبی شدن جامعه
* از درگیریهای کلامی تا امریکا ستیزی و فریبکاری
* امید کوکبی، قهرمان نافرمانی
*ظهور نیروی نامحسوس و امنیت اخلاقی
* تا کی؟
*رمز بقای نظام فرمانروایی و فرمانبری
*خائن کیست؟
*نقشه رذیلانه امریکا: «تزریق تقکر خاصی به نخبگان»
*آیا بجز ولی فقیه کسی دیگری هم هست؟
*نه به اخلاق اطاعت و فرمانبری!
*نفی حق گزینش: فروکاستی انسان به حیوان
* تن بخفت نباید داد
*انتخابات: طبل تو خالی
*رابطه دین با قدرت در امتداد تاریخ
*«جامعه ایران به کدام سو در حال حرکت است؟»
*انتخابات یعنی چه؟
*بدامن چه کسی پناه باید برد؟
*رهایی و ترک کیش اهریمنی
*بخندیم یا گریه کنیم؟
*از طلبگی تا خدایی و مسئله جانشینی!
*شمشیر ذوالفقارم آرزوست
*جور دیگری زندگی باید کرد
*بیان درد مشترک و یا صدور کیفرخواست علیه غرب؟
*اندر شکست دین جهاد و شهادت
*عاشورای پاریس
*آزادی را باید پرستید
*ولی فقیه، شاه نیست، مظهر دین است
*جامعه تک کتابی!
*عاشورا: شهادت یا خشونت؟
*کفر گرایی: راه رهایی و آزادی
*تقدس از جهل بر میخیزد
*قوم لوط، اخلاق انحرافی و خروج امام عج از غیبت
*اینهم شد خدا؟
*امنیت در سایه ولایت
*سردار حاج قاسم سلیمانی: سردار استبداد مضاعف دین و قدرت
*ز روز بلا باید دست بر سر گیریم
*فریبکاری مضاعف
*استبداد و آگاهی طبقاتی
*من مسلمانم، طرفدار رژیم دین هم نیستم!
*رهایی، آیا یک توهم است؟
*وای اگر دین نبود!
*خوار داشت انسان و قدسی سازی خشونت
*بر فراز منبر ولایت و یا خلافت؟
*الله: آموزگار بزرگ بیرحمی، خشونت و کین خواهی
*رمضان: زمینه ساز نظام فرمانروایی و فرمانبری
*دین ستیزی و یا قدرت ستیزی!
*جامعه بورژوازی و یا جامعه اسلامی فرا طبقاتی؟
* تاملی چند در باره جنبش عبور از ولایت!
*روحانیت: از حوزه تا حکومت
*کیست گورکن دین؟
*غنی سازی هسته ای بچه قیمتی؟
*شمشیر در نهان دین
*فرخنده: قهرمان جهالت ستیز
*دینمداری یا انسانمداری کدام یک اهریمنی ست؟
* دیکتاتوری و شریعت اسلامی
*سپاه پاسداران: سپاه ولایت و یا ملت
*توفان دیگری در راه است!
*ولایت دشمن اصلی ملت
*در خدمت و خیانت به اسلام و یا به ملت؟
*عدالت اسلامی!
*رهایی از دین یا جدایی آن از سیاست؟
*همزادی علم الله با قدرت
*«نه» بر تسلیم و اطاعت
*حصر و یا محاکمه: ولی فقیه بر سر دو راهی!
*تابوی هسته‌ای: نگاه ایدئولوژی یا نگاه اسلامی؟
*فرد و حکومت خدا
*قتلگاه سعیدی سیرجانی: «منزل آرام و مجلل در شمال شهر تهران»
* سعیدی سیرجانی به تاریخ پیوست
*آقای ظریف، ایران هراسی نه، اسلام هراسی!
*مذاکرات هسته ای: اراده ولایت یا اراده ملت؟
*امر به معروف، نهی از منکر و فرا رسیدن دوران کفر!
*امام حسین: اسطور ه یا انسانی زمینی؟
*جنایتکار کیست؟
*«امر به معروف با اسید نمیشه»
*دفاع مقدس یا شکست مفتصحانه ؟
*اسلام هراسی: خدمت و یا خیانت
*حقیقت نه بمب
*فریبخوردگان اکنون با ید به جنگ با الله برخیزند
*اسلام: دین رحمت و یا خشونت؟
*حکومت اسلامی: آبستن آزادی و استقلال و خود آئینی
*بازگشت اسلام به اصل خود
*توصیه ولایت: حفظ آرامش روانی !
*انفجار روابط جنسی در زیر زمین !
*هم ولایت و هم ریاست، هردو از دروغگویانند
*اسلحه ات را بر زمین بگذار ای مومن!
*نه حماس، نه اسرائیل
*شلاق، مجازات نا فرمانی و یا روزه خواری؟
*اعتدال، خدعه ای اسلامی
*«راه اندازی کلینک خشم در تهران»
*ما داعشی ها را خوب می شناسیم!
*حکومت اسلامی واژگون گردد، اگر زن حجاب از سر برگیرد
*بهشت با شلاق ؟
*از خاک سپاری مردگان در انقلاب مصر تا بازگشت آنان بزندگی در حکومت اسلامی
*سردار سرلشگر جعفری، سردار اسلام
*نبود آزادی و وحدت جنایت و عدالت در حکومت اسلامی
*زوگیری در فضای مجازی
*بازی دین و قدرت
*چهره کریه حکومت دین را بنگر
*زورگیری در اسارتگاه اوین
*یکتا و یگانه، تنها ولی فقیه است، بجز او هیچکس دیگری نیست!
*دین خصم آشتی ناپذیر آزادی
*پیام نوروزی خداوندگار خامنه ای : آزادی، بی آزادی
*دیو دو شاخ
*آزادی مسئولانه یا آزادی در فرمانبری؟
*22 بهمن: تاسیس استبداد مضاعف دین و قدرت
*انقلاب اسلامی: گریز از آزادی
*الله: مهربان و بخشنده و یا کین خواه و کیفر دهنده؟
*حال باید پرسید...
*از سلطه افکنی تا سلطه ستیزی
* قرآن، دین، قدرت، ما و آنها ؟
*تأملی چند در باره حکومت اسلامی و رهایی از آن
*بمناسبت اربعین: امامت یا خلافت؟ کدام حاکم است بر ما؟
*مماشات با دین بس!
*اسلام دین بیگانه با انسان
*فساد از اسلام بر میخیزد یا از قدرت؟
*مرگ بر غنی سازی هسته ای
*دیپلماسی ولایت و دفن حقوق بشر
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*از سلطه ستیزی تا دریوزگی
*بنگر، خداوند غرقه در خون است!
*باید رستم را فرا خواند
*خلع دین از حکومت
*مرگ بر آمریکا: رمز مقاومت مردم یا رمز بقای حکومت ارتجاع؟
*ستیز با شیطان بزرگ ستیز است با آزادی
*الله اکبر: دین یا سیاست؟
*طبل توخالی
*«نرمش قهرمانانه» یا حرکت مذبوحانه؟
*حرمت شکنی روحانیت
*زایش خدا: نفی انسان و آزادی
*گره هسته ای، وسیله است نه هدف، دینی ست نه سیاسی
*گفتمان اعتدال و آشتی اسلام با جهان سکولار!
*رمز و راز وزارت: شایستگی و لیاقت یا تسلیم و اطاعت از ولایت؟
*بوی فریبکاری به مشام میرسد
*تا ولایت هست، سیه روزی و تیره بختی هم هست
*گفتمان ولایت: وارونگی حقایق و بهانه جویی های احمقانه
*تیشه بر ریشه فقاهت، تیشه بر بنیان قدرت است
*آبادی بدون ویرانی؟ نه حقیقت، نه آزادی
*رمضان: بیداری وجدان و یا وجدان فرمانبر؟
*از خداوند خامنه ای ست که بوی گند برمیخیزد
*رئیس جمهور منتخب: باز تاب اراده ولایت و یا تبلور اراده ملت؟
*انتخابات و یا آفرینش حماسه سیاسی؟
*گفتمان ولایت، گفتمان تحقیر و توهین به ملت
*گفتمان انتخابات
*دلشوره انتخابات
*صداقت هرگز نه از دین برخیزد و نه از قدرت
*کارنامه ولایت و یا ریاست جمهوری؟
*رمز رهایی از دیکتاتوری
*احکام شریعت لغو و قیامت اعلام کنید
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*بازی هسته‌ای و اسطوره جهاد و شهادت
*جنگ عدالت با آزادی
*سکولاریسم از ستیز با دین گذر میکند
*هفت سین، بدون دال بیگانه: سال نو، دین نو
*ظهور امام چهاردهم
*الله، خدای یکتا و یگانه مرد است و مردانه میاندیش
*قدسی سازی خشونت، رمز بقای نظام ولایت
*اسلام دین بیگانه با انسان
*آقای رئیس جمهور
*دین را باید بدادگاه بکشانیم
*حکومت راهزنان و غارتگران
*کدام انتخابات؟ چه قانونی؟
*یورش به دفاتر روزنامه ها و زور گیری روزنامه نگاران
*حاکم یا محکوم، کدامیک زور گیر است؟
*نظام ولایت، نظام قانون گریز و قانون شکن
*تاج شاهی بر سر خداوند خامنه‌ای
*دین و یا قدرت، کدامیک دشمن ملت ایران است ؟
*نظام ولایت، نظام فریب و خیانت
*از حجره و حوزه، تا کاخ نشینی و فرمانروایی
*حکومت اسلامی، حکومت فریبکاران
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*عاشورا : از تحمیق تا تطمیع و از امام تا یزید
*پیام عاشورا: کین خواهی و خشونت، تسلیم و اطاعت
*عاشورا و اسطوره سازان حرفه ای
*دو معضل نیروی های انتظامی: بر خورد با ماهواره ها و بد حجابی
*براندازی دین تازیان بومی : خوش خیالی و یا واقع بینی؟
*مسئول تحریمات: دشمنی با اسلام یا غنی سازی هسته ای؟
*براندازی نظام ولایت از براندازی فقاهت، مظهر دین میگذرد
*جهاد و شهادت جنایت است و در خصومت با انسانیت
*حرف قرآن، حرف قدرت است
*پیش بسوی انسان و آزادی
*چشم بند ان ، کاریکاتور ی که مقدس را موهن ساخت
* ما عاشق امامان خود هستیم!
*از دینداری تا غیرتمداری
*کدام بحران؟
*بازگشت دوران تازیان مهاجم
* بحساب دین یا بحساب ملت
*حکومت اسلامی، بازنده ی بزرگ در اجلاس جنبش عدم تعهد.
*ولایت جلوه ی الله
*الله، بازیگر اصلی
*بوی گند ارشاد
*براندازی ولایت از رهایی از یو غ الله میگذرد.
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*از کدام دین است که سخن میرانید؟
*حکومت ولایت، حکومت الله ست
*چرا باید با نام الله آغاز کنیم؟
*روحانیت دشمن ملت
*الله و جدایی جنسیت ها
*اسلام: دین فرمانروایی و فرمانبری
*خمینی الله را کشته است
*حجاب در ستیز و خصومت با عفاف