خمینی الله را کشته است
فیروز نجومی

دیر زمانی ست که ناقوس مرگ الله نواخته شده است، اما گویا همین اخیرا است که طنین آن بگوش بعضی الله پرستان رسیده است، بگوش آزادیخواهان و دمکراسی خواهان و روشنفکران اسلامی ، به گوش آنان که الله  را حی و زنده می پندارند و هنوز کوچکترین شک و تردیدی نسبت به یکتایی و یگانگی او بخود راه نمیدهند. الله پرستان از ستمی که بر آنها در دست دشمنان الله میرود چه شیون و زاری ها که سر نمیدهند. که ای وای بر شما که براندازی و نابودی دین اسلام را در سر می پرورانید، مقدسات آنرا به سخره میگیرید و مورد توهین قرار میدهید و آنرا انکار نیز میکنید و بر آن نام نقد و بررسی می نهید. اسلام را میتوان به انحاء  مختلف خواند و تفسیر نمود و با شرایط سازگار ش ساخت. تفاوت بسیاری ست بین اسلام خمینی و اسلام بازرگان و یا اسلام خامنه ای و اسلام موسوی.

 

بعضا، نیز پس از سالها سکوت و خاموشی، سالهایی که از مشاهده ی ظهور دین ستیزی، خود داری کرده اند، نقد دین را در ترازو ی محاسبه سود و زیان گذارده  و دستآورد آنرا، -اگر دستآورد ی داشته باشد که در ابهام میماند- مورد بر رسی قرار میدهند. شاید هم که حق بجانب آنان باشد. کدام  انگیزه و یا عقل سالمی، اندیشمند ی را مشتاق  ورود به قلمرو ای پر هزینه و سراسر خطری میکند همچون شناخت پدیده ی دین ستیزی. در آن نه تنها سودی نیست بلکه باید همچون سعیدی سیرجانی آماده باشی تا جان ببازی در آشکار ساختن رابطه اسرار آمیز دین و قدرت. مضاف بر اینکه لعن و نفرین هم با خود ممکن است همراه آورد.  یعنی که سکوت در باره ی دین که در طول تاریخ طولانی خود شاهد آن بوده ایم، خود یک امر ساختاری ست. هرگز آنچه ازنیاکان خود به ارث میبریم از جمله دین را مورد سوال قرار نمیدهیم. که خود رمز تداوم فرهنگ است و شیوه ی زندگی. که هرچه دست نخورده تر به نسل های آینده انتقال یابد، جامعه کمتر تمایل به پذیرش تغییر و تحولات آنچه کهنه است، نشان میدهد و حتی در برابرش به مقاومت برمیخیزند. نمونه ی خوبی ست عربستان سعودی: ثروت هنگفت، زیر بنای مدرن، رو بنای دوران قبیله ای و سلطه ارزشها و باورهای باستانی، کهنه، پوسیده، ضد بشری، بسیار نزدیک به عصر ظهور اسلام. در غارها زندگی نمیکنند، اما رسم و رسوم، عادات و آداب غار نشینان را حفظ کرده اند. . پس چه تعجب اگر دین و نقشی که در تاریخ جامعه بازی کرده است و مسئولیت های آنرا به بوته ی فراموشی قرار دهیم. یعنی که به پیشداوری هایی تن میدهیم و زندگی میکنیم که باز دارنده است و در ستیز با هر گونه دگرگونی در آنچه بوده است. سنت را باید نگاه داشت، که داشته ایم. 

 

حال پس از سی و سه سال، وقتی بزرگان و خبره گان و استادان به بحث در باره دین اسلام و سازگاری آن با زمان می پردازند بدان معنا است که به تازه گی داریم به اصل مطلب نزدیک میشویم. تازه باین واقعیت نزدیک میشویم که همه چیز با دین شروع میشود و با دین خاتمه مییابد. چرا که دین امروز قدرت است و قدرت، دین.  تمامی امور زندگی اجتماعی و خصوصی بر اساس احکام و اصل و اصول دین اسلام اجرا میشود. آنها نهاد هایی که زائیده دنیای مدرن اند، همچون قانون اساسی، قوای سه گانه ی جدا از یک دیگر، مجلس و دولت و دستگاه قضایی، به نفع خود مصادره نمود تا بر دوش آنها راحت تر بتوانند بگذشته، بدورانی که همه ی بشریت باید بسوی ان رهسپار شوند، دوران رسالت و بعد از آن دوران خلفای راشدین. در چنین شرایطی بحث در باره دین مقدم است بر بحث های سیاسی و کسب و قدرت و آلترناتیو سازی و حتی بحث جدایی دین از سیاست. بحث در باره ی مرگ و زندگی الله ست، الله را و هر چه گفته است همانگونه که از نسل پیش دریافت کرده ایم، دست نخورده به نسل و یا نسل های بعد از خود انتقال دهیم. داستان آن است که الله دیر زمانی ست به طرز مرموزی کشته شده است. این است مسئله. آیا هنوز باید روزانه سر تسلیم و اطاعت در برابر او فرود آورده و به خواری و حقارت خود اعتراف کنیم؟

 

 

برغم فرا گیر شدن پدیده دین ستیزی، هنوز بسیارند که شیفته دین الله مانده اند، مثل الله  پرستانی که از تاریکی های دین بیزارند، اما شیفته ی افسانه ی الله سخنگو، خدایی که بزبان انسان حرف میزند، فرمان میدهد و هدایت میکند. مالک است بر بهشت و دوزخ. پاداش میدهد و تنبیه میکند. اینان برخلاف خفته گان که با احساس خود اسلام را پذیرفته اند، عقل و خرد در سطح بسیار متعالی و حرفه ای بکار گیرند، در باره ی وحی و چگونگی برگزیدن محمد به پیامبری و رسالت و امامت و جامعیت اسلام برای زندگی امروزی و انعطاف پذیری آن با شرایط موجود به بحث و استدلال و استنتاج می پردازند و کوشش میکنند که در کالبد مرده ی الله زندگی ای تازه بدمند. اینان همان الله پرستانی هستند که دمکراسی خواه و طرفدار آزادی بشر اند.  چه کوشش عبثی؟ الله را تا زمانیکه فرمانروای مطلق است نمیتوان تا ابد با تنفس مصنوعی زنده نگاه داشت.

 

آری کتاب قرآن را و یا هر نوشتار و یا متنی  را میتوان بگونه های مختلف خواند و تعبیر و تفسیر نمود. اما، اعتبار هر تفسیر ی بسته به اجتناب از افزودن و یا تحمیل معانی و مفاهیم جدیدی است بر آن مطلب و یا متن. یعنی که دینی که بر اساس تسلیم و اطاعت مطلق بنا گردیده است. بیهوده کوششی خواهد بود اگر در آن  در پی مفهوم "آزادی " به جستجو بپردازیم. الله پرستان صدها آیه ی قرآنی ردیف میکنند که مبادا که الله را کوته اندیش تصور کنی. که او به آزادی و انسان نیاندیشیده است. احکامی که الله برای بشر که سراسر و تمام جزئیات و رمز و رموز زندگی انسان را می پوشاند، تغییر ناپذیر است. انسان وقتی به کمال میرسد که مو به مو احکام الله را باجرا در آورد، یعنی زمانیکه اسارت را در تمامیت زندگی بپذیرد.

 

نه اینکه تنها دین اسلام است که با آزادی بیگانه است، بر عکس همه ادیان آمده اند که انسان را به بند بکشند با ابزار قواعد و مقررات و تقسیمات و مرز بندیها، پند و اندرز ها و خلق یک نظام اخلاقی. یعنی که اراده ی ادیان همیشه معطوف به قدرت بوده است. چرا که امر میکند که این باید و نباید آن کنی. وظایفی را برای انسان تعیین و تعریف میکند که اگر نسبت بدان بی اعتنا بمانی باید انتظار داشته باشی که با عواقب آن، تنبیه و مجازات روی در روی گردی. عکس آن نیز صادق است. اگر به وظایفی که دین تعیین کرده است بدون چند و چون عمل نمایی، آنگاه پاداش در یافت کنی. الله نیز مثل هر خدای دیگری پاداش میدهد و مجازات میکند. بهشت و دوزخ را نیز بدین منظور نگاهداری میکند، که هم بیم در دل میکارد و هم امید، تا بندگان خود را به تسلیم و اطاعت وا دارد.

 

دین عیسی، جایگاه اجتماعی خود را در اروپای غربی مدیون ارزشهای آزادی خواهانه و انساندوستانه ای نیست که در لابلای متون جستجو نموده اند. در قرون وسطی مسیح پرستان نشان دادند که توانایی مرتکب چه جنایات، چه سیاهی ها را که ندارند. حفظ تاریکی، روشنایی بود و رمز بقای حکومت دین. دار تفتیش عقاید و جزا و مکافات بر پا ساختند و دانشمندان و اندیشمندانی را مثل گالیله را به محاکمه کشاندند. کلیسا از مسند قدرت به رضایت پائین نیامد. آنرا بزیر فرو کشیدند. عقل و خرد الهی مغلوب عقل و خرد انسانی گردید که به رمز گردش جهان آگاهی یافته و قانونمندی های آنرا کشف کرده بود. حال آنکه در شرایط کنونی دین اسلام که مظهر آن ولایت است خود را منشا علم و دانش میداند. نه تنها به ستیز با آن بر نخاسته است بلکه آنرا به نفع حکومت دین مصادره کرده است. در عین حال نه تنها ساختار قدرت که ساختار دین را هم در معرض براندازی قرار داده است. زیرا که رمز بقای دین در پنهان ساختن دستهای خون آلود و چهره کریه خود بوده است. اما امروز اثر انگشت دین را در هر جنایتی به راحتی میتوانی رویت کنی.

 

 حال به فرض که احکام الله را که  برای هدایت بشر، یا به  زبانی رساتر، برای کنترل و یا به اسارت در آوردن  بندگان خود فرستاده است، ملغی سازیم، مفاهیم آزادی و انسانی را چگونه میتوانیم با مفاهیم اصلی تسلیم و اطاعت آشتی دهیم؟ بنا براین الله پرستان روشن گرا، بهتر است از گله و شکایت دست بر دارند و حقیقت را به مردم باز گویند. دینی که انسان را محدود و ممنوع و محروم میکند نمیتواند به انسان احترام بگذارد چون او را آزاد و مستقل نمیبیند. الله انسان را بنده و رعیت و خود را مالک و ارباب بشمار میآورد. شاید بی مناسبت نباشد که در اینجا نگاهی هر چند کوتاه و زود گذر به متن سوره ی حمد اندازیم، سوره ای که کتاب قرآن با آن گشوده میشود، سوره ای که هر مسلمانی وظیفه دارد حداقل پنج نوبت در روز در چندین رکعت نماز آنرا تکرار کند. یعنی که سوره حمد بخش مهمی از عبادت روزانه است.

 

سوره حمد، سوره ای ست که الله در آن سخن میگوید و یا بهتر است که بگوییم که فرمان میدهد و فرمانبری می طلبد. اول آنکه امر میکند با نام الله آغاز کن. آنگاه خود را رحمان الرحیم توصیف میکند و در عین حال ارباب و مالک دو جهان، بهشت و دوزخ. الله تعهد میخواهد که بجز او کسی دیگری را مبادا مورد ستایش قرار دهی و یا به وجود ش در خود شک و تردید راه دهی و بهمان راهی گام نهی که الله به آن سوی بشر را هدایت کرده است..

 

در تفسیر و تاویل سوره حمد، استاد محمد حسین طباطبایی یک از معتبرترین تاویل گران کلام الله و مولف تفسیر 20 و چند جلدی قران بنام تفسیرالمیزان، میگوید در این سوره الله به بندگان ش میآموزد که چگونه او را حمد و ستایش کنند، چه حمد و ستایشی که از بشر برخیزد نمیتواند برازنده عظمت الله باشد. عظمت بیکران الله را تنها الله است که میتواند وصف کند نه بشری نا چیز و بی مقدار، استدلالی که استاد البته موافق با عقل و خرد میخواند. این جا آنچه قابل اهمیت است این است که الله خود را فرمانروای بزرگ میخواند و بشر را بنده و رعیت خود. آنچه از طرف انسان بیان میشود دون شان الله است. بنده نمیتواند دانا و توانا باشد الله به بنده امر میکند که نیازمندی خود را به  هدایت الهی تکرار کند تا هرگز فراموش نکند که کودکی نادان بیش نیست. حال بیان این مفاهیم، ستایش عظمت و بزرگی الله و انکار و ناچیز شمردن خویش را توامان باید در نظر گرفت با مراسم وضویی که طبق مقررات و مو بمو انجام میشود قبل از قیام و قعود و سجود. که همه بطور نمادین بیانگر تسلیم است و اطاعت و عبودیت و بندگی. آیا باید این بند اسارت باری که بر دست و پای بشر بسته شده است، پاره، پاره ساخت و به زباله دان تاریخ ریخت و یا باید با آنرا ترمیم نمود و تا نسل های آینده نیز در اسارت بمانند، عملی که آنانی مرتکب آن شوند که سخن خود را طبق فرمان الله با "بسمه الله " آغاز میکنند.

 

بدون تردید میتوان این سوره را بگونه های دیگری نیز خواند ولی نمیتوانی رابط ی فرمانروایی و فرمانبری و یا ارباب رعیتی را در این سوره مورد انکار قرار داد، سوره ای که درون مسلمان را شکل میبخشد. چه آگاهانه خوانده شود و چه همچون طوطی و تکرار شود، نتیجه آن یکی ست: خو گرفتن به خواری و حقارت. هرچه بیشتر خود شکنی و سر بر آستان الله نهی در سجده های طولانی تا آنجا که پینه ای بزرگ و ضخیم در مرکز پیشانی ات نقش بندد، به کمال انسانی نزدیکتر شده ای. یعنی که تسلیم و اطاعت، عبودیت و بندگی  را  نه تنها زشت نمی شماریم بلکه آنرا زیبا نیز میپنداریم و ستایش میکنیم. انسان چیست در دیدگاه الله؟ بنده ای که باید هدایت شود به "راه مستقیم، " باید باو عبادت و عبودیت را آموخت. در قاموس اسلام انسان به تعالی و آزادی رسد در عین بندگی و عبودیت، چیزی که در قاموس شیعه امام علی نماد آن است، صرفنظر از دست های آلوده بخون انسان هایی که دعوت اسلام را نپذیرفته بودند. در واقع ما جنایت هایی که بدست پیامبر و یارانش صورت گرفته می ستاییم و جشن و سرور بپا میکنیم. یعنی که  در عبودیت و بندگی، خشم و خشونت را هم مقدس بحساب میآوریم. حال اگر بعکس خدایی که میپرستییدیم خوی آزادی و سر ور ی بما میاموخت که هرگز خود را نشکنیم، حتی در برابر خدا. که او بی نیاز است از حمد و ستایش، آیا میتوانستیم تن به استبداد مضاعف دین و قدرت دهیم؟ دینی که از انسان آزاد، تسلیم و اطاعت و فرمانبری میخواهد، یوغی ست بس سنگین که باید از آن رهایی یافت. رهایی دست آورد نقد دین و قدرت است نه نقد دین.

 

این چیزی کمتر از حقیقت نیست.و نه بر ساخته ی تعبیر و تفسیر هم نیست. همان چیزی ست که سوره حمد، بیان میکند:  فرمانروایی و فرمانبری، باز تابنده زمان خویش ، دوران رسالت، دوران فرمانروایی  پیامبر و فرمانبرداری امت اسلامی. حقیقت این است که اراده الله معطوف به قدرت است. یعنی قدرت در ذات آموزشهای الله است. محمد اهل وعظ و موعظه و پند و اندرز نبود. محمد به فرمان الله بود که شمشیر میزد.

 

ما بازتاب این خوانش، دین اسلام بعنوان دین قدرت، آئین فرمانروایی و فرمانبری را در واقعیت و شرایط موجود  میتوانیم مشاهده کنیم. مردم ایران آنرا بطور روزانه تجربه میکنند. حضرت ولایت آیا چیزی کمتر است از یک فرمانروای مطلق، جلوه ی الله؟  چیز دیگری هم جز تسلیم و اطاعت و فرمانبری و فرمانبرداری میخواهد؟ بی دلیل نیست که در حکومت ولایت، تنبیه و مجازات، سخت است و شدید و سریع. هر روز طناب دار است و گردن محکوم پیش چشمان مردم، بزرگ و کوچک و پیر و جوان. هراس در دل اندازد که مبادا که خشم الله را بر انگیز ی که او بخشنده ای بزرگ است و همه چیز را عفو نماید مکر نا فرمانی و عدم اطاعت، شک و تردید و تمرد. از فرمان او. دروازه دوزخ خداوند خامنه ای سالها ست که گشایش یافته است، چه قهرمانان نافرمانی را که آزار و شکنجه و مورد توهین و تجاوز قرار نمیدهند. باز جو های خداوند خامنه ای به سنگدلی شهرت به سزا یافته اند. 

 

اجرای حد شرعی و بر قراری تخت شلاق و شکنجه و بازجویی. کشتار و خونریزی از دستآورد های حکومت دین است. در اینجا ما تنها با یک نظام ارزشی روی در رو نیستیم. اینجا دین قدرت است. نقد دین، نقد قدرت است. در این منظر نقد دین ادامه نقد خرافات دینی نیست، نقدی که در ادبیات محمد علی جمالزاده و صادق هدایت و در نقد کسروی بازتاب می یابد. در آنزمان دین خود را در پشت قدرت پنهان ساخته بود. دین شمشیر را بدست شاهان سپرده بود. در شرایط کنونی، دین که مظهر آن ولایت است به شاهی رسیده است. خود شمشیر بر کشیده است. چهره ی خود را نمایانده و بر سراسر زندگی سلطه افکنده است. نقد دین نقد یک نظام اخلاقی ست، نقد قدرت است. دین (اسلام) و قدرت را نمیتوان از یکدیگر جدا ساخت. تسلیم و اطاعت، مفاهیمی سیاسی و از اصل قدرت و سلطه بر میخیزد.

 

نقد دین و قدرت، رهایی بخش است، رهایی از قواعد و مقررات زائد و اسارت بار دین است. این الله پرستان روشن بین، هنوز بما نگفته اند که به چه دلیل خدایی، مسلمان باید زندگی خود را، در هر شرایطی که هست، متوقف سازد و بسوی الله بشتابد که مراسم وضو را دقیق و طبق مقررات، مو به مو به اجرا درآورد، مواظب و مراقب باشد که شک و تردید نکند که وضو ی او باطل است و بعد به قعود و مناجات بایستاد و سر بر آستان الله بساید و به حقارت و ناچیزی خود اعتراف کند؟ در دامن این رفتار و کردار کدام یک از احساسات را در ما برای آزادی، برای خود مختاری، برای احترام بدیگری، زنده میسازد. بعضا الله پرستان بر سینه خود میزنند که ناقدان دچار تعصب و خصومت و دشمنی با دین هستند. آنچه خوب و ستودنی در آن است نمی بینند. اگر دو دین بزرگ دیگر توانسته اند با شرایط مدرن بچرخند و در ساختار خود اصلاح ایجاد کند، باید این انعطاف پذیری را در دین اسلام مورد مشاهده و بهره گیری قرار داد برای ساختار یک نظام سیاسی بر اساس اسلامی سازگار با زمان.

 

حال یکبار دیگر سوال خود را تکرار میکنیم که چگونه میتوان متنی که جوهر آن تسلیم و اطاعت، محور آن یکتا پرستی مطلق و شک و تردید را گناهی نا بخشودنی میخواند ، با آزادی و خود مختاری انسان آشتی داد؟ ممکن است با ابزار تعبیر و تفسیر آنرا باز سازی کرد. اما ارزشهای فرمانروایی و فرمانبری پا بر جا میمانند. درست است که الله بشر را اشرف مخلوقات خوانده است اما این صفت اراده او را آزاد نساخته است. بندهای قواعد و مقررات را از دست های او بر نگرفته است.  بعضا نظام ترکیه را بازتابی از همخوانی اسلام با پدیده ی تغییر و تحول دایمی و دمکراسی غربی، مثال زنند. اگر کسی ترکیه را نشانی بر سازگاری دین اسلام و دمکراسی بخواند، یا از دین اسلام چیزی نمیداند یا از دمکراسی و یا از هر دو.

 

داستان مرگ الله به سی و سه سال پیش باز میگردد. این خمینی بود که خنجر در دل الله  فرو برد و او را کشت. تنها وقتی میتوانست خود را به جانشینی الله انتصاب کند که  او را به قتل برساند. نه اینکه او از این جنایت خویش آگاه بود بلکه در عالم خلسه و رخوت و از خود بیخودی، دست خود را نا خواسته و نا خود آگاه، به خون الله آلوده کرده بود. چرا که سخت مست و مدهوش بود از باده ی دین و قدرت. وقتی خمینی بر تخت امامت جلوس نمود شمشیر شریعت را بر هر گردنی که از تسلیم و اطاعت سرباز زد فرود آورد و نظم و انضباط شریعت را طبق فرمان الله بر جامعه حاکم گردانید. درست به تقلید و تبعیت از پیامبر اسلام که شمشیر میزد و الله پرستی را به پیش میراند و نظام فرمانروایی و فرمانبری را بنا بر اراده ی الله بنیان مینهاد. پیامبر اسلام فرمان الله را بکار می بست. او نه بر اساس اراده ی خود بلکه بر اساس وحی الهی، اراده الله، تصمیم میگرفت و فرمانروایی میکرد .امام خمینی الله را ار آسمانها بر زمین فرود آورد، اول او را میرا و سپس مقتول ساخت.

 

فیروز نجومی

Firoz Nodjomi

fmonjem@gmail.com

rowshanai.org

 

منبع:پژواک ایران


فیروز نجومی

فهرست مطالب فیروز نجومی  در سایت پژواک ایران 

* حوزه های علمیه را به موزه های تاریخ بسپاریم!  [2017 Aug] 
*بازدارندگی و زوال روحانیت! [2017 Aug] 
*کیست دشمن ملت و خصم آزادی؟  [2017 Aug] 
* آزادی زن ‏ و فرو پاشی رژیم دین  [2017 Jul] 
*اندر انتظار فروپاشی نظام اسلامی  [2017 Jul] 
*دین تازیان و معضل عقب ماندگی [2017 Jul] 
*شرم مضاعف و ضرورت آزادی  [2017 Jul] 
*رای خدا در برابر رای مردم [2017 Jun] 
*ولایت: گورکن الله!  [2017 Jun] 
*زنده باد کفر  [2017 Jun] 
*انتخابات و ‏نیروی ‏براندازنده ‏‏«کفر»  [2017 May] 
* مناظره روبهان [2017 May] 
* رئیس جمهور چکاره ست؟ [2017 Apr] 
*انتخابات را به خاکسپاری رژیم جنایتکار تبدیل کنیم! [2017 Apr] 
*انتخابات خوب است!‏ [2017 Apr] 
*حقیقت را باید گفت!‏ [2017 Apr] 
* از یکتا پرستی تا ‏کثرت خواهی [2017 Apr] 
*ندای وجدان [2017 Mar] 
*ویرانی بزرگ!‏  [2017 Mar] 
*از دین گریزی تا دین ستیزی [2017 Feb] 
*سالروز نکبت و مصیبت ‏  [2017 Feb] 
*دگرگون سازی ارزش ‏ها!‏  [2017 Jan] 
*گفتمان رفسنجانی، گفتمان ریاکاری [2017 Jan] 
*حقیقت نهائی!‏  [2017 Jan] 
*دیفروشان دیروز فرمانروایان امروز  [2016 Dec] 
*شاه گور خود کند و ولی فقیه گورکن خویش شود و دین!  [2016 Dec] 
*‎ ‎ دین مست باده قدرت !‏ [2016 Dec] 
*براندازی متولیان دین  [2016 Dec] 
*چیره شدن «عرب بر عجم» ‏ و آغاز نگون بختی ایرانیان [2016 Nov] 
* آزادی و گریز از مسئولیت  [2016 Nov] 
* سرگذشت غم انگیز آزادی [2016 Nov] 
*بازگشت بدوران رسالت ‏ و گره زدن دین به قدرت  [2016 Oct] 
*در چرائی نامگذاری الله و آغازیدن با نام او!‏  [2016 Oct] 
*عاشورا: اسطوره یا واقعیت  [2016 Oct] 
*بوی گند تقدس  [2016 Oct] 
*دعوت به امام عج و ظهور دجال  [2016 Sep] 
*عاشورا و قتل عام در زندانها [2016 Sep] 
*محمد بشر بشیر و یا ‏‎ ‎خشم و خشونت و شمشیر [2016 Sep] 
*«پافشاری بر نفاق» و عدالت اسلامی! [2016 Sep] 
*جنگ شیعه وسنی:‏ اختلاف تاریخی یا دسیسه غربی؟  [2016 Aug] 
*خشونت هنجاری مقدس در قاموس اسلام [2016 Aug] 
*کشتار جمعی در زندانها بجرم «ارتداد» [2016 Aug] 
*تدبیرچیست؟ [2016 Aug] 
*بنام انسان و آزادی [2016 Jul] 
*خشونت و گفتمان توحیدی  [2016 Jul] 
*پشت خمیده و بار سنگین دین و قدرت! [2016 Jul] 
*امنیت و آزادی [2016 Jul] 
*فقط آزادی [2016 Jul] 
*شریعت اسلامی در ستیز با خودفرمانی [2016 Jun] 
*معاشقه اسلام ناب محمدی با علم و تکنولوژی [2016 Jun] 
* آزادیخواهی و باز تولید منش دیکتاتوری!  [2016 Jun] 
*اسلام در پیشگاه تاریخ [2016 Jun] 
*بیگانگی ما از خود  [2016 May] 
* امریکا ستیزی یا اسلام ستیزی؟ [2016 May] 
*دشمن و دو قطبی شدن جامعه [2016 May] 
* از درگیریهای کلامی تا امریکا ستیزی و فریبکاری [2016 May] 
* امید کوکبی، قهرمان نافرمانی [2016 May] 
*ظهور نیروی نامحسوس و امنیت اخلاقی [2016 Apr] 
* تا کی؟  [2016 Apr] 
*رمز بقای نظام فرمانروایی و فرمانبری [2016 Apr] 
*خائن کیست؟ [2016 Apr] 
*نقشه رذیلانه امریکا: «تزریق تقکر خاصی به نخبگان» [2016 Mar] 
*آیا بجز ولی فقیه کسی دیگری هم هست؟  [2016 Mar] 
*نه به اخلاق اطاعت و فرمانبری!  [2016 Mar] 
*نفی حق گزینش: فروکاستی انسان به حیوان [2016 Mar] 
* تن بخفت نباید داد [2016 Feb] 
*انتخابات: طبل تو خالی  [2016 Feb] 
*رابطه دین با قدرت در امتداد تاریخ [2016 Feb] 
*«جامعه ایران به کدام سو در حال حرکت است؟» [2016 Feb] 
*انتخابات یعنی چه؟ [2016 Jan] 
*بدامن چه کسی پناه باید برد؟  [2016 Jan] 
*رهایی و ترک کیش اهریمنی [2016 Jan] 
*بخندیم یا گریه کنیم؟  [2016 Jan] 
*از طلبگی تا خدایی و مسئله جانشینی!  [2016 Jan] 
*شمشیر ذوالفقارم آرزوست [2015 Dec] 
*جور دیگری زندگی باید کرد  [2015 Dec] 
*بیان درد مشترک و یا صدور کیفرخواست علیه غرب؟ [2015 Dec] 
*اندر شکست دین جهاد و شهادت [2015 Nov] 
*عاشورای پاریس [2015 Nov] 
*آزادی را باید پرستید [2015 Nov] 
*ولی فقیه، شاه نیست، مظهر دین است [2015 Nov] 
*جامعه تک کتابی! [2015 Oct] 
*عاشورا: شهادت یا خشونت؟ [2015 Oct] 
*کفر گرایی: راه رهایی و آزادی [2015 Oct] 
*تقدس از جهل بر میخیزد  [2015 Oct] 
*قوم لوط، اخلاق انحرافی و خروج امام عج از غیبت  [2015 Oct] 
*اینهم شد خدا؟ [2015 Sep] 
*امنیت در سایه ولایت [2015 Sep] 
*سردار حاج قاسم سلیمانی: سردار استبداد مضاعف دین و قدرت [2015 Sep] 
*ز روز بلا باید دست بر سر گیریم [2015 Sep] 
*فریبکاری مضاعف [2015 Aug] 
*استبداد و آگاهی طبقاتی [2015 Aug] 
*من مسلمانم، طرفدار رژیم دین هم نیستم! [2015 Aug] 
*رهایی، آیا یک توهم است؟ [2015 Aug] 
*وای اگر دین نبود! [2015 Aug] 
*خوار داشت انسان و قدسی سازی خشونت [2015 Jul] 
*بر فراز منبر ولایت و یا خلافت؟ [2015 Jul] 
*الله: آموزگار بزرگ بیرحمی، خشونت و کین خواهی [2015 Jul] 
*رمضان: زمینه ساز نظام فرمانروایی و فرمانبری [2015 Jun] 
*دین ستیزی و یا قدرت ستیزی! [2015 Jun] 
*جامعه بورژوازی و یا جامعه اسلامی فرا طبقاتی؟ [2015 Jun] 
* تاملی چند در باره جنبش عبور از ولایت! [2015 May] 
*روحانیت: از حوزه تا حکومت [2015 May] 
*کیست گورکن دین؟ [2015 Apr] 
*غنی سازی هسته ای بچه قیمتی؟ [2015 Apr] 
*شمشیر در نهان دین [2015 Apr] 
*فرخنده: قهرمان جهالت ستیز [2015 Mar] 
*دینمداری یا انسانمداری کدام یک اهریمنی ست؟ [2015 Mar] 
* دیکتاتوری و شریعت اسلامی [2015 Mar] 
*سپاه پاسداران: سپاه ولایت و یا ملت [2015 Mar] 
*توفان دیگری در راه است! [2015 Feb] 
*ولایت دشمن اصلی ملت [2015 Feb] 
*در خدمت و خیانت به اسلام و یا به ملت؟ [2015 Feb] 
*عدالت اسلامی! [2015 Feb] 
*رهایی از دین یا جدایی آن از سیاست؟ [2015 Jan] 
*همزادی علم الله با قدرت [2015 Jan] 
*«نه» بر تسلیم و اطاعت [2015 Jan] 
*حصر و یا محاکمه: ولی فقیه بر سر دو راهی! [2015 Jan] 
*تابوی هسته‌ای: نگاه ایدئولوژی یا نگاه اسلامی؟ [2014 Dec] 
*فرد و حکومت خدا [2014 Dec] 
*قتلگاه سعیدی سیرجانی: «منزل آرام و مجلل در شمال شهر تهران» [2014 Dec] 
* سعیدی سیرجانی به تاریخ پیوست [2014 Dec] 
*آقای ظریف، ایران هراسی نه، اسلام هراسی! [2014 Dec] 
*مذاکرات هسته ای: اراده ولایت یا اراده ملت؟ [2014 Nov] 
*امر به معروف، نهی از منکر و فرا رسیدن دوران کفر! [2014 Nov] 
*امام حسین: اسطور ه یا انسانی زمینی؟ [2014 Nov] 
*جنایتکار کیست؟ [2014 Oct] 
*«امر به معروف با اسید نمیشه» [2014 Oct] 
*دفاع مقدس یا شکست مفتصحانه ؟ [2014 Oct] 
*اسلام هراسی: خدمت و یا خیانت [2014 Oct] 
*حقیقت نه بمب  [2014 Oct] 
*فریبخوردگان اکنون با ید به جنگ با الله برخیزند [2014 Sep] 
*اسلام: دین رحمت و یا خشونت؟ [2014 Sep] 
*حکومت اسلامی: آبستن آزادی و استقلال و خود آئینی [2014 Sep] 
*بازگشت اسلام به اصل خود [2014 Sep] 
*توصیه ولایت: حفظ آرامش روانی !  [2014 Aug] 
*انفجار روابط جنسی در زیر زمین ! [2014 Aug] 
*هم ولایت و هم ریاست، هردو از دروغگویانند [2014 Aug] 
*اسلحه ات را بر زمین بگذار ای مومن! [2014 Aug] 
*نه حماس، نه اسرائیل [2014 Aug] 
*شلاق، مجازات نا فرمانی و یا روزه خواری؟  [2014 Jul] 
*اعتدال، خدعه ای اسلامی [2014 Jul] 
*«راه اندازی کلینک خشم در تهران» [2014 Jul] 
*ما داعشی ها را خوب می شناسیم! [2014 Jul] 
*حکومت اسلامی واژگون گردد، اگر زن حجاب از سر برگیرد [2014 Jun] 
*بهشت با شلاق ؟ [2014 Jun] 
*از خاک سپاری مردگان در انقلاب مصر تا بازگشت آنان بزندگی در حکومت اسلامی  [2014 Jun] 
*سردار سرلشگر جعفری، سردار اسلام [2014 Jun] 
*نبود آزادی و وحدت جنایت و عدالت در حکومت اسلامی [2014 May] 
*زوگیری در فضای مجازی [2014 May] 
*بازی دین و قدرت [2014 May] 
*چهره کریه حکومت دین را بنگر [2014 May] 
*زورگیری در اسارتگاه اوین [2014 Apr] 
*یکتا و یگانه، تنها ولی فقیه است، بجز او هیچکس دیگری نیست! [2014 Apr] 
*دین خصم آشتی ناپذیر آزادی [2014 Apr] 
*پیام نوروزی خداوندگار خامنه ای : آزادی، بی آزادی [2014 Apr] 
*دیو دو شاخ [2014 Mar] 
*آزادی مسئولانه یا آزادی در فرمانبری؟ [2014 Mar] 
*22 بهمن: تاسیس استبداد مضاعف دین و قدرت [2014 Feb] 
*انقلاب اسلامی: گریز از آزادی [2014 Feb] 
*الله: مهربان و بخشنده و یا کین خواه و کیفر دهنده؟ [2014 Feb] 
*حال باید پرسید... [2014 Jan] 
*از سلطه افکنی تا سلطه ستیزی [2014 Jan] 
* قرآن، دین، قدرت، ما و آنها ؟ [2014 Jan] 
*تأملی چند در باره حکومت اسلامی و رهایی از آن [2014 Jan] 
*بمناسبت اربعین: امامت یا خلافت؟ کدام حاکم است بر ما؟ [2013 Dec] 
*مماشات با دین بس!  [2013 Dec] 
*اسلام دین بیگانه با انسان [2013 Dec] 
*فساد از اسلام بر میخیزد یا از قدرت؟  [2013 Dec] 
*مرگ بر غنی سازی هسته ای  [2013 Nov] 
*دیپلماسی ولایت و دفن حقوق بشر [2013 Nov] 
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز [2013 Nov] 
*از سلطه ستیزی تا دریوزگی [2013 Nov] 
*بنگر، خداوند غرقه در خون است! [2013 Nov] 
*باید رستم را فرا خواند [2013 Nov] 
*خلع دین از حکومت [2013 Oct] 
*مرگ بر آمریکا: رمز مقاومت مردم یا رمز بقای حکومت ارتجاع؟ [2013 Oct] 
*ستیز با شیطان بزرگ ستیز است با آزادی [2013 Oct] 
*الله اکبر: دین یا سیاست؟ [2013 Oct] 
*طبل توخالی [2013 Sep] 
*«نرمش قهرمانانه» یا حرکت مذبوحانه؟ [2013 Sep] 
*حرمت شکنی روحانیت  [2013 Sep] 
*زایش خدا: نفی انسان و آزادی [2013 Sep] 
*گره هسته ای، وسیله است نه هدف، دینی ست نه سیاسی [2013 Aug] 
*گفتمان اعتدال و آشتی اسلام با جهان سکولار! [2013 Aug] 
*رمز و راز وزارت: شایستگی و لیاقت یا تسلیم و اطاعت از ولایت؟ [2013 Aug] 
*بوی فریبکاری به مشام میرسد [2013 Aug] 
*تا ولایت هست، سیه روزی و تیره بختی هم هست [2013 Aug] 
*گفتمان ولایت: وارونگی حقایق و بهانه جویی های احمقانه [2013 Jul] 
*تیشه بر ریشه فقاهت، تیشه بر بنیان قدرت است [2013 Jul] 
*آبادی بدون ویرانی؟ نه حقیقت، نه آزادی [2013 Jul] 
*رمضان: بیداری وجدان و یا وجدان فرمانبر؟ [2013 Jul] 
*از خداوند خامنه ای ست که بوی گند برمیخیزد [2013 Jun] 
*رئیس جمهور منتخب: باز تاب اراده ولایت و یا تبلور اراده ملت؟ [2013 Jun] 
*انتخابات و یا آفرینش حماسه سیاسی؟ [2013 Jun] 
*گفتمان ولایت، گفتمان تحقیر و توهین به ملت [2013 Jun] 
*گفتمان انتخابات [2013 May] 
*دلشوره انتخابات [2013 May] 
*صداقت هرگز نه از دین برخیزد و نه از قدرت [2013 May] 
*کارنامه ولایت و یا ریاست جمهوری؟ [2013 May] 
*رمز رهایی از دیکتاتوری [2013 Apr] 
*احکام شریعت لغو و قیامت اعلام کنید [2013 Apr] 
*دعوت به امام عج و ظهور دجال [2013 Apr] 
*بازی هسته‌ای و اسطوره جهاد و شهادت [2013 Apr] 
*جنگ عدالت با آزادی  [2013 Apr] 
*سکولاریسم از ستیز با دین گذر میکند [2013 Mar] 
*هفت سین، بدون دال بیگانه: سال نو، دین نو [2013 Mar] 
*ظهور امام چهاردهم [2013 Mar] 
*الله، خدای یکتا و یگانه مرد است و مردانه میاندیش [2013 Mar] 
*قدسی سازی خشونت، رمز بقای نظام ولایت [2013 Mar] 
*اسلام دین بیگانه با انسان  [2013 Feb] 
*آقای رئیس جمهور [2013 Feb] 
*دین را باید بدادگاه بکشانیم [2013 Feb] 
*حکومت راهزنان و غارتگران [2013 Feb] 
*کدام انتخابات؟ چه قانونی؟ [2013 Feb] 
*یورش به دفاتر روزنامه ها و زور گیری روزنامه نگاران [2013 Feb] 
*حاکم یا محکوم، کدامیک زور گیر است؟ [2013 Jan] 
*نظام ولایت، نظام قانون گریز و قانون شکن [2013 Jan] 
*تاج شاهی بر سر خداوند خامنه‌ای [2013 Jan] 
*دین و یا قدرت، کدامیک دشمن ملت ایران است ؟ [2013 Jan] 
*نظام ولایت، نظام فریب و خیانت [2012 Dec] 
*از حجره و حوزه، تا کاخ نشینی و فرمانروایی [2012 Dec] 
*حکومت اسلامی، حکومت فریبکاران [2012 Dec] 
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز [2012 Dec] 
*عاشورا : از تحمیق تا تطمیع و از امام تا یزید [2012 Dec] 
*پیام عاشورا: کین خواهی و خشونت، تسلیم و اطاعت  [2012 Nov] 
*عاشورا و اسطوره سازان حرفه ای [2012 Nov] 
*دو معضل نیروی های انتظامی: بر خورد با ماهواره ها و بد حجابی [2012 Nov] 
*براندازی دین تازیان بومی : خوش خیالی و یا واقع بینی؟ [2012 Nov] 
*مسئول تحریمات: دشمنی با اسلام یا غنی سازی هسته ای؟ [2012 Oct] 
*براندازی نظام ولایت از براندازی فقاهت، مظهر دین میگذرد [2012 Oct] 
*جهاد و شهادت جنایت است و در خصومت با انسانیت [2012 Oct] 
*حرف قرآن، حرف قدرت است [2012 Oct] 
*پیش بسوی انسان و آزادی  [2012 Oct] 
*چشم بند ان ، کاریکاتور ی که مقدس را موهن ساخت  [2012 Sep] 
* ما عاشق امامان خود هستیم! [2012 Sep] 
*از دینداری تا غیرتمداری [2012 Sep] 
*کدام بحران؟ [2012 Sep] 
*بازگشت دوران تازیان مهاجم [2012 Sep] 
* بحساب دین یا بحساب ملت [2012 Sep] 
*حکومت اسلامی، بازنده ی بزرگ در اجلاس جنبش عدم تعهد.  [2012 Sep] 
*ولایت جلوه ی الله [2012 Aug] 
*الله، بازیگر اصلی [2012 Aug] 
*بوی گند ارشاد [2012 Aug] 
*براندازی ولایت از رهایی از یو غ الله میگذرد.  [2012 Aug] 
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی  [2012 Aug] 
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی [2012 Aug] 
*از کدام دین است که سخن میرانید؟ [2012 Aug] 
*حکومت ولایت، حکومت الله ست [2012 Jul] 
*چرا باید با نام الله آغاز کنیم؟ [2012 Jul] 
*روحانیت دشمن ملت [2012 Jul] 
*الله و جدایی جنسیت ها [2012 Jul] 
*اسلام: دین فرمانروایی و فرمانبری [2012 Jul] 
*خمینی الله را کشته است [2012 Jun] 
*حجاب در ستیز و خصومت با عفاف  [2009 Jan]