بحساب دین یا بحساب ملت
فیروز نجومی

 
 
خداوند خامنه ای: بحساب دین یا بحساب ملت  
خداوند خامنه ای پس از آنکه از حضور در دانشگاه تهران در شانزدهم آذر خود داری نمود مبادا که با خشم دانشجویان روی در روی گردد، در سالن دانشگاه علم و صنعت در حالیکه سه هزار نفر بسیجی آماده ابراز بندگی در برابرش بودند، ظاهرا سر زده،  حضور یافت. در خطبه ای که برای بندگان خود خواند، بار دیگر نشان داد که چرا تنها مقام خدایی است که برازنده او ست، نه مولا امیرالمومنین و یا خاتم المرسلین و یا ابوالفضل علمدار، هم چنانکه مداحان متملّق و چاپلوس در همان گرد همایی به وی لقب دادند. خداوند خامنه ای به همه بندگان خود نشان داد که از او دانا و بینا تر، عالم و توانا تر، هیچ بنده ای یافت نخواهد شد. از اعماق آسمان ها بزمین فرود آمده بود  که با بندگان خود سخن گوید. که آتش هایی که از زیر خاکستر در گوشه و کنار کشور سر کشیده اند، فرو نشاند ه و بر آنها آب سرد خاموشی بپاشد پیش از آنکه به یک حریق تام و تمام تبدیل شده،  به تخریب و ویرانی بارگاه فقاهت و سرنگونی دین از مسند قدرت منجر گردد. چرا که خداوند خامنه ای بخوبی آگاه است که حریق بزرگ از دانشگاه ها ست که آغاز میگردد. بنابراین، بر بال عظیم جبرئیل در دانشگاه علم و صنعت فرود آمده بود برای گفتن حرف آخر و صدور فرمانهای نهایی تا جنبندگان و جانداران بر روی زمین سر در آخور خود فرو برده، تسلیم شده  اطاعت کنند و فرمان برند.تا سکوت و سکون و آرامش، بر قرار گردد.
 
خداوند خامنه ای سخنان زیبا و دلنشین و فریبنده بسیار گفتند. ضمن تاکید بر حفظ ارزش های اسلامی ، جانثاری و جان فشانی برای مردم و نیز عدالت خواهی و کرامت انسانی،به تشویق و تمجید  دانشجویان پرداخت و نقش اساسی آنها را در پیروزی انقلاب و ادامه مبارزه علیه کفر و باطل و اجتناب از اشرافی گری، مورد ستایش قرار داد. پیشرفتهای حیرت انگیز حکومت دین در زمینه های علم و دانش و تکنولوژی مدرن را ستود و برای تداوم آن و صعود به قله های رفیع تر، فرمان صادر نمود.
 
اما  تحکیم و بر قراری سلطه دین بر قدرت، محور اصلی سخنان او بود. نیازی به گفتن نیست که وی برای درمان دردهای جانکاه ملت، از جمله تورم و بیکاری، افزایش فقر و محنت و تنگدستی، فراگیر شدن جرم و جنایت و دزدی، اعتیاد و روسپیگری و عدم ابتدایی ترین حق و حقوق انسانی بر  فراز زمین قدم رنجه نکرده بودند. به واقعیت های زندگی مادی، خداوند خامنه ای اعتنایی ندارند چون او در آسمان رویا انگیز آرمان گرایی و یا دین پرستی میزیید. در جای پای محمد، پیامبر عرب است که او پای خود را میگذارد. او بود که اعلام نمود که من چیزی میدانم که کسی نمیداند. و به آنچه من میدانم همه باید تسلیم شوند و اطاعت کنند. او گفت من خدا را دیده ام. خدا یکی است و بجز او نیست دیگری. خداوند خامنه ای هم به دانشگاه علم و صنعت تشریف فرما شده بودند که اعلام کنند که خدا یکی است یکتا و آن هم من هستم و نیست دیگری بجز من. مهم نیست که در آینده چه شخصی را بندگان من به ریاست کار گزاری و یا جمهوری بر گزینند، اقتدار حکومت دین پا بر جا خواهد ماند. او صریحاً اعلام نمود که:
 
ساخت حقوقی و رسمی نظام جمهوری همان ارکان نظام ، اعم از دولت، مجلس، قوه قضاییه و بقیه دستگاه ها، و انتخابات است که در قانون اساسی آمده، که البته حفظ آنها لازم است ولی برای ماندگار حقیقی جمهوری اسلامی کافی نیست ( سایت حبرگزاری پارس، 25 آذر).
 
لازم اما نه کافی یعنی که حتی قانون اساسی، که ظاهر بیانگر اراده ملت است، میتواند به حاشیه رانده شود. چرا که برای حفظ سلطه دین کافی نیست. باین معنا که نهاد های قانونی از جمله انتخابات و مجلس قانونگذاری، ظاهر نظام اسلامی است، در پس این ظاهر، حقیقتی نهفته است که وجه اصلی حکومت دین است و آنهم تمرکز قدرت در دست آیت الله ها و حجت الا سلام های حوزه های علمیه برهبری خداوند خامنه ای است که کلام و فرمان او ما ورا ی قانون قرار دارد.
 
 بدینترتیب خداوند خامنه ای با رقیبان  رئیس کارگزاران ش، محمود احمدی نژاد، که اخیر دچار ضعف کفایت و لیاقت و مدیریت شده بوده است ، اتمام حجت نمود: که حتی اگر همه با هم متحد شوید و دولت وحدت ملی هم تشکیل دهید، باید اطاعت کنید و فرمانبردار باشید. به کسب قدرت از طریق نهاد های قانونی زیاد امیدوار نباشید. یعنی روی رای مردم حساب نکنید مهم نیست که رای مردم را کسب کنید. نظام جمهوری اسلامی دارای نفی ها و اثبات هایی هست که حرف آخر هستند و چون و چرا ناپذیر. مثل نیست و هست خدا و یا، لا اله الا  الله. وی خاطر نشان ساخت که وجود نفی ها و اثبات های حکومت دین است که سبب اصلی همه خصومتها و دشمنی ها علیه نظام جمهوری اسلامی گردیده است. گویی که صلح است و انسان دوستی که در نهاد آرمانهای دین اسلامی نهفته است نه خصومت و خشونت و جنگجویی. گویی جهاد و شهادت چیز دیگری هم هست بجز جنگ و خونریزی برای تحصیل رضای الله. و  گویا جمهوری اسلامی بدون دشمن هرگز میتوانسته است دوام و بقا آورد و یا آنکه خدا بدون شیطان میتواند دارای وجود باشد. خداوند خامنه ای نفی ها و اثبات های نظام جمهوری اسلامی را بشرح زیر چنین بر شمرد.
 
نفی استثمار، نفی سلطه پذیری، نفی تحقیر ملت ها از جانب قدرت های سیاسی دنیا، نفی وابستگی سیاسی، نفی نفوذ و دخالت قدرت های مسلط و نفی سکولاریسم اخلاقی و اباحی گری، را از نفی های قطعی خواند و از هویت ملی و ایرانی، ارزشهای اسلامی، دفاع از مظلومان جهان و تلاش برای فتح قله های قلم و دانش، به عنوان اثبات های جمهوری اسلامی  ایران نام برد و سپس خاطر نشان ساخت که به هیج وجه از این ویژگیها کوتاه نخواهیم آمد (همانجا).
 
اگر در اینکه گوینده لا اله الا  الله، محمد بوده است و یا خود الله، بحث وجود دارد، در خداوندی آقای خامنه ای نباید کوچکترین شکی و تردیدی وجود داشته باشد. چرا که همآنقدر مطلق میگوید و مطلق میاندیشد که الله، اکبر است، و به همان میزان نیز به برقراری نظام فرمانروایی و فرمانبرداری بر اساس تسلیم و اطاعت تعهد دارد. از علم غیب خبر آورده است که:این نفی ها و اثبات ها، هست و چیز دیگری هم نیست و نخواهد بود. رویای فرو آوردن دین را از اریکه قدرت بیهوده در سر نپرورانید. افزون بر این نیز، کلام خداوند خامنه ای بسیار شباهت دارد با کلام الله.  سحر آمیز است و جادویی و مقهور کننده، کلامی ست که تسلیم و اطاعت هر جنبنده و جان داری را طلب کند. چرا که کیست که بتواند با نفی استثمار و سلطه پذیری و وابستگی، و نفوذ و دخالت قدرتهای بزرگ و دفاع از مظلومان جهان، به نفی و مقاومت بر خیزید؟ مگر منصف را چاره ای دیگری هم هست بجز تسلیم و اطاعت؟
 
اگر کسی فریب این کلمات جادویی را نخورد و بخواهد ادبیات خدایی را بفهمد، باید ناگفته ها را مورد توجه قرار دهد و نه آنچه گفته شده است. چرا که اصالت و حقیقت ادبیات خدایی، خود را در آنچه ناگفته میماند پنهان ساخته اند. باین معنا که نفی استبداد و دیکتاتوری، نفی سرکوب و زور گویی، نفی سکوت و خفقان، نفی سانسور و شکنجه، نفی وابستگی اقتصادی و مالی، نفی اسارت و بندگی در لیست نفی های خداوند خامنه ای قرار نمیگیرند. همچین نفی تورم و بیکاری، نفی فقر و محنت و تنگدستی. آیا مردم ایران، مردمی که از ابتدایی ترین حق و حقوق انسانی محرومند، مظلوم نیستند که خداوند خامنه ای حتی اشاره کوچکی هم به آنها نمیکند.
 
 از نفی های ذکر شده اما هیچ یک خطرناک تر از سکولاریسم اخلاقی و اباحی گری، نیست چون هر دو سلطه و سروری دین بر جامعه را نفی میکند و خواهان حق و حقوق بشری اند نه سلطه الله و حق و حقوق  و فرمان الهی. بنابراین، ظهور کوچکترین بارقه ای از سکولاریسم اخلاقی که گفته میشود یکی ست با آنچه او لابلای واژه اباحی گری می پیچد، به معنای الحاد و مشروع و مباح دانستن هر چیزی به ترجمه آزادی و آزاد زیستن از احکام و خرافات دینی و یا به زبان فقهی، بی بند و باری، بد حجابی و بی عفتی، فساد و فحشا و تباهی، باید در نطفه نابود شود. کوچکترین حرکت به آن سو را باید بی درنگ درهم فرو ریخت. چرا که رشد و نمو این پدیده بنا بر قول خداوند خامنه ای به ظهور شاه سلطان ها و آزادی مطبوعات و افول دین و در نتیجه به انحراف از آرمانهای اسلامی  از جمله جهاد و شهادت پرستی، عدالت و کرامت انسانی، منجر میگردد. کیست که نداند خداوند خامنه ای چه کسی را در نظر دارد وقتی از شاه سلطان سخن میراند. آیا میتواند کسی باشد بجز آقای حجت الا سلام خاتمی، پرورش یافته حوزه های علمیه قم، یکی از نخبگان برگزیده امام خمینی. صرفنظر از اعتبار و اجتهاد فقهی، آقای خاتمی کسی بوده است که بیش از 70 درصد رای مردم را بدست آورده بوده است، درست به آن دلیل که بوی سکولاریسم از دهان ش به مشام مردم رسیده بود. از این روی خداوند خامنه ای در  خوار و حقیر ساختن وی از هیچ دریغ نداشت.  چرا که  اراده مردم در دل خداوند خامنه ای هراس انداخته و او را مضطرب و نگران ساخته بود. مقایسه خاتمی با شاه سلطان حسین اگر چه تلویحاً و در لفافه، خاطر نشان ساختن این واقعیت است که هر گاه مردم در گزینش خود آزاد گزارده شوند، کسی را بر خواهند گزید که تبلور ضعف و تباهی است و مماشات و مصالحه با دشمن. به عبارت دیگر، این اراده مردم است که خداوند خامنه ای با آن سر دشمنی و خصومت دارد. مسلم است که وی با خاتمی شخصا خصومتی ندارد و به تعهد او نسبت به فقیه سالاری ایمان دارد. با مردم است، بویژه با آن مردمی که تمایل به اباحی گری و یا سکولاریسم اخلاقی نشان داده اند  و خاتمی را برگزیده اند، خداوند خامنه ای در ستیز و دشمنی است،  نه آن درصد کوچکی از مردم جیره خوار سینه چاک سینه زن.
 
خداوند خامنه ای به دوران ریاست جمهوری حجت الا سلام خاتمی اشاره میکند و میگوید که:
 
در دوره ای شاهد بودیم که در مطبوعات ما به صورت رسمی و علنی جدایی دین از سیاست را تبلیغ می کردند و یا بالاتر از این، به صراحت و آشکار از رژیم ، جبار و سفّاّک پهلوی دفاع می شد (همانجا)
 
وی فراموش کرده است این دوران همان دورانی ست که رای مردم و انتخاب خاتمی، به ریاست جمهوری، آبرو و اعتبار ی به حکومت دین که در نتیجه جنایت هایی که در داخل و خارج از ایران مرتکب و مخالفان خود را به شیوه های اسلامی یکی پس از دیگری از میان برداشته بود، باز گرداند و برای چند صباحی از رسوایی و رو سیاهی نجات داد. دوران ریاست جمهوری خاتمی را محکوم و تحقیر میکند ولی خدمات گرانبها یی را که خاتمی به  بقا و تداوم نظام اسلامی کرده است نادیده میگیرد. اما گویا آن دوران شیطان، آیه های معروف خودش را در گوش خداوند خامنه ای خوانده بوده است که اجازه داده بود شاه سلطان حسینی، همچون حجت الا سلام خاتمی مسند کار گزاری را به اشتغال خود در آورد. مسلم است که ستیز و خصومت با دوران خاتمی تنها به آن دلیل است که به شیفتگان دین هشدار دهد و آنها را توجیه و تجهیز کند که آنجا که ارا ده مردم حاکم شود خطر انحراف ، و یا خطر افول و سقوط دین وجود دارد، یعنی که شاه پرست و دین ستیز، ملحد  و آزادیخواه، لیبرال و ملی،  غرب زده و شرق زده، چپ و انقلابی، راست و معتدل، مارکسیست و دموکرات، حق زندگی بدست میآورند. دگر اندیشان و دگر زیستان از زیر زمین سر بیرون آورده و ریشه مساجد و حوزه های علمیه را از بیخ و بن بر کنند.
 
 خداوند خامنه ای از ارزش های اسلامی بر اساس عدالت و کرامت انسان در همین راستا سخنفرسایی بسیار نمود. اما فراموش کرد که بگوید که در همین دوران که اجاز ه داده بود شاه سلطان حسین بر تخت شاهی بنشیند، یعنی پس از دوران قتل عام ها در زندان ها و کشتار جوانان انقلابی در سال های 60 تحت جرم محاربه با خدا، شاهد قتل های زنجیره ای هم بوده است. شاهد سرکوب جنبش دانشجویی هم بوده است، دورانی که بهترین اندیشمندان این سر زمین، همچون سعید سیرجانی، محمد مختاری و محمد  جعفر پوینده و بسیاری دیگر به جرم دگر اندیشی به شیوه های اسلامی به دست جاسو سان شمشیر کش ولایت فقیه بقتل رسیدند. البته که نابودی دگراندیشی و دگر زیستی، مخالف و منتقد، سنتی است که از آغازین روز ظهور پیامبر عرب بنیان گذاری شده است. از همان آغاز شمشیر اسلام بود که سینه شاعره ای را که پیامبر را هجو کرده بود در حال شیر دادن فرزندش شکافت و او را خاموش ساخت. به ضرب شمشیر اسلام بود که شاهدت خوانی بر مردم ایران تحمیل گردید. هم اکنون شمشیر اسلام  را از فرق سر مردم بر گیر با چشمان خود مشاهده خواهی کرد که با چه سرعتی مساجد و حوزه های علمیه و ارزشهای اسلامی فرو خواهند ریخت و نابود خواهند شد. خداوند خامنه ای هرگز پذیرای این حقیقت نخواهد بود که عدالت و کرامت  انسانی در زیر سایه سنگین شمشیر، مفاهیمی تو خالی هستند و حقارت و ذلت و خواری.
 
خداوند خامنه ای دچار همان فریبی است که همه ی قدرتمداران یکه تاز و مطلق گرای تاریخ بدان مبتلا بوده اند: فریب قدرت. یعنی خداوند خامنه ای گرفتار شیطان شده است و خود از آن بی خبر است. چرا که تنها شیطان زدگان هستند که سخت شیفته و دلداده ی قدرت شوند. شیطان به فریب خورد گان خود باده قدرت می نوشاند تا آنها را  مست و مدهوش نموده که از واقعیات گریخته و در اعماق آسمانها دچار خدایی شوند. فریب خورد گان شیطان زمانی به واقعیت پی میبرند که دیگر کار از کار گذشته است. رضا شاه وقتی به موضوع پی برد که خود را در تبعید یافت. فرزندش وقتی به واقعیت آگاه گردید که عکسهای خود را در شعله های آتشی که مردم شاه دوست به پا کرده بودند با چشمان خود مشاهده کرد. در آنزمان بود که صدای مردم به گوش وی رسید. صدام حسین البته وقتی که به عنوان مجرم در دادگاه محاکمه میشد هنوز از دیدن واقعیت سر باز میزد، درست تا لحظه ای که طناب دار ی را که خود بگردان هزاران هزار بی گناه انداخته بود بدور گردن خود احساس کرد. اما خداوند خامنه ای دچار فریب بزرگتری ست زیرا که طناب دار اعدام  فقط به گردن او نیست که خواهد افتاد بلکه اسلام است که با او بدار اعدام آویخته خواهد شد. بهتر است که خداوند خامنه ای به یاد داشته باشند که کوتاه نیامدن از نفی ها و اثبات های نظام جمهوری اسلامی، بحساب دین گذارده خواهد شد و نه بحساب ملت.
 
 
 

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

فیروز نجومی

فهرست مطالب فیروز نجومی  در سایت پژواک ایران 

* مناظره روبهان
* رئیس جمهور چکاره ست؟
*انتخابات را به خاکسپاری رژیم جنایتکار تبدیل کنیم!
*انتخابات خوب است!‏
*حقیقت را باید گفت!‏
* از یکتا پرستی تا ‏کثرت خواهی
*ندای وجدان
*ویرانی بزرگ!‏
*از دین گریزی تا دین ستیزی
*سالروز نکبت و مصیبت ‏
*دگرگون سازی ارزش ‏ها!‏
*گفتمان رفسنجانی، گفتمان ریاکاری
*حقیقت نهائی!‏
*دیفروشان دیروز فرمانروایان امروز
*شاه گور خود کند و ولی فقیه گورکن خویش شود و دین!
*‎ ‎ دین مست باده قدرت !‏
*براندازی متولیان دین
*چیره شدن «عرب بر عجم» ‏ و آغاز نگون بختی ایرانیان
* آزادی و گریز از مسئولیت
* سرگذشت غم انگیز آزادی
*بازگشت بدوران رسالت ‏ و گره زدن دین به قدرت
*در چرائی نامگذاری الله و آغازیدن با نام او!‏
*عاشورا: اسطوره یا واقعیت
*بوی گند تقدس
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*عاشورا و قتل عام در زندانها
*محمد بشر بشیر و یا ‏‎ ‎خشم و خشونت و شمشیر
*«پافشاری بر نفاق» و عدالت اسلامی!
*جنگ شیعه وسنی:‏ اختلاف تاریخی یا دسیسه غربی؟
*خشونت هنجاری مقدس در قاموس اسلام
*کشتار جمعی در زندانها بجرم «ارتداد»
*تدبیرچیست؟
*بنام انسان و آزادی
*خشونت و گفتمان توحیدی
*پشت خمیده و بار سنگین دین و قدرت!
*امنیت و آزادی
*فقط آزادی
*شریعت اسلامی در ستیز با خودفرمانی
*معاشقه اسلام ناب محمدی با علم و تکنولوژی
* آزادیخواهی و باز تولید منش دیکتاتوری!
*اسلام در پیشگاه تاریخ
*بیگانگی ما از خود
* امریکا ستیزی یا اسلام ستیزی؟
*دشمن و دو قطبی شدن جامعه
* از درگیریهای کلامی تا امریکا ستیزی و فریبکاری
* امید کوکبی، قهرمان نافرمانی
*ظهور نیروی نامحسوس و امنیت اخلاقی
* تا کی؟
*رمز بقای نظام فرمانروایی و فرمانبری
*خائن کیست؟
*نقشه رذیلانه امریکا: «تزریق تقکر خاصی به نخبگان»
*آیا بجز ولی فقیه کسی دیگری هم هست؟
*نه به اخلاق اطاعت و فرمانبری!
*نفی حق گزینش: فروکاستی انسان به حیوان
* تن بخفت نباید داد
*انتخابات: طبل تو خالی
*رابطه دین با قدرت در امتداد تاریخ
*«جامعه ایران به کدام سو در حال حرکت است؟»
*انتخابات یعنی چه؟
*بدامن چه کسی پناه باید برد؟
*رهایی و ترک کیش اهریمنی
*بخندیم یا گریه کنیم؟
*از طلبگی تا خدایی و مسئله جانشینی!
*شمشیر ذوالفقارم آرزوست
*جور دیگری زندگی باید کرد
*بیان درد مشترک و یا صدور کیفرخواست علیه غرب؟
*اندر شکست دین جهاد و شهادت
*عاشورای پاریس
*آزادی را باید پرستید
*ولی فقیه، شاه نیست، مظهر دین است
*جامعه تک کتابی!
*عاشورا: شهادت یا خشونت؟
*کفر گرایی: راه رهایی و آزادی
*تقدس از جهل بر میخیزد
*قوم لوط، اخلاق انحرافی و خروج امام عج از غیبت
*اینهم شد خدا؟
*امنیت در سایه ولایت
*سردار حاج قاسم سلیمانی: سردار استبداد مضاعف دین و قدرت
*ز روز بلا باید دست بر سر گیریم
*فریبکاری مضاعف
*استبداد و آگاهی طبقاتی
*من مسلمانم، طرفدار رژیم دین هم نیستم!
*رهایی، آیا یک توهم است؟
*وای اگر دین نبود!
*خوار داشت انسان و قدسی سازی خشونت
*بر فراز منبر ولایت و یا خلافت؟
*الله: آموزگار بزرگ بیرحمی، خشونت و کین خواهی
*رمضان: زمینه ساز نظام فرمانروایی و فرمانبری
*دین ستیزی و یا قدرت ستیزی!
*جامعه بورژوازی و یا جامعه اسلامی فرا طبقاتی؟
* تاملی چند در باره جنبش عبور از ولایت!
*روحانیت: از حوزه تا حکومت
*کیست گورکن دین؟
*غنی سازی هسته ای بچه قیمتی؟
*شمشیر در نهان دین
*فرخنده: قهرمان جهالت ستیز
*دینمداری یا انسانمداری کدام یک اهریمنی ست؟
* دیکتاتوری و شریعت اسلامی
*سپاه پاسداران: سپاه ولایت و یا ملت
*توفان دیگری در راه است!
*ولایت دشمن اصلی ملت
*در خدمت و خیانت به اسلام و یا به ملت؟
*عدالت اسلامی!
*رهایی از دین یا جدایی آن از سیاست؟
*همزادی علم الله با قدرت
*«نه» بر تسلیم و اطاعت
*حصر و یا محاکمه: ولی فقیه بر سر دو راهی!
*تابوی هسته‌ای: نگاه ایدئولوژی یا نگاه اسلامی؟
*فرد و حکومت خدا
*قتلگاه سعیدی سیرجانی: «منزل آرام و مجلل در شمال شهر تهران»
* سعیدی سیرجانی به تاریخ پیوست
*آقای ظریف، ایران هراسی نه، اسلام هراسی!
*مذاکرات هسته ای: اراده ولایت یا اراده ملت؟
*امر به معروف، نهی از منکر و فرا رسیدن دوران کفر!
*امام حسین: اسطور ه یا انسانی زمینی؟
*جنایتکار کیست؟
*«امر به معروف با اسید نمیشه»
*دفاع مقدس یا شکست مفتصحانه ؟
*اسلام هراسی: خدمت و یا خیانت
*حقیقت نه بمب
*فریبخوردگان اکنون با ید به جنگ با الله برخیزند
*اسلام: دین رحمت و یا خشونت؟
*حکومت اسلامی: آبستن آزادی و استقلال و خود آئینی
*بازگشت اسلام به اصل خود
*توصیه ولایت: حفظ آرامش روانی !
*انفجار روابط جنسی در زیر زمین !
*هم ولایت و هم ریاست، هردو از دروغگویانند
*اسلحه ات را بر زمین بگذار ای مومن!
*نه حماس، نه اسرائیل
*شلاق، مجازات نا فرمانی و یا روزه خواری؟
*اعتدال، خدعه ای اسلامی
*«راه اندازی کلینک خشم در تهران»
*ما داعشی ها را خوب می شناسیم!
*حکومت اسلامی واژگون گردد، اگر زن حجاب از سر برگیرد
*بهشت با شلاق ؟
*از خاک سپاری مردگان در انقلاب مصر تا بازگشت آنان بزندگی در حکومت اسلامی
*سردار سرلشگر جعفری، سردار اسلام
*نبود آزادی و وحدت جنایت و عدالت در حکومت اسلامی
*زوگیری در فضای مجازی
*بازی دین و قدرت
*چهره کریه حکومت دین را بنگر
*زورگیری در اسارتگاه اوین
*یکتا و یگانه، تنها ولی فقیه است، بجز او هیچکس دیگری نیست!
*دین خصم آشتی ناپذیر آزادی
*پیام نوروزی خداوندگار خامنه ای : آزادی، بی آزادی
*دیو دو شاخ
*آزادی مسئولانه یا آزادی در فرمانبری؟
*22 بهمن: تاسیس استبداد مضاعف دین و قدرت
*انقلاب اسلامی: گریز از آزادی
*الله: مهربان و بخشنده و یا کین خواه و کیفر دهنده؟
*حال باید پرسید...
*از سلطه افکنی تا سلطه ستیزی
* قرآن، دین، قدرت، ما و آنها ؟
*تأملی چند در باره حکومت اسلامی و رهایی از آن
*بمناسبت اربعین: امامت یا خلافت؟ کدام حاکم است بر ما؟
*مماشات با دین بس!
*اسلام دین بیگانه با انسان
*فساد از اسلام بر میخیزد یا از قدرت؟
*مرگ بر غنی سازی هسته ای
*دیپلماسی ولایت و دفن حقوق بشر
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*از سلطه ستیزی تا دریوزگی
*بنگر، خداوند غرقه در خون است!
*باید رستم را فرا خواند
*خلع دین از حکومت
*مرگ بر آمریکا: رمز مقاومت مردم یا رمز بقای حکومت ارتجاع؟
*ستیز با شیطان بزرگ ستیز است با آزادی
*الله اکبر: دین یا سیاست؟
*طبل توخالی
*«نرمش قهرمانانه» یا حرکت مذبوحانه؟
*حرمت شکنی روحانیت
*زایش خدا: نفی انسان و آزادی
*گره هسته ای، وسیله است نه هدف، دینی ست نه سیاسی
*گفتمان اعتدال و آشتی اسلام با جهان سکولار!
*رمز و راز وزارت: شایستگی و لیاقت یا تسلیم و اطاعت از ولایت؟
*بوی فریبکاری به مشام میرسد
*تا ولایت هست، سیه روزی و تیره بختی هم هست
*گفتمان ولایت: وارونگی حقایق و بهانه جویی های احمقانه
*تیشه بر ریشه فقاهت، تیشه بر بنیان قدرت است
*آبادی بدون ویرانی؟ نه حقیقت، نه آزادی
*رمضان: بیداری وجدان و یا وجدان فرمانبر؟
*از خداوند خامنه ای ست که بوی گند برمیخیزد
*رئیس جمهور منتخب: باز تاب اراده ولایت و یا تبلور اراده ملت؟
*انتخابات و یا آفرینش حماسه سیاسی؟
*گفتمان ولایت، گفتمان تحقیر و توهین به ملت
*گفتمان انتخابات
*دلشوره انتخابات
*صداقت هرگز نه از دین برخیزد و نه از قدرت
*کارنامه ولایت و یا ریاست جمهوری؟
*رمز رهایی از دیکتاتوری
*احکام شریعت لغو و قیامت اعلام کنید
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*بازی هسته‌ای و اسطوره جهاد و شهادت
*جنگ عدالت با آزادی
*سکولاریسم از ستیز با دین گذر میکند
*هفت سین، بدون دال بیگانه: سال نو، دین نو
*ظهور امام چهاردهم
*الله، خدای یکتا و یگانه مرد است و مردانه میاندیش
*قدسی سازی خشونت، رمز بقای نظام ولایت
*اسلام دین بیگانه با انسان
*آقای رئیس جمهور
*دین را باید بدادگاه بکشانیم
*حکومت راهزنان و غارتگران
*کدام انتخابات؟ چه قانونی؟
*یورش به دفاتر روزنامه ها و زور گیری روزنامه نگاران
*حاکم یا محکوم، کدامیک زور گیر است؟
*نظام ولایت، نظام قانون گریز و قانون شکن
*تاج شاهی بر سر خداوند خامنه‌ای
*دین و یا قدرت، کدامیک دشمن ملت ایران است ؟
*نظام ولایت، نظام فریب و خیانت
*از حجره و حوزه، تا کاخ نشینی و فرمانروایی
*حکومت اسلامی، حکومت فریبکاران
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*عاشورا : از تحمیق تا تطمیع و از امام تا یزید
*پیام عاشورا: کین خواهی و خشونت، تسلیم و اطاعت
*عاشورا و اسطوره سازان حرفه ای
*دو معضل نیروی های انتظامی: بر خورد با ماهواره ها و بد حجابی
*براندازی دین تازیان بومی : خوش خیالی و یا واقع بینی؟
*مسئول تحریمات: دشمنی با اسلام یا غنی سازی هسته ای؟
*براندازی نظام ولایت از براندازی فقاهت، مظهر دین میگذرد
*جهاد و شهادت جنایت است و در خصومت با انسانیت
*حرف قرآن، حرف قدرت است
*پیش بسوی انسان و آزادی
*چشم بند ان ، کاریکاتور ی که مقدس را موهن ساخت
* ما عاشق امامان خود هستیم!
*از دینداری تا غیرتمداری
*کدام بحران؟
*بازگشت دوران تازیان مهاجم
* بحساب دین یا بحساب ملت
*حکومت اسلامی، بازنده ی بزرگ در اجلاس جنبش عدم تعهد.
*ولایت جلوه ی الله
*الله، بازیگر اصلی
*بوی گند ارشاد
*براندازی ولایت از رهایی از یو غ الله میگذرد.
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*از کدام دین است که سخن میرانید؟
*حکومت ولایت، حکومت الله ست
*چرا باید با نام الله آغاز کنیم؟
*روحانیت دشمن ملت
*الله و جدایی جنسیت ها
*اسلام: دین فرمانروایی و فرمانبری
*خمینی الله را کشته است
*حجاب در ستیز و خصومت با عفاف