آقای رئیس جمهور
فیروز نجومی

آیا تا کنون با خود اندیشیده اید که اصالت و صداقت را با حرف و لفظ محک نمیزنند، بویژه اگر حرافی و لفاظی باشد، که آنرا دیگر نیازی به محک نیست، چرا که نه تنها هسته ی ناچیزی ،باندازه یک ذره ی اتمی، در آن زر و یا نقره یافت نمیشود بلکه بیش از صد در صد و سراسر ناخالص ست و آلوده. مردم جهان، بالاخص مردم ایران، به رفتار و کردار شما مینگرند و آنها را برای سنجش اصالت و صداقت شما بکار میگیرند. فاصله این دو یعنی فاصله گفتار و رفتار در شخصیت شما چنان عمیق و مشهود است، که اگر قرار بود که بدرخشد، همچون هاله ای در پشت سرتان، به همان سان که نخستین باری که در سازمان بین الملل ظاهر شده بودید، مشعشع میگشت، و چشمان جهانیان را بخود خیره میساخت. متاسفانه هنوز شما بر آن تصور ید که تقدس و پارسایی متصاعد از آن هاله بوده است که جهانیان را مات و مبهوت ساخته بوده است. این نگارنده تردید ندارد که تا کنون به انحا مختلف بگوش تان رسانده اند، که حقیقت چیز دیگری ست. که آن هاله چیزی نبوده و است و نیست، مگر هاله ریاکاری.

 

آقای رئیس جمهور،شما در همایش سازمان بین الملل که بمناسبت مبارزه با نژاد پرستی تشکیل یافته بود، بار یگر فرصت را مناسب دیدید که خود را در مرکز توجه جهانیان قرار داده و همگان را به تعجب و شگفتی باز دارید. ادبیات شما از یک ادبیات انقلابی هیچ کم نداشت. شور انگیز بود و هیجان آور. چه سخنان آتشین و آتش زا  و چه گفتار تهدید آمیز و تحریک کننده ای از دهان شما خارج نشد. از ظلم و ستمی  که قرنها بر بشریت رفته است و ازعاملین اصلی آن، آمریکا و اسرائیل، چه سخن های شور انگیز که بر زبان نراندید. به حمایت و دایه گی ملت های مظلوم و ضعیف بر خاسته و پرچم پیشرفت و عدالت و عزت و کرامت انسانی را بردوش کشیدید. از انسان و حیثیت انسانی چنان دفاع کردید، که گویی هیچ کس دیگر در دنیا بجز شما فهمی از چیستی و کیستی انسان، ندارد  و سخن خود را با الفاظی شاعرانه در باره «اکسیر عشق و محبت» به پایان آوردید. بعبارت دیگر، شما لباس موسا، یکی از مرسلان الله را بر تن کرده بودید و همچون پیشوایان بزرگ و مشهور، جهانیان را به ارزشهای الهی و معنوی، فرا میخواندید. اما جهانیان بر دوش شما مار های ضحاک را مشاهده میکردند. چرا که آنها تماشگر رفتار و کردار شما بوده اند و هستند نه شنونده گفتار شما.

 

 آقای رئیس جمهور، یکی از وجوه برجسته ریا کاران آنست که از هر دو گوشه ی دهان خود سخن میگویند. شما نیز از یک گوشه آن، دنیای مادی و ماده پرستی را محکوم میکنید و "منافع محدود  و زود  گذر " را عامل اصلی نژاد پرستی و پلیدی و پلشتی میخوانید و بازگشت بسوی خدا و پیامبران و ترک دنیا پرستی را راه نجات و  رستگاری و خوشبختی انسانها معرفی میکنید. از گوشه دیگر دهان خود به آن دنیای مادی سخت می چسبید و قصد آن را دارید که از زیر سلطه ی امپریالیسم و صهیونیسم  خارج ساخته و تحت انقیاد الله و اسلام در آورید. از یک طرف از صلح و آزادی سخن میگویید و از طرف دیگر، برای جنگ آماده میشوید. و گرنه چه اصرار ی دارید  که به فنآوری هسته ای در تکمیل چرخه غنی سازی، دست یابید  و سازنده اسلحه ی نهایی شوید، رفتاری که برای بیست سال در خفا مرتکب شده بودید تا سر انجام، مجاهدین خلق دشمنان دیرینه شما آنرا در دنیا علنی ساختند و از آن به بعد جهانیان را دچار ترس و هراس ساختید. چون با کاذب خواندن هالو کاست بطور مکرر، جهانیان را مطمئن ساخته اید که شما از بوجود آوردن یک فاجعه دیگر، نظیر هالوکاست  کوچکترین هراس و واهمه ای ندارید. شما همآنقدر و شاید هم بیشتر خود را در نابود ساختن اسرائیل و یهودی ها بر حق میدانید که هیتلر میدانست. شما هر روز یک نوع موشک با توانایی و برد برتر به نیروها جنگجوی خود تحویل و آنرا در انظار جهانیان به نمایش، میگذارید. عربده میکشید و مرد میدان می طلبید. فرماندهان شما بیش از 300000 گور برای خاکسپاری مهاجمین آماده ساخته اند. شما آماده یک جنگ و درگیری بزرگ میشوید ولی قدرتهای بزرگ را برای دو جنگ جهانی محکوم میکنید. شما تمدن غرب برهبری قدرتهای بزرگ را برای غارت و عقب نگاه داشتن کشورهای کوچکتر بویژه کشورها اسلامی، محکوم میکنید، اما خود آرزو مندید که روزی بتوانید بلحاظ قهر و قدرت با آنها هم وزن شوید. یعنی در عمل، شما در راهی گام میگذارید که قبلا آنرا شیطان بزرگ پیموده است. راهی که شما با ابزار لفاظی مخدوش ساختن حیثیت انسانی میدانید. توپ و تشر بسیار برای آمریکا و لشگر کشی به عراق و افغانستان، داشتید، در حالیکه خود بخوبی از این واقعیت آگاه اید که اگر هم اکنون صدام حسین در بغداد ادعای خدایی میکرد و ملا عمر در کابل دعوی خلافت را داشت، شما باد ابر قدرتی در سرتان هرگز نمی پیچید.

 

آقای رئیس جمهور، وقتی در پای بیرق صلح و آزادی، سینه میزنید، باید بیاد داشته باشید که زمانی در ستایش جنگ و برکت ها و نعمتهای آن چه سخن سرائی ها که نمیکردید، و قصد داشتید جنگ را تا فتح قدس ادامه دهید. آیا از زمانیکه بر مسند ریاست جمهوری جلوس یافته اید، تا کنون بگوش کسی رسیده است که شما خشم و خشونت را محکوم کنید؟ رژیم اسلامی، در  صحنه جهانی هیچگونه مقامی را اشغال نکرده است اما به لحاظ تعداد اعدام ها، بعد از چین به مقام دوم نائل آمده است. آقای رئیس جمهور ماموران رژیم اسلامی اخیرا در صدد بر آمده اند که گور های دسته جمعی را در خاوران- قتلگاه برجسته ترین قهرمانان جوان ایران- بپوشانند و مخفی نگاه دارند. شما درست میگویید، قدرتهای جهانی، مرتکب خباثت ها و نادرستی های بسیار شده اند، اما هرگز گورهای دسته جمعی برای جوانان خود دور از چشم همگان در تاریکی های شب، حفر نکرده اند. آقای رئیس جمهور، شما متوجه نیستید، مردم زاری ها و ضجه های مادران خاوران را میشنوند. از شکنجه گاه های اوین اطلاع دارند. آیا فکر میکنید چون بنام الله و اسلام، پیامبر و امام، به قتل عام زندانیان و قتل های زنجیره ای دست بزنید و از ریختن خون هیچ بنده ای بخود هراسی راه ندهید، حیثیت انسانها را مخدوش نساخته اید؟

 

آقای رئیس جمهور، اگر مردم ایران در دست شما قمه ای را مشاهده میکنند که از آن خون میچکد، به آن دلیل است که شما از صلح و دوستی سخن میگویید اما خشونت و کین خواهی را پرستش میکنید. خشونت، دین شما است. مگر در نزد شما جهاد و شهادت در راه توسعه اسلام و تحصیل رضای الله، پاداشش بهشت و حوری های باکره و زندگی ابدی نیست؟ در چنین صورتی آیا جهاد و شهادت میتواند چیزی بجز جنگ و ویرانی ، و خونریزی تا آخرین قطره خون خود باشد؟ شما میخواهید کشورهای مسلمان را به کیش خود در آورید و مردم آن دیار را دعوت به جهاد و شهادت در راه توسعه ی اسلام کنید. و چه هزینه  ها از ثروت و منابع ملی، صرف بوجود آوردن ستون های پنجم مثل حزب الله و حماس در عراق و لبنان و فلسطین و عربستان و مصر، نمیکنید. آنهم در زمانیکه بیش از 40 درصد از مردم ایران زیر خط قرمز فقر زندگی میکنند.

 

آقای رئیس جمهور، شما در همآیش سازمان بین الملل از آزادی نیز سخن راندید، گویی که عطر آن هرگز به مشام شما رسیده است. که اگر رسیده بود تا کنون هفت کفن هم پوسانده بودید. آقای رئیس جمهور، کیست که نداند بوی عطر آگین آزادی برای دیکتاتورها و جوجه دیکتاتورها هلاک کننده است.  شما مرتبه فوقانی نظامی را اشغال کرده اید که در استبداد و مطلق گرایی، یکه و استثنایی است، نظامی که برای اینکه گامی بسوی آینده بر نهد، به گذشته ی افسانه ای و اسطوره ای باز مینگرد. در حالیکه بیش از یک قرن است که از مرگ خدا میگذرد، شما آنرا در کشور ما به زندگی باز گشت داده اید که در لباس فقیه بر 70 میلیون نفر حکم میراند و آنها را در برابر خود و آنچه میگوید و میاندیشد مسئول میداند، بدون آنکه خود را نسبت به یک فرد مسئول بداند. فقیهی که بر ما حکومت میکند از تبار معصومین و مظلومین است. نه گناهی میکند و نه مرتکب خطائی میشود. حرف او قانون است و نهایی. فقط در دوران خلافت و امامت است، که یک چنین حکومتی میتواند موجودیت یابد.

 

آقای رئیس جمهور، شما یکی از چاکران صادق رژیم ولایت مطلقه فقیه هستید.  حرف و رای او را برابر با حرف الله یکی و نهایی میدانید. بر دستش بوسه میزنید بر پایش میافتید. و به قول مولانا شانه بر سرش میکشید، در همان حالت است که از عزت و کمال انسانی نیز سخن میرانید. انسان در نزد شما وقتی آزاد است و دارای عزت و کرامت است که هرگز «نه» به ولایت فقیه نگوید و در نفی آن هرگز سخنی به میان نیاورد. چون گفتمان شما، گفتمان مطلق گرائی است مبنی بر الله یکی ست و بجز او نیست دیگری. اگر کسی بگوید، نه برعکس، خدا نه یکی بلکه بیشمارند و به تعداد انسانها وجود دارد، آیا شما سر این انسان را بر سر دار بجرم کفر و شرک نمیآویزید؟ آقای رئیس جمهور، شما مردم ایران را از ابتدائی ترین نوع آزادی، محروم ساخته اید، چگونه میتوانید در برابر مردم جهان کلمه آزادی را از زبان خود خارج سازید. جزای آنکه وجود الله را وابسته به وجود شیطان بداند چیست؟ اگر یکی پیامبر اسلام را راهزن و آدمکش بنامد و دیگری غیبت امام را افسانه ای ساخته برای تحمیق و تخریف مردم بخواند به چه سرنوشتی در کشور شما دچار خواهد شد؟ آیا تا کنون با خود اندیشیده اید که کرامت و عزت انسانی در آزاد ی «نه» گفتن است، در آزادی پرستش است. الله برای شما یکی ست و واحد، چرا برای من الله نمیتواند، یک درخت باشد و برای دیگری هنر باشد و هنروری؟ شما انسان را آزاد و دارای عزت و کرامت میدانید تنها زمانی که به اسارت و بندگی، تسلیم و اطاعت، تن دهد و امر و احکام الله و جانشین ش ولایت فقیه را بدون چون و چرا باجرا در آورد و آنرا نیز در رکوع و سجود های طولانی باثبات برساند.

 

آقای رئیس جمهور، عزت و کرامت انسان در ایمان و باور به آنچه از اجداد خود بارث برده است،  نیست بلکه در باور به خدائی خود است و نیروی آفرینشی که در انسان نهاده شده است، که در فهم این حقیقت است  که انسان ا ست و تخیل و تفکر او خالق خدا. نه بالعکس. تنها چنین بشری است که با تبعیض، بیگانه و غریبه میماند. موضوعی که قرار بود در مرکز سخنان شما قرار گیرد. که منافع مادی و دنیوی و انحراف از خدا گرائی را سبب اصلی آن معرفی نمودید و فکر کردید که میتوانید تبعیض را که وجه بارز و برجسته رژیم ولایت فقیه است، پنهان نمائید. زیرا که تبعیض کار کسی است که خدای خود را بالاتر و برتر میداند و به جز خدائی که او بدان باورد دارد، هیچ خدایی نیست و نمیتواند وجود داشت باشد. تبعیض همیشه بنام خدا بوقوع پیوسته است، بدست کسانیکه مثل شما خود را خدا محور میدانسته اند. هیچ چیز مانند نام خدا، حتی منافع مادی، نمیتواند برده داری و نژاد پرستی را توجیه نموده، مشروع و قابل پذیرش حتی برای آنان سازد که کوچکترین سودی از برده داری و نژاد پرستی عاید شان نمیشده است. شما تبعیض را محکوم میکنید و لی نظامی بنیان گذارده اید که تبعیض یکی از محکمترین ستونهای سازنده آن است. آیا بین زنان و مردان، شما تبعض قائل نیستید؟ آیا زنان را از حق و حقوق شان محروم و حق گزینش آنها را محدود نساخته اید؟. آیا بین مسلمان و مومن و کافر و مشرک، تبعیضی نیست؟ آیا شما یکی را پاداش ندهید و دیگری را به جرم محاربه با الله بدار مجازات نیاویزید؟  آقای رئیس جمهور، شما اگر رفتار و کردار خود را تبعیض آمیز نمی بینید به آن دلیل است که ایمان دارید که الله بوده است که چنین خواسته است. و فکر میکنید چیزی که الله میخواهد، نمیتواند تبعیض آمیز باشد. تبعیض شما خدا محوری است. باین دلیل است که به محکوم کردن تبعیض میپردازید بدون آنکه آگاه باشید که جهانیان خوب میدانند که شما یکی از بزرگترین تبعیض گران هستید و به برتری خود و نظام اجتماعی که برپا نموده اید کوچکترین شک و تردیدی ندارید.

 

آقای رئیس جمهور، از آزادی چنان سخن میرانید که گویی چند صباحی با آن هم نشین بوده اید و با آن شناسایی دارید. اما خبر سرکوب آزادی در دانشگاه های ایران، سرکوب آزادی بیان در انواع فعالیتهای فرهنگی و سیاسی و هنری، سرکوب آزادی انجمن و گرد همآیی، بگوش مردم جهان رسیده است. در هیچ یک از کشورهای جهان رسما برای سرکوب آزادی، دستگاهی بنام وزاتخانه برپا نداشته اند. اما شما وزارت «ارشاد» را ویژه این امر تاسیس نموده اید. مگر این وزارتخانه وظیفه و مسئولیتی دیگری هم بجز سرکوب آزادی بیان، دارا میباشد؟ مگر سرکوب آزادی میتواند بر اساس تبعیض صورت نگیرد. آیا شما مردان را از زنان، موافقین را از مخالفین، دین ستیز ان را از دینداران، و خودی ها را از غریبه ها جدا نمی سازید؟ آیا مخالفین خود را ساکت و خاموش نمی سازید؟ تعجب آنجاست که سازمان بین الملل از رئیس جمهور کشوری که بر اساس تبعیض بنیان گذارده شده است دعوت بعمل در میآورد که در باره مبارزه با تبعیض و نژاد پرستی سخن رانی کند.

 

آقای رئیس جمهور، چون شما در آن خطابه اعجاب انگیز و بقول بعضی ها جنجالی سخت از آزادی و عزت و کرامت و حیثیت انسان جانانه دفاع نمودید، لازم است که یکبار دیگر بآن باز گردیم و یادآوری کنیم که عزت و کرامت انسان بسته به بلوغ و رشد عقل و خرد آنها ست نه عقل و خرد فقیه و مجتهد. شما مردم ایران را همچون کودکی صغیر و یتیم و نیازمند قیومت،  تلقی میکنید، که نه میتواند بیاندیشد و نه هرگز بتواند بر خود چیره شود. ملت را پیوسته به معروف، امر و از منکر نهی مینمایید و او را به اسارت باید ها و نباید ها درآورده اید. آنها پیوسته باید به فرمانبری تن دهند و این باید و آن نباید کنند. مردم باید بر گزینند آنچه برای آنها آیت الله ها و حجت الاسلام ها برگزیده اند. تعین کننده صلاحیت نمایندگان مردم و ریاست جمهوری که به مردم واگذار نشده است. شما حق تعیین سرنوشت را از ملت سلب میکنید و آنگاه مکرر از آزادی و عزت و کرامت انسان سخن میرانید.آقای رئیس جمهور، صغیر و یتیم شمردن یک ملت است که حیثیت انسانی را مخدوش میسازد. تا زمانیکه نظامی بنام نظام ولایت فقیه بر مردم حاکم است، و تا زمانیکه مردم ایران از آزادی پرستش و آزادی گزینش محرومند، مردمی خواهند بود اسیر و فقیر، در بند سنت و دین و نظام خرافات و افسانه ها.

 

آقای رئیس جمهور، انسان وقتی آزاد و سزوار عزت و کرامت است که خود را از صغارت و قیومت رها سازد و نظام تقلید و تبعیت را واژگون سازد. مردم جهان از مقاومت پایان ناپذیر زنان در برابر ستم و ظلم رژیم اسلامی آگاهند. زنان ایران به جهانیان نشان داده اند که تن به اسارت و بندگی نخواهند داد، حتی اگر با زور سر نیزه حجاب را بر آنها تحمیل کنند. وقتی شما از آزادی سخن به میان میآورید، آیا بر آن تصورید که جهانیان صدای اعتراض دانشجویان پلی تکنیک و یا دانشگاه ها در سراسر کشور ایران را نشنیده اند؟ و یا از مبارزات و مقاومت کارگران و کارمندان و معلمان بی خبر اند؟ وقتی الفاظ شاعرانه ای همچون "اکسیر عشق و محبت " "زنده باد بهار " از دهان شما خارج میشود، آیا فکر میکنید که ناله ها و فریادهائیکه از درون شکنجه گاه های اوین بر میخیزد بگوش جهانیان نمیرسد و یا تصاویر انزجار آمیز سنگسار ها و اعدام نوجوانان را مشاهده نکرده اند. شما از اکسیر عشق و محبت سخن میرانید ولی در پی کین خواهی و انتقامجویی هستید. از غارتگری هایی که اسناد آن در دست است پرده برداری نمیکنید. چرا که در آن صورت دست آلوده ی خود را رو میکردید.

 

آقای رئیس جمهور، شما باید بدانید، حرّافی و لفاظی هم حدی دارد چون عین ریاکاری ست. شاید چند نفری از شرکا و همردیفان تان باور شان شده است که "زنده باد بهار " هم متضمن و معنا و مفهومی ست و در بازی قدرت برگ برنده است.  ولی مطمئن باشید که خود را فریب میدهید، نه مردم ایران را. چراکه مردم ایران ناظر بر رفتار و کردار شما هستند و بر دست شما قمه خون آلود را می بینند.

 

فیروز نجومی

Firoz Nodjomi

fmonjem@gmail.com

http://www.rowshanai.org/

ا

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

فیروز نجومی

فهرست مطالب فیروز نجومی  در سایت پژواک ایران 

* آزادی زن ‏ و فرو پاشی رژیم دین
*اندر انتظار فروپاشی نظام اسلامی
*دین تازیان و معضل عقب ماندگی
*شرم مضاعف و ضرورت آزادی
*رای خدا در برابر رای مردم
*ولایت: گورکن الله!
*زنده باد کفر
*انتخابات و ‏نیروی ‏براندازنده ‏‏«کفر»
* مناظره روبهان
* رئیس جمهور چکاره ست؟
*انتخابات را به خاکسپاری رژیم جنایتکار تبدیل کنیم!
*انتخابات خوب است!‏
*حقیقت را باید گفت!‏
* از یکتا پرستی تا ‏کثرت خواهی
*ندای وجدان
*ویرانی بزرگ!‏
*از دین گریزی تا دین ستیزی
*سالروز نکبت و مصیبت ‏
*دگرگون سازی ارزش ‏ها!‏
*گفتمان رفسنجانی، گفتمان ریاکاری
*حقیقت نهائی!‏
*دیفروشان دیروز فرمانروایان امروز
*شاه گور خود کند و ولی فقیه گورکن خویش شود و دین!
*‎ ‎ دین مست باده قدرت !‏
*براندازی متولیان دین
*چیره شدن «عرب بر عجم» ‏ و آغاز نگون بختی ایرانیان
* آزادی و گریز از مسئولیت
* سرگذشت غم انگیز آزادی
*بازگشت بدوران رسالت ‏ و گره زدن دین به قدرت
*در چرائی نامگذاری الله و آغازیدن با نام او!‏
*عاشورا: اسطوره یا واقعیت
*بوی گند تقدس
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*عاشورا و قتل عام در زندانها
*محمد بشر بشیر و یا ‏‎ ‎خشم و خشونت و شمشیر
*«پافشاری بر نفاق» و عدالت اسلامی!
*جنگ شیعه وسنی:‏ اختلاف تاریخی یا دسیسه غربی؟
*خشونت هنجاری مقدس در قاموس اسلام
*کشتار جمعی در زندانها بجرم «ارتداد»
*تدبیرچیست؟
*بنام انسان و آزادی
*خشونت و گفتمان توحیدی
*پشت خمیده و بار سنگین دین و قدرت!
*امنیت و آزادی
*فقط آزادی
*شریعت اسلامی در ستیز با خودفرمانی
*معاشقه اسلام ناب محمدی با علم و تکنولوژی
* آزادیخواهی و باز تولید منش دیکتاتوری!
*اسلام در پیشگاه تاریخ
*بیگانگی ما از خود
* امریکا ستیزی یا اسلام ستیزی؟
*دشمن و دو قطبی شدن جامعه
* از درگیریهای کلامی تا امریکا ستیزی و فریبکاری
* امید کوکبی، قهرمان نافرمانی
*ظهور نیروی نامحسوس و امنیت اخلاقی
* تا کی؟
*رمز بقای نظام فرمانروایی و فرمانبری
*خائن کیست؟
*نقشه رذیلانه امریکا: «تزریق تقکر خاصی به نخبگان»
*آیا بجز ولی فقیه کسی دیگری هم هست؟
*نه به اخلاق اطاعت و فرمانبری!
*نفی حق گزینش: فروکاستی انسان به حیوان
* تن بخفت نباید داد
*انتخابات: طبل تو خالی
*رابطه دین با قدرت در امتداد تاریخ
*«جامعه ایران به کدام سو در حال حرکت است؟»
*انتخابات یعنی چه؟
*بدامن چه کسی پناه باید برد؟
*رهایی و ترک کیش اهریمنی
*بخندیم یا گریه کنیم؟
*از طلبگی تا خدایی و مسئله جانشینی!
*شمشیر ذوالفقارم آرزوست
*جور دیگری زندگی باید کرد
*بیان درد مشترک و یا صدور کیفرخواست علیه غرب؟
*اندر شکست دین جهاد و شهادت
*عاشورای پاریس
*آزادی را باید پرستید
*ولی فقیه، شاه نیست، مظهر دین است
*جامعه تک کتابی!
*عاشورا: شهادت یا خشونت؟
*کفر گرایی: راه رهایی و آزادی
*تقدس از جهل بر میخیزد
*قوم لوط، اخلاق انحرافی و خروج امام عج از غیبت
*اینهم شد خدا؟
*امنیت در سایه ولایت
*سردار حاج قاسم سلیمانی: سردار استبداد مضاعف دین و قدرت
*ز روز بلا باید دست بر سر گیریم
*فریبکاری مضاعف
*استبداد و آگاهی طبقاتی
*من مسلمانم، طرفدار رژیم دین هم نیستم!
*رهایی، آیا یک توهم است؟
*وای اگر دین نبود!
*خوار داشت انسان و قدسی سازی خشونت
*بر فراز منبر ولایت و یا خلافت؟
*الله: آموزگار بزرگ بیرحمی، خشونت و کین خواهی
*رمضان: زمینه ساز نظام فرمانروایی و فرمانبری
*دین ستیزی و یا قدرت ستیزی!
*جامعه بورژوازی و یا جامعه اسلامی فرا طبقاتی؟
* تاملی چند در باره جنبش عبور از ولایت!
*روحانیت: از حوزه تا حکومت
*کیست گورکن دین؟
*غنی سازی هسته ای بچه قیمتی؟
*شمشیر در نهان دین
*فرخنده: قهرمان جهالت ستیز
*دینمداری یا انسانمداری کدام یک اهریمنی ست؟
* دیکتاتوری و شریعت اسلامی
*سپاه پاسداران: سپاه ولایت و یا ملت
*توفان دیگری در راه است!
*ولایت دشمن اصلی ملت
*در خدمت و خیانت به اسلام و یا به ملت؟
*عدالت اسلامی!
*رهایی از دین یا جدایی آن از سیاست؟
*همزادی علم الله با قدرت
*«نه» بر تسلیم و اطاعت
*حصر و یا محاکمه: ولی فقیه بر سر دو راهی!
*تابوی هسته‌ای: نگاه ایدئولوژی یا نگاه اسلامی؟
*فرد و حکومت خدا
*قتلگاه سعیدی سیرجانی: «منزل آرام و مجلل در شمال شهر تهران»
* سعیدی سیرجانی به تاریخ پیوست
*آقای ظریف، ایران هراسی نه، اسلام هراسی!
*مذاکرات هسته ای: اراده ولایت یا اراده ملت؟
*امر به معروف، نهی از منکر و فرا رسیدن دوران کفر!
*امام حسین: اسطور ه یا انسانی زمینی؟
*جنایتکار کیست؟
*«امر به معروف با اسید نمیشه»
*دفاع مقدس یا شکست مفتصحانه ؟
*اسلام هراسی: خدمت و یا خیانت
*حقیقت نه بمب
*فریبخوردگان اکنون با ید به جنگ با الله برخیزند
*اسلام: دین رحمت و یا خشونت؟
*حکومت اسلامی: آبستن آزادی و استقلال و خود آئینی
*بازگشت اسلام به اصل خود
*توصیه ولایت: حفظ آرامش روانی !
*انفجار روابط جنسی در زیر زمین !
*هم ولایت و هم ریاست، هردو از دروغگویانند
*اسلحه ات را بر زمین بگذار ای مومن!
*نه حماس، نه اسرائیل
*شلاق، مجازات نا فرمانی و یا روزه خواری؟
*اعتدال، خدعه ای اسلامی
*«راه اندازی کلینک خشم در تهران»
*ما داعشی ها را خوب می شناسیم!
*حکومت اسلامی واژگون گردد، اگر زن حجاب از سر برگیرد
*بهشت با شلاق ؟
*از خاک سپاری مردگان در انقلاب مصر تا بازگشت آنان بزندگی در حکومت اسلامی
*سردار سرلشگر جعفری، سردار اسلام
*نبود آزادی و وحدت جنایت و عدالت در حکومت اسلامی
*زوگیری در فضای مجازی
*بازی دین و قدرت
*چهره کریه حکومت دین را بنگر
*زورگیری در اسارتگاه اوین
*یکتا و یگانه، تنها ولی فقیه است، بجز او هیچکس دیگری نیست!
*دین خصم آشتی ناپذیر آزادی
*پیام نوروزی خداوندگار خامنه ای : آزادی، بی آزادی
*دیو دو شاخ
*آزادی مسئولانه یا آزادی در فرمانبری؟
*22 بهمن: تاسیس استبداد مضاعف دین و قدرت
*انقلاب اسلامی: گریز از آزادی
*الله: مهربان و بخشنده و یا کین خواه و کیفر دهنده؟
*حال باید پرسید...
*از سلطه افکنی تا سلطه ستیزی
* قرآن، دین، قدرت، ما و آنها ؟
*تأملی چند در باره حکومت اسلامی و رهایی از آن
*بمناسبت اربعین: امامت یا خلافت؟ کدام حاکم است بر ما؟
*مماشات با دین بس!
*اسلام دین بیگانه با انسان
*فساد از اسلام بر میخیزد یا از قدرت؟
*مرگ بر غنی سازی هسته ای
*دیپلماسی ولایت و دفن حقوق بشر
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*از سلطه ستیزی تا دریوزگی
*بنگر، خداوند غرقه در خون است!
*باید رستم را فرا خواند
*خلع دین از حکومت
*مرگ بر آمریکا: رمز مقاومت مردم یا رمز بقای حکومت ارتجاع؟
*ستیز با شیطان بزرگ ستیز است با آزادی
*الله اکبر: دین یا سیاست؟
*طبل توخالی
*«نرمش قهرمانانه» یا حرکت مذبوحانه؟
*حرمت شکنی روحانیت
*زایش خدا: نفی انسان و آزادی
*گره هسته ای، وسیله است نه هدف، دینی ست نه سیاسی
*گفتمان اعتدال و آشتی اسلام با جهان سکولار!
*رمز و راز وزارت: شایستگی و لیاقت یا تسلیم و اطاعت از ولایت؟
*بوی فریبکاری به مشام میرسد
*تا ولایت هست، سیه روزی و تیره بختی هم هست
*گفتمان ولایت: وارونگی حقایق و بهانه جویی های احمقانه
*تیشه بر ریشه فقاهت، تیشه بر بنیان قدرت است
*آبادی بدون ویرانی؟ نه حقیقت، نه آزادی
*رمضان: بیداری وجدان و یا وجدان فرمانبر؟
*از خداوند خامنه ای ست که بوی گند برمیخیزد
*رئیس جمهور منتخب: باز تاب اراده ولایت و یا تبلور اراده ملت؟
*انتخابات و یا آفرینش حماسه سیاسی؟
*گفتمان ولایت، گفتمان تحقیر و توهین به ملت
*گفتمان انتخابات
*دلشوره انتخابات
*صداقت هرگز نه از دین برخیزد و نه از قدرت
*کارنامه ولایت و یا ریاست جمهوری؟
*رمز رهایی از دیکتاتوری
*احکام شریعت لغو و قیامت اعلام کنید
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*بازی هسته‌ای و اسطوره جهاد و شهادت
*جنگ عدالت با آزادی
*سکولاریسم از ستیز با دین گذر میکند
*هفت سین، بدون دال بیگانه: سال نو، دین نو
*ظهور امام چهاردهم
*الله، خدای یکتا و یگانه مرد است و مردانه میاندیش
*قدسی سازی خشونت، رمز بقای نظام ولایت
*اسلام دین بیگانه با انسان
*آقای رئیس جمهور
*دین را باید بدادگاه بکشانیم
*حکومت راهزنان و غارتگران
*کدام انتخابات؟ چه قانونی؟
*یورش به دفاتر روزنامه ها و زور گیری روزنامه نگاران
*حاکم یا محکوم، کدامیک زور گیر است؟
*نظام ولایت، نظام قانون گریز و قانون شکن
*تاج شاهی بر سر خداوند خامنه‌ای
*دین و یا قدرت، کدامیک دشمن ملت ایران است ؟
*نظام ولایت، نظام فریب و خیانت
*از حجره و حوزه، تا کاخ نشینی و فرمانروایی
*حکومت اسلامی، حکومت فریبکاران
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*عاشورا : از تحمیق تا تطمیع و از امام تا یزید
*پیام عاشورا: کین خواهی و خشونت، تسلیم و اطاعت
*عاشورا و اسطوره سازان حرفه ای
*دو معضل نیروی های انتظامی: بر خورد با ماهواره ها و بد حجابی
*براندازی دین تازیان بومی : خوش خیالی و یا واقع بینی؟
*مسئول تحریمات: دشمنی با اسلام یا غنی سازی هسته ای؟
*براندازی نظام ولایت از براندازی فقاهت، مظهر دین میگذرد
*جهاد و شهادت جنایت است و در خصومت با انسانیت
*حرف قرآن، حرف قدرت است
*پیش بسوی انسان و آزادی
*چشم بند ان ، کاریکاتور ی که مقدس را موهن ساخت
* ما عاشق امامان خود هستیم!
*از دینداری تا غیرتمداری
*کدام بحران؟
*بازگشت دوران تازیان مهاجم
* بحساب دین یا بحساب ملت
*حکومت اسلامی، بازنده ی بزرگ در اجلاس جنبش عدم تعهد.
*ولایت جلوه ی الله
*الله، بازیگر اصلی
*بوی گند ارشاد
*براندازی ولایت از رهایی از یو غ الله میگذرد.
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*از کدام دین است که سخن میرانید؟
*حکومت ولایت، حکومت الله ست
*چرا باید با نام الله آغاز کنیم؟
*روحانیت دشمن ملت
*الله و جدایی جنسیت ها
*اسلام: دین فرمانروایی و فرمانبری
*خمینی الله را کشته است
*حجاب در ستیز و خصومت با عفاف