الله و جدایی جنسیت ها
فیروز نجومی

به امر و فرمان کیست که باید دیواری بزرگتر از دیوار چین بین زنان و مردان و دختران و پسران کشیده شود؟ دیواری ابدی، دیواری ویران نشدنی در دین اسلام؟ چرا؟ چه حکمتی در آن نهفته است؟ چرا زنان و مردان باید نسبت به یکدیگر غریبه و بیگانه باشند؟ آیا آمیزش و معاشرت، جنسیت ها فساد ببار میآورد و تباهی؟ آیا جدایی جنسیت ها امری ست مقدس که حرمت آنرا باید نگاه داشت؟ آیا حجاب اجباری که یکی از ابزار جدا نگاهداشتن جنسیت ها از یکدیگرند، مقدس است و امری الهی؟ جدایی جنسیت ها به سود کیست؟ مردان یا زنان؟ کدام یک سالم تر است، جامعه ای که در آن جنسیت ها از یکدیگر جدا نگاه داشته میشوند و یا جامعه ای که جدایی و یا آمیزش و معاشرت جنسیت ها به قلمرو ای تعلق دارد که خصوصی است و فردی، نه مقدس است و نه امر الهی؟

 

اگر نظری زودگذر به تاریخ، در طول و امتداد فرهنگ و آداب و رسوم مختلف بیاندازیم، مشاهده میکنیم که هر کجا که جدایی جنسیت ها بر جامعه تحمیل شده است، آن جامعه از پس جوامع پیشرفته ی غربی، روان بوده اند و به آنها وابسته گردیده اند. و هنوز هم. مثلا جوامع مسلمان، برغم تغییرات و تحولات در جهان، بر جدایی جنسیت ها اصرار میورزند، و بجای پیش روی به پس مینگرند، به آنچه زاییده ی باورهای و ارزشهای بشر در دوران طفولیت است و دوران بادیه نشین های عرب، بسیار پس مانده نسبت به تمدن باستان در ایران ورم و بونان. تا کنون نیز به ندرت پدیده ی عقب ماندگی را به مقررات سخت و انعطاف ناپذیر و اسارت بار دین اسلام ، ربط  داده اند. گویی که استقلال و آزادی زن ارتباطی با پیشرفت تمدن ندارد. بی جهت نیست که حکومت دین، مثل حکومت اسلامی در ایران وقتی که میخواهد هویت اسلامی خود را به رخ جهانیان بکشد، جدایی جنسیت ها را در شیپور تبلیغاتی خود میدمد و با ابزار حجاب، فرو مایه گی خود را به معرض تماشای جهانیان میگذارد. زنان ورزشکار اسلام که در صحنه های جهانی ظاهر میشوند در واقع نماد جدایی جنسیت را به نمایش میگذارند. چنانکه گویی تحت نظام جدایی جنسیت ها، تونایی های زنان به شکوفایی میرسند، حقیقتی که خود را در برتری زنان با حجاب اسلامی بر رقیبان لخت و عریان خود، بیان میکند، برتری ای که همیشه با سر افکند گی و خواری پایان می یابد.

 

چه مضحک اند این شیفتگان فرومایه ی الله و پیغمبر و امام؟ بیچاره زنان ورزشکار ایرانی که در میدان رقابت ها بشکل عروسک های شعبده بازی ظاهر میشوند، بی جان و بی اراده با پوشش های ذلیل و خفه کننده، قربانی های زبان بسته ی نظام اجباری جدایی جنسیت ها هستند. چه خطرناک، چه کفر آمیز خواهد بود اگر زنان  ورزشکار اسلامی رها از بندهای شریعت، در میدان رقابتها اندام های برازنده و ورزیده خود را آزادانه بکار گیرند تا بتوانند نشان دهند آنچه که میتوانند باشند. روشن است که دنیا کن فیکون میشود. نگاه های هرز مردان، عفت و پاکدامنی آنان را آلوده، نموده خشم الله را بر انگیخته و زنان ورزشکار اسلام را به عذاب الیم دچار می سازد.

 

نه اینکه پدیده ی جدایی جنسیت ها، پدیده ای ست منحصرا اسلامی، همچون یک نظام اخلاقی هم در دین یهود وجود داشته است و دارد و هم در مسیحیت. برغم این اشتراک، جدایی جنسیت ها در ادیان مختلف  دارای بنیان هایی متفاوت از یکدیگرند. یکی بر  مبنای کنترل لذت جنسی و شهوت نفسانی قرار گرفته است، دیگری بر پایه ی حفظ سلطه مرد بر زن و سلطه مطلق الله، خداوند یکتا و یگانه، خدایی که جز او هیچکس دیگری نیست. در دو دین بزرگ موسی و عیسی، جدایی جنسیت ها از این باور نشات میگیرد که خداوند زن و مرد را نیآفریده است که خود را تسلیم امیال پست و حیوانی نموده به لذت تن، خود را آلوده کنند. یعنی که جدایی جنسیت ها در خدمت بازداری زنان و مردان از ارتکاب به گناه لذت جنسی است، از تسلیم شدن به امیال شهوانی و حیوانی. حال آنکه قصد خداوند تولید و باز تولید نسل بوده است، نه لذت تن، کنشی زشت و آغشته به گناه. کیشش های کاتولیک تنها وقتی میتوانند در خدمت خداوند در آیند که از لذت تن گذشته و امیال شهوانی را در خود کشته باشند، برنامه ای که نتیجه ای نه تنها درخشان ببار نیاورده است بلکه بسی رسوا کننده بود است. ارضای تمنای جنسی با تجاوز به کودکان و فریب میانه سالان، بوسیله برخی از کشیش ان و سپس پنهان ساختن آن در دستگاه کلیسا، درسی ست که دین نمی آموزد. حتی در زندگی زناشویی نزدیکی زنان و مردان به منظور باز تولید و بقای نسل باید واقع شود نه در خدمت تلذذ و اطفاء آتش شهوت. اینجا نیز زن بود که باسارت کشانده میشد.

 

در اسلام جدایی جنسیت ها از حفظ سلطه مرد بر زن  و الله بر بشریت ناشی میشود. یعنی که نظام جدایی جنسیت ها ریشه در قدرت دارد و نه به هیچ عنوان در طبیعت و یا ماورا طبیعت. زن را الله برای مرد و استفاده ی مرد، برای خشنودی مرد خلق کرده است (نگاه کنید به آیه سی و هشتم و از سوره ی نساء و تعبیر و تفسیر دکتر محمد خزائلی در کتاب خود: احکام قرآن، ص65-67). مرد را مجاز ساخته است که بنا بر میل و استطاعت خود برگیرد نه یک بلکه چندین زن برای "استفاده." بنابراین، الله در خلقت زن، نیاز های مرد را در نظر گرفته است  و در پاسخ به آن نیازها وجود زن را طراحی نموده است.  بنابر قول دکتر خزائلی، الله  غریزه ها  و"زینت " هایی در زن نهاده است برای  استفاده ی مرد.

 

اگر بخواهیم به این موضوع قدری عمیقتر بنگریم، می بینیم که الله در واقع نظام جدایی جنسیت ها را اجباری ساخته است به آن دلیل که الله زن را شهوت آفرین و "تحریک کننده " خلق کرده است. در او احساسات و عواطف و نازک نهاده است، نه عقل و خرد. گویی "زینت " هایی که به زن بخشیده است همه شهوت زا ست و تحریک کننده:  اندامی با برآمدگی ها و فرو رفتگی ها، بر ساخته از جنسی بسی ظریف و لطیف، اما، داغ و پر حرارت( خزائلی، ص 61-65)، و مرد را برغم عقل و خردی که الله در خلقت آنها نهاده است، آنها را بسیار حساس نسبت  به نیازهای شهوانی خود آفریده است، غریزه ای سرکش که پیوسته او را بسوی جنس دیگر میکشاند که آتش شهوت درون را بنشاند. پیامبر الله، خود پیوسته در آتش شهوت می سوخت و داری اشتهایی بود، سیری ناپذیر برای تلذذ جنسی، بچه سال، میانه سال و پیر، مزدوج و یا مجرد، تفاوتی نداشت.  پیامبر الله مجاز بود هر شبی را با یکی از زنان خود بگذراند، زنانی که رسما به مالکیت خود در آورده بود، ویا به همسری برگزیده بود. بنا بر حکم الله، غریزه ای چنین سرکش،  نه با اختیار کردن یک زن- که هرگز بسنده نیست، بلکه هر چند زن که مرد میتواند به مالکیت خود در آورد که شهوت نفس  را راضی و الله را خشنود سازد. بنا بر توصیه الله، مرد در برگزیدن زنان برای همخوابگی باید عدالت را در مد نظر داشته و هر یک شب را تنها با یکی از همسران خود بگذراند طبق دستور قرآن مرد باید از تبعیض بین زنان خود اجتناب ور زد. البته الله پیش تر رفته و به مردان دستور میدهد برای التذاذ  از نقاطی در وجود زن استفاده کنند که ویژه این امر در وجود زن تعبیه کرده است. مفسران قرآنی همچون دکتر خزائلی بی حرمتی به زن را در اسلام حرمت بیکران اسلام بزن میخوانند. تا بلاهت فائق است، آزادی یک رویای شیرین بیش نیست.

 

اما جدایی جنسیت ها در دین اسلام  تنها ناشی از حفظ سلطه مرد بر زن نیست، مقصد نهایی آن  به بندگی و اسارت کشیدن انسان است، اعم از زن و یا مرد. الله مرد را بر زن حاکم ساخته است که خود بر او حاکم گردد. الله به مرد میآموزد که چگونه زنان را به تسلیم و اطاعت وا داشته  و آنها را تحت انقیاد خود در آورد که الله خود انقیاد کننده را به زیر انقیاد در آورد. مگر کسی میتواند مدعی شود که الله عقلانی نمی اندیشد؟ الله زن را به مرد میدهد که مرد شکر گزار باشد و سر تعظیم در برابر بزرگی و رحمت او فرود آورد، بر احکام قرآنی گردن نهد، اطاعت نموده و با خلوص نیت خود را به امیال و اراده الله تسلیم نماید.الله استراتژی خود را بسیار آگاهانه و دور اندیشانه طرحی میکند. الله آگاه و تواناست. ایمان آورید.

 

در نگاهی نزدیکتر، جدایی جنسیت ها که زیر بنای نظم و انضباط  شریعت اسلامی است، بیشتر در خور حیوان است تا انسان. در همه ی ادیان بزرگ، بویژه اسلام، انسان را اول تبدیل به حیوان میکنند تا در حیوانیت به انسانیت برسد. دین اسلام به زنان و مردان مانند حیواناتی مینگرد با دندانها و چنگال های تیز که چنانچه اگر آزاد گذارده شوند، یکدیگر را پاره، پاره ساخته و خونین و زخمین میسازند. اندام زن، مرد را بر میانگیزد، او را حریص و هرزه میکند. الله حجاب را اختراع کرده است به آن دلیل که حجاب باز دارنده رشد و قوام خصال زشت و ضد اخلاقی، در مرد و ر زن شود. اگر زن و زینت های شهوت زایی که الله در زن نهاده از چشم مرد پنهان بمانند، مرد که به انحراف از "راه مستقیم،" راهی که الله انسان را بآن سو هدایت کرده است، نمی کشاند.  انسان سر به عصیان بر نمیدارد و به یگانگی و یکتایی الله شک و تردید نمیکند. در نتیجه جامعه آرام و همآهنگ، منظم و مرتب به پیش میرود. در آخرت نیز رستگاری نصیب آن دسته از افراد بشر میشود که در مرکز پیشانی شان بتوان نشان برجسته ی بندگی و عبودیت را مشاهده نمود. کافی ست که نگاهی کوتاه به پیشانی سران رژیم دین در ایران بیاندازید تا حقیقت بر شما روشن شود.

 

واقعیت آن است که رژیم دین توانسته است نظم و انضباط جدایی جنسیت را با مشت آهنین بر جامعه تحمیل نماید برغم مقاومت ها، سرکشی ها، طغیان ها. از همان آغاز چه گشت های ارشادی و انتظامی که در خدمت جدا نگاهداشتن جنس ها از یکدیگر، سازمان نداده و تجهیز و بسیج نکرده اند. چه بگیر و ببند ها و یورش ها به حرم خصوصی مردم که نبرده اند. آنهم تنها بمنظور تنبیه و مجازات کسانی که مرزهای جدایی جنسیت را نا دیده گرفته اند. تا آنجا که دین توانایی داشته است از قدرت قهریه استفاده کرده که جنس ها را از یکدیگر جدا نگاه دارد. در جشن ها به مناسبت های مختلف از جمله جشن عروسی و نیز در مراسم عزا داری، زنان و مردان جدا از یک دیگر باید به شادی و سوگواری، بپردازند. زنان و مردان را در بسیاری از فعالیت های مشترک زنان و مردان را متوقف ساخته اند از جمله در  تفریح و تفرج، مثل به دریا رفتن و به استخر رفتن، نیز در درون اتوبوس ها و سیستم مترو.

 

چگونه میتوان نتیجه(ها) چهار دهه نظام اجباری جدایی جنسیت ها را در ترازو ی سنجش قرار داد؟ نظامی که غرایز طبیعی را در انسان نفی و انکار و یا زندانی میسازد، نه به انسان حرمت می نهد و نه به آزادی ها و حق و حقوق انسان ها. الله به انسان ها اجازه نمیدهد که تنظیم کننده روابط خود باشند. یعنی الله انسان را از حق گزینش محروم ساخته است، چرا که موجودیت خود را تهدید به نیستی میکند. اگر بشر آزاد از قواعد و مقررات شریعت الهی شود، در تبعیت از غرایز سرکش حیوانی، تمامی اصل و اصول اخلاقی را زیر پا میگذارد، حجاب و عفاف نا پدید میشود لختی و عریانی و تحریکات جنسی رایج و جامعه را به فساد میکشاند. این بدان معناست که بشر حیوانی ست که باید هدایت شود به راه مستقیم، راه الله، راه سعادت و رستگاری، جدا نگاه داشتن جنسیت ها و بر افروختن آتش تعصب و غیرت. مجازات نگاه غریبه به زن که تبدیل به ناموس مرد شده است، مرگ است و انتقام ستانی.

  

نظام جدایی جنسیت ها را در حکومت اسلامی میتوان با نظام زندانها مقایسه نمود که در آن جنسیت ها از یکدیگر جدا نگاه داشته میشوند. در زندانها جدایی جنسیت ها خود بخشی از تنبیه و مجازات است. معاشرت و همنشینی و هم دمی با جنس دیگر، موهبتی ست که بواسطه محروم شدن از آن، انسان رنج میبرد و آزار می بیند. اما غریزه جنسی در هیچ یک از زندانی ها نه کشته میشود و نه می میرد بلکه سخت سرگردان و حیران در جستجوی راهی برای  پاسخگویی به یک نیاز طبیعی ست:  تلذذ جنسی. مسدود بودن بستر طبیعی برای راضی ساختن خواهش و تمنای درونی، زندانی را ضرورتا به سوی هم جنس خود سوق میدهد. در همه ی زندانها لواط و زورگیری و تجاوز به عنف یک امر عادی ست. وجود آن طبیعی فرض میشود. طبق گزارشهای رسمی لواط در حکومت اسلامی فراگیر شده است، در تمام گروه های سنی ، بین جوانان و نوجوانان، مجردان و متاهلان. حال آنکه ارتباط جنسی بین زنان دیر زمانی ست که وجود دارد. هم جنس گرایی فرزند مشروع جدایی جنسیت ها از یکدیگرند، پدیده ای که همچون موریانه پایه های حکومت دین را بتدریج میخورد. در پی ساختار یک جامعه انسانی، جدایی جنسیت ها ست که با ید زشت و ناپسند و در ستیز و خصومت با طبیعت بشر، بشمار آمده و رسما الغاء گردد.

 

فیروز نجومی

Firoz Nodjomi

fmonjem@gmail.com

rowshanai.org

 

 

منبع:پژواک ایران


فیروز نجومی

فهرست مطالب فیروز نجومی  در سایت پژواک ایران 

*خشونت و زوال دین  [2017 Dec] 
* نجات‏ در ستیز با دین نهفه است [2017 Dec] 
*احمدی نژاد و مصادره گفتمان تظلم خواهی و عدالت و آزادی [2017 Dec] 
* سه رویداد بزرگ [2017 Nov] 
*نیستگرایی و بقای نظام! [2017 Nov] 
*«تغییر رژیم» [2017 Oct] 
*حق برگزیدن بآزادی و زوال انسان [2017 Oct] 
*هنر وارونه سازی حقایق [2017 Oct] 
*درد از بیگانگی با انسان بر میخیزد!‏ [2017 Oct] 
*رهایی بدست ملت است! [2017 Sep] 
* پس از مرگ ولایت، مرگ روحانیت! [2017 Sep] 
*روحانیت باید برود!  [2017 Sep] 
* مسئولیت و شریعت اسلامی  [2017 Aug] 
* حوزه های علمیه را به موزه های تاریخ بسپاریم!  [2017 Aug] 
*بازدارندگی و زوال روحانیت! [2017 Aug] 
*کیست دشمن ملت و خصم آزادی؟  [2017 Aug] 
* آزادی زن ‏ و فرو پاشی رژیم دین  [2017 Jul] 
*اندر انتظار فروپاشی نظام اسلامی  [2017 Jul] 
*دین تازیان و معضل عقب ماندگی [2017 Jul] 
*شرم مضاعف و ضرورت آزادی  [2017 Jul] 
*رای خدا در برابر رای مردم [2017 Jun] 
*ولایت: گورکن الله!  [2017 Jun] 
*زنده باد کفر  [2017 Jun] 
*انتخابات و ‏نیروی ‏براندازنده ‏‏«کفر»  [2017 May] 
* مناظره روبهان [2017 May] 
* رئیس جمهور چکاره ست؟ [2017 Apr] 
*انتخابات را به خاکسپاری رژیم جنایتکار تبدیل کنیم! [2017 Apr] 
*انتخابات خوب است!‏ [2017 Apr] 
*حقیقت را باید گفت!‏ [2017 Apr] 
* از یکتا پرستی تا ‏کثرت خواهی [2017 Apr] 
*ندای وجدان [2017 Mar] 
*ویرانی بزرگ!‏  [2017 Mar] 
*از دین گریزی تا دین ستیزی [2017 Feb] 
*سالروز نکبت و مصیبت ‏  [2017 Feb] 
*دگرگون سازی ارزش ‏ها!‏  [2017 Jan] 
*گفتمان رفسنجانی، گفتمان ریاکاری [2017 Jan] 
*حقیقت نهائی!‏  [2017 Jan] 
*دیفروشان دیروز فرمانروایان امروز  [2016 Dec] 
*شاه گور خود کند و ولی فقیه گورکن خویش شود و دین!  [2016 Dec] 
*‎ ‎ دین مست باده قدرت !‏ [2016 Dec] 
*براندازی متولیان دین  [2016 Dec] 
*چیره شدن «عرب بر عجم» ‏ و آغاز نگون بختی ایرانیان [2016 Nov] 
* آزادی و گریز از مسئولیت  [2016 Nov] 
* سرگذشت غم انگیز آزادی [2016 Nov] 
*بازگشت بدوران رسالت ‏ و گره زدن دین به قدرت  [2016 Oct] 
*در چرائی نامگذاری الله و آغازیدن با نام او!‏  [2016 Oct] 
*عاشورا: اسطوره یا واقعیت  [2016 Oct] 
*بوی گند تقدس  [2016 Oct] 
*دعوت به امام عج و ظهور دجال  [2016 Sep] 
*عاشورا و قتل عام در زندانها [2016 Sep] 
*محمد بشر بشیر و یا ‏‎ ‎خشم و خشونت و شمشیر [2016 Sep] 
*«پافشاری بر نفاق» و عدالت اسلامی! [2016 Sep] 
*جنگ شیعه وسنی:‏ اختلاف تاریخی یا دسیسه غربی؟  [2016 Aug] 
*خشونت هنجاری مقدس در قاموس اسلام [2016 Aug] 
*کشتار جمعی در زندانها بجرم «ارتداد» [2016 Aug] 
*تدبیرچیست؟ [2016 Aug] 
*بنام انسان و آزادی [2016 Jul] 
*خشونت و گفتمان توحیدی  [2016 Jul] 
*پشت خمیده و بار سنگین دین و قدرت! [2016 Jul] 
*امنیت و آزادی [2016 Jul] 
*فقط آزادی [2016 Jul] 
*شریعت اسلامی در ستیز با خودفرمانی [2016 Jun] 
*معاشقه اسلام ناب محمدی با علم و تکنولوژی [2016 Jun] 
* آزادیخواهی و باز تولید منش دیکتاتوری!  [2016 Jun] 
*اسلام در پیشگاه تاریخ [2016 Jun] 
*بیگانگی ما از خود  [2016 May] 
* امریکا ستیزی یا اسلام ستیزی؟ [2016 May] 
*دشمن و دو قطبی شدن جامعه [2016 May] 
* از درگیریهای کلامی تا امریکا ستیزی و فریبکاری [2016 May] 
* امید کوکبی، قهرمان نافرمانی [2016 May] 
*ظهور نیروی نامحسوس و امنیت اخلاقی [2016 Apr] 
* تا کی؟  [2016 Apr] 
*رمز بقای نظام فرمانروایی و فرمانبری [2016 Apr] 
*خائن کیست؟ [2016 Apr] 
*نقشه رذیلانه امریکا: «تزریق تقکر خاصی به نخبگان» [2016 Mar] 
*آیا بجز ولی فقیه کسی دیگری هم هست؟  [2016 Mar] 
*نه به اخلاق اطاعت و فرمانبری!  [2016 Mar] 
*نفی حق گزینش: فروکاستی انسان به حیوان [2016 Mar] 
* تن بخفت نباید داد [2016 Feb] 
*انتخابات: طبل تو خالی  [2016 Feb] 
*رابطه دین با قدرت در امتداد تاریخ [2016 Feb] 
*«جامعه ایران به کدام سو در حال حرکت است؟» [2016 Feb] 
*انتخابات یعنی چه؟ [2016 Jan] 
*بدامن چه کسی پناه باید برد؟  [2016 Jan] 
*رهایی و ترک کیش اهریمنی [2016 Jan] 
*بخندیم یا گریه کنیم؟  [2016 Jan] 
*از طلبگی تا خدایی و مسئله جانشینی!  [2016 Jan] 
*شمشیر ذوالفقارم آرزوست [2015 Dec] 
*جور دیگری زندگی باید کرد  [2015 Dec] 
*بیان درد مشترک و یا صدور کیفرخواست علیه غرب؟ [2015 Dec] 
*اندر شکست دین جهاد و شهادت [2015 Nov] 
*عاشورای پاریس [2015 Nov] 
*آزادی را باید پرستید [2015 Nov] 
*ولی فقیه، شاه نیست، مظهر دین است [2015 Nov] 
*جامعه تک کتابی! [2015 Oct] 
*عاشورا: شهادت یا خشونت؟ [2015 Oct] 
*کفر گرایی: راه رهایی و آزادی [2015 Oct] 
*تقدس از جهل بر میخیزد  [2015 Oct] 
*قوم لوط، اخلاق انحرافی و خروج امام عج از غیبت  [2015 Oct] 
*اینهم شد خدا؟ [2015 Sep] 
*امنیت در سایه ولایت [2015 Sep] 
*سردار حاج قاسم سلیمانی: سردار استبداد مضاعف دین و قدرت [2015 Sep] 
*ز روز بلا باید دست بر سر گیریم [2015 Sep] 
*فریبکاری مضاعف [2015 Aug] 
*استبداد و آگاهی طبقاتی [2015 Aug] 
*من مسلمانم، طرفدار رژیم دین هم نیستم! [2015 Aug] 
*رهایی، آیا یک توهم است؟ [2015 Aug] 
*وای اگر دین نبود! [2015 Aug] 
*خوار داشت انسان و قدسی سازی خشونت [2015 Jul] 
*بر فراز منبر ولایت و یا خلافت؟ [2015 Jul] 
*الله: آموزگار بزرگ بیرحمی، خشونت و کین خواهی [2015 Jul] 
*رمضان: زمینه ساز نظام فرمانروایی و فرمانبری [2015 Jun] 
*دین ستیزی و یا قدرت ستیزی! [2015 Jun] 
*جامعه بورژوازی و یا جامعه اسلامی فرا طبقاتی؟ [2015 Jun] 
* تاملی چند در باره جنبش عبور از ولایت! [2015 May] 
*روحانیت: از حوزه تا حکومت [2015 May] 
*کیست گورکن دین؟ [2015 Apr] 
*غنی سازی هسته ای بچه قیمتی؟ [2015 Apr] 
*شمشیر در نهان دین [2015 Apr] 
*فرخنده: قهرمان جهالت ستیز [2015 Mar] 
*دینمداری یا انسانمداری کدام یک اهریمنی ست؟ [2015 Mar] 
* دیکتاتوری و شریعت اسلامی [2015 Mar] 
*سپاه پاسداران: سپاه ولایت و یا ملت [2015 Mar] 
*توفان دیگری در راه است! [2015 Feb] 
*ولایت دشمن اصلی ملت [2015 Feb] 
*در خدمت و خیانت به اسلام و یا به ملت؟ [2015 Feb] 
*عدالت اسلامی! [2015 Feb] 
*رهایی از دین یا جدایی آن از سیاست؟ [2015 Jan] 
*همزادی علم الله با قدرت [2015 Jan] 
*«نه» بر تسلیم و اطاعت [2015 Jan] 
*حصر و یا محاکمه: ولی فقیه بر سر دو راهی! [2015 Jan] 
*تابوی هسته‌ای: نگاه ایدئولوژی یا نگاه اسلامی؟ [2014 Dec] 
*فرد و حکومت خدا [2014 Dec] 
*قتلگاه سعیدی سیرجانی: «منزل آرام و مجلل در شمال شهر تهران» [2014 Dec] 
* سعیدی سیرجانی به تاریخ پیوست [2014 Dec] 
*آقای ظریف، ایران هراسی نه، اسلام هراسی! [2014 Dec] 
*مذاکرات هسته ای: اراده ولایت یا اراده ملت؟ [2014 Nov] 
*امر به معروف، نهی از منکر و فرا رسیدن دوران کفر! [2014 Nov] 
*امام حسین: اسطور ه یا انسانی زمینی؟ [2014 Nov] 
*جنایتکار کیست؟ [2014 Oct] 
*«امر به معروف با اسید نمیشه» [2014 Oct] 
*دفاع مقدس یا شکست مفتصحانه ؟ [2014 Oct] 
*اسلام هراسی: خدمت و یا خیانت [2014 Oct] 
*حقیقت نه بمب  [2014 Oct] 
*فریبخوردگان اکنون با ید به جنگ با الله برخیزند [2014 Sep] 
*اسلام: دین رحمت و یا خشونت؟ [2014 Sep] 
*حکومت اسلامی: آبستن آزادی و استقلال و خود آئینی [2014 Sep] 
*بازگشت اسلام به اصل خود [2014 Sep] 
*توصیه ولایت: حفظ آرامش روانی !  [2014 Aug] 
*انفجار روابط جنسی در زیر زمین ! [2014 Aug] 
*هم ولایت و هم ریاست، هردو از دروغگویانند [2014 Aug] 
*اسلحه ات را بر زمین بگذار ای مومن! [2014 Aug] 
*نه حماس، نه اسرائیل [2014 Aug] 
*شلاق، مجازات نا فرمانی و یا روزه خواری؟  [2014 Jul] 
*اعتدال، خدعه ای اسلامی [2014 Jul] 
*«راه اندازی کلینک خشم در تهران» [2014 Jul] 
*ما داعشی ها را خوب می شناسیم! [2014 Jul] 
*حکومت اسلامی واژگون گردد، اگر زن حجاب از سر برگیرد [2014 Jun] 
*بهشت با شلاق ؟ [2014 Jun] 
*از خاک سپاری مردگان در انقلاب مصر تا بازگشت آنان بزندگی در حکومت اسلامی  [2014 Jun] 
*سردار سرلشگر جعفری، سردار اسلام [2014 Jun] 
*نبود آزادی و وحدت جنایت و عدالت در حکومت اسلامی [2014 May] 
*زوگیری در فضای مجازی [2014 May] 
*بازی دین و قدرت [2014 May] 
*چهره کریه حکومت دین را بنگر [2014 May] 
*زورگیری در اسارتگاه اوین [2014 Apr] 
*یکتا و یگانه، تنها ولی فقیه است، بجز او هیچکس دیگری نیست! [2014 Apr] 
*دین خصم آشتی ناپذیر آزادی [2014 Apr] 
*پیام نوروزی خداوندگار خامنه ای : آزادی، بی آزادی [2014 Apr] 
*دیو دو شاخ [2014 Mar] 
*آزادی مسئولانه یا آزادی در فرمانبری؟ [2014 Mar] 
*22 بهمن: تاسیس استبداد مضاعف دین و قدرت [2014 Feb] 
*انقلاب اسلامی: گریز از آزادی [2014 Feb] 
*الله: مهربان و بخشنده و یا کین خواه و کیفر دهنده؟ [2014 Feb] 
*حال باید پرسید... [2014 Jan] 
*از سلطه افکنی تا سلطه ستیزی [2014 Jan] 
* قرآن، دین، قدرت، ما و آنها ؟ [2014 Jan] 
*تأملی چند در باره حکومت اسلامی و رهایی از آن [2014 Jan] 
*بمناسبت اربعین: امامت یا خلافت؟ کدام حاکم است بر ما؟ [2013 Dec] 
*مماشات با دین بس!  [2013 Dec] 
*اسلام دین بیگانه با انسان [2013 Dec] 
*فساد از اسلام بر میخیزد یا از قدرت؟  [2013 Dec] 
*مرگ بر غنی سازی هسته ای  [2013 Nov] 
*دیپلماسی ولایت و دفن حقوق بشر [2013 Nov] 
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز [2013 Nov] 
*از سلطه ستیزی تا دریوزگی [2013 Nov] 
*بنگر، خداوند غرقه در خون است! [2013 Nov] 
*باید رستم را فرا خواند [2013 Nov] 
*خلع دین از حکومت [2013 Oct] 
*مرگ بر آمریکا: رمز مقاومت مردم یا رمز بقای حکومت ارتجاع؟ [2013 Oct] 
*ستیز با شیطان بزرگ ستیز است با آزادی [2013 Oct] 
*الله اکبر: دین یا سیاست؟ [2013 Oct] 
*طبل توخالی [2013 Sep] 
*«نرمش قهرمانانه» یا حرکت مذبوحانه؟ [2013 Sep] 
*حرمت شکنی روحانیت  [2013 Sep] 
*زایش خدا: نفی انسان و آزادی [2013 Sep] 
*گره هسته ای، وسیله است نه هدف، دینی ست نه سیاسی [2013 Aug] 
*گفتمان اعتدال و آشتی اسلام با جهان سکولار! [2013 Aug] 
*رمز و راز وزارت: شایستگی و لیاقت یا تسلیم و اطاعت از ولایت؟ [2013 Aug] 
*بوی فریبکاری به مشام میرسد [2013 Aug] 
*تا ولایت هست، سیه روزی و تیره بختی هم هست [2013 Aug] 
*گفتمان ولایت: وارونگی حقایق و بهانه جویی های احمقانه [2013 Jul] 
*تیشه بر ریشه فقاهت، تیشه بر بنیان قدرت است [2013 Jul] 
*آبادی بدون ویرانی؟ نه حقیقت، نه آزادی [2013 Jul] 
*رمضان: بیداری وجدان و یا وجدان فرمانبر؟ [2013 Jul] 
*از خداوند خامنه ای ست که بوی گند برمیخیزد [2013 Jun] 
*رئیس جمهور منتخب: باز تاب اراده ولایت و یا تبلور اراده ملت؟ [2013 Jun] 
*انتخابات و یا آفرینش حماسه سیاسی؟ [2013 Jun] 
*گفتمان ولایت، گفتمان تحقیر و توهین به ملت [2013 Jun] 
*گفتمان انتخابات [2013 May] 
*دلشوره انتخابات [2013 May] 
*صداقت هرگز نه از دین برخیزد و نه از قدرت [2013 May] 
*کارنامه ولایت و یا ریاست جمهوری؟ [2013 May] 
*رمز رهایی از دیکتاتوری [2013 Apr] 
*احکام شریعت لغو و قیامت اعلام کنید [2013 Apr] 
*دعوت به امام عج و ظهور دجال [2013 Apr] 
*بازی هسته‌ای و اسطوره جهاد و شهادت [2013 Apr] 
*جنگ عدالت با آزادی  [2013 Apr] 
*سکولاریسم از ستیز با دین گذر میکند [2013 Mar] 
*هفت سین، بدون دال بیگانه: سال نو، دین نو [2013 Mar] 
*ظهور امام چهاردهم [2013 Mar] 
*الله، خدای یکتا و یگانه مرد است و مردانه میاندیش [2013 Mar] 
*قدسی سازی خشونت، رمز بقای نظام ولایت [2013 Mar] 
*اسلام دین بیگانه با انسان  [2013 Feb] 
*آقای رئیس جمهور [2013 Feb] 
*دین را باید بدادگاه بکشانیم [2013 Feb] 
*حکومت راهزنان و غارتگران [2013 Feb] 
*کدام انتخابات؟ چه قانونی؟ [2013 Feb] 
*یورش به دفاتر روزنامه ها و زور گیری روزنامه نگاران [2013 Feb] 
*حاکم یا محکوم، کدامیک زور گیر است؟ [2013 Jan] 
*نظام ولایت، نظام قانون گریز و قانون شکن [2013 Jan] 
*تاج شاهی بر سر خداوند خامنه‌ای [2013 Jan] 
*دین و یا قدرت، کدامیک دشمن ملت ایران است ؟ [2013 Jan] 
*نظام ولایت، نظام فریب و خیانت [2012 Dec] 
*از حجره و حوزه، تا کاخ نشینی و فرمانروایی [2012 Dec] 
*حکومت اسلامی، حکومت فریبکاران [2012 Dec] 
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز [2012 Dec] 
*عاشورا : از تحمیق تا تطمیع و از امام تا یزید [2012 Dec] 
*پیام عاشورا: کین خواهی و خشونت، تسلیم و اطاعت  [2012 Nov] 
*عاشورا و اسطوره سازان حرفه ای [2012 Nov] 
*دو معضل نیروی های انتظامی: بر خورد با ماهواره ها و بد حجابی [2012 Nov] 
*براندازی دین تازیان بومی : خوش خیالی و یا واقع بینی؟ [2012 Nov] 
*مسئول تحریمات: دشمنی با اسلام یا غنی سازی هسته ای؟ [2012 Oct] 
*براندازی نظام ولایت از براندازی فقاهت، مظهر دین میگذرد [2012 Oct] 
*جهاد و شهادت جنایت است و در خصومت با انسانیت [2012 Oct] 
*حرف قرآن، حرف قدرت است [2012 Oct] 
*پیش بسوی انسان و آزادی  [2012 Oct] 
*چشم بند ان ، کاریکاتور ی که مقدس را موهن ساخت  [2012 Sep] 
* ما عاشق امامان خود هستیم! [2012 Sep] 
*از دینداری تا غیرتمداری [2012 Sep] 
*کدام بحران؟ [2012 Sep] 
*بازگشت دوران تازیان مهاجم [2012 Sep] 
* بحساب دین یا بحساب ملت [2012 Sep] 
*حکومت اسلامی، بازنده ی بزرگ در اجلاس جنبش عدم تعهد.  [2012 Sep] 
*ولایت جلوه ی الله [2012 Aug] 
*الله، بازیگر اصلی [2012 Aug] 
*بوی گند ارشاد [2012 Aug] 
*براندازی ولایت از رهایی از یو غ الله میگذرد.  [2012 Aug] 
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی  [2012 Aug] 
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی [2012 Aug] 
*از کدام دین است که سخن میرانید؟ [2012 Aug] 
*حکومت ولایت، حکومت الله ست [2012 Jul] 
*چرا باید با نام الله آغاز کنیم؟ [2012 Jul] 
*روحانیت دشمن ملت [2012 Jul] 
*الله و جدایی جنسیت ها [2012 Jul] 
*اسلام: دین فرمانروایی و فرمانبری [2012 Jul] 
*خمینی الله را کشته است [2012 Jun] 
*حجاب در ستیز و خصومت با عفاف  [2009 Jan]