از خاک سپاری مردگان در انقلاب مصر تا بازگشت آنان بزندگی در حکومت اسلامی
فیروز نجومی

هم اکنون میتوانیم با یقینی بیشتری بگوییم که "بهار عربی " در مصر بکدام سوی به پیش میراند. در برابر وزش بادهای سرد زمستانی،  ظهور حکومت دین، حکومت شریعت اسلامی، مردم مصر به مقاومت پرداختند و سر انجام به برگ ریزان پائیزی تن در دادند. اگرچه از احیای مردگان و احکام آنان برای آیندگان، امتناع کردند، اما، از برداشتن گامی بزرگ بسوی رهایی و آزادی بشر، بسوی تمدنی برساخته دست نه بورژوازی و یا کارگر  بلکه بدست جوانان و مردم سکوار اندیش، هراسان گردیدند، در پی امنیت و آسایش به گذشته نه چندان دور، به زندگی گله وار خود در تحت مهمیز نظام دیکتاتوری،باز گشتند.

از این روی میتوان گفت که سرنوشتی که مردم مصر بدان دچار شدند به سر نوشتی که در بیش از 35 سال پیش از این در کشور ما رقم خورد، بی شباهت نیست. اما این شباهت در هم اینجا خاتمه می یابد. چرا که مصریها اگرچه بدوران نه چندان دور، دوران دیکتاتوری حسنی مبارک، بازگشتند، اما نشان دادند که نیروی سکولاری در مصر وجود دارد که هرگز زیر بار حکومت شریعت نرود  و بر آن مهر باطل میزند. در حالیکه در کشور ما اگر نیروی سکولاری هم وجود داشت در دل نیروهای دینی فرو رفتند، در دستگاه دین برهبری مردی برخاسته از کوخ های حوزه های علمیه، ذوب گردیدند. همه اقشار مردم، مشتاقانه همچون فرزندانی یتیم و بی پدر خود را در آغوش آیت الله خمینی، مظهر دین و هرچه که مقدس بود رها کردند، نه بآن دلیل که در پاریس، از آزادی برای تمام اقشار جامعه حتی کمونیست ها و تعامل با جهان و از قصد خود به بازگشت به قم و از سر گرفتن آموختن و آموزاندن حقایق این جهان و جهان آینده، سخن رانده بود. حال اگر از اینجا به آنزمان بنگریم، مشاهده میکنیم که مردم ما بر نخاستند برای رهایی و آزادی، بلکه از سر عشق به توهمانی، سینه بر گلوله های آتشین شاهی گشوده بود که برای شان حقیقت بود، حقیقت نهایی، بازگشت به نظم فرمانروایی و فرمانبری.

مارکس در باره بازگشت دیکتاتوری بناپارت در 1848 و چرایی آنها به نقش سنت ها، ارزشها و باورهای دیرینه بشر اشاره میکند و میگوید:

که انسان سازنده تاریخ است، اما، آنرا بر نمیسازد به دلخواه خود، در شرایطی که خود برگزیده باشند، بلکه در شرایطی که تعریف و تعیین شده، شرایطی که از گذشته باو انتقال یافته است، تاریخ خود را می نگارد. که چیزی نیست مگر سنت  و روش نسل های مرده و پوسیده که همچون کابوسی بر روح و ذهن آنها سلطه افکنده است.

مارکس کمی بعدا اشاره میکند که در چنین شرایط حساسی است که انسانها به آنچه مرده است و پوسیده است چنگ میاندازد و آینده را بر خشت هایی بنا میکند که تحمل بار آزادی و رهایی، تحمل بار آزاد سازی بشریت از توهمات را ندارد. در مقایسه دو  انقلاب مصر و ایران، نیز نقش از پیش داده شده ها، نقش مردگان، نقش امامان و امامزاده ها، نقش باور به تقدس و توهمات، سنت و راه و روش مردم و مضاف بر این نقش تعین کننده شریطی که گفتمان رفتاری و کرداری در ان رخ میدهد- نقشی که در این نوشته اول بدان میپردازیم- نادیده گرفته و یا بدان توجهی نشده است.

 هستند بسیاری، از جمله محسن جلالی، پژوهشگر سیاسی ،  بر آنند که آنچه تحولایت مصر و ایران را شبیه یکدیگر میسازد آن است که در هر دو مورد، رهبرانی به قدرت رسیدند که  در دو رویی و فریبکاری  ید طولایی داشته اند، شکافی عمق وچود داشت بین رفتار و گفتارشان، که در عمل به اقداماتی دست زدند ناقض آنچه بزبان رانده بودند.

جلالی در سایت بی بی سی منویسد زمانیکه السیسی در پنسیلوانیای آمریکا در حال دیدن یک دوره نظامی بوده است، مقاله ای نگاشته است که نشان میدهد وی به دمکراسی در می اندیشیده است، به موانع و مشکلات بر قراری آن در کشوری  مثل مصر بخوبی آگاه بوده است و به ساختارنوعی از دمکراسی در مصر، باور داشته است. حال آنکه  پس از بقدرت رسیدن ناظر بر بروز رفتاری از وی هستیم  ناقض آن اندیشه ها در باره امکان پذیر بودن دمکراسی در مصر.  همچنانکه آیت الله خمینی نیز زمانیکه در فرانسه نشسته بود از آزادی بیان، آزادی فعالیت های سیاسی ، از صلح و دوستی و تعامل با جهان، سخن گفته بود. اما همینکه بر مسند قدرت جلوس می یابد، مانند السیسی دست به رفتاری متناقض با گفتارش میزند. السیسی تا کنون ده هزار را دستگیری و زندانی نموده، ریشه احزب با دیرینه ای تاریخی و طولانی بر میکند صدها نفر را باعدام محکوم و حق اعتراض و تظاهرات، مهمترین دستآورد آنقلاب را ملعی میسازد.

 همچنانکه آیت الله خمینی بر خلاف عشق و علاقه ای که نسبت به آزادی و دمکراسی و حقوق بشر در پاریس از خود بروز داده بود، شمشیر بر کشید و بر هرگردنی فرود آورد که بوی نفی و نه از آنان  بمشام میرسید. لاجرم، پژوهشگر جلالی، خاطر نشان میسازد که  رهبران را نه بر اساس آنچه میگویند بلکه در عمل باید مورد قضاوت قرار داد. این دو رهبر بجای آنکه به تعهدات خود به دمکراتیزه کردن جامعه بپردازند، یعنی بجای انکه به آن سخنان زیبایی که در باره احترام به حق و حقوق و ازادیهای مردم هنگامیکه هنوز به قدرت نرسیده بودند، ایرد کرده بودند عمل بکنند و به آزاد سازی جامعه بپردازند،  به قیومت مردم برخاستند و به آنان همچون رعایای خود مینگریستند.  نگاهشان به مردم، نگاهی پدرانه بود به کودکانی نیازمند مدیریت و راهنمایی و سرپرستی، همانگونه که برده داران آمریکا به برده های سیاه پوست و استعمارگران انگلیس به مستعمره های خود از جمله هندوستان مینگریستند، مردمی محتاج به سرپرستی. بنابراین اگر تیره بختی سیه روزی کنونی را اگر به  گفتار و کردار این رهبران بدانیم، چندان دور از عقل سلیم نیست.

واقعیت آن است، دورویی  و فریبکاری قدرت، پدیده تازه ای نیست. اراده معطوف به قدرت همیشه همراه است با اراده معطوف به فریب و ریاکاری. حتی دو رویی و فریبکاری دین هم چیز تازه ای نیست، بویژه در دین اسلام، در کل، صرفنظر از  تکثر خوانش و پیروان آن. چرا که قدرت در ذات دین اسلام است. دین اسلام بدون قدرت میشود، "بشارت، " میشود فرا خوانی به مشاهده و باور به حقیقت، حقیقتی که ساخته شده است از توهمات. همچنانکه شریعت اسلامی بدون شمشیر، پند و اندرزی بیش نیست.

بنظر این نگارنده  اشتباهی بزرگ خواهد بود اگر بقدرت رسیدن فرمانده ارتش مصر، جنرال السیسی  و آیت الله خمینی را ناشی از گفتاری بدانیم مبنی بر بفریب مردم، گفتاری عامدانه و محاسبه شده. از آزادی و دمکراسی سخن راندند در حالیکه به برپا نمودن نظام استبدادی میاندیشیدند. این چیزی نیست مگر ساده اندیشی چرا که گفتمان آنها چندان اختیاری نیست، زیرا که بازتابنده شرایطی ست تاریخی ، شرایطی که مردم بپا خواسته اند و به رژیم دیکتاتوری نه گفته اند. به قدرت رسیدن عبدلفتاح السیسی را مبارزه مردم علیه حکومتی که رویای  ساختار یک جامعه اسلامی را بر اساس قواعد و قوانین شریعت در سر میپروراند، امکان پذیر ساخت. السیسی رائیده آن شرایط حساسی ست که سکولارهای مصر اگرچه از بازگشت به گذشته دور خود داری میکتند و زیر بار محدود کننده شریعت اسلامی نمیروند اما در مبارزه با آن بعلت کم ریشگی، بدامن، استبدادی پناه میبرند که به آن خونی دیرینه داشتند.

در گیری اخوان المسلمین و  بخش سکولار جامعه برهبری جوانان، سبب گسترش نا امنی و جنایت و تجاوز و دزدی گردیده و جامعه را تا مرز هرج و مرج پیش رانده بود، شرایطی مناسب برای ورود نیروهای نظامی به صحنه. السیسی اگر گرایشی هم بسوی دمکراسی داشته و به مشکلات آن می اندیشیده است، در شرایط ی میزیسته است بسی بسیار متفاوت آز آنکه در مصر با آان روبرو میگردد. وی در حالی به دمکراسی و آزادی می اندیشد که در پنسیلوانیا یکی از قدیمی ترین ایالات  شرق آمریکا، زندگی میکرده است. السیسی نمیتوانست در آنزمان طرح یک نظام دیکتاتوری را در مخیله خود بریزد. او تنها میتوانست به آن چیزی بیاندیشد که تحت تاثیر آن بود. در آنزمان هرگز اندیشه ریاست جمهور و بر قراری دیکتاتوری جدیدی را در سر نمی پروراند. برنامه اسلامی ساختن جامعه بوسیله اخوان المسلمین برهبر رئیس جمهور، محمد مرسی، برگزیده اولین انتخابات رقابتی در مصر،  السیسی را به میدان آورد. شاید تنها چیزی که میتواند رمز شکاف بین گفتار و رفتار را توضیح دهد، فهم شرایطی ست که  کنش گفتمانی و رفتاری در آن اتفاق میافتد.

همچنانکه آنچه خمینی بر زبان رانده است در زمانیکه در خاک فرانسه سکنی گریده بود، شرایطی بود متناقض و متفاوت از آنچه او در دخمه های حوزه های علمیه در قم و نجف در عراق تجربه کرده بود. در آن فضای محدود و بسته  همچون فیلسوفی رها از وابستگی ها و علائق دنیوی، در بیقوله ای نشسته بر تشکی، فرصت داشت که به طرحی بیانیشد براساس دانسته ها و تعبیر و تفسیر های خویش و یا توهماتی که به حقیقت نهایی برای او تبدیل شده بود. در حالی که در فرانسه وارد در فضایی باز و گسترده ای میشود، آنجایی که میتواند آنچه که میخواهد میتواند  بگوید، اما نه تنها بعنوان یک مرجع تقلید، خود مرتبه ای بلند و مقدس، بلکه بعنوان یک رهبر سیاسی. در کشوری که مهد تمدن غرب بود، کشوری که مطبوعات آزاد در شفاف ساختن و اطلاع رسانی و  رمز گشایی رخدادها در تمام عرصه های زندگی نقش حساسی را بازی میکند. خمینی، انسانی متعلق به گذشته و همنشین مردگان،  ناگهان مرکز توجه مطبوعات و رسانه های جهان قرار میگیرد.  مطبوعات از سراسر جهان، خبرنگاران و فیلمبردارن و عکاسان همه تمام وقت در محل اقامت خمینی، سکنی گزیده بودند. با صدام حسین جلاد نبود که خمینی  سخن میگفت، که اگر میگفت صدام زبان را از حلقوم ش بیرون میکشید. در فرانسه، مخاب سخن او جهانی بود که خود را بیش از یک قرن است که از سلطه مردگان و سلطه راه و روش شان در زندگی اجتماعی، رها ساخته بود. بنابراین، طبیعی ست که از آزادی سخن بگوید. ولی کمتر کسی میدانست که خمینی از کدام آزادی سخن میراند. او در واقع از آزادی ای سخن میراند داده شده از پیش، همان آزادی ای که مردم نیز از گذشته و از نیکان خود بارث برده بودند: آزادی در تسلیم و اطاعت.

برخی از فریبکاری خمینی چنان سخن میگویند گویی که او همه چیز را از پیش محاسبه کرده بوده است. در حالیکه او اصلا اهل محاسبه نبود. نه او و نه پیروانش هرگز فکر نمیکند توهمات را حقیقت پنداشتن فریب است و متوسل شدن بدامن مردگان در شرایط بحرانی، نه رهایی و آزادی، بلکه استبداد مضاعف ببار آورد، چون برای آنان نهایتا عبودیت و بندگی ولاترین نوع آزادی ست.

مردم ایران بخوبی این صحنه را بیاد میآورند که هنگامیکه هواپیمای حامل رهبر آینده ایران  در فرودگاه مهرآباد بزمین مینشست، خبرنگاری  از او سوال میکند که چه احساسی نسبت به بازگشت بخاک ایران دارد؟  وی در پاسخ  چیزی جز حقیقت بر زبان نراند. گفت "هیچ " احساسی ندارد، سخنی که در گوش کسی طنین افکند نگردید، شاید هم بر عکس بر اقتدار و اعتبار او افزود، چون نشانی فرش بر وارستگی و زهد و ریاضت و عدم وابستگی به دنیای مادی تعبیر میشد. چه او زندگی را در همنشینی با مردگان گذرانده بود.

خمینی، حتی روحش هم خبر نداشت که هفت میلیون شیفته و شوریده به پیشوازش آمده بودند. از فرودگاه مهرآباد تا بهشت زهرا سراسر پوشیده بود از اموج مردم. برای رویت چهره اش و یا خودرو حامل او.  مردم  بر پشت بام ساختمانها، بر سر شاخه های درخت و بر تیرهای چراغ برق صعود کرده بودند. او زمانی با خواری و حقارت و تحت نظارت نیروهای امنیتی کشور را ترک  کرده بود و هم اکنون با چنان شکوه و عظمتی روبرو شده بود که چیزی کمتر از معجزه نمیتوانست بشمار آید. این استقبال شگفت انگیز به جهت دروغهایی نبود که در باره آزادی های فردی و اجتماعی در پاریس بیان داشته بود، بلکه چنگ انداختن مردم بدامان مردگان، گریز و هراس از رهایی و آزادی، بازگشت به سنت وراه روش و توهماتی که به حقیقت های چون چرا ناپذیر  تبدیل شده بوند، خمینی را بسرزمین ایران باز گردانده بود.

برخلاف مردم مصر، مردم ایران خود را در دامن دین رها کردند، حتی سکولارها نیز به مماشات و تسلیم به دین برخاستند. هنوز پای خمینی به خاک ایران نرسیده بود که شور و هیجان مردم قبل از آنکه تاج اقتدار را بر سر وی بنهند، در هاله ای از تقدس پیچیده بودند چنانکه گویی از تبار همان امامانی است که قرنها در تولدشان مردم نقل و نبات توزیع میکردند و در مرگشان چه شیون و زاری ها که بر پا نمیکردند. این خمینی، دیگر آن طلبه ای ساده زیست و آموزگار "اصول کافی " نبود، او در دست مردم به امامان مقدس، به امامان معصوم و مظلوم پیوسته بود. چرا که تقدس چیزی نیست ذاتی بلکه ناشی از توهم و یا توهمانی ست که به حقیقت تبدیل میشوند. خمینی تبلور این حقیقت بود. بهمین دلیل در پاسخ به خواست مردم به احیای مردگان پرداخت، در تبعیت از رسول الله شمشیر را برکشید سر آنان را که از تسلیم و اطاعت سر باز میزدند بر زمین افکند که هنوز ادامه دارد.

این بدان معناست که در مصر مقاومت نیروهای سکولا در برابر تند روی های محمد مرسی در تثبیت هژمونی اسلام بر جامعه ، السیسی را تولید میکند، که به نوسازی دستگاه دیکتاتوری سکولار دست میزند حال آنکه سرکوب تمامی احراب سیاسی و نوسازی جامعه سنتی در دوران شاهی، شرایط را برای گریز از آزادی و پناه بردن بدامن مردگان را فراهم آورده بود. درست است که  خمینی از آزادی و دمکراسی سخن رانده  بود.اما، در منظر او والاترین ازادی، آزادی است در  تسلیم و اطاعت. او ایمان دارد که الله، خدای یکتا و یگانه انسان را خلق کرده است برای تسلیم به اراده  و اطاعت از فرامین او، باوری داده شده از گذشته و نهادین در سنت ها و شیوه ی زندگی. الله انسان را بوجود نیاورده است که راه خود برود بلکه بدان منظور که رهرو "راه مستقیم " باشد. وقتی خمینی در پاریس اطراق کرده بود از کدام آزادی بود که سخن میراند؟ او بخوبی آگاه بوده است که باور باین آزادی، آزادی بشر در گزینیش راه مستقیم، راهی که پیچ و خم و پستی و بلندی های آن از پیش تعریف شده و قرنها است که از نسلی به نسل دیگر انتقال یافته است، تبلور اراده مردم است. خمینی از احساسات مردمی که او را بر تخت امامت نشانده بود آگاه بود. از انسانهایی که به آزادی، بگونه ای روزمرده،  وجود خود را به الله تسلیم میکند و در برابر او به تکریم و تعظیم و حمد و ثنا میپردازد، نباید انتظار داشت که از خمینی بخواهند که به آزادسازی جامعه دست بزند. اگر مصری ها با السیسی بگذشته ای نه چندان دور بازگشتند،  مردم ایران با خمینی به استبدادی تن در دادند، مضاعف، استبدادی بر اساس آنچه مرده و پوسیده است، استبدادی که فرو ریزی آن با دفن مردگان و ترک آداب و رسومی توهم بار که بدان خوی گرفته اند، خویی که از نیاکان خود به ارث برده ند امکان پذیر میگردد. خود داری از این خوی دیرینه به نسل آینده است، سلطه روح مردگان را بر زندگان پایان میبخشد. تنها با ترک این خوی دیرینه است، خوی به تسلیم و اطاعت ، خویی که در ما نهادین و با کردش طبیعت یکی گردیده است، میتوان به رهایی و آزادی امید بست. رژیم دین بر ساخته دست مردم ایران است و فقط بدست مردم ایران میتواند واژگون کردد و میگردد.

فیروز نجومی

Firoz Nodjomi

fmonjem@gmail.com

firoznodjomi.com

firoznodjom.blogpost.com

rowshani.org

 

 

 

منبع:پژواک ایران


فیروز نجومی

فهرست مطالب فیروز نجومی  در سایت پژواک ایران 

*حق برگزیدن بآزادی و زوال انسان [2017 Oct] 
*هنر وارونه سازی حقایق [2017 Oct] 
*درد از بیگانگی با انسان بر میخیزد!‏ [2017 Oct] 
*رهایی بدست ملت است! [2017 Sep] 
* پس از مرگ ولایت، مرگ روحانیت! [2017 Sep] 
*روحانیت باید برود!  [2017 Sep] 
* مسئولیت و شریعت اسلامی  [2017 Aug] 
* حوزه های علمیه را به موزه های تاریخ بسپاریم!  [2017 Aug] 
*بازدارندگی و زوال روحانیت! [2017 Aug] 
*کیست دشمن ملت و خصم آزادی؟  [2017 Aug] 
* آزادی زن ‏ و فرو پاشی رژیم دین  [2017 Jul] 
*اندر انتظار فروپاشی نظام اسلامی  [2017 Jul] 
*دین تازیان و معضل عقب ماندگی [2017 Jul] 
*شرم مضاعف و ضرورت آزادی  [2017 Jul] 
*رای خدا در برابر رای مردم [2017 Jun] 
*ولایت: گورکن الله!  [2017 Jun] 
*زنده باد کفر  [2017 Jun] 
*انتخابات و ‏نیروی ‏براندازنده ‏‏«کفر»  [2017 May] 
* مناظره روبهان [2017 May] 
* رئیس جمهور چکاره ست؟ [2017 Apr] 
*انتخابات را به خاکسپاری رژیم جنایتکار تبدیل کنیم! [2017 Apr] 
*انتخابات خوب است!‏ [2017 Apr] 
*حقیقت را باید گفت!‏ [2017 Apr] 
* از یکتا پرستی تا ‏کثرت خواهی [2017 Apr] 
*ندای وجدان [2017 Mar] 
*ویرانی بزرگ!‏  [2017 Mar] 
*از دین گریزی تا دین ستیزی [2017 Feb] 
*سالروز نکبت و مصیبت ‏  [2017 Feb] 
*دگرگون سازی ارزش ‏ها!‏  [2017 Jan] 
*گفتمان رفسنجانی، گفتمان ریاکاری [2017 Jan] 
*حقیقت نهائی!‏  [2017 Jan] 
*دیفروشان دیروز فرمانروایان امروز  [2016 Dec] 
*شاه گور خود کند و ولی فقیه گورکن خویش شود و دین!  [2016 Dec] 
*‎ ‎ دین مست باده قدرت !‏ [2016 Dec] 
*براندازی متولیان دین  [2016 Dec] 
*چیره شدن «عرب بر عجم» ‏ و آغاز نگون بختی ایرانیان [2016 Nov] 
* آزادی و گریز از مسئولیت  [2016 Nov] 
* سرگذشت غم انگیز آزادی [2016 Nov] 
*بازگشت بدوران رسالت ‏ و گره زدن دین به قدرت  [2016 Oct] 
*در چرائی نامگذاری الله و آغازیدن با نام او!‏  [2016 Oct] 
*عاشورا: اسطوره یا واقعیت  [2016 Oct] 
*بوی گند تقدس  [2016 Oct] 
*دعوت به امام عج و ظهور دجال  [2016 Sep] 
*عاشورا و قتل عام در زندانها [2016 Sep] 
*محمد بشر بشیر و یا ‏‎ ‎خشم و خشونت و شمشیر [2016 Sep] 
*«پافشاری بر نفاق» و عدالت اسلامی! [2016 Sep] 
*جنگ شیعه وسنی:‏ اختلاف تاریخی یا دسیسه غربی؟  [2016 Aug] 
*خشونت هنجاری مقدس در قاموس اسلام [2016 Aug] 
*کشتار جمعی در زندانها بجرم «ارتداد» [2016 Aug] 
*تدبیرچیست؟ [2016 Aug] 
*بنام انسان و آزادی [2016 Jul] 
*خشونت و گفتمان توحیدی  [2016 Jul] 
*پشت خمیده و بار سنگین دین و قدرت! [2016 Jul] 
*امنیت و آزادی [2016 Jul] 
*فقط آزادی [2016 Jul] 
*شریعت اسلامی در ستیز با خودفرمانی [2016 Jun] 
*معاشقه اسلام ناب محمدی با علم و تکنولوژی [2016 Jun] 
* آزادیخواهی و باز تولید منش دیکتاتوری!  [2016 Jun] 
*اسلام در پیشگاه تاریخ [2016 Jun] 
*بیگانگی ما از خود  [2016 May] 
* امریکا ستیزی یا اسلام ستیزی؟ [2016 May] 
*دشمن و دو قطبی شدن جامعه [2016 May] 
* از درگیریهای کلامی تا امریکا ستیزی و فریبکاری [2016 May] 
* امید کوکبی، قهرمان نافرمانی [2016 May] 
*ظهور نیروی نامحسوس و امنیت اخلاقی [2016 Apr] 
* تا کی؟  [2016 Apr] 
*رمز بقای نظام فرمانروایی و فرمانبری [2016 Apr] 
*خائن کیست؟ [2016 Apr] 
*نقشه رذیلانه امریکا: «تزریق تقکر خاصی به نخبگان» [2016 Mar] 
*آیا بجز ولی فقیه کسی دیگری هم هست؟  [2016 Mar] 
*نه به اخلاق اطاعت و فرمانبری!  [2016 Mar] 
*نفی حق گزینش: فروکاستی انسان به حیوان [2016 Mar] 
* تن بخفت نباید داد [2016 Feb] 
*انتخابات: طبل تو خالی  [2016 Feb] 
*رابطه دین با قدرت در امتداد تاریخ [2016 Feb] 
*«جامعه ایران به کدام سو در حال حرکت است؟» [2016 Feb] 
*انتخابات یعنی چه؟ [2016 Jan] 
*بدامن چه کسی پناه باید برد؟  [2016 Jan] 
*رهایی و ترک کیش اهریمنی [2016 Jan] 
*بخندیم یا گریه کنیم؟  [2016 Jan] 
*از طلبگی تا خدایی و مسئله جانشینی!  [2016 Jan] 
*شمشیر ذوالفقارم آرزوست [2015 Dec] 
*جور دیگری زندگی باید کرد  [2015 Dec] 
*بیان درد مشترک و یا صدور کیفرخواست علیه غرب؟ [2015 Dec] 
*اندر شکست دین جهاد و شهادت [2015 Nov] 
*عاشورای پاریس [2015 Nov] 
*آزادی را باید پرستید [2015 Nov] 
*ولی فقیه، شاه نیست، مظهر دین است [2015 Nov] 
*جامعه تک کتابی! [2015 Oct] 
*عاشورا: شهادت یا خشونت؟ [2015 Oct] 
*کفر گرایی: راه رهایی و آزادی [2015 Oct] 
*تقدس از جهل بر میخیزد  [2015 Oct] 
*قوم لوط، اخلاق انحرافی و خروج امام عج از غیبت  [2015 Oct] 
*اینهم شد خدا؟ [2015 Sep] 
*امنیت در سایه ولایت [2015 Sep] 
*سردار حاج قاسم سلیمانی: سردار استبداد مضاعف دین و قدرت [2015 Sep] 
*ز روز بلا باید دست بر سر گیریم [2015 Sep] 
*فریبکاری مضاعف [2015 Aug] 
*استبداد و آگاهی طبقاتی [2015 Aug] 
*من مسلمانم، طرفدار رژیم دین هم نیستم! [2015 Aug] 
*رهایی، آیا یک توهم است؟ [2015 Aug] 
*وای اگر دین نبود! [2015 Aug] 
*خوار داشت انسان و قدسی سازی خشونت [2015 Jul] 
*بر فراز منبر ولایت و یا خلافت؟ [2015 Jul] 
*الله: آموزگار بزرگ بیرحمی، خشونت و کین خواهی [2015 Jul] 
*رمضان: زمینه ساز نظام فرمانروایی و فرمانبری [2015 Jun] 
*دین ستیزی و یا قدرت ستیزی! [2015 Jun] 
*جامعه بورژوازی و یا جامعه اسلامی فرا طبقاتی؟ [2015 Jun] 
* تاملی چند در باره جنبش عبور از ولایت! [2015 May] 
*روحانیت: از حوزه تا حکومت [2015 May] 
*کیست گورکن دین؟ [2015 Apr] 
*غنی سازی هسته ای بچه قیمتی؟ [2015 Apr] 
*شمشیر در نهان دین [2015 Apr] 
*فرخنده: قهرمان جهالت ستیز [2015 Mar] 
*دینمداری یا انسانمداری کدام یک اهریمنی ست؟ [2015 Mar] 
* دیکتاتوری و شریعت اسلامی [2015 Mar] 
*سپاه پاسداران: سپاه ولایت و یا ملت [2015 Mar] 
*توفان دیگری در راه است! [2015 Feb] 
*ولایت دشمن اصلی ملت [2015 Feb] 
*در خدمت و خیانت به اسلام و یا به ملت؟ [2015 Feb] 
*عدالت اسلامی! [2015 Feb] 
*رهایی از دین یا جدایی آن از سیاست؟ [2015 Jan] 
*همزادی علم الله با قدرت [2015 Jan] 
*«نه» بر تسلیم و اطاعت [2015 Jan] 
*حصر و یا محاکمه: ولی فقیه بر سر دو راهی! [2015 Jan] 
*تابوی هسته‌ای: نگاه ایدئولوژی یا نگاه اسلامی؟ [2014 Dec] 
*فرد و حکومت خدا [2014 Dec] 
*قتلگاه سعیدی سیرجانی: «منزل آرام و مجلل در شمال شهر تهران» [2014 Dec] 
* سعیدی سیرجانی به تاریخ پیوست [2014 Dec] 
*آقای ظریف، ایران هراسی نه، اسلام هراسی! [2014 Dec] 
*مذاکرات هسته ای: اراده ولایت یا اراده ملت؟ [2014 Nov] 
*امر به معروف، نهی از منکر و فرا رسیدن دوران کفر! [2014 Nov] 
*امام حسین: اسطور ه یا انسانی زمینی؟ [2014 Nov] 
*جنایتکار کیست؟ [2014 Oct] 
*«امر به معروف با اسید نمیشه» [2014 Oct] 
*دفاع مقدس یا شکست مفتصحانه ؟ [2014 Oct] 
*اسلام هراسی: خدمت و یا خیانت [2014 Oct] 
*حقیقت نه بمب  [2014 Oct] 
*فریبخوردگان اکنون با ید به جنگ با الله برخیزند [2014 Sep] 
*اسلام: دین رحمت و یا خشونت؟ [2014 Sep] 
*حکومت اسلامی: آبستن آزادی و استقلال و خود آئینی [2014 Sep] 
*بازگشت اسلام به اصل خود [2014 Sep] 
*توصیه ولایت: حفظ آرامش روانی !  [2014 Aug] 
*انفجار روابط جنسی در زیر زمین ! [2014 Aug] 
*هم ولایت و هم ریاست، هردو از دروغگویانند [2014 Aug] 
*اسلحه ات را بر زمین بگذار ای مومن! [2014 Aug] 
*نه حماس، نه اسرائیل [2014 Aug] 
*شلاق، مجازات نا فرمانی و یا روزه خواری؟  [2014 Jul] 
*اعتدال، خدعه ای اسلامی [2014 Jul] 
*«راه اندازی کلینک خشم در تهران» [2014 Jul] 
*ما داعشی ها را خوب می شناسیم! [2014 Jul] 
*حکومت اسلامی واژگون گردد، اگر زن حجاب از سر برگیرد [2014 Jun] 
*بهشت با شلاق ؟ [2014 Jun] 
*از خاک سپاری مردگان در انقلاب مصر تا بازگشت آنان بزندگی در حکومت اسلامی  [2014 Jun] 
*سردار سرلشگر جعفری، سردار اسلام [2014 Jun] 
*نبود آزادی و وحدت جنایت و عدالت در حکومت اسلامی [2014 May] 
*زوگیری در فضای مجازی [2014 May] 
*بازی دین و قدرت [2014 May] 
*چهره کریه حکومت دین را بنگر [2014 May] 
*زورگیری در اسارتگاه اوین [2014 Apr] 
*یکتا و یگانه، تنها ولی فقیه است، بجز او هیچکس دیگری نیست! [2014 Apr] 
*دین خصم آشتی ناپذیر آزادی [2014 Apr] 
*پیام نوروزی خداوندگار خامنه ای : آزادی، بی آزادی [2014 Apr] 
*دیو دو شاخ [2014 Mar] 
*آزادی مسئولانه یا آزادی در فرمانبری؟ [2014 Mar] 
*22 بهمن: تاسیس استبداد مضاعف دین و قدرت [2014 Feb] 
*انقلاب اسلامی: گریز از آزادی [2014 Feb] 
*الله: مهربان و بخشنده و یا کین خواه و کیفر دهنده؟ [2014 Feb] 
*حال باید پرسید... [2014 Jan] 
*از سلطه افکنی تا سلطه ستیزی [2014 Jan] 
* قرآن، دین، قدرت، ما و آنها ؟ [2014 Jan] 
*تأملی چند در باره حکومت اسلامی و رهایی از آن [2014 Jan] 
*بمناسبت اربعین: امامت یا خلافت؟ کدام حاکم است بر ما؟ [2013 Dec] 
*مماشات با دین بس!  [2013 Dec] 
*اسلام دین بیگانه با انسان [2013 Dec] 
*فساد از اسلام بر میخیزد یا از قدرت؟  [2013 Dec] 
*مرگ بر غنی سازی هسته ای  [2013 Nov] 
*دیپلماسی ولایت و دفن حقوق بشر [2013 Nov] 
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز [2013 Nov] 
*از سلطه ستیزی تا دریوزگی [2013 Nov] 
*بنگر، خداوند غرقه در خون است! [2013 Nov] 
*باید رستم را فرا خواند [2013 Nov] 
*خلع دین از حکومت [2013 Oct] 
*مرگ بر آمریکا: رمز مقاومت مردم یا رمز بقای حکومت ارتجاع؟ [2013 Oct] 
*ستیز با شیطان بزرگ ستیز است با آزادی [2013 Oct] 
*الله اکبر: دین یا سیاست؟ [2013 Oct] 
*طبل توخالی [2013 Sep] 
*«نرمش قهرمانانه» یا حرکت مذبوحانه؟ [2013 Sep] 
*حرمت شکنی روحانیت  [2013 Sep] 
*زایش خدا: نفی انسان و آزادی [2013 Sep] 
*گره هسته ای، وسیله است نه هدف، دینی ست نه سیاسی [2013 Aug] 
*گفتمان اعتدال و آشتی اسلام با جهان سکولار! [2013 Aug] 
*رمز و راز وزارت: شایستگی و لیاقت یا تسلیم و اطاعت از ولایت؟ [2013 Aug] 
*بوی فریبکاری به مشام میرسد [2013 Aug] 
*تا ولایت هست، سیه روزی و تیره بختی هم هست [2013 Aug] 
*گفتمان ولایت: وارونگی حقایق و بهانه جویی های احمقانه [2013 Jul] 
*تیشه بر ریشه فقاهت، تیشه بر بنیان قدرت است [2013 Jul] 
*آبادی بدون ویرانی؟ نه حقیقت، نه آزادی [2013 Jul] 
*رمضان: بیداری وجدان و یا وجدان فرمانبر؟ [2013 Jul] 
*از خداوند خامنه ای ست که بوی گند برمیخیزد [2013 Jun] 
*رئیس جمهور منتخب: باز تاب اراده ولایت و یا تبلور اراده ملت؟ [2013 Jun] 
*انتخابات و یا آفرینش حماسه سیاسی؟ [2013 Jun] 
*گفتمان ولایت، گفتمان تحقیر و توهین به ملت [2013 Jun] 
*گفتمان انتخابات [2013 May] 
*دلشوره انتخابات [2013 May] 
*صداقت هرگز نه از دین برخیزد و نه از قدرت [2013 May] 
*کارنامه ولایت و یا ریاست جمهوری؟ [2013 May] 
*رمز رهایی از دیکتاتوری [2013 Apr] 
*احکام شریعت لغو و قیامت اعلام کنید [2013 Apr] 
*دعوت به امام عج و ظهور دجال [2013 Apr] 
*بازی هسته‌ای و اسطوره جهاد و شهادت [2013 Apr] 
*جنگ عدالت با آزادی  [2013 Apr] 
*سکولاریسم از ستیز با دین گذر میکند [2013 Mar] 
*هفت سین، بدون دال بیگانه: سال نو، دین نو [2013 Mar] 
*ظهور امام چهاردهم [2013 Mar] 
*الله، خدای یکتا و یگانه مرد است و مردانه میاندیش [2013 Mar] 
*قدسی سازی خشونت، رمز بقای نظام ولایت [2013 Mar] 
*اسلام دین بیگانه با انسان  [2013 Feb] 
*آقای رئیس جمهور [2013 Feb] 
*دین را باید بدادگاه بکشانیم [2013 Feb] 
*حکومت راهزنان و غارتگران [2013 Feb] 
*کدام انتخابات؟ چه قانونی؟ [2013 Feb] 
*یورش به دفاتر روزنامه ها و زور گیری روزنامه نگاران [2013 Feb] 
*حاکم یا محکوم، کدامیک زور گیر است؟ [2013 Jan] 
*نظام ولایت، نظام قانون گریز و قانون شکن [2013 Jan] 
*تاج شاهی بر سر خداوند خامنه‌ای [2013 Jan] 
*دین و یا قدرت، کدامیک دشمن ملت ایران است ؟ [2013 Jan] 
*نظام ولایت، نظام فریب و خیانت [2012 Dec] 
*از حجره و حوزه، تا کاخ نشینی و فرمانروایی [2012 Dec] 
*حکومت اسلامی، حکومت فریبکاران [2012 Dec] 
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز [2012 Dec] 
*عاشورا : از تحمیق تا تطمیع و از امام تا یزید [2012 Dec] 
*پیام عاشورا: کین خواهی و خشونت، تسلیم و اطاعت  [2012 Nov] 
*عاشورا و اسطوره سازان حرفه ای [2012 Nov] 
*دو معضل نیروی های انتظامی: بر خورد با ماهواره ها و بد حجابی [2012 Nov] 
*براندازی دین تازیان بومی : خوش خیالی و یا واقع بینی؟ [2012 Nov] 
*مسئول تحریمات: دشمنی با اسلام یا غنی سازی هسته ای؟ [2012 Oct] 
*براندازی نظام ولایت از براندازی فقاهت، مظهر دین میگذرد [2012 Oct] 
*جهاد و شهادت جنایت است و در خصومت با انسانیت [2012 Oct] 
*حرف قرآن، حرف قدرت است [2012 Oct] 
*پیش بسوی انسان و آزادی  [2012 Oct] 
*چشم بند ان ، کاریکاتور ی که مقدس را موهن ساخت  [2012 Sep] 
* ما عاشق امامان خود هستیم! [2012 Sep] 
*از دینداری تا غیرتمداری [2012 Sep] 
*کدام بحران؟ [2012 Sep] 
*بازگشت دوران تازیان مهاجم [2012 Sep] 
* بحساب دین یا بحساب ملت [2012 Sep] 
*حکومت اسلامی، بازنده ی بزرگ در اجلاس جنبش عدم تعهد.  [2012 Sep] 
*ولایت جلوه ی الله [2012 Aug] 
*الله، بازیگر اصلی [2012 Aug] 
*بوی گند ارشاد [2012 Aug] 
*براندازی ولایت از رهایی از یو غ الله میگذرد.  [2012 Aug] 
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی  [2012 Aug] 
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی [2012 Aug] 
*از کدام دین است که سخن میرانید؟ [2012 Aug] 
*حکومت ولایت، حکومت الله ست [2012 Jul] 
*چرا باید با نام الله آغاز کنیم؟ [2012 Jul] 
*روحانیت دشمن ملت [2012 Jul] 
*الله و جدایی جنسیت ها [2012 Jul] 
*اسلام: دین فرمانروایی و فرمانبری [2012 Jul] 
*خمینی الله را کشته است [2012 Jun] 
*حجاب در ستیز و خصومت با عفاف  [2009 Jan]