دشمن و دو قطبی شدن جامعه
فیروز نجومی

 

نظامی که قرار بود "کامل،" بی نقص و عیب باشد و مبری از بلایای غرب و شرق، الگویی برای بشریت تا قیامت،هنوزبه نیم قرن نرسیده از خود فرسودگی و شکنندگی نشان میدهد، گویی که گرد و غبار کهولت بر جسم و جانش نشسته است بزحمت نفسی برآرد. این کهولت زود رس و احتمالا کشنده ناشی از یک نقص ذاتی ست در ساختار نظام. چرا که حکومت اسلامی با دو عنصر آشتی ناپذیر در نهادش، دو عنصری که یکدیگر را دفع میکنند پا بعرصه وجود گذارده است: رای و اراده خداوند یکتا و یگانه، الله، از یکسو و رای و اراده بشر از سوی دیگر، یکی میخواهد بشر را بر اساس خواست وسلیقه خود بسازد و با ابزار شریعت باسارت در آورد. حال آنکه بشر ذاتا گریزان از اسارت است و آزادی را می طلبد. چه بشر، تنها در آزادی ست که میتواند حقایق نوینی را در باره خویش کشف کند.

 افروده بر این، ولایت، مظهر اراده الله، هستی را در تسلیم و اطاعت میبیند، در بندگی و عبودیت، حال آنکه اراده ملت که در "جمهوری" بمنصه ظهور میرسد، زندگی را در رهایی و آزادی، میجوید، در خود فرمانی، نه فرمانبری. یکی ریشه در دوران طفولیت بشر دارد، در دوران بادیه نشینی، دورانی که بشر هنوز از ابتدایی ترین ابزار تولید بهره ور نگردیده بود. مردم بدشواری میتوانستند پاسخگوی اساسی ترین نیازهای مادی خود باشند. معاش آنها هنوز وابسته به طبیعت بود نه به نیروی تولید  بشر. دیگری، یعنی رهایی و آزادی، ریشه بر گرفته از فرآیند تکاملی بشر: از اسارت تا آزادی، عبور از  دوران تاریکی، دورانی که خدا همه چیز و من هیچ، او دانا و توانا، من ضعیف و نادان، و ورود  در قلمرو روشنایی و کشف خویشتن خویش و دگرگون ساختن و خود و پیرامون خویشتن .بر مبنای این باور که عقل و خرد بشر سازنده این جهان است. سازنده تاریخ و تمدن بشر است. اگر هست جهانی دیگر، سازنده ان میتواند خدا باشد.

بعبارت دیگر، خبرگان خام اندیش، آیت الله ها و حجت الاسلام های عالم و دانا بر آنچه هست و باید باشد، بر این تصور بودند که میتوانند نظامی را بنا نهند بر اساس وحدت رای و اراده الله که بازتابد در ولایت فقیه و رای و اراده ملت که در نهاد سیاسی  "جمهوری" بمنصه ظهور میرسد، نظامی که در ستیز و خصومت است با خودکامگی و قدرت استبدادی، نهادی که اجزای تشکیل دهنده آن بگونه ای طراحی شده است که بریک دیگر نظارت داشته و در توازن با یکدیگر باشند. بطور کلی جمهور نظامی ست سلطه ستیز نه انیکه نمیتواند سلطه افکن هم نباشد.

از آنجائیکه فقاهت در خود آن جربزه را نمی دید و نمیبیند هنوز که پا در جهان نوین بگذارد و از خرافه نگری و جزم اندیشی و مطلق گرایی بیرون بیاید هم خود را نوسازی نماید و هم توده های مردمی که بانان گوش فرامیدهند. همچنان از روش برای فهم جهان استفاده میکنند که اساسا از فریبکار بر میخیزد. چرا که "علم" فقه توجه به "ظاهر" دارد، نه به باطن، معماران حکومت اسلامی تنها بآن دلیل جمهوری را  پذیرفتد تا مهر نوخواهی و انعطاف پذیری را در پیشانی اسلام بکوبند. که بجهانیان نشان بدهند، که ظاهرا آغوش اسلام برای نوخواهی باز است. اسلام بدون آنکه خدا را بخاک بسپارد، آنرا محور زندگی اجتماعی قرار میدهد، بویژه در عرصه سیاست و قدرت. در نتیجه معماران حکومت اسلامی نهادهایی را بفرزندی پذیرفتند، ذاتا غربی وبازتابنده اراده ملت که در خدمت نظامی قرار بگیرد که بازتابنده اراده الله، خداوند یکتا و یگانه باشد.

بدین منظور برتری مطلق ولایت بر تمامی نهادهای جمهوری نیز در قانون ولایت فقیه به ثبت رسید. بهمین دلیل قانون اساسی، قانون ولایت فقیه است نه قانونی برای چگونگی کارکرد جمهوری، قانونی ست که هژمونی ولایت را بر نهاد های انتخاباتی، نهاد هایی که مظهر اراده مردم اند، بویژه اعضای قوه مقننه و ریاست جمهوری، حفظ و تداوم بخشد. حتی معماران حکومت اسلامی مراسمی هم طراحی کرده اند که بطور نمادین نیز تبعیت و وابستگی رئیس جمهور احراز صلاحیت شده ی برگزیده ی مردم را به معرض نمایش میگذارند. و آن نیز برگزاری مراسم "تنفیذ" است، مراسمی که  در حضور بزرگان قوم به اجرا در میآید و رئیس جمهوری که اگثریت رای مردم  را کسب نموده باید به دست بوسی ولایت شرفیاب شده و حکم ریاست جمهوری را از دست ولایت دریافت نماید. یعنی که رای مردم یکطرف و رای ولی فقیه در طرف دیگر، نه اینکه بطور مساوی و هموزن، بلکه یکی همیشه در جایگاه فرمانروا و دیگری در جایگاه فرمانبر. دریافت فرمان رئیس جمهور از دست ولایت باین معنا ست که نهایتا رئیس جمهور نه به ملت بلکه به ولایت است که التزام دارد، چنانکه گویی دو چیز آشتی ناپذیر باهم با یکدیگر در وحدتند و یکتا و یگانه. به بیان دیگر مراسم تنفیذ، مراسمی ست که خواری ملت نسبت به ولایت به نمایش گذارده میشود.

در شرایطی که نظام ولایت با هیچ جنبش مقاومتی در درون روبرو نیست و حزب و سازمانمی در خور نام مخالف وجود ندارد، تضاد ساختاری نظام پر رنگتر میگردد. یعنی که ولایت و ریاست سر ناسازگاری با یکدیگر میگذارند. بنیانگزاران نظام ولایت آنقدر ها دور اندیش نبوده اند که راهکاری پیشبینی کرده باشند برای شرایطی که منتخب مردم، مست و شیدا از باده قدرت نوشیده از دست مردم،  با وجود احراز صلاحیت و التزام  بولایت، پاسخگویی به مطالبات مردم را جانشین التزام بولایت نماید؟ اگرچه نهایتا ولی فقیه میتواند ریاست را عزل نماید همچنانکه امام خمینی، به ریاست جمهوری بنی صدر با کسب بیش از 14 میلیون رای با صورر یک رای حکومتی، یعنی رای قانون شکن، پایان بخشید و از آن پس، بجز دوره ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی که حق ولینعمتی بگردن خامنه ای روضه خوان داشت، ولایت پیوسته با ریاست جمهوری ها، خود را در رقابت و اختلاف و تنش و تضاد دیده است. در دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی ولی فقیه هنوز چندان فربه و پر زور نشده بود که با خوار ساختن رفسنجانی برگرده او سوار شود. پس از رفسنجانی  تصاد و تنش، رقابت های علنی و پنهانی دایم بین  ولایت و ریاست و حتی در دوران احمدی نژاد وجود داشته و هم اکنون شاهد ارتقا و کم و زیاد و نوسان آن در انظا عموم هستیم.

این بدان معناست که نظام ولایت در عمر کوتاهش پیوسته با یک تضاد اساسی و درونی روی در رو بوده است که  جامعه را بسوی دو قطبی شدن سوق میدهد و تا کنون نیز داده است. حضرت ولایت نیز خود نیز عامل این دو قطبی شدن جامعه است. اما، از انجا که آمریکا ستیزی تا حد زیادی سبب تحریف واقعیت، میگردد، حضرت ولایت مسئولیت این دوقطبی شدن را   نه ناشی از تضاد آشتی ناپذیر بین رای الهی که مظهر آن ولی فقیه  ست و رای ملت که مظهر آن رئیس جمهور، تصادی نهادین در ساختار سیاسی نظام ولایت بلکه آنرا به  فتنه سازی دشمن درجه یک، امریکا نسبت میدهد.  در دیدار با فرماند هان و نیروهای انتظامی در یکشنبه 19اردیبهشت، حضرت ولایت، اعلام کرد که

"امنیت؛ اولویت و موضوع درجه یک کشور است." وی در ادمه سخنانش همچنین اظهارداشت که "دشمن به دنبال ایجاد دو قطبی در جامعه است؛ همه مراقب باشند( پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری."

پس بی دلیل نیست که ولی فقیه بدون آنکه لباس پر زرق و برق فرمانده کل قوا را به تن کند با همان ردای زهد و تقدس با فرماندهان نیروهای انتظامی دیدار میکند و رهنمودهای امنیتی برای آنها صادر میکند، باین معنا که او نیروهای امنیتی را آماده میسازد که از این کار دشمن، دو قطبی سازی جامعه جلوگیری کند. در حالیکه کمی زودتر به این واقعیت که دو قطبی شدن جامعه ناشی از تضاد رای ولالت است با رای مردم، تضادی که از ساختار جامعه اسلامی بر میخیزد. قطب فرمانروایان و فرمانبران، قطب "خودیها" در برابر "ناخودی ها." این تضادها از آمریکا وارد ساختار سیاسی ولایت فقیه نشده است. نظام فرمانروایی و فرمانبری ست که دو قطبی میشود، نظامی که از آئین اسلام بر میخیزد. ولی فقیه نیز وقتی بعنوان فرمانروا برای فرماندهان و مدیران نیروی انتظامی سخن میگوید از امنیت نظامی سخن میگوید که از دو قطب فرمانروایان و فرمانبران تشکیل شده است. در نتیجه چیزی که از منظر ولی فقیه به امنیت، بویژه "امنیت اخلاقی" "اولویت" میبخشد، سرکوب "هنجار شکنی" و یا "نافرمانبری " ست. حضرت ولایت نیروهای امنیتی را برای سرکوب فراگیر شدن نافرمانی آماده میسازد. امنیت از نظر ولایت وقتی بر قرار میشود که اطاعت و فرمانبری در ذهن مردم نهادین گردد. یعنی که حضرت ولایت به فرماندهان خود میآموزد که چگونه امنیت اخلاقی را بر قرار کنند و از چه راهکارهایی باید استفاده کنند.

  دفتر اطلاع رسانی رهبر، تنها منبع رسمی تخلیص سخنان ولی فقیه،  گزارش میدهد که ولی فقیه در دیدار با فرماندهان نیروهای انتظامی گفته است...

 با تأکید بر نظارت کامل و جدی مسئولان نیروی انتظامی بر «سلامت فکر و عمل و اخلاق کارکنان» و «تأمین امنیت اجتماعی و اخلاقی»، افزودند: برنامه‌ها را بر «عقل و منطق»، «عزم و اقتدار» و «قانونگرایی و عطوفت» استوار کنید تا تصویری کاملاً مطلوب از ناجا در ذهن مردم قدرشناس ترسیم شود. 

 

حضرت ولایت، بهتر از این نمیتوانست از دو قطبی شدن جامعه و سلطه یکی بر دیگر سخن بگوید. چرا رهبر معظم بر "نظارت کامل جدی مسنولان نیروی انتظامی بر سلامت فکر و عمل و اخلاق کارکنان" اصرار میورزد؟ بآن دلیل که نیروی سرکوبگر امنیتی را باید مغز شویی کرد تا خود را با فرمانروایان شناسایی کنند، تا سلامت فکر...پیداکنند. چرا که "برنامه" ای را که باید عملی سازند باید بر اساس پیشبرد ارزشهای فرمانروایی و فرمانبری باشد، بکارگیری "عقل و منطق " اما در عین حال "عزم و اقتدار" که اگر منظور،تکیه بر شمشیر شریعت نیست، با این وجود نمیتوان گفت از آن بوی توصیه استفاده از "خشونت " بمشام نمیرسد. و یا آموختن خشونت با ارشاد را توصیه نمیکند. "قانونگرایی و عطوفت " را برای ماموران امنیتی، لازم و ضروری میداند از آنجهت که بتوانند از خود تصویری "مطلوب " در "ذهن مردم " بجا بگذارند و در نتیجه قانع شوند که دست به هنجار شکنی  نزنند. زیرا که بنا بر قول فرمانروای بزرگ، ولی فقیه "امنیت اخلاقی از دغدغه های مهم مردم است. حضرت ولایت از نیروهای انتظامی برای برگزاری انتخابات آرام و بدون حادثه انتخابات ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی، تشکر نمود- البته بعداز سرکوب و کشتار جنبش اعتراضی انتخابات ریاست جمهوری  88. ولی فقیه فرماندهان امنیتی را میآموزاند که نیروهای امنیتی را چگونه پرورش دهند تا "یار مهربان و مقتدر" در ذهن مردم ترسیم شوند. حضرت ولایت خصوصیات ماموران امنیتی را اینگونه توصیف میکند:

اقتدار و قاطعیت بدون بی رحمی»، «سلامت درونی»، «حضور بهنگام و سریع»، «عطوفت و کمک به مردم»، و «قانون گرایی» عواملی هستند که موجب ارائه تصویری مثبت از نیروی انتظامی خواهد شد.

یعنی همانگونه که جنبش "رای من کجاست" را سرکوب و خاموش کردند، باتوم و مشت و لگد، بگیر و بزن و ببر در ناکجا آباد کهریزک و چند جوان هم زیر مشت و لگد و باتوم به خاک و خون کشیدن "قاطعیت " هست اما "بی رحمی" نیست.  واقعیت این است که تصویری که رهبر معظم از مامور امنیتی بدست میدهد یا آور ماموران، اس اس وی گشتابوی هیتلر اند.

آری، ولی فقیه نگران امنیت اخلاقی و هنجار شکنی و یا بعبارت بهتری گسترش نا فرمانی است نه نگران افزیش روزانه قتل و جنایت و پدیده فراگیر زورگیری مالی و جنسیتی، آدم ربایی و سرقت و کلاهبرداری ، غارت های بزرگ و چپاول ثروت ملت. اگر ثروت ملت برای برنامه ای که از نظر کارشناسان اقتصادی در سراسر ایران وجهان، تهی از کوچکترین سود اقتصادی شناسایی میشود، امنیت، مالی و جانی ملت را بخطر نمیاندازد فساد و ارتشایی که تحریمات اقتصاد در جامع گستراند، امنیت اخلاقی را تهدید نکرد.

آری، این امنیت جانی و مالی نیست که حضرت ولایت را نگران کرده است، دو قطبی شدن جامعه است که او را سخت نگران کرده است، قطبی که هنجار شکن است و قطبی که هنجار پذیراست. او هنجار شکنی رامیخواهد از بیخ و بن بر کند نه جنایت و قتل و سرفت و زورگیری و قاچاق و فساد وفحشا، چون خود اینها در بقا، ثبات و تداوم نظام سرکوبگر ولایت نقش سودمندی را  بازی میکنند، وگرنه باید تا کنون اگر ریشه کن نمیگردیدند، کاهش میافتند.

فیروز نجومی

Firoz Nodjomi

fmonjem@gmail.com

firoznodjomi.blogpost.com

rowshanai.org

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

فیروز نجومی

فهرست مطالب فیروز نجومی  در سایت پژواک ایران 

* آزادی زن ‏ و فرو پاشی رژیم دین
*اندر انتظار فروپاشی نظام اسلامی
*دین تازیان و معضل عقب ماندگی
*شرم مضاعف و ضرورت آزادی
*رای خدا در برابر رای مردم
*ولایت: گورکن الله!
*زنده باد کفر
*انتخابات و ‏نیروی ‏براندازنده ‏‏«کفر»
* مناظره روبهان
* رئیس جمهور چکاره ست؟
*انتخابات را به خاکسپاری رژیم جنایتکار تبدیل کنیم!
*انتخابات خوب است!‏
*حقیقت را باید گفت!‏
* از یکتا پرستی تا ‏کثرت خواهی
*ندای وجدان
*ویرانی بزرگ!‏
*از دین گریزی تا دین ستیزی
*سالروز نکبت و مصیبت ‏
*دگرگون سازی ارزش ‏ها!‏
*گفتمان رفسنجانی، گفتمان ریاکاری
*حقیقت نهائی!‏
*دیفروشان دیروز فرمانروایان امروز
*شاه گور خود کند و ولی فقیه گورکن خویش شود و دین!
*‎ ‎ دین مست باده قدرت !‏
*براندازی متولیان دین
*چیره شدن «عرب بر عجم» ‏ و آغاز نگون بختی ایرانیان
* آزادی و گریز از مسئولیت
* سرگذشت غم انگیز آزادی
*بازگشت بدوران رسالت ‏ و گره زدن دین به قدرت
*در چرائی نامگذاری الله و آغازیدن با نام او!‏
*عاشورا: اسطوره یا واقعیت
*بوی گند تقدس
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*عاشورا و قتل عام در زندانها
*محمد بشر بشیر و یا ‏‎ ‎خشم و خشونت و شمشیر
*«پافشاری بر نفاق» و عدالت اسلامی!
*جنگ شیعه وسنی:‏ اختلاف تاریخی یا دسیسه غربی؟
*خشونت هنجاری مقدس در قاموس اسلام
*کشتار جمعی در زندانها بجرم «ارتداد»
*تدبیرچیست؟
*بنام انسان و آزادی
*خشونت و گفتمان توحیدی
*پشت خمیده و بار سنگین دین و قدرت!
*امنیت و آزادی
*فقط آزادی
*شریعت اسلامی در ستیز با خودفرمانی
*معاشقه اسلام ناب محمدی با علم و تکنولوژی
* آزادیخواهی و باز تولید منش دیکتاتوری!
*اسلام در پیشگاه تاریخ
*بیگانگی ما از خود
* امریکا ستیزی یا اسلام ستیزی؟
*دشمن و دو قطبی شدن جامعه
* از درگیریهای کلامی تا امریکا ستیزی و فریبکاری
* امید کوکبی، قهرمان نافرمانی
*ظهور نیروی نامحسوس و امنیت اخلاقی
* تا کی؟
*رمز بقای نظام فرمانروایی و فرمانبری
*خائن کیست؟
*نقشه رذیلانه امریکا: «تزریق تقکر خاصی به نخبگان»
*آیا بجز ولی فقیه کسی دیگری هم هست؟
*نه به اخلاق اطاعت و فرمانبری!
*نفی حق گزینش: فروکاستی انسان به حیوان
* تن بخفت نباید داد
*انتخابات: طبل تو خالی
*رابطه دین با قدرت در امتداد تاریخ
*«جامعه ایران به کدام سو در حال حرکت است؟»
*انتخابات یعنی چه؟
*بدامن چه کسی پناه باید برد؟
*رهایی و ترک کیش اهریمنی
*بخندیم یا گریه کنیم؟
*از طلبگی تا خدایی و مسئله جانشینی!
*شمشیر ذوالفقارم آرزوست
*جور دیگری زندگی باید کرد
*بیان درد مشترک و یا صدور کیفرخواست علیه غرب؟
*اندر شکست دین جهاد و شهادت
*عاشورای پاریس
*آزادی را باید پرستید
*ولی فقیه، شاه نیست، مظهر دین است
*جامعه تک کتابی!
*عاشورا: شهادت یا خشونت؟
*کفر گرایی: راه رهایی و آزادی
*تقدس از جهل بر میخیزد
*قوم لوط، اخلاق انحرافی و خروج امام عج از غیبت
*اینهم شد خدا؟
*امنیت در سایه ولایت
*سردار حاج قاسم سلیمانی: سردار استبداد مضاعف دین و قدرت
*ز روز بلا باید دست بر سر گیریم
*فریبکاری مضاعف
*استبداد و آگاهی طبقاتی
*من مسلمانم، طرفدار رژیم دین هم نیستم!
*رهایی، آیا یک توهم است؟
*وای اگر دین نبود!
*خوار داشت انسان و قدسی سازی خشونت
*بر فراز منبر ولایت و یا خلافت؟
*الله: آموزگار بزرگ بیرحمی، خشونت و کین خواهی
*رمضان: زمینه ساز نظام فرمانروایی و فرمانبری
*دین ستیزی و یا قدرت ستیزی!
*جامعه بورژوازی و یا جامعه اسلامی فرا طبقاتی؟
* تاملی چند در باره جنبش عبور از ولایت!
*روحانیت: از حوزه تا حکومت
*کیست گورکن دین؟
*غنی سازی هسته ای بچه قیمتی؟
*شمشیر در نهان دین
*فرخنده: قهرمان جهالت ستیز
*دینمداری یا انسانمداری کدام یک اهریمنی ست؟
* دیکتاتوری و شریعت اسلامی
*سپاه پاسداران: سپاه ولایت و یا ملت
*توفان دیگری در راه است!
*ولایت دشمن اصلی ملت
*در خدمت و خیانت به اسلام و یا به ملت؟
*عدالت اسلامی!
*رهایی از دین یا جدایی آن از سیاست؟
*همزادی علم الله با قدرت
*«نه» بر تسلیم و اطاعت
*حصر و یا محاکمه: ولی فقیه بر سر دو راهی!
*تابوی هسته‌ای: نگاه ایدئولوژی یا نگاه اسلامی؟
*فرد و حکومت خدا
*قتلگاه سعیدی سیرجانی: «منزل آرام و مجلل در شمال شهر تهران»
* سعیدی سیرجانی به تاریخ پیوست
*آقای ظریف، ایران هراسی نه، اسلام هراسی!
*مذاکرات هسته ای: اراده ولایت یا اراده ملت؟
*امر به معروف، نهی از منکر و فرا رسیدن دوران کفر!
*امام حسین: اسطور ه یا انسانی زمینی؟
*جنایتکار کیست؟
*«امر به معروف با اسید نمیشه»
*دفاع مقدس یا شکست مفتصحانه ؟
*اسلام هراسی: خدمت و یا خیانت
*حقیقت نه بمب
*فریبخوردگان اکنون با ید به جنگ با الله برخیزند
*اسلام: دین رحمت و یا خشونت؟
*حکومت اسلامی: آبستن آزادی و استقلال و خود آئینی
*بازگشت اسلام به اصل خود
*توصیه ولایت: حفظ آرامش روانی !
*انفجار روابط جنسی در زیر زمین !
*هم ولایت و هم ریاست، هردو از دروغگویانند
*اسلحه ات را بر زمین بگذار ای مومن!
*نه حماس، نه اسرائیل
*شلاق، مجازات نا فرمانی و یا روزه خواری؟
*اعتدال، خدعه ای اسلامی
*«راه اندازی کلینک خشم در تهران»
*ما داعشی ها را خوب می شناسیم!
*حکومت اسلامی واژگون گردد، اگر زن حجاب از سر برگیرد
*بهشت با شلاق ؟
*از خاک سپاری مردگان در انقلاب مصر تا بازگشت آنان بزندگی در حکومت اسلامی
*سردار سرلشگر جعفری، سردار اسلام
*نبود آزادی و وحدت جنایت و عدالت در حکومت اسلامی
*زوگیری در فضای مجازی
*بازی دین و قدرت
*چهره کریه حکومت دین را بنگر
*زورگیری در اسارتگاه اوین
*یکتا و یگانه، تنها ولی فقیه است، بجز او هیچکس دیگری نیست!
*دین خصم آشتی ناپذیر آزادی
*پیام نوروزی خداوندگار خامنه ای : آزادی، بی آزادی
*دیو دو شاخ
*آزادی مسئولانه یا آزادی در فرمانبری؟
*22 بهمن: تاسیس استبداد مضاعف دین و قدرت
*انقلاب اسلامی: گریز از آزادی
*الله: مهربان و بخشنده و یا کین خواه و کیفر دهنده؟
*حال باید پرسید...
*از سلطه افکنی تا سلطه ستیزی
* قرآن، دین، قدرت، ما و آنها ؟
*تأملی چند در باره حکومت اسلامی و رهایی از آن
*بمناسبت اربعین: امامت یا خلافت؟ کدام حاکم است بر ما؟
*مماشات با دین بس!
*اسلام دین بیگانه با انسان
*فساد از اسلام بر میخیزد یا از قدرت؟
*مرگ بر غنی سازی هسته ای
*دیپلماسی ولایت و دفن حقوق بشر
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*از سلطه ستیزی تا دریوزگی
*بنگر، خداوند غرقه در خون است!
*باید رستم را فرا خواند
*خلع دین از حکومت
*مرگ بر آمریکا: رمز مقاومت مردم یا رمز بقای حکومت ارتجاع؟
*ستیز با شیطان بزرگ ستیز است با آزادی
*الله اکبر: دین یا سیاست؟
*طبل توخالی
*«نرمش قهرمانانه» یا حرکت مذبوحانه؟
*حرمت شکنی روحانیت
*زایش خدا: نفی انسان و آزادی
*گره هسته ای، وسیله است نه هدف، دینی ست نه سیاسی
*گفتمان اعتدال و آشتی اسلام با جهان سکولار!
*رمز و راز وزارت: شایستگی و لیاقت یا تسلیم و اطاعت از ولایت؟
*بوی فریبکاری به مشام میرسد
*تا ولایت هست، سیه روزی و تیره بختی هم هست
*گفتمان ولایت: وارونگی حقایق و بهانه جویی های احمقانه
*تیشه بر ریشه فقاهت، تیشه بر بنیان قدرت است
*آبادی بدون ویرانی؟ نه حقیقت، نه آزادی
*رمضان: بیداری وجدان و یا وجدان فرمانبر؟
*از خداوند خامنه ای ست که بوی گند برمیخیزد
*رئیس جمهور منتخب: باز تاب اراده ولایت و یا تبلور اراده ملت؟
*انتخابات و یا آفرینش حماسه سیاسی؟
*گفتمان ولایت، گفتمان تحقیر و توهین به ملت
*گفتمان انتخابات
*دلشوره انتخابات
*صداقت هرگز نه از دین برخیزد و نه از قدرت
*کارنامه ولایت و یا ریاست جمهوری؟
*رمز رهایی از دیکتاتوری
*احکام شریعت لغو و قیامت اعلام کنید
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*بازی هسته‌ای و اسطوره جهاد و شهادت
*جنگ عدالت با آزادی
*سکولاریسم از ستیز با دین گذر میکند
*هفت سین، بدون دال بیگانه: سال نو، دین نو
*ظهور امام چهاردهم
*الله، خدای یکتا و یگانه مرد است و مردانه میاندیش
*قدسی سازی خشونت، رمز بقای نظام ولایت
*اسلام دین بیگانه با انسان
*آقای رئیس جمهور
*دین را باید بدادگاه بکشانیم
*حکومت راهزنان و غارتگران
*کدام انتخابات؟ چه قانونی؟
*یورش به دفاتر روزنامه ها و زور گیری روزنامه نگاران
*حاکم یا محکوم، کدامیک زور گیر است؟
*نظام ولایت، نظام قانون گریز و قانون شکن
*تاج شاهی بر سر خداوند خامنه‌ای
*دین و یا قدرت، کدامیک دشمن ملت ایران است ؟
*نظام ولایت، نظام فریب و خیانت
*از حجره و حوزه، تا کاخ نشینی و فرمانروایی
*حکومت اسلامی، حکومت فریبکاران
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*عاشورا : از تحمیق تا تطمیع و از امام تا یزید
*پیام عاشورا: کین خواهی و خشونت، تسلیم و اطاعت
*عاشورا و اسطوره سازان حرفه ای
*دو معضل نیروی های انتظامی: بر خورد با ماهواره ها و بد حجابی
*براندازی دین تازیان بومی : خوش خیالی و یا واقع بینی؟
*مسئول تحریمات: دشمنی با اسلام یا غنی سازی هسته ای؟
*براندازی نظام ولایت از براندازی فقاهت، مظهر دین میگذرد
*جهاد و شهادت جنایت است و در خصومت با انسانیت
*حرف قرآن، حرف قدرت است
*پیش بسوی انسان و آزادی
*چشم بند ان ، کاریکاتور ی که مقدس را موهن ساخت
* ما عاشق امامان خود هستیم!
*از دینداری تا غیرتمداری
*کدام بحران؟
*بازگشت دوران تازیان مهاجم
* بحساب دین یا بحساب ملت
*حکومت اسلامی، بازنده ی بزرگ در اجلاس جنبش عدم تعهد.
*ولایت جلوه ی الله
*الله، بازیگر اصلی
*بوی گند ارشاد
*براندازی ولایت از رهایی از یو غ الله میگذرد.
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*از کدام دین است که سخن میرانید؟
*حکومت ولایت، حکومت الله ست
*چرا باید با نام الله آغاز کنیم؟
*روحانیت دشمن ملت
*الله و جدایی جنسیت ها
*اسلام: دین فرمانروایی و فرمانبری
*خمینی الله را کشته است
*حجاب در ستیز و خصومت با عفاف