از دین گریزی تا دین ستیزی
فیروز نجومی

 
آیا هنوز کسی هست در جامعه ما که فکر کند آئین اسلام بر جامعه ما حاکم نیست؟ آیا هست منفذی در تمام عرصه های مختلف اجتماعی، از قوای سه گانه گرفته تا نهادها و سازمانهای فرهنگی و اقتصادی و انتظامی که از ان بوی دین بر نخیزد؟ آیا برنامه و یا سیاسیتی هست که از فیلتر شریعت اسلامی که مظهر آن شورای نگهبان است، نگذرد؟ آیا کسی هست که بگوید در این 38 سال مناقع دین که متولی آن "روحانیت" است، ارجح بر منافع ملت نبوده و نیست؟
 
با این حال پس از گذشت نزدیک به چهار دهه از سلطه چون چرا ناپذیر دین، "اسلام ناب محمدی" بر تمامی جامعه، هنوز بسیاراند آنانکه نه به "رهایی" جامعه از سلطه مطلق دین، دینی که بجز نکبت و مصیبت چیز دیگری برای ملت بارمغان نیاورده است، میاندیشند و نه به بستری که بدان واقعیت می بخشد، بستر "دین ستیزی،" آنتی تز حکومت اسلامی- اینان البته که از مخالفان رژیم آیت الله ها هستند. اما، درکل برآنند که نه اکنون شاید تا آینده ای نا معلوم هرگز نتوان از ستیز با دین سخن راند. مردم دین خود را دوست دارند و از آن بدفاع برمیخیزند. دین ستیزی، مخالف و دگراندیش را از مردم جدا میسازد، مردمی که حمایت و پشتیبانی شان برای تغییر و عبور از شرایط موجود از اوجب واجبات محسوب میشود- البته در منظر کسانی ست که خود لزوما به دین اعتقادی ندارند و سخت مرید عقل و خرد اند. بر اساس همین محاسبات عقلانی ست که باین نتیجه رسیده اند: باید از دین ستیزی اجتناب نمود. مگر میتوان کوهی را با کلنگی از زمین بر کند؟ نه تنها کار بجایی نمیبرد، بلکه مخرب است و ویرانگر، افزوده بر این چگونه دین ستیزی را از "اسلام هراسی" متمایز مینمایی. نباید فراموش کرد که مردم نسبت بدین و مقدسات دین تعصب میورزند. مگر واکنش خشونت بار مسلمانان را نسبت به هنرمندان و یا نویسندگانی که دانسته و یا نا دانسته به ستیز با مقدسات دین اسلام بر خاسته اند، ندیده ایم؟ بیچاره سلمان رشدی را به یاد دارید؟ او بفرمان امام امامان، امام خمینی به مرگ محکوم شد و پاداشی چند میلیون دلاری برای سر رشدی نیز اعلام گردید. بآن دلیل  که از آیه های شیطانی، قصه طنز آمیز رشدی، بوی تمسخر و ریشخند افسانه ها و اسطوره به مشام میرسید.
 
 با این وجود، نظام و مدافعان آن  خود بوجود پدیده ی "دین گریزی" آگاهی دارند و به افزایش و فرا گیر شدن آن نیز اعتراف میکنند . برای فهم آن ابزار عقل اجتهاد بکار میگیرند، دلایل درونی و بیرونی آنرا بررسی مینمایند و دین گریزی را پدیده ای میخوانند که ناشی از عوامل بسیاری از جمله نا سازگاری قواعد و قوانین دینی با شرایط مدرن و یا سختگیری ها و نظم و انضباط دینی، شناسایی میکنند. اما، آنها بر آنند که از آنجا که دین اسلام بر عکس دین های یهود و مسیحیت، دین "کامل " است، آنچه را مقرر میدارد "حق" میشمرد نه ناحق. آیه هایی نیز از کتاب آسمانی ردیف میکنند مبنی بر اینکه اراده ی الله بر آسان گیری بوده است. دین اسلام، دینی ست ساده و بی آلایش، نه سختگیر. مضاف بر این، مدافعین نظام معتقدند که نوع ديگري از سخت‌گيري هست که موجب دین گریزی میشود، اما، برخاسته از ماهيت دين نيست بلكه مربوط به عملكرد "دینکاران" و متوليان امور ديني است. در اين باره نيز به قرآن و یا سخن الله، خدایی که جز او هیچ نیست، رجوع کنند که به پيامبر(ص) كه اولين متولّي دين و مجري احکام آن بود دستور مي‌دهد كه با نرمي و عطوفت و اخلاق خوش با مردم مدارا نماید. پس اکنون نیز متولیان دین در تبعیت از پیامبر اسلام، باید خوش رفتار و خوش گفتار با مردم باشند.
 
اما بدشورای میتوان مرز دین گریزی را از دین ستیزی ترسیم نمود. چرا که بدرستی معلوم نیست که درچه نقطه ای یکی پایان میگیرد و دیگری آغاز میگردد. مثلا، خانمی که روسری قیطانی به سر میکند و اجازه میدهد که لیز خورده و مویش افشان گردد، دست بدین گریزی زده است و یا به دین ستیزی؟  نیز خانمی که مانتو کوتاه و چسبان به تن کند و یا  قوزک پای خود را نمایان سازد و "ساپورت" بپوشد، با دین به ستیز پرداخته است و یا از آن گریخته است. بگذار برای چند لحظه ای نسیم آزادی را احساس کنم. یا اگر می بنوشی و مستی کنی و به پایکوبی بپردازی، آیا از دین گریخته ای و یا به ستیز با آن پرداخته ای. اما هرنامی که بر این نوع کنشها بگذریم، همه نهایتا قوانین شریعت را بی اعتبار میسازند. همین را نیز میتوان در باره بسیاری از کنش های دیگری گفت که در زندگی روز مره قواعد شریعت اسلامی را به چالش میکنشد. دختر و پسری که دست در دست یکدیگر به کوه نوردی میروند و یا زوجی که تنها و یا با فرزندان و مونت و مذکرشان به آبهای دریا میزنند، دست باعمالی زده اند که منافی با "شرع" اند، بهمین دلیل میتوانند مورد تعقیب و مجازات قرار گیرند. حتی میتوان ظهور پدیده های تازه ای از راه و روش زندگی، مثل "ازداواج سفید" زنان "مجرد زیست" و نیز تولید انواع موسیقی، براه اندازی کنسرتها و بر قراری تاترها  هم در زیر زمین، همه اگرچه ممکن است نوعی گریز از دین محسوب شوند، اما چون بشکستن قوانین شرع منجر میشود، نهایتا آنرا باید کنش هایی خواند که ضرورتا از دین ستیزی بر می خیزد، نهالی که از درون حکومت شرع بیرون میزند. پدیده دین ستیزی تهفه استعمار و توطئه امپریالیسم نیست، بلکه از اراده ای برمیخیزد معطوف به رهایی و آزادی. بدون گذر از این مرحله، مرحله ستیز با دین نمیتوان چندان امیدی به رویت آزادی بست.
 
اگرچه هر کنشی که از دین گریزی بر میخیزد، نهایتا کنشی در ستیز با دین است، با این وجود نظام مقدس اسلامی دین گریزی را بر می تابد اما توانایی تحمل دین ستیزی را ندارد چرا که دین ستیزی، بر عکس دین گریزی کنشی آگاهانه بر خاسته از نقد و نفی قواعد و مقرارتی ست برخاسته از دوران بادیه نشینی و بیابانگردی بشر. شریعت اسلامی، قواعد و مقرراتی که تغییر ناپذیرند، هم  دشمن آشتی ناپذیر زمان اند و هم در ستیز و خصومت اند با انسان بمثابه موجودی خرد ورز، دانا و توانا، مستقل و خود آئین با اراده ای آزاد.  دین ستیزی در این معنا در تاریخ و فرهنگ ما چندان هم پدیده غریبه نیست. چرا که سروری شریعت اسلامی بر جامعه ایرانی  از انقلاب 1357 آغاز نگردیده است بلکه بدوران خلافت باز میگردد که سرزمین ایران را به مستعمره خود تبدیل کرده بوند. بهمین دلیل، دین ستیزی، در تاریخ ما همواره همچون ستاره ای در ظلمت درخشیده است. دانشمندان، شاعران و اندیشمندانی در دامن خود پرورده است که با نفوذ آئین دینی در زندگی انسانی به ستیز پرداخته اند. در این راستا تنها به شناسائی چندی از آنان می پردازیم. اول میتوان از ذکریای رازی نام برد که گفته میشود دو جلد کتاب در رد نبوت نگاشته است که اگرچه بجا نمانده اند ولی بخشهایی از آنها در نوشتار دیگر اندیشمندان نقل گردیده است. حافظ و خیام را نیز باید از دین ستیزان بزرگ خواند. میرزا فتحعلیخان آخوند زاده را باید دین ستیز قرن نوزده خواند که شاهد پیشرفت و ترقی و تحول و دگرگونی در اروپا بود و دین اسلام را از موانع بزرگ در راه نوسازی جامعه میدید. مکتوبات  میرزا فتحعلیخان هم در زمان شاه ممنوع بود هم در زمان ولایت از ادبیات ضاله بشمار میآید. نویسندگان بزرگی همچون جمالزاده و صادق هدایت لحظه ای از حضور اسلام در زندگی روزمره و تاثیر مخرب آن بر کردار و رفتار مردم زحمتکش و ساده و اسیر خرافات نه تنها آگاه بودند بلکه ستیز خود را نسب به اسلام با صراحت بیان میکردند و در آثار آنها بازتاب مییافت. اگرچه داستانها شیخ و فاحشه ی جمالزاده به چاپ رسید، کتاب مرواری صادق هدایت هرگز رسما زیر چاپ نرفت. در دوران اخیر احمدی کسروی، تاریخ نگار و اندیشمند زمان خود،  دین ستیزی را به سطح دیگری ارتقا میدهد. با این وجود وی نه خدا ناشناس بود و نه اصل رسالت را مردود میشمرد. او شیعه گری را بیش از هر چیزی دیگری مضر به حال جامعه میدانست، آئینی که میتوانست با تحمیق و فریب ساده دلان و ساده اندیشان پا بر جا بماند.
 
زمان مماشات با دین به پایان آمده است. گرایش به دین ستیزی در حال گسترش است. جلوه دین ستیزی را باید در رفتار و نه گفتار مردم مشاهده نمود. چون به تجربه در یافته اند که حکومت دین، حکومتی که تسلیم میخواهد و اطاعت و فرمانبری. با این وجود، چنین بنظر میرسد که تا کنون شاهد خیزشی علیه دین نبوده ایم. حال آنکه هر خیزش مردمی که بوقوع پیوسته است، از جنبش زنان و دانشجویان گرفته تا درگیری های کارگران،  حتی جنبش "سبز" را باید خیزش هایی بشمار آورد که در اصل دین ستیزاند. چرا که ظاهرا آنها علیه قدرت است که بر خاسته اند و قدرت است که سرکوب و محدود میکند و مرتکب ظلم و بی عدالتی میشود. اما، مگر میتوان در حکومت اسلامی به دین و قدرت جدا از یکدیگر نگریست. اگر دین ستیزی در باورها هنوز تبلور نیافته است بآن دلیل است که یکتایی دین و قدرت در حوزه آگاهی و شعور مردمی قرار نگرفته است. دین ستیزی در رفتار را باید ناشی از حوزه ناخود آگاه دانست. یعنی مردم در رفتار خود دین ستیزاند و لی خود بدان آگاه نیستند.
فیروز نجومی
 
Firoz Nodjomi
 

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

فیروز نجومی

فهرست مطالب فیروز نجومی  در سایت پژواک ایران 

*ندای وجدان
*ویرانی بزرگ!‏
*از دین گریزی تا دین ستیزی
*سالروز نکبت و مصیبت ‏
*دگرگون سازی ارزش ‏ها!‏
*گفتمان رفسنجانی، گفتمان ریاکاری
*حقیقت نهائی!‏
*دیفروشان دیروز فرمانروایان امروز
*شاه گور خود کند و ولی فقیه گورکن خویش شود و دین!
*‎ ‎ دین مست باده قدرت !‏
*براندازی متولیان دین
*چیره شدن «عرب بر عجم» ‏ و آغاز نگون بختی ایرانیان
* آزادی و گریز از مسئولیت
* سرگذشت غم انگیز آزادی
*بازگشت بدوران رسالت ‏ و گره زدن دین به قدرت
*در چرائی نامگذاری الله و آغازیدن با نام او!‏
*عاشورا: اسطوره یا واقعیت
*بوی گند تقدس
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*عاشورا و قتل عام در زندانها
*محمد بشر بشیر و یا ‏‎ ‎خشم و خشونت و شمشیر
*«پافشاری بر نفاق» و عدالت اسلامی!
*جنگ شیعه وسنی:‏ اختلاف تاریخی یا دسیسه غربی؟
*خشونت هنجاری مقدس در قاموس اسلام
*کشتار جمعی در زندانها بجرم «ارتداد»
*تدبیرچیست؟
*بنام انسان و آزادی
*خشونت و گفتمان توحیدی
*پشت خمیده و بار سنگین دین و قدرت!
*امنیت و آزادی
*فقط آزادی
*شریعت اسلامی در ستیز با خودفرمانی
*معاشقه اسلام ناب محمدی با علم و تکنولوژی
* آزادیخواهی و باز تولید منش دیکتاتوری!
*اسلام در پیشگاه تاریخ
*بیگانگی ما از خود
* امریکا ستیزی یا اسلام ستیزی؟
*دشمن و دو قطبی شدن جامعه
* از درگیریهای کلامی تا امریکا ستیزی و فریبکاری
* امید کوکبی، قهرمان نافرمانی
*ظهور نیروی نامحسوس و امنیت اخلاقی
* تا کی؟
*رمز بقای نظام فرمانروایی و فرمانبری
*خائن کیست؟
*نقشه رذیلانه امریکا: «تزریق تقکر خاصی به نخبگان»
*آیا بجز ولی فقیه کسی دیگری هم هست؟
*نه به اخلاق اطاعت و فرمانبری!
*نفی حق گزینش: فروکاستی انسان به حیوان
* تن بخفت نباید داد
*انتخابات: طبل تو خالی
*رابطه دین با قدرت در امتداد تاریخ
*«جامعه ایران به کدام سو در حال حرکت است؟»
*انتخابات یعنی چه؟
*بدامن چه کسی پناه باید برد؟
*رهایی و ترک کیش اهریمنی
*بخندیم یا گریه کنیم؟
*از طلبگی تا خدایی و مسئله جانشینی!
*شمشیر ذوالفقارم آرزوست
*جور دیگری زندگی باید کرد
*بیان درد مشترک و یا صدور کیفرخواست علیه غرب؟
*اندر شکست دین جهاد و شهادت
*عاشورای پاریس
*آزادی را باید پرستید
*ولی فقیه، شاه نیست، مظهر دین است
*جامعه تک کتابی!
*عاشورا: شهادت یا خشونت؟
*کفر گرایی: راه رهایی و آزادی
*تقدس از جهل بر میخیزد
*قوم لوط، اخلاق انحرافی و خروج امام عج از غیبت
*اینهم شد خدا؟
*امنیت در سایه ولایت
*سردار حاج قاسم سلیمانی: سردار استبداد مضاعف دین و قدرت
*ز روز بلا باید دست بر سر گیریم
*فریبکاری مضاعف
*استبداد و آگاهی طبقاتی
*من مسلمانم، طرفدار رژیم دین هم نیستم!
*رهایی، آیا یک توهم است؟
*وای اگر دین نبود!
*خوار داشت انسان و قدسی سازی خشونت
*بر فراز منبر ولایت و یا خلافت؟
*الله: آموزگار بزرگ بیرحمی، خشونت و کین خواهی
*رمضان: زمینه ساز نظام فرمانروایی و فرمانبری
*دین ستیزی و یا قدرت ستیزی!
*جامعه بورژوازی و یا جامعه اسلامی فرا طبقاتی؟
* تاملی چند در باره جنبش عبور از ولایت!
*روحانیت: از حوزه تا حکومت
*کیست گورکن دین؟
*غنی سازی هسته ای بچه قیمتی؟
*شمشیر در نهان دین
*فرخنده: قهرمان جهالت ستیز
*دینمداری یا انسانمداری کدام یک اهریمنی ست؟
* دیکتاتوری و شریعت اسلامی
*سپاه پاسداران: سپاه ولایت و یا ملت
*توفان دیگری در راه است!
*ولایت دشمن اصلی ملت
*در خدمت و خیانت به اسلام و یا به ملت؟
*عدالت اسلامی!
*رهایی از دین یا جدایی آن از سیاست؟
*همزادی علم الله با قدرت
*«نه» بر تسلیم و اطاعت
*حصر و یا محاکمه: ولی فقیه بر سر دو راهی!
*تابوی هسته‌ای: نگاه ایدئولوژی یا نگاه اسلامی؟
*فرد و حکومت خدا
*قتلگاه سعیدی سیرجانی: «منزل آرام و مجلل در شمال شهر تهران»
* سعیدی سیرجانی به تاریخ پیوست
*آقای ظریف، ایران هراسی نه، اسلام هراسی!
*مذاکرات هسته ای: اراده ولایت یا اراده ملت؟
*امر به معروف، نهی از منکر و فرا رسیدن دوران کفر!
*امام حسین: اسطور ه یا انسانی زمینی؟
*جنایتکار کیست؟
*«امر به معروف با اسید نمیشه»
*دفاع مقدس یا شکست مفتصحانه ؟
*اسلام هراسی: خدمت و یا خیانت
*حقیقت نه بمب
*فریبخوردگان اکنون با ید به جنگ با الله برخیزند
*اسلام: دین رحمت و یا خشونت؟
*حکومت اسلامی: آبستن آزادی و استقلال و خود آئینی
*بازگشت اسلام به اصل خود
*توصیه ولایت: حفظ آرامش روانی !
*انفجار روابط جنسی در زیر زمین !
*هم ولایت و هم ریاست، هردو از دروغگویانند
*اسلحه ات را بر زمین بگذار ای مومن!
*نه حماس، نه اسرائیل
*شلاق، مجازات نا فرمانی و یا روزه خواری؟
*اعتدال، خدعه ای اسلامی
*«راه اندازی کلینک خشم در تهران»
*ما داعشی ها را خوب می شناسیم!
*حکومت اسلامی واژگون گردد، اگر زن حجاب از سر برگیرد
*بهشت با شلاق ؟
*از خاک سپاری مردگان در انقلاب مصر تا بازگشت آنان بزندگی در حکومت اسلامی
*سردار سرلشگر جعفری، سردار اسلام
*نبود آزادی و وحدت جنایت و عدالت در حکومت اسلامی
*زوگیری در فضای مجازی
*بازی دین و قدرت
*چهره کریه حکومت دین را بنگر
*زورگیری در اسارتگاه اوین
*یکتا و یگانه، تنها ولی فقیه است، بجز او هیچکس دیگری نیست!
*دین خصم آشتی ناپذیر آزادی
*پیام نوروزی خداوندگار خامنه ای : آزادی، بی آزادی
*دیو دو شاخ
*آزادی مسئولانه یا آزادی در فرمانبری؟
*22 بهمن: تاسیس استبداد مضاعف دین و قدرت
*انقلاب اسلامی: گریز از آزادی
*الله: مهربان و بخشنده و یا کین خواه و کیفر دهنده؟
*حال باید پرسید...
*از سلطه افکنی تا سلطه ستیزی
* قرآن، دین، قدرت، ما و آنها ؟
*تأملی چند در باره حکومت اسلامی و رهایی از آن
*بمناسبت اربعین: امامت یا خلافت؟ کدام حاکم است بر ما؟
*مماشات با دین بس!
*اسلام دین بیگانه با انسان
*فساد از اسلام بر میخیزد یا از قدرت؟
*مرگ بر غنی سازی هسته ای
*دیپلماسی ولایت و دفن حقوق بشر
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*از سلطه ستیزی تا دریوزگی
*بنگر، خداوند غرقه در خون است!
*باید رستم را فرا خواند
*خلع دین از حکومت
*مرگ بر آمریکا: رمز مقاومت مردم یا رمز بقای حکومت ارتجاع؟
*ستیز با شیطان بزرگ ستیز است با آزادی
*الله اکبر: دین یا سیاست؟
*طبل توخالی
*«نرمش قهرمانانه» یا حرکت مذبوحانه؟
*حرمت شکنی روحانیت
*زایش خدا: نفی انسان و آزادی
*گره هسته ای، وسیله است نه هدف، دینی ست نه سیاسی
*گفتمان اعتدال و آشتی اسلام با جهان سکولار!
*رمز و راز وزارت: شایستگی و لیاقت یا تسلیم و اطاعت از ولایت؟
*بوی فریبکاری به مشام میرسد
*تا ولایت هست، سیه روزی و تیره بختی هم هست
*گفتمان ولایت: وارونگی حقایق و بهانه جویی های احمقانه
*تیشه بر ریشه فقاهت، تیشه بر بنیان قدرت است
*آبادی بدون ویرانی؟ نه حقیقت، نه آزادی
*رمضان: بیداری وجدان و یا وجدان فرمانبر؟
*از خداوند خامنه ای ست که بوی گند برمیخیزد
*رئیس جمهور منتخب: باز تاب اراده ولایت و یا تبلور اراده ملت؟
*انتخابات و یا آفرینش حماسه سیاسی؟
*گفتمان ولایت، گفتمان تحقیر و توهین به ملت
*گفتمان انتخابات
*دلشوره انتخابات
*صداقت هرگز نه از دین برخیزد و نه از قدرت
*کارنامه ولایت و یا ریاست جمهوری؟
*رمز رهایی از دیکتاتوری
*احکام شریعت لغو و قیامت اعلام کنید
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*بازی هسته‌ای و اسطوره جهاد و شهادت
*جنگ عدالت با آزادی
*سکولاریسم از ستیز با دین گذر میکند
*هفت سین، بدون دال بیگانه: سال نو، دین نو
*ظهور امام چهاردهم
*الله، خدای یکتا و یگانه مرد است و مردانه میاندیش
*قدسی سازی خشونت، رمز بقای نظام ولایت
*اسلام دین بیگانه با انسان
*آقای رئیس جمهور
*دین را باید بدادگاه بکشانیم
*حکومت راهزنان و غارتگران
*کدام انتخابات؟ چه قانونی؟
*یورش به دفاتر روزنامه ها و زور گیری روزنامه نگاران
*حاکم یا محکوم، کدامیک زور گیر است؟
*نظام ولایت، نظام قانون گریز و قانون شکن
*تاج شاهی بر سر خداوند خامنه‌ای
*دین و یا قدرت، کدامیک دشمن ملت ایران است ؟
*نظام ولایت، نظام فریب و خیانت
*از حجره و حوزه، تا کاخ نشینی و فرمانروایی
*حکومت اسلامی، حکومت فریبکاران
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*عاشورا : از تحمیق تا تطمیع و از امام تا یزید
*پیام عاشورا: کین خواهی و خشونت، تسلیم و اطاعت
*عاشورا و اسطوره سازان حرفه ای
*دو معضل نیروی های انتظامی: بر خورد با ماهواره ها و بد حجابی
*براندازی دین تازیان بومی : خوش خیالی و یا واقع بینی؟
*مسئول تحریمات: دشمنی با اسلام یا غنی سازی هسته ای؟
*براندازی نظام ولایت از براندازی فقاهت، مظهر دین میگذرد
*جهاد و شهادت جنایت است و در خصومت با انسانیت
*حرف قرآن، حرف قدرت است
*پیش بسوی انسان و آزادی
*چشم بند ان ، کاریکاتور ی که مقدس را موهن ساخت
* ما عاشق امامان خود هستیم!
*از دینداری تا غیرتمداری
*کدام بحران؟
*بازگشت دوران تازیان مهاجم
* بحساب دین یا بحساب ملت
*حکومت اسلامی، بازنده ی بزرگ در اجلاس جنبش عدم تعهد.
*ولایت جلوه ی الله
*الله، بازیگر اصلی
*بوی گند ارشاد
*براندازی ولایت از رهایی از یو غ الله میگذرد.
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*از کدام دین است که سخن میرانید؟
*حکومت ولایت، حکومت الله ست
*چرا باید با نام الله آغاز کنیم؟
*روحانیت دشمن ملت
*الله و جدایی جنسیت ها
*اسلام: دین فرمانروایی و فرمانبری
*خمینی الله را کشته است
*حجاب در ستیز و خصومت با عفاف