خشونت هنجاری مقدس در قاموس اسلام
فیروز نجومی

 

28 سال از واقعه شوم و فراموش نشدنی قتل عام زندانیان سیلسی میگذرد. انتشار فایل صوتی آیت الله منتظری در حالیکه جنایتکاران تاریخ راکه هنوز برما حکومت میکنند شناسائی میکند، واکنش بسیاری را از جمله مقامات بلند پایه قوه قضائیه و بیت امام خمینی و دیگر مدافعان نظام را برانگیخته است. که عمدتا دهان برگشایند در دفاع از آنچه دفاع پذیر نیست. این در حالی ست که  چنین رخداد وحشتباری، قتل بیش از 4 هزرا زندانی بفرمانی برخاسته از اراده امام خمینی، بیش از 28  پنهان نگاه داشته میشود. البته که برای عملی سازی جنایتی چنین مخوف قوم روحانیت دست بچه فضا سازی ها که نزد و شبهه اطلاع رسانی، فریب را اطلاع رسانی جلوه نداد. هم اکنون نیز از افشای آن هراس در دل دارند، و طفره میروند وگرنه فایل صوتی را از سایت آیت الله منتظری حذف نمیکردند.

 آیا اصرار در ادامه این پنهان کاری ناشی از شرمساری ست؟ اگر بود بدفاع از آن جنایت هولناک نمی پرداختند.  که باید هم بدفاع از ان فاجعه بپردازند.  چون در غیر اینصورت نه صاحب قدرت بودند نه ارباب ثروت. اگر امام خمینی نبود، طلبه ها و مجتهدین حوزه های علیمه تمامی ارکان دستگاه قضائی کشور را در سلطه انحصاری خود در نمیآوردند و بر مسند قاضی و دادستان و دادیار و بازپرس و بازجو، تکیه نزده و قدرتی نامحدود وتعریف ناشده در دست خود  و یا قشری که به قشر "روحانیت" و یا قشر "مفت خواران" شهرت دارند، متمرکز نمیگردید.

 رئیس قوه قضائیه، صادق آملی لاریجانی که عمامه آیت الله الهی کمی بر سرش گشاد آمده است، امام خمینی را بواسطه "تنزبینی" اش میستاید و میگوید:

"آن‌چه از احکام دادگاه‌ها بر حسب موازین شرعی و قوانین انجام شده است قابل خدشه نیست و حکم گروه‌های محارب کاملا آشکار است اما متاسفانه برخی‌ها راه را کج می‌روند و اکنون حرف‌های عجیب و غریبی می‌زنند و ادعای پوزش خواهی از کسانی دارند که فرزندان‌شان در طول سال‌های متمادی انسان‌های شریف این کشور را به خاک و خون کشیدند."

 آقای رئیس البته به "اتهامات "و "جرایمی " رجوع میکند که دادگاههای انقلاب نظام، متهمین بانها را بزندان محکوم کرده بودند. نباید مرتکب چنان خشونتی میشدند حال که شده بودند تاوانش زندان بوده است و در حال پرداخت این تاوان بودند که ناگهان زندانیان خود را در پای چوبه های دار میدیدند. هیچ زندانی نمیدانست که یک پاسخ نا درست به گروه سه نفره متشکل از دادستان، حاکم شرع و نماینده وزارت اطلاعات، سرش بر فراز دار میرود. در مرحله اول محکمات دو دقیقه ای همین بس بود که زندانی بجای "منافق" مجاهد بر زبان براند، و گاهی نیز اصلا مهم نبود که زندانی تا چه حدی و حدودی باطاعت و فرمانبری تن میداد. حکم او اعدام بود. بخش ش و گذشت و مذاکره و مصالحه ای در کار نبود. دیرزمانی بود که بوی بیرحمی فضای زندانها را آلوده ساخته بود.

 حال بدرستی روشن نیست که آقای رئیس قوه قضائیه راجع بکدام "موازین شرعی و قوانین" خدشه ناپذیر سخن میگوید؟ آیا منظور آقای رئیس از "موازین شرعی و قانونی،" حکم آیت الله خمینی مبنی بر اعدام زندانیان سیاسی در مرداد ماه 67 است، فرمان اعدام، بیش از 4 هزار نفر زندانی که در سالها و ماه های گذشته  بحکم دادگاه های باصطلاح شرعی-قانونی در زندان بسر میبردند؟ آنهم به اتهاماتی جدید، مثل "ارتداد از اسلام، " "محاربه" و "جاسوسی،" اتهاماتی که نه در هیچ دادگاه شرعی و یا قانونی  ثابت گردیده است و نه هرگز به متهمان تفهیم گردیده اند و نه اینکه دارای معانی و مفاهیمی مطلق و نهایی اند، چنانکه گویی همه چیز یا سفیدند و یا سیاه. این بدان معناست که رئیس قوه قضائیه سوار بر اسب تیزپای مرسدس بنز بسوی دوران "رسالت" باز میگردد، دورانی که برگزیده خداوند یکتا و یگانه الله، رسول الله، حکومت اسلامی را بنیاد نهاد و نظام فرمانروایی و فرمانبری را بر اساس "تسلیم" و "اطاعت" بنیاد نهاد. پیامبر اسلام، البته فرمانروایی بود  بود که خود از الله فرمان میگرفت و بفرمان او عمل میکرد. یعنی که بفرمان الله بود که بجنگ کفار میرفت و برای خشنودی الله بود گردن اسیران، را بر زمین میافکند. بی تردید آقای رئیس قوه قضائیه و تمام همقطارانشان بر آن اعتقاد تزلزل ناپذیر است که خمینی نیز پیامبر زمان ما بوده است. لاجرم حکم او، حکم ولی فقیه، همان حکم پیامبر اسلام است.

آری، امام مقدس، امام خمینی در صدور فرمان اعدام زندانیان سیاسی، احساس میکرده است، اینجا و هم اکنون، همان دوران رسالت است و درنتیجه فرمانی که صادر میکند بیشتر در خورشرایط و اداب و رسوم آن دوران است تا این زمان. در دوران رسالت، انسان بنده بود، در فقر و گرسنگی و در ابتدایی ترین شرایط زندگی میکرد. در این دوران انسان بسروری رسیده است. خود را از بندهای الهی رها ساخته و بر سرنوشت خود حاکم گردیده است. انسان مثل یک شتر "نفر " نیست که آنرا قربانی کنند. همچنانکه «بنده» مورد علاقه الله است و نه انسان، حیوان مورد علاقه امام و همقطاران و مدافعین اوست نه انسان. او و پیروانش به حیوان بیشتر از انسانی که نه بگوید حرمت میگذارند. کهبخاطر عشق و علاقه به انسان نبوده است که امام مقدس، فرمان اعدام زندانیان را صادر میکند، بلکه در سوی حیوانی ساختن جامعه است کمر به نابودی کسانی میبند که سر تسلیم و اطاعت فرو نمیاوردند.

آقای رئیس قوه قضائیه از موازین شرعی و قانونی ای سخن میگوید که اساس آن فرمان امام خمینی مبنی بر کشتار زندانیان است، فرمانی که در واقع بازتاب فراخونی ست بسوی "خشونت" و "بیرحمی" و "انتقام ستانی،" برجسته ترین  کنشگری در دوران رسالت و بطور کلی در قاموس اسلامی. حکم اعدام زندانیانی که بر "موضع نفاق خود پافشاری،" میکنند باین معنا بود که اگر یک زندانی بجای منافق مجاهد بر زبان راند، یا اگر در دفاع از نظام ولایت حاضر نباشد بمیادین مین گذاری شده گام بگذارند، یا اگر تن به مصاحبه تلویزیونی و رادیویی ندهد و یا اگر بگوید مارکسیستم نه مسلمان، بیدرنگ بدار مجازات آویخته میشدند. چه تعدادی از زندانی ها نادانسته بسراشیب مرگ رها میشوند به تخیل هم در نمیآید. اما، در پایان این حکم الهی ست که امام خمینی با کلامی صریح و عریان دژخیمان برگزیده و تمامی پیروان خود را به "بیرحمی" و "خشونت" حداکثری توصیه نموده و خواستار آن شده است که در گذر از این مسیر نباید تردید بخود راه بدهند و هشدار میدهد که:

رحم بر محاربین ساده‌اندیشی است، قاطعیت اسلام در برابر دشمنان خدا از اصول تردیدناپذیر نظام‌اسلامی است، امیدوارم با خشم و کینه انقلابی خود نسبت به دشمنان اسلام رضایت خداوند متعال را جلب نمایید، آقایانی که تشخیص موضوع به عهده آنان است وسوسه و شک و تردید نکنند و سعی کنند اشداء علی الکفار باشند. تردید در مسائل قضایی اسلام انقلابی نادیده گرفتن خون پاک و مطهر شهدا می‌باشد.

باصدور فرمان امام، آن اهریمن نه چندان خفته را در نهان پاک و مطهر "روحانیون " حاکم بیدار ساخت و موجب تولید دستگاهی مخوف گردید که بیرحمی و خشونت و انتقام ستانی را بسطح تازه ای برسانند. خشونت و بیرحمی و کین اگرچه حداقل در تاریخ معاصر بی سابقه است اما در حکومت اسلامی پدیده تازی ای نیست. تاسیس حکومت اسلامی با تیرباران سران رژیم بر پشت بام طلبه ای که بامامت رسیده بود آغاز و با قلع و قمع مخالفین سیاسی از مجاهد و چپ گرفته تا  لیبرال و ملی- مذهبی  ادامه یافته و با کشتار جمعی 67 در زندانها باوج خود میرسید.

بجرات میتوان گفت که بیرحمی و خشونت و انتقام ستانی قبل از آنکه بواسطه داعشی ها با نمایش تهوع آور بریدن سر انسانها گویی که گوسفندانی بیش نیستند، در دوران ولایت آیت الله خمینی، زیر بنای دستگاه عظیم و عریض و طویل ولاجرم مخوف قوه قضائیه گردید. همچنانکه نازیها در آلمان برای پیاده سازی پروژه نسل کشی ناچار بودند ماشینی عظیم و مخوفی سامان بدهند، حکومت ولایت نیز دستگاه قضایی را به سازمانی مخوف تبدیل نمود تا بتواند بیرحمی و خشونت و انتقام ستانی را به هنجاری زاییده از تقدس تبدیل نماید. این بدان معناست که در ساختار قوه قضیه از راس تا ذیل، بدلیل تخصص فقهی و اجتهاد، همه داری ظرفیتی حجیم برای بیرحمی و خشونت و انتقام ستانی بوده و هستند. یعنی که از رهبر گرفته تا دادستان و زندان بان و نگهبان، آزار و شکنجه و بدار آویختن انسان را نه تنها زشت پلید بشمار نیمآورد بلکه با عمل بدان انتظار پاداش از الله هم دارد. دادستانی که محاکمه میکند، قاضی ای حکم اعدام را صادر میکند و دژخیمی که طناب شریعت را بگردن نافرمان میاندازند از کار خود خشنود و راضی هستند بآن دلیل که خدای خود را راضی ساخته اند.

 آقای ایرج مصداقی، پژوهش گر و فعال سیاسی و از بازماندگان فاجعه 67 که خود در آنزمان در اسارت بسر میبرد و ناظر بر سازماندهی ماشین مخوف مرگ بوده است توضیح میدهد که:

 اینها بی رحمی را از حد گذرانده بودند هر بار که دوستانمان را اعدام می کردند، نان خامه ای و شیرینی بین ما تقسیم می کردند.

چندین بار پیش آمد پاسدارها وقت عصبانیت به ما می گفتند:  لگد آخر را خودم می زنم توی شکمت.

ما از این تهدیدها می فهمیدیم که بچه ها را روی صندلی آمفی تئاتر قرار می دادند و با لگد می زدند تو شکمشان تا آویزان شده و خفه بشوند

وی در پاسخ سوال دیگری که آیا احساس گناه را در وجودشان مجریان حس نمی کردید؟

 میگوید که :نیری(حاکم شرع) شب، بعد از انجام همه این جنایت ها دستور می­داد راننده یک دسته گل بخرد برای همسرش. این قدر با خیال آسوده می رفت خانه.

آری چگونه میتوانی خدای خود را راضی و خشنود سازی، اما خود شاد  نباشی. بیرحمی و خشونت و انتقام ستانی اگر زشت و پلید بشمار میآید چرا در قران مقدس، کلام بی چند و چون الهی آنرا می ستاید و کشتار و ریختن خون آنان که در برابر توحید از تسلیم و اطاعت سرپیچی مینمایند، یعنی "منافقان " و "کافران" و "مشرکان" را به بندگان خود توصیه نمیکرد. مگر نه اینکه «قتلوا فی سبیل الله» کلامی ست قرآنی و نهایتا بمعنای "جهاد،" و "شهادت" وظیفه ای که الله بر دوش بندگان خود نهاده است و آنها را بدان مکلف نموده است؟.  تردید نباید داشت که فرمان امام مقدس، امام خمینی مبنی بر قتل عام زندانیان نه تنها الله را خشنود ساخته است بلکه بسیاری را در سلسله مرابت قدرت، همچنین خوشحال و مسرور نمود. از آنهم مهمتر امام با توسل به کشتار جمعی، فرهنگ بیرحمی و خشونت و انتقام ستانی را  تقدس بخشیده و در رفتار و کردارمان نهادین ساخته است. فاجعه 67، از تکرار زمانی باز ایستد که تکلیف خود را با دین اسلام شفاف سازیم، دینی که از دل آن قشری بنام روحانیت بیرون میاید که آن نیز نظامی مخوف بدنیا آورد، بنام نظام ولایت.

فیروز نجومی

Firoz Nodjomi

fmonjem@gmail.com

firoznodjomi.blogpost.com

rowshanai.org

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

فیروز نجومی

فهرست مطالب فیروز نجومی  در سایت پژواک ایران 

* رئیس جمهور چکاره ست؟
*انتخابات را به خاکسپاری رژیم جنایتکار تبدیل کنیم!
*انتخابات خوب است!‏
*حقیقت را باید گفت!‏
* از یکتا پرستی تا ‏کثرت خواهی
*ندای وجدان
*ویرانی بزرگ!‏
*از دین گریزی تا دین ستیزی
*سالروز نکبت و مصیبت ‏
*دگرگون سازی ارزش ‏ها!‏
*گفتمان رفسنجانی، گفتمان ریاکاری
*حقیقت نهائی!‏
*دیفروشان دیروز فرمانروایان امروز
*شاه گور خود کند و ولی فقیه گورکن خویش شود و دین!
*‎ ‎ دین مست باده قدرت !‏
*براندازی متولیان دین
*چیره شدن «عرب بر عجم» ‏ و آغاز نگون بختی ایرانیان
* آزادی و گریز از مسئولیت
* سرگذشت غم انگیز آزادی
*بازگشت بدوران رسالت ‏ و گره زدن دین به قدرت
*در چرائی نامگذاری الله و آغازیدن با نام او!‏
*عاشورا: اسطوره یا واقعیت
*بوی گند تقدس
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*عاشورا و قتل عام در زندانها
*محمد بشر بشیر و یا ‏‎ ‎خشم و خشونت و شمشیر
*«پافشاری بر نفاق» و عدالت اسلامی!
*جنگ شیعه وسنی:‏ اختلاف تاریخی یا دسیسه غربی؟
*خشونت هنجاری مقدس در قاموس اسلام
*کشتار جمعی در زندانها بجرم «ارتداد»
*تدبیرچیست؟
*بنام انسان و آزادی
*خشونت و گفتمان توحیدی
*پشت خمیده و بار سنگین دین و قدرت!
*امنیت و آزادی
*فقط آزادی
*شریعت اسلامی در ستیز با خودفرمانی
*معاشقه اسلام ناب محمدی با علم و تکنولوژی
* آزادیخواهی و باز تولید منش دیکتاتوری!
*اسلام در پیشگاه تاریخ
*بیگانگی ما از خود
* امریکا ستیزی یا اسلام ستیزی؟
*دشمن و دو قطبی شدن جامعه
* از درگیریهای کلامی تا امریکا ستیزی و فریبکاری
* امید کوکبی، قهرمان نافرمانی
*ظهور نیروی نامحسوس و امنیت اخلاقی
* تا کی؟
*رمز بقای نظام فرمانروایی و فرمانبری
*خائن کیست؟
*نقشه رذیلانه امریکا: «تزریق تقکر خاصی به نخبگان»
*آیا بجز ولی فقیه کسی دیگری هم هست؟
*نه به اخلاق اطاعت و فرمانبری!
*نفی حق گزینش: فروکاستی انسان به حیوان
* تن بخفت نباید داد
*انتخابات: طبل تو خالی
*رابطه دین با قدرت در امتداد تاریخ
*«جامعه ایران به کدام سو در حال حرکت است؟»
*انتخابات یعنی چه؟
*بدامن چه کسی پناه باید برد؟
*رهایی و ترک کیش اهریمنی
*بخندیم یا گریه کنیم؟
*از طلبگی تا خدایی و مسئله جانشینی!
*شمشیر ذوالفقارم آرزوست
*جور دیگری زندگی باید کرد
*بیان درد مشترک و یا صدور کیفرخواست علیه غرب؟
*اندر شکست دین جهاد و شهادت
*عاشورای پاریس
*آزادی را باید پرستید
*ولی فقیه، شاه نیست، مظهر دین است
*جامعه تک کتابی!
*عاشورا: شهادت یا خشونت؟
*کفر گرایی: راه رهایی و آزادی
*تقدس از جهل بر میخیزد
*قوم لوط، اخلاق انحرافی و خروج امام عج از غیبت
*اینهم شد خدا؟
*امنیت در سایه ولایت
*سردار حاج قاسم سلیمانی: سردار استبداد مضاعف دین و قدرت
*ز روز بلا باید دست بر سر گیریم
*فریبکاری مضاعف
*استبداد و آگاهی طبقاتی
*من مسلمانم، طرفدار رژیم دین هم نیستم!
*رهایی، آیا یک توهم است؟
*وای اگر دین نبود!
*خوار داشت انسان و قدسی سازی خشونت
*بر فراز منبر ولایت و یا خلافت؟
*الله: آموزگار بزرگ بیرحمی، خشونت و کین خواهی
*رمضان: زمینه ساز نظام فرمانروایی و فرمانبری
*دین ستیزی و یا قدرت ستیزی!
*جامعه بورژوازی و یا جامعه اسلامی فرا طبقاتی؟
* تاملی چند در باره جنبش عبور از ولایت!
*روحانیت: از حوزه تا حکومت
*کیست گورکن دین؟
*غنی سازی هسته ای بچه قیمتی؟
*شمشیر در نهان دین
*فرخنده: قهرمان جهالت ستیز
*دینمداری یا انسانمداری کدام یک اهریمنی ست؟
* دیکتاتوری و شریعت اسلامی
*سپاه پاسداران: سپاه ولایت و یا ملت
*توفان دیگری در راه است!
*ولایت دشمن اصلی ملت
*در خدمت و خیانت به اسلام و یا به ملت؟
*عدالت اسلامی!
*رهایی از دین یا جدایی آن از سیاست؟
*همزادی علم الله با قدرت
*«نه» بر تسلیم و اطاعت
*حصر و یا محاکمه: ولی فقیه بر سر دو راهی!
*تابوی هسته‌ای: نگاه ایدئولوژی یا نگاه اسلامی؟
*فرد و حکومت خدا
*قتلگاه سعیدی سیرجانی: «منزل آرام و مجلل در شمال شهر تهران»
* سعیدی سیرجانی به تاریخ پیوست
*آقای ظریف، ایران هراسی نه، اسلام هراسی!
*مذاکرات هسته ای: اراده ولایت یا اراده ملت؟
*امر به معروف، نهی از منکر و فرا رسیدن دوران کفر!
*امام حسین: اسطور ه یا انسانی زمینی؟
*جنایتکار کیست؟
*«امر به معروف با اسید نمیشه»
*دفاع مقدس یا شکست مفتصحانه ؟
*اسلام هراسی: خدمت و یا خیانت
*حقیقت نه بمب
*فریبخوردگان اکنون با ید به جنگ با الله برخیزند
*اسلام: دین رحمت و یا خشونت؟
*حکومت اسلامی: آبستن آزادی و استقلال و خود آئینی
*بازگشت اسلام به اصل خود
*توصیه ولایت: حفظ آرامش روانی !
*انفجار روابط جنسی در زیر زمین !
*هم ولایت و هم ریاست، هردو از دروغگویانند
*اسلحه ات را بر زمین بگذار ای مومن!
*نه حماس، نه اسرائیل
*شلاق، مجازات نا فرمانی و یا روزه خواری؟
*اعتدال، خدعه ای اسلامی
*«راه اندازی کلینک خشم در تهران»
*ما داعشی ها را خوب می شناسیم!
*حکومت اسلامی واژگون گردد، اگر زن حجاب از سر برگیرد
*بهشت با شلاق ؟
*از خاک سپاری مردگان در انقلاب مصر تا بازگشت آنان بزندگی در حکومت اسلامی
*سردار سرلشگر جعفری، سردار اسلام
*نبود آزادی و وحدت جنایت و عدالت در حکومت اسلامی
*زوگیری در فضای مجازی
*بازی دین و قدرت
*چهره کریه حکومت دین را بنگر
*زورگیری در اسارتگاه اوین
*یکتا و یگانه، تنها ولی فقیه است، بجز او هیچکس دیگری نیست!
*دین خصم آشتی ناپذیر آزادی
*پیام نوروزی خداوندگار خامنه ای : آزادی، بی آزادی
*دیو دو شاخ
*آزادی مسئولانه یا آزادی در فرمانبری؟
*22 بهمن: تاسیس استبداد مضاعف دین و قدرت
*انقلاب اسلامی: گریز از آزادی
*الله: مهربان و بخشنده و یا کین خواه و کیفر دهنده؟
*حال باید پرسید...
*از سلطه افکنی تا سلطه ستیزی
* قرآن، دین، قدرت، ما و آنها ؟
*تأملی چند در باره حکومت اسلامی و رهایی از آن
*بمناسبت اربعین: امامت یا خلافت؟ کدام حاکم است بر ما؟
*مماشات با دین بس!
*اسلام دین بیگانه با انسان
*فساد از اسلام بر میخیزد یا از قدرت؟
*مرگ بر غنی سازی هسته ای
*دیپلماسی ولایت و دفن حقوق بشر
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*از سلطه ستیزی تا دریوزگی
*بنگر، خداوند غرقه در خون است!
*باید رستم را فرا خواند
*خلع دین از حکومت
*مرگ بر آمریکا: رمز مقاومت مردم یا رمز بقای حکومت ارتجاع؟
*ستیز با شیطان بزرگ ستیز است با آزادی
*الله اکبر: دین یا سیاست؟
*طبل توخالی
*«نرمش قهرمانانه» یا حرکت مذبوحانه؟
*حرمت شکنی روحانیت
*زایش خدا: نفی انسان و آزادی
*گره هسته ای، وسیله است نه هدف، دینی ست نه سیاسی
*گفتمان اعتدال و آشتی اسلام با جهان سکولار!
*رمز و راز وزارت: شایستگی و لیاقت یا تسلیم و اطاعت از ولایت؟
*بوی فریبکاری به مشام میرسد
*تا ولایت هست، سیه روزی و تیره بختی هم هست
*گفتمان ولایت: وارونگی حقایق و بهانه جویی های احمقانه
*تیشه بر ریشه فقاهت، تیشه بر بنیان قدرت است
*آبادی بدون ویرانی؟ نه حقیقت، نه آزادی
*رمضان: بیداری وجدان و یا وجدان فرمانبر؟
*از خداوند خامنه ای ست که بوی گند برمیخیزد
*رئیس جمهور منتخب: باز تاب اراده ولایت و یا تبلور اراده ملت؟
*انتخابات و یا آفرینش حماسه سیاسی؟
*گفتمان ولایت، گفتمان تحقیر و توهین به ملت
*گفتمان انتخابات
*دلشوره انتخابات
*صداقت هرگز نه از دین برخیزد و نه از قدرت
*کارنامه ولایت و یا ریاست جمهوری؟
*رمز رهایی از دیکتاتوری
*احکام شریعت لغو و قیامت اعلام کنید
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*بازی هسته‌ای و اسطوره جهاد و شهادت
*جنگ عدالت با آزادی
*سکولاریسم از ستیز با دین گذر میکند
*هفت سین، بدون دال بیگانه: سال نو، دین نو
*ظهور امام چهاردهم
*الله، خدای یکتا و یگانه مرد است و مردانه میاندیش
*قدسی سازی خشونت، رمز بقای نظام ولایت
*اسلام دین بیگانه با انسان
*آقای رئیس جمهور
*دین را باید بدادگاه بکشانیم
*حکومت راهزنان و غارتگران
*کدام انتخابات؟ چه قانونی؟
*یورش به دفاتر روزنامه ها و زور گیری روزنامه نگاران
*حاکم یا محکوم، کدامیک زور گیر است؟
*نظام ولایت، نظام قانون گریز و قانون شکن
*تاج شاهی بر سر خداوند خامنه‌ای
*دین و یا قدرت، کدامیک دشمن ملت ایران است ؟
*نظام ولایت، نظام فریب و خیانت
*از حجره و حوزه، تا کاخ نشینی و فرمانروایی
*حکومت اسلامی، حکومت فریبکاران
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*عاشورا : از تحمیق تا تطمیع و از امام تا یزید
*پیام عاشورا: کین خواهی و خشونت، تسلیم و اطاعت
*عاشورا و اسطوره سازان حرفه ای
*دو معضل نیروی های انتظامی: بر خورد با ماهواره ها و بد حجابی
*براندازی دین تازیان بومی : خوش خیالی و یا واقع بینی؟
*مسئول تحریمات: دشمنی با اسلام یا غنی سازی هسته ای؟
*براندازی نظام ولایت از براندازی فقاهت، مظهر دین میگذرد
*جهاد و شهادت جنایت است و در خصومت با انسانیت
*حرف قرآن، حرف قدرت است
*پیش بسوی انسان و آزادی
*چشم بند ان ، کاریکاتور ی که مقدس را موهن ساخت
* ما عاشق امامان خود هستیم!
*از دینداری تا غیرتمداری
*کدام بحران؟
*بازگشت دوران تازیان مهاجم
* بحساب دین یا بحساب ملت
*حکومت اسلامی، بازنده ی بزرگ در اجلاس جنبش عدم تعهد.
*ولایت جلوه ی الله
*الله، بازیگر اصلی
*بوی گند ارشاد
*براندازی ولایت از رهایی از یو غ الله میگذرد.
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*از کدام دین است که سخن میرانید؟
*حکومت ولایت، حکومت الله ست
*چرا باید با نام الله آغاز کنیم؟
*روحانیت دشمن ملت
*الله و جدایی جنسیت ها
*اسلام: دین فرمانروایی و فرمانبری
*خمینی الله را کشته است
*حجاب در ستیز و خصومت با عفاف