دیو دو شاخ
فیروز نجومی

آن دوران که مردم دنیا از سرنوشت یکدیگر بی خبر بودند، سپری شده است. تکنولوژی
رسانه ای، سرزمینهای دور را به یکدیگر نزدیک ساخته و مرزهای جغرافیایی و سیاسی را درهم نوردیده است. به همین دلیل است جرقه ای که در تونس در2010 زده شد به حریقی تبدیل شد که نه تنها دامن نظام استبدادی را در تونس گرفت بلکه به کشورهای شمال آفریقا از لیبی تا یمن سرایت نمود، حریقی که دلالت بر شرایط اقتصادی، سیاسی و فرهنگی مشابه ای میکرد که مردم منطقه تحت آن بسر برده اند و میبرند: فقر و تنگدستی، محروم از اعتراض و مقاومت، و مهمتر از همه محروم  از آزادی، رمز چیره شدن بر دشواریها و کسب سروری، برغم تفاوتهای و اختلافات بومی.
 
  در تونس و لیبی و مصر، شاهد فرو غلتیدن سه دیکتاتور بودیم در اندک زمانی. اما هریک سرنوشت خاص خود را پیدا کردند. بن علی زین العابدین، دیکتاتور تونس، فراری شد. سرهنگ قدافی تا نفس های آخر، کشت و خیلی دیر پا به گریز گذارد. بهمین دلیل در خواری و نکبت کشته گردید. حسنی مبارک، رئیس جمهور مصر که هر بار با 99 درصد رای مردم در مسند قدرت ابقا گردیده بود در زمانی بسیار کوتاه از عظمت به ذلالت رسید، البته پس از آلوده ساختن دست خود بخون بسیاری. اول به ییلاق گریخت و سپس سر از زندان در آورد. علی عبدالله صالح، یک رئیس جمهوری دایمی دیگر در یمن، به هر خدعه و نیرنگی که از قدرت بر میآمد دست زد، اما،  سر انجام غریزه صیانت نفس بر اراده معطوف به قدرت پیروز شده و او را به ترک قدرت وا داشت. بشار اسد در سوریه به کمک برادران بزرگ روسیه و جمهوری اسلامی هنوز به کشتار مردم خود ادامه میدهد تا از فرو ریزی ساختار یک نظام استبدادی پیر و فرسوده جلوگیری نماید.
 
بعضا، هموطنان ایرانی به آنچه هم اکنون در اوکراین، در مصر و یا در تونس میگذرد، احساس شناسایی میکنند، مبارزه در عبور از نظام استبدادی، کنشی که تا کنون برای ملت ایران مصیبت بار بوده است. نه تنها عبوری اتفاق نیفتاد بلکه به آن وسعت و عمق بیشتری بخشیدیم، چنانکه گویی خروج از آن ممکن نیست تا خروج مهدی.
 
در کشورهایی که نام بردیم، نیز یکبار نظام استبدادی از هم گسیخته گردیده است و بجای آنکه از آن عبور کنند، نظام های استبدادی به گونه ای دیگری بازگشت نموده  و به شکل و شمایل دیگری ظهور یافته اند. آنچه یک کشور اروپایی مثل اوکراین را به کشورهای مسلمانی مثل تونس و مصر همدرد میکند، قیام و مقاومت دوباره مردم در برابر بازگشت نظام استبدادی ست، برغم تفاوت های فرهنگی، زبان و دین و رسم و رسوم زندگی. در اوکراین، این دومین بار است که شاهد خروش و خیزش مردم هستیم.  چرا که  ویکتور یانوکوویچ، در پیوند با روسیه، زاد گاه استبداد شرقی، اندیشه باز سازی نظام دیکتاتوری را در سر می پرور اند. در تونس اسلامیست ها با مصادره قدرت، برپا نمودن حکومت شریعت را در دستور کار قرار دادند که با مقاومت پی گیر زنان روبرو گردید و سر انجام به مذاکره با مخالفین و در نتیجه نگارش یک قانون اساسی جدید، تن در دادند. تا اینجا گامی بسی موثر بسوی گذار از نظام استبداد و برپا نمودن یک نظام  دمکراتیک. در مصر محمد مرسی، یکی از سران حزب سیاسی- دینی، اخوان المسلمین، بر دوش رای مردم، نهادی برخاسته از نظام های دمکراتیک غربی، به قدرت رسید و در مقام رئیس جمهور، سریع دست بکار شد که قواعد و مقررات شریعت اسلامی را به حاکمیت برساند و مصر را بر اساس دیدگاه های اخوان مسلمین بر سازد. اگرچه، جای بسیار شک و تردید است که ائتلاف نظامیان و دمکراسی خواهان بتواند عبور از نظام استبدادی را هموار سازد.
 
ایرانیان ناظر بر آنچه در اوکراین و یا در مصر و تونس میگذرد، حق دارند اگر احساس نا امیدی کنند و با یاس خو بگیرند. که سرنوشت ایران اینگونه رقم خورده است که به زندگی در حالی باید ادامه دهد که  گلویش در چنگال دیو دو شاخ دین و قدرت فشرده میشود، شرایطی که در هیچ یک از کشورهای آفریقای شمالی و همچنین اوکراین وجود ندارد. حتی در عربستان سعودی، زادگاه اسلام، نه پیامبر حکومت میکند و نه خلیفه. عربستان سعودی نظام پادشاهی را از غرب بر گفته که جامعه سنتی و قبیله ای که پیامبر محمد معمار ش بوده حفظ نماید. دین اسلام در عربستان راه و رسم و شیوه ی زندگی بوده است و هنوز هم کم و بیش بلا تغییر مانده است- برغم درآغوش کشیدن زرق و برق جهان مدرن.
 
حال آنکه، در ایران پس از فروپاشی نظام استبدادی در 1357، دوران "امامت " و "ولایت " آغاز گردید، دوران حکومت دین، یعنی حکومتی که کمتر از سلطه مطلق و تمام، چیزی دیگری نمیخواست و نمیخواهد: "وحدت کلمه " که فراخوانی بیش نبود بسوی استبدادی صد چندان سیاه تر از استبداد شاهی.  حکومت اسلامی، حکومت های توتالیتر قرن بیستم را هم پشت سر گذارده  و از این جهت در رقابت با کره شمالی قرار گرفته است.  گفتند و هنوز هم میگویند و هنوز هم در پیشانی تریبون های نماز جمعه  "ولایت فقیه همان ولایت رسول الله " مشاهده میشود. یعنی که ایران بدوران پیامبری اسلام، دوران فرمانروایی و فرمانبری باز گشت نموده است. که جامعه ما جامعه ای ست که شریعت اسلام که مظهر آن ولایت و فقاهت است  بضرب شمشیر بر تمامی عرصه های زندگی حاکم گردیده است. یعنی که همه، هرچه هست و نیست ولی فقیه است که تعریف و تعیین میکند. برنامه و چشم اندازه ها اقتصادی را ارائه میدهد. رهنمود های مبارزه با فساد و بر قراری مساوات و عدالت میدهد. بر کار کرد دولت و وز را و وزارتخانه ها، بویژه وزارت خارجه و اطلاعات و همچنین وزارت کشور، نظارت دارد. از همه مهمتر بدست آوردن "حق " غنی سازی هسته ای بهر قیمتی و سپس ارائه طرح اقتصاد مقاومتی، از دستآورد های عالم و فقیهی مقدس است که نه تنها فرمانروای کل است بلکه مالک بر عقل کل نیز هست. او بر همه چیز آگاه است، این است که جلوه راستین الله ست. یعنی در تاریخی طولانی ایران، نمیتوان شاهی را یافت که هم تبلور دین بوده باشد  و هم قدرت.  اما، حضرت ولایت، بر خلاف شاه که با تشریفات و و زرق و برق ینیفورم های رنگین و درخشنده دز ضیافت ها و جشن ظاهر میشد،  بر فراز منبر خطبه میخواند و مردم را به زهد و تقوا و عبودیت و بندگی فرا میخواند. در لباس امامت و ولایت در پیروی از پیامبر و دفاع از اسلام است که شمشیر شریعت را بر هر گردنی فرود میآورد. این جادوی دین است که دستهای آلوده بخون ولایت را از انظار نا پدید، میسازد.
 
آری سحر و جادوی دین، عبور از استبداد را اگر غیر ممکن نساخته است آنرا بسی بسیار دشوار ساخته است. تنها با سرنگونی استبداد سیاسی روی در روی نیستند، باید دستگاه قدرت را نیز بزیر بکشند. قبل از آنکه دست به پاک زدایی  نهاد های ، اقتصادی و فرهنگی از استبداد بزند، باید به مقاومت در برابر استبداد دینی بر خیزند، یعنی که خود را از دین پاک زدایی نمایند، استبدادی که دانسته و یا نا دانسته بر ساخته دست خود آنها بوده است. نه دست استعمار غرب در کار بود و نه سلطه بیگانگان. این ولایت، جلوه الله بود که با افسون دین به میدان آمده بود.
 
 اگر جنبش سبز، جنبشی که  در واکنش به تقلب در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در سال  88  بوجود آمد، جنبشی اعتراضی، سر انجام خفته گردید، به آن دلیل نیست که مردم ایران مثل اوکراینی ها دارای شهامت و جسارت نبودند که 60 روز در خیابانها بمانند تا عروس پیروزی را در آغوش کشند، دلیل شکست را باید در وابستگی مردم به دین جستجو نمود. رهبران جنبش سبز مهدی کروبی و میر حسین موسوی، هر دو از پیروان سر سخت امام خمینی بودند. از منظر آنها خمینی مظهر اسلام راستین، اسلام ناب محمدی بودند و میخواستند که ادامه دهنده "راه امام " باشند. اما از آنجایی که علی خامنه ای از گدایی به شاهی رسیده بود حتی توانایی برتابیدن رهروان امام خمینی را نداشت. یعنی که نمیتوان جنبش سبز را جنبشی دانست در سوی عبور از نظام استبدادی دین و قدرت، آرمانی والا نیازمند ارزشهای والا.
 
  کشور ایران، مهد تمدنی باستانی، تنها کشوری است که بدوران رسالت پیامبر اسلام، بازگشت نموده است، به دورانی که دین و قدرت در یک فرد تجلی یافته بود، فردی ماورایی. آیا محمد، فرمانروا بود و جنگجو و شمشیر کش و یا بشیر بود و با خود بشارت الهی  آورده بود؟ او برای دفاع از وحدانیت الله، به دستور و فرمان الله شمشیر میکشید. یعنی که شمشیر را بر گردن فرد و یا قبیله ای  فرود میآمد که به یکتایی و یگانگی الله تسلیم نمیشد. امام خمینی در سخنانی که معروف به سخنانی گشته است که هرگز پخش نشد، غبطه میخورد که چرا در مقابل کفار در تبعیت از پیامبر اسلام که در یک روز گردن 700 یهودی را زده است، در و پیکر کشور را نبسته و گردن مخالفین را نزده است. بدرستی معلوم نیست که محمد را باید پرستید بعنوان یک رهرو دینی بری از آلودگی به پلیدی های قدرت و یا یک فرمانروای بیرحم و انتقام جو، درپی ملک و ثروت با تعالی و کمال روح انسانی؟ به سختی میتوان شمشیر و شریعت را در دین اسلام از یکدیگر جدا ساخت. همچنانکه در شرایط کنونی نیز نمیتوان دین و قدرت و یا سیاست و مذهب را از هم جدا ساخت. مثل،ا آیا تا کنون بدرستی روشن شده است که حضرت ولایت چکاره است؟ فرمانروای کل قوا و یا یک عالم و فقیه که جایگاه اصلی او در حوزه علمیه در کنار دیگر فقها ست؟ بر فراز منبر خطبه میخواند و یا فرمانروایی میکند، چیزی که میتوان در باره تمام امام جامعه مصداق دارد. امام جمعه ها حتی بر فراز منبر با خود تفنگ همراه دارند و هنگام خطبه خوانی لوله تفنگ را در دست خود میفشرد، تفنگی که بعید میرسد امام جمعه پیر و فرسوده همچون آیت الله جنتی، فرشته مقرب بارگاه ولایت از زمین بلند کند. حال باید به امام جمعه همچون تفنگدار نگریست آماده جنگ و خونریزی بنگریم و یا بشیر رستگاری؟ میخواهد بجنگ رود و فرمانروایی کند و یا فراخواند مردم را به نیکی و دوری از پلیدی ؟
 
مردم هیچیک از کشورهایی که در آن نظام استبدادی واژگون گردیده است هرگز مجبور نبوده اند که برای دگرگون ساختن نظام سیاسی، با دینی که در نهاد شان نهفته شده است به ستیز بر خیزند. نظام های دمکراتیک غرب را در واقع باید زاییده رو در رو قرار گرفتن بشر با دین دانست، رو در رویی که به مرگ خدا از یک سو و "آزادی " انسان از سوی دیگر انجامید، آزادی ای که به دگرگون ساختن جهان انجامید.
 
 حال مردم ایران برای آنکه از غل و زنجیر این دیو دو شاخ، استبداد دین و قدرت رها یابند، نیازمند جنبشی هستند چندین بار عظیم تر از جنبش سبز، جنبشی که از منافذ و درزها و ترک های دیوار شریعت عبور میکند و به جنبشی تبدیل شود طوفان زا بر اساس ارزشهای والای آزادی و انسانی که هم بارگاه ولایت را از هم فرو پاشد و هم بارگاه استبداد را. مردم باید باین آگاهی برسند که نمیتوان در دامن "امام " به رهایی و آزادی برسند. بدین منظور باید رستم درون خود را فرا خوانند و در یک نبرد حماسی سر از تن دیو دو شاخ جدا ساخته همچون کلاه خودی بر سر خود نهند. یعنی که همان باید کنند با ولایت که رستم با دیو سفید کرد. آنگاه مردم جهان خبر خواهند یافت که به چه سرنوشت اسف باری دچار شد حکومت اسلامی.
 
فیروز نجومی
Firoz Nodjomi
fmonjem@gmail.com
 
 

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

فیروز نجومی

فهرست مطالب فیروز نجومی  در سایت پژواک ایران 

*انتخابات را به خاکسپاری رژیم جنایتکار تبدیل کنیم!
*انتخابات خوب است!‏
*حقیقت را باید گفت!‏
* از یکتا پرستی تا ‏کثرت خواهی
*ندای وجدان
*ویرانی بزرگ!‏
*از دین گریزی تا دین ستیزی
*سالروز نکبت و مصیبت ‏
*دگرگون سازی ارزش ‏ها!‏
*گفتمان رفسنجانی، گفتمان ریاکاری
*حقیقت نهائی!‏
*دیفروشان دیروز فرمانروایان امروز
*شاه گور خود کند و ولی فقیه گورکن خویش شود و دین!
*‎ ‎ دین مست باده قدرت !‏
*براندازی متولیان دین
*چیره شدن «عرب بر عجم» ‏ و آغاز نگون بختی ایرانیان
* آزادی و گریز از مسئولیت
* سرگذشت غم انگیز آزادی
*بازگشت بدوران رسالت ‏ و گره زدن دین به قدرت
*در چرائی نامگذاری الله و آغازیدن با نام او!‏
*عاشورا: اسطوره یا واقعیت
*بوی گند تقدس
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*عاشورا و قتل عام در زندانها
*محمد بشر بشیر و یا ‏‎ ‎خشم و خشونت و شمشیر
*«پافشاری بر نفاق» و عدالت اسلامی!
*جنگ شیعه وسنی:‏ اختلاف تاریخی یا دسیسه غربی؟
*خشونت هنجاری مقدس در قاموس اسلام
*کشتار جمعی در زندانها بجرم «ارتداد»
*تدبیرچیست؟
*بنام انسان و آزادی
*خشونت و گفتمان توحیدی
*پشت خمیده و بار سنگین دین و قدرت!
*امنیت و آزادی
*فقط آزادی
*شریعت اسلامی در ستیز با خودفرمانی
*معاشقه اسلام ناب محمدی با علم و تکنولوژی
* آزادیخواهی و باز تولید منش دیکتاتوری!
*اسلام در پیشگاه تاریخ
*بیگانگی ما از خود
* امریکا ستیزی یا اسلام ستیزی؟
*دشمن و دو قطبی شدن جامعه
* از درگیریهای کلامی تا امریکا ستیزی و فریبکاری
* امید کوکبی، قهرمان نافرمانی
*ظهور نیروی نامحسوس و امنیت اخلاقی
* تا کی؟
*رمز بقای نظام فرمانروایی و فرمانبری
*خائن کیست؟
*نقشه رذیلانه امریکا: «تزریق تقکر خاصی به نخبگان»
*آیا بجز ولی فقیه کسی دیگری هم هست؟
*نه به اخلاق اطاعت و فرمانبری!
*نفی حق گزینش: فروکاستی انسان به حیوان
* تن بخفت نباید داد
*انتخابات: طبل تو خالی
*رابطه دین با قدرت در امتداد تاریخ
*«جامعه ایران به کدام سو در حال حرکت است؟»
*انتخابات یعنی چه؟
*بدامن چه کسی پناه باید برد؟
*رهایی و ترک کیش اهریمنی
*بخندیم یا گریه کنیم؟
*از طلبگی تا خدایی و مسئله جانشینی!
*شمشیر ذوالفقارم آرزوست
*جور دیگری زندگی باید کرد
*بیان درد مشترک و یا صدور کیفرخواست علیه غرب؟
*اندر شکست دین جهاد و شهادت
*عاشورای پاریس
*آزادی را باید پرستید
*ولی فقیه، شاه نیست، مظهر دین است
*جامعه تک کتابی!
*عاشورا: شهادت یا خشونت؟
*کفر گرایی: راه رهایی و آزادی
*تقدس از جهل بر میخیزد
*قوم لوط، اخلاق انحرافی و خروج امام عج از غیبت
*اینهم شد خدا؟
*امنیت در سایه ولایت
*سردار حاج قاسم سلیمانی: سردار استبداد مضاعف دین و قدرت
*ز روز بلا باید دست بر سر گیریم
*فریبکاری مضاعف
*استبداد و آگاهی طبقاتی
*من مسلمانم، طرفدار رژیم دین هم نیستم!
*رهایی، آیا یک توهم است؟
*وای اگر دین نبود!
*خوار داشت انسان و قدسی سازی خشونت
*بر فراز منبر ولایت و یا خلافت؟
*الله: آموزگار بزرگ بیرحمی، خشونت و کین خواهی
*رمضان: زمینه ساز نظام فرمانروایی و فرمانبری
*دین ستیزی و یا قدرت ستیزی!
*جامعه بورژوازی و یا جامعه اسلامی فرا طبقاتی؟
* تاملی چند در باره جنبش عبور از ولایت!
*روحانیت: از حوزه تا حکومت
*کیست گورکن دین؟
*غنی سازی هسته ای بچه قیمتی؟
*شمشیر در نهان دین
*فرخنده: قهرمان جهالت ستیز
*دینمداری یا انسانمداری کدام یک اهریمنی ست؟
* دیکتاتوری و شریعت اسلامی
*سپاه پاسداران: سپاه ولایت و یا ملت
*توفان دیگری در راه است!
*ولایت دشمن اصلی ملت
*در خدمت و خیانت به اسلام و یا به ملت؟
*عدالت اسلامی!
*رهایی از دین یا جدایی آن از سیاست؟
*همزادی علم الله با قدرت
*«نه» بر تسلیم و اطاعت
*حصر و یا محاکمه: ولی فقیه بر سر دو راهی!
*تابوی هسته‌ای: نگاه ایدئولوژی یا نگاه اسلامی؟
*فرد و حکومت خدا
*قتلگاه سعیدی سیرجانی: «منزل آرام و مجلل در شمال شهر تهران»
* سعیدی سیرجانی به تاریخ پیوست
*آقای ظریف، ایران هراسی نه، اسلام هراسی!
*مذاکرات هسته ای: اراده ولایت یا اراده ملت؟
*امر به معروف، نهی از منکر و فرا رسیدن دوران کفر!
*امام حسین: اسطور ه یا انسانی زمینی؟
*جنایتکار کیست؟
*«امر به معروف با اسید نمیشه»
*دفاع مقدس یا شکست مفتصحانه ؟
*اسلام هراسی: خدمت و یا خیانت
*حقیقت نه بمب
*فریبخوردگان اکنون با ید به جنگ با الله برخیزند
*اسلام: دین رحمت و یا خشونت؟
*حکومت اسلامی: آبستن آزادی و استقلال و خود آئینی
*بازگشت اسلام به اصل خود
*توصیه ولایت: حفظ آرامش روانی !
*انفجار روابط جنسی در زیر زمین !
*هم ولایت و هم ریاست، هردو از دروغگویانند
*اسلحه ات را بر زمین بگذار ای مومن!
*نه حماس، نه اسرائیل
*شلاق، مجازات نا فرمانی و یا روزه خواری؟
*اعتدال، خدعه ای اسلامی
*«راه اندازی کلینک خشم در تهران»
*ما داعشی ها را خوب می شناسیم!
*حکومت اسلامی واژگون گردد، اگر زن حجاب از سر برگیرد
*بهشت با شلاق ؟
*از خاک سپاری مردگان در انقلاب مصر تا بازگشت آنان بزندگی در حکومت اسلامی
*سردار سرلشگر جعفری، سردار اسلام
*نبود آزادی و وحدت جنایت و عدالت در حکومت اسلامی
*زوگیری در فضای مجازی
*بازی دین و قدرت
*چهره کریه حکومت دین را بنگر
*زورگیری در اسارتگاه اوین
*یکتا و یگانه، تنها ولی فقیه است، بجز او هیچکس دیگری نیست!
*دین خصم آشتی ناپذیر آزادی
*پیام نوروزی خداوندگار خامنه ای : آزادی، بی آزادی
*دیو دو شاخ
*آزادی مسئولانه یا آزادی در فرمانبری؟
*22 بهمن: تاسیس استبداد مضاعف دین و قدرت
*انقلاب اسلامی: گریز از آزادی
*الله: مهربان و بخشنده و یا کین خواه و کیفر دهنده؟
*حال باید پرسید...
*از سلطه افکنی تا سلطه ستیزی
* قرآن، دین، قدرت، ما و آنها ؟
*تأملی چند در باره حکومت اسلامی و رهایی از آن
*بمناسبت اربعین: امامت یا خلافت؟ کدام حاکم است بر ما؟
*مماشات با دین بس!
*اسلام دین بیگانه با انسان
*فساد از اسلام بر میخیزد یا از قدرت؟
*مرگ بر غنی سازی هسته ای
*دیپلماسی ولایت و دفن حقوق بشر
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*از سلطه ستیزی تا دریوزگی
*بنگر، خداوند غرقه در خون است!
*باید رستم را فرا خواند
*خلع دین از حکومت
*مرگ بر آمریکا: رمز مقاومت مردم یا رمز بقای حکومت ارتجاع؟
*ستیز با شیطان بزرگ ستیز است با آزادی
*الله اکبر: دین یا سیاست؟
*طبل توخالی
*«نرمش قهرمانانه» یا حرکت مذبوحانه؟
*حرمت شکنی روحانیت
*زایش خدا: نفی انسان و آزادی
*گره هسته ای، وسیله است نه هدف، دینی ست نه سیاسی
*گفتمان اعتدال و آشتی اسلام با جهان سکولار!
*رمز و راز وزارت: شایستگی و لیاقت یا تسلیم و اطاعت از ولایت؟
*بوی فریبکاری به مشام میرسد
*تا ولایت هست، سیه روزی و تیره بختی هم هست
*گفتمان ولایت: وارونگی حقایق و بهانه جویی های احمقانه
*تیشه بر ریشه فقاهت، تیشه بر بنیان قدرت است
*آبادی بدون ویرانی؟ نه حقیقت، نه آزادی
*رمضان: بیداری وجدان و یا وجدان فرمانبر؟
*از خداوند خامنه ای ست که بوی گند برمیخیزد
*رئیس جمهور منتخب: باز تاب اراده ولایت و یا تبلور اراده ملت؟
*انتخابات و یا آفرینش حماسه سیاسی؟
*گفتمان ولایت، گفتمان تحقیر و توهین به ملت
*گفتمان انتخابات
*دلشوره انتخابات
*صداقت هرگز نه از دین برخیزد و نه از قدرت
*کارنامه ولایت و یا ریاست جمهوری؟
*رمز رهایی از دیکتاتوری
*احکام شریعت لغو و قیامت اعلام کنید
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*بازی هسته‌ای و اسطوره جهاد و شهادت
*جنگ عدالت با آزادی
*سکولاریسم از ستیز با دین گذر میکند
*هفت سین، بدون دال بیگانه: سال نو، دین نو
*ظهور امام چهاردهم
*الله، خدای یکتا و یگانه مرد است و مردانه میاندیش
*قدسی سازی خشونت، رمز بقای نظام ولایت
*اسلام دین بیگانه با انسان
*آقای رئیس جمهور
*دین را باید بدادگاه بکشانیم
*حکومت راهزنان و غارتگران
*کدام انتخابات؟ چه قانونی؟
*یورش به دفاتر روزنامه ها و زور گیری روزنامه نگاران
*حاکم یا محکوم، کدامیک زور گیر است؟
*نظام ولایت، نظام قانون گریز و قانون شکن
*تاج شاهی بر سر خداوند خامنه‌ای
*دین و یا قدرت، کدامیک دشمن ملت ایران است ؟
*نظام ولایت، نظام فریب و خیانت
*از حجره و حوزه، تا کاخ نشینی و فرمانروایی
*حکومت اسلامی، حکومت فریبکاران
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*عاشورا : از تحمیق تا تطمیع و از امام تا یزید
*پیام عاشورا: کین خواهی و خشونت، تسلیم و اطاعت
*عاشورا و اسطوره سازان حرفه ای
*دو معضل نیروی های انتظامی: بر خورد با ماهواره ها و بد حجابی
*براندازی دین تازیان بومی : خوش خیالی و یا واقع بینی؟
*مسئول تحریمات: دشمنی با اسلام یا غنی سازی هسته ای؟
*براندازی نظام ولایت از براندازی فقاهت، مظهر دین میگذرد
*جهاد و شهادت جنایت است و در خصومت با انسانیت
*حرف قرآن، حرف قدرت است
*پیش بسوی انسان و آزادی
*چشم بند ان ، کاریکاتور ی که مقدس را موهن ساخت
* ما عاشق امامان خود هستیم!
*از دینداری تا غیرتمداری
*کدام بحران؟
*بازگشت دوران تازیان مهاجم
* بحساب دین یا بحساب ملت
*حکومت اسلامی، بازنده ی بزرگ در اجلاس جنبش عدم تعهد.
*ولایت جلوه ی الله
*الله، بازیگر اصلی
*بوی گند ارشاد
*براندازی ولایت از رهایی از یو غ الله میگذرد.
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*از کدام دین است که سخن میرانید؟
*حکومت ولایت، حکومت الله ست
*چرا باید با نام الله آغاز کنیم؟
*روحانیت دشمن ملت
*الله و جدایی جنسیت ها
*اسلام: دین فرمانروایی و فرمانبری
*خمینی الله را کشته است
*حجاب در ستیز و خصومت با عفاف