چه درسهايى مي توان از بهمن ٥٧ گرفت ؟ (بخش چهارم )
عباس رحمتی

كدام خصوصيات خمينى اوضاع ايران را تغيير داد ؟

ميگويند اوايل انقلاب در همان مدرسه معروف ،  روزى  مگسي در اتاقى كه  خميني نشسته  بود به پرواز در آمده بود و او به "اردبيلى" همان كه هميشه كنار دستش بود ،ميگويد درب را باز كن تا برود ! عجبا كه بقول لرها  اين ها فقط براى اسم در كردن  بود و بس !  ( براى شهرت بود كه بگويند امام چقدر رئوف است و مهربان و دلسوز ! ) خصوصياتى كه بعدها از خمينى  در امور زندانيان سياسي و كشتارها   بروز كرد،  فاجعه آميز تر از آن بود كه تصور ميكرديم  او هرچه از دستش بر آمد در جهت اعمال ضد بشرى  انجام داد، بطورى كه ايران را در صدر  كشورهاى ضد حقوق بشرى و ركورددار اعدام در جهان  قرار داد. خمينى جنگ  را نعمتى مي دانست  و نعمت او جز كشتار بهترين و پاكترين هاى فرزندان ايران نبود ، در كشتار هاى سالهاى شصت و دهه هفتاد نعمت جنگ بيرون ريخت .آغاز  جنگى كه  براى صدور انقلاب  بود و ادامه ى  آن ، جز كشور گشايى معناى  ديگرى نداشت و  پايان همان جنگِ خانمانسوز   نيز براى بنيانگذار ج اسلامى  و يارانش  ننگ بود  و سر كشيدن جام زهر براى خمينى و چنان شد كه  ،   خصوصات ضد انسانى  خمينى در ايران فراگير شد  همان خصوصياتى  كه در عصر طلايى اش  اجرا ميشد . همين خصوصيات  به وارثين و  جنايتكاران بعدى  رسيد ، اين بار  فرزندان خلفش همچون خامنه اى و  احمدى نژاد و... شمشير را از رو بستند  و باز كمر به قتل ملتى بستن  كه در طول سي و پنج سال  هيچ چيز جز عزا و عزادارى  و منكر و منكرات و  كشتارهاى روزانه در  زندانها و  خيابانها  نديده بودند و كار به جايى كشيده شد كه ايران از نظر عدم رعايت حقوق بشر  از طرف عفو بين المل و سازمان (شورا)حقوق بشر  بيش از شصت  بار در جوامع بين الملي  محكوم شد و از شكنجه و اعدام زندانيان سياسى  و شكستن قلمها و بستن روزنامه ها  تا زير پا گذاشتن قانون و عزل رييس جمهور قانونی (بنی صدر ) و تا دستور ترور و فتوا ي مخالفان   در داخل و خارج بهيچ عنوان دريغ نكردند و بعد از ٣٥ سال،  در روى همان پاشنه ميچرخد  و چشم  اندازى در تغيير ايران ديده نمي شود .

بايد گفت ، اعدام ها جنایاتی بوده  است که با آگاهي كامل صورت می‌گرفته است . و حکومت ايران اعدام را به مثابه اهرم کنترل و فشار در جامعه اعمال كرده و می‌کند و به اشکال مختلف  و شهروندان ایرانی را به قتل می‌رسانند. درحال حاضر هم نه تنها بسیاری از زندانیان سیاسی و کودکان در خطر مرگ قرار دارند بلکه افراد عادی نیز از ماجراجویی های نیروهای انتظامی و  و کله بسيجیها و پاسداران رژیم ایران در امان نیستند.اعدام های بدون دلیل , اعدام های شتاب زده و اعدام های خیابانی در ایران روز به روز شدت می‌گیردو اينها همه ارمغانهاى خميني است كه به وارثينش به ارث رسيده است، بطورى كه دولت اعتدال و اميد در كوتاه مدت ركورددار اعدام شده است.

دستورات و فتواهاي خمينى در مورد زندانيان سياسى و اعدام ها و قتلها :

«..رحم بر محاربین ساده‌اندیشی است. قاطعیت اسلام در برابر دشمنان خدا از اصول تردید‌ ناپدیر نظام اسلامی است. امیدوارم با خشم و کینه انقلابی خود نسبت به دشمنان اسلام، رضایت خداوند متعال را جلب نمایید. آقایانی که تشخیص موضوع به عهده آنان است، وسوسه و شک و تردید نکنند و سعی کنند "اشدا علی‌الکفار" باشند. تردید در مسائل اسلام انقلابی، نادیده گرفتن خون پاک و مطهر شهدا می‌باشد.» (خاطرات آیت‌الله منتظری- ص ۵۲۰

 

خمینی ، در ذیل نامه‌ی دیگری در پاسخ به پرسش‌های موسوی اردیبلی در رابطه با چگونگی اجرای فرمان او برای قتل‌عام زندانیان سیاسی، می‌نویسد:

«... هرکس در هر مرحله اگر بر سر نفاق باشد حمکش اعدام است،  سریعاً‌ دشمنان اسلام را نابود کنید، در مورد رسیدگی به وضع پرونده‌‌ها در هر صورت که حکم سریعتر انجام گردد همان مورد نظر است.»

او به این ترتیب فرمان قتل کسانی را که زیربازجویی بوده و هنوز به دادگاه نرفته بودند و کسانی را که سال‌ها از پایان محکومیت‌شان می‌گذشت صادر کرد.بدين صورت كسى كه در چهار ديوارى خانه اش نشسته است براحتى آب خوردن دستور قتل صادر ميكند و ككش هم گزيده نمى شود .

خمينى  در پاسخ به نگرانی آیت‌الله منتظری در مورد کشتار بیرحمانه‌ی زندانیان تأکید کرد:‌

«مسئولیت شرعی حکم مورد بحث با من است. جنابعالی نگران نباشید. خداوند شر منافقین را از سر همه کوتاه کند.» (خاطرات آیت‌الله منتظری- ص ۵۲۱)

اسناد نشان می‌دهند که خمینی مسئولیت خون‌های به ناحق‌ ریخته و قتل‌عام بیرحمانه‌ی زندانیان سیاسی را به گردن گرفته و نه «عفو»‌ آنان را.

خمینی پس از مشاهده‌ی بیرحمی و قساوت حسینعلی نیری و ابراهیم رئیسی در جریان کشتار ۶۷ این دو را ارتقای مقام داد و رسیدگی به پرونده‌های قضایی در شهرهای مختلف را به آن‌ها سپرد که موجب دلخوری شورای عالی قضایی هم شد.

اخيراً سايت جماران مصاجبه اى با سيد محمد بجنوردى پدر زن حسن خمينى در مورد عفوهاى خمينى سخن رانده است كه يك دروغ روشن است  ولى زندانيان سياسى  شاهدان زنده اى هستند كه اين خزعبلات را رد كرده و آنها را كذب محض مي دانند زيرا آن عفوها  هم از طرف منتظرى بود كه بعد از عمليات فروغ جاويدان ملغا شد .  پس از کشتار ۶۷ کلیه‌ی «عفو»‌هایی که در دوران آیت‌الله منتظری داده شده بود ملغی و حکم قبلی زندانیان به آن‌ها ابلاغ شد. در بند ها ده‌ها نفر به چنین وضعیتی دچار شدند. مسئولان دادیاری هم از آن به عنوان «عفو منتظری» یاد می‌کردند که ملغی شده است. این تصمیم حتی بیماران روانی که وضعیت بغرنجی داشتند را نیز شامل می‌شد.[٣٣]

در جریان کشتار ۶۷ در زندان گوهردشت تعدادی از کسانی که در اسفند ۶۶ مشمول «عفو» شده و حتی برای آزادی از زندان سند و وثیقه قرار داده و مصاحبه هم کرده بودند اعدام شدند.

جوانان بايد بدانند در   دهه‌ی ۶۰   كسانى كه  مرتکب جرائم سنگین شده ، جمهوری اسلامی با تشکیل «هیئت عفو» و ...  با سعه‌ی صدر نسبت به آن‌ها برخورد نشده است. درست برعکس پس از سی خرداد ۱۳۶۰ده‌ها هزار نفر به خاطر فعالیت‌های سیاسی در دوران پس از انقلاب در شهرها و روستاهای مختلف دستگیر و در دادگاه‌های چند دقیقه‌ای به حبس‌های طویل‌المدت محکوم شدند. شقی‌ترین مسئولان قضایی نظام از جمله شیخ محمد مقیسه (ناصریان) به صراحت از احکام مزبور به عنوان «احکام کیلویی» نام می‌برد.

 

از سال ۶۳ به بعد و پس از سرکوب کامل نیروهای سیاسی و عقب‌نشینی آخرین بقایای گروه‌های سیاسی از کردستان ایران، رژیم برای گشایش در جنگ و مشکلات اقتصادی که گریبانگرش بود نگاه به غرب را در پیش گرفت و به این منظور شروع به «عفو» و تقلیل حکم تعداد زیادی از زندانیان که از سال‌ها قبل در زندان‌ها   بودند کرد، چرا که دیگر نگهداری آن‌ها در زندان را به نفع خود نمی‌دید. [ ٣٤]

خمینی پس از پیروزی انقلاب در حالی که هیچ خطری نظام را تهدید نمی‌کرد به خاطر کینه‌ ورزی‌هایی که داشت حاضر نشد توصیه‌ی آیت‌الله طالقانی، مهندس بازرگان و برخی دیگر از افراد مبنی بر اعلام عفو عمومی را بپذیرد. در حالی که در گفتگوی دیگری عبدالواحد موسوی لاری یکی از اعضای «دفتر امام » و «مجمع روحانیون مبارز» در گفتگوی با «سایت جماران» به دروغ مدعی شده بود که خمینی پس از پیروزی انقلاب فرمان «عفو عمومی» داد.[٣٥]

 

http://www.entekhab.ir/fa/news/85163

 

دیدگاه و ایدئولوژی‌ای که خمینی مبشرش بود با «عفو» و گذشت بیگانه بود. به همین خاطر بود که قطب‌زاده را که در اثر توطئه‌ی مشترک حزب توده، احمد خمینی و محمدی‌ری‌شهری به دام افتاده بود «عفو» نکرد. و یا سیدمهدی هاشمی و فتح‌‌الله امیدنجف‌آبادی را به خاطر نزدیکی به آیت‌الله منتظری و افشای سفر مک‌فارلین به کشور به جوخه‌ی اعدام سپرد و تلاش آیت‌الله منتظری برای عفو این دو فایده نداشت. [٣٦]

 

خمینی حتی در ارتباط با روحانیون منتقد هم بیرحمی را از حد گذراند. به گونه‌ای که رفتار او جانشین‌اش خامنه‌ای با مراجع تقلید شیعه در تاریخ ایران سابقه نداشته است.

خمینی در دیدار با اعضای مجلس خبرگان، ائمه جمعه سراسر كشور و میهمانان خارجی شركت كننده در سومین كنفرانس اندیشه اسلامی و گرامی‌داشت «دهه فجر»، در پاسخ به کسانی که با اشاره به قرآن او را به «عفو» و «رحمت»‌ می‌خواندند می‌گوید:

«نروید سراغ احكام فقط نماز و روزه، آن‌ها را هم باید بگویید، اما احكام اسلام كه منحصر در این نیست ... شما آیات قتال را چرا نمی‌خوانید؟ هی آیات رحمت را می‌خوانید! آن قتال هم رحمت است برای این كه می‌خواهد آدم درست كند.» (صحیفه‌ جلد نوزدهم، ص ۱۳۸ اینترنتی)

رحمتی که او می‌گوید نیز با خون و خونریزی همراه است:

ذات و وجود خمينى در جمله زير مشخص ميشود او در سخنرانی مورخ ۲۰ آذر ۱۳۶۳ خود به مناسبت میلاد پیامبر اسلام و ولادت امام جعفر صادق در حضور سران قوای سه گانه و مسئولان کشوری و لشگری جمهوری اسلامی، می‌گوید:‌

... از باطن خود - ذات انسان- آتش طلوع می‌كند. اساس جهنم، انسان است، و هر عملی كه از انسان صادر می‌شود بر شدت و مدت عمل، بر شدت و مدت عذاب می‌افزاید. اگر یك كافری را سر خود بگذارند تا آخر عمر فساد بكند، آن شدت [و] آن عذابی كه برای او پیدا می‌كند، بسیار بالاتر است از آن كسی كه جلویش را بگیرند و همین حال بكشندش. اگر یك نفر فاسد‌ [را] كه مشغول فساد است بگیرند و بكشند، به صلاح خودش است‌، برای این كه این اگر زنده بماند فساد زیادتر می‌كند و فساد كه زیادتر كرد، عمل چون ریشه عذاب است‌، عذابش در آن جا زیادتر می‌شود. این یك جراحی است برای اصلاح . حتا اصلاح آن كسی كه كشته می‌شود، یك كسی كه دارد یك زهر كشنده را به خیال این كه یك شربت است‌، می‌خواهد بخورد. اگر چنانچه جلویش را شما بگیرید و با فشار و زور و كتك از دستش بگیرید، یك رحمتی بر او كردید ولو او خیال می‌كند كه طعمه او را از دستش گرفتید و یك زحمتی برایش ایجادكردید؛ لكن خیر، این جور نیست. اگر امروز، این سران استكباری بمیرند، برای خودشان بهتر است از این كه ده سال دیگر بمیرند. اگر امروز، یك كسی كه فساد در ارض می‌كند كشته بشود، برای خودش رحمتی است، به خیال این كه به صورت یك تأدیب، نه این است كه این یك چیزی باشد كه برخلاف رحمت باشد.»

او در ادامه همین سخنرانی می‌گوید:

«این كه می‌فرماید كه: «وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ» [بکشید آن‌ها را تا رفع فتنه در جهان] بزرگترین رحمت قتل است بر بشر. آن‌هایی كه خیال می‌كنند كه این آسایش دنیایی، رحمت است و بودن در دنیا و خوردن و خوابیدن حیوانی رحمت است‌، آن‌ها می‌گویند كه اسلام چون رحمت است‌، نباید حدود داشته باشد، نباید قصاص داشته باشد، نباید آدمكشی بكند. آن‌هایی كه ریشه عذاب را می‌دانند، آن‌هایی كه معرفت دارند كه مسائل عذاب آخرت وضعش چی است‌، آن‌ها می‌دانند كه حتا برای این آدمی كه دستش را می‌برند برای این كاری كه كرده است‌، این یك رحمتی است‌. رحمتش در آن طرف [روز رستاخیر] ظاهر می‌شود. برای آن كسی كه فساد كن است‌، اگر او را از بین ببرند یك رحمتی است بر او.» ( صحیفه‌ جلد نوزدهم، صص ۱۱۲، ۱۱۳ اینترنتی) اين جملات نشان ميدهد كه خمينى رحمتي در درونش ندارد ،مانمي دانستيم كه  دست قطع كردن رحمت است ! و اين نشان ميدهد كه مردم ما چه كسى را براى رهبري برگزيده بود .

موضع خمينى دقيقادر مورد اعدامهاىى سال ١٣٦٧ دقيقاً مشخص است او در مورد اعدامهاى آن سال ميگويد : «..رحم بر محاربین ساده‌اندیشی است. قاطعیت اسلام در برابر دشمنان خدا از اصول تردید‌ناپدیر نظام اسلامی است. امیدوارم با خشم و کینه انقلابی خود نسبت به دشمنان اسلام، رضایت خداوند متعال را جلب نمایید. آقایانی که تشخیص موضوع به عهده آنان است، وسوسه و شک و تردید نکنند و سعی کنند "اشدا علی‌الکفار" باشند. تردید در مسائل اسلام انقلابی، نادیده گرفتن خون پاک و مطهر شهدا می‌باشد.» (خاطرات آیت‌الله منتظری- ص ۵۲۰)

خمینی همان موقع در ذیل نامه‌ی دیگری در پاسخ به پرسش‌های موسوی اردیبلی در رابطه با چگونگی اجرای فرمان او برای قتل‌عام زندانیان سیاسی، می‌نویسد:

«... هرکس در هر مرحله اگر بر سر نفاق باشد حكمش اعدام است، سریعاً‌ دشمنان اسلام(يعنى مخالفان ) را نابود کنید، در مورد رسیدگی به وضع پرونده‌‌ها در هر صورت که حکم سریعتر انجام گردد همان مورد نظر است.»[٣٧]

او به این ترتیب فرمان قتل کسانی را که زیربازجویی بوده و هنوز به دادگاه نرفته بودند و کسانی را که سال‌ها از پایان محکومیت‌شان می‌گذشت صادر کرد.چندين نفر از دوستان خودم در اين سرى اعدامها به جوخه سپرده شدند" عباس خسرو آبادي "حكم سه سال زندان را داشت  ولى بعد از هشت ماه ملى كشي او را اعدام كردند و يا "محسن يمنى" هم همين طور بعد از صدور حكم ملي كشى ميكرد كه در سال ٦٧ با همين فرمان خمينى اعدام ميشوندو چنين ، انقلاب ٥٧ فرزندان خود را بلعيد .

و در پاسخ به نگرانی آیت‌الله منتظری در مورد کشتار بیرحمانه‌ی زندانیان تأکید کرد:‌

«مسئولیت شرعی حکم مورد بحث با من است. جنابعالی نگران نباشید. خداوند شر منافقین را از سر همه کوتاه کند.» (خاطرات آیت‌الله منتظری- ص ۵۲۱ )

خمينى و آزاديهاى مطبوعات :

البته جنایاتی که در دهه‌ی ۶۰ صورت گرفت عمل به وعده‌ا‌ی بود که خمینی ۶ ماه پس از آغاز «انقلاب اسلامی» در ۲۶ مرداد ۱۳۵۸ در سخنرانی عمومی خود داد:

«اگر ما از اول که رژیم فاسد را شکستیم و این سد بسیار فاسد را خراب کردیم، به طور انقلابی عمل کرده بودیم، قلم تمام مطبوعات را شکسته بودیم و تمام مجلات فاسد و مطبوعات فاسد را تعطیل کرده بودیم و روسای آنها را به محاکمه کشیده بودیم و حزب‌های فاسد را ممنوع ا علام کرده بودیم و   روسای  آنها را به سزای خودشان رسانده بودیم و چوبه‌های دار را در میدان‌های بزرگ برپا کرده بودیم و مفسدین و فاسدین را درو کرده بودیم، این زحمت‌ها پیش نمی‌آمد. من از پیشگاه خدای متعال و از پیشگاه ملت عزیز عذر می‌خواهم. ما مردم انقلابی نبودیم … اگر ما انقلابی بودیم، اجازه نمی‌دادیم اینها اظهار وجود کنند. تمام احزاب را ممنوع اعلام می‌کردیم، تمام جبهه‌ها را ممنوع اعلام می‌کردیم، یک حزب! و آن حزب الله، حزب مستضعفین و من توبه می‌کنم از این اشتباهی که کردم. و من اعلام می‌کنم به این قشرهای فاسد در سرتاسر ایران که اگر سر جای خودشان ننشینند ما به طور انقلابی با آنها عمل می‌کنیم»

 

http://www.youtube.com/watch?v=7LmmJEP17uE

 

خمينى ميخواست اطرافيان خود را حفظ كند و همه چيز را با اعدام حل وفضل  كند و اگر به خواست خودش بود يك  ايرانى هم  باقى نمى گذاشت. ولى شايد شانس با مرم ايران بود و نه عمرش و نه قدرتش كفافيت نكرد و گرنه چنان ميكرد كه خود ميخواست.   او یک روزى  در معارفه با نمایندگان مجلس خبرگان در قم گفت:‌

«اگر بنا بود از اول مثل سایر انقلاباتی در دنیا واقع می شود چند هزار نفر از این فاسدها را در مراکز عام دار می‌زنند و آتش می‌زدند، تا قضیه تمام شود، اشکال بر طرف می‌شد… ما یک حزب را یا چند حزب را که صحیح عمل می‌کنند می‌گذاریم عمل کنند و باقی را ممنوع اعلام می‌کنیم. و همه نوشتجاتی که این‌ها کردند و بر خلاف مسیر اسلام و مسلمین است  ، ما همه‌ی این‌ها را از بین خواهیم برد. .... ما با این حیوانات درنده نمی‌توانیم با ملایمت رفتار کنیم…» همان خط كشتار را خامنه اى همچنان ادامه ميدهد، چنانكه يكى از افسران سپاه در نامه اى به نوريزاد نوشته است ، خامنه اى هم براى بقاى ج اسلامى حاضر است از روى جنازه يك ميليون نفر عبور كند ، او به نوريزاد مينويسد:دریکی ازنوشته هایت بخوبی به جریان حکم فرماندهی قرارگاه ثارالله اشاره کرده ای. رهبر ازآقای رحیم صفوی پرسید اگر مردم ریختند به خیابانها و زدند و شکستند وآتش زدند حاضری با تانک ازرویشان بگذری؟ رحیم صفوی گفت بله و آقا حکمش را داد دستش.(از متن نامه افسر سپاه)

 

این سرداران و سران سپاهی که من می شناسم هیچ راه برگشتی ندارند. اینها به همین راه با سماجت ادامه خواهند داد. اگرشده یک میلیون نفر ازمردم ایران را به گلوله ببندند و بکشند که خود بمانند حتما این کار را می کنند. هم پول دارند هم اسلحه. تنها امید من به پاسدارانی است که به قول تو پاک و انسان هستند. اینها ازداخل سپاه با سپاه دست به یقه خواهند شد. ما نیز مانده بودیم برای یک چنین روزهایی. اما شناسایی شدیم یا بی گداربه آب زدیم و اخراج شدیم. اما نوید بدهم که درداخل سپاه فراوانند پاسدارانی که اصل و نسب دارند و نمی خواهند واجازه نمی دهند دستشان به خون مردم آلوده شود.( از نوشته هاى يكى از افسران پيشين سپاه كه يكبار از اعدام رسته است )

https://www.youtube.com/watch?v=1wLl_-qlWzE&feature=related

 

او (خمينى ) همچنین اضافه کرد:‌

«آنهایی که به اسم دموکراسی می‌خواهند مملکت ما را به فساد و تباهی بکشند باید سرکوب شوند. اینها از یهود بنی قریظه نیز بدترند و باید اعدام شوند. ما به اذن خدا و امر خدا آنها را سرکوب می کنیم.» (فیضیه قم، ۲۷ مرداد ۱۳۵۸)

 

چگونگی تشکیل سپاه پاسداران ، اختاپوسى كه تمام مراكز قدرت را ميخواهد!

قبل از تشكيل رسمى  سپاه پاسداران مشورتهايي در پشت پرده با خمينى شده بود ، بايد گفت اين يك ارگانى نبود كه خود بخود و خلق الساعه بوجود آمده باشد از قبل در خارج كشور( فرانسه)  برنامه ريزى شده بود بنيانگذاران سپاه با مشورت خمينى (از جمله محسن سازگارا ) به نيرويي نظامى مستقل و   جدا از ارتش مي انديشيدند ، قبل از آن  كميته ى انقلاب را تشكيل دادند، در واقع چهارچوب سپاه پاسداران  و نيروى انتظامى را اعضاى كميته ها تشكيل ميدادند . کمیته‌های انقلاب اسلامی اولین سازمان‌هایی بودند که پس از انقلاب در ۲۳ بهمن ۱۳۵۷بعد  از پیام  خمینی تاسیس و پس از تصویب قانون تشکیل نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۷۱، با شهربانی و ژاندارمری ادغام شدند . رضا سيف اللهى اولين فرمانده نيروهاى انتظامى بود او ميگويد :   در اواخر جنگ سازمانهای نظامی و انتظامی موازی مثل وزارت سپاه، وزارت دفاع، کمیته ها، شهربانی،  ژاندارمری فعال بودند، و در ماموریت های خویش بسیار با هم تداخل پیدا می کردند از طرف دیگر دولت وقت به دنبال راههایی بود که بتواند هزینه‌های موازی را کم کند و با ادغام دستگاهای موازی هزینه‌ها را کاهش دهند. این تفکر به نیروی انتظامی هم محدود نمی‌شد به شهرداری‌ها ، ساختار اداری و حتی ساختار نظامی هم سرایت کرده بودولى بحث فراتر از اين حرفها بود رژيم ميخواست نيروهاى ناجا را از خلص ترين ها درست كند كما اينكه ديديم چه كسانى فرماندهى اين نيرو را بدست گرفتند فرمانده هايى مثل لطفيان ، سهرابى قاليباف و احمدى مقدم  از درون همين نيروها ،  نيروهاى انتظامى بيرون كشيده شد كه افرادى چون " رادان " را نبايد از ياد برد كسي كه در سركوب مردم تهران نقش بسزايى داشته و دارد "احمدى مقدم " و"  قاليباف " از پاسدارانى هستند كه در سالهاى ٧٨ و ١٣٨٨  در كشتار دانشجويان  نقش بسزايى داشته اند ، اكثر  فرماندهان  كم وبيش از كميته ها و يا سپاه پاسداران  ميايند، آنها پستهاى مهمي را اشغال كردند و روزبروز گستاخ تر شده تا جايى كه فرماندهانشان درانتخابات رياست جمهورى و ساير اعضا در مجلس شوراى اسلامى شركت  كرده اند ، افرادى چون "قاليباف " و" محسن (سبزعلى ) رضايى" كانديداهاى رياست جمهورى شدند و تعداد زيادى از سپاهيان نمايندگان مجلس نهم شدند بطورى كه  نمايندگان مجلس اكثرا از نظامى هاى سپاه شد .ويكي پیديا در مورد سپاه چنين مى نويسد :

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سازمانی شبه نظامی است که در نخستین روزهای پس از انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ به فرمان سید روح‌الله خمینی (بنیانگذار و رهبر نظام جمهوری اسلامی ایران) تشکیل شد. روح‌الله خمینی در دوم اردیبهشت سال ۱۳۵۸ طی فرمانی به شورای انقلاب اسلامی رسماً تأسیس این نهاد را اعلام کرد و شورای انقلاب با تأسیس شورای فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، گام اساسی را در جهت سازماندهی این نهاد برداشت. سپاه نهادی نظامی و بازوی مسلح برای پاسداری از نظام جمهوری اسلامی ایران است.[٣٨] طى سالهاى جنگ سپاه به يك نيروى تمام عيار موسوم به سپاه پاسداران انقلاب اسلامى تبديل شد سپاه وزارت خانه ويژه خود را بوجود آورد و شمارنفرات آن به همراه نيروهاى دريايى و هوايى را به ١٢٠٠٠٠ نفر رساند و تعداد زيادى از جوانان را در قالب نيروى پشتيبانى با عنوان بسيج مستضعفين را تحت نظارت خود داشتند و همين امر باعث شد بخش عمده اى از ارتش شاه را به صورت يك نيروى جنگى حرفه اى حفظ و تنها رده هاى بالاى آنرا پاكسازى كردند. همچنين يك الگلوى مذهبى از سيستم كميسياريا با استفاده از ٢٧٠روحانى ( آخوندهايى كه چيزى از مسائل نظامى نمى دانستند ) براى مراقبت و نظارت بر بخش هاي كليدى برقرا كرد . شمار نيروهاى منظم در مجموع به ٣٧٠٠٠٠رسيد . اين نيروها زير پوشش وزارت جنگ - نامى دو باره براى وزارت دفاع قرار گرفتند . سازمان امنيت  ( ساواك ) و گارد شاهنشاهى هم منحل شد و به جاى دومى نيروى قدس سپاه متشكل از ٢٠٠٠-٥٠٠٠ از نيروهاى گزينش شده ء سپاه بوجود آمد در واقع نيروهاى پراكنده سپاه را با كمك بسيج و در جريان بحران جنگ ايران و عراق ،  همانند بحران گروگانگيرى در حكم نوعى تجديد قواى چشمگير براى ج اسلامى بود . و جنگ عملا به يك نبرد انقلابى ملهم از مذهب و ميهن پرستى تبديل شده بود و در اين زمينه فيلمهاى سينمايى متعددى مانندى  " افق" و" جنگ تحميلى " ساخته شد [ ٣٩] و بدينصورت خط شهيد سازى و شهيد پرورى در ايران  در خط مقدم مسائل قرار گرفت. سپاه وارد جنگ ايران عراق شد و بهتر بگوييم اين جنگ باعث شد تا سپاه پاسداران جايگاهى نزد خمينى پيدا كند به همين خاطر تا جايى كه توان داشت از نيروهاى بسيجى و مردم عادى در پوشش بسيج روانه جبهه هاى جنگ كرد در ميان بسيجى ها نوجوانان ١٢ ساله و حتا ده ساله ديده مي شد ، علاوه بر اين سپاه ، خود بنام سربازى در سپاه به سرباز گيرى پرداخت  ، بدين صورت مشمولين سربازى و نيروهاى نظام وظيفه را هم  با اختيارات كامل در دست گرفت و تعداد زيادى از اين نيروها را وارد جنگ كرد و تا توانست از همين نيروها بعد از اتمام خدمتشان استفاده كرد و  از بعضی ها نیروی های خلص ساخت  و آنها را به خدمت سپاه در آورد و از اين نيروها هم در جبهه استفاده كرد و هم در سركوب مردم در شهرهاى دور و نزديك ،  پس از جنگ  باقيمانده نيروهاى سپاه از جبهه ها به شهرها بازگشتند ، نيروهاى نظامى و دور افتاده از مسائل جامعه و طلبكار از مردم  ،با اندیشه های متحجر ی که از رژیم در جبهه کسب کرده بودند ، آنها تشنه  ى قدرتی بودند كه جز زور و زر و سکس  چيز ديگرى را نمى شناختند ، روشي جز مسائل نظامى و چيزى بنام دمكراسى و ازاد انديشى  در ذهن  نداشتند و فقط  زور و سلاح ،آخرين روش برخوردشان بود .باز گشتگان از جبهه ها مي خواستند يك شبه  راه هزار شبه را طي كنند ،  و همين باعث شد تا سپاه طرحى را در اندازد تا نيروهاى خودی را  هر جا كه مى تواند وارد  دستگاه سرکوب كند، دانشگاه ، جهاد دانشگاهي، ادارات و حتا تا مجلس شوراى اسلامى هم پيش رفتند بدينصورت دانشگاه ها پادگانى تر شد(مرحله اول پادگانى شدن دانشگاه ها بعد از انقلاب باصطلاح فرهنگى بود )  . براى وارد شدن به دانشگاهها سهميه ٤٥ تا ٥٠ درصدى درصدى سپاه گذاشتند علاو بر اينها   بسيجى ها و  مجروحين و خانواده شهدا و آقازاده ها و نورى چشمى هاى ديگر هر كدام سهميه دار دانشگاه شدند. 

بدين صورت ادارات و دانشگاه ها و ساير نهاد و ارگانهاى ديگر مملو از باز گشتگان جنگ و جبهه شد! محسن رضايى ( سبزعلى ) كه فرمانده سپاه بود خود لباس نظامى را در آورد و وارد دانشگاه شد و مدرك دكترا خود را يك شبه دريافت كرد و منشى دبير خانه شوراى تشخيص مصلحت شد و اين نمونه بارزي بود از طلبكارىهای  نظامى هاى سپاه ، ساير اعضاء بدين شكل براى خود مدارك دانشگاهى درست كردند و وارد مراكز قدرت شدند و نبض اقتصاد كشور و از هم مهمتر نفت و گاز  و مخابرات و فرودگاه ها و ...را در اختيار خود گرفتند .[٤٠] 

قانون اساسی درباره چه  سپاه می‌گوید:

 

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در نخستین روزهای پیروزی این انقلاب تشکیل شد، برای ادامهٔ نقش خود در نگهبانی از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن پا برجا می‌ماند. حدود وظایف و قلمرو مسؤولیت این سپاه در رابطه با وظایف و قلمرو مسؤولیت نیروهای مسلح دیگر با تأکید بر همکاری و هماهنگی برادرانه میان آنها به وسیله قانون تعیین می‌شود.بعدها قانون را كنار گزاردند و آنچه خود مي خواستن را در غارت منابع مردم پياده كردند بطورى كه سپاه همچون اختاپوستى چنگالهاى خود را در همه جا  گسترانيده است .[٤١]

پس از انتصاب محمد علی جعفری به فرماندهی کل سپاه در سال ۱۳۸۶ نوآرایی‌های تشکیلاتی در سپاه روی داد. این نوآرایی‌ها شامل تشکیل سازمان بسیج مستضعفین و سازمان حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و تشکیل ۳۱ سپاه استانی بود.

ادامه دارد(ویکی پیدیا)

 

[٣٣]نگذارید دست‌های خونین خمینی را پاک کنند از الف - م

[٣٤]همانجا

[٣٥]همانجا

[٣٦] همانجا

[٣٧]«بسم الله الرحمن الرحیم

... کسانی که در زندان‌های سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و می‌کنند، محارب و محکوم به اعدام می‌باشند و تشخیص موضوع نیز در تهران با رای اکثریت آقایان حجه الاسلام نیری دامت افاضاته (قاضی شرع) و جناب آقای اشراقی (دادستان تهران) و نماینده‌ای از وزارت اطلاعات می‌باشد...»

خمینی در حکم مزبور خواستار به کارگیری نهایت وحشی‌گری شده و فرمان می‌دهد:

«... رحم بر محاربین ساده‌اندیشی است. قاطعیت اسلام در برابر دشمنان خدا از اصول تردید‌ناپدیر نظام اسلامی است. امیدوارم با خشم و کینه انقلابی خود نسبت به دشمنان اسلام، رضایت خداوند متعال را جلب نمایید. آقایانی که تشخیص موضوع به عهده آنان است، وسوسه و شک و تردید نکنند و سعی کنند "اشدا علی‌الکفار" باشند. تردید در مسائل اسلام انقلابی، نادیده گرفتن خون پاک و مطهر شهدا می‌باشد. والسلام. روح‌الله الموسوی الخمینی »

خمینی همان موقع در ذیل نامه‌ی دیگری در پاسخ به پرسش‌های موسوی اردیبلی در رابطه با چگونگی اجرای فرمان او برای قتل‌عام زندانیان سیاسی، می‌نویسد:

«.... هرکس در هر مرحله اگر بر سر نفاق باشد حمکش اعدام است، سریعاً‌ دشمنان اسلام را نابود کنید، در مورد رسیدگی به وضع پرونده‌‌ها در هر صورت که حکم سریعتر انجام گردد همان مورد نظر است.»

اصولاً یکی از ملاک و معیار‌های خمینی برای دفاع از افراد و شخصیت‌های سیاسی، چگونگی برخوردشان با گروه‌‌های سیاسی و در رابطه با مقامات قضایی و امنیتی بی‌رحمی به کارگرفته شده از سوی آنان بود. او در همه حال از کسانی حمایت می‌کرد که سبعانه‌ترین برخوردها را در ارتباط با زندانیان سیاسی داشتند. لاجوردی از این بابت نورچشم خمینی بود و علیرغم مخالفت‌هایی که دامنه‌ی آن تا درون نظام کشیده شده بود تا دیماه ۶۳ همچنان مصدر کار ماند و دستگاه جنایت و سرکوب رژیم را هدایت کرد. خمینی حتا در تأیید پسرش احمد چنین می‌نویسد:

«....و در امور سیاسی مدتی تهمتها زده شد كه احمد طرفدار منافقین (مجاهدين خلق )است و من در طول مدت انقلاب مخالفت‌هایی از او می‌دیدم كه دیگران بر آن شدت و قاطعیت نبودند و در این آواخر كه قضیه زندان اوین پیش آمد و شكایاتی از آقای لاجوردی می‌شد و مخالفتهایی می‌شد [غیر] از احمد كسی را ندیدم كه بیشتر از آقای لاجوردی طرفداری كند و دفاع نماید و وجود او را برای زندان اوین لازم و بركناری او را تقریبا فاجعه می‌دانست .با چنين مواضعى نسبت به احمد آن مقدار اعتبارى راهم كه احمد خمينى نزديك گروههاى سياسى  داشت از بين برد!

یكشنبه 23 آبان 1361 / 27 محرم الحرام 1403

روح الله الموسوی الخمینی غفرالله له »

[٣٨]ويكى پديا

[٣٩]  تاريخ ايران مدرن

[٤٠]استادى در مركز پزشكى ايران ، بعد از انقلاب ،  تازه از كانادا برگشته بود او به ما آناتومى و فيريولوژى درس ميداد،  من و او خيلى باهم عياق شده بوديم بطوری که  يك روز بقدری عصبانی بود سفره دلش راباز کردو گفت : فلانى  اين اوراق را نگاه كن اوراق دو نفر از كسانى است كه دامپزشكى مي خواندند مسئولین دانشگاه به من گفته اند اينها مي خواهند پزشكى بخوانند هوايشان را داشته باش در حالي كه آناتومى انسانی با حيوان و دام كاملا متفاوت است ، او مي  گفت مي بينى  در آموزش عالى ايران چه مي گذرد؟ تو خود بخوان حديث اين مجمل را !

[٤١]ويكى پديا

 

[]http://www.mashreghnews.ir/fa/news/71965/عکساعدام-عاملان-جنایت-خمینی-شهر16

 

منبع:پژواک ایران


فهرست مطالب عباس رحمتی در سایت پژواک ایران 

*احضار روحانی به مجلس و رویای دیر باز خامنه ای!‏  [2018 Sep] 
*غول ديماه بر مي خيزد!  [2018 Aug] 
* ١٣٦ مين سالگشت زاد و بود دكتر محمد مصدق در شهر كلن چگونه برگزار شد؟  [2018 Jul] 
*خامنه اي و رؤياهاي آشفته بمب اتم!‏  [2018 Jun] 
*سود و زيانهاي خروج آمريكا از برجام  [2018 May] 
*رضا شاه جزئي از تاريخ ايران است!  [2018 Apr] 
*ارمنستاني ها فقط با اراده بود که ديكتاتور را سرنگون كردند!  [2018 Apr] 
*تغيير تيلرسون، روياي سرنگوني يا فرصتي ديگر؟!  [2018 Mar] 
*احمدي نژاد بدنبال اپوزيسيون سازي است ؟  [2018 Feb] 
*فاز تغيير ! [2018 Feb] 
*جمهوري اسلامي ؟ نه ، رژيم توتاليتر!  [2018 Feb] 
*جنبش ملي ،پايه هاي نظام ولايي را فرو خواهد ريخت!‏  [2018 Jan] 
*احمدی نژادی ها؛ واکنش تهدید آمیز خامنه ای  [2018 Jan] 
*شعله جنگ منطقه خليج فارس زبانه مي كشد [2017 Dec] 
*بيست و چهارمين سال فستيوال تئاتر در تبعيد كلن بياد مجيد فلاح زاده  [2017 Dec] 
*جنگ أفروزي هاي دوباره جمهوري اسلامي ، تمام منطقه را درگير خواهد كرد!‏  [2017 Nov] 
*رفراندوم اقليم كردستان و دخالت ملاها و افزايش بحران در عراق!  [2017 Nov] 
*فوتبال ايران و سوريه، نقش زنان و مردان ايران !‏  [2017 Oct] 
*فردوسي را بايد جدي گرفت و خوب شناخت !‏  [2017 Oct] 
*انتخابات آلمان ، شكست سنگين دو حزب برتر و رشد پوپوليست ها !‏ [2017 Sep] 
*‎ ‎دو رهبر در يك موضع و حمله به ملاها درسازمان ملل  [2017 Sep] 
*همكاري كاشاني و بهبهاني با انگليسيها در كودتاي ٢٨ مرداد عليه دكتر مصدق  [2017 Sep] 
*معامله بزرگ بر سر كابينه آينده و نقش ولايت فَقِيه ! ‏  [2017 Aug] 
*دولت امام زمان معجزه هزاره سوم ( قسمت ششم)‏  [2017 Aug] 
*«ماجراي نيمروز» نيمه پنهان ماجرا بود!‏  [2017 Jul] 
*جنبش دانشجویی و ادامه مبارزه  [2017 Jul] 
*اتحاد اپوزيسيون با مردم رمز پيروزي است!‏  [2017 Jul] 
*دولت امام زمان ،معجزه هزاره سوم ( قسمت پنجم )‏  [2017 May] 
*چهار سال با دولت تدبير و اميد و ركوردهاي تازه !‏ [2017 Apr] 
*اسكار سياسي! ‏  [2017 Mar] 
*دولت امام زمان ، معجزه هزاره سوم ( قسمت چهارم )  [2017 Feb] 
*«اوباما» با اُونا، ماند و به تاریخ پیوست! [2017 Jan] 
*گورخوابان ارمغان ديگر جمهوري اسلامي‎!‎  [2017 Jan] 
*دولت امام زمان ، معجزه هزاره سوم ! ( قسمت سوم)  [2016 Dec] 
*بيست و سومين فستيوال تئاتر در تبعيد شهر كلن با موفقيت برگزار شد  [2016 Nov] 
*پيروز انتخابات‎ ‎‏ آمریکا كيست ؟ ‏  [2016 Nov] 
*دولت امام زمان ، معجزه هزاره سوم( قسمت دوم)‏  [2016 Oct] 
*دولت امام زمان و معجزه هزاره سوم !( بخش اول)‏ [2016 Oct] 
*فوتبال و حزب اله ، ياحسين ، گل تاسوعائي!‏  [2016 Oct] 
*مردم چون كوه مي مانند تا علم الهدي برود [2016 Sep] 
*جنگنده های روسی در پايگاه شاهرخي (نوژه) همدان ، خيانتي كه كتمان نتوان کرد؟ [2016 Aug] 
*كودتاي نافرجام تركيه و روياهاي اردوغان  [2016 Jul] 
*زلزله خروج بريتانيا از اتحاديه اروپا و پس لرزه هايش [2016 Jul] 
*قضاوت كنيد!  [2016 Jun] 
*نقش مستشاران و مدافعان حرم، حضور محرز جمهوري اسلامي در جنگ سوريه!  [2016 Jun] 
*أهداف خامنه اي با رياست جنتي در مجلس خبرگان [2016 May] 
*ترس خامنه اي از فرا گيري زبان انگليسي چيست ؟  [2016 May] 
*فرار مالياتي و پولشويي هاي گسترده جهاني درپاناما، بهشت مالياتي! [2016 Apr] 
*انتخابات دهم و حیله های جدید نظام ولايي  [2016 Mar] 
*ميزان رأي يك نَفَر است! [2016 Feb] 
*ريشه ها را بايد شناخت ! [2016 Feb] 
*سفر روحاني به فرانسه و معامله پشت پرده بر سر مجاهدین  [2016 Jan] 
*بيست و دومين فستيوال تئاتر درتبعيد «كلن» با شعار «ما پارازيت نيستم » [2015 Dec] 
*جنايات اخير رژيم فاشيستي مذهبي ايران يك عمل تروريستي و محكوم است  [2015 Nov] 
*خودرو ملي يا اسلامي ،ايدئولوژيك ( مكتبي ) ؟ [2015 Oct] 
*داستان دعواها و بر هم زدن رابطه ایران با آمريكا و توافقنامه هسته اي وین ! [2015 Sep] 
*چه سیاستی پشت هجوم گسترده پناهندگان به اروپا نهفته است؟ [2015 Sep] 
*چرا پزشكان به مناطق دور افتاده نمي روند؟( بخاطر روز پزشک ) [2015 Aug] 
*گروه اسلامي داعش بهانه اى براى حضور هميشه آمريكا در خاورميانه! [2015 Aug] 
*توافق هسته اي وين ، فرصتي براي خواسته هاي مردم ايران!  [2015 Jul] 
*مذاكرات هسته اى و هسته اصلی ترور در خاورمیانه  [2015 Jul] 
*تنها راه نجات ايران بازگشت به اصالت خويشتن خويش! [2015 Jun] 
*رعايت حفظ فاصله با بمب اتم ، راه حل پشت درهاي بسته است!  [2015 May] 
*تفاهم يا توافق لوزان شكستِ دلواپسان و جام زهر ديگر [2015 Apr] 
* تاكسي جعفر پناهى به برلين آمد ،شوخى نيست !  [2015 Feb] 
*خاكسپارى بيژن دادگرى و بعضى دوستان ! [2015 Feb] 
*راز اشغال سفارت آمریکا درتهران ! [2014 Dec] 
*بزرگداشت فريدون تنكابنى، در شهر كلن كارى پسنديده !  [2014 Dec] 
*بيست و يكمين سال فستيوال تئاتر كلن به همراه يار دبستانى !  [2014 Nov] 
*از هيچِ خمينی تا پيچ بی احساسی مطلق! [2014 Nov] 
*ترور خاموش و پيچيده سرهنگ عزيز خزاعى ! [2014 Oct] 
*ایران و بردگی مدرن ؟! [2014 Oct] 
*چه درسهايى ميتوان از انقلاب ٥٧ گرفت؟ ( قسمت دهم ، پايانى ) [2014 Sep] 
*چه درسهایی میتوان ازبهمن پنجاه و هفت گرفت ؟(بخش نهم) [2014 Aug] 
*آلمان معادلات فيفا را بهم ريخت !  [2014 Jul] 
*آلمان چگونه مجددا ،جام را به خانه آورد؟ [2014 Jul] 
*چه درسهايى مي توان از انقلاب ٥٧ گرفت (بخش ٨) [2014 Jul] 
*چه در سهايى ميتوان از انقلاب ٥٧ گرفت ؟ ( بخش هفتم) [2014 May] 
*چه درسهايى مي توان از انقلاب ٥٧ گرفت ( بخش ششم ) [2014 May] 
*چه درسهايى مي توان از بهمن پنجاه وهفت گرفت ؟ ( بخش پنجم) [2014 Apr] 
*چه درسهايى مي توان از بهمن ٥٧ گرفت ؟ (بخش چهارم ) [2014 Apr] 
*چه درسهايى ميتوان از بهمن ٥٧ گرفت ( بخش سوم ) [2014 Mar] 
*چه درسهايى ميتوان از بهمن ٥٧ گرفت؟( بخش دوم)  [2014 Feb] 
*چه درسهايي می توان از انقلاب بهمن ٥٧ گرفت !(بخش نخست ) [2014 Feb] 
*پزشك ، نقدى بر فيلم مديكووس [2014 Jan] 
* نلسون ماندلا سنبل مبارزه با آپارتايد ( تبعيض نژادى ) و درسهايى كه بايد از او گرفت! [2013 Dec] 
*بيستمين فستيوال تئاتر ايرانيان در تبعيد خجسته باد [2013 Nov] 
*تروريست كيست ،تروریست دولتی کدام است ؟ [2013 Nov] 
*حل مسئله اتمى ايران با سوريه گره خورده است ! [2013 Oct] 
*اوباما يك گام به پيش ، روحانى دو گام به پس !  [2013 Oct] 
*روحاني و باب مذاكره با آمريكا در سازمان ملل ! [2013 Sep] 
*حزب مرکل در آلمان اکثریت آراء را کسب کرد، ولى ائتلاف با كدام حزب ؟  [2013 Sep] 
*سوريه خط مقدم و خاكريز اول جمهورى اسلامى! [2013 Sep] 
*جنايت ضد انسانى در اشرف و يا ليبرتى محكوم است  [2013 Sep] 
*رای اعتماد وزارت اطلاعات یا مجلس؟! [2013 Aug] 
*اتحاد ، مبارزه ، تنها راه مقابله با رژيم فاشيستى مذهبى است ؟ [2013 Aug] 
*حسن روحانى ، شايد فرصتى ديگر؟!(قسمت سوم) [2013 Jul] 
*حسن روحانى ، شايد فرصتى ديگر ؟!( قسمت دوم ) [2013 Jul] 
*انتخابات يا ابتذال ؟ (قسمت چهارم ) [2013 Jun] 
*انتخابات يا ابتذال ؟ ( قسمت سوم ) [2013 Jun] 
*انتخابات يا ابتذال ؟ ( قسمت دوم)- مضحكه انتخابات ١٣٩٢ [2013 Jun] 
*انتخابات يا ابتذال؟ قسمت اول [2013 Jun] 
*انگليس پشت پرده انتخابات ايران  [2013 May] 
*" مادورو " و " چاوز " دو روى يك سكه اند ! [2013 Apr] 
*جريان فتنه چيست ، فتنه گر كيست ؟ [2013 Apr] 
*اپوزیسیون سازی ! [2013 Feb] 
*تابلوی فساد جمهوری اسلامی! [2012 Dec] 
*کاریکلماتور سی یاسی! [2012 Nov] 
*انتساب احمدی ‌نژاد کلاه گشاد بر سر خامنه ای! [2012 Sep] 
*پارازیت قربانی مماشات ! [2012 Jun] 
*آیا سوسیالیست های فرانسه با انتخاب اولاند مسیرکشور را عوض خواهند کرد؟ [2012 May] 
*انتخابات مجلس نهم فریب دیگری برای جهانیان ! [2012 Mar] 
*فیسبوک وشبکه های اجتماعی مجازی ! [2012 Feb] 
*تحلیلی بر گزارش آژانس بین المللی انرژی اتمی [2011 Nov] 
*چراغ سبز هیلاری کلینتون به رژیم فاشیستی ایران رشته ها را پنبه خواهد کرد!  [2011 Nov] 
*قذافی رفت ، آینده لیبی به کجا می رود ؟ [2011 Oct] 
*استبداد و پیامد های آن درجامعه ! [2011 Aug] 
*هدی صابر و بابی ساندز دو فدایی آزادیخواه ! [2011 Jun] 
*ولایت فقیه بدتر از فرعونیت !  [2011 Jun] 
*حمله به اشرف ، چرا ؟ [2011 Apr] 
*تفاوت های دو قیام در دو نظام دیکتاتوری ایران و مصر ! [2011 Mar] 
*مصر به کدام حکومت تن در خواهد داد [2011 Feb] 
*بی بی سی ، بی بی باجی رژیم برای تست دستگیری موسوی و کروبی ! [2011 Jan] 
*اعدام ها در روند جنبش مردم ایران چه تاثیری می گذارد؟  [2011 Jan] 
*آیا جزایر سه گانه بهانه ای برای حمله نظامی به ایران خواهد شد ؟ [2010 Dec] 
*مرضیه گل سر سبد هنرمندان [2010 Nov] 
*دیه گو و محمود را باهم به چه کار آیند ؟ [2010 Jul] 
*میزبانی جام جهانی فوتبال برای آفریقا جنوبی براحتی بدست نیامد ! [2010 Jul] 
*سی سال مبارزه و یکسال فعالیت بی امان مردم بر علیه ولایت فقیه در ایران [2010 Jun] 
*ترور نرم در زندانهای رژیم  [2010 May] 
*آواتار ( Avatar) جنبش سبزی که سرخ می شود ! [2010 May] 
*پشت صحنه ارتجاع ولایت فقیه !  [2010 May] 
*خامنه ای قاتلی که باطل است !  [2010 Apr] 
*آواتار ( Avatar) جنبش سبزی که سرخ می شود !  [2010 Mar] 
*پیروز میدان مردم متحدند !  [2010 Feb] 
*مبارزه و سازماندهی ( شماره 2 ) [2010 Jan] 
*مبارزه و سازماندهی تنها راه حل در مقابل رژیم (شماره 1)  [2010 Jan] 
*" نه "  [2009 Dec] 
*جنبش سبز وارد مرحله دیگری شد !  [2009 Nov] 
*جنبش سبز به کجا میرود ؟ (شماره ۳) [2009 Nov] 
*جنبش سبز به کجا میرود ؟( شماره 2)  [2009 Oct] 
*جنبش سبز به کجا می رود ؟! (شماره1)  [2009 Oct] 
*رد پای رژیم و حمایت علنی از حماس در غزه ! [2009 Jan]