دگرگونی در چهره اجتماعی/سیاسی سوئد بخش سوم و پایانی، حزب دِمُکرات های سوئد
کورش گلنام

 

حزب "دِمُکرات های سوئد" در 6 فوریه 1988 در استکهلم  اعلام موجودیت می کند. رهبر کنونی حزب"جیمی اُکِسون"(1) که از جوانترین رهبران حزب های سوئد و سخنرانِ توانایی است، در سال 2005 به رهبری این حزب برگزیده می شود. باید یاد  آور شد که شماری از بنیان گذاران و هواداران نخستین این حزب از راست های رادیکال و راسیست و بنا بر برخی داده ها فاشیست بوده اند. در سال 2011 است که حزب در اساسنامه خود دگرگونی ایجاد کرده وخود را  حزب"سوسیال محافظه کار با دیدگاه های ملی گرایانه" می نامد.

روزشمار پیشرفت های این حزب

دمُکرات های سوئد در سال 1991 برای نخستین بار در هیئت اجرایی دو کمون عضویت پیدا می کنند ولی هنوز میزان 4 درسد رأی سراسری برای ورود به پارلمان سوئد را بدست نیاورده اند. در گزینش پارلمانی/کمونی 2010، با 5،7 در سد رأی برای نخستین بار وارد پارلمان سوئد می شوند. در همآن زمان شمار فراوانی می اندیشیدند که سرنوشت این حزب نیز چون حزب دست راستی و پوپولیستی "دِمُکراسی نو"(2) خواهد شدکه در سال 1991، یکباره پا گرفت و در گزینش کمونی/پارلمانی همآن سال نیز در میان شگفتی با 6،7 درسد به پارلمان سوئد راه یافت ولی به زودی در هم شکسته و فرو ریخت و در گزینش چهار سال پس از آن نه تنها به پارلمان راه نیافت که چند سال پس از آن از میان رفت.

ولی این بار روزگار دگرگون شده بود، ناخشنودی ها در سوئد افزایش یافته و رهبریِ جوانِ این حزب، آدمی با هوش، زیرک، بی باک و سخنران بود. درآغاز هیچ یک از رهبران حزب ها، چه راست و چه چپ حتا نمی خواستند با رهبر دمُکرات های سوئد در یک جا بنشینند چه رسد به این که با او گفت و گو کنند. ولی اندک، اندک  سه حزب از چهار حزب جناح راست(حزب های مُدرات، لیبرال و دمکرات مسیحی) هر چه بیشتر به دیدگاه های این حزب در باره سخت گیری بیشتر بر مهاجران، پایین آوردن میزان یاری های اجتماعی، تکیه بیشتر بر آینده تیره افزایش خشونت و ناامنی در سوئد و... نزدیک شدند. پایه پلُمیک ها و گفت و گوهای این حزب بر سیاستِ از دید آن ها نادرستِ پذیرشِ بی رویه مهاجران استوار بود و رهبر این حزب در هر مجالی با زیرکی بر این نکته و پیامدهای ناگوار این پذیرشِ بی رویه و نارسایی های موجود درجامعه که ریشه اصلی آن را در همین موضوع می دانست، انگشت می نهاد.

در گزینش پارلمانی/کمونی چهار سال پس از آن یعنی سال 2014، این حزب با 12،9 درسد یعنی با افزایش 7،2 در سد رأی، به سومین حزب بزرگ سوئد پس از سوسیال دُمکرات ها(در بلوک چپ) و مُدرات ها(در بلوک راست) تبدیل شد! این پیشرفت در زمانی این چنین کوتاه، برای بسیاری باور کردنی نبود. رویدادهای درون سوئد و جهانی ولی هر دم همچنان به سود این حزب نو پا پیش رفته و روز بروز هوادران بیشتری در جامعه می یافت تا امروز که حتا چندان دور نیست که به نخستین حزب بزرگ سوئد تبدیل شده و بزرگترین شگفتی تاریخ سیاسی سوئد را رقم بزند.

 چه رویدادهایی پیش آمدکه سبب شد این حزب امروز از 20 در سد رأی در میان همه لایه های اجتماعی و 29 در سدرأی در میان کارگران سوئد یعنی بیش از سوسیال دُمکرات ها که پایگاه همیشگی این حزب بوده اند، برخوردار شود؟ چه پیش آمد که حزب دمکرات های سوئد نه تنها حزب بزرگ پیشینه دارجناح راست، مُدرات ها را پشت سر گذارده که آن ها را به سوی سیاست های خود جذب کرده و در حقیقت آنان را در هم شکسته و سبب ریزش و بحران سختی در این حزب شده است؟ نکته مهم دیگر در باره دِمُکرات های سوئد که جا دارد حتمن به آن پرداخته شود، هواداری شماری از مهاجران و پناهندگان سوئد به ویژه ایرانی ها از این حزب است که همیشه به عنوان حزبی  ضد مهاجرتباران و راسیستی از آن نام برده شده است. برای نمونه در یک همه پرسی اینترنتی یک هفته ای در اکتبر 2016 در سایت فارسی زبان "استکهُلمیان" که روشن است تنها فارسی زبانان(بیشتر ایرانی ها) خواننده آن هستند، با این پرسش که در گزینش، به کدام حزب رأی می دهند، 15 درسد به حزب دمُکرات های سوئد رأی دادند. امری که گردانندگان این سایت را هم شگفت زده کرد. برگرفته از سایت استکهُلمیان(3) 

رویدادهای های جهانی، زیرکی رهبر دمکرات های سوئد

پیشرفت حزب های دست راستی در برخی کشورهای اروپا چون یونان، فرانسه، هلندو... ریاست جمهوری کسی چون "دونالد ترامپ" در آمریکا که از هیچ گونه پیشینه سیاسی بر خوردار نبوده و دیدگاه های بسیار راست و افراطی او، بر سوئد و  حزب های راست و یا بورژوازی نامیده شده سوئد نیز بی اثر نبود. این موج راست گرایی هر چه بیشتر به سود دمکرات های سوئد کارکرد داشته و هواداری از این حزب روز بروز افزایش یافته است. جیمی اُکِسون رهبر این حزب با هشیاری و بهره وری از موج راست گرایی و هجوم میلیون ها مهاجر به سوی کشورهای اروپایی، بهترین استفاده را برد. او از سویی با روشنی هر چه بیشتر بر مخالفت خود با سیاست درهایِ باز به روی مهاجران و پناهندگان و از سوی دیگر با انگشت نهادن بر نارسایی های موجود در جامعه به ویژه افزایش بسیار نگران کننده خشونت، تجاوز و بزه کاری در سوئد که همه می دانستند بیشترین میزان آن در میان مهاجرتباران است(که آن نیز انگیزه های ویژه خود را دارد) و ناتوانی پلیس در مبارزه با این نارسایی ها، هر چه بیشتر  در میان لایه های گوناگون اجتماعی هوادار یافت زیرا دردِ دلِ شمار فراوانی از آنان را که خود زبان و یا شهامت گفتنش را نداشتند، بیان می کرد.

انفجار یک بمب سیاسی در سوئد

روز 19 ژانویه 2017 یک بمب سیاسی در سوئد منفجر شد. تا پیش از این تاریخ، رهبران چهار حزب بورژوازی هم پیوند بنام"آلیانس"، بارها و بارها در گفت و گو ها بیان داشته بودند که از هر گونه همکاری با حزب دِمُکرات های سوئد سر باز خواهند زد. بزرگترین این چهار حزب مُدارات(میانه رو)ها هستند که بالاترین درسد رأی در میان این چهار حزب را داشته و همآن گونه که پیش از این آمد در سه دوره گذشته که بورژواها دولت را در دست گرفتند، پست نخست وزیر و در نتیجه تشکیل دولت را نیز در دست داشته اند. در این تاریخ، رهبر این حزب در یک کنفرانس مطبوعاتی ناگهان بیان داشت که آماده است با دمکرات های سوئد به گفت و گو بنشیند. این خبر چون بمبی سیاسی فورن سر تیتر همه رسانه های گروهی سوئد شده و خبرنگاران و روزنامه نگاران و تحلیل گران سیاسی را به جنبش و جوش انداخت. موضوع از آنجا مهم تر شد که رهبر تازه کار مُدرات ها، بانو"آنا کینبَری بارتا"(4) که از 10 ژانویه 2015 سکان رهبری این حزب را در دست گرفته بود، از پاسخ روشن به خبرنگاران که دم به دم از او می پرسیدند معنای این گفته چیست و آیا در صورت پیروزی آلیانس در گزینش پارلمانی/کمونی 2018 او آماده شرکت دادن دِمُکرات های سوئد در دولت خواهد بود یا  نه شانه خالی نموده و هر روز بیشتر نشان داد که تا چه اندازه ناپخته بوده و شتاب بکار برده است. انگیزه دست زدن به یک چنین  اشتباه سیاسی که سه حزب هم پیمان او به ویژه حزب مرکز و لیبرال را نیز شگفت زده کرد، می تواند چنین باشد:

ـ این رهبر تازه کار و ناپخته سیاسی، با توجه به ریاست جمهوری دونالد ترامپ در آمریکا، موج راست گرایی در برخی کشورهای اروپایی و روند رو به رشد دمکرات های سوئد، آینده روند سیاسی سوئد را در این دید که هر چه زودتر و پیش از هم پیمانان خود گامی جلو گذاشته و با دعوت از دمُکرات های سوئد، برنامه آینده تشکیل دولتی اکثریتی را (که خود را نخست وزیرش می دانست) تهیه ببیند. او حتا به مشورت درستی با همپیمانان خود نپرداخته بود. ولی همه بررسی های او نادرست بود و نشان داد که حتا اگر در گزینش های آینده نیز این بلوک پیروز شود حزب مرکز(سنتر) وبه گونه ای ملایم ترحزب لیبرال با او هم خوان نبوده و نمی خواهند با دِمُکرات های سوئد دولت تشکیل دهند و یا در پارلمان، وابسته رأی این حزب شوند.  همین نشان داد که رهبر بزرگترین حزب بورژواها، شایستگی های لازم برای رهبری دولت و کشور سوئد را ندارد. بی برنامگی، سردرگمی و ناتوانی در پاسخ به پرسش های خبرنگاران و روزنامه نگاران، ضربه شکننده ای به این حزب وارد نمود و تنها هفته ای نگذشته بود که ریزش شدید هواداران این حزب آغاز شد. در این هیاهویی که بر پا شد، دو حزب نهایت سود را بردند. یکی حزب مرکز(سنتر) هم پیمان مدرات ها که به شدت چنین همکاری را رد می کرد و نه تنها میزان رأیش افزایشی چند درسدی یافت که به گونه ای، چهره رهبر بلوک راست (آلیانس) را نیز به خود گرفت. دومین حزبی که بهره فراوان گرفت، حزب دِمُکرات های سوئد بود که یکباره با افزایش فزاینده هواداران روبرو شده و در آخرین سنجش با 20 درسد رأی برای نخستین بار به دومین حزب سوئد مبدل شد. مدرات ها که تا پیش از آن همیشه بین  21 تا 23 درسد رأی داشتند یکباره به 18 درسد و در آخرین سنجش در ماه گذشته(ژوئن 2017) یعنی کمتر از شش ماه پس از آن "بمب سیاسی"، همچنان در سراشیبی قرار داشته و به 15،9 درسد رسیده اند. امروز همچنان این حزب دچار بحران است و چون تنها یک سالی تا گزینش پارلمانی/کمونی سوئد باقی است، این حزب توان برکناری و جابجایی در رهبری خود را نیز ندارد. گزینش پارلمانی/کمونی سال آینده سوئد جابجایی ها در دو بلوک کنونی را رقم خواهد زد و شاید از مهمترین گزینش های تاریخ سوئد باشد.

درسی که می توان از سیستم سوئد آموخت

1 ـ ورود دِمُکرات های سوئد به پارلمان، و شرکت رهبر این حزب در گفت و گو های سیاسی اگر چه در آغاز با بی میلی و کم بها دادن از سوی رهبران دیگر حزب های موجود در پارلمان سوئد روبرو شده و بیشتر مورد انتقاد قرار گرفته و راسسیت خوانده شده بود ولی در هر دو سو دگرگونی هایی ایجاد کرد. این حزب اندک،اندک خود را مجبور به حرکت در چهارچوب قانون دید و تا اندازه زیادی صیقل یافته و شفاف تر شد و کوشش کرد از برخوردهای پیشین راسیستی خود داری نماید و در این راه حتا تا آن جا پیشرفت که از نوشته ها و یا گفته های بردارنده نشانه های راسیستی در حزب خودداری و چنین رفتاری را محکوم نموده و حتا چند تن را که نماینده این حزب در کمون و یا در پارلمان بودند، از کار برکنار کرد و یا آن ها از حزب اخراج شدند و یا خود کنار رفتند. همین تا اندازه ای به پیشرفت این حزب یاری رساند. از سوی دیگر، هفت حزب موجود در پارلمان نیز هر چه زمان گذشت، در گفت و گوهای سیاسی در برابر این حزب نرمش بیشتری نشان داده و بشکل دوستانه تری با رهبر این حزب برخورد نمودند و این حزب جایگاه محکم تر و جدی تری در پارلمان و کمون های سوئد یافت.

2 ـ یکبار دیگر قانونمندی و رفتار درست نشان داد که حزب های رادیکال نیز می تواننداز تندی برخوردهای خود کاسته و اندک، اندک روند درست سیاسی شدن و شرکت در جدال مسالمت جویانه سیاسی را بپذیرند و دچار دگرگونی شوند. داشتن اجازه کار و کوشش سیاسی در چهارچوب قانون حتا برای تندروترین ها در جامعه باز و آزاد، دیر یا زود میوه خود را ببار می دهد. اگر با این حزب برخورد درستی نمی شد، آن ها روز بروز رادیکال تر شده و حتا به کوشش زیر زمینی و ویرانگر کشیده می شدند. سوئد جامعه آزاد ودِمُکراتی است که از آن می توان فراوان آموخت.

 

کوروش گلنام

آدینه 6 مرداد 1396 ـ 28 ژوئیه 2017

زیر نویس:

Jimmie Åkesson - 1

Ny Demokrati - 2

این حزب در ابتدا سیاست خود  را کاهش مالیات ها، کاستن از میزان یاری های اجتماعی، کنترل مهاجران و.. بیان می کرد ولی هر روز بیش از بیش ماهیت اصلی و بیگانه ستیز آن آشکارتر شد. این حزب که نه رهبران ورزیده و کار کشته ای داشت و نه سیاست پایدار و درستی، به زودی همآن گونه که یکباره پدیدار شد، در گزینش 4 سال پس از آن یعنی 1994 نه تنها به پارلمان راه نیافت که جز در یک کمون سوئد در هیچ یک از دیگر کمون های سوئد نیز راه نیافته و شکست سنگینی خورده و در سال 2000 ورشکست و بکلی از میدان سیاست سوئد ناپدید شد.

4 ـ این سنجش در آدرس زیر:

http://www.stockholmian.com/news/persiska/2013/10_12/005_encrypt.htm

Anna Kinberg Batra - 4        

منبع:پژواک ایران


فهرست مطالب کورش گلنام در سایت پژواک ایران 

*قهرمانان مَسخ شده [2017 Dec] 
*این دیگر دو رویی و نیرنگ نیست بلکه جنگی است علیه ‏بی گناهان [2017 Nov] 
*باندِی بنامِ «بلِکینگِ گادِ» کتابی در باره یک گروه مائوئیستی دانمارکی (بخش سوم) [2017 Nov] 
*باندِی بنامِ «بلِکینگِ گادِ» [2017 Nov] 
*باندِی بنامِ «بلِکینگِ گادِ»(1) درباره کتابی در باره یک گروه مائوئیستی دانمارکی [2017 Oct] 
*رضاشاه، مردی که چهره‌ایران را دگرگون ساخت (۴)  [2017 Sep] 
*رضاشاه، مردی که چهره‌ایران را دگرگون ساخت (۳)  [2017 Sep] 
*رضاشاه، مردی که چهره‌ی ‌ایران را دگرگون ساخت (۲)  [2017 Sep] 
*رضاشاه، مردی که چهره‌ایران را دگرگون ساخت (۱)  [2017 Sep] 
*یک مادر؛ بر گرفته از کتاب «پسران در تابوت های فلزی« (۱) [2017 Aug] 
*دگرگونی در چهره اجتماعی/سیاسی سوئد بخش سوم و پایانی، حزب دِمُکرات های سوئد [2017 Jul] 
*دگرگونی در چهره اجتماعی/سیاسی سوئد بخش دوم [2017 Jul] 
*دگرگونی در چهره اجتماعی/سیاسی سوئد [2017 Jul] 
*خامنه ای و «ترقه بازی»!  [2017 Jun] 
*ما ایرانیان و «حافظه تاریخی» [2017 May] 
*گزینش ریاست جمهوری در حکومت اسلامی، یک نمایش ‏خسته کننده!‏  [2017 May] 
*نگارش فارسی و دردسرها (بخش دوم و پایانی)  [2017 Apr] 
*نگارش فارسی و دردسرها [2017 Apr] 
*بازار شام گزینش ریاست جمهوری در ایران [2017 Apr] 
*تابویی بنام فلسطین (بخش ششم) [2017 Apr] 
*تابویی بنام فلسطین بخش پنجم [2017 Mar] 
*تابویی بنام فلسطین بخش چهارم [2017 Mar] 
*تابویی بنام فلسطین! بخش دوم [2017 Feb] 
*تابویی بنام فلسطین!‏ بخش نخست  [2017 Jan] 
*نکته هایی در باره بر خورد با مرگ رفسنجانی  [2017 Jan] 
*خرید اسلحه از اسراییل تنها به ماجرای مک فارلین ‏خلاصه نمی شود [2017 Jan] 
*پرسش هایی در باره "گفتگو با یک مامور امنیتی پیشین"‏  [2016 Dec] 
*در پشتیبانی از کار تاریخی احمد منتظری  [2016 Dec] 
*گردهمآیی در پاسارگاد و برخورد جناب محمد رضا ‏شالگونی [2016 Nov] 
*سرگدشت شگفت انگیز یک نویسنده سوئد [2016 Oct] 
*حزب چپ سوئد، حزبی که جدی گرفته نمی شود  [2016 Oct] 
*پیک نت و دنباله روی از سیاست های روسیه [2013 Jan] 
*اسراییل و سیاستی نادرست [2012 Nov] 
*حکومت اسلامی، پشت پرده در گیری های تازه بین اسراییل و حماس [2012 Nov] 
*محکومیت حکومت اسلامی به جنایت علیه بشریت در دادگاه مردمی  [2012 Oct] 
*توطئه تازه علی خامنه ای وهاشمی رفسنجانی برای فریب مردم [2012 Oct] 
*منشور ملی و پایه های درست آن [2012 Oct] 
*اعتماد به خاتمی، گم راهی است [2012 Oct] 
*اکنون نوبت آرژانتین است! [2012 Sep] 
*چرایی اعتراف فریدون عباسی دوانی به دروغ گویی [2012 Sep] 
*کانادا و واکسن ضد حکومت اسلامی  [2012 Sep] 
*نشست سران جنبش عدم تعهد و شکستی دیگر [2012 Sep] 
*اگر زلزله در جنوب لبنان بود.... [2012 Aug] 
*نزدیک شدن سرنگونی بشار اسد و هراس بیشتر خامنه ای [2012 Aug] 
*برای یک ایران آزاد - بخش سوم [2012 Jul] 
*برای یک ایران آزاد - بخش دوم [2012 Jul] 
*برای یک ایران آزاد- بخش نخست [2012 Jul] 
*این هم یک نمونه تلخ دیگر! [2012 Jun] 
*رفتار حکومت اسلامی با افغانستانی ها شرم آور است [2012 May] 
*افشاگری های هولناک یک مقام پیشین حکومت و پرسش ها [2012 May] 
*اعتماد به حکومت اسلامی، بسیار خطرناک است! [2012 Apr] 
*حلقه گم شده! [2012 Mar] 
*نماز آدینه دو هفته پیش و علامت خامنه ای به بمب گذاران!  [2012 Feb] 
*زندگی در گذشته، نقدی بر نوشته علی کشتگر [2012 Jan] 
* نمابش انتخابات و به منبر رفتن خامنه ای [2012 Jan] 
*نمایش انتخابات و کوشش برای حرکتی ملی [2012 Jan] 
*پشتیبانی از درخواست محاکمه علی خامنه ای [2011 Dec] 
*به بهانه نامه نویسی‌ها به خامنه‌ای! [2011 Dec] 
*آن که باید "اقرار به اشتباه" و بد تر از آن اقرار به خیانت کند علی خامنه ای است نه دیگری! [2011 Dec] 
*جنون جنگ [2011 Nov] 
*همه پرسی آزاد، هم چنان بهترین گزینه [2011 Nov] 
*جناب گنجی، شما چرا! [2011 Nov] 
*اداره یک سرزمین شایستگی می خواهد! [2011 Oct] 
*به رهبر خود خوانده: تو برو خود را باش! [2011 Oct] 
*زشتی های روزگار! [2011 Sep] 
*جنبش سبز، هم چنان سبز است! [2011 Sep] 
*سیاست تازه ترکیه، سیاست باخت! [2011 Sep] 
*دشنه در قلب دریاچه ارومیه! [2011 Sep] 
*سوریه وحکومت اسلامی [2011 Aug] 
*آب که از سر گذشت.... [2011 Aug] 
*"اصلاح طلبان حکومتی" هم چنان در کج راه! [2011 Jul] 
*مجلس بی اختیار! [2011 Jul] 
*مراکش نیز دچار دگرگونی شد ولی ایران.... [2011 Jun] 
*کودتاگران، دو سال پس از کودتا [2011 Jun] 
*حماس و صلح جویی! [2011 May] 
*ما و انقلاب در جهان عرب [2011 Apr] 
*کودتا چیان و نیرنگ تازه آنان برای فریب ساده دلان! [2011 Apr] 
*نیروهای نظامی، زمان از دست می رود، به مردم بپیوندید! [2011 Mar] 
*آیا قذافی تا پیش از این دیکتاتور نبوده است؟ [2011 Mar] 
*نمی توان انقلاب مصری ها و تونسی ها را هم دزدید! [2011 Feb] 
*اعدام، جنایت است! [2011 Jan] 
*در باره افشاگری های ویکی لیکس [2010 Dec] 
*دانشجویان درخشیدند! [2010 Dec] 
* آمریکا این چنین می خواهد جلو آسیب های ناشی ازافشاگری های ویکی لیکس را بگیرد  [2010 Dec] 
*نیرنگ ها رنگ باخته است! [2010 Nov] 
*با نخبگان خود چنین نکنیم! ما وآرامش دوستدار [2010 Nov] 
*راه مرگ و ویرانی! [2010 Nov] 
*طبرزدی ودیگر مبارزان دربند را دریابیم! [2010 Oct] 
*نوری زاد و نوشتن نامه به «رهبر گرامی»! [2010 Oct] 
*دست آورد زیاده گویی ها! [2010 Oct] 
*محکوميت طبرزدی نشان توانايی نيست که درماندگی است!  [2010 Oct] 
*دیپلمات های جدا شده و چشم داشت ها [2010 Sep] 
*چرا [2010 Sep] 
*سرانجام به اینجا رسیدند: مکتب ایرانی! [2010 Aug] 
*بنیاد برومند و کاری با «بنیادی» درست! [2010 Aug] 
*نمایشنامه ای به نام «شهرام امیری»! [2010 Jul] 
*جنبش سبز، هر روز یک گام به پیش [2010 Jul] 
*چهره بی پوشش دین اسلام [2010 Jul] 
*جناب شیخ، دروغ نگو [2010 Jul] 
*تصویب یک «کاغذ پاره» دیگر [2010 Jun] 
*مرداب «خودکامگی وترس از جنبش مردمی»! [2010 Jun] 
*گروگان گیری، سیاست شناخته شده حکومت اسلامی [2010 May] 
*خون جوشان پنج قربانی دیگر [2010 May] 
*سالروز 22 خرداد و هراس کودتاگران [2010 May] 
*هدف مند کردن یارانه ها با چه انگیزه هایی؟ [2010 Apr] 
*نارسایی در رهبری، نقطه سستی اپوزیسیون - ناتالی بسر [2010 Apr] 
*شفاف گویی رمز پیروزی است [2010 Apr] 
*نخستین نشانه های اثر بخش بودن مبارزه منفی با حکومت اسلامی [2010 Apr] 
*به سوی جبهه سوم [2009 Mar] 
*دختر دانشجو نپذیرفت که به او تجاوز کنیم، بازداشتش کردیم! [2008 Jul] 
*بر ما چه رفته است؟ - ۴  [2008 Jun] 
*بر ما چه رفته است؟ (۳)  [2008 Jun] 
*بر ما چه رفته است؟(۲)  [2008 Jun] 
*چه خبر خوبی! [2008 Jun] 
*بر ما چه رفته است ؟ [2008 Jun] 
*نماینده پیشین مجلس: "نظام مشروعیت ندارد" [2008 Apr] 
*اپوزیسیون زیر نورافکن انتخابات قلابی!  [2008 Mar] 
*مردم "نقشه های" همه شما را "به هم می ریزند"! [2008 Mar] 
*انتخابات یا مردم فریبی؟! [2008 Feb] 
*لابی های حکومت اسلامی ونقش آنها [2008 Feb] 
*"جمله تاریکیست این محنت سرای" [2007 Dec]