برای یک ایران آزاد- بخش نخست
کورش گلنام

پیش گفتار

وضع بحرانی ایران هر روز بدتر و آینده ایران هر روز تیره تر می نماید. کشتار، سرکوب وخشونت دیگر از اندازه بیرون است. نابودی و له شدن انسان ها در سایه شوم سیاست حکومت در راه دست یابی به بمب اتمی قرار گرقته و با نادانی، لجاجت کودکانه و خود بزرگ بینی دستگاه ولایی، ایران به سوی نابودی و ویرانی رانده می شود. مانده ایم که با انبوه زندانیان سیاسی(با هر باور و اندیشه ای که هستند)، با این همه فشارو آزار مردم،شکنجه و کشتار زندانیان سیاسی و کشتار دیگر جوانان میهن به بهانه های گوناگون چه کنیم؟ غم جوان گرفتار حسین رونقی کرمانی را بخوریم، یا زنان افتخار آفرینی چون نرگس محمدی و نسرین ستوده، یا مبارزان گرامی ای چون حشمت طبرزدی، رضا شهابی یا وکیل شرافتمندی چون حاوید هوتن کیان با آن رنج نامه تازه تکان دهنده اش یا آن سالخوردگان دلیر کاظمینی بروجردی یا ابوالفضل قدیانی یا هزاران زندانی دیگر حتا زندانیان عادی را که خود یه شکلی قربانیان این حکومت آدم خوار هستند ؟ مانده ایم که چگونه به بیشترین بخش مردم که کمرشان هر روز بیشتر زیر بار گرانی های هر روز افزون تر خم می شود، یاری برسانبم 

اگرتا دیروز  نبود آزادی، قانون گریزی و خودکامگی درد بزرگ هر ایرانی آزادی خواه و رسیدن به:

 1 ـ آزادی، دموکراسی و جدایی دین از قدرت و حکومت(سکولاریسم)

 2 ـ ریشه کن نمودن زمینه های خود کامگی و رها شدن از آن برای همیشه،

می توان گفت دو خواست بنیادین بیشترین شمار ایرانیان (1) را در بر می گرفت، اینک به سبب نفرت پراکنی ها و سیاست های جدایی افکن حکومت ولایی و پی گرفتن نابخردانه راهی که اگر تسلیم نشود، پایانش درگیرکردن ایران درجنگی ویران گر است، خطر تجزیه ایران نیز بر نگرانی ها افزوده شده و خواست یک پارچگی ایران و هم بستگی همه ساکنان آن با پذیرش و احترام به خواسته های همه آنان از هر قوم و تیره ای که هستند، از دید نگارنده به عنوان خواست سوم بر آن دو خواست بنیادین پیشین افزوده شده است.

  آن چه در سه دهه و اندی حکومت اسلامی بر ایران رفته، بر همه آشکار است ونیازی به بیان آن نیست. اینک بر هر ایرانی نگران سرنوشت مردم و میهن است که نهایت کوشش خود را نموده تا برای رهایی و دگرگون نمودن ساز و کار تولید خودکامکی ودیکتاتوری و برای رسیدن به یک ایران آزاد، دیدگاه ها و پیش نهاد های خود را ارائه دهد. اینک آن چه از دید من نیاز است :

نیازنخست : اندیشه و ایدئولوژی ایرانی

دبگر زندگی درخفت و سرافکندی، در رنج و فشار و بیدادگری، در دایره ريا و پس ماندگی ناشی از خرافه های دینی/مذهبی، در شیون، زاری و مرده پرستی یس است. می باید بنا بر وضع موجود، با شناخت از نارسایی ها و کمبودهای ریشه دار در جامعه و در همآن حال شناخت از توانایی ها و امکان های موحود در میهن، برای رهایی و رسیدن به آزادی، دموکراسی، سکولاریسم و زندگی در سربلندی، رفاه. آزادگی و شادمانی، به  اندیشه و راه کارهای تازه هم خوان با وضع امروز ایران و نه کپی برداری از جهان بینی و اندیشه های بیگانه با جامعه ایران، دست بیابیم. چرا باید بر این امر تاکید داشت؟

 در گذشته دور

 با یورش اسلام و با زور شمشیر و خشونت مردمانی که از دیدگاه پیشرفت و تمدن در آن زمان، بسیار از ایرانیان دور تر بودند، میهن ما  دست خوش دگرگونی ها و آسیب های فراوانی شد که یه شکلی شگفت انگیز، اینک آن باور کهنه خون و خشونت، یک بار دیگر پس از هزار و چهارسد و اندی سال به بدترین شکل خود دوباره چهره نموده و چون در دوران پیشرفت های فراوان و گاه سرگیجه آور دانش و تکنولوژی این روزگار سر از خاک برآورده است، جهره ای به مراتب زشت تر و هولناک تر از گذشته به خود گرفته و ایران در سایه اسلام ملایان به یکی از وامانده ترین، منفورترین و تنها ترین کشورهای جهان  مبدل شده است. آن ایدئولوژی بیگانه غیر ایرانی و به راستی ضد ایرانی، چون هیچ گونه هم خوانی با جامعه پیش رفته آن روزگار ایران نداشت، نه تنها ما را از چرحه پیش رفت و تمدن جهانی باز داشت که سرمایه های فراوان مادی و معنوی ما را نیز بباد داده و در مقابل زمان بهره ده و سودمندی را که مردم می باید برای کسب علم و دانش در راه رفاه و سربلندی خود به کار می بردند، از آنان گرفت و ما را آلوده به خرافه های مذهبی، مرگ پرستی(شهادت)، شیون و زاری، حسن و حسین و خاک و گل بر سر و رو ریختن، سینه زنی، زنجیر و قمه زنی، دعا، روزه، روضه، رمالی، جادوگری و.... ده ها گرفتاری دیگر نمود.  این از دردهای بزرگ جامعه ایران در درازای سده ها تا امروز بوده است و اینک پس از یکی از تلخ ترین و شرم آورترین دوران های تاریخ ایران، هر ایرانی که توانایی دارد وظیفه دارد در افشا و برای ریشه کن کردن این گرفتاری بزرگ، از هیچ کوششی کوتاهی نکرده و به جنگ "تابوها" و تقدس های ساختگی و بی ریشه برود . این سخن بر مینای ضدیت با باور دیگری نیست زیرا هر فردی آزاد است به هر چه که می خواهد باور داشته و هر گونه که می خواهد بیاندیشد. شزط مهم این است که دیگری را با زور، دروغ پراکنی و داستان سرایی مجبور به پذیرش باور خودننموده و کوشش نکند با چنین شیوه هااو را به راه خود بکشاند. چه کسی می تواند بگوید آن چه که امروز در باره تقدس آخوند خودخواه و بی مایه ای چون خامنه ای می سازند(دستش شفا بحش است، در تنهایی شنیده شده با کسی گفت وگو می کند و روشن شده است که با امام زمان سخن می گفته است، به هنگام تولد گفته است یا علی، پیش بینی هایش همه درست در آمده و... یاوه گویی هایی از این دست) برای امامان و یا بزرگان دینی که همه شنیده و خوانده ایم، ساخته نشده باشند؟! اینک و در دهه نخست قرن بیست و یکم چنین داستان های مسخره ای با  همه زور و توان رسانه ای حکومت برای مقدس نمایاندن این آخوند ریا کار منتشر وتبلیغ می شود، و چه بسا ساده دلانی فریب نیز بخورند، چه رسد به  سده ها پیش که در برابری با روزگار ما، مردم در دوران بی خبری ها به سر می برده اند. حکومت اسلامی بهترین و روشن ترین نمونه پدید آمدن خرافه های دینی در باره رهبران دین اسلام است. خرافه ها وداستان های ساختگی که حتا در قرآن نمونه های آن موجود است. برای نمونه داستان ابرهه پادشاه یمن و یورش او با سپاهی فراوان همراه با فیل ها به خانه کعبه و در هم شکسته شدن آنان وسیله پرندگانی شبیه پرستو که با پرتاب سنگ لشگریان او را تار و مار کردند را می توان نام برد. این داستان را "سال عام الفیل" نامیده اند. این داستان مضحک وبسیاری دیگر را در تارنمای یکی از "خودی های " حکومت"سبره نبوی"(آدرس زیر)بخوانید و خود ارزیابی کنید که هیج انسان اهل خرد و اندیشه ای امروز می تواند چنین داستان ها را یپذیرد؟

http://sirehnabavi.persianblog.ir/tag/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87

 

کوشش هادر یک سده گذشته

 تاریخ گذشته دور، اسلام و خون و شمشیر ش را اگر به کناری بگذاریم، کوشش های سیاسی دست کم یک سده گذشته نیز به خوبی به ما نشان داده است که دیگر  ایدئولوژی های بیگانه نیز چون اسلام که از دل جامعه ایران بر نخواسته بود، نه تنها پاسخ گوی نیازهای مردم و جامعه ما نبوده که وضع آنان را نیز بدتر نموده است. در دوران مشروطه کوشندگان و آزادی خواهانی خواستند دموکراسی غربی را با شریعت اسلام و خرافه های دینی پیوند زده تا در میان مردم خرافه زده اسلامی پایگاهی یافته و پیش روند و بنا بر این ملایانی را با خود هم راه نموده وسرنوشت اتقلاب را به دست آنان سپردند که نتیجه اش آن شد که تاریخ به ما نشان داد.

ـ حزب توده ایران و کوشش آن برای تزریق ایدئولوژی مارکسیستی/لنینیستی و وابسته یه سیاست های بیگانه به جامعه ما و سرنوشت آن نیز یک نمونه آشکار دیگر است. حتا امروز نیز آن چه بنام این حزب یه جا مانده است هم چنان در خدمت سیاست های روسیه(2)و آن ایدئولوژی آزمایش پس داده ای است که  امروز شاهد رفتار آنان هستیم.  می بینیم آن گروه کشورهای "سوسیالیست" که هم چنان وابسته به آن سیاست ها که شاه بیت اش در نما "مبارزه ضد امپریالیستی" بوده و هست، چگونه با همین دست آویز به شکل های گوناگون از حکومت اسلامی باج دریافت کرده و در سرکوب، غارت و نابودی ایران با او شریک هستند. این کشورها در مبارزه کودکانه و مسخره حکومت اسلامی با غرب خود را هم پیمان او خوانده ،او را یاری  و یا بهتر "بازی" داده و می دهند و با  پشتیبانی از این حکومت بی خرد و خود بزرگ بین تو خالی، در یده بستان های سیاسی خود، سودهای کلان می برند.  در این سه دهه، چین ایران را به مرکز بنجل های خود بدل کرده دمار از کشاورزی وصنعت ایران در آورده و روسیه(3) نیز که روشن است با ایران چه کرده است! این دو به همراه کره شمالی، کوبا، ونزوئلا، نیکاراگوئه و اکوادر به اصطلاح چپ برای گرفتن دلارهای باد آورده حکومت اسلامی، هر جا توانسته و بتوانند، از آن میان رأی گبری ها در سازمان ملل به سود حکومت تبه کار اسلامی کار کرده و می کنند. همه نیز میدانند که همه این کشورها با کارت این حکومت بازی می کنند و روزش برسد هیچ یک در کنار او نخواهند بود. ملایان می پندارند خیلی زرنگ هستند ولی گویا هنوز هم نفهمیده اند که دو کشور قدرت مند روسیه و چین هرگز سود سیاسی/تجاری/صنعتی خود در رابطه با غرب را فربانی یک حکومت ورشکسته اسلامی نخواهند کرد.  

ـ مشی چریکی با آن همه جان فشانی ها و فدا شدن گروهی از بهترین فرزندان ایران و سرنوشت آن سیاست نیز که به نا کجا آباد انجامید، نمونه روشن دیگری است.

بنا براین  ایرانی تا ریشه ناکامی ها، شکست ها و پس ماندگی های خود از جهان متمدن، دموکرات و پیشرفته(به هر رو آن چه که تا کنون از بهترین های جامعه بشری بوده است و هم اکنون ما گریختگان و آورارگان ایرانی را در خود حای داده و از مزایای آن بر خورداریم) رانیافته، آن ها را درست ارزیابی ننموده، راه درست چیرگی بر آن ها را نبیابد، هم چنان خواهد سوخت وسرمایه های مادی و معنویش هم چنان به باد خواهد رفت.

پایان بخش نخست

 

پا نویس:

1 ـ شوربختانه هیچ بررسی و آمار  روشنی در این زمینه نیست ولی میزان زندانیان سیاسی، اعتراض های گسترده مردم در هر مجالی که پیش آمده از آن میان پدید آمدن جنیش سبز، سرکوب خونین و وحشیانه مردم،  هراس فراوان حکومت از هر گونه گردهمآیی با افزایش هر چه بیشتر فشار وسرکوب، تاییدی بر این ادعا است.

2 ـ روسیه امروز ،که او نیز حکومتی مافیایی دارد،  پس از فروپاشی شوروی با یاری فراوان همین غربی ها بر پای خود ایستاد. روس ها به هر دری زدند تا بتوانند به سختی خود رادر جرگه کشورهای پیشرفته غربی قرار دهند تا دوباره به حساب آیند. این کشور در همآن حال که با غربی ها نشست وبر خاست دارد ولی هم چنان از اندک مجالی برای دشمنی با آنان بهره می برد. طرفه این است که غرب امپریالیسم، هم آزادی، هم دادگری و هم رفاه اجتماعی بسیار بیشتری از روسیه دارد.

 

کوروش گلنام

یکشنبه 18 تیر 1391 ـ 8ژوئیه

منبع:پژواک ایران


فهرست مطالب کورش گلنام در سایت پژواک ایران 

*یک مادر؛ بر گرفته از کتاب «پسران در تابوت های فلزی« (۱) [2017 Aug] 
*دگرگونی در چهره اجتماعی/سیاسی سوئد بخش سوم و پایانی، حزب دِمُکرات های سوئد [2017 Jul] 
*دگرگونی در چهره اجتماعی/سیاسی سوئد بخش دوم [2017 Jul] 
*دگرگونی در چهره اجتماعی/سیاسی سوئد [2017 Jul] 
*خامنه ای و «ترقه بازی»!  [2017 Jun] 
*ما ایرانیان و «حافظه تاریخی» [2017 May] 
*گزینش ریاست جمهوری در حکومت اسلامی، یک نمایش ‏خسته کننده!‏  [2017 May] 
*نگارش فارسی و دردسرها (بخش دوم و پایانی)  [2017 Apr] 
*نگارش فارسی و دردسرها [2017 Apr] 
*بازار شام گزینش ریاست جمهوری در ایران [2017 Apr] 
*تابویی بنام فلسطین (بخش ششم) [2017 Apr] 
*تابویی بنام فلسطین بخش پنجم [2017 Mar] 
*تابویی بنام فلسطین بخش چهارم [2017 Mar] 
*تابویی بنام فلسطین! بخش دوم [2017 Feb] 
*تابویی بنام فلسطین!‏ بخش نخست  [2017 Jan] 
*نکته هایی در باره بر خورد با مرگ رفسنجانی  [2017 Jan] 
*خرید اسلحه از اسراییل تنها به ماجرای مک فارلین ‏خلاصه نمی شود [2017 Jan] 
*پرسش هایی در باره "گفتگو با یک مامور امنیتی پیشین"‏  [2016 Dec] 
*در پشتیبانی از کار تاریخی احمد منتظری  [2016 Dec] 
*گردهمآیی در پاسارگاد و برخورد جناب محمد رضا ‏شالگونی [2016 Nov] 
*سرگدشت شگفت انگیز یک نویسنده سوئد [2016 Oct] 
*حزب چپ سوئد، حزبی که جدی گرفته نمی شود  [2016 Oct] 
*پیک نت و دنباله روی از سیاست های روسیه [2013 Jan] 
*اسراییل و سیاستی نادرست [2012 Nov] 
*حکومت اسلامی، پشت پرده در گیری های تازه بین اسراییل و حماس [2012 Nov] 
*محکومیت حکومت اسلامی به جنایت علیه بشریت در دادگاه مردمی  [2012 Oct] 
*توطئه تازه علی خامنه ای وهاشمی رفسنجانی برای فریب مردم [2012 Oct] 
*منشور ملی و پایه های درست آن [2012 Oct] 
*اعتماد به خاتمی، گم راهی است [2012 Oct] 
*اکنون نوبت آرژانتین است! [2012 Sep] 
*چرایی اعتراف فریدون عباسی دوانی به دروغ گویی [2012 Sep] 
*کانادا و واکسن ضد حکومت اسلامی  [2012 Sep] 
*نشست سران جنبش عدم تعهد و شکستی دیگر [2012 Sep] 
*اگر زلزله در جنوب لبنان بود.... [2012 Aug] 
*نزدیک شدن سرنگونی بشار اسد و هراس بیشتر خامنه ای [2012 Aug] 
*برای یک ایران آزاد - بخش سوم [2012 Jul] 
*برای یک ایران آزاد - بخش دوم [2012 Jul] 
*برای یک ایران آزاد- بخش نخست [2012 Jul] 
*این هم یک نمونه تلخ دیگر! [2012 Jun] 
*رفتار حکومت اسلامی با افغانستانی ها شرم آور است [2012 May] 
*افشاگری های هولناک یک مقام پیشین حکومت و پرسش ها [2012 May] 
*اعتماد به حکومت اسلامی، بسیار خطرناک است! [2012 Apr] 
*حلقه گم شده! [2012 Mar] 
*نماز آدینه دو هفته پیش و علامت خامنه ای به بمب گذاران!  [2012 Feb] 
*زندگی در گذشته، نقدی بر نوشته علی کشتگر [2012 Jan] 
* نمابش انتخابات و به منبر رفتن خامنه ای [2012 Jan] 
*نمایش انتخابات و کوشش برای حرکتی ملی [2012 Jan] 
*پشتیبانی از درخواست محاکمه علی خامنه ای [2011 Dec] 
*به بهانه نامه نویسی‌ها به خامنه‌ای! [2011 Dec] 
*آن که باید "اقرار به اشتباه" و بد تر از آن اقرار به خیانت کند علی خامنه ای است نه دیگری! [2011 Dec] 
*جنون جنگ [2011 Nov] 
*همه پرسی آزاد، هم چنان بهترین گزینه [2011 Nov] 
*جناب گنجی، شما چرا! [2011 Nov] 
*اداره یک سرزمین شایستگی می خواهد! [2011 Oct] 
*به رهبر خود خوانده: تو برو خود را باش! [2011 Oct] 
*زشتی های روزگار! [2011 Sep] 
*جنبش سبز، هم چنان سبز است! [2011 Sep] 
*سیاست تازه ترکیه، سیاست باخت! [2011 Sep] 
*دشنه در قلب دریاچه ارومیه! [2011 Sep] 
*سوریه وحکومت اسلامی [2011 Aug] 
*آب که از سر گذشت.... [2011 Aug] 
*"اصلاح طلبان حکومتی" هم چنان در کج راه! [2011 Jul] 
*مجلس بی اختیار! [2011 Jul] 
*مراکش نیز دچار دگرگونی شد ولی ایران.... [2011 Jun] 
*کودتاگران، دو سال پس از کودتا [2011 Jun] 
*حماس و صلح جویی! [2011 May] 
*ما و انقلاب در جهان عرب [2011 Apr] 
*کودتا چیان و نیرنگ تازه آنان برای فریب ساده دلان! [2011 Apr] 
*نیروهای نظامی، زمان از دست می رود، به مردم بپیوندید! [2011 Mar] 
*آیا قذافی تا پیش از این دیکتاتور نبوده است؟ [2011 Mar] 
*نمی توان انقلاب مصری ها و تونسی ها را هم دزدید! [2011 Feb] 
*اعدام، جنایت است! [2011 Jan] 
*در باره افشاگری های ویکی لیکس [2010 Dec] 
*دانشجویان درخشیدند! [2010 Dec] 
* آمریکا این چنین می خواهد جلو آسیب های ناشی ازافشاگری های ویکی لیکس را بگیرد  [2010 Dec] 
*نیرنگ ها رنگ باخته است! [2010 Nov] 
*با نخبگان خود چنین نکنیم! ما وآرامش دوستدار [2010 Nov] 
*راه مرگ و ویرانی! [2010 Nov] 
*طبرزدی ودیگر مبارزان دربند را دریابیم! [2010 Oct] 
*نوری زاد و نوشتن نامه به «رهبر گرامی»! [2010 Oct] 
*دست آورد زیاده گویی ها! [2010 Oct] 
*محکوميت طبرزدی نشان توانايی نيست که درماندگی است!  [2010 Oct] 
*دیپلمات های جدا شده و چشم داشت ها [2010 Sep] 
*چرا [2010 Sep] 
*سرانجام به اینجا رسیدند: مکتب ایرانی! [2010 Aug] 
*بنیاد برومند و کاری با «بنیادی» درست! [2010 Aug] 
*نمایشنامه ای به نام «شهرام امیری»! [2010 Jul] 
*جنبش سبز، هر روز یک گام به پیش [2010 Jul] 
*چهره بی پوشش دین اسلام [2010 Jul] 
*جناب شیخ، دروغ نگو [2010 Jul] 
*تصویب یک «کاغذ پاره» دیگر [2010 Jun] 
*مرداب «خودکامگی وترس از جنبش مردمی»! [2010 Jun] 
*گروگان گیری، سیاست شناخته شده حکومت اسلامی [2010 May] 
*خون جوشان پنج قربانی دیگر [2010 May] 
*سالروز 22 خرداد و هراس کودتاگران [2010 May] 
*هدف مند کردن یارانه ها با چه انگیزه هایی؟ [2010 Apr] 
*نارسایی در رهبری، نقطه سستی اپوزیسیون - ناتالی بسر [2010 Apr] 
*شفاف گویی رمز پیروزی است [2010 Apr] 
*نخستین نشانه های اثر بخش بودن مبارزه منفی با حکومت اسلامی [2010 Apr] 
*به سوی جبهه سوم [2009 Mar] 
*دختر دانشجو نپذیرفت که به او تجاوز کنیم، بازداشتش کردیم! [2008 Jul] 
*بر ما چه رفته است؟ - ۴  [2008 Jun] 
*بر ما چه رفته است؟ (۳)  [2008 Jun] 
*بر ما چه رفته است؟(۲)  [2008 Jun] 
*چه خبر خوبی! [2008 Jun] 
*بر ما چه رفته است ؟ [2008 Jun] 
*نماینده پیشین مجلس: "نظام مشروعیت ندارد" [2008 Apr] 
*اپوزیسیون زیر نورافکن انتخابات قلابی!  [2008 Mar] 
*مردم "نقشه های" همه شما را "به هم می ریزند"! [2008 Mar] 
*انتخابات یا مردم فریبی؟! [2008 Feb] 
*لابی های حکومت اسلامی ونقش آنها [2008 Feb] 
*"جمله تاریکیست این محنت سرای" [2007 Dec]