این هم یک نمونه تلخ دیگر!
کورش گلنام

اگر از ماموران امنیتی، دست پروردگان و اوباش و مفت خوران ولایت بگذریم، باورش سخت است که ایرانیانی هم وجود داشته باشند که در کار دادگاهی بنام "ایران تریبونال" که هم اکنون در لندن در جریان است، دست به خرابکاری زده، کوشش نمایند آن را زیر پرسش برده وبه هر شکلی سنگی در راه آن بیاندازند؟
شماری از کوشندگان راه آزادی و آسیب دیدگان، با هم راهی و یاری بخشی از خانواده های قربانبان جنایت های حکومت اسلامی در دهه 60، سال ها کوشش کرده اند و با پی گیری و سرسختی در کار توانسته اند شماری از وکیل های خوش نام و شرافتمند در جهان را با خود هم راه سازند تا بتوانند در دادگاهی هر چند بی حکمی قابل احرا، این جنایت ها را با سند و مدرک و با تکیه بر شهادت بیش از 86 تن ثبت تاریخ کنند. آن گاه کسانی پیدا شده اند که به بهانه مبارزه با "امپریالیسم" همآن استدلال هایی را بکار می برند که حکومت اسلامی نیز با همآن ها چنین ایران را ویران و مردم را قربانی نموده است. آن چه تبه کاران در حکومت اسلامی برای پابرجا ماندن خود در باره غرب و اسرائیل می گویند، با آن چه در سنگ اندازی و ایحاد بد گمانی در باره این دادگاه به میان آمده، هم سویی وهم خوانی دارد و نمی توان از آن گذشت ویا آن را پنهان نمود.
درست است که حکم این دادگاه توان اجرایی ندارد ولی انبوه سندهای ارائه و ثبت شده در این یاد آوری دردناک دهه 60 ایران و لیست دراز قربانیان، کار را در آینده بر دادگاهی جهانی که حکمش قابل اجرا باشد، ساده تر نموده وزمینه بسیار خوبی برای استفاده بهینه از آن را فراهم آورده است.
از آن گذشته همین که بر پایی این دادگاه در رسانه های گروهی جهان به میان آمده و شمه ای از شهادت های قربانیان و بستگان آنان در این دادگاه، در ویدئوهایی در دسترس همگان قرار گرفته است(که بی گمان جریان کامل جلسه های این دادگاه در آینده منتشر خواهد شد) خود از اهمیت ویژه ای بر خوردار است. اکنون کسانی بگویند این دادگاه نمی تواند نقش همآن دادگاه سمبولیک برتراند راسل را بازی کند. خوب چنین باشد، آیا از ارزش بی چون و چرای این کار بزرگ کاسته خواهد شد؟

درد جای دیگری است
نگارنده به سهم اندک خود بارها یاد آور شده است که درد ها وکمبودهای ما ایرانی ها بسیار ریشه ای تر از این ها است که بخواهیم همه چیز را در وجود"حکومت اسلامی" دیده و ارزیابی کنیم. این جامعه بک نارسایی های تاریخی و مهمی داشته است که تن به پذیرش چنین سرافکندی وحفت تاریخی داده است. آیا این ایرانی ای که امروز جنایت می کند، دزدی وغارت می کند، تجاوز می کند، دروغ می گوید و بی شرمی را به نهایت رسانده است از جهانی دیگر آمده است و یا در آن آب و حاک پرورش یافته ورشد کرده است؟ چگونه می توان ادعاهای کوشندگان سیاسی ای را پذیرفت که پس از سی و سه سال خون ریزی و ویرانی در میهن ما، حتا چشم دیدن گام های پیروزمندانه دیگر کوشندگان را ندارند و در کار آنان دست به خرابکاری می زنند؟
اعلامیه ای بنام "راه کارگر/ هیئت اجرایی در باره ایران تریبونال" منتشر شده است که چنان سست، سطحی و کودکانه است که باور کردنی نیست. راستش این رفتارها با آن همه ادعاها چنان شگفت انگیز است که انسان می ماندکه چه بگوید! چرا ما نمی توانیم خود را از ماندن در این دیوارها و چهارچوب های خشک و پوشالی ایدئولوژیکی و گروهی رها کنیم؟ تا چه زمانی آنان که براستی در راه آزادی مردم ایران کوشش می کنند می باید از چنین رفتارها آسیب دیده و بخشی از نیرویشان برای روشنگری در برابر این خرابکاری ها هدر رود؟ دوستان گرامی شما که تا این اندازه ضد امپریالیست هستید، چرا در دل امپریالیست زندگی کرده و از همه امتیازهای آزادی و یاری های اجتماعی در این کشورها بر خوردارید؟ چرا در کوبای سوسیالیست یا چین، کره شمالی و ونزوئلای سوسیالیست تشریف ندارید؟ دست کم سرگذشت آنان را که به شوروی "مهد پیشین سوسیالیست" گریختند بخوانید ودر باره آن اندیشه کنید. تا زمانی که گرفتار این"مرگ بر..." و "زنده باد..."ها هستید هم چنان نیز دربند و بنده دیدگاه های تنگ بینانه ایدئولوژیکی باقی خواهید ماند. جامعه ایران و آزادی خواهان و کوشندگان راستین ولی کار خود را به پیش برده و هم آن گونه که آمد، این رفتارهای شوربختانه نادرست، جز هدر دادن اندکی زمان این کوشندگان در افشای این ناراستی ها، در کار آنان خللی ایجاد نمی کند. من از همه خوانندگان خواستار هستم که حتمن(حتما") بیانیه هیئت اجرایی راه کارگر را که مورد انتقاد سخت کمیته مرکزی راه کارگر نیز قرار گرفته است، بخوانند. داستانی که تلخ، تکراری، نخ نما و دردآور است. در بخشی چنین استدلال شده است:
"سرپرست تیم دادستانی این دادگاه «پیام اخوان» از گردانندگان مرکز «اسناد حقوق بشر ایران است. مرکز اسناد حقوق بشر ایران نهادی است که بخش اصلی بودجه آن توسط دولت های آمریکا و کانادا و نیز نهادهای وابسته به طبقه حاکم آمریکا تامین می شود. این نهادها و نهادهای مشابه علیرغم ادعای بی طرفی سیاسی از ابزارهای پیش برد سیاست های جهان خوارانه دولت آمریکا بوده و ربطی به منافع مردم ایران ندارند...." در دنباله فرموده اند:
"پیام اخوان همچنین مشاور حقوقی اول دفتر دادستانی دادگاه لاهه در محاکمات میلوشویچ و رواندا از سال ۱۹۹۴ تا سال ۲۰۰۰ بود. تردیدی در جنایاتی که اسلوبودان ميلوشويچ و سایر همدستان صرب وی در یوگسلاوی مرتکب شدند وجود ندارد. اما غایب بزرگ در این محاکمات، سران قدرت هائی بودند که شرایط تجزیه یوگسلاوی را فراهم کرده و جنگ داخلی در این کشور میان ملیت های گوناگون را برای پیشبرد سیاست های جهانخوارانه ی خود و تجزیه یوگسلاوی کارگردانی کردند..."
بخشی از اطلاعیه هیئت اجرایی راه کارگر در باره ایران تریبونال(1)
توجه می فرمایید. وارد بحث یوگسلاوی پیشین نمی شویم تا روشن شود این برداشت وارزیابی از آن رویدادهای ناگوار تا چه اندازه ناراست و نادرست است چون جایش در این نوشته نیست.
ولی در برابر باید بر این نکته انگشت نهاد و پرسش نمود که چرا این دوستان به جای آن که از پیشرفت و جایگاه بلند یک هم میهن خود که سرپرست تیم دادستانی این دادگاه و از حقوق دانان برجسته جهانی است، شادمان بوده و افتخار کنند، باید به هر وسیله ای اگر بتوانند او را بکوبند و خراب کنند! این از همآن دردهای ماندگار ایرانی است که باید آن را فریاد زد وبرای درمان آن کوشید.

گمان برده اند..
یک پایه مبارزه برای رهایی و آزادی، شناخت دردها و نابسامانی های اجتماعی/فرهنگی است. شماری گمان برده اند اگر برچسب سیاسی خورده اند باید از همه طلب کار بوده هر برداشتی داشته و هرچه بگویند درست بوده و همه باید آن را بپذیرند. آنان خود را پیشگام و سرچشمه همه دگرگونی ها می دانند. تاریخ شکست های ما ولی واژگونه این را نشان می دهد. از این دوستان بخواهید اگر می توانند گذشته خود را به درستی و براستی نقد کنند. بخواهید میزان نفوذ و توان خود در جامعه امروز ایران را روشن کنند. بخواهید که بگویند چرا در سی و سه سال حکومت اسلامی، اندک پیشرفتی در همراهی در امر آزادی با دگر اندیش نداشته و نه تنها این که شوربختانه دچار شاخه، شاخه شدن ها و کوچک تر شدن بیشتر نیز شده اند!
من به عتوان یک ایرانی از همه کسانی که برای برپایی این دادگاه کوشش کرده و زحمت کشیده اند، با هر باوری که هستند، از همه شاهدانی که از کشورهای گوناگون و راه های دور به لندن رفته، با پذیرش رنج و درد یادآوری آن رویدادها ی ناگوار و آن روزهای شوم، در این دادگاه حضور یافته وشهادت داده اند، سپاس گزاری کرده و به وجود آنان افتخار می کنم. نردید ندارم که چنین نمونه های نادرست برخورد با کوشش های آنان، نتیحه ای جز آسیب زدن به خود به میان آورندگان آن ندارد. گوهر اندیشه های این دوستان تلخ است و:
درختی که تلخش بود گوهرا
اگر چرب و شیرین دهی مر ورا
همان میوه تلخت آرد پدید
از او چرب و شیرین نخواهی مزید(ابوشکور بلخی، سده 300 هجری)
یک شنبه 4تیر 1391 ـ 24 ژوئن 2012

پا نویس:
1 ـ متن این اعلامیه اینجا:
http://www.rahekargar.net/browsf.php?cId=1070&Id=8&pgn=

منبع:پژواک ایران


فهرست مطالب کورش گلنام در سایت پژواک ایران 

*یک مادر؛ بر گرفته از کتاب «پسران در تابوت های فلزی« (۱) [2017 Aug] 
*دگرگونی در چهره اجتماعی/سیاسی سوئد بخش سوم و پایانی، حزب دِمُکرات های سوئد [2017 Jul] 
*دگرگونی در چهره اجتماعی/سیاسی سوئد بخش دوم [2017 Jul] 
*دگرگونی در چهره اجتماعی/سیاسی سوئد [2017 Jul] 
*خامنه ای و «ترقه بازی»!  [2017 Jun] 
*ما ایرانیان و «حافظه تاریخی» [2017 May] 
*گزینش ریاست جمهوری در حکومت اسلامی، یک نمایش ‏خسته کننده!‏  [2017 May] 
*نگارش فارسی و دردسرها (بخش دوم و پایانی)  [2017 Apr] 
*نگارش فارسی و دردسرها [2017 Apr] 
*بازار شام گزینش ریاست جمهوری در ایران [2017 Apr] 
*تابویی بنام فلسطین (بخش ششم) [2017 Apr] 
*تابویی بنام فلسطین بخش پنجم [2017 Mar] 
*تابویی بنام فلسطین بخش چهارم [2017 Mar] 
*تابویی بنام فلسطین! بخش دوم [2017 Feb] 
*تابویی بنام فلسطین!‏ بخش نخست  [2017 Jan] 
*نکته هایی در باره بر خورد با مرگ رفسنجانی  [2017 Jan] 
*خرید اسلحه از اسراییل تنها به ماجرای مک فارلین ‏خلاصه نمی شود [2017 Jan] 
*پرسش هایی در باره "گفتگو با یک مامور امنیتی پیشین"‏  [2016 Dec] 
*در پشتیبانی از کار تاریخی احمد منتظری  [2016 Dec] 
*گردهمآیی در پاسارگاد و برخورد جناب محمد رضا ‏شالگونی [2016 Nov] 
*سرگدشت شگفت انگیز یک نویسنده سوئد [2016 Oct] 
*حزب چپ سوئد، حزبی که جدی گرفته نمی شود  [2016 Oct] 
*پیک نت و دنباله روی از سیاست های روسیه [2013 Jan] 
*اسراییل و سیاستی نادرست [2012 Nov] 
*حکومت اسلامی، پشت پرده در گیری های تازه بین اسراییل و حماس [2012 Nov] 
*محکومیت حکومت اسلامی به جنایت علیه بشریت در دادگاه مردمی  [2012 Oct] 
*توطئه تازه علی خامنه ای وهاشمی رفسنجانی برای فریب مردم [2012 Oct] 
*منشور ملی و پایه های درست آن [2012 Oct] 
*اعتماد به خاتمی، گم راهی است [2012 Oct] 
*اکنون نوبت آرژانتین است! [2012 Sep] 
*چرایی اعتراف فریدون عباسی دوانی به دروغ گویی [2012 Sep] 
*کانادا و واکسن ضد حکومت اسلامی  [2012 Sep] 
*نشست سران جنبش عدم تعهد و شکستی دیگر [2012 Sep] 
*اگر زلزله در جنوب لبنان بود.... [2012 Aug] 
*نزدیک شدن سرنگونی بشار اسد و هراس بیشتر خامنه ای [2012 Aug] 
*برای یک ایران آزاد - بخش سوم [2012 Jul] 
*برای یک ایران آزاد - بخش دوم [2012 Jul] 
*برای یک ایران آزاد- بخش نخست [2012 Jul] 
*این هم یک نمونه تلخ دیگر! [2012 Jun] 
*رفتار حکومت اسلامی با افغانستانی ها شرم آور است [2012 May] 
*افشاگری های هولناک یک مقام پیشین حکومت و پرسش ها [2012 May] 
*اعتماد به حکومت اسلامی، بسیار خطرناک است! [2012 Apr] 
*حلقه گم شده! [2012 Mar] 
*نماز آدینه دو هفته پیش و علامت خامنه ای به بمب گذاران!  [2012 Feb] 
*زندگی در گذشته، نقدی بر نوشته علی کشتگر [2012 Jan] 
* نمابش انتخابات و به منبر رفتن خامنه ای [2012 Jan] 
*نمایش انتخابات و کوشش برای حرکتی ملی [2012 Jan] 
*پشتیبانی از درخواست محاکمه علی خامنه ای [2011 Dec] 
*به بهانه نامه نویسی‌ها به خامنه‌ای! [2011 Dec] 
*آن که باید "اقرار به اشتباه" و بد تر از آن اقرار به خیانت کند علی خامنه ای است نه دیگری! [2011 Dec] 
*جنون جنگ [2011 Nov] 
*همه پرسی آزاد، هم چنان بهترین گزینه [2011 Nov] 
*جناب گنجی، شما چرا! [2011 Nov] 
*اداره یک سرزمین شایستگی می خواهد! [2011 Oct] 
*به رهبر خود خوانده: تو برو خود را باش! [2011 Oct] 
*زشتی های روزگار! [2011 Sep] 
*جنبش سبز، هم چنان سبز است! [2011 Sep] 
*سیاست تازه ترکیه، سیاست باخت! [2011 Sep] 
*دشنه در قلب دریاچه ارومیه! [2011 Sep] 
*سوریه وحکومت اسلامی [2011 Aug] 
*آب که از سر گذشت.... [2011 Aug] 
*"اصلاح طلبان حکومتی" هم چنان در کج راه! [2011 Jul] 
*مجلس بی اختیار! [2011 Jul] 
*مراکش نیز دچار دگرگونی شد ولی ایران.... [2011 Jun] 
*کودتاگران، دو سال پس از کودتا [2011 Jun] 
*حماس و صلح جویی! [2011 May] 
*ما و انقلاب در جهان عرب [2011 Apr] 
*کودتا چیان و نیرنگ تازه آنان برای فریب ساده دلان! [2011 Apr] 
*نیروهای نظامی، زمان از دست می رود، به مردم بپیوندید! [2011 Mar] 
*آیا قذافی تا پیش از این دیکتاتور نبوده است؟ [2011 Mar] 
*نمی توان انقلاب مصری ها و تونسی ها را هم دزدید! [2011 Feb] 
*اعدام، جنایت است! [2011 Jan] 
*در باره افشاگری های ویکی لیکس [2010 Dec] 
*دانشجویان درخشیدند! [2010 Dec] 
* آمریکا این چنین می خواهد جلو آسیب های ناشی ازافشاگری های ویکی لیکس را بگیرد  [2010 Dec] 
*نیرنگ ها رنگ باخته است! [2010 Nov] 
*با نخبگان خود چنین نکنیم! ما وآرامش دوستدار [2010 Nov] 
*راه مرگ و ویرانی! [2010 Nov] 
*طبرزدی ودیگر مبارزان دربند را دریابیم! [2010 Oct] 
*نوری زاد و نوشتن نامه به «رهبر گرامی»! [2010 Oct] 
*دست آورد زیاده گویی ها! [2010 Oct] 
*محکوميت طبرزدی نشان توانايی نيست که درماندگی است!  [2010 Oct] 
*دیپلمات های جدا شده و چشم داشت ها [2010 Sep] 
*چرا [2010 Sep] 
*سرانجام به اینجا رسیدند: مکتب ایرانی! [2010 Aug] 
*بنیاد برومند و کاری با «بنیادی» درست! [2010 Aug] 
*نمایشنامه ای به نام «شهرام امیری»! [2010 Jul] 
*جنبش سبز، هر روز یک گام به پیش [2010 Jul] 
*چهره بی پوشش دین اسلام [2010 Jul] 
*جناب شیخ، دروغ نگو [2010 Jul] 
*تصویب یک «کاغذ پاره» دیگر [2010 Jun] 
*مرداب «خودکامگی وترس از جنبش مردمی»! [2010 Jun] 
*گروگان گیری، سیاست شناخته شده حکومت اسلامی [2010 May] 
*خون جوشان پنج قربانی دیگر [2010 May] 
*سالروز 22 خرداد و هراس کودتاگران [2010 May] 
*هدف مند کردن یارانه ها با چه انگیزه هایی؟ [2010 Apr] 
*نارسایی در رهبری، نقطه سستی اپوزیسیون - ناتالی بسر [2010 Apr] 
*شفاف گویی رمز پیروزی است [2010 Apr] 
*نخستین نشانه های اثر بخش بودن مبارزه منفی با حکومت اسلامی [2010 Apr] 
*به سوی جبهه سوم [2009 Mar] 
*دختر دانشجو نپذیرفت که به او تجاوز کنیم، بازداشتش کردیم! [2008 Jul] 
*بر ما چه رفته است؟ - ۴  [2008 Jun] 
*بر ما چه رفته است؟ (۳)  [2008 Jun] 
*بر ما چه رفته است؟(۲)  [2008 Jun] 
*چه خبر خوبی! [2008 Jun] 
*بر ما چه رفته است ؟ [2008 Jun] 
*نماینده پیشین مجلس: "نظام مشروعیت ندارد" [2008 Apr] 
*اپوزیسیون زیر نورافکن انتخابات قلابی!  [2008 Mar] 
*مردم "نقشه های" همه شما را "به هم می ریزند"! [2008 Mar] 
*انتخابات یا مردم فریبی؟! [2008 Feb] 
*لابی های حکومت اسلامی ونقش آنها [2008 Feb] 
*"جمله تاریکیست این محنت سرای" [2007 Dec]