افشاگری های هولناک یک مقام پیشین حکومت و پرسش ها
کورش گلنام

مدتی است جناب مسعود نقره کار زحمت کشیده و افشاگری های یک مقام پیشین دستگاه قضایی حکومت اسلامی را ویراستاری و در سلسله نوشته هایی منتشر نموده است که اینک به بخش بیست ویکم آن رسیده است. تردیدی نیست که هدف جناب نقره کار آگاهی رسانی هر چه بیشتر در مورد تبه کاری های حکومت اسلامی است که کار و کوششی است ارشمند. در این باره ولی پرسش هایی برای من به عنوان یک خواننده این افشاگری های هولناک پیش آمده است که می تواند برای شمار دیگری از خوانندگان نیز به میان آمده باشد.

پیش از بیان پرسش ها نیاز است که به دو نکته اشاره شود:

الف ـ  حکومتی که روزی نیست از خدا، امام، پیامبر، عدالت اسلامی، برایری، برادری، مهر و انسانیت سخن نراند و خود را آزاد ترین و  عادل ترین حکومت جهان ننامد، بدنام تر و ننگین تر از آن است که امروز بر کسی پوشیده باشد. این حکومت که از روز نخست با جنایت، دروغ و نیرنگ به قدرت دست بافته است، برای ماندگاری خود تا امروز از کاربرد هیچ تبه کاری کوتاهی نکرده است. هزاران شاهد که از شکنجه گاه ها و جنایت های حکومت جان به در برده اند، هم اکنون چه در درون ایران و چه در برون مرز وجود دارند. بنابراین انجام رفتارهای غیر انسانی و بسیار هولناک در این حکومت، چندان شگفت انگیزنبوده و نخواهد بود و آن چه تا کنون نیز آمده از دید من تنها نوک کوه یخ است. روزی که گوشه های پنهان دیگر رفتارهای وحشتناک این حکومت و دامنه جنایت ها در درون دیگر کشورها نیز روشن شود از این حکومت ولایی اسلامی به عنوان یک فاجعه بشری با ویژگی های نفرت انگیز خودنام برده خواهد شد.

ب ـ پرسش وابراز تردید در گفته های چنین کسانی که سرانجام خود نیز می گریزند، به این معنا نیست که  آنان را نفی و یا از خود راند. هر گامی هر چند دیر از سوی وابستگان به باندهای مافیایی اسلامی حاکم در جدایی از حکومت، افشاگری، اعتراف به یزه کاری های خود و پیرامونیان خود در حکومت به این شرط که ناشی از پشیمانی، عذاب وجدان و بر راستی و درستی استوار باشد به سود میارزه مردم ایران برای آزادی بوده ومی باید مورد پذیرش قرار بگیرد. آن چه مهم است این است که تا چه میزان می توان به چنین کسانی اعتماد کرد؟ مردم ایران سی وسه سال شکنجه شده و سد ها هزار قربانی داده اند پس حق دارند که در این گونه مورد ها بسیار حساس بوده و موشکافانه بر خورد کنند. ما دیگر نمی توانیم ساده انگاربوده و این حق ما است که چنین باشیم. بنا بر این ایجاد پرسش به معنای نفی نیست و تنها برای هشیاری بیشتر و دست یافتن به اطمینان واعتماد است. 

ولی پرسش ها

 1 ـ نخستین پرسشی که از خواندن افشاگری ها و یا بهتر اعتراف های این مقام پیشین قضایی عالی رتبه و بنا بر گفته خودش گاه "تام الاختیار"  مأمور در زندان ها وشکنجه گاه ها به ذهن خواننده می رسد این است که چنین آدمی که بنا بر آنچه در باره او آمده، سال 1385 از ایران گریخته است، یعنی 28 سال با آن مقام و جایگاه در  خدمت حکومت، در شکنجه گاه ها، زندان ها  و جبهه ها (در جنگ 6+2به عنوان مأمور قضایی) بوده است و در همه این سال ها شاهد چنین جنایت های هولناکی بوده است، چگونه گاه جز اعتراض هایی اندک و بی ثمر هیچ کاری انجام نداده است؟ پرسش و تردید آن جا استوار تر می شود که ایشان کوشش می کند که در همه حال خود را به خواننده آدمی حساس، مهربان و مخالف سر سخت این جنایت ها نیز بشناساند!

ـ چگونه ممکن است کسی با چنین احساسی که بیان می کند پس از دیدن انبوه جنایت ها، شب ها توانسته باشددر کنار خانواده بوده و آسوده سر بر بالین بگذارد وفردایش شاهد جنایت هایی بیشتر باشد؟

 از دید من ناهم خوانی میان آنچه افشا می کند و آن چه در باره مخالفت خود و عدم شرکت خود در این جنایت های می خواهد نشان دهد، پذیرش آن را برای خواننده دشوار می کند.

2 ـ انبوهی نام در این افشا گری ها به میان آمده است و صحنه های جنایت ها از همآن سال های آغاز حکومت در شکنجه گاهها وزندانهای گوناگون، چنان با کوچکترین زاویه ها و نام همه کسانی که در آن صحنه ها وجود داشته اند، چه شکنجه گران وجنایت کاران وچه قربانیان، ترسیم می شود که شگفت انگیز است! شما اگر یک فیلم سینمایی را هم چندین بار ببینید، نمی توانید این صحنه ها را چنین روشن و دقیق بیان کنید مگر این که ایشان از حافظه ای نادر و نمونه ای بر خوردار باشد. آیا چنین است؟

3 ـ بیاد داریم که تا کنون کسانی از وابستگان حکومت در نما از حکومت جدا شده وگریخته اندو حتا دست به افشاگری هایی زده اند که یخش هایی نیز درست بوده است زیرا حکومت خودمی داند که رسوا و تبه کار است و بنا بر این در چنین مورد هایی و برای فریب مخالفان خود هراسی از افشای  گوشه هایی از جنایت های خود که پیش از آن افشا شده است را ندارد. پس از مدتی روشن شده است که اینان مآمور حکومت بوده و برنامه نفوذ در میان مخالفان وایجاد اغتشاش وسر درگمی در میان آنان را داشته اند. ما در برون مرز بیاد داریم که چند سالی پیش کسی پیدا شد که ادعا نمود  جاسوسان حکومت در برون مرز را معرفی خواهد کرد و ادعا کرد لیست بلند بالایی از آنان دارد. هیاهویی بپا شد و او توانست با رسانه های همگانی و گروهی مخالفان  ارتباط بر قرار کرده، گفت و گو و مصاحبه کند. هدف اوایجاد جو نا امنی در میان مخالفان بود. ناشی گری ها و ناتوانی در اجرای آن برنامه ولی به زودی ماهیت او را بر ملا نمود و او یکباره ناپدید شد. و نیز یک سردار دیگر گریخته از ایران را بیاد داریم که در میان رسانه های همگانی برون مرز چهره شد و توانست در میان شماری از ایرانیان مخالف نفوذ کند. او پس از دو سال ویابیشتر(درست بیاد ندارم) به یک باره سر از ایران در آورد با این ادعا که "مرا ربوده و به ایران برده اند"! پس از آن  خبر از این رسید که جاسوس حکومت بوده است. این از شگردهای کثیف و شناخته شده حکومت اسلامی است. به چنان درجه ای ار رذالت رسیده اند که خود می دانند که اگر به کسی نسبت "جاسوسی برای حکومت اسلامی" را بدهند ارزش و آبروی او را به خطر انداخته و در کار وکوشش او برای رسیدن به آزادی سد ایجاد کرده اند.

4 ـ اینک همه ما نیز به خوبی از این امر آگاه هستیم که حکومت به راستی در تنگنای سرنوشت سازی گرفتار شده است. فروپاشی اقتصادی، گرانی سرسام آور، بی کفایتی رهبر و دولت دست نشانده کودتایی در مهار گرانی و بیکاری، دزدی های نجومی از سرمایه های مردم که پایانی نداشته وهر روز دامنه گسترده تری می یابد، اختلاف های ناپوشیدنی دو گروه مافیایی حاکم در نبرد بر سر قدرت،  فشار روزافزون جهانی بر سر مسئله هسته ای، ترس از فروپاشی حکومت در سوریه و سرنگونی بشار اسد و سردرگمی در این باره، سایه سنگین یورش نظامی که برای ایران فاجعه ببار خواهد آورد، خود بزرگ بینی، نادانی و بی خردی بی مانند رهبر که تکیه اش به جای مردم بر اوباش حکومت است، همه و همه حکومت را به سویی رانده است که با همه نیرو و به جای ایجاد زمینه اعتماد و کوشش برای آسایش  مردم در راه جذب آنان، به ایجاد هراس هر چه بیشتر روی آورد. چاره ای هم ندارند ریرا تنها هنر این حکومت همین نیرنگ، دروغ، ترور، آدمکشی و هراس آفرینی است. افزایش دوباره  شمار اعدام ها و شلاق زدن ها در خیابان ها و در برابر دید مردم از آن میان کودکان، نوجوانان و جوانان بی توجه به نتیجه های ویران گر اجتماعی آن، هر چه بیشتر شدن سانسور، کاربرد گسترده شنود و کنترل چه تلفن و چه اینترنت و میزان بالای بازداشت ها و.. نشانه های روشن این امر است.

 انتشار گزارش ها مبنی بر درندگی حکومت در میزانی باور نکردنی آن چنان که در داده های این مقام پیشین حکومتی آمده است نیز می تواند در همین زاویه مورد بررسی قرار گیرد بی آن که نگارنده خواسته باشد به این فرد که نامش نیز آشکار نیست تهمتی وارد آورده باشد. حتاشاید عواملی از باندهای مافیایی حکومت اینک او را به افشاگری واداشته باشند بی آگاهی خود او. در غیر این صورت می توان پرسید که:

چرا درست اکنون و شش سال پس از گریز از ایران و  نه حتا آن زمان که جنیش سبز شکل گرفت وزمینه بسیار خوبی برای این افشا گری ها به وجود آمد، این کار انجام نشد؟ و یا چرا حتا پس از سرکوب خونین  جنبش(که البته در میان مردم و در پنهان هم چنان نیرومند است) و آن جنایت ها و تجاوز ها که در کهریزک ودیگر زندان ها و در کف خیابان ها صورت گرفت با آن یورش های شبانه و وحشیانه به خانه های مردم در خواب، این افشا گری ها انجام نگرفت ؟ جنایت های هراس انگیزی که با درایت و ابتکار جوانان برومند ایران، جهانیان نیز شاهدی بر آن شدند و فیلم هایی که در اینترنت منتشر شد برای همیشه تاریخ به سندی بر بخشی اندک از جنایت های حکومت اسلامی مبدل شد. آیا بی مورد است اگر پرسید چرا این مقام جدا شده آن زمان دست به چنین افشاگری ها نزد؟

روشن است که در تنگنا و ترس از فروپاشی حکومت، شمار زیادی در اندیشه آینده خود، از حکومت روی برگردانده وبه سوی مردم آیند. این گروه نمی باید رانده شوند وباید از کار آنان پشتبیانی نمود. شرط نخست ومهم این است که با راستی و درستی گام پیش بگذارند. مردم نیز باید هشیار "ابن الوقت ها" و"نان به نرخ روز خورها" باشند و سره را از ناسره به خوبی تمیز دهند تا بازهم گرفتار آن ها نشوند. 
 

کوروش گلنام

چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391 ـ 2 می 2012

منبع:پژواک ایران


فهرست مطالب کورش گلنام در سایت پژواک ایران 

*رضاشاه، مردی که چهره‌ایران را دگرگون ساخت (۴)  [2017 Sep] 
*رضاشاه، مردی که چهره‌ایران را دگرگون ساخت (۳)  [2017 Sep] 
*رضاشاه، مردی که چهره‌ی ‌ایران را دگرگون ساخت (۲)  [2017 Sep] 
*رضاشاه، مردی که چهره‌ایران را دگرگون ساخت (۱)  [2017 Sep] 
*یک مادر؛ بر گرفته از کتاب «پسران در تابوت های فلزی« (۱) [2017 Aug] 
*دگرگونی در چهره اجتماعی/سیاسی سوئد بخش سوم و پایانی، حزب دِمُکرات های سوئد [2017 Jul] 
*دگرگونی در چهره اجتماعی/سیاسی سوئد بخش دوم [2017 Jul] 
*دگرگونی در چهره اجتماعی/سیاسی سوئد [2017 Jul] 
*خامنه ای و «ترقه بازی»!  [2017 Jun] 
*ما ایرانیان و «حافظه تاریخی» [2017 May] 
*گزینش ریاست جمهوری در حکومت اسلامی، یک نمایش ‏خسته کننده!‏  [2017 May] 
*نگارش فارسی و دردسرها (بخش دوم و پایانی)  [2017 Apr] 
*نگارش فارسی و دردسرها [2017 Apr] 
*بازار شام گزینش ریاست جمهوری در ایران [2017 Apr] 
*تابویی بنام فلسطین (بخش ششم) [2017 Apr] 
*تابویی بنام فلسطین بخش پنجم [2017 Mar] 
*تابویی بنام فلسطین بخش چهارم [2017 Mar] 
*تابویی بنام فلسطین! بخش دوم [2017 Feb] 
*تابویی بنام فلسطین!‏ بخش نخست  [2017 Jan] 
*نکته هایی در باره بر خورد با مرگ رفسنجانی  [2017 Jan] 
*خرید اسلحه از اسراییل تنها به ماجرای مک فارلین ‏خلاصه نمی شود [2017 Jan] 
*پرسش هایی در باره "گفتگو با یک مامور امنیتی پیشین"‏  [2016 Dec] 
*در پشتیبانی از کار تاریخی احمد منتظری  [2016 Dec] 
*گردهمآیی در پاسارگاد و برخورد جناب محمد رضا ‏شالگونی [2016 Nov] 
*سرگدشت شگفت انگیز یک نویسنده سوئد [2016 Oct] 
*حزب چپ سوئد، حزبی که جدی گرفته نمی شود  [2016 Oct] 
*پیک نت و دنباله روی از سیاست های روسیه [2013 Jan] 
*اسراییل و سیاستی نادرست [2012 Nov] 
*حکومت اسلامی، پشت پرده در گیری های تازه بین اسراییل و حماس [2012 Nov] 
*محکومیت حکومت اسلامی به جنایت علیه بشریت در دادگاه مردمی  [2012 Oct] 
*توطئه تازه علی خامنه ای وهاشمی رفسنجانی برای فریب مردم [2012 Oct] 
*منشور ملی و پایه های درست آن [2012 Oct] 
*اعتماد به خاتمی، گم راهی است [2012 Oct] 
*اکنون نوبت آرژانتین است! [2012 Sep] 
*چرایی اعتراف فریدون عباسی دوانی به دروغ گویی [2012 Sep] 
*کانادا و واکسن ضد حکومت اسلامی  [2012 Sep] 
*نشست سران جنبش عدم تعهد و شکستی دیگر [2012 Sep] 
*اگر زلزله در جنوب لبنان بود.... [2012 Aug] 
*نزدیک شدن سرنگونی بشار اسد و هراس بیشتر خامنه ای [2012 Aug] 
*برای یک ایران آزاد - بخش سوم [2012 Jul] 
*برای یک ایران آزاد - بخش دوم [2012 Jul] 
*برای یک ایران آزاد- بخش نخست [2012 Jul] 
*این هم یک نمونه تلخ دیگر! [2012 Jun] 
*رفتار حکومت اسلامی با افغانستانی ها شرم آور است [2012 May] 
*افشاگری های هولناک یک مقام پیشین حکومت و پرسش ها [2012 May] 
*اعتماد به حکومت اسلامی، بسیار خطرناک است! [2012 Apr] 
*حلقه گم شده! [2012 Mar] 
*نماز آدینه دو هفته پیش و علامت خامنه ای به بمب گذاران!  [2012 Feb] 
*زندگی در گذشته، نقدی بر نوشته علی کشتگر [2012 Jan] 
* نمابش انتخابات و به منبر رفتن خامنه ای [2012 Jan] 
*نمایش انتخابات و کوشش برای حرکتی ملی [2012 Jan] 
*پشتیبانی از درخواست محاکمه علی خامنه ای [2011 Dec] 
*به بهانه نامه نویسی‌ها به خامنه‌ای! [2011 Dec] 
*آن که باید "اقرار به اشتباه" و بد تر از آن اقرار به خیانت کند علی خامنه ای است نه دیگری! [2011 Dec] 
*جنون جنگ [2011 Nov] 
*همه پرسی آزاد، هم چنان بهترین گزینه [2011 Nov] 
*جناب گنجی، شما چرا! [2011 Nov] 
*اداره یک سرزمین شایستگی می خواهد! [2011 Oct] 
*به رهبر خود خوانده: تو برو خود را باش! [2011 Oct] 
*زشتی های روزگار! [2011 Sep] 
*جنبش سبز، هم چنان سبز است! [2011 Sep] 
*سیاست تازه ترکیه، سیاست باخت! [2011 Sep] 
*دشنه در قلب دریاچه ارومیه! [2011 Sep] 
*سوریه وحکومت اسلامی [2011 Aug] 
*آب که از سر گذشت.... [2011 Aug] 
*"اصلاح طلبان حکومتی" هم چنان در کج راه! [2011 Jul] 
*مجلس بی اختیار! [2011 Jul] 
*مراکش نیز دچار دگرگونی شد ولی ایران.... [2011 Jun] 
*کودتاگران، دو سال پس از کودتا [2011 Jun] 
*حماس و صلح جویی! [2011 May] 
*ما و انقلاب در جهان عرب [2011 Apr] 
*کودتا چیان و نیرنگ تازه آنان برای فریب ساده دلان! [2011 Apr] 
*نیروهای نظامی، زمان از دست می رود، به مردم بپیوندید! [2011 Mar] 
*آیا قذافی تا پیش از این دیکتاتور نبوده است؟ [2011 Mar] 
*نمی توان انقلاب مصری ها و تونسی ها را هم دزدید! [2011 Feb] 
*اعدام، جنایت است! [2011 Jan] 
*در باره افشاگری های ویکی لیکس [2010 Dec] 
*دانشجویان درخشیدند! [2010 Dec] 
* آمریکا این چنین می خواهد جلو آسیب های ناشی ازافشاگری های ویکی لیکس را بگیرد  [2010 Dec] 
*نیرنگ ها رنگ باخته است! [2010 Nov] 
*با نخبگان خود چنین نکنیم! ما وآرامش دوستدار [2010 Nov] 
*راه مرگ و ویرانی! [2010 Nov] 
*طبرزدی ودیگر مبارزان دربند را دریابیم! [2010 Oct] 
*نوری زاد و نوشتن نامه به «رهبر گرامی»! [2010 Oct] 
*دست آورد زیاده گویی ها! [2010 Oct] 
*محکوميت طبرزدی نشان توانايی نيست که درماندگی است!  [2010 Oct] 
*دیپلمات های جدا شده و چشم داشت ها [2010 Sep] 
*چرا [2010 Sep] 
*سرانجام به اینجا رسیدند: مکتب ایرانی! [2010 Aug] 
*بنیاد برومند و کاری با «بنیادی» درست! [2010 Aug] 
*نمایشنامه ای به نام «شهرام امیری»! [2010 Jul] 
*جنبش سبز، هر روز یک گام به پیش [2010 Jul] 
*چهره بی پوشش دین اسلام [2010 Jul] 
*جناب شیخ، دروغ نگو [2010 Jul] 
*تصویب یک «کاغذ پاره» دیگر [2010 Jun] 
*مرداب «خودکامگی وترس از جنبش مردمی»! [2010 Jun] 
*گروگان گیری، سیاست شناخته شده حکومت اسلامی [2010 May] 
*خون جوشان پنج قربانی دیگر [2010 May] 
*سالروز 22 خرداد و هراس کودتاگران [2010 May] 
*هدف مند کردن یارانه ها با چه انگیزه هایی؟ [2010 Apr] 
*نارسایی در رهبری، نقطه سستی اپوزیسیون - ناتالی بسر [2010 Apr] 
*شفاف گویی رمز پیروزی است [2010 Apr] 
*نخستین نشانه های اثر بخش بودن مبارزه منفی با حکومت اسلامی [2010 Apr] 
*به سوی جبهه سوم [2009 Mar] 
*دختر دانشجو نپذیرفت که به او تجاوز کنیم، بازداشتش کردیم! [2008 Jul] 
*بر ما چه رفته است؟ - ۴  [2008 Jun] 
*بر ما چه رفته است؟ (۳)  [2008 Jun] 
*بر ما چه رفته است؟(۲)  [2008 Jun] 
*چه خبر خوبی! [2008 Jun] 
*بر ما چه رفته است ؟ [2008 Jun] 
*نماینده پیشین مجلس: "نظام مشروعیت ندارد" [2008 Apr] 
*اپوزیسیون زیر نورافکن انتخابات قلابی!  [2008 Mar] 
*مردم "نقشه های" همه شما را "به هم می ریزند"! [2008 Mar] 
*انتخابات یا مردم فریبی؟! [2008 Feb] 
*لابی های حکومت اسلامی ونقش آنها [2008 Feb] 
*"جمله تاریکیست این محنت سرای" [2007 Dec]