"اصلاح طلبان حکومتی" هم چنان در کج راه!
کورش گلنام

سرنوشت "اصلاح خواهی"پس از کودتا و

با کودتای ننگبن دو سال پیش و جنایت ها و وحشی گری هایی که برای سرکوب فریادهای اعتراض مردم مسالمت جو و تحمیل رئیس جمهور انتصابی، قلابی و نادان انجام گرفت، خودکامگی بی مرز رهبر خود خوانده بیش از هر زمان دیگر آشکار شد. سرکوب و تبه کاری های پس از کودتا، یک بار دیگر نادرستی و بیهودگی راه سازش و کوشش برای "اصلاح" دستگاه خون ریز ودروغ پرداز ولایت را چون روز روشن ساخت. پس از آن بود که شماری از اصلاح طلبان حکومتی(1) که تیز هوش تر بودنددریافتند که به جای اصلاح حکومت نخست باید "خود" رااصلاح کرده و در برابر ویرانی هایی که با همراهی وهمکاری با ولایت به بار آورده اند، دست به انتقاد از خود و حکومت زده، خود را از هر دو باند حکومت جدا ساخته تا به این وسیله از سوی مردم معترض، بپا خاسته و خون به دل پذیرفته شوند.
 

درگیری دو باندکنونی

   گستردگی جنبش سبز اعتراضی و شعارهای روشن، تند و کوبنده بر علیه شخص ولی فقیه تحمیلی بر جامعه، چنان بود که برای باند احمدی نژاد به خوبی روشن ساخت که حکومت اسلامی و ملایان حاکم دیگر جایگاهی در میان مردم نداشته و خوش خیالانه پنداشتند اگر دیر بجنبند و مسیر خود را دیگر ننموده، قبله خود را از "مکه" به سوی "آرامگاه کوروش" نگردانده و مکتب خود را از " اسلامی" به "ایرانی" جابجا نکنند، دور نیست که درپاسخ به جنایت ها وخیانت هایی که انجام داده اند، در چنگال مردم، گرفتار و به سرنوشت شومی دچار شوند. همآن گونه که نگارنده بیش از این نیز بارها یاد آور شده است اندیشه این دگرگونی و دگردیسی شگفت انگیز که احمدی نژاد با فرصت جویی وخیانت بهولی نعمت خود، علی خامنه ای(2)به آن دست زده و اینک در برابر او بپا خواسته و عبا و ردای او را به آتش کشیده است، از خود او نیست زیرا در او چنین درک و توانی نبوده ونیست و برنامه ریزی از سوی دو چهره اصلی باند او مشایی وهاشمی ثمره به  ویژه مشایی است که به درستی گفته اند نقش مراد او را دارد. روشن نیست چرا باند خامنه ای، هاشمی ثمره، که او نیز بسیار حیله گر، خود خواه و دروغ پرداز است، رابه میان نیاورده و نامی از او نمی برد!
 

مبنای اصلی رفتار باند احمدی نزاد

از دید من روشن وآشکار است که: مبنای اصلی این درگیری، هراس باند احمدی نژاد از آینده و سقوطی است که در راه و در پیش است. همه دست وپا زدن های باند او از هدف مند کردن یارانه ها گرفته تا جابجایی "قبله اسلامی" به "قبله ایرانی، تا مخالفت با جدا سازی جنسی در دانشگاه ها(که خود به میان آرونده آن بوده اند)، تا افشای "برادران قاچاقچی"، تا آمارهای سرا سر بی پایه و ساختگی پیشرفت وتوسعه 6 سال دولت تحمیلی او، تا این وعده کودکانه"1000 متر زمین به هر خانواده" و پخش پول در میان پایین ترین رده های جامعه، همه فرصت جویی ها و نیرنگ بازی های آشکار و مسخره ای است برای جذب ساده دلان و فرار از ننگ و مجزات آینده برای  مسئولیت شرکت در تبه کاری ها ویران گری ها. شوربختانه اندک کسانی از کوشندگان و اهل اندیشه نیزدرک نادرستی از دگردیسی یکباره باند احمدی نژاد داشته و چنان تفسیر نا بجایی ازاین نیرنگ بازی داده اند که شگفت انگیز است. یکی از این هم میهنان تاآن جا پیش رفته است که با شتاب زدگی(گویا کشف بی همتا ونابی انجام داده است) ایستادگی احمدی نژاد و خالی نکردن پشت یاران نزدیک و فاسدش را "ابتکار و رفتاری بی سابقه و تاریخی" در میان سیاست مداران گذشته ایران و فرهنگ ومنش جامعه ایران دانسته و او را ستوده است! این هم میهن به این موردها توجه نکرده است که:

ـ  نه اندیشه ها و برنامه ریزی ها از آن خود احمدی نژاد است،

ـ نه رفتار او و ایستادگی نمادین او در برابر ولی فقیه خود خوانده به دور از ریاکاری و از سر دلسوزی برای مردم وآینده ایران است

ـ و نه او راه چاره دیگری جز پشتیبانی سرسختانه (تا آن جا که بتواند)از پیرامونیانش دارد زیرا خود توان اندیشه وبرنامه ریزی نداشته و به شدت به کار و اندیشه پردازی پیرامونیان نزدیک خود وابسته است. بی انگیزه نیست که باند خامنه ای آشکارا می خواهد همه همکاران نزدیک او را به زندان بکشد تا او از دست رسی به "اطاق اندیشه و برنامه ریزی" بی بهره و زمین گیر شده وبه بره ای سر به زیر آن گونه که می خواهند بدل شود.
 

ااگر خاتمی آموخته بود

اینک ولی فقیه که جز اوباشان و چاپلوسان ریا کار پیرامون خود، اندک هواداری و مشروعیتی در میان مردم نداشته و دچار تنگنا و گرفتاری سختی شده است و این بار به شکلی جدی آینده خود را بسیار تیره وتار می بیند، به سوی "اصلاح طلبان حکومتی" هنوز باقی، روی آورده و زمزمه هایی از سوی باند او برخاسته که اگر این گروه چنین وچنان کند می تواند در گزبنش آینده مجلس شرکت کند. خامنه ای خود نمی گویدولی روشن است که سرچشمه این سیاست وسخنان جز در لانه ریا و نیرنگ او نیست.

اگرخاتمی از گذشته آموخته بود، یک بار دیگر چنین چشم بسته به سوی مرداب نمی رفت. اگر آموحته بود این رسوایی را ببار نمی آورد که در برابرخانواده های زجرکشیده قربانیان جنایت های تازه خامنه ای به او بگوید"اگر به نظام و رهبری ظلم شده است به نفع آینده از آن چشم پوشی شود"!؟ باور کردنی نیست که کسی آن همه کشتار و شکنجه و به بند کشیدن مردم معترضی که مسالمت جویانه تنها حق خود می خواستند را ببیند و به متهم به جنایت بر علیه بشریت بگوید"اگر به او و نظامش ظلمی شده است چشم پوشی کند"! به این منش ورفتار چه نامی باید داد؟

یکبار دیگر باید به مردم ایران به ویژه جوانان و دانشجویان گفت که با کشتی شکسته "اصلاح طلبی" خاتمی به آب نزنند. بیاد بیاوریم که او هشت سال تمام فرصت سوزی کرد. هر چه به او هشدار دادند و گوش زد کردند که دست از این مسالمت جویی حقارت بار بردارد و اندکی دلیری وجسارت داشته باشد، نشد که نشد! از ترس و هراسی که برای عاقبت خود داشت، هرجا نشست و برخاست، گفت:"ما که برای براندازی نیامده ایم" و"رهبر ستون خیمه انقلاب است"! پس از قتل های زنجیره ای قول داد که "تا چشم فتنه را درنیاورده از پای ننشیند"! سپس رفت پای سفره چشم فتنه نشست وخورد! می دانست، خوب هم می دانست که لانه "ستون خیمه انقلاب" همآن چشم فتنه است ولی خود را به ندانستن زد. زمانی که همه چیز را از دست رفته دید تازه یادش آمد که برای فرار از بی عرضگی ها وفرصت سوزی های خود بگوید:"من یک تدارکات چی بیشتر نبودم"! هنوز هم چنین می کندو پس از این همه ویرانی کشتار وتجاوز و دروغ وبی شرمی در دو سال گذشته که شماری زیادی از همراهان خود از آن میان وزیران و مدیران دولتتش  رابه بند کشیده، شکنجه کرده و برای خرد کردن آن ها، توهین آمیز به شو تلویزیونی آوردند چیزی در او دگرگون نشده است. برای بازگشت به دامان رهبر، نیازباشد برای مردم دلسوزی کرده و اشک هم می ریزد. نیاز باشد به کسی که در سخنرانی خود پس از راهپیمایی اعتراضی و مسالمت جویانه سه میلیون مردم در تهران، آشکارا فرمان کشتار مردم را داد، می گوید"از ظلمی که بتو و نظامت شده است چشم پوشی کن"!

آقای خاتمی پنبه ها را از گوشت بیرون بیاور. این حکومت اصلاح پذیر نیست. حکومت ولایی تباه، ریاکار، ویرانگر واوباش پرور است. علی خامنه ای و اوباشان وابیته چه نیرنگ بازی ها و جنایت های دیگری باید انجام بدهد تا شما و هم اندیشان شما این را متوجه شوید. جناب خاتمی، خطر فروپاشی این حکومت جنایت پیشه نیست، آن چه خطرناک است و باید به آن اندیشید ادامه فرمانروایی این حکومت ویرانگر و سرانجام از هم پاشیدن شیرازه سرزمین ایران است.

موسوی وکروبی دست کم دلیری داشتند

موسوی وکروبی هم نگفتند که ما برانداز هستیم و می خواهیم حکومت را دیگر کنیم ولی زمانی که پس ازگرینش قلابی و انتصاب احمدی نژاد، تنگنا های حقیقی، تباهی و جنایت حکومت را دیدند چشم خود را نبستند. کوشیدندو حقیقت را گفتند و افشا کردندو از عاقبت کار هم نهراسیدند و مردم را نفروختند. این گفته به ویژه در باره موسوی بیشتر وفق می کند زیرا بیش از بیست سال در هیج یک از باندهای حکومتی نبود. در آن چه که پس از کاندید شدن به مردم وعده کرد، استوار و پا بر جا ایستادو ننگ تسلیم وکرنش به"ستون خیمه انقلاب" را بر خود نخرید. یک ویژگی مهم دیگر موسوی درستکاری و پاکدامنی او است که در این حکومت آلوده به تباهی امتیاز بزرگی است. هم موسوی و هم کروبی در برابر همه فشارها و ویورش هاو تهدید های هر روزه اوباشان حکومت گامی پس ننشستند تازمانی آنان را نیز ربوده و به گروگان گرفتند. اکنون نیز هم چنان استوار ایستاده واز حق خود و مردم نگذشته اند.

آقای خاتمی می گوید "ما بر انداز نیستیم". فریاد مردم به جان رسیده ایران واژگونه آن می گوید:"ما برانداز هستیم و حکومت اسلامی نمی خواهیم". براندازی مردم ولی به معنای آشوب خواهی و جنگ افروزی نیست. پیشنهادی خیلی ساده، شدنی و مسالمت جویانه وجود دارد که بیشترین شمار مردم ایران نیز سخت با آن موافق است. یک انتخابات آزاد با داوری و کنترل سازمان های حقوق بشری در ایران انجام بگیرد تا روشن شود که مردم این حکومت را می خواهند یا نه. تا خاتمی و هم اندیشان اونیز پاسخ خود را دریافت کند. آیا راهی از این ساده تر و مسالمت جویانه تر هست؟

 

 

پا نویس:

1 ـ نگارنده همیشه تاکید داشته است که از"اصلاح طلیان حکومتی" سخن بگوید تا روشن باشد که این گروه خواستار برچیدن حکومت متکی بر ولایت نیستندو "اصلاح" را در چهارچوب همین رژیم با قانونی متکی بر "ولایت مطلقه" می خواهند که خود بخود نفی کننده"اصلاح" و آن شعارهای تو خالی ای بوده است که سال ها خود و بخشی از جامعه ایران را به آن سرگرم نموده بودند. از دل آن سیاست های نادرست بود که این دولت ننگ، نادانی و ویرانی یبرون آمد. احمدی نژاد بیش از هر چیز، میوه سستی، ندانم کاری وتدارکات چی بودن خاتمی است. شماری از اطلاح طلبانی که وزیر، وکیل و از "خودی های" آن روزگار بوده و گوش شنوایی برای هشداری های دیگران نداشتند، اینک در زندان ها چوب فرصت سوزی ها و رفتن به کج راه و درک نادرست خود از " اصلاح" و "مسالمت جویی" را می خورند و تازه دریافته اند که در این سی و دو سال جه بر سر مردم آمده است!

2 ـ با آن پشتیبانی های آتشین وننگین که از او کرد و در راه آن مردم معترض را به خاک وخون کشید.

منبع:پژواک ایران


فهرست مطالب کورش گلنام در سایت پژواک ایران 

*یک مادر؛ بر گرفته از کتاب «پسران در تابوت های فلزی« (۱) [2017 Aug] 
*دگرگونی در چهره اجتماعی/سیاسی سوئد بخش سوم و پایانی، حزب دِمُکرات های سوئد [2017 Jul] 
*دگرگونی در چهره اجتماعی/سیاسی سوئد بخش دوم [2017 Jul] 
*دگرگونی در چهره اجتماعی/سیاسی سوئد [2017 Jul] 
*خامنه ای و «ترقه بازی»!  [2017 Jun] 
*ما ایرانیان و «حافظه تاریخی» [2017 May] 
*گزینش ریاست جمهوری در حکومت اسلامی، یک نمایش ‏خسته کننده!‏  [2017 May] 
*نگارش فارسی و دردسرها (بخش دوم و پایانی)  [2017 Apr] 
*نگارش فارسی و دردسرها [2017 Apr] 
*بازار شام گزینش ریاست جمهوری در ایران [2017 Apr] 
*تابویی بنام فلسطین (بخش ششم) [2017 Apr] 
*تابویی بنام فلسطین بخش پنجم [2017 Mar] 
*تابویی بنام فلسطین بخش چهارم [2017 Mar] 
*تابویی بنام فلسطین! بخش دوم [2017 Feb] 
*تابویی بنام فلسطین!‏ بخش نخست  [2017 Jan] 
*نکته هایی در باره بر خورد با مرگ رفسنجانی  [2017 Jan] 
*خرید اسلحه از اسراییل تنها به ماجرای مک فارلین ‏خلاصه نمی شود [2017 Jan] 
*پرسش هایی در باره "گفتگو با یک مامور امنیتی پیشین"‏  [2016 Dec] 
*در پشتیبانی از کار تاریخی احمد منتظری  [2016 Dec] 
*گردهمآیی در پاسارگاد و برخورد جناب محمد رضا ‏شالگونی [2016 Nov] 
*سرگدشت شگفت انگیز یک نویسنده سوئد [2016 Oct] 
*حزب چپ سوئد، حزبی که جدی گرفته نمی شود  [2016 Oct] 
*پیک نت و دنباله روی از سیاست های روسیه [2013 Jan] 
*اسراییل و سیاستی نادرست [2012 Nov] 
*حکومت اسلامی، پشت پرده در گیری های تازه بین اسراییل و حماس [2012 Nov] 
*محکومیت حکومت اسلامی به جنایت علیه بشریت در دادگاه مردمی  [2012 Oct] 
*توطئه تازه علی خامنه ای وهاشمی رفسنجانی برای فریب مردم [2012 Oct] 
*منشور ملی و پایه های درست آن [2012 Oct] 
*اعتماد به خاتمی، گم راهی است [2012 Oct] 
*اکنون نوبت آرژانتین است! [2012 Sep] 
*چرایی اعتراف فریدون عباسی دوانی به دروغ گویی [2012 Sep] 
*کانادا و واکسن ضد حکومت اسلامی  [2012 Sep] 
*نشست سران جنبش عدم تعهد و شکستی دیگر [2012 Sep] 
*اگر زلزله در جنوب لبنان بود.... [2012 Aug] 
*نزدیک شدن سرنگونی بشار اسد و هراس بیشتر خامنه ای [2012 Aug] 
*برای یک ایران آزاد - بخش سوم [2012 Jul] 
*برای یک ایران آزاد - بخش دوم [2012 Jul] 
*برای یک ایران آزاد- بخش نخست [2012 Jul] 
*این هم یک نمونه تلخ دیگر! [2012 Jun] 
*رفتار حکومت اسلامی با افغانستانی ها شرم آور است [2012 May] 
*افشاگری های هولناک یک مقام پیشین حکومت و پرسش ها [2012 May] 
*اعتماد به حکومت اسلامی، بسیار خطرناک است! [2012 Apr] 
*حلقه گم شده! [2012 Mar] 
*نماز آدینه دو هفته پیش و علامت خامنه ای به بمب گذاران!  [2012 Feb] 
*زندگی در گذشته، نقدی بر نوشته علی کشتگر [2012 Jan] 
* نمابش انتخابات و به منبر رفتن خامنه ای [2012 Jan] 
*نمایش انتخابات و کوشش برای حرکتی ملی [2012 Jan] 
*پشتیبانی از درخواست محاکمه علی خامنه ای [2011 Dec] 
*به بهانه نامه نویسی‌ها به خامنه‌ای! [2011 Dec] 
*آن که باید "اقرار به اشتباه" و بد تر از آن اقرار به خیانت کند علی خامنه ای است نه دیگری! [2011 Dec] 
*جنون جنگ [2011 Nov] 
*همه پرسی آزاد، هم چنان بهترین گزینه [2011 Nov] 
*جناب گنجی، شما چرا! [2011 Nov] 
*اداره یک سرزمین شایستگی می خواهد! [2011 Oct] 
*به رهبر خود خوانده: تو برو خود را باش! [2011 Oct] 
*زشتی های روزگار! [2011 Sep] 
*جنبش سبز، هم چنان سبز است! [2011 Sep] 
*سیاست تازه ترکیه، سیاست باخت! [2011 Sep] 
*دشنه در قلب دریاچه ارومیه! [2011 Sep] 
*سوریه وحکومت اسلامی [2011 Aug] 
*آب که از سر گذشت.... [2011 Aug] 
*"اصلاح طلبان حکومتی" هم چنان در کج راه! [2011 Jul] 
*مجلس بی اختیار! [2011 Jul] 
*مراکش نیز دچار دگرگونی شد ولی ایران.... [2011 Jun] 
*کودتاگران، دو سال پس از کودتا [2011 Jun] 
*حماس و صلح جویی! [2011 May] 
*ما و انقلاب در جهان عرب [2011 Apr] 
*کودتا چیان و نیرنگ تازه آنان برای فریب ساده دلان! [2011 Apr] 
*نیروهای نظامی، زمان از دست می رود، به مردم بپیوندید! [2011 Mar] 
*آیا قذافی تا پیش از این دیکتاتور نبوده است؟ [2011 Mar] 
*نمی توان انقلاب مصری ها و تونسی ها را هم دزدید! [2011 Feb] 
*اعدام، جنایت است! [2011 Jan] 
*در باره افشاگری های ویکی لیکس [2010 Dec] 
*دانشجویان درخشیدند! [2010 Dec] 
* آمریکا این چنین می خواهد جلو آسیب های ناشی ازافشاگری های ویکی لیکس را بگیرد  [2010 Dec] 
*نیرنگ ها رنگ باخته است! [2010 Nov] 
*با نخبگان خود چنین نکنیم! ما وآرامش دوستدار [2010 Nov] 
*راه مرگ و ویرانی! [2010 Nov] 
*طبرزدی ودیگر مبارزان دربند را دریابیم! [2010 Oct] 
*نوری زاد و نوشتن نامه به «رهبر گرامی»! [2010 Oct] 
*دست آورد زیاده گویی ها! [2010 Oct] 
*محکوميت طبرزدی نشان توانايی نيست که درماندگی است!  [2010 Oct] 
*دیپلمات های جدا شده و چشم داشت ها [2010 Sep] 
*چرا [2010 Sep] 
*سرانجام به اینجا رسیدند: مکتب ایرانی! [2010 Aug] 
*بنیاد برومند و کاری با «بنیادی» درست! [2010 Aug] 
*نمایشنامه ای به نام «شهرام امیری»! [2010 Jul] 
*جنبش سبز، هر روز یک گام به پیش [2010 Jul] 
*چهره بی پوشش دین اسلام [2010 Jul] 
*جناب شیخ، دروغ نگو [2010 Jul] 
*تصویب یک «کاغذ پاره» دیگر [2010 Jun] 
*مرداب «خودکامگی وترس از جنبش مردمی»! [2010 Jun] 
*گروگان گیری، سیاست شناخته شده حکومت اسلامی [2010 May] 
*خون جوشان پنج قربانی دیگر [2010 May] 
*سالروز 22 خرداد و هراس کودتاگران [2010 May] 
*هدف مند کردن یارانه ها با چه انگیزه هایی؟ [2010 Apr] 
*نارسایی در رهبری، نقطه سستی اپوزیسیون - ناتالی بسر [2010 Apr] 
*شفاف گویی رمز پیروزی است [2010 Apr] 
*نخستین نشانه های اثر بخش بودن مبارزه منفی با حکومت اسلامی [2010 Apr] 
*به سوی جبهه سوم [2009 Mar] 
*دختر دانشجو نپذیرفت که به او تجاوز کنیم، بازداشتش کردیم! [2008 Jul] 
*بر ما چه رفته است؟ - ۴  [2008 Jun] 
*بر ما چه رفته است؟ (۳)  [2008 Jun] 
*بر ما چه رفته است؟(۲)  [2008 Jun] 
*چه خبر خوبی! [2008 Jun] 
*بر ما چه رفته است ؟ [2008 Jun] 
*نماینده پیشین مجلس: "نظام مشروعیت ندارد" [2008 Apr] 
*اپوزیسیون زیر نورافکن انتخابات قلابی!  [2008 Mar] 
*مردم "نقشه های" همه شما را "به هم می ریزند"! [2008 Mar] 
*انتخابات یا مردم فریبی؟! [2008 Feb] 
*لابی های حکومت اسلامی ونقش آنها [2008 Feb] 
*"جمله تاریکیست این محنت سرای" [2007 Dec]