به بهانه نامه نویسی‌ها به خامنه‌ای!
پشتیبانی از محمد نوری زاد و یادی دیگر از ادیب و نوبسنده گرامی، زنده یاد علی اکبر سیرجانی 
کورش گلنام

آخرین نامه محمد نوری زاد خلاف روند پیشین که روزهای  آدینه بود، پنجشنبه منتشر شد. همین خود نشان از پیش آمدی ناگوار و شتاب نویسنده نامه برای خبررسانی داشت که کار درستی هم بود.

 هیچ انسان شرافتمندی نمی توانداین رفتارهای ضد انسانی را حتا اگر به حود نوبسنده نامه نیز ایراد داشته باشد، محکوم نکرده و از شنیدن این ماجرا اندوهگین نشود. کار بی اخلاقی و بی وجدانی در این حکومت زیر سایه"رهبر گرامی" مرز و اندازه ای نداشته و ندارد. این که واژه زمان گذشته "نداشته"را به کار می برم به این سبب است گه این شیوه اندیشه، منش ورفتار از سوی اوباشان وابسته به حکومت زیر فرمان علی خامنه ای چه در وزارت اطلاعات باشد چه در سپاه وبسیج، نه تازگی دارد و نه هزاران خانواده دل سوخته، قربانی داده و شکنجه شده ایرانی با آن نا آشنایند.

نگارنده درآبان ماه سال گذشته نیز در باره نامه ها ی محمدنوری زاد به علی خامنه ای نوشت ویادآور شد که این نامه هابر این خود باخته درقدرت اثر ندارد و گویا اینک برای جناب نوری زاد هم چون روز روشن شده باشد.

اکنون از زمان نامه شجاعانه وبی پرده زنده یاد مهندس بازرگان به خمینی در سال 67  در باره لجاجت خمینی در ادامه جنگ(1)  ونامه های گوناگو ن زنده یاد آیت الله منتظری به خمینی و هشدار ها به خامنه ای سا لیان درازی گذشته است. دربیش از  دو دهه گذشته که خامنه ای در قدرت جا خوش نموده است، ده ها تن به اندرز وهشدار به او نامه نوشته اند که نه تنها اندک اثری بر او نداشته که همه نوبسندگان رانیز یا به وادی زندان، مرگ ونابودی شکنجه وار و یا به گریز از میهن کشانده است.

تنها سودنامه های امروز

این نامه ها در زمان های دورترکه هنوز ماهیت حقیقی حکومت  خمبنی و خامنه ای بر مردم و به وپزه هواداران سر سخت حکومت روشن نبود، افشا گرانه بوده و اثر بخشی بیشتری داشت. گاه دلیری نویسنده چنین نامه ای درآن دوران نا آگاهی های فراوان از درون مایه حکومت، شگفت انگیزو بسیار تحسین بر انگیز بود. امروزکه خوشبختانه حکومت اسلامی و رهبر آن از رسواترین حکومت ها و رهبران در جهان بوده و مردم ایران نیز  پس از سال ها شکنجه و ستم، این حکومت را خوب شناخته و باهمه وجودازآن بیزاز گشته اند، تنها سود چنین نامه ها برای ثبت در تاریخ و به عنوان سند ومدرک است وچون گذشته ازجنبه افشاگرانه و ناگفته ها بر خوردار نیست اگر چه در جای خود ارزش دارند.

به عنوان یک انسان، رفتاروابستگان حکومت با محمد نوری زاد را زشت ونفرت انگیز دانسته و ازایشان برای دست یافتن به حق انسانی پایمال شده خود، پشتیبانی می کنم. ولی لازم دیدم چند نکته را با ایشان در میان بگذارم:

آیا اگرکودتای انتخاباتی رخ نداده بود، شماهم چنان از خامنه ای پشتیبانی می کردید؟

 در این روزهای سختی که می گذارانید ،آیا از شمار زیادی که درسی و سه سال فرمانرامایی این حکومت، بی گناه و گاه در آغاز جوانی، بدترین شکنجه ها را دیده وقربانی شدندو یا هزاران خانواده که از هم فرو پاشیدند نیزیادی کرده و به آن ها اندیشیده اید؟

آیا هیچ گاه به انبوه جنایت ها وتبه کاری های حکومت پیش از کودتای انتخاباتی هم اعتراض کردید؟

من تنها برای یاد آوری شمابخشی از نامه دلیرانه زنده یاد علی اکبر سیرجانی را که به بدترین وغیر انسانی ترین شیوه به قتل رسید رایک بار دیگر در این حا می آورم تا شما خود داوری کنید. اگر شما سال 90 و پس از کودتا، نامه سرگشاده نوشتید(که البته همین هم دلیری می خواهد)، زنده یاد سیرجانی سال  1372 جان در کف نهاد و نامه تاریخی وبسیار گزنده خود به "رهبر گرامی"را منتشر کرد. او در  22 آذر همآن سال دستگیر و در 6 آذر سال1373 پس از تحمل شکنجه ها و فشارهای شدید، به دست همین آدم کشان به قتل رسید . اینک بخش هایی ازآن نامه تاریخی که می باید آن را خواند وباز خواند:   

جناب آقای خامنه ‏ای

پيام عتاب ‏آميز جناب عالی را آقای صابری برايم خواند، و متاسف شدم، نه به علت اين که مورد قهر ‏آن مقام معظم قرار گرفته ‏ام و به زودی امت هميشه در صحنه حزب‏ الله حسابم را خواهند رسيد که مرگ در راه دفاع از ‏حق شهادت است و ما مرگ شهادت از خدا خواسته ‏ايم. تاسف و تاثرم از پندارهای باطل خويش بود و اميدهای برباد ‏رفته ‏ام درباره سعه صدر جناب عالی و سرنوشتی که ملت ايران در دوران رهبری شما خواهند داشت.‏

بگذريم از لحن توهين ‏آميز پيام که حتی قاصد را شرمنده کرده بود و از هر مسلمان با تقوايی بعيد مي‏نمود تا چه رسد ‏به رهبر مسلمانان جهان. حيرتم از اين است که جناب عالی به استناد کدامين سند و قرينه و امارت مرا مرتد قلمداد ‏کرديد و نامعتقد به اسلام. اگر مستند به نوشته‏ های من است ای کاش موردش را مشخص می فرموديد، و اگر مبتنی بر ‏واردات غيبی است و اشراف بر ضماير که انالله و انااليه راجعون.‏

می ‏دانم در حکومتی که مرحوم شريعتمداری با آن مقام فقاهت، مهندس بازرگان با آن تقوای دينی و سياسی، آيت ‏الله ‏منتظری با آن سوابق مبارزاتی دق‏مرگ و خانه‏ نشين و مطرودند، تکليف امثال بنده معلوم است و بر ما کجا برازد دعوی ‏بی‏ گناهی.‏

و می دانم رهبر جليل القدری که با يک نهيبش نمايندگآن مجلس اسلامی در لاک سکوت و وحشت مي‏خزند، البته ‏می تواند با تيغ بيدريغ تکفير حمله بر من درويش يک قبا آرد.‏

فرموده بوديد چرا اين همه مزايای حکومت اسلامی را نديده ‏ام و به تمجيد نپرداخته ‏ام. اين وظيفه اخلاقی را شاعران و ‏نويسندگان محترمی که با چرخشی ناگهانی در سلک هواداران ولايت فقيه درآمده ‏اند بهتر و موثرتر انجام مي‏دهند. ‏وانگهی رژيمی که علاوه بر فرستنده‏ های راديويی و تلويزيونی هزاران مسجد و منبر و مجلس را در اختيار دارد چه نيازی ‏به مديحه ‏سرايی مطرودان دارد، به خصوص نويسنده کج‏ سليقه‏ ای که هرگز در مدح هيچ امير و حاکمی قلم نزده است.

و بخش آخر نامه

‏آدميزاده‏ ام، آزاده ‏ام و دليلش همين نامه، که در حکم فرمان آتش است و نوشيدن جام شوکران. بگذاريد آيندگان بدانند که ‏در سرزمين بلاخيز ايران هم بودند مردمی که دليرانه از جان خود گذشتند و مردانه به استقبال مرگ رفتند.‏

با تقديم احترام

سعيدی سيرجانی

یاد این ادیب و نویسنده بزرگ و دلیر برای  همیشه تاریخ ایران، گرامی و زنده است.

 

کوروش گلنام

یکشنبه 27 آذر 1390 ـ 18 دسامبر 2011

 

پا نویس:

1 ـ این نامه را می توانید درآدرس زیربخوانید

http://www.pezhvakeiran.com/page1.php?id=19520

 

 

 

 

 

 

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

فهرست مطالب کورش گلنام در سایت پژواک ایران 

*تابویی بنام فلسطین بخش پنجم
*تابویی بنام فلسطین بخش چهارم
*تابویی بنام فلسطین! بخش دوم
*تابویی بنام فلسطین!‏ بخش نخست
*نکته هایی در باره بر خورد با مرگ رفسنجانی
*خرید اسلحه از اسراییل تنها به ماجرای مک فارلین ‏خلاصه نمی شود
*پرسش هایی در باره "گفتگو با یک مامور امنیتی پیشین"‏
*در پشتیبانی از کار تاریخی احمد منتظری
*گردهمآیی در پاسارگاد و برخورد جناب محمد رضا ‏شالگونی
*سرگدشت شگفت انگیز یک نویسنده سوئد
*حزب چپ سوئد، حزبی که جدی گرفته نمی شود
*پیک نت و دنباله روی از سیاست های روسیه
*اسراییل و سیاستی نادرست
*حکومت اسلامی، پشت پرده در گیری های تازه بین اسراییل و حماس
*محکومیت حکومت اسلامی به جنایت علیه بشریت در دادگاه مردمی
*توطئه تازه علی خامنه ای وهاشمی رفسنجانی برای فریب مردم
*منشور ملی و پایه های درست آن
*اعتماد به خاتمی، گم راهی است
*اکنون نوبت آرژانتین است!
*چرایی اعتراف فریدون عباسی دوانی به دروغ گویی
*کانادا و واکسن ضد حکومت اسلامی
*نشست سران جنبش عدم تعهد و شکستی دیگر
*اگر زلزله در جنوب لبنان بود....
*نزدیک شدن سرنگونی بشار اسد و هراس بیشتر خامنه ای
*برای یک ایران آزاد - بخش سوم
*برای یک ایران آزاد - بخش دوم
*برای یک ایران آزاد- بخش نخست
*این هم یک نمونه تلخ دیگر!
*رفتار حکومت اسلامی با افغانستانی ها شرم آور است
*افشاگری های هولناک یک مقام پیشین حکومت و پرسش ها
*اعتماد به حکومت اسلامی، بسیار خطرناک است!
*حلقه گم شده!
*نماز آدینه دو هفته پیش و علامت خامنه ای به بمب گذاران!
*زندگی در گذشته، نقدی بر نوشته علی کشتگر
* نمابش انتخابات و به منبر رفتن خامنه ای
*نمایش انتخابات و کوشش برای حرکتی ملی
*پشتیبانی از درخواست محاکمه علی خامنه ای
*به بهانه نامه نویسی‌ها به خامنه‌ای!
*آن که باید "اقرار به اشتباه" و بد تر از آن اقرار به خیانت کند علی خامنه ای است نه دیگری!
*جنون جنگ
*همه پرسی آزاد، هم چنان بهترین گزینه
*جناب گنجی، شما چرا!
*اداره یک سرزمین شایستگی می خواهد!
*به رهبر خود خوانده: تو برو خود را باش!
*زشتی های روزگار!
*جنبش سبز، هم چنان سبز است!
*سیاست تازه ترکیه، سیاست باخت!
*دشنه در قلب دریاچه ارومیه!
*سوریه وحکومت اسلامی
*آب که از سر گذشت....
*"اصلاح طلبان حکومتی" هم چنان در کج راه!
*مجلس بی اختیار!
*مراکش نیز دچار دگرگونی شد ولی ایران....
*کودتاگران، دو سال پس از کودتا
*حماس و صلح جویی!
*ما و انقلاب در جهان عرب
*کودتا چیان و نیرنگ تازه آنان برای فریب ساده دلان!
*نیروهای نظامی، زمان از دست می رود، به مردم بپیوندید!
*آیا قذافی تا پیش از این دیکتاتور نبوده است؟
*نمی توان انقلاب مصری ها و تونسی ها را هم دزدید!
*اعدام، جنایت است!
*در باره افشاگری های ویکی لیکس
*دانشجویان درخشیدند!
* آمریکا این چنین می خواهد جلو آسیب های ناشی ازافشاگری های ویکی لیکس را بگیرد
*نیرنگ ها رنگ باخته است!
*با نخبگان خود چنین نکنیم! ما وآرامش دوستدار
*راه مرگ و ویرانی!
*طبرزدی ودیگر مبارزان دربند را دریابیم!
*نوری زاد و نوشتن نامه به «رهبر گرامی»!
*دست آورد زیاده گویی ها!
*محکوميت طبرزدی نشان توانايی نيست که درماندگی است!
*دیپلمات های جدا شده و چشم داشت ها
*چرا
*سرانجام به اینجا رسیدند: مکتب ایرانی!
*بنیاد برومند و کاری با «بنیادی» درست!
*نمایشنامه ای به نام «شهرام امیری»!
*جنبش سبز، هر روز یک گام به پیش
*چهره بی پوشش دین اسلام
*جناب شیخ، دروغ نگو
*تصویب یک «کاغذ پاره» دیگر
*مرداب «خودکامگی وترس از جنبش مردمی»!
*گروگان گیری، سیاست شناخته شده حکومت اسلامی
*خون جوشان پنج قربانی دیگر
*سالروز 22 خرداد و هراس کودتاگران
*هدف مند کردن یارانه ها با چه انگیزه هایی؟
*نارسایی در رهبری، نقطه سستی اپوزیسیون - ناتالی بسر
*شفاف گویی رمز پیروزی است
*نخستین نشانه های اثر بخش بودن مبارزه منفی با حکومت اسلامی
*به سوی جبهه سوم
*دختر دانشجو نپذیرفت که به او تجاوز کنیم، بازداشتش کردیم!
*بر ما چه رفته است؟ - ۴
*بر ما چه رفته است؟ (۳)
*بر ما چه رفته است؟(۲)
*چه خبر خوبی!
*بر ما چه رفته است ؟
*نماینده پیشین مجلس: "نظام مشروعیت ندارد"
*اپوزیسیون زیر نورافکن انتخابات قلابی!
*مردم "نقشه های" همه شما را "به هم می ریزند"!
*انتخابات یا مردم فریبی؟!
*لابی های حکومت اسلامی ونقش آنها
*"جمله تاریکیست این محنت سرای"