نیرنگ ها رنگ باخته است!
کورش گلنام

مردم ایران هشیارند.

 سی و دو سال زندگی در حکومت اسلامی پر از دروغ ودرد، رنج وجور، خشونت وکشتار، چنان تجربه های جان سوزی برای مردم ایران داشته است که دیگر ریا کاری ها و نیرنگ بازی های کودتاچیان وتبه کاران درحکومت اسلامی، کاربرد را خود را از دست داده است. حکومت در هم پاشیده و سرگردان است. به هر کاری دست می زند، وضع را بدتر از گذشته می کند.

رئیس انتصابی دولت کودتا با هزینه فراوان از سرمایه های مردم ایران به لبنان رفت که بگوید من نیز کسی هستم و حکومت قدرت دارد و ما چنین وچنان هستیم، ولی خبرهایی که این روزها در درون ایران و از زبان هواداران همین دولت کودتا بیان شده، نشان می دهد که پس از این سفر، رفتار لبنانی ها و حتا سوری ها با ایرانیان بسیار بد شده است. این خبر را که پس از سفر رئیس دولت کودتا به لبنان و به تازگی منتشر شده است بخوانید"

" اين روزها در دو كشور سوريه و لبنان(و بالاخص لبنان) شرايط استقبال از ايرانيان در فرودگاه‌ها و ترمينال‌هاي اين كشورها به شدت با ايرانيان رو به وخامت مي‌گذارد. بسياري از مسافرين ايراني به چشم خود مي‌بينند كه چه مامورين فرودگاهي و ترمينالي و چه حتي مردم اين دو كشور با ايرانيان برخوردي بسيار شنيع و مشمئز كننده دارند! اين اتفاق تا اينجا پيش مي‌رود كه در لبنان و سوريه اين دو كشور دوست و ظاهرا همراه، مسافران ايراني را دور از مردم ساير كشورها در سالنهايي جداگانه وارد مي‌كنند و متاسفانه برخوردهاي بدي با بسياري از ايرانيان صورت مي‌گيرد، به گونه‌اي كه گاه بسياري از ايرانيان با اين ماموران وارد جنگ‌هاي لفظي بسياري مي‌شوند. به نظر می رسد دولتهای عرب انتقام برادری ملتهایشان با انقلاب اسلامی را از ملت ایران می گیرند." بدون دست بردن در نگارش نوشته، از سایتی بنام پایگاه خبری تحلیلی صراط(2)

جزجنوب لبنان که جیره خواران حکومت اسلامی در آن ساکن هستند، در بخش های دیگر لبنان با این سفر گاه به شدت مخالفت و اعلام انزجار شده است.

ویکی لیکس

داده های منتشر شده چند روز گذشته وسیله ویکی لیکس نیز یکبار دیگر بر این نکته مهر تایید می زند که رفتار و نیرنگ بازی های حکومت اسلامی تا چه اندازه اثر منفی در منطقه و اتفاقن(اتفاقا) در کشورهای مسلمان داشته وآنان چگونه خواستار یورش نظامی آمریکا به حکومت اسلامی، نابودی تاسیسات هسته ای،  پایان آتش افروزی ها و  کوبیدن"سر مار" هستند.

درماندگی

رژیم درمانده شده است. نمونه دیگر روشن این درماندگی پذیرش گفت وگو با 1+5 است که گویا ترین نشانه این امر است. دولت های طرف گفت وگو نه تنها به گزافه گویی ها وشرط های مضحک رئیس کودتایی و انتصابی دولت اهمیتی ندادند، نه تنها ثابت کردند که دست از سرحکومت اسلامی و برنامه هسته اش بر نداشته اند، نه تنها به روشنی از گفت وگو ی بسیار جدی در این نشست بر سر برنامه هسته ای سخن گفته اند(که احمدی نژاد همچنان در هذیان گویی ها ی خود منکر آن می شود)،نه تنها نپذیرفتند که ترکیه و برزیل در نشست ها شرکت کنند، نه تنها برگزاری نشست در ترکیه را رد کردند که مسئله حقوق بشر در ایران را نیز بر گفت وگوها افزوده وفشارها را چندین برابر کرده اند. معنای این رفتار این است که اینک این کشورهای 1+5 هستند که همه چیز را تعین کرده و دولتی را که بارها با وقاحت کار برنامه هسته ای را "تمام شده" اعلام کرده بود، مجبور نموده اند دوباره با سرافکندگی و در زیر فشار شدید تحریم ها و از هم پاشیدگی اقتصادی، با سستی بسیار افزون تر از گذشته بر سر میز گفت وگو بنشیند! همین کار خود ضربه سخت وکوبنده ای بر زیاده گویان در حکومت اسلامی است.

نمونه دیگر، درماندگی حکومت در اجرای برنامه فریب کارانه"هدف مند کردن یارانه ها" است که تنها به کمی کنجکاوی، دقت و هشیاری نیاز است تا متوجه شد که چه انگیزه ها و هدف های شوم دیگری پشت آن نهفته است. نگارنده چند ماه پیش در 6 اردیبهشت 1389 که هنوز تحریم های تازه جهانی، افزوده بر تحریم های قطعنامه شورای امنیت، آغاز نشده بود، در این باره مقاله ای با تیتر"هدف مند کردن یارانه ها با چه انگیزه هایی؟" منتشر نمود که در بخشی ازآن، این انگیزه ها چنین بر شمرده شده بود:

ـ"جبران کردن بخشی از کسری عظیم بودجه دولت و واریز کردن نزدیک به 40 هزار میلیارد تومان به خزانه دولت. پول کلانی زیر سلطه کامل رئیس جمهور کودتا با پیشینه مالی درخشانی که از او در دست است.

ـ پنهان نمودن و پوشش دادن به گرانی سر سام آوری که هر روز دامنه آن گسترش یافته و با آغاز تحریم ها در آینده، دامنه باز هم هراس آورتری خواهد یافت. حکومت خود را آماده می سازد که پیش از آغاز تحریم های تازه، گرانی بیشتر را طبیعی جلوه داده و مدعی شود که چون دولت دیگر یارانه ای برای کالاه ها پرداخت ننموده و پول را مستقیم به مردم می دهد، کالا ها و دیگر هزینه ها گران تر می شوند. پس از آغاز تحریم ها نیز می خواهند با انداختن بار گرانی ها ی بیشتر به گردن تحریم کنندگان و کشورهای غربی، از بار سنگین سیاست های نابخردانه خود بکاهند. پس این همه شتاب در این باره بیهوده نبوده است.

ـ باز شدن دست رئیس جمهور کودتایی در بریز وبپاش های بی حساب خود، بی نگرانی از پس دادن حساب وکتاب حتا به همین مجلس فرمایشی. آیا با شناختی که از این دولت ورئیس قلابی آن موجود است کسی می تواند اعتمادی به حتا همین پرداخت های مورد ادعا به شکلی برنامه ریزی شده و درست داشته باشد؟ آیا بخشی از این پول ها ناپدید نخواهد شد؟

ـ خیال واهی جذب مردم گریزان از رهبر، حکومت ودولت و ایجاد محبوبیت برای رهبر کودتاچی ورئیس جمهور دست نشانده او

ـ وابسته کردن هرچه بیشتر مردم به حکومت

ـ و بنا بر این کنترل بیشتر مردم با گونه ای چاشنی تهدید همیشگی و ایجاد گونه ای سد در برابرشرکت مردم در اعتراض ها زیرا چنین پنداشته اند که مردم از ترس شناسایی و از دست دادن همین پول حقارت آمیزی که از دهان خود آنان گرفته و در برابرشان پرتاب می کنند، دیگر در تظاهرات های اعتراضی شرکت نخواهند کرد."

هراس کودتاچیان در اجرای طرح

بی برنامگی وترس دولت کودتا از بیان تاریخ درست آغاز اجرای این طرح، خود نشان از شکست این طرح در همآن گام های نخست دارد. دولت ادعا می کند که پرداخت سهمیه دو ماه را به حساب آنان که فرم ها(1) را پر کرده اند واریز نموده است و لی به آنان می گوید تا زمانی که طرح به اجرا گذاشته نشود حق برداشت از آن را ندارند! حتا نمایندگان مجلس نیز از آغاز به کار این طرح آگاهی ندارند! با چنین مدیریت و توانایی است که می خواهند مدیریت جهان را نیز به دست بگیرند! ولی اصل ماجرا این است که:

1 ـ  از آشوب و شورش مردم از افزایش یکباره و فراوان بهای کالاها در هراسند.

2 ـ  تازه متوجه شده اند که وزنه خیلی سنگین است و توانایی مدیریت آن را ندارند.

3 ـ می خواهند آهسته آهسته مردم را به افزایش بهای کالاها، که همگی امروز شاهد آن هستیم، عادت داده و از دیدگاه روانی آن را به امری روزمره تبدیل کرده و سپس آغاز این برنامه از هم اکنون شکست خورده را اعلام نمایند.

4 ـ اگر چند ماه دیگر سهمیه های ظاهرن واریز شده(هیچ روشن نیست که واقعن پولی به حساب ها واریز شده باشد و به بانگ ها دستور نداده باشند که تنها مقدار پول را اعلام کنند و بگویند واریز شده است. از این حکومت راست گفتار وراست کردار که چنین چیزی دور نیست!)همچنان در حساب ها باقی مانده و سپس یکباره پرداخت شود، روشن است که مقدار پول ها بیشتر و اثر روانی شاید مثبتی بر دریافت کنندگان داشته باشد. این بخشی از ترفندهای رییس انتصابی دولت کودتا است.

با این همه، ترس حکومت از شورش مردم هر روز آشکار تر می شود. بی انگیزه نیست که همآن برنامه تبلیغاتی پیش از انتخابات قلابی را اجرا نموده و هر ورز از "فتنه پس از اجرای این طرح" می گویند. به همآن گونه تدارک دیده اند تا زمینه سرکوب شورش ها را فراهم نموده و آن را "توطئه دشمنان" بنامند. و بی انگیزه نیست که با شتاب به اجرای مانورهای نظامی گوناگون در شهرها پرداخته و به ایجادجو پلیسی / امنیتی دست زده و بگیر وببند ها را افزایش داده اند.

مردم ولی فریب نمی خورند

مردم ولی دست این دروغ گویان بی کفایت را خوانده و خواهیم دید که چه پاسخی یه این فریبکاری های حکومت خواهند داد. آنان می دانند که این طرح زمانی می توانست مناسب و پاسخ گوی نیازهای جامعه در هم شکسته ایران باشدکه نخست دولتی منتخب، راست گفتار و راست کردار، پاسخ گو، خردمند، کاردان وبهره مند از کارشناسان خدمت گزار ومیهن پرست بر سر کار بوده باشند؛ و دیگر این که وضع اقتصادی، اجتماعی و سیاسی مملکت چنین آشفته نبوده، (3)ایران چنین در سراشیب ویرانی گرفتار نیامده، چنین زیر فشارهای خرد کننده تحریم های جهانی قرار نداشته و حکومت دنیا را به دشمنی با ما وا انداشته و ایرانیان را در چشم جهانیان چنین سرافکنده نکرده باشد. مردم ایران می دانند که این رهبرخودخوانده کودتاچی و این رییس انتصابی دولت او جز دروغ ونیرنگ، تبه کاری، خیانت و کشتار مردم، تا کنون کار دیگری انجام نداده و ذره ای دراندیشه مردم ایران وآینده آنان نیستند.

وظیفه همه دل سوختگان سرزمین ایران

مهم نیست در چه لباسی و به چه کاری سرگرم هستیم. می دانیم بسیاری تنها برای گذران زندگی و به اجبار درجا و یا جامه ای ظاهرن وابسته به حکومت قرار دارند و شمار سپاهیان، بسیجیان و دیگر نیروهای نظامی و شبه نظامی که دل با مردم داشته وچشم به راه محال مناسبی برای پیوستن به مردم هستند،  کم نیستند. مهم این است که دل سوخته مردم وسرزمین خود بوده وبه آینده ایران ومردمانی که درآن به سر خواهند بود بیاندیشیم. اگر سپاهی، بسیجی، ارتشی، پلیس، دانشگاهی، کارگر، کارمند، کشاورز، پیشه ور، صنعت گر و..، زن یا مرد، پیر یا جوان، با هر باور و هر چه هستیم با نگاه داشت دیدگاه های و خواست های خود ولی یکپارچه در برابر نیرنگ بازی ها، دروغ پردازی ها، ستم گری ها، زورگویی ها، بی کفایتی ها، بی خردی ها، دشمن تراشی ها و آتش افروزی های حکومت اسلامی با برنامه، هدف وخواست روشن(نه چون گذشته با "همه با هم" خانمان بر باد ده)دست بکار شویم، این حکومت پوشالی است. نه مشروعیتی داردو نه زیر بنایی(سه بار سفر حامنه ای با آن همه هزینه وتبلیغ به قم وشکست او در همراه کردن دیگر هم لباس هایش را بیاد داشته باشیم). از تجربه در هم پاشیدگی و سردرگمی حکومت در نخستین روزهای خیزش مردم در جنبش سبز باید آموخت و دیگر چنین مجال هایی را آسان از دست نداد. شفاف گویی وشفاف سازی را یک آن نباید فراموش کرد. تا آن جا که در توان داریم از هم اکنون می باید راه را برچاپلوسان و فرصت جویان بست که همیشه از حطرناک ترین آدم ها برای هر جنبش و جامعه ای هستند وامروز در این حکومت نمونه های فراوانی از آنان را می بینیم.

وضع حکومت اینک به مراتب وخیم تر از آغاز خیزش مردم پس از کودتای انتخاباتی وآن سرکوب های جنایت کارانه است. همآن تبهکاری ها و سرکوب های وحشیانه، زمانی پس از آن به سود جنبش مردم کارکرد داشته وریزش در درون نیروهای حکومت را  بسیار بیشتر نموده است. دور نیست که دو ترور تازه استادان دانشگاه از ترس واهمه از پناهنگی آنان به دیگر کشورها و یا بو بردن از دوری آنان از حکومت و پیوستن به جنبش سبز ومردم رخ نداده باشد.

 یک بار دیگر می باید بر وظیفه سنگین جوانان ایران و هشیاری آنان در برابر نیرنگ ها ودام های حکومت، تاکید نمود. انان باید راه هایی بیابند با هزینه هایی کمتر  ولی با بردی بیشتر. افشای نام حقیقی و آدرس بازجویان، شکنجه گران و دیگر کسان در نیروهای سرکوب گر از ارزش بسیا بالایی بر خوردار است تا که آناناز سوی همه مردم شناخته و منزوی شوند. در این امر می باید نهایت دقت را داشت تا کسی بی سبب مورد تهمت وافشا گری قرار نگیرد. هر چه نیرو ومخالفت های مردم پر رنگ تر وپر زورتر می شود، این نیرنگ های حکومت نامشورع است که بیشتر رنگ باخته می شود.     

 

1 ـ شکل ودرون مایه پرسش ها در این فرم ها، خود به بررسی جداگانه ای نیاز دارد تا چگونگی نگاه امنیتی و جاسوسی حکومت درامر زندگی مالی و خصوصی مردم در آن نشان داده شود.

2 ـ همه این مطلب کوتاه ودیدگاه های آمده در باره آن را می توانید در این آدرس بخوانید:

http://www.seratnews.ir/fa/pages/?cid=13201

3 ـ تا سرمایه های خارجی، که بی آن هیچ پیشرفت اقتصادی زیربنایی در ایران میسر نخواهد بود، را بتوان به شکلی درست ومنطقی جذب نمود. 

 

 

کوروش گلنام

سه شنبه 9 آذر 1389 ـ 30 نوامبر 2010

 




منبع:پژواک ایران


فهرست مطالب کورش گلنام در سایت پژواک ایران 

*یک مادر؛ بر گرفته از کتاب «پسران در تابوت های فلزی« (۱) [2017 Aug] 
*دگرگونی در چهره اجتماعی/سیاسی سوئد بخش سوم و پایانی، حزب دِمُکرات های سوئد [2017 Jul] 
*دگرگونی در چهره اجتماعی/سیاسی سوئد بخش دوم [2017 Jul] 
*دگرگونی در چهره اجتماعی/سیاسی سوئد [2017 Jul] 
*خامنه ای و «ترقه بازی»!  [2017 Jun] 
*ما ایرانیان و «حافظه تاریخی» [2017 May] 
*گزینش ریاست جمهوری در حکومت اسلامی، یک نمایش ‏خسته کننده!‏  [2017 May] 
*نگارش فارسی و دردسرها (بخش دوم و پایانی)  [2017 Apr] 
*نگارش فارسی و دردسرها [2017 Apr] 
*بازار شام گزینش ریاست جمهوری در ایران [2017 Apr] 
*تابویی بنام فلسطین (بخش ششم) [2017 Apr] 
*تابویی بنام فلسطین بخش پنجم [2017 Mar] 
*تابویی بنام فلسطین بخش چهارم [2017 Mar] 
*تابویی بنام فلسطین! بخش دوم [2017 Feb] 
*تابویی بنام فلسطین!‏ بخش نخست  [2017 Jan] 
*نکته هایی در باره بر خورد با مرگ رفسنجانی  [2017 Jan] 
*خرید اسلحه از اسراییل تنها به ماجرای مک فارلین ‏خلاصه نمی شود [2017 Jan] 
*پرسش هایی در باره "گفتگو با یک مامور امنیتی پیشین"‏  [2016 Dec] 
*در پشتیبانی از کار تاریخی احمد منتظری  [2016 Dec] 
*گردهمآیی در پاسارگاد و برخورد جناب محمد رضا ‏شالگونی [2016 Nov] 
*سرگدشت شگفت انگیز یک نویسنده سوئد [2016 Oct] 
*حزب چپ سوئد، حزبی که جدی گرفته نمی شود  [2016 Oct] 
*پیک نت و دنباله روی از سیاست های روسیه [2013 Jan] 
*اسراییل و سیاستی نادرست [2012 Nov] 
*حکومت اسلامی، پشت پرده در گیری های تازه بین اسراییل و حماس [2012 Nov] 
*محکومیت حکومت اسلامی به جنایت علیه بشریت در دادگاه مردمی  [2012 Oct] 
*توطئه تازه علی خامنه ای وهاشمی رفسنجانی برای فریب مردم [2012 Oct] 
*منشور ملی و پایه های درست آن [2012 Oct] 
*اعتماد به خاتمی، گم راهی است [2012 Oct] 
*اکنون نوبت آرژانتین است! [2012 Sep] 
*چرایی اعتراف فریدون عباسی دوانی به دروغ گویی [2012 Sep] 
*کانادا و واکسن ضد حکومت اسلامی  [2012 Sep] 
*نشست سران جنبش عدم تعهد و شکستی دیگر [2012 Sep] 
*اگر زلزله در جنوب لبنان بود.... [2012 Aug] 
*نزدیک شدن سرنگونی بشار اسد و هراس بیشتر خامنه ای [2012 Aug] 
*برای یک ایران آزاد - بخش سوم [2012 Jul] 
*برای یک ایران آزاد - بخش دوم [2012 Jul] 
*برای یک ایران آزاد- بخش نخست [2012 Jul] 
*این هم یک نمونه تلخ دیگر! [2012 Jun] 
*رفتار حکومت اسلامی با افغانستانی ها شرم آور است [2012 May] 
*افشاگری های هولناک یک مقام پیشین حکومت و پرسش ها [2012 May] 
*اعتماد به حکومت اسلامی، بسیار خطرناک است! [2012 Apr] 
*حلقه گم شده! [2012 Mar] 
*نماز آدینه دو هفته پیش و علامت خامنه ای به بمب گذاران!  [2012 Feb] 
*زندگی در گذشته، نقدی بر نوشته علی کشتگر [2012 Jan] 
* نمابش انتخابات و به منبر رفتن خامنه ای [2012 Jan] 
*نمایش انتخابات و کوشش برای حرکتی ملی [2012 Jan] 
*پشتیبانی از درخواست محاکمه علی خامنه ای [2011 Dec] 
*به بهانه نامه نویسی‌ها به خامنه‌ای! [2011 Dec] 
*آن که باید "اقرار به اشتباه" و بد تر از آن اقرار به خیانت کند علی خامنه ای است نه دیگری! [2011 Dec] 
*جنون جنگ [2011 Nov] 
*همه پرسی آزاد، هم چنان بهترین گزینه [2011 Nov] 
*جناب گنجی، شما چرا! [2011 Nov] 
*اداره یک سرزمین شایستگی می خواهد! [2011 Oct] 
*به رهبر خود خوانده: تو برو خود را باش! [2011 Oct] 
*زشتی های روزگار! [2011 Sep] 
*جنبش سبز، هم چنان سبز است! [2011 Sep] 
*سیاست تازه ترکیه، سیاست باخت! [2011 Sep] 
*دشنه در قلب دریاچه ارومیه! [2011 Sep] 
*سوریه وحکومت اسلامی [2011 Aug] 
*آب که از سر گذشت.... [2011 Aug] 
*"اصلاح طلبان حکومتی" هم چنان در کج راه! [2011 Jul] 
*مجلس بی اختیار! [2011 Jul] 
*مراکش نیز دچار دگرگونی شد ولی ایران.... [2011 Jun] 
*کودتاگران، دو سال پس از کودتا [2011 Jun] 
*حماس و صلح جویی! [2011 May] 
*ما و انقلاب در جهان عرب [2011 Apr] 
*کودتا چیان و نیرنگ تازه آنان برای فریب ساده دلان! [2011 Apr] 
*نیروهای نظامی، زمان از دست می رود، به مردم بپیوندید! [2011 Mar] 
*آیا قذافی تا پیش از این دیکتاتور نبوده است؟ [2011 Mar] 
*نمی توان انقلاب مصری ها و تونسی ها را هم دزدید! [2011 Feb] 
*اعدام، جنایت است! [2011 Jan] 
*در باره افشاگری های ویکی لیکس [2010 Dec] 
*دانشجویان درخشیدند! [2010 Dec] 
* آمریکا این چنین می خواهد جلو آسیب های ناشی ازافشاگری های ویکی لیکس را بگیرد  [2010 Dec] 
*نیرنگ ها رنگ باخته است! [2010 Nov] 
*با نخبگان خود چنین نکنیم! ما وآرامش دوستدار [2010 Nov] 
*راه مرگ و ویرانی! [2010 Nov] 
*طبرزدی ودیگر مبارزان دربند را دریابیم! [2010 Oct] 
*نوری زاد و نوشتن نامه به «رهبر گرامی»! [2010 Oct] 
*دست آورد زیاده گویی ها! [2010 Oct] 
*محکوميت طبرزدی نشان توانايی نيست که درماندگی است!  [2010 Oct] 
*دیپلمات های جدا شده و چشم داشت ها [2010 Sep] 
*چرا [2010 Sep] 
*سرانجام به اینجا رسیدند: مکتب ایرانی! [2010 Aug] 
*بنیاد برومند و کاری با «بنیادی» درست! [2010 Aug] 
*نمایشنامه ای به نام «شهرام امیری»! [2010 Jul] 
*جنبش سبز، هر روز یک گام به پیش [2010 Jul] 
*چهره بی پوشش دین اسلام [2010 Jul] 
*جناب شیخ، دروغ نگو [2010 Jul] 
*تصویب یک «کاغذ پاره» دیگر [2010 Jun] 
*مرداب «خودکامگی وترس از جنبش مردمی»! [2010 Jun] 
*گروگان گیری، سیاست شناخته شده حکومت اسلامی [2010 May] 
*خون جوشان پنج قربانی دیگر [2010 May] 
*سالروز 22 خرداد و هراس کودتاگران [2010 May] 
*هدف مند کردن یارانه ها با چه انگیزه هایی؟ [2010 Apr] 
*نارسایی در رهبری، نقطه سستی اپوزیسیون - ناتالی بسر [2010 Apr] 
*شفاف گویی رمز پیروزی است [2010 Apr] 
*نخستین نشانه های اثر بخش بودن مبارزه منفی با حکومت اسلامی [2010 Apr] 
*به سوی جبهه سوم [2009 Mar] 
*دختر دانشجو نپذیرفت که به او تجاوز کنیم، بازداشتش کردیم! [2008 Jul] 
*بر ما چه رفته است؟ - ۴  [2008 Jun] 
*بر ما چه رفته است؟ (۳)  [2008 Jun] 
*بر ما چه رفته است؟(۲)  [2008 Jun] 
*چه خبر خوبی! [2008 Jun] 
*بر ما چه رفته است ؟ [2008 Jun] 
*نماینده پیشین مجلس: "نظام مشروعیت ندارد" [2008 Apr] 
*اپوزیسیون زیر نورافکن انتخابات قلابی!  [2008 Mar] 
*مردم "نقشه های" همه شما را "به هم می ریزند"! [2008 Mar] 
*انتخابات یا مردم فریبی؟! [2008 Feb] 
*لابی های حکومت اسلامی ونقش آنها [2008 Feb] 
*"جمله تاریکیست این محنت سرای" [2007 Dec]