همه پرسی آزاد، هم چنان بهترین گزینه
کورش گلنام

نهایت بی اعتباری 

همآن گونه که پیش بینی می شد، نابخردی های زمام داران اسلامی ایران که در درون با زور و سرکوب بر مردم حکومت نموده و در بیرون از مرزهای ایران با ارزیابی های نادرست و رویای کودکانه برپایی یک "خلافت اسلامی"، سیاست های آتش افروزانه و دشمن ساز داشته اند، سرانجام سرزمین ومردم ایران را در آستانه درگیری نظامی خونینی قرار داده است که اگر رخ دهد چنان ویرانی های جانی ومالی فراوانی برای ایران و ایرانیان به وجود خواهد آورد که شاید جبران آن نا شدنی باشد. امروز حکومت اسلامی به عنوان حکومتی دروغ پرداز، ریا کار، پنهان کار، آتش افروز و یاغی بر پیمان های جهانی  که خود امضا کننده آن بوده است، در جهان شناخته می شود. این حکومتی است که با بهره وری از سود جویی غربی ها، میدان تاخت وتاز یافت و چنان به غرور وخود بزرگ بینی دچار شدکه دیگر هیچ مرزی در زیر پا نهادن خوی و منش انسانی برای خود نشناخته و تا کنون به هر تبه کاری برای پیش برد سیاست های ضد انسانی  خود در درون و بیرون از ایران دست زده است. سیاست سود جویی غربی ها اما یک رویه دیگر نیز داشته است. آنان راه را باز نهادند تا این تازه به دوران رسیدگان با دهان های بزرگ ومغزهایی کوچک، هر چه می توانند بتازند و سرمایه های ملتی را یه سادگی بباد دهند تا سر انجام به جایی برسند که امروز رسیده اند. حکومتی ورشکسته و تا مغز استخوان فاسد. حکومتی که خشونت، سرکوب،دروغ، دزدی و چپاول اساسش را تشکیل می دهد. حکومتی که دادگری را وارونه نموده وبه اخلاق انسانی در ایران بزرگترین آسیب ها را وارد آورده است. حکومت اسلامی اینک از اندک اعتبار و مشروعیتی در ایران و جهان بر خوردار نبوده وراه گریزی نیز برای خود بر جا ی نگذاشته است.

کسانی مخالفت با یورش نظامی را با پشتیباتی از حکومت یکی کرده اند.

من نیز از مخالفان در گیری نظامی بوده و این را نیز نه امروز، که بازار این چنین موضع گیری ها داغ شده است،که چون شماری دیگر از هم میهنان از سالیان پیش بارها بیان نموده است.

اینک کسانی به بهانه مخالفت با یورش نظامی به ایران، با تحلیل و تفسیرهایی شگفت انگیز، خواسته یا نا خواسته، آب به آسیاب خونین حکومت اسلامی می ریزند. اشتباه نشود. نگارنده در همآن حال که با درگیری نظامی مخالف است ولی حتا اگر جنگی روی دهد نیزیک سر سوزن از حکومت تبه کار اسلامی پشتیبانی نخواهم کرد زیرا این حکومت را نخستین دشمن مردم ایران و یک پای اساسی پیش آمدن چنین فاجعه ای می دانم.

برخوردهای اکبرگنجی، نمونه ای روشن

یرخوردهای امروز اکبر گنجی یک نمونه روشن از تفسیر های نادرست است. او گذشته از تیترهای بسیار تحریک آمیز و جدایی افکن در گقته ها ونوشته های تازه اش، داده هایی به دست می دهد که بیشتر در هم آمیزی و شلوغ کاری برای پوشاندن ماهیت درست ماجرا است تا روشن گری. روشن گری این روزهای جناب گنجی تنها بیشتربر تیرگی ها می اقزاید. من از همه خواندگان گرامی می خواهم تا به سخنان گنجی در آخرین نوار ویدیویی ایشان با عنوان"به ما پول بدهید، ایران را بمباران کنید"(1) گوش کنند تا این امر روشن تر شود. در این سخنان او کوشش می کند در همآن حال که می گوید این حکومت چنین وچنان است وما او را نمی خواهیم ولی به بهانه مخالفت با یورش نظامی، به گونه ای از این حکومت پشتیبانی کند. تفسیرهای ایشان گاه چنان سطحی، نادرست و در هم آمیخته است که باورش سخت است. برای نمونه او دیکتاتورها را دسته بندی می کند به بد وبدتر و حکومت اسلامی را در برابر حکومتی چون عربستان می سنجد ونتیجه می گیرد که بنا بر این تبه کاران در حکومت اسلامی جز بدترین ها نیستند و مثال شگفت انگیز تری می زند که: "ما اگر بخواهیم بر مبنای نمره شاگردان، آن ها را کتک بزنیم نخست سراغ آن شاگردی می رویم که صفر گرفته است یا یک و دو گرفته است؛ اورا می زنیم نه کسی که بیست گرفته است"!(نقل به مفهوم)

جناب گنجی گذشته از این که هنوز در دنیای "کتک زدن شاگردان" به سر می برد، در حالی که چه کوشش هایی تا کنون در جهان انجام گرفته است تا کتک زدن و آزار کودکان از میان برداشته شود، ماهیت یک امر مهم و حیاتی در سرنوشت ایرانیان را تا این اندازه پایین می آورد. گویا گنجی با "کتک زدن" میانه بدی ندارد زیرا برای به کرسی نشاندن دیدگاه های شگفت انگیز خویش، مثال دیگری هم در باره کتک زدن زن وسیله مرد می زندکه شنیدن دارد. به دیگر سخنان گنجی که بازگویی سخنان حکومت اسلامی است نمی پردازم تنها به این نمونه که چرا اسراییل دویست بمب دارد وکسی چیزی نمی گوید بسنده می کنم. درست است. ولی آیا کسی تا کنون شنیده است اسراییل با بمب اتمی اش کشوری را تهدید کند؟ اکبر گنجی چرا این پرسش را به میان نمی آورد که اگر حکومت اسلامی، قدرت نظامی اسرائیل و بمب اتمی در اختیار داشت تا کنون با دیگر کشورها و مردم حهان چه کرده بود؟ هنوز به بمب دست نیاقته تا کنون بارها از نابودی اسرائیل گفته است! 

 شنونده با شنیدن سخنرانی ناب گنجی در این ویدئو شاید بدگمان شود که نکندبه فرمان رهبر مقدس، همآن جاسوسانی که گنجی در باره آنان نیز می گوید :"برخی می گویند جاسوسی هم یک شغل است وخوب است"(چه کسانی وکجا روشن نمی فرماید)، ایشان را هم به شیوه های شناخته شده اسلام ناب محمدی دواخور کرده باشند!

ایشان در این ویدئوی تاریخی خود که برای پند واندرز و رهبری مردم ایران به راه درست سخنرانی فرموده اند و از اندیشمندی خارجی که گمان نمی رود در زندگیش یک روز دیکتاتوری را تحربه کرده باشد فاکت می آورد، آسمان وریسمان به هم بافته اند تا بگویند : بابا این حکومت چنان که می گویند، بدتر از همه نیست و از این بدتر هم هست! چون بدتر از این حکومت نیز در حهان هست، پس مردم بمیرید ودم نزنید! می فرماید:" در سنگاپور حکومت سه هزار آدم کشت تا توانست به سازی در کشوررا آغاز کند. می گوید همین پس از کودتای انتخاباتی مگر این هاچه شماری آدم کشتند! اپوزیسیون می گوید هشتاد واندی و حکومت می گوید سی وچند نفر! پس تا این اندازه بی انصافی نکنید. خیلی که نکشته اند! (نقل به مفهوم)اگر باور نمی کنید خود این سخنرانی تاریخی را گوش کنید. نمی گوید که تنها در تابستان 67  نزدیک به چهار هزار زندانی سیاسی  رابا آن شیوه های وحشیانه کشتندو شبانه ودزدانه فربانبان رادر گورهای گروهی در خاک کردند؛ این کشتار و دیگر کشتارهای نزدیک به سی وسه سال حکومت را به شمار نمی آورد. نمی گوید در همین جنایت های پس از کودتا چگونه با موتور وماشین به میان توده های مردم رفتند(فیلم ها که موجود است!)؛ هزاران نفر را دستگیر ویه شماری جوانان حتا پسران تجاوز کردند. نمی گوید به فرمان رهبر مقدس برای ایجاد هر چه بیشتر فضای وحشت در جامعه، چگونه شبانه و زمانی که مردم در خواب بودند، بدتر از مغول ها به خانه های مردم یورش برده، هر جا توانستند زدند، خرد کردند و شکستند. به آدم ها رحم نکردند چه رسد به خانه، خودرو و یا محل کسب وکار مردم. نمی گوید که چه شمار از مردم با چاقو و قمه وزنجیر وباتوم به شدت زده و زخمی و گاه برای همیشه ناقص شدند. درست کارهایی که امروز می بینیم در سوریه با راهنمایی ویاری رهبر مقدس خود خوانده، انجام می دهند. اگر گنجی به بهانه مخالفت با جنگ علیه حکومت اسلامی می خواهد این تبه کاری ها را به فراموشی بسپارد، خانواده های هزاران قربانی و مردم ایران فراموش نمی کنند.

بهترین گزینه اگر خردمندی باشد

اگر حتا چند تن اهل اندیشه در میان سران حکومت وجود داشته باشند، برای پیش گیری از جنگی ویران کننده، همه پرسی آزاد هنوزهم چنان بهترین گزینه است، هم برای سران حکومت و هم برای مردم ایران و جلوگیری از ویرانی زیر ساخت های میهن و قربانی شدن انسان ها. برای سران حکومت به این انگیزه ساده که به سرنوشت صدام و قذافی دچار نشوند و با انتخاب این راه مسالمت جویانه، گرفتار خشم انتقام جویانه مردم نشده تابتوانند از وکیل وحق دفاع از خود بر خوردار شوند. حکومت اسلامی امروز خود بهتر از هر کس می داندکه پشتوانه مردمی ندارد. این هیاهو ها که مشت آهنین می زنیم، منطقه را نابود می کنیم و...، سودی به حال آن ها ندارد. همه با بلوف های ناشی از ترس حکومت از نابودی آشنا هستند. حتا توان این جنایت ها را هم د اشته باشند، دست آخر جز سرنگونی بهره ای نخواهند برد. هر تازه کار سیاسی/نظامی نیز می داند که: حکومتی که پشتوانه مردمی ندارد و سردار بی سپاه یا دارای سپاه زورکی و بی باور و تنها "سیاهی لشگر"است، هرگز نه می تواند جنگی را اداره کند و نه در آن پیروز شود. رهبر خودخوانده وریزه خواران گرد او باید از سرنوشت هیتلر، صدام و قذافی  بیاموزند با این افزوده که آن ها جنایت کار بودند ولی دست کم  شهامتی نیز داشته وخود تا به آخر در میدان جنگ حضور داشتند. بدا به حال آقایان که خود می دانند چنین شهامتی نیز نداشته و توپ های تو خالی ای بیش نیستند. یک حکومت بی پشتوانه مردمی، بی تردید بازنده هر جنگی است.

مردم و دو گزینه

ولی مردم که خوب می دانند این حکومت اندک شایستگی اداره کشور را ندارد و وضع آشفته امروز ایران بهترین وگویا ترین سند آن است، برای پیش گیری از ویرانی ایران از دید نگارنده دو گزینه پیش رو دارند:

1 ـ شورش همه جانبه و به زیر کشیدن حکومت.

2 ـ فشار بر حکومت و در خواست از سازمان ملل و دیگر سازمان های پشتیبان حق وآزادی انسان ها برای وادار نمودن حکومت به پذیرش یک همه پرسی آزاد با کنترل و به دور از دخالت حکومت اسلامی در آن.

روی گزینه نخست نمی توان حسابی بازکرد زیرا با شناخت از پیشینه تبه کاری و خشونت ورزی حکومت، نبود خواست خشونت و خون ریزی از سوی مردم، نداشتن قدرت نظامی مردم برای درگیری و جلوگیری از وحشی گری های حکومت، پراکندگی و نداشتن سازماندهی و نبود حزب و گروهی رهبری کننده که بتواند آزادانه کوشش کند و مردم را سازمان دهی کند، به زیر کشیدن حکومت ناشدنی است. تنها در یک صورت امکان این کار هست که کسانی در ارتش وسپاه که دل با مردم داشته و بیمناک آینده خود و مردم هستند، سر به شورش بر داشته، در برابر حکومت ایستاده و مردم را سازماندهی کنند که در شدنی بودن آن نیز سخن بسیار است. هم میهنان در ایران مرا خواهند بخشید .به میان آوردن این گزینه تنها فرضیه ای است برای پیش گیری از یورش نظامی به ایران. تصمیم گیرنده در هر موردی خود مردم ایران هستند زیرا در درون آتشند.

در نگاه نخست، گزینه دوم هم بهترین و هم شدنی تر است ولی آیا حکومتی که تا گلو در آلودگی و جنایت فرو رفته است و آمادگی آن را دارد که برای ماندن بر قدرت و از بیم پاسخ گویی به تبه کاری های سی وسه ساله خود، ایران ومنطقه را اگر بتواند به آتش بکشد، اهل پذیرش این بهترین گزینه هست؟ آیا می توان پیشنهادی مسالمت جویانه تر و بهتر از یک همه پرسی آزاد ارائه کرد؟ آیا در میان حکومت گران می توان چند تن را یافت که از فدرت و مقام چشم پوشی نموده، دست کم حتا به آینده خانواده و فرزندان خود بیاندیشند؟ اگر این دو گزینه شدنی نباشد، چه راه دیگری در برابر مردم ایران وجهان برای رهایی از تبه کاری های حکومت اسلامی جز یک درگیری نظامی به جا می ماند؟

 
کوروش گلنام 

پا نویس:

  http://www.youtube.com/watch?v=Abf4-JtTNhs  1 ـ

منبع:پژواک ایران


فهرست مطالب کورش گلنام در سایت پژواک ایران 

*قهرمانان مَسخ شده [2017 Dec] 
*این دیگر دو رویی و نیرنگ نیست بلکه جنگی است علیه ‏بی گناهان [2017 Nov] 
*باندِی بنامِ «بلِکینگِ گادِ» کتابی در باره یک گروه مائوئیستی دانمارکی (بخش سوم) [2017 Nov] 
*باندِی بنامِ «بلِکینگِ گادِ» [2017 Nov] 
*باندِی بنامِ «بلِکینگِ گادِ»(1) درباره کتابی در باره یک گروه مائوئیستی دانمارکی [2017 Oct] 
*رضاشاه، مردی که چهره‌ایران را دگرگون ساخت (۴)  [2017 Sep] 
*رضاشاه، مردی که چهره‌ایران را دگرگون ساخت (۳)  [2017 Sep] 
*رضاشاه، مردی که چهره‌ی ‌ایران را دگرگون ساخت (۲)  [2017 Sep] 
*رضاشاه، مردی که چهره‌ایران را دگرگون ساخت (۱)  [2017 Sep] 
*یک مادر؛ بر گرفته از کتاب «پسران در تابوت های فلزی« (۱) [2017 Aug] 
*دگرگونی در چهره اجتماعی/سیاسی سوئد بخش سوم و پایانی، حزب دِمُکرات های سوئد [2017 Jul] 
*دگرگونی در چهره اجتماعی/سیاسی سوئد بخش دوم [2017 Jul] 
*دگرگونی در چهره اجتماعی/سیاسی سوئد [2017 Jul] 
*خامنه ای و «ترقه بازی»!  [2017 Jun] 
*ما ایرانیان و «حافظه تاریخی» [2017 May] 
*گزینش ریاست جمهوری در حکومت اسلامی، یک نمایش ‏خسته کننده!‏  [2017 May] 
*نگارش فارسی و دردسرها (بخش دوم و پایانی)  [2017 Apr] 
*نگارش فارسی و دردسرها [2017 Apr] 
*بازار شام گزینش ریاست جمهوری در ایران [2017 Apr] 
*تابویی بنام فلسطین (بخش ششم) [2017 Apr] 
*تابویی بنام فلسطین بخش پنجم [2017 Mar] 
*تابویی بنام فلسطین بخش چهارم [2017 Mar] 
*تابویی بنام فلسطین! بخش دوم [2017 Feb] 
*تابویی بنام فلسطین!‏ بخش نخست  [2017 Jan] 
*نکته هایی در باره بر خورد با مرگ رفسنجانی  [2017 Jan] 
*خرید اسلحه از اسراییل تنها به ماجرای مک فارلین ‏خلاصه نمی شود [2017 Jan] 
*پرسش هایی در باره "گفتگو با یک مامور امنیتی پیشین"‏  [2016 Dec] 
*در پشتیبانی از کار تاریخی احمد منتظری  [2016 Dec] 
*گردهمآیی در پاسارگاد و برخورد جناب محمد رضا ‏شالگونی [2016 Nov] 
*سرگدشت شگفت انگیز یک نویسنده سوئد [2016 Oct] 
*حزب چپ سوئد، حزبی که جدی گرفته نمی شود  [2016 Oct] 
*پیک نت و دنباله روی از سیاست های روسیه [2013 Jan] 
*اسراییل و سیاستی نادرست [2012 Nov] 
*حکومت اسلامی، پشت پرده در گیری های تازه بین اسراییل و حماس [2012 Nov] 
*محکومیت حکومت اسلامی به جنایت علیه بشریت در دادگاه مردمی  [2012 Oct] 
*توطئه تازه علی خامنه ای وهاشمی رفسنجانی برای فریب مردم [2012 Oct] 
*منشور ملی و پایه های درست آن [2012 Oct] 
*اعتماد به خاتمی، گم راهی است [2012 Oct] 
*اکنون نوبت آرژانتین است! [2012 Sep] 
*چرایی اعتراف فریدون عباسی دوانی به دروغ گویی [2012 Sep] 
*کانادا و واکسن ضد حکومت اسلامی  [2012 Sep] 
*نشست سران جنبش عدم تعهد و شکستی دیگر [2012 Sep] 
*اگر زلزله در جنوب لبنان بود.... [2012 Aug] 
*نزدیک شدن سرنگونی بشار اسد و هراس بیشتر خامنه ای [2012 Aug] 
*برای یک ایران آزاد - بخش سوم [2012 Jul] 
*برای یک ایران آزاد - بخش دوم [2012 Jul] 
*برای یک ایران آزاد- بخش نخست [2012 Jul] 
*این هم یک نمونه تلخ دیگر! [2012 Jun] 
*رفتار حکومت اسلامی با افغانستانی ها شرم آور است [2012 May] 
*افشاگری های هولناک یک مقام پیشین حکومت و پرسش ها [2012 May] 
*اعتماد به حکومت اسلامی، بسیار خطرناک است! [2012 Apr] 
*حلقه گم شده! [2012 Mar] 
*نماز آدینه دو هفته پیش و علامت خامنه ای به بمب گذاران!  [2012 Feb] 
*زندگی در گذشته، نقدی بر نوشته علی کشتگر [2012 Jan] 
* نمابش انتخابات و به منبر رفتن خامنه ای [2012 Jan] 
*نمایش انتخابات و کوشش برای حرکتی ملی [2012 Jan] 
*پشتیبانی از درخواست محاکمه علی خامنه ای [2011 Dec] 
*به بهانه نامه نویسی‌ها به خامنه‌ای! [2011 Dec] 
*آن که باید "اقرار به اشتباه" و بد تر از آن اقرار به خیانت کند علی خامنه ای است نه دیگری! [2011 Dec] 
*جنون جنگ [2011 Nov] 
*همه پرسی آزاد، هم چنان بهترین گزینه [2011 Nov] 
*جناب گنجی، شما چرا! [2011 Nov] 
*اداره یک سرزمین شایستگی می خواهد! [2011 Oct] 
*به رهبر خود خوانده: تو برو خود را باش! [2011 Oct] 
*زشتی های روزگار! [2011 Sep] 
*جنبش سبز، هم چنان سبز است! [2011 Sep] 
*سیاست تازه ترکیه، سیاست باخت! [2011 Sep] 
*دشنه در قلب دریاچه ارومیه! [2011 Sep] 
*سوریه وحکومت اسلامی [2011 Aug] 
*آب که از سر گذشت.... [2011 Aug] 
*"اصلاح طلبان حکومتی" هم چنان در کج راه! [2011 Jul] 
*مجلس بی اختیار! [2011 Jul] 
*مراکش نیز دچار دگرگونی شد ولی ایران.... [2011 Jun] 
*کودتاگران، دو سال پس از کودتا [2011 Jun] 
*حماس و صلح جویی! [2011 May] 
*ما و انقلاب در جهان عرب [2011 Apr] 
*کودتا چیان و نیرنگ تازه آنان برای فریب ساده دلان! [2011 Apr] 
*نیروهای نظامی، زمان از دست می رود، به مردم بپیوندید! [2011 Mar] 
*آیا قذافی تا پیش از این دیکتاتور نبوده است؟ [2011 Mar] 
*نمی توان انقلاب مصری ها و تونسی ها را هم دزدید! [2011 Feb] 
*اعدام، جنایت است! [2011 Jan] 
*در باره افشاگری های ویکی لیکس [2010 Dec] 
*دانشجویان درخشیدند! [2010 Dec] 
* آمریکا این چنین می خواهد جلو آسیب های ناشی ازافشاگری های ویکی لیکس را بگیرد  [2010 Dec] 
*نیرنگ ها رنگ باخته است! [2010 Nov] 
*با نخبگان خود چنین نکنیم! ما وآرامش دوستدار [2010 Nov] 
*راه مرگ و ویرانی! [2010 Nov] 
*طبرزدی ودیگر مبارزان دربند را دریابیم! [2010 Oct] 
*نوری زاد و نوشتن نامه به «رهبر گرامی»! [2010 Oct] 
*دست آورد زیاده گویی ها! [2010 Oct] 
*محکوميت طبرزدی نشان توانايی نيست که درماندگی است!  [2010 Oct] 
*دیپلمات های جدا شده و چشم داشت ها [2010 Sep] 
*چرا [2010 Sep] 
*سرانجام به اینجا رسیدند: مکتب ایرانی! [2010 Aug] 
*بنیاد برومند و کاری با «بنیادی» درست! [2010 Aug] 
*نمایشنامه ای به نام «شهرام امیری»! [2010 Jul] 
*جنبش سبز، هر روز یک گام به پیش [2010 Jul] 
*چهره بی پوشش دین اسلام [2010 Jul] 
*جناب شیخ، دروغ نگو [2010 Jul] 
*تصویب یک «کاغذ پاره» دیگر [2010 Jun] 
*مرداب «خودکامگی وترس از جنبش مردمی»! [2010 Jun] 
*گروگان گیری، سیاست شناخته شده حکومت اسلامی [2010 May] 
*خون جوشان پنج قربانی دیگر [2010 May] 
*سالروز 22 خرداد و هراس کودتاگران [2010 May] 
*هدف مند کردن یارانه ها با چه انگیزه هایی؟ [2010 Apr] 
*نارسایی در رهبری، نقطه سستی اپوزیسیون - ناتالی بسر [2010 Apr] 
*شفاف گویی رمز پیروزی است [2010 Apr] 
*نخستین نشانه های اثر بخش بودن مبارزه منفی با حکومت اسلامی [2010 Apr] 
*به سوی جبهه سوم [2009 Mar] 
*دختر دانشجو نپذیرفت که به او تجاوز کنیم، بازداشتش کردیم! [2008 Jul] 
*بر ما چه رفته است؟ - ۴  [2008 Jun] 
*بر ما چه رفته است؟ (۳)  [2008 Jun] 
*بر ما چه رفته است؟(۲)  [2008 Jun] 
*چه خبر خوبی! [2008 Jun] 
*بر ما چه رفته است ؟ [2008 Jun] 
*نماینده پیشین مجلس: "نظام مشروعیت ندارد" [2008 Apr] 
*اپوزیسیون زیر نورافکن انتخابات قلابی!  [2008 Mar] 
*مردم "نقشه های" همه شما را "به هم می ریزند"! [2008 Mar] 
*انتخابات یا مردم فریبی؟! [2008 Feb] 
*لابی های حکومت اسلامی ونقش آنها [2008 Feb] 
*"جمله تاریکیست این محنت سرای" [2007 Dec]