برای یک ایران آزاد - بخش سوم
کورش گلنام

در دو بخش پیشین، از گرفتاری های ریشه دار در جامعه و ناکار آمدی ایدئولوژی های بیگانه با جامعه ایران، نفوذ خرافه های دینی/مذهبی در جامعه و بستر بسیار مناسب امروز ایران برای پیش برد و گسترش هر چه بیشتر مبارزه منفی با حکومت تبه کار اسلامی در زمینه ها ی گوناگون گفته و نمونه هایی داده شد. این که چه زمانی مردم ضربه نهایی را به این بیمار در حال مرگ وارد نمایند، به اراده ، همت، نیز بینی، تیز چنگی ، برنامه ریزی، هدف مند بودن و زمان سنجی درست مردم بستگی دارد. آن چه انکار ناشندنی است این است که حکومت به کلی مشروعیت و اعتبار خود را چه در ایران و چه در بیرون از مرزهای ایران از دست داده است. حکومت اسلامی چنان رفتار وحشیانه ای در ایران و چنان سیاست های بی خردانه ای در برابر کشورهای دیگر از خود نشان داده است که راه او را بی بازگشت نموده و جز نابودی و پرتاب شدن به زباله دان تاریخ، سرنوشت دیگری نخواهد داشت.

ولی پیش ار آغاز بخش آخر این نوشته، نگارنده بنا به وظیفه ملی خود هشدار دوستان دیگری را یاد آور می شود که گفته اند و نوشته اندکه : فریب بازی های حکومت و به میدان کشیدن دوباره رفسنجانی و"اصلاح طلبان حکومتی" را نخورند واجازه ندهند حکومت ورهبر ریا کار، یک بار دیگر آنان را به مسلخ ببرد. این حکومت درست بشو نیست ونخواهد شد زیرا از بالا تا به پایین غرق در خون، جنایت، ریا کاری و تبه کاری است و راهی برای "اصلاح" خود باقی نگذاشته است.

این را هم بیافزایم که اگر جوانان تیزهوش، دانا و مبتکر ایران خود برای مبارزه با مسئله اعتیاد کمر همت ببندند، ضربه سختی به یکی از پایگاه های ماندگاری حکومت وارد کرده اند زیرا بر هیچ فرد اهل اندیشه و خردی پنهان نیست که ورود و پخش این میزان مواد مخدر گوناگون در کشور جز به دست سپاه پاسداران که بر همه راه های تنفس ایران چنگ انداخته است و دیگر وابستگان و مقام های حکومتی نا ممکن و ناشدنی است. بارها بیان شده است که حکومت با نقشه و برنامه ای رذیلانه به پخش مواد مخدر به ویژه در میان جوانان و دانشجویان پرداخته تا آنان را از کار جامعه و سیاست به دور کرده و چنان کند که همه هم و غم و کوشش  آنان در راه تامین مواد مخدر خود ابه کار گرفته شده و به این وسیله و این شیوه آنان را زمین گیر و فلج کند. حوانان ودانشجویان گرامی و هشیار، اگر به آینده خود و میهن خود می اندیشید از هم امروز بپا خیزید و برای مبارزه با اعتیاد به افشای حکومت، ایجاد پرسش و گفت وگو در میان دوستان و آشنایان و یاری به کسانی که آلوده و معتاد شده اند بپردازید. آزادی، رفاه،  امنیت و رهایی از دست این تبه کاران بدون برنامه ریزی، کوشش و بردباری در برابر سختی ها و یاری و همکاری با یکدیگر به دست نمی آید. ایران آینده با دست های توانای شما جوانان سختی کشیده میهن ساخته خواهد شد. برای همین است که ما نسل های پیشین همه امید خود را به شما بسته و در اندازه توان کوشش می کنیم شما اشتباه های ما را تکرار نکرده و در این راه شما را یاری دهیم. همه ما خواهان ایرانی آزاد هستیم. ایرانی که در آن دیگر از بی قانونی و تجاوز به جان و مال مردم خبری نباشد وهمه بتوانند در رفاه، آسایش و آزادی زندگی کنند.

و اینک، انچه برای آینده ایران مهم است از دید نگارنده از این قرار است:

1ـ برنامه ریزی برای تشکیل یک دولت موقت.

ما باید از هم اکنون بتوانیم دورنمای دولت موقت را ترسیم کنیم.

  2 ـ یکی از مهم ترین وظیفه های دولت موقت آماده سازی جامعه برای یک همه پرسی آزاد برای روشن ساختن شکل حکومت است تا هر ایرانی بتواند آزادانه دیدگاه خود در باره شکل حکومت آینده ایران را بیان کند. زمان باید چنان تعین شود که همه گروه ها، سازمان ها و حزب ها بتوانند به میزان مساوی برای دیدگاه های خود تبلیغ کنند.

3 ـ زمینه سازی برای تشکیل یک کمسیون و یا دادگاه حقیقت یاب. این حق قربانیان دوران حکومت تبه کار اسلامی است که بدانند بر سر فرزندان آنان چه آمده و بسیار ی به چه شکلی کشته شده، مورد تجاوز قرار گرفته و یا محل دفن فراوان قربانیان شناخته و ناشناخته در کجاست. سردمداران و دست اندر کاران حکومت بدانند که فردا می باید پاسخ گوی جنایت های خود باشندپس چه بهتر که از هم اکنون و تا دیر نشده است به مردم پیوسته و دانسته های خود را در اختیار مردم قرار دهند.

4ـ زمینه سازی برای تدوین یک قانون اساسی  مبتنی بر حقوق بشر، دموکراسی و سکولاریسم.

از دید نگارنده قانون اساسی در زمان دولت موقت می باید تهیه و برای نظر خواهی به همه پرسی نهاده شود. این همه پرسی می باید پیش از  همه پرسی برای شکل حکومت انجام بگیرد زیرا زمینه و چهارچوب قانونی کار حکومت آینده چه جمهوری باشد، چه مشروطه سلطنتی و ..یا هر شکل دیگری را از پیش روشن نموده و هیچ حکومتی به هیچ بهانه ای نمی تواند خلاف آن حرکت ورفتار کند. برای نمونه:

 جدایی دین و مذهب از حکومت،

اصلی دگرگونی ناپذیر است و هیج حکومتی با هر شکلی که داشته باشد نمی تواند درآن دست برده و یا آن را خدشه دار نماید.

منع اعدام و شکنجهبه هر عنوان

 می باید از دیگر اساس های قانون اساسی نوین ایران باشد.

عدم دخالت در امور شحصی افراد،

آزادی بیان، گفتن و نوشتن و در کل آزادی رسانه های همگانی چون روزنامه ها، رادیو ها و تلویزیون ها از دیگر بنیان های این قانون اساسی می باید باشد.

توجه می فرمایید که هر حکومتی که بر سر کار بیاید نمی تواند مجاز باشد در این بنیان های قانون اساسی خدشه وارد کند.

بر استقلال سه قوه قانون گذار(مجلس) اجرا کننده(دولت)و  داوری کننده(دادگستری) می باید تایید سخت و جدی باشد.

مردم ایران می باید شاهد پدید آمدن مجلسی باشند که حقیقتن مجلس نمایندگان آنان و نه مجیز گو و فرمانبر دستگاه حاکمه، باشند، مردم می باید از دستگاه دادگری و دادگستری مستقل و مجزا از قدرت بر خوردار باشند. دولت انتخابی مردم می باید همه کار و کوشش را بنا بر داده های قانونی در خدمت مردم و نه برای رسیدن به جاه و مقام و سرکوب مردم به کار برد. دادگستری باید بتواند هر مقام دولتی را که تخلف کرد حتا بالاترین مقام را در صورت نا درستی و نا کارآمدی به بازپرسی وبازخواست بکشاند. در قانون می باید قید شود با هر گونه رشوه و خلافی از سوی ماموران دولتی به شدیدترین شکل مقابله خواهدشد.

همه قوم های ایرانی می باید از آزادی کامل آموزش زبان مادری، اجرای مراسم سنتی ، نوع پوشاک و... بر خوردار بوده و مقام های محلی خود را خود انتخاب کنند نه دولت مرکزی.

قدرت مرکزی به تدریج  می باید جز در آن چه مربوط به ارتش و نیروی نظامی کشور، جنگ و صلح، اقتصاد کلان، برنامه ریزی های کلان و... کاهش یافته و بخشی از برنامه ریزی ها به استان های کشور منتقل و محلی شود تا آنان بتوانند خود تصمیم گیرنده باشند. برای نمونه در استان های کردستان و کرمانشاهان و یا همدان و لرستان به دلیل وضع کوهستانی مناسب، دامپروری می تواند به یکی از منبع های بزرگ و سود ده مبدل شود. مردم این استان ها به سبب پیشینه دیرینه در این مورد، از تجربه های خوبی بر خوردارند و به خوبی می توانند برای پیشرفت دام پروری و صنایع مربوط به آن چون کارخانه های چرم، پشم ونخ ریسی، نساجی و..برنامه ریزی کنند. لب کلام این است که ما به دلیل گوناگونی قومی و وجود فرهنگ های بومی، می باید به تدریج خود را برای رسیدن به یک سیستم اداره کشور به شکل فدرال آماده کرده (اندک، اندک و نه یک باره زیرا نخست باید زیر بنای درست چنین امری مهیا شود و یکشبه نمی توان ره سد(صد) ساله رفت) و از هم اکنون این بحث ها را به میان آوریم

من بر چند نکته دیگر انگشت نهاده و نوشته خود را به پایان می برم

آموزش وپرورش

آموزش وپرورش از مهمترین زیر بناهای جامعه است. به همن سبب می باید مورد توجه زیاد قرار گرفته و از اساس دگرگون شود.

نخست اینکه دیوار میان دختر وپسر بکلی می باید از میان برداشته شود و آنان در کنار یکدیگر به آموختن بپردازند؛

دیگر این که اجبار به یاد گیری زبان عربی و فقه باید از میان رفته، عربی نیز به عنوان یک زبان قابل آموختن اختیاری و از سال نخست دبیرستان باشد. به جای آن آموزش زبان انگلیسی می باید اجباری و از دبستان آغاز شود. به جای درس فقه، آموزش مسائل جنسی در دوران دبیرستان برای دانش آموزان گنجانده شود که جوانان نیاز ی مبرم به دانستن در این مورد ها دارند تا بتوان از ایجاد کمبودها و نا آگاهی ها در میان جوانان که مشکل بزرگی برای شمار زیادی از جوانان به وجود می آورد کاست و این تابو را در جامعه ایران اگر نتوان از میان برد فراوان کم رنگ تر نمود.

 در آموزش و پرورش نوین ایران کار گروهی و عملی از همآن دبستان می باید در میان دانش آموزان دختر و پسر رواج یابد تا رمینه همکاری های اجتماعی آینده آنان پر بارتر شده و بیاموزند که چگونه در باره امری به شکلی گروهی کار و پژوهش کنند. این مورد در دوره های پس از آن، راهنمایی، دبیرستان و دانش گاه به شکلی گسترده تر و جدی تر می باید دنبال شود. ریزه کاریهای فراوان دیگر می تواند در آموزش و پرورش در میان باشد از آن میان شیوه گرینش آمورگاران و استادان و یا شیوه رفتاری آنان بادانش آموزان و دانش جویان که می ماند برای آینده .

مورد دیگر نقش حساس رسانه های همگانی

 بازسازی خرابی های فراوان دوران این حکومت، کار وکوشش و زمان زیادی می خواهد. رادیو، تلویزیون، فیلم ، روزنامه، حتا  تآتر و موسیقی همه و همه می باید برای زدودن سم و زهر های ریخته شده در تن و بدن جامعه در دوران سیاه حکومت اسلامی یک پارچه و همآهنگ به کار پرداخته و حتا دورترین روستاهای ایران را زیر پوشش خود قرار دهند. می بایدشور و عشقی در میان مردم پدید آید که نا گفتنی!

آنچه آمد تنها ورودی به بحث هایی جدی و مهم در سرنوشت آینده ایران است. نگارنده امیدوار است که دیگران نیر دید گاه های خود را در این باره بیان دارند. خوب می دانیم که انسان با امید وآرزوهایش زنده است و چه خوب که آرزوهای ما از انتقام، کشتن ،خون، شکنجه و اعدام به دور باشد. باید خواهان یک ایران آزاد، آباد و صلح دوست باشیم. ایرانی که بتواند در جرگه کشورهای پیشرفته و متمدن جهان قرار گیرد.خواستن توانستن است و آن روز دور نیست. مطمئن باشید!

 

سه شنبه 27 تیر 1391 ـ 17 ژوئیه 2012

کوروش گلنام

منبع:پژواک ایران


فهرست مطالب کورش گلنام در سایت پژواک ایران 

*رضاشاه، مردی که چهره‌ایران را دگرگون ساخت (۴)  [2017 Sep] 
*رضاشاه، مردی که چهره‌ایران را دگرگون ساخت (۳)  [2017 Sep] 
*رضاشاه، مردی که چهره‌ی ‌ایران را دگرگون ساخت (۲)  [2017 Sep] 
*رضاشاه، مردی که چهره‌ایران را دگرگون ساخت (۱)  [2017 Sep] 
*یک مادر؛ بر گرفته از کتاب «پسران در تابوت های فلزی« (۱) [2017 Aug] 
*دگرگونی در چهره اجتماعی/سیاسی سوئد بخش سوم و پایانی، حزب دِمُکرات های سوئد [2017 Jul] 
*دگرگونی در چهره اجتماعی/سیاسی سوئد بخش دوم [2017 Jul] 
*دگرگونی در چهره اجتماعی/سیاسی سوئد [2017 Jul] 
*خامنه ای و «ترقه بازی»!  [2017 Jun] 
*ما ایرانیان و «حافظه تاریخی» [2017 May] 
*گزینش ریاست جمهوری در حکومت اسلامی، یک نمایش ‏خسته کننده!‏  [2017 May] 
*نگارش فارسی و دردسرها (بخش دوم و پایانی)  [2017 Apr] 
*نگارش فارسی و دردسرها [2017 Apr] 
*بازار شام گزینش ریاست جمهوری در ایران [2017 Apr] 
*تابویی بنام فلسطین (بخش ششم) [2017 Apr] 
*تابویی بنام فلسطین بخش پنجم [2017 Mar] 
*تابویی بنام فلسطین بخش چهارم [2017 Mar] 
*تابویی بنام فلسطین! بخش دوم [2017 Feb] 
*تابویی بنام فلسطین!‏ بخش نخست  [2017 Jan] 
*نکته هایی در باره بر خورد با مرگ رفسنجانی  [2017 Jan] 
*خرید اسلحه از اسراییل تنها به ماجرای مک فارلین ‏خلاصه نمی شود [2017 Jan] 
*پرسش هایی در باره "گفتگو با یک مامور امنیتی پیشین"‏  [2016 Dec] 
*در پشتیبانی از کار تاریخی احمد منتظری  [2016 Dec] 
*گردهمآیی در پاسارگاد و برخورد جناب محمد رضا ‏شالگونی [2016 Nov] 
*سرگدشت شگفت انگیز یک نویسنده سوئد [2016 Oct] 
*حزب چپ سوئد، حزبی که جدی گرفته نمی شود  [2016 Oct] 
*پیک نت و دنباله روی از سیاست های روسیه [2013 Jan] 
*اسراییل و سیاستی نادرست [2012 Nov] 
*حکومت اسلامی، پشت پرده در گیری های تازه بین اسراییل و حماس [2012 Nov] 
*محکومیت حکومت اسلامی به جنایت علیه بشریت در دادگاه مردمی  [2012 Oct] 
*توطئه تازه علی خامنه ای وهاشمی رفسنجانی برای فریب مردم [2012 Oct] 
*منشور ملی و پایه های درست آن [2012 Oct] 
*اعتماد به خاتمی، گم راهی است [2012 Oct] 
*اکنون نوبت آرژانتین است! [2012 Sep] 
*چرایی اعتراف فریدون عباسی دوانی به دروغ گویی [2012 Sep] 
*کانادا و واکسن ضد حکومت اسلامی  [2012 Sep] 
*نشست سران جنبش عدم تعهد و شکستی دیگر [2012 Sep] 
*اگر زلزله در جنوب لبنان بود.... [2012 Aug] 
*نزدیک شدن سرنگونی بشار اسد و هراس بیشتر خامنه ای [2012 Aug] 
*برای یک ایران آزاد - بخش سوم [2012 Jul] 
*برای یک ایران آزاد - بخش دوم [2012 Jul] 
*برای یک ایران آزاد- بخش نخست [2012 Jul] 
*این هم یک نمونه تلخ دیگر! [2012 Jun] 
*رفتار حکومت اسلامی با افغانستانی ها شرم آور است [2012 May] 
*افشاگری های هولناک یک مقام پیشین حکومت و پرسش ها [2012 May] 
*اعتماد به حکومت اسلامی، بسیار خطرناک است! [2012 Apr] 
*حلقه گم شده! [2012 Mar] 
*نماز آدینه دو هفته پیش و علامت خامنه ای به بمب گذاران!  [2012 Feb] 
*زندگی در گذشته، نقدی بر نوشته علی کشتگر [2012 Jan] 
* نمابش انتخابات و به منبر رفتن خامنه ای [2012 Jan] 
*نمایش انتخابات و کوشش برای حرکتی ملی [2012 Jan] 
*پشتیبانی از درخواست محاکمه علی خامنه ای [2011 Dec] 
*به بهانه نامه نویسی‌ها به خامنه‌ای! [2011 Dec] 
*آن که باید "اقرار به اشتباه" و بد تر از آن اقرار به خیانت کند علی خامنه ای است نه دیگری! [2011 Dec] 
*جنون جنگ [2011 Nov] 
*همه پرسی آزاد، هم چنان بهترین گزینه [2011 Nov] 
*جناب گنجی، شما چرا! [2011 Nov] 
*اداره یک سرزمین شایستگی می خواهد! [2011 Oct] 
*به رهبر خود خوانده: تو برو خود را باش! [2011 Oct] 
*زشتی های روزگار! [2011 Sep] 
*جنبش سبز، هم چنان سبز است! [2011 Sep] 
*سیاست تازه ترکیه، سیاست باخت! [2011 Sep] 
*دشنه در قلب دریاچه ارومیه! [2011 Sep] 
*سوریه وحکومت اسلامی [2011 Aug] 
*آب که از سر گذشت.... [2011 Aug] 
*"اصلاح طلبان حکومتی" هم چنان در کج راه! [2011 Jul] 
*مجلس بی اختیار! [2011 Jul] 
*مراکش نیز دچار دگرگونی شد ولی ایران.... [2011 Jun] 
*کودتاگران، دو سال پس از کودتا [2011 Jun] 
*حماس و صلح جویی! [2011 May] 
*ما و انقلاب در جهان عرب [2011 Apr] 
*کودتا چیان و نیرنگ تازه آنان برای فریب ساده دلان! [2011 Apr] 
*نیروهای نظامی، زمان از دست می رود، به مردم بپیوندید! [2011 Mar] 
*آیا قذافی تا پیش از این دیکتاتور نبوده است؟ [2011 Mar] 
*نمی توان انقلاب مصری ها و تونسی ها را هم دزدید! [2011 Feb] 
*اعدام، جنایت است! [2011 Jan] 
*در باره افشاگری های ویکی لیکس [2010 Dec] 
*دانشجویان درخشیدند! [2010 Dec] 
* آمریکا این چنین می خواهد جلو آسیب های ناشی ازافشاگری های ویکی لیکس را بگیرد  [2010 Dec] 
*نیرنگ ها رنگ باخته است! [2010 Nov] 
*با نخبگان خود چنین نکنیم! ما وآرامش دوستدار [2010 Nov] 
*راه مرگ و ویرانی! [2010 Nov] 
*طبرزدی ودیگر مبارزان دربند را دریابیم! [2010 Oct] 
*نوری زاد و نوشتن نامه به «رهبر گرامی»! [2010 Oct] 
*دست آورد زیاده گویی ها! [2010 Oct] 
*محکوميت طبرزدی نشان توانايی نيست که درماندگی است!  [2010 Oct] 
*دیپلمات های جدا شده و چشم داشت ها [2010 Sep] 
*چرا [2010 Sep] 
*سرانجام به اینجا رسیدند: مکتب ایرانی! [2010 Aug] 
*بنیاد برومند و کاری با «بنیادی» درست! [2010 Aug] 
*نمایشنامه ای به نام «شهرام امیری»! [2010 Jul] 
*جنبش سبز، هر روز یک گام به پیش [2010 Jul] 
*چهره بی پوشش دین اسلام [2010 Jul] 
*جناب شیخ، دروغ نگو [2010 Jul] 
*تصویب یک «کاغذ پاره» دیگر [2010 Jun] 
*مرداب «خودکامگی وترس از جنبش مردمی»! [2010 Jun] 
*گروگان گیری، سیاست شناخته شده حکومت اسلامی [2010 May] 
*خون جوشان پنج قربانی دیگر [2010 May] 
*سالروز 22 خرداد و هراس کودتاگران [2010 May] 
*هدف مند کردن یارانه ها با چه انگیزه هایی؟ [2010 Apr] 
*نارسایی در رهبری، نقطه سستی اپوزیسیون - ناتالی بسر [2010 Apr] 
*شفاف گویی رمز پیروزی است [2010 Apr] 
*نخستین نشانه های اثر بخش بودن مبارزه منفی با حکومت اسلامی [2010 Apr] 
*به سوی جبهه سوم [2009 Mar] 
*دختر دانشجو نپذیرفت که به او تجاوز کنیم، بازداشتش کردیم! [2008 Jul] 
*بر ما چه رفته است؟ - ۴  [2008 Jun] 
*بر ما چه رفته است؟ (۳)  [2008 Jun] 
*بر ما چه رفته است؟(۲)  [2008 Jun] 
*چه خبر خوبی! [2008 Jun] 
*بر ما چه رفته است ؟ [2008 Jun] 
*نماینده پیشین مجلس: "نظام مشروعیت ندارد" [2008 Apr] 
*اپوزیسیون زیر نورافکن انتخابات قلابی!  [2008 Mar] 
*مردم "نقشه های" همه شما را "به هم می ریزند"! [2008 Mar] 
*انتخابات یا مردم فریبی؟! [2008 Feb] 
*لابی های حکومت اسلامی ونقش آنها [2008 Feb] 
*"جمله تاریکیست این محنت سرای" [2007 Dec]