آن که باید "اقرار به اشتباه" و بد تر از آن اقرار به خیانت کند علی خامنه ای است نه دیگری!
کورش گلنام

در خبرها آمده است که رهبر قلابی گرفتار در ناراستی ها و تبه کاری های خود، چون همیشه طلب کاری هم می کند و در باره شرکت "اصلاح طلبان" پیشین در انتخابات قلابی گفته است : "اگر آمدند و اقرار به اشتباه کردند، مسئله‌ای نیست، ولی نه اینکه بگویند ما می‌خواهیم بیاییم در انتخابات و از نان پخته شده استفاده کنیم. بیایند و بگویند ما در برهه‌ای اشتباه کردیم و حالا هم فهمیده‌ایم و دیگر نمی‌خواهیم آن اشتباهات را تکرار کنیم." بنا بر گفته مهدوی کنی

چند اشاره

الف ـ نگارنده پیش از این بارها دیدگاه های خود را در باره کج اندیشی ها و کج روی  های اصلاح خواهان پیشین حکومتی که اکنون تیغ وتسمه اسلام ناب محمدی ورهبر خود خوانده و اوباش او بر تنشان نشسته و گویاازخواب خرگوشی بیدار شده اند، نگاشته است. آنان اینک درک کرده اند که کسانی که سال هابر ناشدنی بودن برنامه هایشان به آنان گوش زد می نمودند که:"این ره که تو می روی به ترکستان است" و این حکومت دروغ وریا و جنایت و خیانت (که خود آنان نیز تا آن زمان جزیی از آن وشریک در آن بودند) درست شدنی نیست وامید به به سازی ودگرگونی در آن و دادن سمت وسوی انسان مداری، خردورزی و خدمت گزاری، به حکومت ولایی و نوکیسگان پیرامون او، بیهوده وآب در هاون کوبیدن است و نرود میخ آهنین در سنگ قدرتی که به دست ملای یک تا عبا وردا اقتاده باشد، تا چه اندازه درست می گفتن. ولی آن زمان گوش شنوایی نبود.

ملا باشد و نشستن بر سفره ای گسترده پر از خوراک های لذیذ! مگر به این سادگی از خوردن دست می کشد؟ بایدتا آن اندازه بخوردتا بترکد و جنازه اش را جمع کنی! آخوند بی مقداری چون خامنه ای و دست یافتن به قدرت حکومتی ای که مستی و خرابی اش هزاران بار بیش از الکل و بنگ و افیون است!

هر چه به خاتمی وگروه پیرو او گفتندو هشدار دادند نشد وچه مجال ها که از دست رفت و چه خسارت ها که جوانان آن مرز وبوم به ویژه دانشجویان دیدند!

ب ـ نگارنده هم چنان بر این دیدگاه است که هنوز هم باید حساب خاتمی را از دیگران در این گروه جداکرد. او اکنون نیزبا وحود همه گقته هاو نمایش ها، هم چنان در واهمه و بی کفایتی خود دست وپا زده و اگر "ستون خیمه انقلاب" گوشه چشمی به او نشان دهدو دستی بر سرش بکشد، دیگران را قربانی می کند. مگر با دانشجویان وشماری از روزنامه نگاران، خبرنگاران ونوبسندگان حتا وزیران و نمابندگان دولت خودنکرد؟ او آدمی است که امروز نیز توان وجسارت گفتن از "توطئه های" اوباش خامنه ای در دوران هشت ساله ریاست حمهوری خود را ندارد وبار همه ناشایستگی های خود در این مقام را سر آخر با گفتن این که "من یک تدارکات چی بیش نبودم" به پایان می رساند.

 اینک نیز نیاز است که به اصلاح خواهان پیشین حکومتی که سرشان به سنگ واقعیت خورده است و کوشش می کنند به تمامی از گذشته خود دور شوند چند نکته را یاد آور شد:

1 ـ به خاتمی اعتماد ی نیست وحساب خود را بایداز او جدا کرذ. مهندس موسوی که هم چنان در میان هواداران جنبش سبز جایگاه ویژه ای دارد، بسیار قابل اعتمادتر و درست کار تر از محمد خاتمی است. 

2 ـ به هیچ رو در انتخاب های نمابشی/فرمایشی نباید شرکت کرد. شرکت در انتخابات قلابی مجلس فرمایشی، پذیرش کودتا و کودتاگران است و بی هیچ تردید دوری از مردم خون به دل و بیزار از حکومت را در پی دارد. شرکت در انتخابات مجلس فرمایشی، شرکت در بازی باخت است و هرگز بردی نخواهد داشت.

3 ـ با همه توان هرجا که شدنی است و بسته به وضع روزایران امکانی وجود دارد، باید ناگفته ها را به مردم گفت و دو باند خامنه ای واحمدی نژاد واوباشان آنان را افشا نمود.

4 ـ اصلاح خواهان پیشین، می باید  تردیدرا به کناری نهاده و خود را از دام و بند"رهبر گرامی" تبه کار به در آورده، هم خوان وهم راه با مردم با همه توان در به زیر کشیدن حکومت خون ریزاو کوشش نمایند.

این چنین باید گذشته ناراست خود را درست نمود واعتماد مردم را به دست آورد.

جنگ برای ایران ویرانگر است

در روزگار بسیار خطرناک امروز، نشانه های یورش نظامی به ایران به خوبی دیده می شود. حکومت اسلامی در انزوای شدیدی به سر برده و محکومیت ها و تحریم های هر چه گسترده تر و هر روز افزون تر، بارزترین نشانه "اجماعی جهانی"بسیار جدی تر و فراگیر تر از گذشته در برابر حکومت مافیایی اسلامی است. هر ایرانی آزادی خواه ومیهن دوستی در هر حا که باشد برای پیش گیری از درگیری نظامی خونینی که بیشترین آسیب وویرانی های دهشتناکش اش برای ایران ومردم ایران خواهد بود، باید در بر اندازی این حکومت آدم خوار وبد نام وبی آبرو، هر کار که می تواند حتا اگر بسیار ناچیز هم باشد، انجام دهد. نباید اندک اهمیتی به بلوف های حکومت در باره توانایی های خود داد. حکومت به هیچ شکلی نه از توان نظامی درخوری برخوردار است و مهم تر ازآن نه توانایی برانگیحتن پشتیبانی گستزده مردمی در درون ایران را دارد. در بیرون از مرزها به ویژه در منطقه نیز همان گونه که دیده می شود، بزودی دیگر هیچ گونه پشتوانه قابل توجهی نخواهد داشت. اینک پایگاه اصلی یاری رسانی به آتش افروزی هایش در منطقه یعنی سوریه نیز بزودی از دست رفته است و اکنون حتا حماس دست پروده اش نیز که دریاقته است آینده ای نه برای بشار اسد و نه برای شیخ خامنه ای وجود دارد، در راه سرپیچی و دور شدن از حکومت اسلامی گام بر می دارد.

نیاز به شفاف بودن

یکی از راه های سازماندهی وجلب اعتماد مردم خون به دل، در هم شکستن تقدس های قلابی از آن میان در باره شخص علی خامنه ای و مقام الهی مسخره ای است که برای این شیخ تبه کار ساخته اند. باید در این باره هر جا شدنی بود از خواست محاکمه او و دستیارانش به عنوان "جنایت کاربر علیه بشریت" گفت. این کار نیاز به شفاف سازی از سوی کسانی دارد که روزگاری در خدمت حکومت بوده و اینک با مردم هم راه شده اند و از فراوان رویدادهای پشت پرده با خبرند. پشتیبانی مردم از آن ها، خود بزرگترین نیروی پاسداری از ان هاخواهد شد. به آزاده مردی چون استاد شجریان نگاه کنیم که هرگز در برابر این حکومت آدم خوار تسلیم نشد و سخنانش را هم آشکارا گقته و می گوید. آن چه او را نگاه داشته است محبوبیت، هواداری و پشتیبانی فراوان مردم از اوست. با او نمی توانند چون دیگران بر خورد کنند چون در دل مردم جادارد واز واکنش مردم در برابر آسیب به او هراس دارند و آن را به سود خود نمی بینند.

پایه و آغاز انجام این مهم، نخست فاش گویی در باره خود و شفافیت با خود است. می بایداز ناگفته ها در باره خود گفت وآغاز کرد. با وجود ایرادهایی که به شیوه نامه نگاری محمد نوری زاد به "رهبر گرامی" می توان داشت ولی او خود را و اشتباه های خود را نیز فاش نموده و به این بهانه، هم به گونه ای رهبر گرامی را افشا می کند و هم در باره خود شفاف سازی می کند که از این دیدگاه ارزشمند است. اگر توانستیم با خود شفاف و رو راست باشیم، با مردم هم چنین خواهیم بود.

آخوند علی خامنه ای و اوباش وابسته به او گرفتار در تبه کاری های خود هستند. نخستین کسی که باید به اشتباه که نه، به خیانت ها وجنایت های خود علیه مردم ایران اقرار نموده، ابراز پشیمانی کرده ودرخواست بخشش نماید رهبر خود خوانده آخوند علی خامنه ای است نه دیگری.
 

کوروش گلنام

آدینه 18 آذر 1390 ـ 9 دسامبر 2011

منبع:پژواک ایران


فهرست مطالب کورش گلنام در سایت پژواک ایران 

*یک مادر؛ بر گرفته از کتاب «پسران در تابوت های فلزی« (۱) [2017 Aug] 
*دگرگونی در چهره اجتماعی/سیاسی سوئد بخش سوم و پایانی، حزب دِمُکرات های سوئد [2017 Jul] 
*دگرگونی در چهره اجتماعی/سیاسی سوئد بخش دوم [2017 Jul] 
*دگرگونی در چهره اجتماعی/سیاسی سوئد [2017 Jul] 
*خامنه ای و «ترقه بازی»!  [2017 Jun] 
*ما ایرانیان و «حافظه تاریخی» [2017 May] 
*گزینش ریاست جمهوری در حکومت اسلامی، یک نمایش ‏خسته کننده!‏  [2017 May] 
*نگارش فارسی و دردسرها (بخش دوم و پایانی)  [2017 Apr] 
*نگارش فارسی و دردسرها [2017 Apr] 
*بازار شام گزینش ریاست جمهوری در ایران [2017 Apr] 
*تابویی بنام فلسطین (بخش ششم) [2017 Apr] 
*تابویی بنام فلسطین بخش پنجم [2017 Mar] 
*تابویی بنام فلسطین بخش چهارم [2017 Mar] 
*تابویی بنام فلسطین! بخش دوم [2017 Feb] 
*تابویی بنام فلسطین!‏ بخش نخست  [2017 Jan] 
*نکته هایی در باره بر خورد با مرگ رفسنجانی  [2017 Jan] 
*خرید اسلحه از اسراییل تنها به ماجرای مک فارلین ‏خلاصه نمی شود [2017 Jan] 
*پرسش هایی در باره "گفتگو با یک مامور امنیتی پیشین"‏  [2016 Dec] 
*در پشتیبانی از کار تاریخی احمد منتظری  [2016 Dec] 
*گردهمآیی در پاسارگاد و برخورد جناب محمد رضا ‏شالگونی [2016 Nov] 
*سرگدشت شگفت انگیز یک نویسنده سوئد [2016 Oct] 
*حزب چپ سوئد، حزبی که جدی گرفته نمی شود  [2016 Oct] 
*پیک نت و دنباله روی از سیاست های روسیه [2013 Jan] 
*اسراییل و سیاستی نادرست [2012 Nov] 
*حکومت اسلامی، پشت پرده در گیری های تازه بین اسراییل و حماس [2012 Nov] 
*محکومیت حکومت اسلامی به جنایت علیه بشریت در دادگاه مردمی  [2012 Oct] 
*توطئه تازه علی خامنه ای وهاشمی رفسنجانی برای فریب مردم [2012 Oct] 
*منشور ملی و پایه های درست آن [2012 Oct] 
*اعتماد به خاتمی، گم راهی است [2012 Oct] 
*اکنون نوبت آرژانتین است! [2012 Sep] 
*چرایی اعتراف فریدون عباسی دوانی به دروغ گویی [2012 Sep] 
*کانادا و واکسن ضد حکومت اسلامی  [2012 Sep] 
*نشست سران جنبش عدم تعهد و شکستی دیگر [2012 Sep] 
*اگر زلزله در جنوب لبنان بود.... [2012 Aug] 
*نزدیک شدن سرنگونی بشار اسد و هراس بیشتر خامنه ای [2012 Aug] 
*برای یک ایران آزاد - بخش سوم [2012 Jul] 
*برای یک ایران آزاد - بخش دوم [2012 Jul] 
*برای یک ایران آزاد- بخش نخست [2012 Jul] 
*این هم یک نمونه تلخ دیگر! [2012 Jun] 
*رفتار حکومت اسلامی با افغانستانی ها شرم آور است [2012 May] 
*افشاگری های هولناک یک مقام پیشین حکومت و پرسش ها [2012 May] 
*اعتماد به حکومت اسلامی، بسیار خطرناک است! [2012 Apr] 
*حلقه گم شده! [2012 Mar] 
*نماز آدینه دو هفته پیش و علامت خامنه ای به بمب گذاران!  [2012 Feb] 
*زندگی در گذشته، نقدی بر نوشته علی کشتگر [2012 Jan] 
* نمابش انتخابات و به منبر رفتن خامنه ای [2012 Jan] 
*نمایش انتخابات و کوشش برای حرکتی ملی [2012 Jan] 
*پشتیبانی از درخواست محاکمه علی خامنه ای [2011 Dec] 
*به بهانه نامه نویسی‌ها به خامنه‌ای! [2011 Dec] 
*آن که باید "اقرار به اشتباه" و بد تر از آن اقرار به خیانت کند علی خامنه ای است نه دیگری! [2011 Dec] 
*جنون جنگ [2011 Nov] 
*همه پرسی آزاد، هم چنان بهترین گزینه [2011 Nov] 
*جناب گنجی، شما چرا! [2011 Nov] 
*اداره یک سرزمین شایستگی می خواهد! [2011 Oct] 
*به رهبر خود خوانده: تو برو خود را باش! [2011 Oct] 
*زشتی های روزگار! [2011 Sep] 
*جنبش سبز، هم چنان سبز است! [2011 Sep] 
*سیاست تازه ترکیه، سیاست باخت! [2011 Sep] 
*دشنه در قلب دریاچه ارومیه! [2011 Sep] 
*سوریه وحکومت اسلامی [2011 Aug] 
*آب که از سر گذشت.... [2011 Aug] 
*"اصلاح طلبان حکومتی" هم چنان در کج راه! [2011 Jul] 
*مجلس بی اختیار! [2011 Jul] 
*مراکش نیز دچار دگرگونی شد ولی ایران.... [2011 Jun] 
*کودتاگران، دو سال پس از کودتا [2011 Jun] 
*حماس و صلح جویی! [2011 May] 
*ما و انقلاب در جهان عرب [2011 Apr] 
*کودتا چیان و نیرنگ تازه آنان برای فریب ساده دلان! [2011 Apr] 
*نیروهای نظامی، زمان از دست می رود، به مردم بپیوندید! [2011 Mar] 
*آیا قذافی تا پیش از این دیکتاتور نبوده است؟ [2011 Mar] 
*نمی توان انقلاب مصری ها و تونسی ها را هم دزدید! [2011 Feb] 
*اعدام، جنایت است! [2011 Jan] 
*در باره افشاگری های ویکی لیکس [2010 Dec] 
*دانشجویان درخشیدند! [2010 Dec] 
* آمریکا این چنین می خواهد جلو آسیب های ناشی ازافشاگری های ویکی لیکس را بگیرد  [2010 Dec] 
*نیرنگ ها رنگ باخته است! [2010 Nov] 
*با نخبگان خود چنین نکنیم! ما وآرامش دوستدار [2010 Nov] 
*راه مرگ و ویرانی! [2010 Nov] 
*طبرزدی ودیگر مبارزان دربند را دریابیم! [2010 Oct] 
*نوری زاد و نوشتن نامه به «رهبر گرامی»! [2010 Oct] 
*دست آورد زیاده گویی ها! [2010 Oct] 
*محکوميت طبرزدی نشان توانايی نيست که درماندگی است!  [2010 Oct] 
*دیپلمات های جدا شده و چشم داشت ها [2010 Sep] 
*چرا [2010 Sep] 
*سرانجام به اینجا رسیدند: مکتب ایرانی! [2010 Aug] 
*بنیاد برومند و کاری با «بنیادی» درست! [2010 Aug] 
*نمایشنامه ای به نام «شهرام امیری»! [2010 Jul] 
*جنبش سبز، هر روز یک گام به پیش [2010 Jul] 
*چهره بی پوشش دین اسلام [2010 Jul] 
*جناب شیخ، دروغ نگو [2010 Jul] 
*تصویب یک «کاغذ پاره» دیگر [2010 Jun] 
*مرداب «خودکامگی وترس از جنبش مردمی»! [2010 Jun] 
*گروگان گیری، سیاست شناخته شده حکومت اسلامی [2010 May] 
*خون جوشان پنج قربانی دیگر [2010 May] 
*سالروز 22 خرداد و هراس کودتاگران [2010 May] 
*هدف مند کردن یارانه ها با چه انگیزه هایی؟ [2010 Apr] 
*نارسایی در رهبری، نقطه سستی اپوزیسیون - ناتالی بسر [2010 Apr] 
*شفاف گویی رمز پیروزی است [2010 Apr] 
*نخستین نشانه های اثر بخش بودن مبارزه منفی با حکومت اسلامی [2010 Apr] 
*به سوی جبهه سوم [2009 Mar] 
*دختر دانشجو نپذیرفت که به او تجاوز کنیم، بازداشتش کردیم! [2008 Jul] 
*بر ما چه رفته است؟ - ۴  [2008 Jun] 
*بر ما چه رفته است؟ (۳)  [2008 Jun] 
*بر ما چه رفته است؟(۲)  [2008 Jun] 
*چه خبر خوبی! [2008 Jun] 
*بر ما چه رفته است ؟ [2008 Jun] 
*نماینده پیشین مجلس: "نظام مشروعیت ندارد" [2008 Apr] 
*اپوزیسیون زیر نورافکن انتخابات قلابی!  [2008 Mar] 
*مردم "نقشه های" همه شما را "به هم می ریزند"! [2008 Mar] 
*انتخابات یا مردم فریبی؟! [2008 Feb] 
*لابی های حکومت اسلامی ونقش آنها [2008 Feb] 
*"جمله تاریکیست این محنت سرای" [2007 Dec]