دختر دانشجو نپذیرفت که به او تجاوز کنیم، بازداشتش کردیم!
کورش گلنام

آلودگی و تبه کاری ما را برملا نکنید که گرفتار می شوید!

این روشن ترین پیام باندهای مافیایی حکومت است که در همه جا به ویژه دستگاه دادگری و دادگستری آن "حکوت الهی" ریشه دوانیده و سرنوشت و هستی مردم ایران را درچنگال خود گرفته اند.

روزی نیست که حکومت اسلامی ـ امام زمانی رسوایی تازه ای ببار نیاورد. در کجای دنیا می توانید رژیمی با چنین ویژگی های ناب محمدی و با این همه ادعای خدا جویی و دادگری اسلامی بیابید که دختر دانشجویی که با دلیری برای نگاهداری از آبرو و شرافت خود، یک استاد قلابی، نابکار و بی شرم را رسوا نموده و از برنامه ریزی دست درازی جنسی این آدم خداشناس، خدا ترس و پیرو رهبر معظم به خود، سند انکار ناپذیر  تهیه نموده است، بازداشت کرده و خود او را به زندان بیافکنند! آیا می توانید دلیلی از این مسخره تر بیابید که:" افشای اين کار درست نبوده و افشای گناه از خود گناه مهم تر است." این از فرمایش های محمد مهدی زاهدی، وزیر علوم حکومت اسلام ناب محمدی در باره رذالت استاد قلابی و معاون محترم ومسلمان پاک دامان دانشگاه زنجان، حاج حسن آقا مددی است (همه اینها به حج هم مشرف می شوند و بیشتر آن ها آن اندازه پیشانی مبارک را بر مهر نماز می فشارند که جای مهر بر آن نقش بسته تا خدا پرستی آنها را از دور فریاد نماید!). با شناختی که از روش و منش این حکومت وجود دارد، اکنون ابر وباد ومه وخورشید و فلک در کارند تا با هر نیرنگ، پرونده سازی، دروغ سازی و دروغ بافی، سر وته یک رسوایی دیگر در نظام مقدس الهی را هم بیاورند و مثل همیشه با وجدانی آسوده یک یا چند بیگناه دیگر را قربانی رسوایی های خود نمایند! در این زمینه، این سخنان تاریخی را هم بخوانید:" جعفر گل ‌محمدی، دادستان عمومی و انقلاب زنجان، روز جمعه  در نشستی مطبوعاتی به حادثه دانشگاه زنجان و اقدامات قضايی صورت گرفته در اين ‌باره اشاره کرد و گفت:« ارتباط ناصحيح عاملان حادثه دانشگاه زنجان، محرز شده و هر دو متهم اين پرونده، در حال حاضر با قرار قانونی در بازداشت به سر می‌برند لذا تحقيقات در اين زمينه ادامه دارد.» !دختر دانشجویی در آن جامعه خرافه زده که بکارت "زن" از وجود خودش مهم تر است و با همین انگیزه چه ستم ها و نا مردمی ها که بر او روا نمی رود، خواسته است از آبرو و پاکی خود پاسداری کند و با درایت و تیز هوشی و دلیری و با یاری دیگر دوستان دانشجو و دلیر خود، دست به افشای آن استاد قلابی واسلام پناه زده است ولی خود اکنون متهم و بازداشت شده است!

به چه ساز  این نظام الهی باید رقصید؟

با این رژیم مافیایی ضد انسانی چگونه باید رفتار نمود؟ اگر دختر ایستادگی نمی کرد و تن به خواسته های آن استاد قلابی می داد و پس از آن آقایان خبر دار می شدند، همه می دانند که این دختر بی پناه به چه سرنوشتی دچار شده و گذشته از بد نامی ای که برایش به وجود می آوردند، چگونه شامل حکم دادگرانه اسلامی شده و زندگیش را تباه می کردند، و این در حالی بود که استاد معظم  پس از مدتی که هیاهو خوابید، پست و مقامی دیگر یافته و در خدمت نظام مقدس، همین شیوه کار و تجاوز به دختران بی پناه و گرفتار آن سرزمین نفرین شده را در جایی دیگر و به بهانه هایی دیگر دنبال کرده، نماز و روزه و دیگر آیین های مذهبی خود را با وسواس و توجه ویژه به همه ریزه کاری ها، همچنین دعا به جان رهبر مقدس که چنین پست ها و مقام ها و امکان هایی برای او به وجود آورده است را  هر روز به جا آورده و زندگی در سایه حکومت اسلام ناب محمدی خود را به خوبی وخوشی دنبال می کرد! استاد محترم دختر را به گناه "بی گناهی" و به این انگیزه که  " چشم و دل ناپاک او را گرفتارخود " نموده بوده است، ماه ها زیر فشار و تهدید به اخراج از دانشگاه نهاده بوده و تنها راه چاره برای او را تن دادن به خواسته های جنسی خود می دانسته است. این دختر دانشجو که دور از خانواده خود می بایست در پناه مسئولان دانشگاه در امنیت(آزادی پیشکش رهبر مقدس مسلمانان جهان باشد!) به سر برده و دانش اندوزی کند، جرا باید دچار چنین هیولاها وچنین سرنوشتی شود؟ این چه وضع ناهنجار، نا انسانی و شرم آوری است که برای مردم ایران به ویژه زنان ودختران مابه وجود آورده اند؟ آیا این نخستین مورد این حاج آقا استاد بوده است ویا او بارها به چنین رذالت هایی دست زده است؟ در حکومت اسلام ناب محمدی، دانشجویان دختر به سادگی  و با پرونده سازی بارها مورد دست درازی کارکنانی چون همین استاد نماها و حراست دانشگاه ها قرار گرفته اند و چه بسا بسیاری به سبب آزارهای جنسی وارد شده برآنهاو فشار های روانی ناشی از آن و ترس ونگرانی برای آبرو ی خود و خانواده،  دست به خودکشی زده اند.(1). حراستی که شبانه روز باید نگاهبانی کند که مبادا پوشش، آرایش رخسار و موی سر و یا خدای نا کرده رابطه و تماس انگشتان دختر وپسری خراشی به بنای عظیم اسلام ملازده وارد آورد، زیر سایه خدا گونه رهبر معظم، خود ولی به مرکز آلودگی، پرونده سازی، تجاوز وپشتیبانی از تبه کاران تجاوز کار تبدیل شده است. ماجرای تازه زنجان و خودکشی پرسش برانگیز یک دانشجوی دختر دیگر در لاهیجان و در دفتر حراست دانشگاه، تنها نوک قله کوه تجاوز به دختران گرفتار در چنگال"مافیا های اسلام ناب محمدی" است که گاه نمونه هایی از آن این جا وآنجا افشا شده و همآن گونه که پیش تر آمد، چه بسیار دختران که از ترس آبروی خود و از ترس تهدیدها که در صورت افشای ماجرا، در باره خانواده آنها انجام می گرفته است، سکوت کرده و برای همه زندگی دچار آسیب شده اند. گل محمدی حاج آقا دادستان کل زنجان، در بخشی دیگر فرموده است که:  «با کسانی که در اين ماجرا تشنج آفرينی کرده و از وقوع بزه، مطلع و به مراجع قانونی اطلاع نداده‌اند، برخورد قانونی صورت خواهد پذيرفت»!  حاج آقا پنداشته اند که مردم پس از سی سال هنوز این رژیم آدم خوار سراسر آلوده به ناپاکی را نمی شناسند!  اگر این دانشجویان حاج آقا دادستان را از "وقوع بزه مطلع" می کردند که "برخورد قانونی" این میشد که فورن و با یاری سربازان گمنام امام زمان و دولت پنهان که زبانش کیهان شریعتمداری است، خود "اطلاع دهندگان" نخست به اتهام "افترا و نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی" و در گام های پس از آن"تبلیغ علیه نظام مقدس"، "هم سویی با دشمنان اسلام " و سرانجام " همکاری و ارتباط با آمریکای جهان خوار و صهیونیست و جاسوسی برای آنها" به همآن سرنوشتی دچار می شدند که تا امروز بسیاری دچار آن شده اند. رژیمی که در نبرد قدرت و برای پر پا ماندن خود از هیچ خیانت و جنایتی رویگردان نبوده و در پرونده سازی، اعتراف گیری زیر بدترین شکنجه ها، زبانزد جهانیان است و حتا سخن از  آلودگی، تبهکاری و رسوایی های خود را از زبان "خودی ها" نیز بر نتافته و برای متهم کردن وبی آبرو نمودن آنها پیش از هر گونه بررسی های قانونی، برگزاری دادگاهی دادگرانه تا اثبات بزه و دادن حکم محکومیت، فورن دست به کار می شود و آنها را حتا به شکل های گوناگون نابود و یا ناپدید می کند(در زندان خودکشی می شوند، اتوموبیل آنها دچار سانحه می شود، هواپیما و یا هلیکوپتر آنها سقوط می کند، تیری از چاه جمکران کمانه کرده در سینه و یا مغز آنها می نشیند، به بیماری های آنی و ویژه دشمنان حکومت الهی گرفتار شده و یکباره خبر مرگ آنها منتشر می شود و..)، اینک در این رسوایی تازه با همآن وقاحتی که دیگر از ویژگی های بارز این رژیم "مقدس"شده است، "افشای گناه" را " از خود گناه مهمتر" دانسته و "عدم اطلاع به مراجع قانونی " را بزه کاری می نامد! پوچ ترین و یاوه ترین واژه هادر این نظام الهی دقیقن همین  "مراجع قانونی" هستند که تنها دلیل بودنشان لگد مال کردن قانون و خدمت به رهبر ومافیا های حکومتی است. عباس پالیزدار که تا دیروز از خودی ها بود و امروز حتا مقام و خودی بودن او نیز انکار می شود، مگر جز افشای آلودگی ها و تباهی های حاج آقا ها چه گفته بود که فورن خود دارای پرونده، متهم(اتهام هایی که روز به روز در حال افزایش است و سر آخر او را کارمند سرویس های جاسوسی آمریکا، اسرائیل و انگلیس اعلام خواهند نمود) بازداشت و به زندان افکنده شده بدون اجازه دیدار با خانواده و آگاهی آنها از مکان و وضع او. پدر او در گفتگویی با رادیو فردا می گوید که کمترین خبری از او ندارند و اصلن نمی دانند او را کجا به بند کشیده اند چه رسد به دیدار و گفت وگو با او! هدف از به میان آوردن نام پالیزدار، پشتیبانی از او نیست(گر چه در این درگیری بر سر قدرت، به هر شکلی که بررسی کنیم، افشا گری بی سابقه او به سود مبارزه آزادی خواهانه مردم ایران بوده است)، زیرا او نیز نزدیک به سی سال دهان بازنکرده و سخنی از این غارت هاو چپاول ها نگفت و شب ها نیز آسوده سر بر بالین نهاده وخوابید؛ یکباره چگونه شد که به یاد دوستان شهیدش افتاد و گفت که از این همه فساد و دزدی سرمایه های مردم، "شب ها خوابم نبرده" و نمی توانستم سکوت کنم!

شگفتی ها در این حکومت بی پایان است! چند روزی پیش یک سردار نگون بخت رژیم اسلامی نیز سخنانی تاریخی بیان کرد. این هم سنگ رهبر معظم و احمدی نژاد فرمود: برنامه آماده نمودن 320 هزار قبر برای سربازان متجاوز دشمن را در دست اجرا دارد و از امت شهید پرور خواسته است که در کندن این قبرها به آنها یاری دهند. او این کار را نیز برای رنج کمتر خانواده این کشته شدگان و احترام به شرافت و کرامت انسانی آنها انجام می دهدو.. !(نقل به مفهوم).

تا این دیوانگان و بیماران روانی قدرت را در ایران در دست دارند، ما هر روز شاهد نتیجه های درخشان تراوش مغز آنها خواهیم بود. اگر جرج اورول (نام اصلی اریک آرتور بلر) نویسنده و روزنامه نگار بزرگ انگلیسی(1950 ـ 1903) امروز زنده بود با کمال شگفتی شاهد می شد که چگونه آنچه او در 2 اثر فراموش نشدنی و جاودانه خود " مزرعه حیوانات" (نوشته شده در 1945 م. )و "1984"(نوشته شده در 1949 م.) با ریز بینی و ظرافتی بی همتا به تصویر کشیده است، امروز در قرن 21 در حکومت اسلامی با میزانی وحشتناک تر و پیچیده تر اجرا می شود! پیام همیشگی سردمداران حکومت کنونی ایران به شیوه بیان جرج اورول برای مردم ایران و جهان چنین است:

ما همیشه بر حق بوده و خواهیم بود.

ما ابر قدرت جهان هستیم

 ما عاشق انسان ها و انسانیت هستیم.

ما مخالف سرسخت دروغ، نیرنگ، تجاوز، دزدی، آدم کشی، خیانت، زد و بند، و دیگر آلودگی هاو نا مردمی ها هستیم.

اگر کسی خطا ی ما را افشا کند، به او جایزه می دهیم. بنابراین:

خوب ببینید، خوب بخوانید، خوب بشنویدتاخوب آگاه وهشیار باشید.

بیاد داشته باشید که هیچکس نباید سفید را سیاه و سیاه را سفید کند!

اگر "تاریک خانه" ای یافتید، بر آن "نور افشانی" کنید  تا ما با امدادهای غیبی" از آن پشتیبانی کنیم!

ما بهترینیم. فراموش نکنید، ما بهترینیم!

 

زیر نویس:

1 ـ نمونه های دیگر تجاوز در دانشگاه های رازی کرمانشاه، دانشگاه سهندتبریز، تجاوز به دختر دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی آشتیان وسیله بازجویش و... را بیاد بیاوریم. داستان هراس آور خودکشی های دانشجویی که بنا به آمارهای دولت ناب محمدی سالانه به 4200 مورد می رسد و بیشترین آنان نیز از دانشجویان دختر هستند، خود دردنامه گویایی است از تاریخ سیاه  به بند کشیده شدن مردم ایران در حکومت تبه کار اسلامی. این نمونه را که گزارشی است از ایران و به تاریخ 17 اردیبهشت 1386 در سایت "ایران پرس نیوز" آمده است و خبر آن در بیانیه های اعتراضی دانشجویان دانشگاه رازی کرمانشان و ده ها رسانه خبری گوناگون آمده است را بخوانید:

"گزارش دریافتی: دانشجویی از دانشگاه رازی کرمانشاه هستم. در این دانشگاه خفقان و نکبت و تحجر مسئولین آنقدر زیاد است که اگر هیچ نگویم گویا تر است. به عنوان اولین خبر فاجعه ی هفته ی پیش را به عرضتان می رسانم و امیدوارم آن را به گوش همه برسانید زیرا این مطلب شدیدا بایکوت خبری شده است. هفته ی پیش یکی از دانشجویان زبان انگلیسی ورودی سال 83 دانشکده ی ادبیات دانشگاه رازی مورد تجاوز معاون حراست کل دانشگاه قرار گرفت. این فرد که دایی چی نام دارد با تهدید دختر به اینکه دوست پسر داشتن او را به خانواده اش اطلاع می دهد دختر معصوم را به این کار وادار می کند. این فرد نفر دوم حراست کل دانشگاه است که برادرش نیز رئیس شعبه ی مرکزی بانک ملی استان است. در طی هفته ی گذشته تحصن هایی توسط دانشجویان دانشکده های مختلف صورت گرفت که به شدید ترین نحو سرکوب شد. در آخرین حرکت در تاریخ 17/2/86 در مقابل دانشکده ی فنی حرکتی صورت گرفت که با درگیری شدید نیروهای بسیج و حراست و ضرب و شتم تنی چند از دانشجویان پایان یافت."

منبع:پژواک ایران


فهرست مطالب کورش گلنام در سایت پژواک ایران 

*یک مادر؛ بر گرفته از کتاب «پسران در تابوت های فلزی« (۱) [2017 Aug] 
*دگرگونی در چهره اجتماعی/سیاسی سوئد بخش سوم و پایانی، حزب دِمُکرات های سوئد [2017 Jul] 
*دگرگونی در چهره اجتماعی/سیاسی سوئد بخش دوم [2017 Jul] 
*دگرگونی در چهره اجتماعی/سیاسی سوئد [2017 Jul] 
*خامنه ای و «ترقه بازی»!  [2017 Jun] 
*ما ایرانیان و «حافظه تاریخی» [2017 May] 
*گزینش ریاست جمهوری در حکومت اسلامی، یک نمایش ‏خسته کننده!‏  [2017 May] 
*نگارش فارسی و دردسرها (بخش دوم و پایانی)  [2017 Apr] 
*نگارش فارسی و دردسرها [2017 Apr] 
*بازار شام گزینش ریاست جمهوری در ایران [2017 Apr] 
*تابویی بنام فلسطین (بخش ششم) [2017 Apr] 
*تابویی بنام فلسطین بخش پنجم [2017 Mar] 
*تابویی بنام فلسطین بخش چهارم [2017 Mar] 
*تابویی بنام فلسطین! بخش دوم [2017 Feb] 
*تابویی بنام فلسطین!‏ بخش نخست  [2017 Jan] 
*نکته هایی در باره بر خورد با مرگ رفسنجانی  [2017 Jan] 
*خرید اسلحه از اسراییل تنها به ماجرای مک فارلین ‏خلاصه نمی شود [2017 Jan] 
*پرسش هایی در باره "گفتگو با یک مامور امنیتی پیشین"‏  [2016 Dec] 
*در پشتیبانی از کار تاریخی احمد منتظری  [2016 Dec] 
*گردهمآیی در پاسارگاد و برخورد جناب محمد رضا ‏شالگونی [2016 Nov] 
*سرگدشت شگفت انگیز یک نویسنده سوئد [2016 Oct] 
*حزب چپ سوئد، حزبی که جدی گرفته نمی شود  [2016 Oct] 
*پیک نت و دنباله روی از سیاست های روسیه [2013 Jan] 
*اسراییل و سیاستی نادرست [2012 Nov] 
*حکومت اسلامی، پشت پرده در گیری های تازه بین اسراییل و حماس [2012 Nov] 
*محکومیت حکومت اسلامی به جنایت علیه بشریت در دادگاه مردمی  [2012 Oct] 
*توطئه تازه علی خامنه ای وهاشمی رفسنجانی برای فریب مردم [2012 Oct] 
*منشور ملی و پایه های درست آن [2012 Oct] 
*اعتماد به خاتمی، گم راهی است [2012 Oct] 
*اکنون نوبت آرژانتین است! [2012 Sep] 
*چرایی اعتراف فریدون عباسی دوانی به دروغ گویی [2012 Sep] 
*کانادا و واکسن ضد حکومت اسلامی  [2012 Sep] 
*نشست سران جنبش عدم تعهد و شکستی دیگر [2012 Sep] 
*اگر زلزله در جنوب لبنان بود.... [2012 Aug] 
*نزدیک شدن سرنگونی بشار اسد و هراس بیشتر خامنه ای [2012 Aug] 
*برای یک ایران آزاد - بخش سوم [2012 Jul] 
*برای یک ایران آزاد - بخش دوم [2012 Jul] 
*برای یک ایران آزاد- بخش نخست [2012 Jul] 
*این هم یک نمونه تلخ دیگر! [2012 Jun] 
*رفتار حکومت اسلامی با افغانستانی ها شرم آور است [2012 May] 
*افشاگری های هولناک یک مقام پیشین حکومت و پرسش ها [2012 May] 
*اعتماد به حکومت اسلامی، بسیار خطرناک است! [2012 Apr] 
*حلقه گم شده! [2012 Mar] 
*نماز آدینه دو هفته پیش و علامت خامنه ای به بمب گذاران!  [2012 Feb] 
*زندگی در گذشته، نقدی بر نوشته علی کشتگر [2012 Jan] 
* نمابش انتخابات و به منبر رفتن خامنه ای [2012 Jan] 
*نمایش انتخابات و کوشش برای حرکتی ملی [2012 Jan] 
*پشتیبانی از درخواست محاکمه علی خامنه ای [2011 Dec] 
*به بهانه نامه نویسی‌ها به خامنه‌ای! [2011 Dec] 
*آن که باید "اقرار به اشتباه" و بد تر از آن اقرار به خیانت کند علی خامنه ای است نه دیگری! [2011 Dec] 
*جنون جنگ [2011 Nov] 
*همه پرسی آزاد، هم چنان بهترین گزینه [2011 Nov] 
*جناب گنجی، شما چرا! [2011 Nov] 
*اداره یک سرزمین شایستگی می خواهد! [2011 Oct] 
*به رهبر خود خوانده: تو برو خود را باش! [2011 Oct] 
*زشتی های روزگار! [2011 Sep] 
*جنبش سبز، هم چنان سبز است! [2011 Sep] 
*سیاست تازه ترکیه، سیاست باخت! [2011 Sep] 
*دشنه در قلب دریاچه ارومیه! [2011 Sep] 
*سوریه وحکومت اسلامی [2011 Aug] 
*آب که از سر گذشت.... [2011 Aug] 
*"اصلاح طلبان حکومتی" هم چنان در کج راه! [2011 Jul] 
*مجلس بی اختیار! [2011 Jul] 
*مراکش نیز دچار دگرگونی شد ولی ایران.... [2011 Jun] 
*کودتاگران، دو سال پس از کودتا [2011 Jun] 
*حماس و صلح جویی! [2011 May] 
*ما و انقلاب در جهان عرب [2011 Apr] 
*کودتا چیان و نیرنگ تازه آنان برای فریب ساده دلان! [2011 Apr] 
*نیروهای نظامی، زمان از دست می رود، به مردم بپیوندید! [2011 Mar] 
*آیا قذافی تا پیش از این دیکتاتور نبوده است؟ [2011 Mar] 
*نمی توان انقلاب مصری ها و تونسی ها را هم دزدید! [2011 Feb] 
*اعدام، جنایت است! [2011 Jan] 
*در باره افشاگری های ویکی لیکس [2010 Dec] 
*دانشجویان درخشیدند! [2010 Dec] 
* آمریکا این چنین می خواهد جلو آسیب های ناشی ازافشاگری های ویکی لیکس را بگیرد  [2010 Dec] 
*نیرنگ ها رنگ باخته است! [2010 Nov] 
*با نخبگان خود چنین نکنیم! ما وآرامش دوستدار [2010 Nov] 
*راه مرگ و ویرانی! [2010 Nov] 
*طبرزدی ودیگر مبارزان دربند را دریابیم! [2010 Oct] 
*نوری زاد و نوشتن نامه به «رهبر گرامی»! [2010 Oct] 
*دست آورد زیاده گویی ها! [2010 Oct] 
*محکوميت طبرزدی نشان توانايی نيست که درماندگی است!  [2010 Oct] 
*دیپلمات های جدا شده و چشم داشت ها [2010 Sep] 
*چرا [2010 Sep] 
*سرانجام به اینجا رسیدند: مکتب ایرانی! [2010 Aug] 
*بنیاد برومند و کاری با «بنیادی» درست! [2010 Aug] 
*نمایشنامه ای به نام «شهرام امیری»! [2010 Jul] 
*جنبش سبز، هر روز یک گام به پیش [2010 Jul] 
*چهره بی پوشش دین اسلام [2010 Jul] 
*جناب شیخ، دروغ نگو [2010 Jul] 
*تصویب یک «کاغذ پاره» دیگر [2010 Jun] 
*مرداب «خودکامگی وترس از جنبش مردمی»! [2010 Jun] 
*گروگان گیری، سیاست شناخته شده حکومت اسلامی [2010 May] 
*خون جوشان پنج قربانی دیگر [2010 May] 
*سالروز 22 خرداد و هراس کودتاگران [2010 May] 
*هدف مند کردن یارانه ها با چه انگیزه هایی؟ [2010 Apr] 
*نارسایی در رهبری، نقطه سستی اپوزیسیون - ناتالی بسر [2010 Apr] 
*شفاف گویی رمز پیروزی است [2010 Apr] 
*نخستین نشانه های اثر بخش بودن مبارزه منفی با حکومت اسلامی [2010 Apr] 
*به سوی جبهه سوم [2009 Mar] 
*دختر دانشجو نپذیرفت که به او تجاوز کنیم، بازداشتش کردیم! [2008 Jul] 
*بر ما چه رفته است؟ - ۴  [2008 Jun] 
*بر ما چه رفته است؟ (۳)  [2008 Jun] 
*بر ما چه رفته است؟(۲)  [2008 Jun] 
*چه خبر خوبی! [2008 Jun] 
*بر ما چه رفته است ؟ [2008 Jun] 
*نماینده پیشین مجلس: "نظام مشروعیت ندارد" [2008 Apr] 
*اپوزیسیون زیر نورافکن انتخابات قلابی!  [2008 Mar] 
*مردم "نقشه های" همه شما را "به هم می ریزند"! [2008 Mar] 
*انتخابات یا مردم فریبی؟! [2008 Feb] 
*لابی های حکومت اسلامی ونقش آنها [2008 Feb] 
*"جمله تاریکیست این محنت سرای" [2007 Dec]