مراکش نیز دچار دگرگونی شد ولی ایران....
کورش گلنام

 

روز گذشته این خبر منتشر شد که ملک محمد ششم، پادشاه مراکش از خودکامگی خود دست کشیده، قدرت خود را کاسته و از این پس اختیار در بیشتر زمینه ها را به نخست وزیر "برگزیده" مردم و پارلمان مراکش واگذار نموده است. تاکید بر "نخست وزیر برگزیده مردم" از زبان شاه مراکش از اهمیت زیادی بر خوردار است زیرا تا پیش از این نخست وزیر و همه دیگر گردانندگان یلند پایه دولتی در گوشه وکنار مراکش با گزینش وفرمان او به کار می پرداخته اند. افزایش قدرت پارلمان مراکش تا بدانجا که امکان بررسی وبازرسی درباره هر یک از مقام های حکومت را داشته باشد نیز از اهمیت ویژه و مهمی برخوردار است. روشن است که این گونه دگرگونی های پایه ای، "سلطنت پادشاهی مطلقه" در مراکش را دیگراز میان برداشته و قدرت شاه را اندک تر و آن را مشروط و متکی به پارلمان وقانون اساسی خواهد نمود. از این رو به خوبی می توان شادی مردم مراکش (جز یک گروه تند روتر ناراضی)و پایکوبی و جشن آنان در خیابان ها پس از سخنرانی پادشاه مراکش را درک کرد ودریافت.

این سیاست ملک محمد ششم، نشان از دور اندیشی و درایت او و پیرامونیانش دارد زیرا واگذاری بخشی از قدرت و پای بند نمودن پادشاه و دولت به قانون و پذیرش حق مردم درگرینش ها  (نخست وزیر و نمایندگان پارلمان) در چنین زمانی که سرزمین های عربی دست خوش انقلاب و دگرگونی های گسترده شده اند، پیش گیری حساب شده و خردمندانه ای از بروز خیزش های گسترده مردم در مراکش وایجاد درگیری ها و خونریزی ها و سرانجام هم امکان سرنگونی حکومت پادشاهی مطلقه در آنجا است. این پس نشینی و تسلیم شدن خردمندانه شاه مراکش، کفه ترازو را به سود خواسته های زیر بنایی مردم دگرگون ساخته و اگر مردم نیز اندیشه هایی درست، دانایی وخرد ورزی به کار گیرند، می توانند پایه های دموکراسی را به خوبی در میهن خود بنا کنند. این دگرگونی های مهم در مراکش سبب شادمانی است و می باید برای مردم مراکش درراه بر پایی آزادی حقیقی و دموکراسی ای پایدار آرزوی پیروزی وپیشرفت داشت.

ولی در ایران ما

در ایران ما ولی شوربختانه در بر همآن پاشنه و با شدتی بد تر از گذشته می گردد. وضع کشور نابسامان است و همه وقت ربایندگان حق مردم، به درگیری ها و بحث و جدل هایی می گذرد که نه اندک سودی به حال مردم دارد و نه وضع اسفناک و هراسناک جامعه را درست می کند. آقایان هر کار که می خواهند می کنند. می دزدند، آدم ربایی می کنند، ترور می کنند(به شکل های گوناگون)، اهل اندیشه و اعتراض را به زندان وشکنجه می کشند واینک مدت زمانی است که شیوه تازه "قتل های زنجیره ای" در زندان ها را به کار گرفته و زندانیان را به بهانه های گوناگون از میان بر می دارند. اینک بارزترین این شیوه ها، فراهم نمودن زمینه های بیماری زندانیان، عدم رسیدگی پزشکی به آنان و به جای آن ضرب وشتم زندانی بیمار و به قتل رساندن اوست که آخرین نمونه اش زنده یاد هدی صابر بود. چنان که همه با خبر هستیم، حکومت امنیت را حتا در گورستان ها و در خاک سپاری از دست رفتگان و قربانیان تجاوزهای وحشیانه خود، از مردم گرفته است. دستگاه قضایی اسلامی در خدمت رهبر و اوباشان وابسته به او است و مرزی هم در پرونده سازی ها و دروغ پردازی های آنان وجود ندارد. حکومت اسلامی به چنان نمونه ای از شقاوت وسنگدلی مبدل شده است که نه برای مردم ستم کشیده ایران و نه تاریخ فراموش شدنی نیست.

همه می دانیم وگفتن از میزان ستم گری ها، تجاوزها، دروغ ونیرنگ بازی ها، تباهی ها، بی خردی های بسیار ویژه این حکومت و بر باد رفتن سرمایه های ملی ایران، طوماری پایان ناپذیر است و چه سود از گفتن؟ آیا مردم از این دردها خبر نداشته و در آتش ستم گری ها و بی خردی های "آقایان" نمی سوزند؟ چه سود گفتن از اسیران دربندی که هر روز بر شمار آنان افزوده شده ومانده ایم که از کدام یک از آنان نام ببریم؟ دیده ایم که با زندانیان سرشناس چه می کنند، با کسانی که نام ونشانی ندارند چه کرده و می کنند؟  

دردبدتر

درد بدتر از ستم گری های حکومت اسلامی، بی برنامگی و پراکنده کاری همه ما ایرانی ها چه در درون و چه در برون مرزاست. نگارنده در اندازه توان نا چیز خود، بارها بر این نکته ها انگشت نهاده است که حکومت چه هزینه هایی از سرمایه های مردم را به باد می دهد که با هر شیوه که می تواند، در کار نزدیکی مخالفان خود به یکدیگر سنگ اندازی و خرابکاری نماید. درون ایران را که همه شاهد هستیم که در آن جا چه می گذرد. من برای جوانان نازنین ایرانی گرفتار در میهن می نویسم که آگاه باشند که این حکومت در بیرون از کشور نیز به هر کاری که شما بپندارید دست زده است تا از نزدیکی و پیوند مخالفان خود به یکدیگر جلوگیری نماید. در گذشته که با گروگان گیری ها در لبنان به سادگی به زد وبند با کشورهای اروپایی دست می یافت، شمار زیادی از کوشندگان راه آزادی از همه سازمان ها و گروه ها و شخصیت های مستقل را ترور کرد. بمب پستی به آدرس شماری از کوشندگان سیاسی فرستاد. سفارت خانه ها را به "جاسوس حانه" و"خانه های آتش افروزی و قاچاق و جعل سند" مبدل کرد و نیروهای امنیتی را در رأس کارهای این مکان ها گذاشت. با ایجاد وحشت در میان کسانی از مخالفان در برون مرز و تهدبد به ایجاد فشار بر خانواده آنان در ایران و یا حتا به گروگان گرفتن کسانی از اعضای خانواده،  شماری را مجبور به جاسوسی برای خود نمود؛ وسیله جاسوسان و مزدوران خود در برون مرز با برنامه ریزی هایی دقیق، به انتشار دروغ و تهمت "جاسوسی برای حکومت " به شماری از کوشندگان راه آزادی پرداخت تا در میان ایرانیان اغتشاش فکری و بی اعتمادی به وجود آورد(1)؛ جاسوسان آموزش دیده ای را بنام "پناهنده" و"زندان کشیده" به برون مرز فرستاد تا با گرفتن پناهندگی، بتوانند در میان مخالفان نفوذ نموده، جاسوسی کنند و تا آنجا که می توانند در کار آنان خرابکاری کرده، تماس و پیوند های آنان در ایران را یافته، آنان رابه زندان وشکنجه کشانده و یا سر به نیست کند. کسانی از این جاسوسان حتا مدتی در زندان های حکومت به سر برده بودند تا بتوانند با حال و هوای زندان ها آشنا شده و در حرفه مزدوری و جاسوسی خود بتوانند آن را به کار برندو ...ده ها ترفند و رذالت دیگر(برای همه این مورد ها مدرک وسند موجود است و می توان در دادگاهی همه را نشان داده وثابت نمود). البته اکنون پشم وکرک حاکمیت در برون مرز نیز بکلی ریخته است و شمار زیادی از سران حکومت به سبب جنایت هایی که انجام داده اند، در لیست سیاه پی گرد پلیس جهانی هستند. گذشته از این محدودیت شدید، که دست وبال مقام های حکومت را به خوبی بسته است، دیگر نه امکان چنان زد و بندهایی چون گذشته با کشورهای اروپایی وجود دارد؛ نه راه های گذشته فرستادن آدمکشان حکومتی به برون مرز باز است و نه سفارت خانه ها آن امکان های گذشته را دارند زیرا همه زیر ذره بین کشورهای گوناگون هستند. از  سوی دیگر در میان کوشندگان برون مرز نیز همه ترفندهای حکومت رو شده است واینک همه هشیارتر و حساب شده تربا خرابکاری ها و تهمت ها بر خورد کرده و  هر تهمتی به هر کسی را به سادگی نپذیرفته و حتا امکان دارد خود گوینده آن را به داگاه بکشانند. حکومت دربرون مرز به شدت آبرو باخته است و در میان ساکنان کمتر کشوری  می توانید کسی را بیابید که از وحشی گری ها و جنایت های حکومت اسلامی در ایران آگاهی نداشته باشد.

و باز هم در باره چه باید کردها

ایرانی برای رهایی خود از حکومت شریر اسلامی، راهی ندارد جز مبارزه ای پی گیر وگسترده. معنای چنین مبارزه ای این نیست که اسلحه بر داشته وخشونت پیشه کند(گر چه این را نیز باید گفت که هر انسانی در برابر یورش و تجاوز، حق دفاع از خود به هر شکل را داراست وباید دارا باشد). در آن جامعه در هم ریخته که بی قانونی، زور وسرکوب و تجاوز و توزیع مواد مخدر در میان مردم به ویژه جوانان برای سست و بی حال نمودن آنان، دست مایه اصلی حکومت است، راه های دیگری وجود دارد که بنا بر وضع و موقعیت ها وبا سنجش هایی دقیق می توان با آن ها حکومت را به زانو درآورد.

در این باره نگارنده در آخرین نوشته خود"کودتاگران، دو سال پس از کودتا"(2)، دیدگاه های مشورتی خود را به هم میهنان در ایران ارائه داده است که آن بخش از نوشته را یک بار دیگر در این جا می آورم تا یاد آور شده باشند. دیدگاه های دیگر هم میهنان در این باره (چه موافق وچه مخالف) نیز می تواند به این مهم یاری رسانده و می باید از آن استقبال نمود. اینک آن دیدگاه های مشورتی:

1ـ از شکاف و در گیری در میان کودتاگران نهایت سود را برده وخود را سازماندهی کنیم.
 2 ـ از هیچ یک از این دو گروه کودتاچی وبد نام به هیچ بهانه ای جانب داری نکنیم و به تفسیر های ارزان وبی مایه ای که می خواهند به بهانه "ایستادگی احمدی نژاد در برابر علی خامنه ای" مردم را به پشتیبانی از او وباندش فرا بخوانند، کمترین توجهی نشان ندهیم زیرا هر دو این باند ها از یک ریشه هستند و هر دو شریک در جنایت ها در سرکوب مردم بوده و هم چنان هستند.
  3ـ یکی از کارهای همیشگی و هر روزه حکومت که هزینه های نجومی ای از سرمایه های مردم را صرف آن می کند، شستشوی مغزی جوانان ساده دل، گرد آوری بزه کاران گوناگون و تبدیل آنان به گروه های آدمکش لباس شخصی است که اینک آنان را"سرباز ولایت" می نامند. جوانان برومند و فرهیخته ایرانی می باید درست واژگونه کار حکومت عمل نموده، در پیرامون خود به هر شکل که می توانند راستی ودرستی را تبلیغ نموده، دروغ، شرارت و نیرنگ بازی های حکومت را افشا و حقیقت رویدادهای روزمره را بر ملا و روشن نمایند. بدین گونه با پاک سازی پیرامون خود علیه دروغ، شرارت و رفتار های ضد انسانی، دامنه کار حکومت را در این زمینه هر روز تنگ تر نمایند. این رفتار و کار که می توان از آن به عنوان"پاک سازی پیرامون خود" یاد کرد، کوششی است برای نگاه داری فرهنگ و خصلت های انسانی. امری که حکومت با همه توان خود کمر به نابودی آن بسته است.
 4ـ هر ایرانی در هر جا که هست در کار حکومت سنگ اندازی و خرابکاری نماید و فرمان های حکومت و دولت را به هر بهانه وشکلی که می تواند، انجام ندهد. در گذشته نیز به هم میهنان پیشنهاد مشورتی داده شده بود که از پرداخت پهای آب، برق، گاز، تلفن و باز پرداخت وام بانگ ها خود داری کنند. اگر این کار همه گیر و همه جانبه باشد، حکومت توان رویارویی با آن را ندارد. آیا می تواند برق، آب و... را به روی همه مردم ببندد؟ اگر چنین کند که وابستگان خود حکومت نیز گرفتار خواهند شد و شیرازه مملکت بیش از این از هم خواهد پاشید. مبارزه برای آزادی سختی های خود را نیز دارد و می باید راه های رویارویی با آن را پافت و جستجو کرد.
  5ـ یکی از راه های مبارزه با اویاشان حکومتی، شناسایی، یافتن آدرس آن ها، گرفتن فیلم و عکس و تهیه گزارش از کار های آنان و انتشار بیرونی آن است( یک بار دیگر باید یاد آور شد که این کاری بسیار حساس است و دقت فراوانی می خواهد که اشتباهی انجام نگرفته و بی گناهی مورد تهمت قرار نگیرد). می توانید به مصاحبه قاتل ندا آقا سلطان "عباس کارگر جاوید"مراجعه کنیدکه چگونه از جهنمی که پس از انتشار نام، آدرس و تلفنش برایش به وجود آمده، سخن می گوید.
  6ـ کسانی که از سر ناچاری، گریز از بیکاری و برای داشتن شغل و کاری، به اجبار لباس نظامی بر تن داشته ودل با مردم دارند، چه با آگاه کردن مردم از برنامه ریزی های حکومت برای سرکوب، چه با راهنمایی مردم در برابر سرکوب ها، چه با خودداری از شرکت در سرکوب(به شکلی که ممکن باشد) و چه با سرپیچی و یا کندی در انجام دستورها، شناسایی و معرفی اوباشانی که در دستگاه های حکومتی/ نظامی کار می کنند، می توانند سرچشمه یاری های فراوانی به مردم آزادی خواه باشند.
 

کوروش گلنام

یکشنبه 29 خرداد 1390 ـ 19 ژوئن 2011

 

پا نویس:

1 ـ که شوربختانه در این زمینه تا اندازه ای موفق شدند زیرا ما ایرانی ها اهل کنکاش وبررسی های دقیق  داده ها نیستیم و یا نبوده ایم و همین بسنده بوده است که چنین تهمتی به کسی وارد آید تا هم برای فرد مورد اتهام دردسر وگرفتاری درست شود و هم ایرانیان را بیش تر از یکدیگر دور نموده، هوا و فضای مشکوکی به وجود آید. الیته همین ام نشانه پذیرش و اعتراف به بی ابرو بودن وانزجار مردم از حکومت را به خوبی نشان می دهد.

2 ـ این نوشته در سایت هایی چند از آن میان گویا، سایت خبری کوروش و پژواک ایران آمده است.      

منبع:پژواک ایران


فهرست مطالب کورش گلنام در سایت پژواک ایران 

*باندِی بنامِ «بلِکینگِ گادِ» کتابی در باره یک گروه مائوئیستی دانمارکی (بخش سوم) [2017 Nov] 
*باندِی بنامِ «بلِکینگِ گادِ» [2017 Nov] 
*باندِی بنامِ «بلِکینگِ گادِ»(1) درباره کتابی در باره یک گروه مائوئیستی دانمارکی [2017 Oct] 
*رضاشاه، مردی که چهره‌ایران را دگرگون ساخت (۴)  [2017 Sep] 
*رضاشاه، مردی که چهره‌ایران را دگرگون ساخت (۳)  [2017 Sep] 
*رضاشاه، مردی که چهره‌ی ‌ایران را دگرگون ساخت (۲)  [2017 Sep] 
*رضاشاه، مردی که چهره‌ایران را دگرگون ساخت (۱)  [2017 Sep] 
*یک مادر؛ بر گرفته از کتاب «پسران در تابوت های فلزی« (۱) [2017 Aug] 
*دگرگونی در چهره اجتماعی/سیاسی سوئد بخش سوم و پایانی، حزب دِمُکرات های سوئد [2017 Jul] 
*دگرگونی در چهره اجتماعی/سیاسی سوئد بخش دوم [2017 Jul] 
*دگرگونی در چهره اجتماعی/سیاسی سوئد [2017 Jul] 
*خامنه ای و «ترقه بازی»!  [2017 Jun] 
*ما ایرانیان و «حافظه تاریخی» [2017 May] 
*گزینش ریاست جمهوری در حکومت اسلامی، یک نمایش ‏خسته کننده!‏  [2017 May] 
*نگارش فارسی و دردسرها (بخش دوم و پایانی)  [2017 Apr] 
*نگارش فارسی و دردسرها [2017 Apr] 
*بازار شام گزینش ریاست جمهوری در ایران [2017 Apr] 
*تابویی بنام فلسطین (بخش ششم) [2017 Apr] 
*تابویی بنام فلسطین بخش پنجم [2017 Mar] 
*تابویی بنام فلسطین بخش چهارم [2017 Mar] 
*تابویی بنام فلسطین! بخش دوم [2017 Feb] 
*تابویی بنام فلسطین!‏ بخش نخست  [2017 Jan] 
*نکته هایی در باره بر خورد با مرگ رفسنجانی  [2017 Jan] 
*خرید اسلحه از اسراییل تنها به ماجرای مک فارلین ‏خلاصه نمی شود [2017 Jan] 
*پرسش هایی در باره "گفتگو با یک مامور امنیتی پیشین"‏  [2016 Dec] 
*در پشتیبانی از کار تاریخی احمد منتظری  [2016 Dec] 
*گردهمآیی در پاسارگاد و برخورد جناب محمد رضا ‏شالگونی [2016 Nov] 
*سرگدشت شگفت انگیز یک نویسنده سوئد [2016 Oct] 
*حزب چپ سوئد، حزبی که جدی گرفته نمی شود  [2016 Oct] 
*پیک نت و دنباله روی از سیاست های روسیه [2013 Jan] 
*اسراییل و سیاستی نادرست [2012 Nov] 
*حکومت اسلامی، پشت پرده در گیری های تازه بین اسراییل و حماس [2012 Nov] 
*محکومیت حکومت اسلامی به جنایت علیه بشریت در دادگاه مردمی  [2012 Oct] 
*توطئه تازه علی خامنه ای وهاشمی رفسنجانی برای فریب مردم [2012 Oct] 
*منشور ملی و پایه های درست آن [2012 Oct] 
*اعتماد به خاتمی، گم راهی است [2012 Oct] 
*اکنون نوبت آرژانتین است! [2012 Sep] 
*چرایی اعتراف فریدون عباسی دوانی به دروغ گویی [2012 Sep] 
*کانادا و واکسن ضد حکومت اسلامی  [2012 Sep] 
*نشست سران جنبش عدم تعهد و شکستی دیگر [2012 Sep] 
*اگر زلزله در جنوب لبنان بود.... [2012 Aug] 
*نزدیک شدن سرنگونی بشار اسد و هراس بیشتر خامنه ای [2012 Aug] 
*برای یک ایران آزاد - بخش سوم [2012 Jul] 
*برای یک ایران آزاد - بخش دوم [2012 Jul] 
*برای یک ایران آزاد- بخش نخست [2012 Jul] 
*این هم یک نمونه تلخ دیگر! [2012 Jun] 
*رفتار حکومت اسلامی با افغانستانی ها شرم آور است [2012 May] 
*افشاگری های هولناک یک مقام پیشین حکومت و پرسش ها [2012 May] 
*اعتماد به حکومت اسلامی، بسیار خطرناک است! [2012 Apr] 
*حلقه گم شده! [2012 Mar] 
*نماز آدینه دو هفته پیش و علامت خامنه ای به بمب گذاران!  [2012 Feb] 
*زندگی در گذشته، نقدی بر نوشته علی کشتگر [2012 Jan] 
* نمابش انتخابات و به منبر رفتن خامنه ای [2012 Jan] 
*نمایش انتخابات و کوشش برای حرکتی ملی [2012 Jan] 
*پشتیبانی از درخواست محاکمه علی خامنه ای [2011 Dec] 
*به بهانه نامه نویسی‌ها به خامنه‌ای! [2011 Dec] 
*آن که باید "اقرار به اشتباه" و بد تر از آن اقرار به خیانت کند علی خامنه ای است نه دیگری! [2011 Dec] 
*جنون جنگ [2011 Nov] 
*همه پرسی آزاد، هم چنان بهترین گزینه [2011 Nov] 
*جناب گنجی، شما چرا! [2011 Nov] 
*اداره یک سرزمین شایستگی می خواهد! [2011 Oct] 
*به رهبر خود خوانده: تو برو خود را باش! [2011 Oct] 
*زشتی های روزگار! [2011 Sep] 
*جنبش سبز، هم چنان سبز است! [2011 Sep] 
*سیاست تازه ترکیه، سیاست باخت! [2011 Sep] 
*دشنه در قلب دریاچه ارومیه! [2011 Sep] 
*سوریه وحکومت اسلامی [2011 Aug] 
*آب که از سر گذشت.... [2011 Aug] 
*"اصلاح طلبان حکومتی" هم چنان در کج راه! [2011 Jul] 
*مجلس بی اختیار! [2011 Jul] 
*مراکش نیز دچار دگرگونی شد ولی ایران.... [2011 Jun] 
*کودتاگران، دو سال پس از کودتا [2011 Jun] 
*حماس و صلح جویی! [2011 May] 
*ما و انقلاب در جهان عرب [2011 Apr] 
*کودتا چیان و نیرنگ تازه آنان برای فریب ساده دلان! [2011 Apr] 
*نیروهای نظامی، زمان از دست می رود، به مردم بپیوندید! [2011 Mar] 
*آیا قذافی تا پیش از این دیکتاتور نبوده است؟ [2011 Mar] 
*نمی توان انقلاب مصری ها و تونسی ها را هم دزدید! [2011 Feb] 
*اعدام، جنایت است! [2011 Jan] 
*در باره افشاگری های ویکی لیکس [2010 Dec] 
*دانشجویان درخشیدند! [2010 Dec] 
* آمریکا این چنین می خواهد جلو آسیب های ناشی ازافشاگری های ویکی لیکس را بگیرد  [2010 Dec] 
*نیرنگ ها رنگ باخته است! [2010 Nov] 
*با نخبگان خود چنین نکنیم! ما وآرامش دوستدار [2010 Nov] 
*راه مرگ و ویرانی! [2010 Nov] 
*طبرزدی ودیگر مبارزان دربند را دریابیم! [2010 Oct] 
*نوری زاد و نوشتن نامه به «رهبر گرامی»! [2010 Oct] 
*دست آورد زیاده گویی ها! [2010 Oct] 
*محکوميت طبرزدی نشان توانايی نيست که درماندگی است!  [2010 Oct] 
*دیپلمات های جدا شده و چشم داشت ها [2010 Sep] 
*چرا [2010 Sep] 
*سرانجام به اینجا رسیدند: مکتب ایرانی! [2010 Aug] 
*بنیاد برومند و کاری با «بنیادی» درست! [2010 Aug] 
*نمایشنامه ای به نام «شهرام امیری»! [2010 Jul] 
*جنبش سبز، هر روز یک گام به پیش [2010 Jul] 
*چهره بی پوشش دین اسلام [2010 Jul] 
*جناب شیخ، دروغ نگو [2010 Jul] 
*تصویب یک «کاغذ پاره» دیگر [2010 Jun] 
*مرداب «خودکامگی وترس از جنبش مردمی»! [2010 Jun] 
*گروگان گیری، سیاست شناخته شده حکومت اسلامی [2010 May] 
*خون جوشان پنج قربانی دیگر [2010 May] 
*سالروز 22 خرداد و هراس کودتاگران [2010 May] 
*هدف مند کردن یارانه ها با چه انگیزه هایی؟ [2010 Apr] 
*نارسایی در رهبری، نقطه سستی اپوزیسیون - ناتالی بسر [2010 Apr] 
*شفاف گویی رمز پیروزی است [2010 Apr] 
*نخستین نشانه های اثر بخش بودن مبارزه منفی با حکومت اسلامی [2010 Apr] 
*به سوی جبهه سوم [2009 Mar] 
*دختر دانشجو نپذیرفت که به او تجاوز کنیم، بازداشتش کردیم! [2008 Jul] 
*بر ما چه رفته است؟ - ۴  [2008 Jun] 
*بر ما چه رفته است؟ (۳)  [2008 Jun] 
*بر ما چه رفته است؟(۲)  [2008 Jun] 
*چه خبر خوبی! [2008 Jun] 
*بر ما چه رفته است ؟ [2008 Jun] 
*نماینده پیشین مجلس: "نظام مشروعیت ندارد" [2008 Apr] 
*اپوزیسیون زیر نورافکن انتخابات قلابی!  [2008 Mar] 
*مردم "نقشه های" همه شما را "به هم می ریزند"! [2008 Mar] 
*انتخابات یا مردم فریبی؟! [2008 Feb] 
*لابی های حکومت اسلامی ونقش آنها [2008 Feb] 
*"جمله تاریکیست این محنت سرای" [2007 Dec]