پشتیبانی از درخواست محاکمه علی خامنه ای
کورش گلنام

رضاپهلوی دست به کار درستی زده و درخواستی برای محاکمه علی خامنه ای به عنوان جنایت کار علیه بشریت تهیه نموده تا در اختیار شورای امنیت سازمان ملل نهاده که در صورت پذبرش، شاید بتواند به دادگاهی بین المللی فرستاده شود.

نگارنده که خود نیز بارها این خواست را به میان آورده است، پشتیبانی خود را از کار به هنگام و نیک رضا پهلوی ابراز می دارد.

نکته هایی در این باره

1 ـ از زمان اعلام این خبر در یک کنفرانس مطبوعاتی در پاریس که محمد مصطفایی وکیل شرافتمند نیز در آن شرکت داشته و سخنان بسیار درستی نیز بیان داشت، بیش ازیک هفته گذشته است ولی از برخورد بسیاری از کوشندگان در سازمان های سیاسی که دموکراسی خواهی، آزادی خواهی و کثرت گرایی(پلورالیسم) بیان هر روزه آنان است خبری نیست.

2 ـ اگر امروز که رژیم ستم پیشه اسلامی در ایران حاکم است و دگرگونی وجابجایی  سیاسی ای رخ نداده است، در امری که خواست شمار فراوانی از ایرانیان است(1) یعنی محاکمه سران حکومت اسلامی به ویژه شخص علی خامنه ای که با زور و نیرنگ و آدم کشی بر ایران حکم می راند، نمی توانیم به هم خوانی و هم کاری روی بیآوریم، چگونه می توانیم در فردای آینده، آزادی برای همه با هر باور واندیشه و دموکراسی را به اجرا بگذاریم؟ شور بختانه شماری ازکوشندگان و آزادی خواهان که در مردم دوستی و میهن دوستی  آنان تردیدی نیست در چنین بزنگاه ها که به آینده وسرنوشت همه ایرانیان پیوند خورده است، به بهانه های کهنه و نامناسب که بیشتر ریشه درلجاجت بر کینه های گذشته و گروه گرایی دارد، پا پس کشیده واز هم خوانی و هم راهی سر باز می زنند. روشن است که هر کس حق دارد هر گونه که می خواهد اندیشیده و رفتار کند. مشکل ولی آن جاست که این خواست بارها از سوی دیگران ازآن میان شماری از هم میهنان به میان آمده است که امروز تنها به این بهانه که کسی چون رضا پهلوی که فرزند شاه پیشین ایران است پا پیش نهاده وآن را به شکلی رسمی تر به میان آورده است، یا لب فروبسته اند و یا آن را به تمسخر گرفته ومحکوم می کنند. این هم میهنان گرامی نمی خواهند بپذیرند که"گناه و جرم پدر به پای فرزند نمی نویسند" با این افزوده که رضا پهلوی در زمان انقلاب نوجوان 16 ساله ای بوده است که کمترین دخالتی در تصمیم گیری های پدر نداشته است.

در گذشته نه چندان دور من خود از مخالفان همکاری با سلطنت خواهان بوده ام وانگیزه آن نیز، هم مانده های  ایدئولوژیکی گذشته وبرخوردهای نا درست با مخالفان باورهای خود بود و هم رفتار وکردار شماری از پیرامونیان رضا پهلوی که چیزی از گذشته نیآموخته و هیچ انتقادی به گذشته و دوران حکومت شاه نداشته و نپذیرفته و به همآن شیوه های پیشین سرگرم بوده، زضا پهلوی را "رضا شاه دوم" نامیده و به چاپلوسی می پرداختند. رضا پهلوی خود اینک پخته تر رفتار نموده کوشش می نماید از چنین کسانی خود را دور نگاه دارد. ایشان اینک به روشنی از خواست بر قراری دموکراسی در ایران گفته و خود را یک ایرانی و کوشنده سیاسی می داند. ایشان با وجود آن که هنوز به نقد همه حانبه دوران حکومت پدر خود نپرداخته که یکی از کاستی ها درکار ایشان است ولی در این چند سال  گذشته هر جا که توانسته همیشه از پذیرش دموکراسی واحترام به رأی مردم سخن گفته ودر رفتار خود نیز آن را نشان داده است و دست دوستی و همکاری به سوی حتا گروه های مخالف خود نیز دراز کرده است. در این زمینه وکیل شرافتمندمحمد مصطفایی در کنفرانس خبری هم راه با رضا پهلوی، به روشنی بر نکته های درستی انگشت نهاد. او تاکید کرد که رضا پهلوی نیز خود خوب می داند که مردم ایران هردو گونه حکومت پادشاهی و اسلامی را به خوبی تجربه کرده، از حکومت فردی و خودکامگی گریزان و دموکراسی می خواهند.(2) تاکید هوشمندانه بر چنین نکته ای بیشتر به آن سبب است که روشن باشد جز مردم درون ایران که سی و سه سال شکنحه شده اند، در یک همه پرسی وگزینش آزاد، کس دیگری از برون مرزنمی تواند برای مردم ایران سیستم حکومت آینده ایران، رهبر یا رهبرانی بر گزیند. تاکید بر این نکته برای پیش گیری از کار کسانی است که دست بازی در تهمت زدن و سنگ انداری دارند.

آن چه می خواهیم ونیاز داریم

3 ـ آن چه همه ما ایرانیان می خواهیم ونیاز داریم، آزادی و دموکراسی و قانون مندی وقانون مداری است. نمی توان انکار کرد که رقتار های ضد انسانی در حکومت اسلامی، برای رژیم گذشته آبرو و ارزش خریده است و خلاف ادعاهای کسانی، رضا پهلوی گذشته از ان که خود امروز یک کوشنده سیاسی شناخته شده است، چه در درون مرز و چه در برون مرز هواداران خود را دارد و چه امروز و چه در فردای ایران باید در هر امر مربوط به ایران دخالت و همکاری داشته وبه شمار آیند. دوران حذف و نادیده گرفتن این وآن به بهانه های سیاسی/ایدئولوژیکی سپری شده است. در حقیقت با آن چه که در این سی و دو سال بر مردم ایران گذشته و با دگرگونی ها که در ایران رخ داده است، در آینده دیگر کسی توان حذف و راندن دیگران ونادیده گرفتن حق و آزادی دگر اندیش را نخواهد داشت. همه رنج کشیدن ها و قربانی دادن ها نیز در همین راستا نتیحه خواهد داد. خوشبختانه با وجود همه فشارها و مرز ممنوع ایجاد کردن ها، جوانان امروز ایران با ما نسل های گذشته خود بسیار تفاوت داشته و از درک و بینش بازتر، حقیقی تر و روشن تری برخوردار بوده و خود توان تمیز سره از ناسره و برنامه ریزی برای آینده خود را دارند. اینک فراوانند جوانان برومند ایرانی که هر یک خود یک رهبر و راهنما هستندو به این آسانی ها دنباله رو کسی نمی شوند.

   4 ـ نگارنده از هر کس با هر باوری که داشت و در راه آزادی مردم ایران به راستی و درستی گامی بر داشت، به عنوان یک ایرانی به سهم ناچیز خود، پشتیبانی نموده و در آینده نیز خواهد نمود. هراسی نیز از برخوردهای گاه کینه توزانه دیگران و بر چسب و تهمت زدن ها ندارد. پشتیبانی از جنبش "ما هستیم" پیش از "جنبش سبز"که رد پای خود را در مسیر پیشرفت و دگرگونی و شکستن"دیوارهای ترس" در ایران نهاد وآینده نشان خواهد داد که چنین بوده است یا نه، برای من تجربه ای گران بها در سنحش و ارزیابی از دیگرانی شد که دموکراسی خواهی، آزادی خواهی، پشتیبانی از حق دگر اندیش و دگر باش ورد زیان و قلمشان است ولی به هنگام حرکتی که دیگری جز خود آنان آغاز کننده اش یاشد، پا پس کشیده، در بهترین حالت اگر به کینه ورزی و زدن انگ وتهمت نپردازند، سکوت نموده و خود را به نشنیدن و نخواندن می زنند.

5 ـ میدان باز و جاده فراخ است. هر کس که توانایی دست زدن به کاری بهتر و درست تر را دارد که قصه و "غصه سر آید"، پا پیش بگذارد وپیشنهاد خود را به میان بیاورد.

6 ـ اگر از گماشتگان امنیتی و حرفه ای حکومت که کار آنان  به هر بهایی خرابکاری در راه نزدیکی و هم سویی میان  مخالفان حکومت است و در این سال ها نیز کوشش کرده اند خود را بیشتر به عنوان اپوزیسیون حکومت معرفی کنند، بگذریم؛ کسانی یا در راستای بی حرکتی و بی برنامگی خود و یااز سر تقسیر نا درست، این کار را ناشدنی می دانند و تنهاجنبه شدنی یا ناشدنی بودن کار را در دید خود دارند. نگارنده در گذشته نیز در نوشته هایی گوناگون بارها به میان آورده و بر آن پافشاری نموده است که چنین خواستی حتا اگر در این دوران به اجرا نیز گذاشته نشود، ولی اثر خود را در زمینه های گوناگون دیگری خواهد نهاد به قرار زیر :

  *  آینده تبه کاران را به آنان یاد آور می شود.

 * در باره حکومت اسلامی افشاگری افزون تر شده، توجه بیشترجهانیان را به وضع وحشتناک حاکم بر ایران جلب نموده، کار سازش با تبه کاران در این حکومت را برای رهبران دیگر کشورها سخت تر می نماید.

* مسئله زیر پا نهادن حقوق انسانی در ایران را زیر ذره بین برده، بر آهمیت آن تاکید بیشتر نموده و آن را در پیوند با امر دستیابی پنهان حکومت اسلامی به بمب اتم، بیشتر از گدشته به میان  آورده، دولت ها و سیاست مداران را مجبور به تکیه هر روز بیشتر بر پایمال نمودن حقوق بشر در ایران می نماید.

همین چند روز پیش مقاله ای در مخالفت با در خواست محاکمه علی خامنه ای از سوی رصا پهلوی زیر عنوان"چند نکته در باره شکایت آقای پهلوی" در وب سایت گویا نیوز منتشر شد (3)که از دید من چنان پای استدلال ها درآن چوبین است که نیازی به پاسخ گویی ندارد. تنها چندنکته را یاد آور می شوم:

  * خواست محاکمه نه تنها خامنه ای که دیگر هم کاران او ، یک خواست ملی است وبه فرد وابسته نیست.

* موصوع این درخواست تازه نیست وپیش از این بارها به میان آمده است حتا پیش از درخواست گروهی که برای راه اندازی دادگاهی (در گام نخست سمبلیک)  دست یه کوشش زدند و به کارهای نیک وسودمندی از آن میان گردآوری اسناد و مدارک دست زده و گروه وکیلان برجسته ای نیز به همکاری داوطلبانه با آنان پرداخته ونخستین نشست وکنفرانس خود را نیز به انجام رساندند.

قاضی مشهور وبا وحدان بین المللی، جفری رابرتسون با همکاری بنیاد زنده یاد برومند، در باره پایمال کردن حق انسانی در ایران وحنایت بر علیه بشریت با بررسی سندهای فراوان و دیدار و گفت وگو رخ در رخ با شاهدان جان به در برده از قتل عام زندانیان سیاسی سال 1367 و دیگر شاهدان، که اینک در برون مرز زندگی می کنند، گزارش همه جانبه ای تهیه کرده و در آن به روشنی بر این نکته تاکید نموده است که فرمانروایان حکومت اسلامی دست به حنایت بر علیه بشریت زده اند(4). اکنون باید دید نویسنده  مقاله "چند نکته..." که حنایت های حکومت وخامنه ای را در این اندازه نمی داند در امر داوری ودادگری دارای کارشناسی واهل فن است یا یک قاضی بین المللی کارکشته، مشهور و شرافتمندی چون جفری رابرتسون؟

* حتا پیش از این کوشش ها، در این باره بیانیه سرگشاده نوشته شده و امضا نیز گردآوری شده است.

روشن نیست نویسنده مقاله برای  "جنایت بر علیه بشریت" چه میزان وسنجشی دارد و چه حنایت دیگری خامنه ای ویارانش باید انجام بدهند که سزاوار این "افتخار" تاریخی شوند! در دو نوبت(سال های 60 و 67) دست به  قتل عام زندانیان سیاسی زده اند؟ ده ها هزار تن را تا کنون زندانی وشکنجه کرده اند؟  هزاران خانواده را از هم پاشیده اند؛ اقلیت های دینی را زیر فشار وسرکوب گذاشته  و تنی چند ازرهبران آنان را به قتل رسانده اند؟ سنگ سار کرده اند؟ دست وپا بریده وچشم در آورده اند؟ در این سی وسه سال بارهاخیزش مردم را به وحشیانه ترین شکل سرکوب کرده و حمام خون به راه یانداخته اند، شبانه به خوابگاه دانشجویان بی پناه یورش برده وآنان را یا حسین ویا زهرا گویان از پنجره به زیرافکنده اند؟ با موتور و خودرو به میان مردم تظاهرات کننده حق جو رفته  و ...آیا این سیاهه پایانی دارد؟ 

7 ـ من تردید ندارم که آن چه رضا پهلوی به میان آورده است، خواست شمار فراوانی از کوشندگان سیاسی ایرانی است. در این هم تردید ندارم که ترس و هراس ازرفتار وبرخورد دیگران، سدی در برابر ابراز دیدگاه آنان ایجاد نموده است. شماری از کوشندگان سیاسی با پیشینه در سازمان های سیاسی چنین می اندیشندکه اگر من از خواست هر چند درست پسر شاه سابق ایران که خود زمانی برای از میان برداشتن حکومت پدر او کوشش کرده و رزمیده ام، پشتیبانی کنم، دیگران، این دوست و آن رفیق چه خواهند گفت! این دوستان خود را در  وضع دشواری قرار داده اند. تا از پیله های  ایدئولوزیک تنیده شده پیرامون خود به در نیاییم، با وحود همه کوشش ها ورنج ها، پیش نخواهیم رفت.

 

کوروش گلنام

یکشنبه 4 دی 1390 ـ 25 دسامبر 2011

 

پا نویس:

1 ـ آماری در دست نیست و تا امروز نیز امکانی برای به دست آوردن آن نبوده است ولی همه آگاهیم ونشانه های موجود در ایران بر بیزاری مردم ازعلی خامنه ای نیز جز این نمی گوید.

2 ـ سخنان محمد مصطفایی در سایت های گوناگون از آن میان درآدرس زیر آمده است:

http://rahsanews.com/archives/35924

   http://news.gooya.com/politics/archives/2011/12/133288.php 3 ـ

4 ـ گزارش کامل جفری رابرتسون:

http://www.iranrights.org/farsi/attachments/doc_3526.pdf

نگارنده پس از اتشار گزارش قاضی جفرسون، در مرداد 1389 درباره آن تفسیری نوشت که می توانید آن را در آدرس زیر بخوانید:

http://www.pezhvakeiran.com/page1.php?id=24832

 

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

فهرست مطالب کورش گلنام در سایت پژواک ایران 

*تابویی بنام فلسطین! بخش دوم
*تابویی بنام فلسطین!‏ بخش نخست
*نکته هایی در باره بر خورد با مرگ رفسنجانی
*خرید اسلحه از اسراییل تنها به ماجرای مک فارلین ‏خلاصه نمی شود
*پرسش هایی در باره "گفتگو با یک مامور امنیتی پیشین"‏
*در پشتیبانی از کار تاریخی احمد منتظری
*گردهمآیی در پاسارگاد و برخورد جناب محمد رضا ‏شالگونی
*سرگدشت شگفت انگیز یک نویسنده سوئد
*حزب چپ سوئد، حزبی که جدی گرفته نمی شود
*پیک نت و دنباله روی از سیاست های روسیه
*اسراییل و سیاستی نادرست
*حکومت اسلامی، پشت پرده در گیری های تازه بین اسراییل و حماس
*محکومیت حکومت اسلامی به جنایت علیه بشریت در دادگاه مردمی
*توطئه تازه علی خامنه ای وهاشمی رفسنجانی برای فریب مردم
*منشور ملی و پایه های درست آن
*اعتماد به خاتمی، گم راهی است
*اکنون نوبت آرژانتین است!
*چرایی اعتراف فریدون عباسی دوانی به دروغ گویی
*کانادا و واکسن ضد حکومت اسلامی
*نشست سران جنبش عدم تعهد و شکستی دیگر
*اگر زلزله در جنوب لبنان بود....
*نزدیک شدن سرنگونی بشار اسد و هراس بیشتر خامنه ای
*برای یک ایران آزاد - بخش سوم
*برای یک ایران آزاد - بخش دوم
*برای یک ایران آزاد- بخش نخست
*این هم یک نمونه تلخ دیگر!
*رفتار حکومت اسلامی با افغانستانی ها شرم آور است
*افشاگری های هولناک یک مقام پیشین حکومت و پرسش ها
*اعتماد به حکومت اسلامی، بسیار خطرناک است!
*حلقه گم شده!
*نماز آدینه دو هفته پیش و علامت خامنه ای به بمب گذاران!
*زندگی در گذشته، نقدی بر نوشته علی کشتگر
* نمابش انتخابات و به منبر رفتن خامنه ای
*نمایش انتخابات و کوشش برای حرکتی ملی
*پشتیبانی از درخواست محاکمه علی خامنه ای
*به بهانه نامه نویسی‌ها به خامنه‌ای!
*آن که باید "اقرار به اشتباه" و بد تر از آن اقرار به خیانت کند علی خامنه ای است نه دیگری!
*جنون جنگ
*همه پرسی آزاد، هم چنان بهترین گزینه
*جناب گنجی، شما چرا!
*اداره یک سرزمین شایستگی می خواهد!
*به رهبر خود خوانده: تو برو خود را باش!
*زشتی های روزگار!
*جنبش سبز، هم چنان سبز است!
*سیاست تازه ترکیه، سیاست باخت!
*دشنه در قلب دریاچه ارومیه!
*سوریه وحکومت اسلامی
*آب که از سر گذشت....
*"اصلاح طلبان حکومتی" هم چنان در کج راه!
*مجلس بی اختیار!
*مراکش نیز دچار دگرگونی شد ولی ایران....
*کودتاگران، دو سال پس از کودتا
*حماس و صلح جویی!
*ما و انقلاب در جهان عرب
*کودتا چیان و نیرنگ تازه آنان برای فریب ساده دلان!
*نیروهای نظامی، زمان از دست می رود، به مردم بپیوندید!
*آیا قذافی تا پیش از این دیکتاتور نبوده است؟
*نمی توان انقلاب مصری ها و تونسی ها را هم دزدید!
*اعدام، جنایت است!
*در باره افشاگری های ویکی لیکس
*دانشجویان درخشیدند!
* آمریکا این چنین می خواهد جلو آسیب های ناشی ازافشاگری های ویکی لیکس را بگیرد
*نیرنگ ها رنگ باخته است!
*با نخبگان خود چنین نکنیم! ما وآرامش دوستدار
*راه مرگ و ویرانی!
*طبرزدی ودیگر مبارزان دربند را دریابیم!
*نوری زاد و نوشتن نامه به «رهبر گرامی»!
*دست آورد زیاده گویی ها!
*محکوميت طبرزدی نشان توانايی نيست که درماندگی است!
*دیپلمات های جدا شده و چشم داشت ها
*چرا
*سرانجام به اینجا رسیدند: مکتب ایرانی!
*بنیاد برومند و کاری با «بنیادی» درست!
*نمایشنامه ای به نام «شهرام امیری»!
*جنبش سبز، هر روز یک گام به پیش
*چهره بی پوشش دین اسلام
*جناب شیخ، دروغ نگو
*تصویب یک «کاغذ پاره» دیگر
*مرداب «خودکامگی وترس از جنبش مردمی»!
*گروگان گیری، سیاست شناخته شده حکومت اسلامی
*خون جوشان پنج قربانی دیگر
*سالروز 22 خرداد و هراس کودتاگران
*هدف مند کردن یارانه ها با چه انگیزه هایی؟
*نارسایی در رهبری، نقطه سستی اپوزیسیون - ناتالی بسر
*شفاف گویی رمز پیروزی است
*نخستین نشانه های اثر بخش بودن مبارزه منفی با حکومت اسلامی
*به سوی جبهه سوم
*دختر دانشجو نپذیرفت که به او تجاوز کنیم، بازداشتش کردیم!
*بر ما چه رفته است؟ - ۴
*بر ما چه رفته است؟ (۳)
*بر ما چه رفته است؟(۲)
*چه خبر خوبی!
*بر ما چه رفته است ؟
*نماینده پیشین مجلس: "نظام مشروعیت ندارد"
*اپوزیسیون زیر نورافکن انتخابات قلابی!
*مردم "نقشه های" همه شما را "به هم می ریزند"!
*انتخابات یا مردم فریبی؟!
*لابی های حکومت اسلامی ونقش آنها
*"جمله تاریکیست این محنت سرای"