آیا قذافی تا پیش از این دیکتاتور نبوده است؟
کورش گلنام

در سرزمین های عربی

رویدادهای تازه در  سرزمین های عربی به ویژه در مهمترین آن هاچون مصر، تونس و لیبی توجه همه جهانیان را به سوی خود کشیده است. انقلاب و فریاد های آزادی خواهانه مردمان به جان رسیده در این کشورها چنان ناگهانی بود و  آنان چنان پی گیرانه بر آزادی خود پای فشرده وایستادگی نمودند که جهان را به شگفتی وا داشتند.  مردم در چند سرزمین عربی، با ایستادگی خود توانستند در اندک زمانی با کمترین هزینه ها دیکتاتورهایی را به زیر بکشند. روندی که در دیگرسرزمین های عرب زبان نیز آغاز شده است ومی رود که به دگرگونی های بنیادی و تاریخی در این بخش از خاورمیانه بیانجامد. اینک نوبت به دیکتاتور خودخواه وبی مایه ای بنام قذافی در لیبی رسیده است که در میان خود عرب ها نیز به دیوانگی و خودبزرگ بینی و رفتارهای کودکانه شهره است. جنون وجنایت قذافی در لیبی در کشتار مردمی که تنها آزادی خود را فریاد می زنندچنان بالا گرفته است که گذشته از تحریم ها و بلوکه کردن حساب های بانکی خود وخاندنش در جهان، اینک همراه با فرزندان و دست نشاندگان خود، تحت پی گرد جهانی قرار گرفته است و دور نیست که برای سرنگونی و دستگیری او، غرب تا دیروز دوست این دیکتاتور، هماهنگ با دیگر کشورها حتا کشورهای عربی به یورشی نظامی دست بزنند.

دادوستدها

بسیاری از رهبران و سیاست مداران جهان تا پیش از این با قذافی داد وستد ورابطه داشته و بارها او را در آغوش کشیده اند. سند ها و فیلم های فراوانی موجود است که نشان می دهد حتا پس از افشای جنایت بمب گذاری در هواپیمای شرکت هواپیمایی "پان آمریکن" بر فراز لاکربی اسکاتلنددر 1988  که جان 259 مسافر هواپیما و11 تن از ساکنان در محل سقوط هواپیما را گرفت،  محکومیت لیبی در دادگاه به دست داشتن در این بمب گذاری، پذیرش آن از سوی قذافی و پرداخت خسارت به بازماندگان قربانیان،  دیگر کشورها از شرق وغرب، عرب وغیر عرب چگونه با او داد وستد داشته اند. زدوبند و معامله چند میلیارد دلاری تونی بلر با قذافی اینک کاملن شناخته شده است و رسانه های همگانی جهان اینک در باره آن می گویند ومی نویسند. تونی بلر در این معامله پرسود برای انگلستان، "عبدالباسط المقرحی" تنها تروریست دستگیر شده جنایت بمب گذاری در هواپیما بر فراز لاکربی را به بهانه بیماری سرطان آزاد نمود. امری که پذیرش آن حتا برای آمریکایی ها هم دشوار بود. این مأمور آدمکش لیبیایی که هنگام سوار شدن به هواپیما برای بازگشت به لیبی، خود را بسیار بیمار نشان داده و به سختی راه می رفت، در لیبی سرحال و بشاش از هواپیما پیاده شده و به خوبی راه می رفت و نشان می داد که بیماری او بهانه ای بیش نبوده است تا انگلستان در برابر آزادی او میلیاردها دلار سود ببرد!  همین فرانسه که اینک از همه بیشتر فریاد برکناری دیکتاتور قذافی را می زند، برلوسکنی رهبر ایتالیا، کاندالیزا رایس وزیر امور خارجه آمریکا و.. رهبران فراوان دیگری از ترکیه تا کشورهای عربی همه وهمه با این دیکتاتور دیوانه معامله کرده و در زمان دراز 41 سال چشم خود را بر جنایت های او بسته اند. قذافی از مسجد وکلیسا گرفته تا خوانندگان مشهور جهانی را با پول نفت و سرمایه های مردم لیبی می خریده است. برای نمونه و بنا بر گزارش رسانه های همگانی سوئد که بازتاب گسترده ای نیز داشت، هنگامی که مسجد بزرگ شهر مالمو در جنوب سوئد بنام "مرکز اسلامی"دچار گرفتاری مالی شد، قذافی از سوی سازمان لیبیائی ای بنام" سازمان جهان اسلام" که خود بنیاد نهاده است، این مسجد بزرگ مالمو را درماه ژوئیه 2008با پرداخت بیش از 33 میلیون کرون سوئد خریده و در اختیار خود گرفت(1).

خواننده مشهور کانادایی نلی فورتادو، اینک می گوید که یک میلیون دلاری را که در سال 2007 برای اجرای 45 دقیقه برنامه برای یکی از پسران قذافی دریافت کرده است به یک سازمان خیریه می دهد(چه سازمانی و در کجا روشن نیست و می نماید که همه ازترس از بدنامی است )(2). قذافی، فرزندان و بستگانش میلیون ها دلار از سرمایه های مردم لیبی را هر ساله در راه جاه خواهی ها، توطئه ها، سیاست بازی ها و خوش گذرانی های خود هزینه می کرده اند.

اینک ولی چون تخت سلطنت 41 ساله او را واژگون شده می بینند یکباره همه خود را از او گریزان نشان داده و یک شبه رنگی دیگر به خود گرفته و او را "دیکتاتور"ی خون آشام می نامند.گویی او 41 سال دیکتاتور نبوده است!

آیا ما ایرانی ها نمی باید تجربه کنیم که در این جهان آلوده به سیاست های سیاست بازان که در راه سود وقدرت خود هر چیزی را معامله می کنند، تنها به خود تکیه کرده و امیدی به بیگانگان نداشته باشیم؟ ما مردم می باید هشیار باشیم که نمایندگان رهبر کودتاچیان علی خامنه ای و رئیس دولت دست نشانده او که یک بند به آمریکا، انگلیس، اسرائیل و.. بد گفته و روزی ده ها بار از "توطئه دشمن" می گویند، در پنهان با به ویژه امریکایی ها گفت وگو و مذاکره داشته ودارند. مردم بدانند که جنبش و مبارزه آزادی خواهانه آنان، حکومت نیرنگ باز و دروغ پرداز اسلامی را سخت به هم ریخته است و دور نیست که برای رهایی خود به هر خیانت وسازشی با آمریکا و غرب دست بزنند. تنها وتنها مبارزه بی امان همه ایرانیان در درون وبرون مرز می تواند این زد وبند های پنهان را به چالش وشکست کشانده و جهان را وادار به همآن کاری کند که امروز مبارزه و جان فشانی مردم لیبی در برابر قذافی، آنان را مجبور به انجام آن نموده است. اگر خیزش، مبارزه و پایداری مردم لیبی تا به این پایه نبود، قذافی هرگز دیکتاتور خوانده نشده و تحت پی گرد جهانی قرار نمی گرفت.

ما ایرانیان واین رویدادها

1 ـ حکومت اسلامی در ایران کوشش فراوانی کرد که انقلاب کنونی در جهان عرب را نتیجه انقلاب 57 ایران بنمایاند که خود آن را "انقلاب اسلامی" می نامد. آنان که آن زمان رویدادهای ایران را هر روزه پی گیری می کردند خوب بیاد دارند که انقلاب 57 در ایران، در آغاز خود کمترین نشانی از اسلام در خود نداشت و کوشش ها و جان فشانی های مردم برای رسیدن به آزادی، برابری، قانون مداری، علیه حکومت فردی وگذر از خودکامگی بود. شوربختانه بنا بر انگیزه هایی، که نگارنده در گذشته بارها به آن پرداخته است، ملایان توانستند با توجه به باورهای خرافی/دینی مردم، آنان را فریفته، انقلاب آنان را ربوده، رهبری را در دست گرفته وآن را بنام خود و"اسلام" خود مهر نمایند. اینک نیز با وقاحتی بی مانند در تاریخ، به هر دری می زنند که انقلاب در سرزمین های عربی را وابسته به خود، و حکومت اسلامی آبرو باخته و رسوای خود بنامند. امری که در همان آغاز به شکست انجامیده است وحتا مسلمانان این کشورها انزجار و دوری خود از چنین حکومت اسلامی رسوایی را بیان کرده وهم چنان می کنند.

2 ـ انگیزه بیزاری مسلمانان در این کشورها از حکومت اسلامی برای همگان کاملن(کاملا") روشن است. در حکومت اسلامی ای که تا کنون رهبران مهمی از سنی مذهبان ایران به شکل های گوناگون و با درندگی ترور ونابود شده اند؛ سنی مذهبان اجازه داشتن مسجد ندارند؛ در انجام مراسم مذهبی خود آزاد نبوده و باید زیر امر و قانون شیعی مذهبان زندگی کنند؛ در رسانه های همگانی به رهبران مذهبی آنان هر چه می خواهند گفته و هر توهین و دشنامی بر آنان روا می داشته و حتا در منبرهایی آشکارا به همه سنی مذهبان بدترین ناسزهاداده وبدترین تهمت ها را می زنند(3)، چگونه ممکن است حتا اگر مسلمانان در این کشورها که همه آنان سنی مذهب هستند نیز در حکومت شرکت کرده و یا حتا حکومت را در دست بگیرند، پیوندی با حکومت اسلامی منفور ایران داشته و یا راه وروش ضد انسانی آنان را دنبال کنند!

3 ـ وآزگونه آن چه علی خامنه ای و وابستگان او کوشش می کنند بنمایانند، این خیزش مردم ایران علیه کودتای انتخاباتی بود که راه وروش وسر مشقی برای مبارزه آزادی خواهانه در سرزمین های عربی شد. خوانندگان گرامی حتمن(حتما")خود توجه نموده اندکه چگونه به ویژه در مصر وتونس همآن روش ها به کار رفت که مردم در جنبش سبز ایران بکار بردند. چه از دید فرستادن خبرها به بیرون از مرزها و کاربرد تلفن همراه واینترنت و سایت هایی چون فیس بوک، چه شکل گردهمآیی ها و استفاده از رنگی ویژه و باندرول های چند ده و یا چندسد(صد) متری بر روی دست تظاهر کنندگان در میانه جمعیت، همه نشان از تاثیر جنبش اعتراضی سبز در ایران بود. سخنان کوشندگان سیاسی، اجتماعی در این دو کشور، پشتیبانی از جنبش اعتراضی مردم ومخالفت مسلمانان با حکومتی چون حکومت اسلامی ،که در رسانه های همگانی کشورهای گوناگون بارها به آن اشاره رفت، نشانه هایی روشن از دروغ پردازی های خامنه ای و باندهای وابسته به او است.

ـ البته می باید توجه داشت که در مصر وتونس هرگز سرکوب وجشیانه ای که در ایران انجام گرفته و می گیرد به کار نرفت. نه نیروی انتطامی و اوباش لباس شخصی با موتور ومجهز به باتوم برقی، چماق وچاقو وقمه به میان مردم هجوم برده و یا با خود رو مردم را زیر گرفتند، نه شبانه به خانه های مردم ریختند وبه زن وبچه، کوچک وبزرگ رحم نکردند ونه به جنایت ها ودروغ پردازی های  ویژه حکومت اسلامی در ایران دست زدند. در هیچ یک از کشورهادرندگی و وحشی گری های حکومت اسلامی وجود نداشته است(اگر لیبی را به کنار بگذاریم که اکنون درگیر جنگی داخلی است وخشونت قذافی در نهایت.البته در آن جا نیز وضع با ایران یکی نیست و مردم از توانایی های بیشتری بر خوردار هستندو امروز مسلحانه مبارزه کرده و چون فروان از نیروهای ارتش را نیزهمراه با خود دارند،  اسلحه زیادی نیزدر اختیار دارند) .

ـ یک تفاوت بزرگ دیگر در این دو سرزمین، وجود ارتشی مردمی در این کشورها بود که به مردم پیوسته و نپذیرفت که به کشتار دست زده وبه مردم خود شلیک کند. آیا نیروهای انتظامی، سپاه و ارتش در ایران چنین کردند؟ آیا اویاش لباس شخصی(که همه می دانند شماری زیادی از سپاهیان در آن هستند) و شبه نطامیان بسیج با چنین سازماندهی و هزینه های فراوان، در کشورهای عربی نیز وجود داشتندکه تنها هنر و وظیفه ای که دارند کاربرد نهایت اهانت یه مردم آزادی خواه، خشونت و سرکوب آنان است؟

ـ حسنی مبارک هر که بود دست کم تا این اندازه شرافت داشت که دستور کشتار مردم را نداده و خود پس از چند هفته ایستادگی چون بیشترین شمار مردم را مخالف و در برابر خود دید، دست از حکومت برداشته وهم چون شاه ایران، میهن خود را ترک کرد ورفت.

رفتار با قذافی

آنچه برای ما ایرانیان در خور توجه است، آموختن از رفتار رهبران وسیاست مداران کشورهای گوناگون در گذشته و اکنون با قذافی در لیبی و داد و ستد و معامله 41 ساله با اواست.رویدادهای لیبی و آشکار شدن بده وبستان ها با او، یک بار دیگر به ما یاد آور می شود که هرگز به نیروی بیگانه اعتماد و تکیه نکرده وبر پای خود بایستیم. این سیاست بازان تنها زمانی به یاد "انسان" های زیر ستم وبیدادگری دیکتاتورها می افتند و از سر اجبار به پشتیبانی از آنان می پردازند که دیکتاتور زوال ونابودیش حتمی شود. تا زمانی که بتوانند داد وستد و زد وبند کنند و مردم دست به خیزش واعتراض های کارساز وسرنوشت ساز نزنند، از به زبان آوردن حتا واژه دیکتاتور هم در مورد کسانی چون قذافی دوری می کنند. هم اکنون پنهان از چشم مردم نمایندگان همین رهبر مقدس کودتا چی و رئیس دولت دست نشانده اش در حال زد وبندو مذاکره با آمریکا هستند زیرا می دانند سرنوشت قذافی بر سرراه آن ها نیز هست. گذشته از رفت وآمدهای زیاد کنونی مشایی به کشورهای غربی با یاری خودفروختگانی در برون مرز، پیش از انتخابات قلابی و کودتا نیز نشست های مهمی انجام گرفته است. یک نمونه از این نشست وگفت وگوهای پنهان را نشریه انقلاب اسلامی در هجرت، شماره 769 (از بهمن تا اسفند 1389) به میان آورده است که گزارش افشار شده ویکیلیکس از سندی است که سفارت امریکا در لندن به تاریخ 12 آگوست 2008 به وزارت امور خارجه آمریکا فرستاده است. بنابراین گزارش "موسسه بین المللی مطالعات استراتژیک" در روزهای 2 و 3 آگوست کنفرانسی بر گزار کرده که از ایران مجتبا(مجتبی) هاشمی ثمره، مشاور ارشد رئیس دولت کودتا، سلطانیه نماینده حکومت در آژانس جهانی انرژی اتمی، جلیلی، دبیر شورای امنیت ملی، علی باقری مدیر کل اداره اروپایی وزارت خارجه، مصطفا(مصطفی)دولت یار سفیر ایران در هلندو ...چند نفر دیگر در کنفرانس شرکت داشته اند. از آمریکاویلیام پری وزیر پیشین دفاع، فیتز پاتریک از حزب جمهوری خواه، راش هولت، ویلیام مولرو دیگرانی که نگارنده سمت های آنان را درست متوجه نشده است، سیگفرید هکر از دانشگاه آکسفوردو چند ن دیگر شرکت داشته اند. دیدار در خانه ایران در کنار سفارت ایران انجام گرفته است. شرح این گفت وگو ها که هرگز در ایران بیان نشده ونمی شود در این نشریه امده است ونشان از ژرفای نیرنگ بازی و چندگانگی چهره علی خامنه ای وباندهای وابسته کودتاچی به او دارد.    

تا کنون ده ها بار ازاین گونه نشست های پنهان چه در آمریکا وچه درکشورهای اروپایی انجام گرفته است. همآن گونه که پیش تر آمد، اینک رحیم مشایی با یاری خودفروختگانی در برون مرز، که از جنس همین ها هستند ولی بی ریش وتسبیح وباکراوات و در نما اهل علم ودانشگاه که نام آنان نیز بارها به میان آمده است، بیشترین کوشش های پشت پرده را  بر عهده دارد تا هم خود را آدم مهمی به این کشورها بشناساند وجا پایی برای آینده نقشه های خود و هم پالکی کودتاچی اش که با زور تقلب وکشتار رئیس دولت شده است، باز کند و هم غربی ها را مطمئن کند که اگر یاری کنند که حکومت بر جا بماند واو به ریاست جمهوری انتخاب شود، مشکل اتمی را به سادگی به پایان برده ودر آینده دوستان خوبی خواهند شد، نه دیگر به بمب گذاری،ترور  و اتش افروزی در کشورهای دیگر دست می زنند، نه دنبال بمب اتم می روند و ... از این دست وعده ها تا به خیال خود همه را بفریبند تا که امام زمان از راه برسد. البته با این بهانه تا هم چنان حکومت کرده وسرمایه های مردم ایران را بباد دهند.

ایرانی آزادی خواه می باید همچنان هشیار بوده، اجازه گریز وفرار و سازش وحیانت پنهان به تبه کاران حاکم نداده و کار را خودش به انجام برساند.

آدم ربایی وترس از بیان آن

حکومت اینک آشکارا به آدم ربایی دست زده وجنابان موسوی وکروبی را همراه با همسرانشان ربوده است. در برابررسانه های برون مرزی با وقاحت ویژه خود، آن را انکار کرده وجسارت بیان حقیقت ناپدید شدن این دو را ندارد. یک چنین رفتاری تنها از چنین حکومت ضد انسانی،  نیرنگ باز و دروغ پردازی بر می آید.

اگر خود این آقایان به آدم ربایی، گروگان گیری و هر جنایت دیگری دست بزنند، کاری درست انجام داده اند  ولی اگر دیگری چنین کند که اتفاقن چون خود این ها، هم خودکامه وجنایت پیشه بوده وهم چنان هست و هم ادعای مسلمانی وضد آمریکایی بودنش کم از خامنه ای وسران مافیاهای وابسته به او ندارد، جنایت است و علیه قوانین و پیمان های جهانی که خود هر روز آن را زیر پا نهاده ولگد مال می کنند! در رابطه با ناپدید شدن موسا(موسی) صدر وسیله قذافی، حکومت اسلامی 32 سال است سینه زنی وهیاهو می کند(البته برای تبلیغ بوده است زیرا خودش نیز این کاره است).توجه کنید وکیل حزب اللهی خانواده صدر چه می گوید: 

"اما خود جنایت آدم‌ربایی و ناپدیدشدن اجباری یک جنایت است و در قوانین بین‌المللی این جرم مضاعف می‌شود."(4)
 

کوروش گلنام

شنبه 14 اسفند 1389 ـ 5 مارس 2011
 

پا نویس:

 1 ـ  نمونه هایی از این گزارش ها به زبان سوئدی را می توانید در دو آدرس زیر ببینید:

http://www.expressen.se/nyheter/1.2347918/khadaffi-bakom-moske-i-malmo

http://www.svd.se/nyheter/inrikes/sanktioner-drabbar-inte-malmos-moske_5974409.svd

2 ـ در این باره، در این دوآدرس به انگلیسی و سوئدی:

http://www.billboard.biz/bbbiz/industry/touring/beyonce-usher-furtado-s-gigs-for-gadhafi-1005056552.story

سوئدی

http://www.e24.se/makro/varlden/furtado-skanker-bort-gaddafi-pengar_2651345.e24

3 ـ ویدئوی سخنان مهدی دانشمند، این ملای یاوه گو و بی ادب را که بر منبر ریا و نیرنگ خود، بدترین ناسزا هارابه سنی مذهبان می دهد، حتا آن چه را که در میان مسلمانان"ناسزاهای ناموسی" خوانده می شود،  می توانیددر این آدرس دیده وگوش کنید:

http://www.youtube.com/watch?v=B2d5BHmWk-c  

4 ـ ازنشست خبری شبلی ملاط وکیل به گفته آقایان امام موسی صدر! با خبرنگاران ایرانی که به‌صورت ویدیو کنفرانس، عصر روز سه شنبه 30 آذرماه در دفتر موسسه موسی صدر انجام گرفته است.

   

 

 

 

 

 

 

 

 

منبع:پژواک ایران


فهرست مطالب کورش گلنام در سایت پژواک ایران 

*رضاشاه، مردی که چهره‌ایران را دگرگون ساخت (۴)  [2017 Sep] 
*رضاشاه، مردی که چهره‌ایران را دگرگون ساخت (۳)  [2017 Sep] 
*رضاشاه، مردی که چهره‌ی ‌ایران را دگرگون ساخت (۲)  [2017 Sep] 
*رضاشاه، مردی که چهره‌ایران را دگرگون ساخت (۱)  [2017 Sep] 
*یک مادر؛ بر گرفته از کتاب «پسران در تابوت های فلزی« (۱) [2017 Aug] 
*دگرگونی در چهره اجتماعی/سیاسی سوئد بخش سوم و پایانی، حزب دِمُکرات های سوئد [2017 Jul] 
*دگرگونی در چهره اجتماعی/سیاسی سوئد بخش دوم [2017 Jul] 
*دگرگونی در چهره اجتماعی/سیاسی سوئد [2017 Jul] 
*خامنه ای و «ترقه بازی»!  [2017 Jun] 
*ما ایرانیان و «حافظه تاریخی» [2017 May] 
*گزینش ریاست جمهوری در حکومت اسلامی، یک نمایش ‏خسته کننده!‏  [2017 May] 
*نگارش فارسی و دردسرها (بخش دوم و پایانی)  [2017 Apr] 
*نگارش فارسی و دردسرها [2017 Apr] 
*بازار شام گزینش ریاست جمهوری در ایران [2017 Apr] 
*تابویی بنام فلسطین (بخش ششم) [2017 Apr] 
*تابویی بنام فلسطین بخش پنجم [2017 Mar] 
*تابویی بنام فلسطین بخش چهارم [2017 Mar] 
*تابویی بنام فلسطین! بخش دوم [2017 Feb] 
*تابویی بنام فلسطین!‏ بخش نخست  [2017 Jan] 
*نکته هایی در باره بر خورد با مرگ رفسنجانی  [2017 Jan] 
*خرید اسلحه از اسراییل تنها به ماجرای مک فارلین ‏خلاصه نمی شود [2017 Jan] 
*پرسش هایی در باره "گفتگو با یک مامور امنیتی پیشین"‏  [2016 Dec] 
*در پشتیبانی از کار تاریخی احمد منتظری  [2016 Dec] 
*گردهمآیی در پاسارگاد و برخورد جناب محمد رضا ‏شالگونی [2016 Nov] 
*سرگدشت شگفت انگیز یک نویسنده سوئد [2016 Oct] 
*حزب چپ سوئد، حزبی که جدی گرفته نمی شود  [2016 Oct] 
*پیک نت و دنباله روی از سیاست های روسیه [2013 Jan] 
*اسراییل و سیاستی نادرست [2012 Nov] 
*حکومت اسلامی، پشت پرده در گیری های تازه بین اسراییل و حماس [2012 Nov] 
*محکومیت حکومت اسلامی به جنایت علیه بشریت در دادگاه مردمی  [2012 Oct] 
*توطئه تازه علی خامنه ای وهاشمی رفسنجانی برای فریب مردم [2012 Oct] 
*منشور ملی و پایه های درست آن [2012 Oct] 
*اعتماد به خاتمی، گم راهی است [2012 Oct] 
*اکنون نوبت آرژانتین است! [2012 Sep] 
*چرایی اعتراف فریدون عباسی دوانی به دروغ گویی [2012 Sep] 
*کانادا و واکسن ضد حکومت اسلامی  [2012 Sep] 
*نشست سران جنبش عدم تعهد و شکستی دیگر [2012 Sep] 
*اگر زلزله در جنوب لبنان بود.... [2012 Aug] 
*نزدیک شدن سرنگونی بشار اسد و هراس بیشتر خامنه ای [2012 Aug] 
*برای یک ایران آزاد - بخش سوم [2012 Jul] 
*برای یک ایران آزاد - بخش دوم [2012 Jul] 
*برای یک ایران آزاد- بخش نخست [2012 Jul] 
*این هم یک نمونه تلخ دیگر! [2012 Jun] 
*رفتار حکومت اسلامی با افغانستانی ها شرم آور است [2012 May] 
*افشاگری های هولناک یک مقام پیشین حکومت و پرسش ها [2012 May] 
*اعتماد به حکومت اسلامی، بسیار خطرناک است! [2012 Apr] 
*حلقه گم شده! [2012 Mar] 
*نماز آدینه دو هفته پیش و علامت خامنه ای به بمب گذاران!  [2012 Feb] 
*زندگی در گذشته، نقدی بر نوشته علی کشتگر [2012 Jan] 
* نمابش انتخابات و به منبر رفتن خامنه ای [2012 Jan] 
*نمایش انتخابات و کوشش برای حرکتی ملی [2012 Jan] 
*پشتیبانی از درخواست محاکمه علی خامنه ای [2011 Dec] 
*به بهانه نامه نویسی‌ها به خامنه‌ای! [2011 Dec] 
*آن که باید "اقرار به اشتباه" و بد تر از آن اقرار به خیانت کند علی خامنه ای است نه دیگری! [2011 Dec] 
*جنون جنگ [2011 Nov] 
*همه پرسی آزاد، هم چنان بهترین گزینه [2011 Nov] 
*جناب گنجی، شما چرا! [2011 Nov] 
*اداره یک سرزمین شایستگی می خواهد! [2011 Oct] 
*به رهبر خود خوانده: تو برو خود را باش! [2011 Oct] 
*زشتی های روزگار! [2011 Sep] 
*جنبش سبز، هم چنان سبز است! [2011 Sep] 
*سیاست تازه ترکیه، سیاست باخت! [2011 Sep] 
*دشنه در قلب دریاچه ارومیه! [2011 Sep] 
*سوریه وحکومت اسلامی [2011 Aug] 
*آب که از سر گذشت.... [2011 Aug] 
*"اصلاح طلبان حکومتی" هم چنان در کج راه! [2011 Jul] 
*مجلس بی اختیار! [2011 Jul] 
*مراکش نیز دچار دگرگونی شد ولی ایران.... [2011 Jun] 
*کودتاگران، دو سال پس از کودتا [2011 Jun] 
*حماس و صلح جویی! [2011 May] 
*ما و انقلاب در جهان عرب [2011 Apr] 
*کودتا چیان و نیرنگ تازه آنان برای فریب ساده دلان! [2011 Apr] 
*نیروهای نظامی، زمان از دست می رود، به مردم بپیوندید! [2011 Mar] 
*آیا قذافی تا پیش از این دیکتاتور نبوده است؟ [2011 Mar] 
*نمی توان انقلاب مصری ها و تونسی ها را هم دزدید! [2011 Feb] 
*اعدام، جنایت است! [2011 Jan] 
*در باره افشاگری های ویکی لیکس [2010 Dec] 
*دانشجویان درخشیدند! [2010 Dec] 
* آمریکا این چنین می خواهد جلو آسیب های ناشی ازافشاگری های ویکی لیکس را بگیرد  [2010 Dec] 
*نیرنگ ها رنگ باخته است! [2010 Nov] 
*با نخبگان خود چنین نکنیم! ما وآرامش دوستدار [2010 Nov] 
*راه مرگ و ویرانی! [2010 Nov] 
*طبرزدی ودیگر مبارزان دربند را دریابیم! [2010 Oct] 
*نوری زاد و نوشتن نامه به «رهبر گرامی»! [2010 Oct] 
*دست آورد زیاده گویی ها! [2010 Oct] 
*محکوميت طبرزدی نشان توانايی نيست که درماندگی است!  [2010 Oct] 
*دیپلمات های جدا شده و چشم داشت ها [2010 Sep] 
*چرا [2010 Sep] 
*سرانجام به اینجا رسیدند: مکتب ایرانی! [2010 Aug] 
*بنیاد برومند و کاری با «بنیادی» درست! [2010 Aug] 
*نمایشنامه ای به نام «شهرام امیری»! [2010 Jul] 
*جنبش سبز، هر روز یک گام به پیش [2010 Jul] 
*چهره بی پوشش دین اسلام [2010 Jul] 
*جناب شیخ، دروغ نگو [2010 Jul] 
*تصویب یک «کاغذ پاره» دیگر [2010 Jun] 
*مرداب «خودکامگی وترس از جنبش مردمی»! [2010 Jun] 
*گروگان گیری، سیاست شناخته شده حکومت اسلامی [2010 May] 
*خون جوشان پنج قربانی دیگر [2010 May] 
*سالروز 22 خرداد و هراس کودتاگران [2010 May] 
*هدف مند کردن یارانه ها با چه انگیزه هایی؟ [2010 Apr] 
*نارسایی در رهبری، نقطه سستی اپوزیسیون - ناتالی بسر [2010 Apr] 
*شفاف گویی رمز پیروزی است [2010 Apr] 
*نخستین نشانه های اثر بخش بودن مبارزه منفی با حکومت اسلامی [2010 Apr] 
*به سوی جبهه سوم [2009 Mar] 
*دختر دانشجو نپذیرفت که به او تجاوز کنیم، بازداشتش کردیم! [2008 Jul] 
*بر ما چه رفته است؟ - ۴  [2008 Jun] 
*بر ما چه رفته است؟ (۳)  [2008 Jun] 
*بر ما چه رفته است؟(۲)  [2008 Jun] 
*چه خبر خوبی! [2008 Jun] 
*بر ما چه رفته است ؟ [2008 Jun] 
*نماینده پیشین مجلس: "نظام مشروعیت ندارد" [2008 Apr] 
*اپوزیسیون زیر نورافکن انتخابات قلابی!  [2008 Mar] 
*مردم "نقشه های" همه شما را "به هم می ریزند"! [2008 Mar] 
*انتخابات یا مردم فریبی؟! [2008 Feb] 
*لابی های حکومت اسلامی ونقش آنها [2008 Feb] 
*"جمله تاریکیست این محنت سرای" [2007 Dec]